9663
کلیپ های الهام بخش و اندیشه ساز برای ایجاد یک زندگی پرمهر ؛ آیدی مدیر کانال: @zlife2
🌀 ایمانت را تازه کن..
سؤال کرد که از نماز فاضلتر چه باشد؟
یک جواب آن که گفتیم جانِ نماز به از نماز،
جواب دوم که:
"ایمان" به از "نماز" است.
زیرا نماز، پنج وقت فریضه است و ایمان، پیوسته.
و نماز به عذری ساقط شود و رُخصتِ تأخیر باشد.
و تفضیلی دیگر هست ایمان را بر نماز که ایمان به هیچ عذری ساقط نشود و رخصتِ تأخیر نباشد.
و ایمانِ بینماز منفعت کند و نمازِ بیایمان منفعت نکند، هم چون نماز منافقان.
و نماز در هر دینی نوعِ دیگر است و ایمان به هیچ دینی تَبَدُّل نگیرد.
احوال او و قبلهی او و غیره متبدل نگردد.
"فیه مافیه"
؛🌾
لايُؤمن أحدكم حتى يكون هواه تبعا لما جئت به..
مومنِ کامل نشود کسی ازشما، مگر آنکه خواهش او تابع گردد..
"رسول اکرم ص"
؛🌾
ایمان، مخالفتِ هواست؛
کافری، موافقتِ هوا.
آن یکی ایمان آورد؛ معنیاش این است که عهد کردم که مخالفت هوا بکنم.
این شخص چون گفت که ایمان آوردم
یعنی هوا مُرد و نَفس مُرد.
"شمس تبریزی"
؛🌾
تازه کن ایمان، نِی از گفتِ زبان
ای هوا را تازه کرده در نهان
ای کسی که لحظه به لحظه به دنبال هواهای نفسانی ات هستی، برو و ایمانت را تازه کن.
تا زمانی که هواهای نفسانی ات تازه است، ایمانت تازه نمی شود.
هوای نفس همچون قفلی بر دروازه قلب است، ایمان به آن وارد نمی شود مگر با شکستن این قفل.
تو که اسیر هوای نفسانی خویش هستی حتی سخن تازه و بدیع قرآن را نیز به میل خودت و برمبنای هوای نفست تاویل و تفسیر می کنی. بنابر این، معانی ژرف و روشن قرآن به دست تو کج و معوج می شود.
تا هوا تازهست ایمان تازه نیست
کین هوا جز قفلِ آن دروازه نیست
کردهای تاویل حرف بِکر را
خویش را تاویل کن نه ذکر را
بر هوا تاویل قرآن میکنی
پست و کژ شد از تو معنیِّ سَنی
"دفتر اول مثنوی"
؛🌾
ایمان یعنی امنیت و آرامش؛ کسی که واقعا ایمان دارد، هم خود در امن و آرامش است و هم دیگران و افرادی که در پیرامونش قرار داشته و با وی مرتبط هستند از وجود ایشان در امنیت و آرامش به سر می برند.
؛🌾
ایمان، گام زدن در جهت حقیقت خواهی و زیستن بر مدار عدالت طلبی است.
قرآن کریم برلزوم تازه کردن ایمان تاکید میکند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا....
ای کسانی که ایمان آورده اید، واقعاٌ ایمان بیاورید..
؛🌾
ایمان چیزی نیست که بتوان آن را از این و آن شنید و یک بار برای همیشه بهدست آورد.
ایمان را باید دائما نو کرد؛ تجربه کرد و نَفَس کشید.
🔻نسخههای زندگی:
🍃 @zlife
🌀از علی آموز اخلاص عمل
عارف کسی است که هیچ کدورتی مَشربِ صاف او را مکدّر نگرداند و هر کدورتی که بدو رسد، صافی شود.»
"فیه مافیه-مولانا"
؛🌾
چونک آن بدبخت آخر از قضا
ناگهان آن زخم زد بر مرتضا
مرتضی را شربتی کردند راست
مرتضا گفتا که خون ریزم کجاست
شربت او را ده نخست آنگه مرا
زانک او خواهد بُدَن همره مرا
شربتش بردند او گفت اینت قهر
حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر
مرتضا گفتا به حق کردگار
گر بخوردی شربتم این نابکار
من همی ننهادمی بی او به هم
پیش حق در جنت المأوی قدم
مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت
مرتضی بی او نمیشد در بهشت
"منطق الطیر- عطارنیشابوری"
🔻 نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🌀 خدا کجاست؟
در علم کلام اسلامی، "تشبیه" یعنی همانند کردنِ ذات و صفات خداوند به مخلوقات. و "تنزیه" یعنی اعتقاد به منزه بودن خداوند از مخلوقات و دور بودن صفات مخلوقات از ذات پاک الهی.
؛🌾
در کتاب "مقالات شمس تبریزی" آمده است که:
واعظی بر مردم همدان منبر می رفت و آنها را تحذیر میداد که دور باشید از کسانی که درباره خدا به "تنزیه" قائلاند.
و آیاتی که به "تشبیه" تعلق دارند میخواند که در خودِ قرآن آمده است که:
الرحمن علی العرش استوی (خدا بر تخت نشسته است)
و خودِ خدا فرموده است که یدا... فوق ایدیهم.
یا: وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره.
واعظ میگفت که پس خدا جسم است و همۀ ویژگیهای آن را دارد.
؛
هفتهای می گذرد و واعظی اهل تنزیه به همدان میآید.
شبها بر منبر میگفت: ای مردم از مشبهه بر حذر باشید و مبادا خدا را جسم بینگارید. خودِ قرآن گفته است: «هوالاول و الآخر والظاهر و الباطن»
یا «لیس کمثله شیء»
یا «اینما تولوا فثم وجه الله» و از این دست آیات.
مردم سخت ترسیدند و گریان و ترسان به خانهها بازگشتند.
یکی از آنها کُنجِ خانه سر بر زانو نهاد.
بر عادت، طفلان گرد او میگشتند.
میراند هریکی را و بانگ میزد.
همه ترسان بر مادر جمع شدند.
زن آمد پیش او نشست. گفت: خواجه خِیر است، طعام سرد شد، نمیخوری؟ کودکان را زدی و راندی، همه گریانند.
گفت: برخیز از پیشم که مرا سخن فراز نمیآید. آتشی در من افتاده است.
در اینجا زن ملاحت بیشتری نشان میدهد و مرد را به سخن میآورد.
مرد میگوید که از امروز باید وضعی دیگر در قبال خدا داشته باشیم. اکنون ما کدام گیریم؟ برچه زییم؟ عاجز شدیم.
به تعبیری: آخر با این اعتقاداتِ متفاوت چگونه زندگی کنیم و بمیریم؟
زن میگوید:
ای مرد هیچ عاجز مشو و سرگردانی میندیش.
اگر خدا بر عرش است، اگر در جای است و اگر بیجای است، هرکجا که هست عمرش دراز باد! دولتش پاینده باد!
تو از درویشیِ خود اندیش که سفرهات بینان است و خانهات بیچراغ.
؛🌾
زین وصیت کرد ما را مصطفی
بحث کم جویید در ذاتِ خدا
آنک در ذاتش تفکر کردنی ست
در حقیقت، آن نظر در ذات نیست
هست آن پندار او، زیرا به راه
صد هزاران پرده آمد تا اِله
هرچه اندیشی پذیرای فناست
آنکه در اندیشه ناید آن خداست
در گذر از نام و بنگر در صفات
تا صفاتت ره نماید سوی ذات
"دفترچهارم"
؛🌾
پروردگار بزرگ در نگاه و تصور هرشخص جلوهای متفاوت داشته و هر انسانی بسته به میزان آگاهیها و روحیات درونی خویش، تصور خاص خود را از خداوند دارد.
درین زمینه بین آدمیان حتی از نژاد و دین و مذهبی یکسان و مشترک ممکن است دیدگاهی واحد وجود نداشته باشد، بنابراین هرکس برعقیده خود پای فشرده و احساس برتری و کامل بودن نسبت به دیگری داشته باشد بی شک به خطا رفته است چنانکه در قسمت پایانی حکایت موسی و شبان خطاب به موسی آمده:
هان و هان گر حمد گویی گر سپاس
همچو نافرجامِ آن چوپان شناس
حمدِ تو نسبت بِدان گر بهترست
لیک آن نسبت به حق هم اَبتَرست
؛🌾
بزرگی خدای هرکس به اندازه وسعت فکر او و میزان شایستگی اوست و طبیعی است که خدای اهل محبت با خدای اهل شقاوت تفاوت داشته و دیدگاهِ عاشقان ذات اقدس الهی از دیدگاه عامه مردم جداست.
«جمله بهانههاست که عشق است هر چه هست
خانهی خداست عشق و تو در خانه ساکنی
زین بیش مینگویم و امکانِ گفت نیست
والله چه نکتههاست در این سینه گفتنی»
"دیوان غزلیات شمس"
«آن کس که بهشت را روی زمین نیافته است، در آسمان نیز نخواهد یافت. اقامتگاهِ خدا، جنب خانهٔ ماست، و اثاثِ خانهٔ او عشق است. »
"امیلی دیکنسون"
«هرکه امروز نبیند به جهان طلعتِ دوست
غالب آن است که فرداش نباشد دیدار»
"سعدی"
؛🌾
بهترین راه برای شناخت خدا، عشق ورزیدن به مخلوقات جهان هستی است. باید همه را دوست داشت و چتر مهربانی خود را برسر همه چیز و همهکس گستراند، همچون انوار پُرمهر خداوند که بر همه چیز و همهکس یکسان پرتوافشانی میکنند.
خدایی را به انسان ها معرفی کنیم که بتوانند دوست بدارند، عشق بورزند و حضورش را در همه ذرات هستی و با تمام وجود مشاهده کنند. خدایی که بیشتر از باور کردن بتوانند حضور سراسر مِهرش را با تمام وجود احساس کنند.
موسیا آداب دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرند
آتشی از عشق در جان بر فروز
سر به سر فکر و عبارت را بسوز
🔻نسخههای زندگی:
🍃 @zlife
؛🔺
از داشتن چشم،اما ندیدنِ زیبایی
داشتن گوش،اما نشنیدنِ موسیقی
داشتن عقل، اما آگاه نشدن از حقیقت
باید ترسید..
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز
از جُورِ تَبَر، زار بنالید سپیدار
کز من نه دگر بیخ و بُنی ماند و نه شاخی
از تیشهٔ هیزم شکن و ارّهٔ نجار
این با که توان گفت که در عینِ بلندی
دستِ قَدَرَم کرد بهناگاه نگونسار
گفتش تبر آهسته که، جُرم تو همین بس
کاین موسمِ حاصل بُوَد و نیست تو را بار
؛🌾
؛🌾ترانه زیبای درخت باصدای اِبی
؛
من به فکر خستگیهای پرِ پرندههام، تو بزن تبر بزن؛
من به فکر غربت مسافرام، آخرین ضربه رو محکمتر بزن.
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
بخش های قبلیِ مجموعه ارزشمند "خرد جنسی"
(۱) از قلعۀ شهرِنو تا خانۀ خورشید
/channel/zlife/6543
(۲) تجاوز جنسی به کودکان
/channel/zlife/6549
(۳) تجاوز جنسی به محارم
/channel/zlife/6553
(۴) الهیات جنسی
/channel/zlife/6562
(۵) جامعه شناسی روسپی گری در ایران
/channel/zlife/6587
(۶) انقلاب جنسی، جستجوگری جنسی نوجوانان
/channel/zlife/6595
(۷) محرومیتجنسیحینتاهل
/channel/zlife/6620
(۸) قدرت و زیستِ جنسی
/channel/zlife/6636
(۹) روایتِ تجربه های جنسی
/channel/zlife/6670
پرواز کن و نزدیک بیا
نزدیک بیا و دست مرا
آشیان خود کن
پرواز کن و نزدیک بیا
نزدیک بیا و آسمان را
مهمان من کن
پرواز کن و نزدیک بیا
نزدیک بیا و خوشبختی را
معنایی تازه کن
🔺فیلم سینمایی
🎬 مرگبازان
؛
محصول ۲۰۱۷ آمریکا
؛
"قسمت پایانی"
؛
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🔺فیلم سینمایی
🎬 مرگبازان
؛
محصول ۲۰۱۷ آمریکا
؛
بخش (۶)
؛
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
هیچ آگاه شدنی، بدون رنج نیست.
؛
معرفی یک کانال ارزشمند:
؛
باغ آینه و نور
با مدیریت خانم گلاره- سادات اخوی،
عضو محققین تجارب نزدیک به مرگ آلمان:
@Nahtoderfahrung
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🔺فیلم سینمایی
🎬 مرگبازان
؛
محصول ۲۰۱۷ آمریکا
؛
بخش (۴)
؛
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🔺فیلم سینمایی
🎬 مرگبازان
؛
محصول ۲۰۱۷ آمریکا
؛
بخش (۳)
؛
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
؛🔻
سه چیز درزندگی اهمیت دارد:
نخست: مهربانی
دوم: مهربانی؛ سوم: مهربانی
🔻نسخه های زندگی
🍃 @zlife
هنگامی که حضرت موسی قوم خود را به سلامت از دریا عبور داد، سرود رهایی خواند و خواهرش مریمِ نبی نیز به دستافشانی پرداخت و هارمونی انبیا تکمیل گشت:
«سرود رهایی. آنگاه موسی و بنیاسرائیل این سرود را برای خداوند سراییده، گفتند که: "یهوه را سرود میخوانم زیرا که با جلال مظفر شده است. اسب و سوارش را به دریا انداخت. ... و چون به نفخۀ خود دمیدی دریا ایشان را پوشانید. مثل سرب در آبهای زورآور غرق شدند. کیست مانند تو ای خداوند در میان خدایان. کیست مانند تو جلیل در قدوسیت ..."
و مریمِ نبیّه، خواهر هارون، دف را به دست خود گرفته و همۀ زنان از عقب وی دفها گرفته، رقصکنان بیرون آمدند پس مریم در جواب ایشان گفت: خداوند را بسرایید زیرا که با جلال مظفر شده است، اسب و سوارش را به دریا انداخت - سِفر خروج باب ۱۵-»
(بخشی از یادداشت کوتاهِ "رقص و آواز دینی؛ سماع مریم نبی")
با تشکر از اولیای مدرسه که فرصت دادند هنر و دستافشانی این دخترک دانشآموز دیده شود و فضای مدرسه و جامعه را شاد کردند (مرسی فاطمه جان)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۴۰۱/۰۲/۲۶
T.me/baznegari/805
تناقضهای دل
؛🌾
آيا در هیچ دورهای، مردم به اندازۀ ما گرفتارِ تناقض بودهاند؟
؛
در زیر کرسی مینشینیم،
با وایفای روشن، با گجتهای سرد و بیروح، گرم میشویم.
با سنتْ عشق میکنیم و با مدرنیته زندگی.
مغزمان شهری است و قلبمان روستایی. طرفدار آزادی زنانیم ولی از زنهای آزاد خوشمان نمیآید.
در جامعهای که کسی به وظیفهاش عمل نمیکند، از حق و حقوق میگوییم.
صلح را میستاییم اما قهرمانان خود را از میان جنگجویان برمیگزینیم.
چشم به آینده داریم و دل در گذشته.
به جان هم افتادهایم و جانیان را فراموش کردهایم.
عشقِ عریان و خواهشگر را به جا نمیآوریم اما خیانت پنهان را از هفت پرده بیرون میکشیم و قصاص میکنیم. خستهایم اما میدویم.
دلشکستهایم اما دست در گیسوی شکندرشکن یار نمیآویزیم.
میخندیم اما شاد نیستیم.
شادیم اما نمیخندیم.
قیمت نان را میدانیم، قیمت جان را نه. زندگی را دوست داریم، اما مردگان را میپرستیم.
به ماشینهای گرانقیمت پناه میبریم تا ما را چند فرسخ از زندگی ماشينی دور کنند.
جسممان در شهر سرگردان است و روحمان در روستا.
با چراغ گِردِ شهر میگردیم كه انسانم آرزوست، اما این همه انسانهای زلال و دردمند را در کوچههای تنگ و خسته نمیبینیم.
گاه جامهای پیدرپی به مستی ما کفاف نمیدهد، و گاه بیباده مستیم.
ما چگونه آدمیانی هستیم؟
"زندهیاد رضا بابایی"
🔻نسخههای زندگی:
🍃 @zlife
از پَسِ ماهِ صَفَر سازم سَفَر
احمدِ آخر زمان را انتقال
در ربیعِ اول آید بیجدال
یعنی: بیهیچ شک و تردیدی رحلت رسول خاتم در ماه ربیعالاول صورت گرفته است.
؛🌾
این عقیدهی مولانا است که هم نظر با اهل سنت، وفات نبی مکرم اسلام ص را در اولین روزهای ماه ربیعالاول دانسته و میفرماید:
هنگامی که رسول گرامی اسلام دریافت که در ماه ربیع وفات خواهدیافت، در جمع اصحاب و یارانش از شدت اشتیاق فرمود:
مَن بَشَّرنی بخُروجِ صَفَرٍ، بَشَّرتُهِ بِالجَنَّةِ
هرکس مرا به انقضای ماه صفربشارت دهد، بهشت را به او بشارت دهم.
و عُکّاشه از اصحاب پیامبر نخستین کسی بود که آن حضرت را به این خبر بشارت داد و پیامبر نیز بهشت را به ایشان بشارت داد.
؛🌾
و اما اشتیاق رسول گرامی اسلام به پایان یافتنِ ماه صفر و شروع ماه ربیعالاول نشاندهندهی این حقیقت است که مردان خدا درهنگام رحلت ازین دنیا، به واسطهی عدم وابستگی به دنیا و رغبت دیدارِ حضرت حق، بسیارشادمان هستند.
چون خبر یابد دلش زین وقتِ نَقل
عاشقِ آن وقت گردد او، به عقل
چون صَفَر آید، شود شاد از صَفَر
کز پسِ این ماه میسازم سفر
هرشبی تا روز زین شوقِ هُدی
ای رفیقِ راهِ اَعلی میزدی
؛🌾
پیامبرص نیز که وجود مبارکش لبریز از عشق به پروردگار جهانیان است برای رسیدن لحظهی وصالِ حق روزشماری میکند و میفرماید:
اللّهُم اغفِرلی وَارحَمنی وَالحَقنی بِالرفیقِ الاَعلی
خداوندا مرا بیامرز و برمن رحمت آر و مرا به برترین رفیق ملحق فرما.
؛🌾
و چنین است که پایانِ ماه صفر را بشارتی میداند بر وصول به دیدار بهترین رفیق که همان نور بیپایان و وصفناپذیرخداوندی است.
؛🌾
گفت: هرکس که مرا مژده دهد
چون صَفَر پای ازجهان بیرون نهد
که صَفَر بگذشت و شد ماهِ ربیع
مژده وَر باشم مَر او را وشفیع
گفت عُکاشه: صَفَر بگذشت و رفت
گفت که جنت تو را ای شیرِ زَفت
دیگری آمد که: بگذشت آن صَفَر
گفت: عُکاشه بِبُرد از مُژده بَر
؛🌾
پس نتیجه میگیریم که مردان خدا و مومنین واقعی به دلایلی که گفته آمد از رحلت خود از این دنیا شادمان هستند، برخلافِ دنیاپرستانِ کودک صفت که از بودنِ هرچه بیشتر در دنیا خوشحال و شادمان هستند. چرا که دنیاپرستان مانند مرغِ نابینایی که آب شیرین و گوارا ندیده باشند، آبِ حوض کوثر در نظرشان شور و بدمزه جلوه مینماید.
؛🌾
پس رِجال از نَقلِ عالَم شادمان
وز بقایش شادمان این کودکان
چونکه آبِ خوش ندید آن مرغِ کور
پیش او کوثر نماید آبِ شور
🔻نسخه های زندگی
🍃 @zlife
🌀لرزیدن بر سرِ ایمانِ خویش
حافظ گفت:«چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم».
گویا حافظ میدانست که بزرگ ترین ویژگیِ انسانِ اندیشمند، لرزیدن بر سرِ ایمان خویش است.
زیرا آن درخت که لرزیدن را نیاموخته باشد در بادهای تند و توفانهای بیمحابا یا میشکند یا میافتد.
آن انسان نیز که تردید را نیاموزد و شک و احتمال را فرا نگیرد، یا خود را میشکند یا دیگران را.
گاهی سرسختی وسرسنگی چندان هم غرور آفرین نیست. اتفاقا انسان به انعطاف و روانی و سیّالیّتاش رشد خواهد کرد نه به پایفشردنهای نامعقول و ایستادگیهای بیمنطقش.
؛🌾
هر سوالی وزیدن بادی است پیرامون درخت ایمان. بید نباید که از وزیدن بادها خشمگین شود. بید باید با باد برقصد، بیدی که میرقصد، زنده خواهد ماند. بیدی که از وزیدن باد بهراسد، سرانجام روزی فرو خواهد افتاد.
؛🌾
ما مردمانِ شهرِ سنگستانیم،
سنگ میکاریم و سنگ برداشت میکنیم. کلوخ اندازیم و سنگ پاداشمان است.
از آب میترسیم، از باد میهراسیم. مرامِ آب و مکالمه با باد را بلد نیستیم.
؛🌾
ما مردمان قطعیتِ عادت و تعصب و تقلیدیم.
جراتِ لرزیدن نداریم.
؛🌾
هر بار که سوالی میپرسم یا نسیمکی با سرانگشتهای کلمه میسازم، یا پنجرهای را رو به تعریفی باز میکنم که تماشا از آن رسممان نبوده، بعضی چنان بر میآشوبند و چنان به صورت نسیم چنگ میاندازند و چنان پنجره را دَرهم فرو میکوبند که من باور میکنم طالبان تنها هرات را نگرفته که جمجمههای ما را نیز گرفته است.
؛🌾
تقصیر ما نیست، تقصیر این نظام آموزشی و پرورشی است که فلسفیدن را یادمان نداده؛
که از پرسیدن به وحشتمان انداخته؛
که ذهنمان را انبانِ محفوظات کرده. گویی بدون يقينيات ما بیچیزیم.
؛🌾
يقين اما کمترین چیزی است که در جهان قسمت شده است.
یادمان باشد انسانی که به باورهایش یقینی بیچون و چرا دارد به موجودی هولناک بَدَل خواهد شد.
دیدید مردانِ يقينی و باورمندانِ متصلب چه بر سر همسایهمان آوردند؟
"عرفان نظرآهاری"
🔻نسخههای زندگی:
🍃 @zlife
🔺شمع درون (۱۸۱)
از خدا میخواه تا زین نکتهها
در نلغزی و رسی در منتها
زانک از قرآن بسی گمره شدند
زان رَسَن قومی درون چَه شدند
مر رسن را نیست جُرمی ای عنود
چون ترا سودای سربالا نبود
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🎬 مجموعۀ خِردِ جنسی (۱۰)
🔺 ازدواج سفید
🔸کاری از: یاسر عرب
🔹بخش دهم:
🔹مهمان این برنامه: مرضیه ابراهیمی
نسخه های زندگی:
🍒 @zlife
📒 فیه مافیه
📝 مولانا
خَیْرُالکَلَامِ مَاقَلّ وَ دَلّ،
بهترین سخنها آنست که مفید باشد نه که بسیار.
قُل هُوَاللهُ اَحَدُ، اگر چه اندکست اما بر البقره، اگر چه مطول است رجحان دارد از روی افادت*
؛
نوح هزار سال دعوت کرد، چهل کس به او گرویدند. مصطفی (ص) را خود زمانِ دعوت پیداست که چه قدر بود، چندین اقالیم به وی ایمان آوردند، چندین اولیا و اوتاد** از او پیدا شدند.
پس اعتبار، بسیاری و اندکی را نیست، غَرَض افادتست. بعضی را شاید که سخن اندک مفید تر باشد از بسیاری – چنانکه تنوری را چون آتش به غایت تیز باشد از او منفعت نتوانی گرفتن و نزدیک او نتوانی رفتن؛ و از چراغی ضعیف هزار فایده گیری – پس معلوم شد که مقصود فایده است.
؛
سخن اندک و مفید همچنانست که چراغی افروخته، چراغی نا افروخته را بوسه داد و رفت، آن در حق او بس است و او به مقصود رسید.
* فایده رساندن
** بزرگان
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🌀 تغییر شرایط
چند روز قبل عنکبوتی را دیدم که در گوشه اتاق خوابم تار تنیده بود و به آرامی حرکت میکرد. گویی مدتها بود که آنجا گیر کرده بود و توانایی تهیه غذا برای خودش را نداشت.
بامهربانی به او گفتم: نگران نباش کوچولو، الان نجاتت میدهم.
پارچه.ای در دست گرفته وسعی کردم به آرامی عنکبوت را رها کنم و در باغچه حیاطمان بگذارم. اما آن عنکبوت بیچاره خیال کرد میخواهم به او حمله کنم، چون بلافاصله فرارکرد ولابلای تارهایش پنهان شد.
درحالی که مراقب بودم به عنکبوت آسیبی نرسانم، سعی کردم او را بلند کنم. اما عنکبوت دوباره از دستم فرار کرد و با سرعت لابلای تارهایش پنهان شد.
ناگهان متوجه شدم که عنکبوت هیچ حرکتی نمیکند. به او نزدیک شده و دیدم آن قدر مقاومت کرده که خودش را کشته است.
بسیار غمگین شدم. عنکبوت را بیرون بردم و داخل باغچه کنار یک بوته گل سرخ گذاشتم و زیر لب زمزمه کردم: من نمیخواستم به تو صدمهای بزنم. میخواستم نجاتت بدهم، متاسفم که این را نفهمیدی.
؛🔰
وقتی به اتاقم برگشتم فکری به ذهنم خطور کرد. با خود گفتم: اتفاق امروز چقدر شبیه همان احساسی است که خداوند نسبت به تمامی بندگانش دارد.
ما همیشه با شرایط بد شناخته شده میسازیم و از روبرو شدن با شرایط خوب اما ناشناخته خودداری میکنیم.
خداوند از این که شاهد دست و پا زدنها ودردها ورنجهای ماست آزرده میشود و وقتی اقدام به مداخله و کمک به ما میکند وتصمیم میگیرد ما را از خطر دور کند، مقاومت میکنیم، دست و پا میزنیم و داد وفریاد سر میدهیم که چرا اینقدر ما را مجبور میکنی که تغییر کنیم؟
؛🌾
هریک از ما مثل همان عنکبوت کوچک هستیم که تلاش دیگران، یاری خداوند و کمکهای جهان هستی را، دشمنی با خود تلقی نموده و متوجه نمیشویم که اگر هرگاه در برابر اراده خداوند تسلیم شویم و دست از مقاومت برداشته و اینقدر دست وپا نزنیم، بزودی خود را در باغچهای زیبا میبینیم و از شرایط جدید زندگی خود که به برکت تحول ناشی از پذیرش تغییرات ظاهراً ناخوشایند پدید می آید لذت خواهیم برد.
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🔺فیلم سینمایی
🎬 مرگبازان
؛
محصول ۲۰۱۷ آمریکا
؛
بخش (۷)
؛
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🌀 مرگِ پیش از مرگ
مُرده گردم ، خویش بسپارم به آب
مرگِ پیش از مرگ ، اَمنست از عذاب
مرگِ پیش از مرگ ، اَمنست ای فَتا
این چنین فرمود ما را مصطفی
گفت:مُوتُوا کُلُّکُم مِن قَبلِ اَن
یَاتِی المُوتُ تَمُوتُوا بِالفِتَن
"دفترپنجم مثنوی"
؛
پیامبر اکرم ص فرمود:
بمیرید قبل از آنکه از دنیا بروید..
؛🌾
یعنی قبل ازاینکه به اجبار از دنیا بروید، ویژگیهای یک فردِ مُرده را کسب کنید.
و این به این معنی است که کسی که از دنیا رفته و تعلقاتش از دنیا قطع شده، خصوصا اگر جایگاه خوب ومناسبی داشته باشد، دیگر علاقهای به زندگی قبل نخواهد داشت. پس باید تاجایی که ممکن است از علائق خود به دنیا بکاهیم.
؛🌾
همچنین مُردن قبل از مرگ به این معنی است که بر ایمان و یقینمان به وجود خداوند و جهان آخرت بیفزاییم چرا که کسانی که از دنیا رفتهاند یقینشان قطعاً بیشتر از یقین ماخواهدبود.
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🔺فیلم سینمایی
🎬 مرگبازان
؛
محصول ۲۰۱۷ آمریکا
؛
بخش (۵)
؛
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🌀 تغییرات بزرگ
خانم «گلاره سادات اخوی»، عضو «محققین تجارب نزدیک به مرگ آلمان»، در کانال پربارشان به نام «باغ آینه و نور» به تحقیقات دکتر «پیم فان لمل» اشاره کردهاند.
این تحقیقات درباره تغییراتی است که تجربهکنندگان مرگ تقریبی(اندیای)، تحت تاثیر تجربهشان داشتهاند.
دکتر «پیم فن لمل» این تغییرات را با دقت بالایی بررسی کرده است، که نتیجه آن به شکل خلاصه، پیش روی شماست:
📌 قدرشناسی در مقابل ادیان اصلی جهان قبل از تجربه 39% و بعد از تجربه 20% بوده است.
📌 رفتن به کلیسا قبل از تجربه 38% بوده و بعد از تجربه به 20% کاهش یافته.
📌 دعا (عمومی) قبل از تجربه 48% و بعداز تجربه 74% شده است.
📌 انجام مراقبه قبل از تجربه 12% و بعد از آن 60% شده است.
📌 جستجوی معنویت 20% قبل و سپس 88% شده است.
📌 تسلیم اراده خداوند شدن و خود را قطعهای از خداوند دانستن قبل از تجربه 32% و بعد از تجربه 86% شده است.
📌 از دست دادن ترس مقابل مرگ قبل از آن 36% و بعد از آن 100% .
📌 اعتقاد به زندگی بعد از مرگ 27% بوده است و بعد از تجربه 90% شده است.
؛
🔰 مطالبی که در زندگی آنها کاملا تغییر کرده است:
📌 عطش برای دانستن
📌 حس و انگیزه جدیدی در راستای معنای زندگی
📌افزایش همدلی
📌 در مقابل سایر افراد شکیبا میشوند
📌 کمتر در حس رقابت هستند
📌 خودشان را پیدا میکنند
📌 معنی واقعی عشق را در زندگی شناسایی میکنند.
📌 تمایلات به مادیات ندارند
📌 افزایش بسیاری در حیطه معنویت
📌 یک قدرشناسی بزرگی نسبت به زندگی
📌 ناپدید شدن ترس از مرگ
📌 اعتقاد داشتن شدید به زندگی پس از مرگ
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife
🎼 موسیقی
🔹نام آهنگ: کیستم من؟
🔸خواننده: امین الله رشیدی
🔻نسخه های زندگی:
🍃 @zlife