zane_ruz_channel | Unsorted

Telegram-канал zane_ruz_channel - جامعه‌شناسی زن روز

5224

کاوش های جامعه شناسی، روان شناسی و دین پژوهی زنان ⬅️ تماس : 📩 @spfz6949

Subscribe to a channel

جامعه‌شناسی زن روز

📢 این دوره فردا آغاز خواهد شد.

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️‍ #روزنگار_تاریخ_زنان

🗓 لیلی افشار نخستین نوازنده زن در جهان بود که در رشته اجرای گیتار کلاسیک به درجه دکترا دست یافت. افشار استاد موسیقی در دانشگاه ممفیس آمریکا بود.
〰️〰️〰️〰️〰️

#لیلی_افشار (زاده ۱۳۳۸ - درگذشته ۲ آبان ۱۴۰۲)، از نوازندگان شناخته شده گیتار کلاسیک ایرانی بود. وی اصالتا اهل شهرستان تنکابن، مازندران بود.

لیلی افشار در ده سالگی وقتی نوازندگی گیتار را در دیدار با یکی از اقوامش از نزدیک مشاهده کرد به این ساز علاقه‌مند شد و فراگیری گیتار را آغاز کرد. داریوش افراسیابی اولین معلم وی بود. مادربزرگش تار می‌زد و پدر که با نواختن ویولن و پیانو آشنا بود، نیز مشوق او بود.

در همان کودکی در کلیسای آلمانی‌ها و در کاخ جوانان کنسرت داد.پس از اتمام دوره متوسطه و در سال ۱۳۵۵ به آمریکا رفت و تحصیل در رشته موسیقی و در زمینه گیتار را ادامه داد. افشار لیسانسش را از کنسرواتوار موسیقی بوستون گرفت و برای طی دوره کارشناسی ارشد موسیقی در رشته نوازندگی گیتار به کنسرواتوار موسیقی نیوانگلند رفت و زیر نظر نیل اندرسون به تحصیل پرداخت.

✒️پس از آن افشار توانست دوره دکتری را زیر نظر بروس هلزمن در دانشگاه ایالتی فلوریدا به پایان برساند و به این ترتیب او نخستین زنی در جهان بود که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شد.

افشار مدتی نیز در «مرکز هنرهای تجسمی بنف» و «فستیوال موسیقی اسپن» تحصیل کرده و دیپلم افتخاری «آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا» ایتالیا نیز به وی اعطاء شده‌است. لیلی افشار کرسی استادی خود را برای دانشگاه ممفیس در سال ۱۹۸۹ به دست آورد و در آنجا به تدریس موسیقی برای دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار می‌پردازد، که در آنجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال ۲۰۰۰ به وی تعلق گرفته‌است.

لیلی افشار یکی از دوازده نوازنده بین‌المللی گیتار بود که برای نواختن حضور آندرس سگوبیا در کلاس‌های پیشرفته وی، در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انتخاب شد.


آن موقع بود که پس از این کلاس ماسترو سگوبیا در مصاحبه‌ای که در اخبار شامگاهی ان بی سی حضور یافت در خصوص افشار پیش‌بینی کرد که او روزی به نوازنده‌ای معروف تبدیل خواهد شد.

علاقه او به موسیقی معاصر منجر شد که از نخستین اجرا کنندگان آثار رضا والی، گری آیستر، گرارد روژد، لوریس چوبانیان، آرن ملنس، کامران اینجه، باربارا کولب، مرلین زیفرین و سالوادور بروتونس از میان دیگران باشد.

وی کنسرتهای متعددی در کشورهای ایران، آمریکا، انگلستان، ایرلند، کانادا، فرانسه، دانمارک، ایتالیا، آفریقا، نیوزیلند، استرالیا و آمریکای جنوبی برگزار کرده، همچنین در «ویگمور هال لندن»، «مرکز هنرهای اجرایی کندی»، «فستیوال موسیقی گرند تیتن»، «فستیوال موسیقی اسپن»، «مدرسه هنرهای تجسمی بنف»، «فستیوال موسیقی منتون» و «آکادمی آمریکایی در رم» نواخته‌است.
روزنامه واشینگتن پست لیلی افشار را «عالی و بی‌عیب و نقص و قابل‌توجه» توصیف کرده‌است.

لیلی افشار به عنوان بهترین گیتاریست کلاسیک زن برنده جایزه «ارویل ایچ. گیبسن» شده‌ است.


مقاله‌های لیلی افشار دربارهٔ کاستل نوئوو-تدسکو و فرانسثیسکو به چند زبان در نشریات گیتار ریویو، آی۱ فرونیمو و گیتار و لوت چاپ و منتشر شده‌اند. افشار به منظور اجرای قطعات موسیقی ایرانی با گیتار کلاسیک، اقدام به نصب ربع پرده بر روی ساز خود کرد.

لیلی افشار در سال ۲۰۰۱ پس از ۲۰ سال به ایران سفر کرد و پس از آن طی سفرهای متعدد، اقدام به برگزاری کلاس‌های تکمیلی و گروهی برای نوازندگان و هنرجویان گیتار در ایران کرده‌است.

🌸 جوایز و افتخارات:

جایزه استاد برجسته دانشگاه ممفیس در سال ۲۰۰۰
برنده جایزه سالانه نوازنده برتر گیتار در دوره‌های دهم، یازدهم و دوازدهم
برنده جایزه الیور اچ گیبسون در سال ۲۰۰۰ برای بهترین نوازنده زن گیتار کلاسیک
برنده جایزه ممفیس چاپتر از طرف آکادمی ملی هنر و دانش آمریکا
برنده جایزه هنر تنسی در رشته موسیقی
برنده جایزه ملی هنر
برنده جایزه اول انجمن گیتار آمریکا
برنده جایزه بزرگ جشنواره موسیقی اسپن
برنده جایزه اول انجمن ملی مدرسین موسیقی
برنده جایزه اول انجمن ملی مدرسین سازه‌های زهی
عضویت در بین دوازده گیتارنواز برجسته جهان برای نوازندگی در گروه آندرس سگوبیا


#زنان_تاثیر_گذار
#معرفی_زنان_تاثیرگذار


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مدرسه فمینیستی زن‌ روز برگزار می‌کند:


🔴دوره با همخوانی کتاب «جنسیت چیست؟»


⏺️تسهیلگر: درسا کاظمی


در این سلسله‌ جلسات جمع‌خوانی کتاب «جنسیت چیست؟»، تلاش می‌کنیم درباره‌ی مفهوم جنسیت و جایگاه آن در زندگی روزمره تامل کنیم؛ از چگونگی شکل‌گیری تفاوت‌های جنسیتی و شیوه‌های مختلف فهم و تحلیل آن‌ها تا نسبت جنسیت با قدرت، امر سیاسی، طبقه و نژاد.

در این مسیر، با پرسش از خودِ مفهوم جنسیت، به این فکر می‌کنیم که جنسیت چگونه بدن‌ها، هویت‌ها و روابط ما را شکل می‌دهد و آیا گریزی از آن وجود دارد؟ اگر چنین گریزی ممکن باشد، چه مسیرهای فرعی و حاشیه‌ای برای این گریز وجود دارند و هر کدام ما را به چه سمت‌وسویی هدایت می‌کنند؟


📚ساختار جلسات:


⭕️جلسه اول:
آیا امروزه همه‌ی جنسیت‌ها با هم برابرند؟ تفاوت در بین جنسیت‌ها را چطور می‌توانیم تحلیل کنیم؟

⭕️جلسه دوم:
رویکردهای مختلف در نسبت با جنسیت چیست؟ چگونه باید میان آن‌ها دست به انتخاب زد؟

⭕️جلسه سوم:
سیاست جنسیت چیست؟ اگر برای مبارزه با قدرت به یک مای مشترک نیاز داریم، این ما چگونه ساخته می‌شود، چه هویتی دارد و چه کسانی را بیرون می‌گذارد/نمی‌گذارد؟

⭕️جلسه چهارم:
چگونه جنسیت با نژاد و طبقه می‌تواند گره بخورد؟ و آیا اصلا می‌توان تبعیض جنسیتی را به تنهایی توضیح داد؟

⭕️جلسه پنجم:
در نهایت جنسیت چیست؟ آیا می‌توان خارج از آن زندگی کرد؟


⬅️زمان برگزاری:


➖ آغاز دوره: ۴ آبان‌ماه
➖ دوشنبه‌ها ساعت ۱۸
➖ محل برگزاری: پلتفرم آنلاین اسکای‌روم


📌جهت ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید:


✈️ @Zaneruz_admin
✈️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ پزشکی هژمونیک و سقط‌جنین خودمدیریت‌شده


زیست‌پزشکی، شاخه‌ای از پزشکیِ غربی است که بیماری را پیامد انحراف از یک معیار زیستیِ جهان‌شمول می‌داند. این شیوه اکنون شکل مسلط بهداشت و درمان در سراسر جهان است. انسان‌شناسان پزشکی، الگوی هژمونیک را زیست‌گرایانه، فردگرایانه، پزشکی‌زده و عمل‌گرا توصیف می‌کنند و بر رابطهٔ نامتقارن میان بیمار و پزشک و کالایی‌شدن سلامت در این الگو تأکید دارند. 

✒️پژوهشگران فمینیست و ضدنژادپرستی نیز افزوده‌اند که زیست‌پزشکی مردمحور، دگرجنس‌گراهنجار، طبقاتی و استعمارگر است: بدن مرد سفیدپوستِ دگرجنس‌گرا و متعلق به طبقهٔ متوسط را «معیار جهان‌شمول» در نظر می‌گیرد و بدن‌های دیگر را انحراف از آن می‌شمارد. از این منظر، زیست‌پزشکی در اعمال کنترل اجتماعی نیز نقش دارد.

از زمان شکل‌گیری‌اش در قرن هجدهم، پزشکیِ هژمونیک هر شیوهٔ مراقبتی را که بر اثبات‌گرایی و عقلانیت علمی استوار نباشد، بی‌اعتبار دانسته است. این نظام، مدل‎های جایگزین- از جمله مدل‌های مبتنی بر مراقبت از خود را و کنش‌های جمعی تکیه دارند، مانند سقط خودمدیریت‌شده – تابع خود کرده، نادیده گرفته، زیر سؤال برده، انگ زده، ممنوع یا تصاحب کرده است.

✅در دههٔ ۱۹۹۰، زمانی که سقط خودمدیریت‌شده در مناطقی شکل گرفت که خدمات بالینیِ سقط خودخواسته جنین در آن‌ها در دسترس نبود یا دسترسی به آن دشوار بود، کنشگران فمینیستِ به‌سرعت پتانسیل توانمندسازی آن را تشخیص دادند. آنان نوع خاصی از آن، یعنی aborto autónomo یا «سقط خودمختار»، را بیانیه‌ای سیاسی می‌دانستند که قدرت و کنترلی را که دولت‌ها و نهادهایشان ــ از جمله نهادهای درمانی ــ بر بدن‌های جنسیت‌مند اعمال می‌کنند، به چالش می‌کشد. آنان این روش را به‌روشنی در چارچوب حقوق بشر قرار می‌دادند و بر درک رابطه‌ای از خودمختاری و آزادی تکیه می‌کردند.

در همین حال، کنشگران فمینیست دولت‌ها و نهادهای درمانی را در برابر مسئولیتشان پاسخ‌گو می‌دانند و خواستار مراقبت باکیفیت برای افرادی هستند که به خدمات سقط نیاز دارند یا خواهان آن‌اند؛ موضعی که سازمان جهانی بهداشت نیز از آن حمایت می‌کند.

🌸در الگوهای فمینیستیِ مراقبت، تصمیم فرد برای سقط هرگز زیر سؤال نمی‌رود. کنشگران اطلاعات و حمایت را فراهم می‌کنند، اما هدایت فرایند کاملاً در اختیار فردی است که سقط را تجربه می‌کند. افرادی که سقط خودمدیریت‌شده را انجام می‌دهند، برای خودمختاری‌ای که این روش فراهم می‌کند ارزش قائل‌اند.

الگوی پزشکیِ هژمونیک، در برابر، از این فرض آغاز می‌کند که افراد نمی‌توانند دربارهٔ بدن و سلامت خود تصمیم درست بگیرند. این همان چیزی است که منندز از آن با عنوان «بیمار ناآگاه» یاد می‌کند. بر پایهٔ این دیدگاه، نظارت پزشکی برای اطمینان از مراقبت مناسب و به حداقل‌رساندن خطرها لازم است. مراقبت از خود تنها در شرایطی بسیار مشخص ایمن تلقی می‌شود که پیشاپیش از سوی نهاد پزشکی تأیید شده باشند.

کنشگری فمینیستی خواهان جرم‌زدایی و رفع انگ‌زنی از سقط است و تأکید می‌کند که سقط خودخواسته باید بخشی از زندگی عادی انسان شناخته شود که نیازی به پنهان‌کردن آن نیست.


بااین‌حال، تمرکز محدود الگوی پزشکیِ هژمونیک بر حفظ حریم خصوصی و محرمانگی، اگر با مطالبات سیاسیِ فمینیستی برای جرم‌زدایی و عادی‌سازی همراه نباشد، می‌تواند انگ‌زنی و استثنایی تلقی‌شدن سقط خواسته جنین را تقویت کند؛ زیرا سقط را همچنان در حوزهٔ خصوصی و پنهان نگه می‌دارد. این نگاه همچنین این تصور را تقویت می‌کند که سقط در مقایسه با دیگر اقدامات پزشکی، نیازمند برخوردی ویژه است.

✅پزشکی‌زدایی مفهومی محوری در الگوهای مراقبتِ سقط خودمدیریت‌شده است.

پزشکی‌سازی به این معناست که مسائل اجتماعی در قالب پزشکی تعریف شوند و در نتیجه زیر کنترل پزشکی قرار بگیرند. در مقابل، مبارزه فمینیستی برای پزشکی‌زدایی سقط جنین به معنای رد این کنترل بر بدن زنان و سایر افراد باردار است، در حالی که از طیف وسیعی از گزینه‌ها حمایت می‌کند و از سیستم‌های پزشکی که دسترسی به مراقبت را برای افراد با نیازها و خواسته‌های متنوع تضمین می‌کنند، حمایت می‌کند.

#بدن_زن
#سقط_جنین
#پایان_خودخواسته_بارداری

🔖ادامه مطلب

▫️zaagaah
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

🎬Valerie and Her Week of Wonders

🎬والری و هفته‌ی عجایبش

🎭 #تحلیل_فیلم


فیلم بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده است و یکی از شاخص‌ترین، پیچیده‌ترین و بصری‌ترین آثار موج نوی سینمای چکسلواکی است.

تحلیل فمینیستی این فیلم مستلزم خوانشی چندوجهی است؛ چرا که اثر هم‌زمان دربردارنده‌ی آزادسازی تنانگی زنانه و نمایش سازوکارهای بهره‌کشی پدرسالارانه/نهادی است. کانون نمادین روایت فیلم، با اولین قاعدگی والری و چکیدن قطره‌ای خون روی یک گل بابونه/مروارید شکل می‌گیرد.

در تفکر ارتدوکس پدرسالارانه و گفتمان‌های مذهبی، خون قاعدگی همواره منبع «ناپاکی»، «آلودگی» (Abjection به تعبیر ژولیا کریستوا) و شرم تنانه بوده است.


اما فیلم این تجربه را از یک بحران بیولوژیک شرم‌آور خارج کرده و به یک محرک شناخت‌شناختی تبدیل می‌کند. آمدن خون قاعدگی، والری را از جهان امن، منفعل و عروسکی کودکی به قلمرو خودآگاهی، دگرگونی جسمانی و آغاز مواجهه با کشش‌های جنسی پرتاب می‌کند.

✒️این خون، دریچه‌ی ورود به «هفته‌ی عجایب» است؛ دوره‌ای آئینی که در آن زن بودن نه با تسلیم، بلکه با بیداری حس‌ها، هراس‌ها و عاملیت تجربه می‌شود.

کلیسا در فیلم نماد ریاکاری حاکم بر میل و سرکوب جنسی است. کشیشی که موعظه‌ی پاکدامنی، گناه و ترس از آتش دوزخ می‌کند، خود مظهر میل انحرافی، تهاجمی و ابژه‌ساز است. او با خشونت در پی تسخیر تن والری است، اما با نقاب اخلاق. در سکانس‌هایی که کشیش برای وسوسه یا محکوم کردن والری می‌آید، تقاطع خشونت کلامی دین پدرسالار با سلب عاملیت جنسی زنان به‌وضوح عیان می‌شود.

🎬مادربزرگ والری (که به السا بدل می‌شود) یکی از کلیدی‌ترین چهره‌ها برای تحلیل فمینیستی فیلم است. او زنی است مسن که در جامعه‌ای که ارزش زن را در جوانی، کشش جنسی برای مردان و باروری خلاصه کرده، احساس خلع ید شدن می‌کند.

پدرسالاری سنتی زنان را به جان هم می‌اندازد: مادربزرگ حاضر است نوه و گوشواره‌های جادویی را قربانی کند تا طراوت جوانی‌اش را از ومپایر بازپس گیرد. این خط داستانی مستقیماً به نقد سرمایه‌داری عاطفی و زیبایی‌شناختی پدرسالار می‌پردازد که در آن زن با افزایش سن به موجودی نامرئی و بی‌ارزش تقلیل می‌یابد.

🎬 سکانس دادگاه تفتیش عقاید و تلاش برای سوزاندن والری بر تیرک آتش، بازخوانی تاریخ «جادوگرکشی» از زاویه‌ی فمینیستی است (یادآور آرای سیلویا فدریچی در کالیبان و ساحره).

والری متهم به گناه، افسونگری و پیوند با شیطان می‌شود؛ اما گناه واقعی او نه کار جادو، بلکه مالکیت بر میل خود و تن ندادن به اقتدار مذکر است.


والری با استفاده از فلوت/موسیقی و با شادابی تنانه‌اش آتش را مهار می‌کند؛ یعنی ابزار نمادین لذت و هنر را در برابر ماشین مرگ‌آور نهاد مذهبی قرار می‌دهد و تماشاگران سرکوب‌شده را نیز به رقص و رهایی وا‌می‌دارد.

فیلم با صحنه‌ای جشن‌گونه و کارناوالی به پایان می‌رسد؛ جایی که همه‌ی چهره‌ها—مرده و زنده، ظالم و قربانی—در بستری در جنگل گرد آمده‌اند و والری در میان آن‌ها می‌خرامد.

🟡از منظر فمینیسم فرانسوی و ژوئیسانس، این پایان‌بندی خط بطلانی است بر فرجام‌شناسی‌های تراژیک پدرسالار که زن بیدارشده را مستوجب مرگ، مجازات یا ازدواج اجباری می‌داند. والری نه خودکشی می‌کند، نه منقاد می‌شود و نه تقدس‌زدایی می‌گردد؛ او جهان رویاگون، امیال متناقض و تنانگی خود را بازپس می‌گیرد و وارد حیاتی خودمختار می‌شود.

«والری و هفته‌ی عجایبش» مانیفستی بصری درباره‌ی گذار یک دختر جوان به آگاهی سوبژکتیو و عاملیت بدنی است. فیلم نشان می‌دهد که چگونه هیولاهای جامعه‌ی کهن (کشیش، پدر، اخلاق سرکوبگر و مصرف‌گرایی زیبایی) بر سر راه تکوین سوژه‌ی زن صف می‌کشند، اما در نهایت، والری با در آغوش کشیدن سرکوب‌ناپذیری تن، تخیل و گسست از نمادین‌های تحمیلی، آن‌ها را خلع سلاح می‌کند.

#پریود
#قاعدگی
#بدن_زن
#معرفی_فیلم
#فیلم_فمینیستی


📹 فیلم Valerie and Her Week of Wonders را اینجا تماشا کنید.


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

✍ بعضیا هم بدون هیچ سند و مدرکی باور میکنن که یه زن خرابه... ولی برای اینکه بفهمن یه مردی متجاوزه باید هزارتا دلیل اثبات کننده،حداقل دوازده تا شاهد، آزمایش DNA و تصاویر دوربین مداربسته بهشون ارائه بدی.

🖍Mia

✍ تو یکی از روستاهای اطراف شهر ما دو تا خواهر رو برادراش کشتن چون همسایه‌ها گفته بودن وقتی شماها زندانید، اینا معلوم نیست کجا میرن.

بعد اینکه به فجیع‌ترین شکل ممکن کشتنشون، معلوم شد می‌رفتن شهر خونه مردم رو تمیز می‌کردن.

🖍nisan

✍ یه آماری شنیده بودم از قتل‌های ناموسی در تهران، آمار به این صورت بود که ۱۵۰ مورد قتل با «شک» به خیانت همسر اتفاق افتاده بود.

درچهل مورد از صد و پنجاه مورد، قاتل حتی یک عکس، پیام، مچ‌گیری یا هر مدرک دیگه دال بر خیانت زن نداشت، فقط شک کرده بود!

فقط «شک و تردید » مجوز گرفتن جان یک زن شده بود


حتی در کامنتهای اون پست هم عده‌ای نوشته بودن: شما نمی‌فهمین شک و تردید چه بلایی سر یه مرد میاره که، مرد حق داشته!

✒️جالبه در دیدگاه همچین افرادی احتمالا زن یک موجود احساساتیه که هیچ کنترلی روی احساسات، رفتار و خواسته‌هاش نداره، ولی کماکان اونی که فقط از روی شک و تردید مرتکب قتل میشه مرده.

🖍گلی شهر از



✈️@Zane_Ruz_Twitter

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

📔Manifestly Haraway; A Cyborg Manifesto

🖊Donna J. Haraway

📔مانیفست سایبرگ؛ فمینیسم در روابط اجتماعی علم و فن‌آوری

🖊نویسنده: دانا هاراوی
🖍مترجم: امیر قضایی


کتاب مانیفست سایبرگ، فمینیسم را در روابط اجتماعی علم و فن‌آوری مورد توجه خود قرار داده است.

هاراوی در مانیفست خود، استعاره‌ی سایبرگ را برای بحث در باب روابط علم، فن‌آوری و فمینیسم سوسیالیستی مطرح می‌کند. او دوگانه‌انگاری‌های قدیمی مانند ذهن/بدن، من/دیگری، انسان/ حیوان، مرد/ زن، انسان/ ماشین و...را به چالش کشانده است. ما دیگر قادر نیستیم در قالب این دوتایی‌ها و یا حتی در قالب هویتی بیولوژیکی فکر کنیم.

در واقع ما سایبرگ شده‌ایم، مخلوطی از انسان و ماشین که سویه‌ی زیست‌شناسانه‌ی دانا هاراوی در مطالعات فرهنگی، زنان، ادبیات و فلسفه از نفوذ و اهمیت فراوانی برخوردار است.


در ظاهر امر، سایبرگ دقیقا فرمانبردارترین بنده در هر رابطه‌ی ممکن ارباب/بنده است. او هیچ آرمان ذهنی از آزادی را در سر نمی‌پروراند و صرفا به محرک‌ها پاسخ می‌دهد... از یک نظر، جهان سایبرگ درصدد تحمیل نهایی یک شبکه‌ی کنترل برکره‌ی خاکی است، در شرف تجدید نهایی تجسم‌یافته در اکتشافات جنگ ستارگان است که به نام دفاع برپا شده است یا درصدد به انحصار درآوردن نهایی بدن زنان در یک عیاشی مردسالارانه‌ی جنگ است.

✒️داناهاراوی تأکید می‌کند: «من هیچ زمان دیگری را در تاریخ سراغ ندارم که این‌چنین ضرورت اتحاد سیاسی برای مقابله‌ی موثر با سلطه‌های جنسیت، میل جنسی، نژاد و طبقه احساس شود.»

📒کتاب حاضر دربردارنده‌ی این مقالات است: رویای کنایی یک زبان مشترک برای زنان در مدار مجتمع، هویت‌های منکسر، سلطه در برابر انفورماتیک‌های سلطه، اقتصاد کار خانگی خارج از خانه، زنان در مدار مجتمع، و سایبرگ‌ها: اسطوره‌ای از هویت سیاسی.

#معرفی_کتاب
#کتاب_فمینیستی


🗂 منبع معرفی کتب مطالعات فمینیستی:

📎
https://www.instagram.com/feministbookcase?igsh=ZTBqdWJ2M3YzbGJ5


🔮 feministbookcase


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مدرسه فمینیستی زن‌ روز برگزار می‌کند:


🔴دوره با همخوانی کتاب «جنسیت چیست؟»


⏺️تسهیلگر: درسا کاظمی


در این سلسله‌ جلسات جمع‌خوانی کتاب «جنسیت چیست؟»، تلاش می‌کنیم درباره‌ی مفهوم جنسیت و جایگاه آن در زندگی روزمره تامل کنیم؛ از چگونگی شکل‌گیری تفاوت‌های جنسیتی و شیوه‌های مختلف فهم و تحلیل آن‌ها تا نسبت جنسیت با قدرت، امر سیاسی، طبقه و نژاد.

در این مسیر، با پرسش از خودِ مفهوم جنسیت، به این فکر می‌کنیم که جنسیت چگونه بدن‌ها، هویت‌ها و روابط ما را شکل می‌دهد و آیا گریزی از آن وجود دارد؟ اگر چنین گریزی ممکن باشد، چه مسیرهای فرعی و حاشیه‌ای برای این گریز وجود دارند و هر کدام ما را به چه سمت‌وسویی هدایت می‌کنند؟


📚ساختار جلسات:


⭕️جلسه اول:
آیا امروزه همه‌ی جنسیت‌ها با هم برابرند؟ تفاوت در بین جنسیت‌ها را چطور می‌توانیم تحلیل کنیم؟

⭕️جلسه دوم:
رویکردهای مختلف در نسبت با جنسیت چیست؟ چگونه باید میان آن‌ها دست به انتخاب زد؟

⭕️جلسه سوم:
سیاست جنسیت چیست؟ اگر برای مبارزه با قدرت به یک مای مشترک نیاز داریم، این ما چگونه ساخته می‌شود، چه هویتی دارد و چه کسانی را بیرون می‌گذارد/نمی‌گذارد؟

⭕️جلسه چهارم:
چگونه جنسیت با نژاد و طبقه می‌تواند گره بخورد؟ و آیا اصلا می‌توان تبعیض جنسیتی را به تنهایی توضیح داد؟

⭕️جلسه پنجم:
در نهایت جنسیت چیست؟ آیا می‌توان خارج از آن زندگی کرد؟


⬅️زمان برگزاری:


➖ آغاز دوره: ۴ آبان‌ماه
➖ دوشنبه‌ها ساعت ۱۸
➖ محل برگزاری: پلتفرم آنلاین اسکای‌روم


📌جهت ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید:


✈️ @Zaneruz_admin
✈️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

✉️#گزیده



✍️ کار فمینیسم قدرتمند کردن زنان نیست، زنان قدرتمند هستند.

کار فمینیسم ایجاد تغییر در دیدگاه و درک جامعه از قدرت زنان است.




👤 G.D ANDERSON

👤#جی_دی_اندرسون؛

✅#فمینیسم


🗂 منبع گزیده‌های فمینیستی:



🔮 lnstagram.com/excerpt_from_feminism


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

📚 Ejaculate Responsibly
A Whole New Way to Think About Abortion

🖍 Author: Gabrielle Stanley Blair
📔 Published: 2022


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ بدن، مراقبت و نابرابری: سرطان سینه به مثابه مبارزه‌‎ای فمینیستی

اکتبر، ماه آگاهی‌‎رسانی در مورد سرطان سینه، فرصتی برای صحبت درباره بیماری‌ای است که زندگی بسیاری از زنان را تغییر می‌دهد. اما پشت روبان‌های صورتی و توصیه‌های تشخیص زودهنگام، پرسش‌هایی درباره قدرت وجود دارد: چه کسی فرصت رسیدگی به بدنش را دارد؟ چه کسی می‌تواند هزینه درمان و توقف کار را بپردازد؟ چرا تغییر شکل سینه ممکن است به‌عنوان تهدیدی برای «زنانگی» تعریف شود؟ و وقتی زنی که همواره مراقبت‌کننده بوده بیمار می‌شود، چه کسی از او مراقبت می‌کند؟

این پرسش‌ها، سرطان سینه را به مسئله‌ای فمینیستی تبدیل می‌کنند.


✅بیماری در بدنی رخ می‌دهد که پیشاپیش در روابط اجتماعی قرار دارد: روابطی که مسئولیت مراقبت، دسترسی به منابع، حق تصمیم‌گیری و حتی معنای زیبایی را شکل می‌دهند. از این منظر، تجربه سرطان سینه را باید در تلاقی جنسیت با طبقه، نژاد، سن، گرایش جنسی و شرایط زندگی فهمید.

سرطان سینه با عضوی از بدن ارتباط دارد که معنای آن به پزشکی محدود نمی‌شود. در فرهنگ‌هایی که ارزش زنان را با زیبایی، مطلوبیت جنسی و مادری پیوند می‌دهند، تغییر سینه می‌تواند با فشار برای حفظ یا بازگرداندن ظاهری «زنانه» همراه شود.

آدری لرد، شاعر و متفکر فمینیست سیاه‌پوست و همجنس‌گرا، در کتاب یادداشت‌های سرطان، منتشرشده در سال ۱۹۸۰، تجربه سرطان سینه و برداشتن سینه را به پرسشی درباره قدرت تبدیل می‌کند: چه کسی تعیین می‌کند بدن زن پس از بیماری چگونه باید دیده شود؟ او در این کتاب می‌نویسد: «نمی‌پذیرم جای زخم‌هایم پشت پشم بره یا ژل سیلیکون پنهان یا بی‌اهمیت جلوه داده شوند.» قدرت این جمله در کنار هم قرار دادن «پنهان کردن» و «بی‌اهمیت جلوه دادن» است. جای زخم برای لرد صرفاً تغییری در ظاهر نیست؛ نشانه تجربه‌ای است که بدن از سر گذرانده است.

✒️اصرار بر پوشاندن آن می‌تواند این پیام را منتقل کند که زن تنها زمانی پذیرفتنی است که آثار بیماری را از نگاه دیگران محو کند. در چنین شرایطی، آسودگی دیگران به وظیفه‌ای تازه برای زن بیمار تبدیل می‌شود.

لرد فشار برای استفاده از پروتز را به سکوت و نامرئی شدن پیوند می‌دهد. در عین حال، حق هر زن برای تصمیم‌گیری درباره بدنش را به رسمیت می‌شناسد؛ اعتراض او متوجه تبدیل پروتز به هنجاری است که همه باید از آن پیروی کنند.

⬅️از این منظر، مسئله فمینیستیِ سرطان سینه به حق انتخاب جراحی محدود نمی‌شود. حق زندگی با بدن تغییرکرده نیز مطرح است: اینکه زن بتواند با یک سینه یا بدون سینه در جهان حضور داشته باشد، بدون آنکه بدنش ناقص، شرم‌آور یا نیازمند توجیه تلقی شود. بازسازی سینه و استفاده از پروتز می‌توانند انتخاب‌هایی ارزشمند برای فرد باشند؛ آزادی زمانی وجود دارد که انتخاب نکردن آن‌ها نیز پذیرفته شود.

🌸سرطان سینه نشان می‌دهد چگونه سیاست بدن، تقسیم کار مراقبتی و توزیع منابع در تجربه بیماری به هم می‌رسند. تصویر مردسالار از بدن می‌تواند بر معنای تغییرات جسمی اثر بگذارد؛ مسئولیت‌های مراقبتی می‌توانند فرصت رسیدگی به خود را محدود کنند؛ و نابرابری اقتصادی می‌تواند دسترسی به گزینه‌های درمان را کاهش دهد.

از این رو، آگاهی‌رسانی فمینیستی باید هم‌زمان چند مطالبه داشته باشد: مراقبت قابل دسترس، تقسیم عادلانه مسئولیت‌ها، اطلاعات روشن، احترام به اختیار بدنی و امکان روایت تجربه بدون قضاوت.

چنین رویکردی از بیمار نمی‌خواهد تمام بار عبور از بیماری را به‌تنهایی حمل کند.


🟡اکتبر می‌تواند فرصتی برای شنیدن این تجربه‌ها و پاسخ‌گو کردن نهادها باشد. پرسش تنها این نیست که زنان درباره سرطان سینه چه می‌دانند؛ باید پرسید جامعه چه امکاناتی برای مراقبت از آنان فراهم کرده است.

#بدن_زن
#سرطان_پستان

📎ادامه مطلب

▫️zaagaah
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

🎬 تمامی فیلم‌های فمینیستی کانال جامعه‌شناسی زن روز به همراه تحلیل آن‌ها به کانال زیر انتقال یافتند.


🔗
/channel/+6h5aI8lpA0wxZWVk

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مثله‌سازی جنسی پیش از سلب حیات
🖍 پرستو فرخی

🔴چرا اعضای جنسی بدن زن (به‌ویژه پستان و واژن) پیش از زن‌کشی هدف حمله قرار می‌گیرند؟

⚠️هشدار: خواندن این مطلب ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد.


رویدادهایی نظیر مثله‌سازی جنسی پیش از سلب حیات، خشن‌ترین و عریان‌ترین وجه زن‌کشی و جنایات منتسب به ناموس هستند. در جرم‌شناسی انتقادی، انسان‌شناسی فمینیستی و نظریه‌ی مرگ-سیاست (نکروپولیتیک)، پدیده مثله‌سازی جنسی پیش از سلب حیات (قطع یا تخریب پستان‌ها، اندام جنسی، صورت و موها) صرفاً به یک اقدام کور یا ناشی از جنون آنی و سادیسم فردی تقلیل داده نمی‌شود؛ بلکه حامل منطق نمادین، گفتمانی و ساختاری بسیار دقیق و عمیقاً سیاسی است.

❌ ازجمله دلایلی که اعضای جنسی بدن زن (به‌ویژه پستان و واژن) پیش از زن‌کشی هدف حمله قرار می‌گیرند عبارتند از:

۱. نابودی محل جرم خیالی و داغ‌گذاری بر منبع تمایز جنسی

در ساختار پدرسالار و نظام ارزشی مبتنی بر ناموس، بدن زن ملک اشتراکی یا اختصاصی مردان خویشاوند (پدر، برادر، همسر) تعریف می‌شود. در این دستگاه فکری «واژن» نماد کانون میل جنسی مهارنشده زنانه و محل بالقوه یا بالفعل خیانت به مالکیت مردانه تلقی می‌شود.

پستان‌ها نیز در این نظام فکری نماد زنانگی، جاذبه جنسی، باروری و سوژگی جنسی زن هستند. وقتی مرد پستان یا واژن را می‌بُرد، در تخیل خود در حال ریشه‌کنی منبع فساد است. او پیش از آنکه زن را بکشد، می‌خواهد آنچه او را تبدیل به زن کرده و مایه لکه ننگ شده را از بین ببرد.

پستان و واژن ارگان‌های بازتولید زیستی جامعه‌اند. حملهٔ مرد به این بخش‌ها نوعی عقیم‌سازی تروریستی است که پیامی ضمنی به کل جامعهٔ زنان مخابره می‌کند مبنی بر اینکه نیروی بازتولیدی شما ملک حاکمیت مذکر است و اگر مهار نشود، مجازات آن مثله‌سازی مادی همان نیرو است.

بریدن پستان و اندام جنسی که نمادهای تن‌یافتهٔ تفاوت جنسی، باروری، لذت خودمختار و زنانگی هستند، تلاشی است برای محو فیزیکی علائم جنسی زن؛ نوعی خلع‌سلاح کردن نمادین بدن زن از قدرت جنسی و زنانگی‌اش.

۲. تقلیل زن از سوژگی به «گوشت محض»؛ تخریب هویت و تنزل هستی‌شناختی زن

شکنجه و مثله کردن پیش از مرگ، کارکردی فراتر از قتل دارد: قتل صرفاً پایان دادن به حیات بیولوژیک است، اما مثله کردن تخریب کرامت انسانی و تحقیر هستی‌شناختی قربانی است.

قاتل با هدف قرار دادن حساس‌ترین، خصوصی‌ترین و دردناک‌ترین بخش‌های بدن، قربانی را در آخرین لحظات زندگی به وضعیتی از درماندگی مطلق، عریانی تحقیرآمیز و درد بی‌نهایت پرتاب می‌کند.

ریتا سگاتو؛ انسان‌شناس برجسته‌ی فمینیست، این اقدام را تبدیل سوژه به شیء و در نهایت تبدیل شیء به «زباله یا لاشه» می‌خواند.


پیام ضمنی این عمل به زن در حال احتضار این است: «تو حتی لایق آن نیستی که به عنوان یک انسان بمیری؛ تو چیزی جز این گوشت بی‌ارزش فاسد نیستی.»

۳. آموزش سیستماتیک قساوت و انتقال پیام به سایر زنان

ریتا سگاتو نظریه‌ی بنیادینی به نام «آموزش سیستماتیک قساوت» را ارائه می‌کند. بر اساس این نظریه مثله کردن بدن زن تنها متوجه شخص قربانی نیست، بلکه یک رسانه و اعلامیه عمومی است.

این خشونت افراطی پیامی کدگذاری شده به تمامی زنان آن خانواده، طایفه و جامعه می‌فرستد: «مرزهای ناموس و خطوط قرمز مالکیت مردانه اینجاست؛ هرکس از آن عبور کند، سرنوشتش همین خواهد بود.»

⬅️بریدن نمادهای زنانگی، ایجاد نوعی ترور روانی پایدار در جامعه است تا امکان سرکشی، ابراز تمایل جنسی مستقل یا طلاق و خروج از رابطه مردسالارانه را در نطفه خفه کند.

۴. احیای نمادین مردانگی اخته‌شده با آیین برادری پدرسالار

در خصوص قتل «مریم یارمحمدی» نکته بسیار تکان‌دهنده، همکاری برادر و شوهر است؛ پدیده‌ای که در جامعه‌شناسی فمینیستی به آن «پیمان برادری پدرسالارانه» (Patriarchal Brotherhood) گفته می‌شود.

ائتلاف شوهر و برادر نشان می‌دهد که در نظام ناموس‌محور، اختلافات میان دو خانواده در برابر اصل «اعاده شرف مذکر» رنگ می‌بازد. این دو مرد دست به یکی می‌کنند تا از طریق تکه‌تکه کردن بدنِ مشترکاً تحت تملک‌شان، جایگاه و هیبت مردانه خود را در قبیله یا بافت محلی بازپس گیرند.

مرد در ساختار ناموس‌محور پدرسالار احساس می‌کند با استقلال یا تخطی زن، مردانگی او نزد سایر مردان جامعه دچار آسیب یا اخته‌شدگی نمادین شده است و مثله کردن اندام‌های جنسی زن، پاسخی کینه‌توزانه به این اخته‌شدگی نمادین است:

مرد با بریدن اندام جنسی و پستان زن، خشم خود را از ناتوانی‌اش در مهار او تخلیه می‌کند تا مردانگی ازدست‌رفته‌اش را احیا کند.


۵. قساوت مازاد؛ شاخصی جرم‌شناختی

در جرم‌شناسی، اصطلاحی وجود دارد به نام Overkill (قساوت مازاد بر نیاز سلب حیات). برای کشتن یک انسان، یک ضربه یا بریدن شاهرگ کافی است. اما وقتی جسد یا فرد قبل از مرگ متحمل جراحات متعدد، بریدن اعضا و مثله‌سازی می‌شود، جرم‌شناسان آن را نشانه آشکار انگیزه کینه‌توزانه می‌دانند.

اصطلاح Overkill به خشونتی گفته می‌شود که بسیار فراتر از میزان لازم برای کشتن قربانی است (مثلاً ده‌ها ضربه چاقو، مثله‌کردن، سوزاندن یا له کردن صورت و بدن). معنای مفهومی این نوع خشونت صرفاً کشتن فیزیکی نیست؛ بلکه نابود کردن هویت، تحقیر تن و انتقام‌جویی نمادین از زن است.

قساوت مازاد پیامی است که بر بدن زن حک می‌شود تا سلطهٔ مردسالارانه را به نمایش بگذارد.


بریدن پستان و واژن و سپس قطع شاهرگ نشان می‌دهد که قاتلان صرفاً قصد کشتن زن را نداشتند، بلکه قصد داشتند روند جان دادن او توأم با تجربه‌ای وصف‌ناپذیر از درد، تسلیم کامل و نابودی فیزیکی نمادهای تمایز جنسی‌اش باشد.

۶. نقض تمامیت جسمانی در سایه اطمینان از مصونیت

این دست خشونت‌های حداکثری و مناسکی در خلأ رخ نمی‌دهند؛ آن‌ها زمانی رخ می‌دهند که ساختار قضایی، فرهنگی و اجتماعی زمینه را برای این نوع رفتار هموار کرده باشد.

وقتی ساختار قانون، مجازات این نوع جنایات را ذیل مفاهیمی چون «مهدورالدم»، «انگیزه ناموسی»، «غیرت» یا تخفیف‌های مجازات برای ولیّ دم مشروعیت می‌بخشد، قاتلان ترسی از تعمیق قساوت خود ندارند.

⬅️بریدن بدن زن پیش از قتل، نماد نهایت اطمینان مرتکبان از این است که سیستم حاکم، حق آنان را برای تنبیه بدنی ملک خود در بنیاد به رسمیت می‌شناسد.

بنابراین بریدن اندام‌های جنسی یک زن پیش از کشتن او، تلاقی جنون‌آمیز کینه جنسیتی، ادعای مالکیت بیولوژیک و مناسک بازتولید مردانگی است. این اقدام، تلاشی است تا زن نه فقط به قتل برسد، بلکه هویت زنانه‌اش در پیش‌چشم خودش سلاخی شود و بدنش به درس عبرتی خاموش برای نظم مستقر مردسالار تبدیل گردد.

#زن‌_کشی
#بدن_زن
#مریم_یارمحمدی


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

📚The Turnaway Study

Ten Years, a Thousand Women, and the Consequences of Having—or Being Denied—an Abortion

🖍Author: Diana Greene Foster


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ زن بر دیوارنگاره‌ها، زن در خیابان؛ دو روایت متفاوت از زنانگی
🖍پروانه حسینی

پژوهشی که مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران درباره دیوارنگاره‌های دوره ششم مدیریت شهری، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، انجام داده است، از شکافی معنادار میان حضور واقعی زنان در شهر و بازنمایی آنان در سیمای رسمی تهران حکایت دارد. در میان ۱۰۰ دیوارنگاره ثابت، تنها ۱۵ اثر حاوی تصویر یا نمادی از زنان بوده‌اند.

مسئله فقط کمیت نیست: زنان در این تصاویر عمدتاً در مقام مادر، همسر، بازمانده، مراقب یا «مادر مقاومت» ظاهر می‌شوند و بازنمایی آنان به‌عنوان کنشگر مستقل اجتماعی و سیاسی بسیار محدود است. زن دانشجو، پژوهشگر، مدیر، ورزشکار و هنرمند معاصر و به‌ویژه دختران نوجوان و جوان سهم اندکی از این تصویر رسمی دارند.

✒️مرد به‌عنوان سوژه طبیعی عرصه عمومی تصور می‌شود، درحالی‌که زن برای حضور در این عرصه گویی نیازمند یک دلیل، نقش یا هویت خاص است. بنابراین، پیش از آنکه حتی بپرسیم زنان چگونه بازنمایی شده‌اند، خودِ کم‌بودن حضورشان در تصویر شهر حامل یک پیام است؛ گویی مرد سهم بیشتری از فضای عمومی و از حق دیده‌شدن در آن دارد، درحالی‌که جایگاه اصلی زن همچنان در ارتباط با خانه، خانواده و حوزه خصوصی تعریف می‌شود.

🟡در این نوع بازنمایی، زن اغلب در نسبت با شخص دیگری تعریف می‌شود: مادر کسی است، همسر کسی است، مراقب کسی است یا فقدان فرد دیگری را نمایندگی می‌کند؛ مانند مادر شهید. آنچه کمتر دیده می‌شود، زن به‌عنوان فردی مستقل و یک کنشگر است: زن دانشجو، پژوهشگر، معلم، کارگر، مدیر، ورزشکار، هنرمند یا حتی صرفاً یک شهروند زن که مستقل از شخص دیگری در شهر زندگی می‌کند و حق دارد در آن حضور داشته باشد. این تصویر کمتر دیده می‌شود و زن بیشتر در چارچوب همین نقش‌های جنسیتی تعریف شده است.

آنچه در عرصه عمومی می‌بینیم، زنانی یکدست و همگون نیستند. زنانی متعلق به نسل‌ها، طبقات، حرفه‌ها و شیوه‌های زندگی مختلف را می‌بینیم. زنان در دانشگاه، محیط کار، هنر، ورزش و عرصه‌های مختلف اجتماعی حضور دارند و این حضور بیشتر دیده می‌شود. بخش مهمی از این حضور نیز همراه با عاملیت است؛ یعنی زنان نه‌فقط در شهر حضور دارند، بلکه می‌خواهند خودشان درباره اینکه چگونه حضور داشته باشند و چگونه دیده شوند تصمیم بگیرند.

به همین دلیل شاید بتوانیم از یک تقابل بسیار معنادار صحبت کنیم: زن واقعی در خیابان و زنی که تصویرش بر دیوار خیابان نقش بسته است.


زنی که شهروندان در خیابان می‌بینند بسیار متکثرتر، مستقل‌تر و دارای عاملیت است، اما تصویری که روی دیوار منعکس می‌شود، بسیار محدودتر، ازپیش‌تعریف‌شده‌تر و کلیشه‌ای‌تر است.  

🌸منازعه موجود در سطحی عمیق‌تر بر سر «حق تعریف‌کردن» است: چه کسی زن را تعریف می‌کند، چه کسی تعیین می‌کند کدام زن شایسته دیده‌شدن است و چه کسی اختیار تصویر زن در فضای عمومی را دارد.

نسل جوان، زنان و دختران، با حضور هرروزه خود پاسخی عملی به این پرسش‌ها می‌دهند. آنها نه‌تنها می‌خواهند در شهر حضور داشته باشند، بلکه در بسیاری از موارد با شیوه حضورشان، حق خود بر شهر و حق بازنمایی خودشان را مطالبه می‌کنند و به دست می‌آورند.

#حق_بر_شهر
#زنان_فضای_شهری

📎ادامه مطلب

▫️RadioZamaneh
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

💾 گیتار نوازی


🎧 با هنرمندی: #لیلی_افشار



#آهنگ_شب
#موسیقی_زنان


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ تابوت مریم بر دوش «برادران»


بر اساس اطلاعاتی که یک منبع محلی در اختیار گذاشته، برادر مریم شبانه وارد خانه شد و او را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند. این منبع از جراحت‌های متعدد در نقاط مختلف بدن مریم، آسیب به قلب و بریدگی رگ‌های اصلی بدن او سخن می‌گوید. همچنین ادعاهایی درباره وارد کردن جراحت به سینه و اندام تناسلی او مطرح شده است.

آنچه در این میان اهمیت دارد، فقط چگونگی کشته شدن مریم نیست؛ بلکه روایتی است که پس از مرگ او شکل گرفت و در آن، به‌جای آنکه قتل یک زن موضوع اصلی باشد، زندگی خصوصی او به محاکمه گذاشته شد. ادعاهایی که درباره‌ مریم مطرح شد، هرگز ثابت نشد و حتی اگر هم ثابت شده بود، مریم، در هیچ سازوکاری ذره‌ای مستحق هیچ شکلی از خشونت و گرفته‌شدن جانش نبود.

✒️به‌عبارتی دیگر، هرشکلی از زن‌کشی، خصوصا آنجا که خشونت به نام «ناموس» گره خورده، توجیح، و عقوبت‌زدایی می‌شود، چیزی جز تکرار خشونت نظام مردسالار و پدرسالاری نیست که در آن بدن و زندگی زن تماما تحت کنترل، نظارت، تنبیه همسر، برادر، پدر، و پسران زن فرض می‌شود، و در صورت بروز هر شکلی از ناسازگاری، تخطی، یا حتی شبه به چالش‌کشیدن این نظام، تن زن به بستری مجاز برای اعمال هر شکلی از خشونت بدل می‌شود.

در چنین فضایی، واژه «ناموس» نه برای محافظت از جان یک زن، بلکه برای توجیه خشونت علیه او به کار می‌رود.


🟡زن، پیش از آنکه قربانی قتل باشد، در جایگاه متهم قرار می‌گیرد؛ گویی باید درباره زندگی‌اش پاسخ‌گو باشد و دیگران حق دارند درباره زنده ماندن یا نماندنش تصمیم بگیرند.

پس از قتل، درباره شدت و محل جراحت‌های مریم نیز روایت‌های متفاوتی مطرح شد. زنان خانواده از خشونت شدید و جراحت‌هایی در بخش‌های مختلف بدن او سخن گفته است. در مقابل، برخی مردان خانواده ادعاهای مربوط به جراحت در سینه و اندام تناسلی را انکار کرده و آن‌ها را دروغ یا بزرگ‌نمایی رسانه‌ها دانسته‌اند و ادعا کردند «پارگی شاهرگ و وارد آوردن ضربه با قلب» فجیع نیست و سیاه‌نمایی‌ست. نام افرادی که به‌عنوان عاملان قتل یا مرتبطان با آن معرفی شده‌اند، در اعلامیه فوت و تدفین مریم نیز درج شده بود. برادری که به‌عنوان عامل قتل معرفی شده و برادر دیگری از مریم در بازداشت بوده‌اند؛ با این توضیح که نقش و وضعیت حقوقی هر یک باید از طریق منابع رسمی و مستقل پیگیری و روشن شود. در روایت منبع، نگرانی بسیاری از اطرافیان پس از قتل، بیش از هر چیز متوجه وضعیت برادران بازداشت‌شده بود.

در میان روایت‌های نقل‌شده از فضای خانواده، جمله‌ای وجود دارد که معنای این تناقض را آشکار می‌کند: «لکه ننگ رو باید پاک می‌کردیم.»


این جمله، اگر به‌درستی از گوینده نقل شده باشد، فقط بیان یک نظر شخصی نیست؛ نشان می‌دهد چگونه ممکن است زنی به‌جای آنکه انسانی با حق زندگی و اختیار شناخته شود، به لکه‌ای بر اعتبار خانواده تقلیل پیدا کند؛ لکه‌ای که به تصور برخی، باید با خشونت پاک شود.

و حالا همان زنی که زندگی‌اش در چنین چارچوبی قضاوت شده بود، در تابوت قرار داشت و مردانی که در مراسم حضور یافته بودند، آن را بر دوش می‌کشیدند. کنار هم قرار گرفتن توجیه قتل به نام ناموس و شرکت در تشییع مقتول، تناقضی را پیش چشم می‌گذارد که نمی‌توان به‌آسانی از کنار آن گذشت.

#زن_کشی

📎ادامه مطلب


▫️harasswatch
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

🎧 #فایل_صوتی


🎧 نشست تجربه زیسته زنان دارای معلولیت در مشاغل غیررسمی


🎤سیمین کاظمی


🔴کار زنان دارای معلولیت در تقاطع ایسم‌ها: ایبلیسم، سکسیسم، پست‌فوردیسم و نئولیبرالیسم


▫️پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات


#زنان_دارای_معلولیت


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

🎬 تمامی فیلم‌های فمینیستی کانال جامعه‌شناسی زن روز به همراه تحلیل آن‌ها به کانال زیر انتقال یافتند.


🔗
/channel/+6h5aI8lpA0wxZWVk

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ ۲۹ مهرماه؛ سالروز درگذشت مهرانگیز دولتشاهی؛ نخستین سفیر زن ایرانی، نویسنده، نماینده مجلس و فعال حقوق زنان ایرانی

🗓#روزنگار_تاریخ_زنان

➖➖➖➖➖➖

⬅️#مهرانگیز_دولتشاهی (زاده سال ۱۲۹۶ اصفهان -- درگذشته ۲۹ مهر ۱۳۸۷ فرانسه) دیپلمات ایرانی، سفیر ایران در دانمارک، سه دوره نماینده مجلس شورای ملی و فعال حقوق زنان بود.

او از نخستین گروه زنان راه‌یافته به مجلس شورای ملی و نخستین زن سفیر در تاریخ معاصر ایران بود.

مهرانگیز دولتشاهی تحصیلات دانشگاهی خود را در آلمان گذراند. او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه هومبولت برلین دریافت کرد و موفق به کسب مدرک دکترا در رشتهٔ علوم اجتماعی از دانشگاه هایدلبرگ شد.

وی بخش عمده‌ای از عمرش را صرف بهبود امور زنان کرد.


در سال ۱۳۲۵ در سازمان خدمات اجتماعی و انجمن حمایت از زندانیان مشغول به‌کار شد.  پیش از سفر کاری به دانمارک، «جمعیت راه نو» را تاسیس کرده بود که در جهت احقاق حقوق زنان ایرانی فعالیت می‌کرد.

🌸وی یکی از مبتکران قانون حمایت خانواده بود که حق طلاق را برای زنان به‌رسمیت می‌شناخت و اختیار همسر دوم برای مرد را، منوط به اجازه همسر اول می‌کرد.کتاب جامعه، دولت و جنبش زنان ایران از آخرین نوشته‌های اوست.

دولتشاهی به‌ مدت سه دوره به‌عنوان نماینده کرمانشاه در مجلس شورای ملی حضور داشت. در زمان عباسعلی خلعتبری در وزارت امور خارجه ایران (۱۳۵۴) از وی برای تصدی سفارت ایران در دانمارک دعوت شد و به‌عنوان اولین سفیر زن عازم سفارت ایران در دانمارک شد و تا زمان شروع انقلاب ۱۳۵۷ به این ماموریت ادامه داد.

مهرانگیز دولتشاهی در سال ۱۹۹۷ به‌عنوان زن سال بنیاد مطالعات زنان ایران در ایالات متحده آمریکا معرفی شد.



#زنان_تاثیر_گذار
#معرفی_زنان_تاثیر_گذار

‎
✈️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ نگاهی به پرونده تجاوز در دانشگاه کرنل

🟡تجاوز گروهی و تحکیم «برادری»
🖍مویرا دانگن

آنچه خشونت جنسی را بیش از هرچیز متمایز می‌کند، مکرر بودن آن است. تکرار و تکرار. مردان خشونت جنسی را در الگوهایی مشابه مرتکب می‌شوند. اغلب زنان نزدیک خود یا زنان آسیب‌پذیر را هدف می‌گیرند. زنانی که در سلسله‌مراتب اجتماعی موقعیتی فرودست‌تر دارند؛ دستیار، شاگرد، دوست‌دختر یا پرستار بچه خود.

مردان برای فرصت و «منزلت» و برتری‌جویی دست به تجاوز می‌زنند، برای اعمال سلطه، چون می‌توانند. چون به آن‌ها احساس خوبی می‌دهد. تجاوز می‌کنند تا مردان دیگر را تحت‌تأثیر قرار دهند. از آن فیلم می‌گیرند و تصاویرش را با تلفن‌هایشان ثبت می‌کنند تا به نفع یکدیگر از آن استفاده کنند. مردان تجاوز می‌کنند و همیشه هم به نظر نمی‌رسد که تفاوت چندانی میان رابطه‌ جنسی رضایتمندانه و تجاوز احساس کنند. آن‌ها اغلب بی‌آنکه حتی چندان به کار خود فکر کنند، تجاوز می‌کنند. با بی‌میلی قربانیان مواجه می‌شوند، اما این بی‌میلی را یا با نوعی تحقیر مبهم نادیده می‌گیرند یا اساساً متوجه آن نمی‌شوند.

✅در سطح نهادی هم علاقه‌ای به رسیدگی به این مسئله نشان داده نمی‌شود. وقتی زنی پا پیش می‌گذارد و از آن چه بر او رفته حرف می‌زند، اغلب با لحنی آرام، آمیخته به شگفتی و نگاهی از بالا به پایین به او می‌گویند که «چقدر شجاع است»؛ درست از سوی همان کسانی که قرار است به او کمک کنند، چه پلیس باشند، چه دادستان و چه مسئولان رسیدگی به آزار و خشونت جنسی در دانشگاه‌ها. همان کسانی که بعدتر دست‌به‌کار می‌شوند تا برایش توضیح دهند چرا حق نداشته «نه» بگوید، چرا مرد یا مردانی که به او تجاوز کرده‌اند حق داشته‌اند چنین کنند و چرا بی‌عملی و بی‌تفاوتیِ کسانی که زن برای کمک به آن‌ها پناه برده، تنها واکنش معقول و منطقی است و بهترینی است که می‌تواند انتظارش را داشته باشد.

اغلب گفته می‌شود که خشونت جنسی آن‌قدر شایع است که بیشتر زنان آن را تجربه کرده‌اند و شمار زنانی که شدیدترین انواع آن را از سر گذرانده‌اند، بیش از آن است که دلمان بخواهد باور کنیم. اما واقعیت چنین است:

اینکه این تعداد از زنان خشونت جنسی را تجربه کرده‌اند، تنها به این دلیل ممکن است که مردان بسیار، بسیار و بسیار زیادی مرتکب آن می‌شوند.


⏺️مردان بسیاری مرتکب تجاوز می‌شوند، مردان بسیاری وقتی دوستانشان به زنی تجاوز می‌کنند، با خنده‌هایی از سر تأیید و تشویق همراهی می‌کنند یا بی‌تفاوت شانه بالا می‌اندازند.

مردان بسیاری تجاوز می‌کنند و به نظر می‌رسد اندکی از آن‌ها آن را مسئله‌ای جدی می‌دانند. ماجرای رخ‌داده در انجمن برادری دانشجویی کای فی و بسیاری از موارد مشابه یک نکته مهم دارند؛ اینکه تجاوز می‌تواند به کنشی برای تحکیم پیوند میان مردان تبدیل شود. راهی برای آنکه مردان، منزلت مشترک و سلطه خود را به‌عنوان مرد جشن بگیرند.

✒️همدستی در نهادهایی که قرار است به این موارد رسیدگی کنند، امری رایج است، نه استثنایی نادر.

مصون ماندن متجاوزان از مجازات را توجیه می‌کنند؛ آن را انصاف می‌نامند یا دلسوزی.


امروز با علنی شدن پرونده دانشگاه کرنل، انجمن برادری کای فی، خود دانشگاه کرنل و دادستان حوزه تامپکینز زیر فشار شدید انتقادها قرار گرفته‌اند. همگی رفتاری به‌غایت شرم‌آور از خود نشان داده‌اند. اما هیچ‌یک رفتاری غیرمعمول نداشته‌اند. دفعه بعد که چنین پرونده‌ای پیش بیاید و قطعاً پیش خواهد آمد، آیا واقعاً چیزی آموخته‌ایم؟


#تجاوز
#آزار_جنسی

🔖ادامه مطلب


▫️harasswatch
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️چرا جنسیت حقیقت نیست، بلکه بازیگری است؟

🖍جودیت باتلر
ترجمه عباس دقیقی


نظریه فمنیستی اغلب تبیین‌های طبیعت‌گرایانه از جنس زیستی و امر جنسی را نقد کرده است؛ تبیین‌هایی که فرض می‌کنند معنای وجود اجتماعی زنان را می‌توان از واقعیتی فیزیولوژیک استنتاج کرد. نظریه پردازان فمنیست با تمایز گذاری میان جنس زیستی و جنسیت، تبیین‌های علّی را به پرسش کشیده‌اند که فرض می‌کنند جنس زیستی باید معناهای اجتماعی معینی را بر تجربه زنان تحمیل کند یا آن‌ها را تعیین سازد.

از آنجا که هیچ «ذاتی» وجود ندارد که جنسیت آن را بیان یا آشکار کند، و هیچ هدف آرمانی‌ام نیست که جنسیت در پی آن باشد، جنسیت واقعیتی ازپیش‌موجود نیست.


کنش‌های گوناگون جنسیتی ایدهٔ جنسیت را می‌سازند و بدون آن کنش‌ها، جنسیتی اصلاً وجود نمی‌داشت. پس جنسیت برساختی است که خاستگاهش را به‌طور منظم پنهان می‌کند. رضایت جمعی و ضمنی برای اجرای، تولید و حفظ افسانهٔ فرهنگی تقسیم‌بندی دوقطبی و متفاوت جنسیت، در سایهٔ اعتباری پنهان می‌ماند که به محصول خود این فرایند داده می‌شود.

🟡سازندگان جنسیت افسانه‌های خویش می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که همین برساخت، باور به ضرورت و طبیعی‌بودن خود را تحمیل می‌کند. امکان‌های تاریخی که در سبک‌های بدنی گوناگون مادیت می‌یابند، چیزی نیستند جز همان افسانه‌های فرهنگی که با مجازات تنظیم می‌شوند و زیر فشار، گاه به صورت جسمانی اجرا و گاه پنهان می‌گردند.

✒️نظریهٔ فمینیستی کوشیده است بفهمد ساختارهای فرهنگی و سیاسی نظام‌مند یا فراگیر چگونه از طریق کنش‌ها و رویه‌های فردی اجرا و بازتولید می‌شوند و تحلیل موقعیت‌هایی که ظاهراً شخصی‌اند، چگونه در بستر فرهنگی گسترده‌تری روشن می‌شود.

به نظر من، هیچ چیز در زنانگی نیست که در انتظار بیان شدن باشد. در عوض، بسیار چیزها دربارهٔ تجربه‌های گوناگون زنان بیان شده و هنوز هم باید بیان شود؛ اما باید دربارهٔ زبان نظری مربوط به این تجربه‌ها محتاط بود، زیرا این زبان صرفاً گزارشی از تجربه‌ای پیش زبانی نیست، بلکه خود تجربه و نیز مرزهای تحلیل آن را می‌سازد.

با وجود نفوذ فراگیر مردسالاری و کاربرد مکرر تفاوت جنسی به عنوان تمایزی فرهنگی و عملیاتی، هیچ چیز در نظام دوقطبی جنسیت بدیهی و ازپیش‌داده‌شده نیست.


جنسیت، به‌مثابه عرصهٔ بدنی یا میدان بازی فرهنگی، اساساً پدیده‌ای نوآورانه است؛ هرچند آشکار است که به چالش کشیدن متن ازپیش‌نوشته‌شده ـ با اجرای آن در زمانی نامناسب یا با بداهه‌پردازی تأییدنشده ـ به‌شدت مجازات می‌شود.

⬅️جنسیت نه منفعلانه بر بدن حک می‌شود و نه طبیعت، زبان، امر نمادین یا تاریخِ سنگین مردسالاری آن را تعیین می‌کند. جنسیت چیزی است که آدمی همواره زیر فشار، هر روز و بی‌وقت، با اضطراب و لذت برمی‌گزیند و اجرا می کند؛ اما اشتباه گرفتن این کنش پیوسته با واقعیتی طبیعی یا زبانی، به‌معنای چشم‌پوشی از قدرتِ گسترش دادن میدان فرهنگی بدن از طریق اجراهای براندازانهٔ گوناگون است.

#جنسیت

📄ادامه مطلب در PDF


‌ ▫️organon
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ زنانی که روی دیوارهای تهران نیستند


❓ تا به حال خیابان‌های اصلی شهرتان را بالا و پایین رفته‌اید و هم‌زمان سرتان رو به بالا بوده است؟

اگر چنین کرده باشید، احتمالاً به مفهومی که پژوهشی در «مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران» به آن رسیده، آگاه شده‌اید. چهره‌هایی که از نقاشی‌های روی ساختمان‌ها و دیوارها به شهر نگاه می‌کنند، اغلب مردند؛ شهدا و شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و ملی. زنان هم هستند، اما کمتر.

🟡وقتی هم تصویر زنان روی دیوارهای شهر نقش می‌بندد، بیشتر مادرند، همسرند، کسی را بدرقه می‌کنند یا در سوگ کسی نشسته‌اند؛ درحالی‌که زنانی که در شهر قدم می‌زنند، برخلاف این تصاویر، ویژگی‌های متفاوتی دارند و از یک جنس نیستند.

پژوهشی که مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران درباره بازنمایی زنان در دیوارنگاره‌های پایتخت انجام داده، تصاویر زنان در دیوارنگاره‌ها را از سطح یک مشاهده روزمره فراتر برده است.

پژوهشگران برای رسیدن به این تصویر، دیوارنگاره‌های دوره ششم مدیریت شهری، یعنی سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، را بررسی کرده‌اند. این پژوهش تابستان امسال منتشر شده و عنوان اصلی آن «بازنمایی نقش و هویت زنان در دیوارنگاره‌های شهری با استناد بر اسناد و قوانین شهرداری» است. در مرحله نخست، ۱۰۰ دیوارنگاره ثابت در معابر و خیابان‌های پرتردد و مرکزی تهران جمع‌آوری شد. در مرحله بعد نیز ۱۵ اثر حاوی تصویر یا نماد زنان از طریق سازمان‌های مرتبط شناسایی شد.

به‌عبارت دیگر، از ۱۰۰ مورد فقط ۱۵ دیوارنگاره به زنان اختصاص داشت.


✒️مسئله اما فقط تعداد زنانی نیست که روی دیوارهای تهران دیده می‌شوند؛ مهم‌تر این است که چگونه دیده می‌شوند. پژوهش شش الگوی اصلی برای تصویر زنان شناسایی کرده است: زن در نقش مادر، همسر و بازمانده؛ زن به‌عنوان قهرمان ملی از مسیر مراقبت؛ زن به‌عنوان شخصیتی مستقل در عرصه فکری و فرهنگی؛ زن به‌عنوان حافظ فرهنگ و سنت؛ مادر مقاومت؛ و در نهایت، زن به‌عنوان کنشگر اجتماعی و سیاسی.

از میان این شش تصویر، نقش‌های خانوادگی و مراقبتی دست بالا را دارند و زنان کنشگر اجتماعی و سیاسی کمترین حضور را دارند.


✅در بخشی از دیوارنگاره‌ها، زن اساساً در نسبت با یک مرد معنا پیدا می‌کند؛ مادر شهید است، همسر شهید است یا رزمنده‌ای را بدرقه می‌کند. در دسته دیگری از تصاویر، زن یک قدم از فضای خانه بیرون آمده، اما همچنان «مراقبت» مهم‌ترین ویژگی اوست؛ این بار در لباس پزشک، پرستار یا کادر درمان دیده می‌شود.

جای بعضی زنان اما تقریباً خالی است.


زن دانشجو، پژوهشگر، مدیر، ورزشکار و هنرمند معاصر کمتر به دیوارهای شهر راه پیدا کرده‌اند. دختران نوجوان و جوان نیز حضور بسیار محدودی دارند؛ گروهی که به‌گفته پژوهش، در سن هویت‌یابی قرار دارند، اما سهم چندانی از تصاویر شهر ندارند. البته استثناهایی هم روی دیوارهای تهران پیدا می‌شود. «پروین اعتصامی» یکی از آنهاست؛ زنی که نه به‌واسطه نسبت خانوادگی با یک مرد، بلکه با هویت ادبی و فکری خودش معرفی شده است. «بی‌بی مریم بختیاری» هم یکی دیگر از نمونه‌های معدود بازنمایی زنان مستقل است. پژوهش این نمونه‌ها را محدود و نادر توصیف می‌کند.

این تصویر در حالی روی دیوارهای تهران شکل گرفته که قوانین و اسناد خود مدیریت شهری، روایت دیگری دارند. در اسناد بالادستی شهرداری از تکریم جایگاه زنان، عدالت جنسیتی در طراحی فضای شهری و پرهیز از تبعیض گفته شده است. این پژوهش می‌گوید برای تغییر این سبک تصاویر، لازم است فرایند داوری و طراحی دیوارنگاره‌ها بازنگری و برنامه‌های توسعه شهری اصلاح شود. هماهنگی بین‌نهادی، آموزش و ظرفیت‌سازی و نظارت نیز از دیگر پیشنهادهای سیاستی این بررسی است.

#حق_بر_شهر
#زنان_فضای_شهری

▫️payamema
✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ چگونه گسست سیاسی، روی تجرد تاثیر می‌گذارد؟
🖍مه‌سا حریری

🟡زنان مجرد در افغانستان پس از بازگشت طالبان: از رویاهای از دست رفته تا مقاومت روزمره

تحلیل تجربه‌ی زنان افغانستانی مجرد پس از بازگشت طالبان، نیازمند چارچوبی است که تجرد را صرفاً وضعیت فقدان همسر یا مرحله‌ی موقت پیش از ازدواج تلقی نکند. تجرد در این پژوهش یک موقعیت اجتماعی و جنسیتی است که در آن دسترسی فرد به امنیت، منابع اقتصادی، اعتبار اجتماعی، تحصیل، اشتغال، رفت‌وآمد و امکان تصمیم‌گیری آینده شکل می‌گیرد.

از این منظر، معنای تجرد در زندگی زنان افغانستانی فقط از انتخاب شخصی ناشی نمی‌شود، بلکه از تعامل میان هنجارهای خانوادگی، پدرسالاری، سیاست‌های دولتی و شرایط اقتصادی تأثیر می‌پذیرد. یک زن ممکن است از نظر حقوقی مجرد باشد، اما از نظر اجتماعی استقلال نداشته باشد؛ یا ممکن است ازدواج کرده باشد، اما تصمیم او نتیجه‌ی انتخاب آزاد و برابر نبوده باشد.

✒️مفهوم singlehood دامنه‌ای وسیع‌تر از «مجرد بودن» دارد و به تجربه‌ی زیستی زندگی خارج از رابطه‌ی زوجی اشاره می‌کند. این تجربه می‌تواند رابطه‌ی فرد با خانواده، دوستان، شبکه‌های حمایتی، کار، مسکن، اقتصاد، بدن و آینده را دربرگیرد.

🌸مطالعات تجرد: فراتر از «مجرد بودن»

در زبان روزمره، مجرد بودن معمولاً به‌عنوان وضعیت نداشتن همسر تعریف می‌شود. این تعریف برای تحلیل جامعه‌شناختی کافی نیست؛ زیرا تفاوت میان تجرد موقت و پایدار، تجرد همراه با رضایت و تجرد همراه با فشار را نادیده می‌گیرد.

جامعه ممکن است تجرد را مرحله‌ای موقت پیش از ازدواج، نشانه‌ای از شکست یا نتیجه‌ی مشکلی شخصی تلقی کند. در این نگاه، زندگی زوجی شکل کامل و مطلوب بزرگسالی است و فرد مجرد باید برای وضعیت خود توضیح ارائه دهد.


مطالعات تجرد نشان داده‌اند که این برداشت‌ها به شکل‌های مختلف در روابط روزمره، خانواده، بازار کار، سیاست‌های اجتماعی و فرهنگ عمومی بازتولید می‌شوند. افراد مجرد ممکن است از امتیازهای نمادین و مادی‌ای که به زندگی زوجی اختصاص داده می‌شود، محروم بمانند.

بااین‌حال، تجربه‌ی تجرد برای همه‌ی افراد یکسان نیست. سن، جنسیت، طبقه، وضعیت اقتصادی، محل زندگی، دسترسی به شبکه‌ی حمایتی و شرایط سیاسی، معنای تجرد را تغییر می‌دهند. ازاین‌رو، نمی‌توان تجربه‌ی یک مرد مجرد در جامعه‌ای امن را با تجربه‌ی یک زن مجرد در شرایط جنگ، سرکوب و ناامنی جنسیتی یکسان دانست.

مفهوم singlism به کلیشه‌سازی، انگ‌زنی و تبعیض علیه افراد مجرد اشاره دارد.


✅این مفهوم توجه را از «مشکل شخصی فرد مجرد» به ساختارهایی منتقل می‌کند که زندگی زوجی را امتیاز می‌دهند و افراد مجرد را در موقعیت نامساعد قرار می‌دهند.

سینگلیسم می‌تواند آشکار یا پنهان باشد. شکل آشکار آن شامل توهین، سرزنش، فشار مستقیم برای ازدواج یا محرومیت رسمی از فرصت‌هاست. شکل پنهان آن در مفروضاتی دیده می‌شود که زندگی مجرد را خودخواهانه، ناقص، نابالغ یا ناموفق می‌دانند.

این پدیده همچنین می‌تواند در سیاست‌های مسکن، اشتغال، خدمات اجتماعی، حمایت خانوادگی و تعریف امنیت اجتماعی ظاهر شود. در چنین شرایطی، فرد مجرد فقط با یک نگرش منفی مواجه نیست، بلکه ممکن است در دسترسی به منابع و حمایت نیز موقعیت ضعیف‌تری داشته باشد.

در زمینه‌ی افغانستان، مفهوم سینگلیسم باید به‌صورت جنسیتی و فرهنگی بسط شود. زن مجرد فقط به دلیل نداشتن همسر با قضاوت مواجه نیست؛ بدن، سن، باروری، پاک‌دامنی، آبرو و قابلیت او برای قرارگرفتن در نظم خانوادگی نیز ارزیابی می‌شود.

#ازدواج
#زنان_مجرد
#زنان_افغانستان

✅نسخه انگلیسی مقاله در لینکدین
✅نسخه فارسی مقاله در pdf ضمیمه


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

📘Ejaculate Responsibly
A Whole New Way to Think About Abortion
🖍Author: Gabrielle Stanley Blair


📖Published: 2022
📖Genre: Nonfiction · Feminism · Gender Studies · Reproductive Rights


📘«انزال مسئولانه»؛ نگاهی متفاوت به موضوع سقط جنین
🖍گابریل استنلی بلر

این کتاب مسئولیت مردان در پیشگیری از بارداری ناخواسته را بررسی می‌کند.


✒️نویسنده در ۲۸ استدلال کوتاه، نشان می‌دهد چگونه بار پیشگیری از بارداری عمدتاً بر دوش زنان گذاشته شده، درحالی‌که نقش و مسئولیت مردان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. کتاب با نقد هنجارهای جنسیتی و نگرش‌های رایج درباره پیشگیری از بارداری، خواستار بازتعریف مسئولیت مردان در سلامت و حقوق باروری است.

گابریل استنلی بلر نویسنده، وبلاگ‌نویس و فعال حوزه مسائل زنان و خانواده است. او بنیان‌گذار وب‌سایت Design Mom است و درباره فرزندپروری، جنسیت، روابط خانوادگی و مسائل اجتماعی می‌نویسد.


#بدن_زن
#سقط_جنین
#حقوق_باروری
#پایان_خودخواسته_بارداری
#معرفی_کتاب
#کتاب_فمینیستی


📄فایل pdf کتاب

❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مدرسه فمینیستی زن‌ روز برگزار می‌کند:


🔴دوره با همخوانی کتاب «جنسیت چیست؟»


⏺️تسهیلگر: درسا کاظمی


در این سلسله‌ جلسات جمع‌خوانی کتاب «جنسیت چیست؟»، تلاش می‌کنیم درباره‌ی مفهوم جنسیت و جایگاه آن در زندگی روزمره تامل کنیم؛ از چگونگی شکل‌گیری تفاوت‌های جنسیتی و شیوه‌های مختلف فهم و تحلیل آن‌ها تا نسبت جنسیت با قدرت، امر سیاسی، طبقه و نژاد.

در این مسیر، با پرسش از خودِ مفهوم جنسیت، به این فکر می‌کنیم که جنسیت چگونه بدن‌ها، هویت‌ها و روابط ما را شکل می‌دهد و آیا گریزی از آن وجود دارد؟ اگر چنین گریزی ممکن باشد، چه مسیرهای فرعی و حاشیه‌ای برای این گریز وجود دارند و هر کدام ما را به چه سمت‌وسویی هدایت می‌کنند؟


📚ساختار جلسات:


⭕️جلسه اول:
آیا امروزه همه‌ی جنسیت‌ها با هم برابرند؟ تفاوت در بین جنسیت‌ها را چطور می‌توانیم تحلیل کنیم؟

⭕️جلسه دوم:
رویکردهای مختلف در نسبت با جنسیت چیست؟ چگونه باید میان آن‌ها دست به انتخاب زد؟

⭕️جلسه سوم:
سیاست جنسیت چیست؟ اگر برای مبارزه با قدرت به یک مای مشترک نیاز داریم، این ما چگونه ساخته می‌شود، چه هویتی دارد و چه کسانی را بیرون می‌گذارد/نمی‌گذارد؟

⭕️جلسه چهارم:
چگونه جنسیت با نژاد و طبقه می‌تواند گره بخورد؟ و آیا اصلا می‌توان تبعیض جنسیتی را به تنهایی توضیح داد؟

⭕️جلسه پنجم:
در نهایت جنسیت چیست؟ آیا می‌توان خارج از آن زندگی کرد؟


⬅️زمان برگزاری:


➖ آغاز دوره: ۴ آبان‌ماه
➖ دوشنبه‌ها ساعت ۱۸
➖ محل برگزاری: پلتفرم آنلاین اسکای‌روم


📌جهت ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید:


✈️ @Zaneruz_admin
✈️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

🎬Erin Brockovich

🎬ارین براکویچ

🎭#تحلیل_فیلم


این فیلم داستان زنی از طبقه کارگر است که در برابر غول انرژی و گاز کالیفرنیا (PG&E) می‌ایستد و بزرگ‌ترین غرامت تاریخ پرونده‌های آسیب‌رسانی جمعی را رقم می‌زند.

⬅️با خوانش فمینیستی—به‌ویژه با رویکردهای تقاطعی، معرفت‌شناسی فمینیستی، اخلاق مراقبت و اکوفمینیسم ماتریالیستی—فیلم متنی چندلایه و انتقادی است که ساختارهای پدرسالار، نخبه‌گرایی حقوقی، پیوند سرمایه‌داری و زن‌ستیزی، و مفهوم «عاملیت زنانه» را کالبدشکافی می‌کند.

✒️ارین نماینده زنی نیست که از امتیازات فمینیسم لیبرال طبقه متوسط برخوردار باشد؛ او بازنمای زنی است که در تقاطع جنسیت، فقر، وضعیت خانوادگی (مادر مجرد با سه فرزند) و بی‌ثباتی شغلی تعریف می‌شود.

او ملکه زیبایی سابق است که سواد دانشگاهی رسمی حقوق ندارد، دو بار طلاق گرفته و حساب بانکی‌اش در آستانه صفر شدن است. نظام قضایی و بازار کار نئولیبرال، او را بر اساس «سرمایه فرهنگی» طبقه متوسط (ادبیات، مدارک تحصیلی و زبان فن‌سالارانه) ارزیابی و طرد می‌کنند. سکانس آغازین که با رد شدن مصاحبه‌های شغلی و سپس تصادف رانندگی همراه است، آسیب‌پذیری زیستی زن طبقه کارگر را در جامعه‌ای به تصویر می‌کشد که امنیت اجتماعی در آن غایب است.

✅وقتی در دادگاه خسارت تصادف، وکیل طرف مقابل سبک پوشش، لحن و گذشته او را علیه خودش استفاده می‌کند، نظام حقوقی به مثابه سیستمی بازتولیدکننده تعصبات جنسیتی و طبقاتی عریان می‌شود.

در صحنه‌ای که وکلای مؤسسه حقوقی بزرگ‌تر برای دست گرفتن پرونده وارد می‌شوند، متکبرانه ارین را زنی نادان تصور می‌کنند؛ اما وقتی ارین جزئیات پرونده و تاریخچه پزشکی، شماره تماس و سابقه بیماری بیش از ۴۰۰ شاکی را از حفظ بازگو می‌کند، اقتدار پوشالی و ازبالابه‌پایین تکنوکرات‌ها را درهم می‌شکند. او اثبات می‌کند که دانشِ همراه با همدلی و درگیری عینی، دقیق‌تر و اصیل‌تر از پرونده‌خوانی‌های بوروکراتیک و بی‌طرف‌نمایانه است.

ارین نشان می‌دهد که عاطفه و دلسوزی نقطه ضعف فعالیت حرفه‌ای نیستند، بلکه دقیقاً سوخت موتور دگرگونی و عدالت‌خواهی‌اند.


فیلم نشان می‌دهد چگونه جامعه زنان را مجبور به پذیرش نوع خاصی از پوشش شبیه به مردان (لباس‌های رسمی خنثی) می‌کند تا آن‌ها را «حرفه‌ای» تلقی کند.

🎬ارین با جمله معروف خود به اد («تا زمانی که زن‌ها پستان دارند و هوا گرم است، من همین‌طوری لباس می‌پوشم») از تن دادن به استانداردهای ریاکارانه سر باز می‌زند.

پوشش او تسلیم در برابر «نگاه مردانه» (Male Gaze) نیست؛ بلکه تصاحب و بازتعریف آن است.


او بدنش را پنهان یا نفی نمی‌کند تا شایستگی‌اش را اثبات کند، بلکه نشان می‌دهد توانمندی و تعهد حرفه‌ای در تضاد با ظاهر او نیست.

وقتی جرج از فداکاری‌هایش خسته می‌شود و از ارین می‌خواهد بین کار و خانواده یکی را انتخاب کند، ارین از عذرخواهی برای موفقیت یا عقب‌نشینی از جاه‌طلبی‌اش سر باز می‌زند. او صریحاً بیان می‌کند: «این اولین بار در زندگی منه که احساس می‌کنم واقعاً کاری رو عالی انجام می‌دم و بهم احترام گذاشته می‌شه؛ برای هیچ‌کس کنارش نمی‌ذارم.»

این اعلامیه استقلال، از نمونه‌های بارز رد الگوی کلاسیک «ایثار مطلق مادر/همسر» به نفع «تحقق خویشتن زنانه» است.


🎬فیلم «ارین براکویچ» فراتر از یک درام انگیزشی پیرامون موفقیت فردی است. این اثر در بافتار فمینیستی نشان می‌دهد که چطور زنی مطرود از حاشیه‌های جامعه نئولیبرال و طبقاتی، با ادغام شفقت، پافشاری بر هویت طبقاتی خود، و به‌کارگیری هوش عاطفی و دانش زیسته، در قلب سازوکار قضایی نفوذ می‌کند و کلیشه‌هایی را که زن احساساتی یا فاقد تحصیلات نخبگانی را «ناکارآمد» جلوه می‌دادند، متلاشی می‌سازد.

ارین تعریف سنتی «قدرت» را از سلسله‌مراتب عمودی به شبکه‌ای افقی از اعتماد و همبستگی انسانی تغییر می‌دهد.

#معرفی_فیلم
#فیلم_فمینیستی


📹 فیلم Erin Brockovich را اینجا تماشا کنید


❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ مدرسه فمینیستی زن‌ روز برگزار می‌کند:


🔴دوره با همخوانی کتاب «جنسیت چیست؟»


⏺️تسهیلگر: درسا کاظمی


در این سلسله‌ جلسات جمع‌خوانی کتاب «جنسیت چیست؟»، تلاش می‌کنیم درباره‌ی مفهوم جنسیت و جایگاه آن در زندگی روزمره تامل کنیم؛ از چگونگی شکل‌گیری تفاوت‌های جنسیتی و شیوه‌های مختلف فهم و تحلیل آن‌ها تا نسبت جنسیت با قدرت، امر سیاسی، طبقه و نژاد.

در این مسیر، با پرسش از خودِ مفهوم جنسیت، به این فکر می‌کنیم که جنسیت چگونه بدن‌ها، هویت‌ها و روابط ما را شکل می‌دهد و آیا گریزی از آن وجود دارد؟ اگر چنین گریزی ممکن باشد، چه مسیرهای فرعی و حاشیه‌ای برای این گریز وجود دارند و هر کدام ما را به چه سمت‌وسویی هدایت می‌کنند؟


📚ساختار جلسات:


⭕️جلسه اول:
آیا امروزه همه‌ی جنسیت‌ها با هم برابرند؟ تفاوت در بین جنسیت‌ها را چطور می‌توانیم تحلیل کنیم؟

⭕️جلسه دوم:
رویکردهای مختلف در نسبت با جنسیت چیست؟ چگونه باید میان آن‌ها دست به انتخاب زد؟

⭕️جلسه سوم:
سیاست جنسیت چیست؟ اگر برای مبارزه با قدرت به یک مای مشترک نیاز داریم، این ما چگونه ساخته می‌شود، چه هویتی دارد و چه کسانی را بیرون می‌گذارد/نمی‌گذارد؟

⭕️جلسه چهارم:
چگونه جنسیت با نژاد و طبقه می‌تواند گره بخورد؟ و آیا اصلا می‌توان تبعیض جنسیتی را به تنهایی توضیح داد؟

⭕️جلسه پنجم:
در نهایت جنسیت چیست؟ آیا می‌توان خارج از آن زندگی کرد؟


⬅️زمان برگزاری:


➖ آغاز دوره: ۴ آبان‌ماه
➖ دوشنبه‌ها ساعت ۱۸
➖ محل برگزاری: پلتفرم آنلاین اسکای‌روم


📌جهت ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید:


✈️ @Zaneruz_admin
✈️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

📓 The Turnaway Study

Ten Years, a Thousand Women, and the Consequences of Having—or Being Denied—an Abortion

🖍 Author: Diana Greene Foster


📖 Published: 2020
📖 Genre: Nonfiction · Social Science · Reproductive Health


🖊این کتاب حاصل پژوهشی ده‌ساله درباره تجربه حدود هزار زن در آمریکا است که برخی موفق به پایان خودخواسته بارداری شدند و برخی از دسترسی به آن محروم ماندند. نویسنده با مقایسه این دو گروه، پیامدهای روانی، جسمی، اقتصادی و اجتماعی سقط جنین یا محرومیت از آن را بررسی می‌کند.

✒️یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که محرومیت از پایان خودخواسته بارداری می‌تواند پیامدهای منفی قابل‌توجهی بر زندگی زنان داشته باشد.

دایانا گرین فاستر جمعیت‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت باروری در دانشگاه کالیفرنیا، سان‌فرانسیسکو (UCSF) و از پژوهشگران اصلی مطالعه Turnaway است.


#بدن_زن
#سقط‌_جنین
#حق_بر_بدن
#پایان_خودخواسته_بارداری
#معرفی_کتاب
#کتاب_فمینیستی


📄فایل pdf کتاب

❤️ @Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…

جامعه‌شناسی زن روز

❤️ #روزنگار_تاریخ_زنان

🗓 ۱۲ اکتبر؛ سالروز درگذشت #مارگریت_ای_نایت؛ مشهورترین مخترع زن قرن نوزدهم، معروف به توماس ادیسون مونث؛ مخترع دستگاه پاکت‌سازی


✅#معرفی_زنان_تاثیر_گذار

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

مارگریت ای. نایت (انگلیسی: Margaret E. Knight؛ ۱۴ فوریه ۱۸۳۸ – ۱۲ اکتبر ۱۹۱۴) مخترع، و کارآفرین اهل ایالات متحده آمریکا بود.

عمده شهرت او به دلیل اختراع پاکت کاغذی است. او را «مشهورترین مخترع زن سده ۱۹ میلادی» و «ادیسون زن» می‌نامند.


او در ۱۴ فوریه ۱۸۳۸ در شهر یورک ایالت (مین) به‌دنیا آمد. پس از مرگ پدرش در جوانی او به منچستر، نیوهمپشایر نقل مکان کرد. او تحصیلات مقدماتی را کسب کرد اما برای کار به همراه خانواده، تحصیل را نیمه‌تمام گذاشت. در ۱۲ سالگی شاهد حادثه‌ای برای یک کارگر بود و پس از آن، طی چند هفته ترمز ایمنی خودکاری اختراع کرد که به محض برخورد با مانع، دستگاه را از کار بیندازد. مشکلاتی که برای سلامتی او پیش آمد، او را از ادامه کار در کارخانه پنبه بازداشت.

✅نایت در ۱۸۶۷ به اسپرینگفیلد، ماساچوست رفت و در کارخانه پاکت‌سازی کلمبیا استخدام شد. او در ۱۸۶۸ ماشینی اختراع کرد که کاغذ را تا می‌کرد و چسب می‌زد تا پاکت کاغذی با کف چهارگوش بسازد؛ پاکت‌هایی که برای خرید کنندگان امروزی از فروشگاه‌ها، آشناست. او مدلی چوبی از دستگاه ساخت اما برای ثبت اختراعش، نیاز به مدل فلزی داشت.

🔴زمانی که وی تلاش داشت نمونه‌ای فلزی از دستگاه خود ساخته و آن را به ثبت برساند، متوجه شد که مردی به نام چارلز آنان که چند ماه قبل دستگاه او را دیده بود، ایده و طراحی دستگاه او را به سرقت برده است.

وقتی نایت به این موضوع اعتراض کرد، او ادعا کرد که هیچ زنی نمی‌تواند چنین دستگاه پیچیده‌ای را بسازد و به همین دلیل او ایده ساخت این دستگاه را ندزدیده و متعلق به خود اوست.

اما نایت از یادداشت‌ها و طراحی‌هایی که قبلا کرده بود برای اثبات ادعای خود استفاده کرد و به این ترتیب در سال ۱۸۷۱ امتیاز ثبت این اختراع را به‌دست آورد، البته این اولین اختراع نایت نبود زیرا وی در سن ۱۲ سالگی نیز یک دستگاه استاپ موشن ساخته بود که در صورت گیر افتادن چیزی در ماشین‌های صنعتی به‌صورت خودکار فعالیت آنها را متوقف می‌کرد و به این ترتیب می‌توانست از صدمات بسیاری که به کارگران هنگام کار با این دستگاه‌ها وارد می‌شد، جلوگیری کند. در نهایت نایت بیش از ۲۰ اختراع مهم را به ثبت رساند.

🟡نایت هیچگاه ازدواج نکرد و در ۱۲ اکتبر ۱۹۱۴ در ۷۶ سالگی درگذشت.

پلاکی نصب‌شده در فرامینگهام، ماساچوست او را «اولین زنی که گواهی ثبت اختراع به نامش ثبت بود» و دارنده ۸۷ گواهی ثبت اختراع در آمریکا معرفی کرده‌است.

البته نایت اولین زن دارای گواهی ثبت اختراع نبود و مری کیس و هانا اسلاتر نیز چنین افتخاری را کسب کرده‌اند.

📌نام او در سال ۲۰۰۶ در تالار ملی مشاهیر مخترع ثبت شد. ماشین پاکت‌سازی اولیه او در مؤسسه اسمیتسونین در واشینگتن دی. سی قرار دارد


#زنان_تاثیر_گذار


✈️@Zane_Ruz_Channel

Читать полностью…
Subscribe to a channel