utopianist_nasravi | Unsorted

Telegram-канал utopianist_nasravi - اتوپیانیست | محمد نصراوی

3323

«من هستم، ما هستیم و این کافی است» ارنست بلوخ • اتوپیا • امید • آگاهی برای ارتباط با ما 🔻 https://zil.ink/utopianist

Subscribe to a channel

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐🕐

🛎کانال vip #رایگان شد !

پکیج های آموزشی #برنامه_نویسی ، #هک و #امنیت #دانشگاهی و کتاب خانه و کلی دوره های دیگه رو #رایگان گذاشته توی کانال 👇✅
#قیمت پکیج های آپلود شده بالای 300 میلیونه 😍
/channel/addlist/YYg8JR9zeBA1YmRk
اینم لینک کانال فقط سریع عضو بشید 👆
🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕🆕
برای شرکت در تبادل پیام بدین

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

جمعه‌ست 🙂

این هفته یه قرارِ کوچیک با خودم گذاشتم: روزی یه کارِ بی‌فایده. مثلا سه‌شنبه بعد از کار، بیست دقیقه فقط ابرا رو نگاه کردم. هیچی ازش درنیومد، هیچ عکسی هم نگرفتم. ولی شبش انگار یه اتاقِ اضافه تو سرم باز شده بود.

تمرین این آخرهفته: یه کارِ بی‌فایده برای خودتون. نه برای استوری، نه برای رزومه، نه حتی برای «آروم شدن». فقط برای خودش 😁

هوای همدیگه رو داشته باشیم. جمعه‌تون آروم.


🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎬 یک کانالِ دیگر هم دارم

در «نقد» هر روز یک درسِ کوتاهِ سینما می‌گذارم — از اینکه یک نما چطور ساخته می‌شود تا اینکه چرا بعضی فیلم‌ها سال‌ها با آدم می‌مانند.

این هفته این پست بیشترین خواننده را داشت:
«ساختارِ سه‌پرده‌ای»
/channel/naghd_ir_rise/465

اگر سینما را فقط تماشا نمی‌کنی و دوست داری بفهمی‌اش، سر بزن:
🔹 @naghd_ir_rise

🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎵 موسیقیِ صبح

«مهتاب» (Clair de lune) — کلود دبوسی

دبوسی این قطعه را در جوانی، حدودِ ۱۸۹۰، نوشت و سال‌ها بعد در ۱۹۰۵ در «سوئیتِ برگاماسک» منتشر کرد؛ عنوانش را از شعری از پل ورلن گرفت. چند دقیقه پیانو که هیچ ادعایی ندارد، چیزی نمی‌آموزد، به هیچ کاری نمی‌آید — و صد و بیست سال است شب‌های آدم‌ها را قابلِ سکونت می‌کند.

برای هفته‌ی بی‌فایدگیِ ضروری، شنیدنش خودِ تمرین است: چیزی که فقط زیباست، و همین کافی است.

🆔 @nasravi_com


https://www.youtube.com/watch?v=XpVX2AwPDmE&t=2s

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎬 معرفی فیلم

«پترسون» (Paterson) — ساخته‌ی جیم جارموش، ۲۰۱۶

پترسون راننده‌ی اتوبوس است در شهری که اسمش هم پترسون است. هر روز یک مسیر، یک ساندویچ، یک پیاده‌روی با سگ. و در فاصله‌ها، در دفترچه‌ای که به هیچ‌کس نشانش نمی‌دهد، شعر می‌نویسد. نه چاپی در کار است، نه مسابقه‌ای، نه حتی رؤیای دیده‌شدن. شعر برای او مثل نفس‌کشیدن است، نه مثل شغلِ دوم.

جارموش با این فیلمِ آرام چیزی را نشان می‌دهد که کمتر فیلمی جرئتش را دارد: زندگیِ کسی که هنرش هیچ فایده‌ای ندارد و همان هنر، ستونِ فقراتِ روزهایش است. و وقتی بدترین اتفاقِ ممکن برای دفترچه می‌افتد، فیلم به جای فاجعه آرام‌ترین جمله‌اش را می‌گوید: گاهی صفحه‌ی خالی، بیشترین امکان است.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

📚 معرفی کتاب

عنوان: «نامه‌هایی به شاعری جوان»
✍🏼 نویسنده: راینر ماریا ریلکه

سال ۱۹۰۳، دانشجوی جوانی به نام فرانتس کاپوس شعرهایش را برای ریلکه فرستاد و پرسید: خوب‌اند؟ ریلکه در جواب چیزی نوشت که هنوز، بعد از صد و بیست سال، سؤالِ هر آدمی را که چیزی می‌سازد جابه‌جا می‌کند: از بیرون نپرس. در دلِ شب از خودت بپرس آیا اگر ننویسم، می‌میرم؟

ده نامه‌ی این کتابِ کوچک درباره‌ی شعر است و درباره‌ی شعر نیست؛ درباره‌ی هر کاری است که ارزشش را از بازارش نمی‌گیرد. ریلکه به جوان می‌گوید عجله نکن، مقایسه نکن، و سنجش را از دستِ دیگران پس بگیر — حرفی که در روزگارِ لایک و بازدید، از روزگارِ خودش هم لازم‌تر شده.

برای هفته‌ای که از چیزهای بی‌فایده و ضروری حرف می‌زنیم، کتابی مناسب‌تر از این پیدا نکردم.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
توجه!!!! این کانال های VIPرو از دست نده 📣
هزینه عضویت در این کانال ها نفری 5 میلیون ورودی هست !!📣
لینکشونو پیدا کردم به صورت رایگان برا نیم ساعت فری میزارم 📣📣👇
📎
/channel/addlist/YYg8JR9zeBA1YmRk

🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#از_کار_واقعی

برای یک شیرینی نارگیلی، تبلیغی ۲۴ ثانیه‌ای ساختیم که همه‌چیزش از کاموا بافته شده: آدم‌ها، استخر، نخل‌ها، ابرها، حتی بشقاب شیرینی.

سهم من طراحی شخصیت‌ها و دنیای فیلم بود و ساختن تصویرها و نماها با هوش مصنوعی. دو دوست بافتنی کنار استخر: یکی با ژاکت طوسی و کلاه، یکی با شال صورتی. یک عصر تابستانی که با شیرینی خوردنِ دونفره تمام می‌شود.

یک قاعده در کل فیلم برقرار است: همه‌چیز کاموست جز خود بسته. بسته در همهٔ نماها همان بستهٔ چاپی می‌ماند. وقتی دنیای اطراف این‌قدر نرم و پشمی است، محصول بدون هیچ تأکیدی در یک نگاه دیده می‌شود.

فیلم و روند ساختش:
https://nasravi.com/?p=1807

🌐 nasravi.com
🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🖋 جستارک

چهارشنبه عصر، بی‌دلیل، یک ایستگاه زودتر پیاده شدم و باقی راه را قدم زدم. ده دقیقه نگذشته بود که صدایی در سرم شروع کرد: «داری وقت تلف می‌کنی. این نیم‌ساعت را می‌شد پادکست گوش داد، ایمیل‌ها را جواب داد...» جالب این‌جاست که هیچ‌کس منتظرِ آن ایمیل‌ها نبود. حسابرسِ درونم فقط طاقتِ دیدنِ یک ساعتِ بی‌خروجی را نداشت.

بایونگ‌چول هان جایی می‌گوید ما فراغت را هم به پروژه تبدیل کرده‌ایم: تعطیلات باید «بازدهی» داشته باشد، تفریح باید مستند شود، استراحت شده «ریکاوری» — یعنی خدمتکارِ کار. آن نیم‌ساعت پیاده‌روی به هیچ کاری نیامد؛ و شاید سال‌هاست هیچ نیم‌ساعتی به اندازه‌اش مالِ خودم نبوده.

فردا شب سراغِ فیلسوفی می‌رویم که می‌گفت این فقط عادتِ من و تو نیست؛ نظمی است که از خواسته‌هایمان نان می‌خورد: هربرت مارکوزه و «انسانِ تک‌ساحتی».

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

«همه‌ی هنر یکسره بی‌فایده است.»

— اسکار وایلد، دیباچه‌ی «تصویر دوریان گری»

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🍬🍬🍬🍬🍬🍬🍬🍬
📣بسه اقا ما ی اشتباهی کردیم 2 روز پیش لینک یک لیست ViP رو گذاشتیم، دوباره این دفعه اخره هرکی نیاز داره سریع جوین بده و دیگه نیاید پی وی!!!!
/channel/addlist/YYg8JR9zeBA1YmRk
اخرین باره میزارم⛔️
🍬🍬🍬🍬🍬🍬🍬🍬🍬

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

☀️ سطرِ صبح

گلِ لبِ پنجره هیچ مشکلی را حل نمی‌کند؛ و خانه بی او چیزی کم دارد.
این هفته از چیزهایی حرف می‌زنیم که به هیچ دردی نمی‌خورند — و بی‌آن‌ها زندگی به دردی نمی‌خورد.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

❓ پرسشِ هفته

این هفته گفتیم راحتی بی‌صداترین شکلِ قدرت است؛ از اسکینر شنیدیم که پاداش رفتار می‌سازد؛ و بر اطاعتی که فرمانده ندارد اسم گذاشتیم: اطاعتِ بی‌فرمان.

حالا سؤالِ این جمعه:

کدام عادتِ روزانه‌تان را وقتی خوب نگاه کردید، دیدید انتخابِ خودتان نبوده؟ مسیری که همیشه می‌روید، چیزی که هر شب می‌بینید، ساعتی که بی‌دلیل گوشی را برمی‌دارید... و اگر دوست داشتید بنویسید یک‌ باری که خلافِ جریان رفتید، چه شد.

کامنت‌ها باز است. فهرستِ همدیگر شاید چشمِ همه‌مان را بازتر کند.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🕯 گزین‌گویه

«برای انسان دغدغه‌ای پیوسته‌تر و سوزان‌تر از این نیست که وقتی آزاد ماند، هرچه زودتر کسی را بیابد که این هدیه‌ی آزادی را به او واگذارد.»

— فیودور داستایفسکی، «برادران کارامازوف»، فصلِ «مفتشِ اعظم»

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎵 موسیقیِ صبح

«کویانیسکاتسی» — فیلیپ گلس، ۱۹۸۲

موسیقیِ متنِ فیلمِ گادفری رجیو؛ عنوانش از زبانِ هوپی است: «زندگیِ از تعادل خارج‌شده». گلس با تکرارهای بی‌پایانش کاری می‌کند که کمتر آهنگسازی می‌کند: خودِ تکرار را به گوشِ ما می‌رساند — همان چرخه‌هایی که هر روز درونشان می‌چرخیم و دیگر نمی‌شنویمشان.

برای هفته‌ای که از شرطی‌شدن حرف می‌زنیم، شنیدنش تجربه‌ی غریبی است: تکرار هم خلسه می‌آورد، هم قفس می‌سازد. و گاهی فرقِ این دو فقط آگاهی است.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

❓ پرسشِ هفته

این هفته گفتیم چیزهایی هست که به هیچ دردی نمی‌خورند و بی‌آن‌ها زندگی به دردی نمی‌خورد؛ از وایلد شنیدیم که هنر یکسره بی‌فایده است؛ از مارکوزه شنیدیم که خواستن را می‌شود کاشت؛ و بر آنچه نگه‌مان می‌دارد اسم گذاشتیم: بی‌فایدگیِ ضروری.

حالا سؤالِ این جمعه:

کدام کارِ بی‌فایده است که اگر از زندگی‌تان بردارند، دیگر خودتان نیستید؟ چیزی که هیچ خروجی‌ای ندارد و برایتان عزیز است: گلدانی، دفترچه‌ای، مسیری، قطعه‌ای... و اگر دوست داشتید بنویسید آخرین بار کی برایش وقت گذاشتید.

کامنت‌ها باز است. فهرستِ همدیگر شاید یادمان بیندازد چه چیزهایی را داریم از قلم می‌اندازیم.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🕯 گزین‌گویه

«زیبایی حقیقت است و حقیقت زیبایی — این تمامِ آن چیزی است که بر زمین می‌دانید، و تمامِ آنچه باید بدانید.»

— جان کیتس، «چکامه‌ای برای گلدانِ یونانی»، ۱۸۱۹


🆔 @nasravi_comi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎼 Debussy: Clair de lune ∙ hr-Sinfonieorchester ∙ Alain Altinoglu


🎵 موسیقیِ صبح

«مهتاب» (Clair de lune) — کلود دبوسی

دبوسی این قطعه را در جوانی، حدودِ ۱۸۹۰، نوشت و سال‌ها بعد در ۱۹۰۵ در «سوئیتِ برگاماسک» منتشر کرد؛ عنوانش را از شعری از پل ورلن گرفت. چند دقیقه پیانو که هیچ ادعایی ندارد، چیزی نمی‌آموزد، به هیچ کاری نمی‌آید — و صد و بیست سال است شب‌های آدم‌ها را قابلِ سکونت می‌کند.

برای هفته‌ی بی‌فایدگیِ ضروری، شنیدنش خودِ تمرین است: چیزی که فقط زیباست، و همین کافی است.

🆔 @nasravi_com


https://www.youtube.com/watch?v=XpVX2AwPDmE&t=2s

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست»

— سعدی

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🖋 جستارک

برای آنچه این هفته دورش می‌گردیم اسمی می‌گذارم: بی‌فایدگیِ ضروری (Necessary Uselessness).

بی‌فایده یعنی بیرون از حساب‌وکتاب: کاری که خروجی ندارد، رزومه را سنگین نمی‌کند، به هیچ هدفی خدمت نمی‌کند. شعرِ از بر کردن، گلدانِ آب‌دادن، پیاده‌رویِ بی‌مقصد، دوستی‌ای که «شبکه‌سازی» نیست. و ضروری یعنی بی‌آن، آدم نمی‌میرد اما چیزی در او می‌میرد: همان عضوی که با آن زنده‌بودن را حس می‌کنیم، نه فقط زنده‌ماندن را.

نکته این‌جاست که این دو صفت به هم محتاج‌اند. تا چیزی بی‌فایده نباشد، نمی‌تواند پناه باشد؛ هر چیزِ مفید بالاخره تو را به همان چرخه‌ای برمی‌گرداند که از آن گریخته‌ای. و چون بی‌فایده است، در هر تنگنایی اول قربانی می‌شود — از برنامه‌ی روز حذفش می‌کنیم، مثل شهری که در قحطی، اول باغچه‌های گلش را سیب‌زمینی می‌کارد.

مراقبِ سهمِ بی‌فایدگی‌مان باشیم؛ ضروری است.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

⭕️‌فوری و رسمی/اینترنت کل کشور چند روز دیگه قراره سراسری ملی بشه❗️

🌐‌پروکسی‌های زیر #روسی هستن و هیچوقت قطع نمیشن حتما استفاده کنید تا اینترنت داشته باشید👇
Хэдоецфпилщнувяситьбджэээхгиуцйтбюкеглхэбсяыфцкаогшлэхзгор45полемХэдоецфпилщнувяситьбджэээхгиуцйтбюкеглхэбсяыфцкаогшлэхзгор45полем

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#اتوپیا_و_هوش_مصنوعی — قسمت سیزدهم

قسمتِ پیش در «والدن دو»ی اسکینر دیدیم که رفتار را می‌شود مثل باغچه‌ای مهندسی کرد. امشب سراغِ فیلسوفی می‌رویم که یک قدم عقب‌تر ایستاد و گفت: لازم نیست کسی رفتارت را بسازد؛ کافی است خواسته‌هایت را بسازند — باقی را خودت با کمالِ میل انجام می‌دهی.

هربرت مارکوزه، فیلسوفِ آلمانی‌تبارِ مکتبِ فرانکفورت، از آلمانِ نازی گریخته بود و در آمریکا چیزی را از نزدیک تماشا می‌کرد که برایش از سرکوبِ آشنا غریب‌تر بود: جامعه‌ای که با رفاه رام می‌کند، نه با ترس. در ۱۹۶۴ «انسانِ تک‌ساحتی» را نوشت — کتابی که چند سال بعد کتابِ بالینیِ جنبش‌های دانشجویی شد.

حرفش از همان صفحه‌های اول تکان‌دهنده است: بر تمدنِ صنعتیِ پیشرفته «ناآزادیِ راحت، هموار، معقول و دموکراتیکی» حاکم است. نظام نیازهایی در ما می‌کارد — نیازهای کاذب — و بعد با برآوردنِ سخاوتمندانه‌شان ما را به خودش گره می‌زند. آدمی که «خودش را در کالاهایش بازمی‌شناسد» دیگر دلیلی برای شوریدن ندارد؛ و هر «نه»ای هم که بگوید، نظام جذبش می‌کند و به خودش برمی‌گرداند — شورش تی‌شرت می‌شود و اعتراض، ژانرِ تبلیغات. این است انسانِ تک‌ساحتی: آدمی که ساحتِ دومش — توانِ تصورِ اینکه جورِ دیگری هم می‌شود — تحلیل رفته است.

و مارکوزه روزنه را کجا می‌دید؟ در آنچه «امتناعِ بزرگ» می‌نامید — و در هنر. اثرِ هنریِ اصیل چون به هیچ کاری نمی‌آید و چیزی نمی‌فروشد، تنها جایی است که هنوز می‌شود از آن به این زندگی «نه» گفت؛ زیبایی یادِ آدم می‌اندازد که واقعیتِ موجود، تمامِ واقعیت نیست. (این هفته‌ی «بی‌فایدگی» بی‌دلیل کنارِ مارکوزه ننشسته.)

چرخش به امروز را خودتان حدس زده‌اید. مارکوزه از تبلیغاتِ انبوه می‌ترسید؛ نیازِ کاذبِ زمانه‌ی او برای میلیون‌ها نفر یک‌جا دوخته می‌شد. نیازِ کاذبِ زمانه‌ی ما سفارشیِ تن‌خورِ تک‌تک‌مان است: الگوریتمی که سلیقه‌ام را پیش از خودم می‌داند، ویترینی که برای ضعف‌های من چیده می‌شود. و من که نانم را از ساختنِ تصویرهای خواستنی درمی‌آورم، این را از همه نزدیک‌تر می‌بینم — پرسشِ مارکوزه هر روز سرِ میزِ کارم نشسته است: این خواستنی که می‌سازم، جوابِ نیازی است یا سازنده‌ی آن؟

سؤالی که این قسمت با من می‌ماند: از کجا بفهمم خواسته‌ای مالِ خودِ من است؟ شاید نشانه‌اش این باشد: نیازِ کاذب با برآورده‌شدن بزرگ‌تر می‌شود؛ خواستِ اصیل با برآورده‌شدن آرام می‌گیرد.

قسمتِ بعد سراغِ متفکری فرانسوی می‌رویم که می‌گفت مسئله دیگر این ابزار و آن ابزار نیست؛ «تکنیک» خودش محیطِ زندگی شده و منطقِ خودش را پیش می‌برد: ژاک الول و «جامعه‌ی تکنولوژیک».

🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

☀️ سطرِ صبح

از کجا معلوم چیزی که امروز «می‌خواهم»، خواسته‌ی خودِ من باشد — نه سفارشی که برایم نوشته‌اند؟

(امشب، قسمت سیزدهمِ «اتوپیا و هوش مصنوعی»: هربرت مارکوزه و «انسانِ تک‌ساحتی».)

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

#از_کار_واقعی

فهرست‌های «نمونه‌های تبلیغ با هوش مصنوعی» را که می‌خوانی، تقریباً هیچ‌کدام منبع ندارند. نتیجه هم ندارند. شکست‌ها را هم نمی‌گویند.

برای همین دوازده تبلیغ را برداشتم که نتیجه‌شان عمومی است و هر کدام را با منبع تاریخ‌دار نمره دادم.

الگو روشن بود. آن‌هایی که جواب دادند، ابزار را پشت یک ایده گذاشته بودند: برای شخصی‌سازی، نسخه‌سازی یا کم کردن هزینه. آن‌هایی که شکست خوردند، خودِ هوش مصنوعی را موضوع تبلیغ کرده بودند. مک‌دونالدز هلند تبلیغ کریسمسش را چند روز بعد از انتشار پایین کشید.

یک قانون را هم از کار خودم اضافه کردم: مدل هیچ‌وقت بسته‌بندی را نمی‌کشد. و ۶۰ تا ۷۰ درصد برداشت‌ها را رد می‌کنم. هزینهٔ واقعی این کار همین است.

مقاله، با هر دوازده نمونه و منبع‌هایش:
https://nasravi.com/ai-creative-insights/ai-ad-examples-that-worked/

🌐 nasravi.com
🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

بخاطره شرایط اقتصادیVIP ما رایگان شد🎁🙏

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🖋 جستار

در کوچه‌ی ما پیرمردی هست که هر غروب گلدان‌های شمعدانی‌اش را آب می‌دهد. با حوصله برگ‌های خشک را می‌چیند، خاک را با انگشت امتحان می‌کند، و بعد چند دقیقه فقط می‌ایستد و نگاهشان می‌کند. چند روز پیش که رد می‌شدم، بی‌اختیار همان سؤالِ همیشگیِ ذهنم روشن شد: این‌همه وقت، برای چه؟ به چه دردی می‌خورد؟

و از خودِ سؤال جا خوردم. کی این گمرکچی را در ذهنم گذاشته‌ام که هر چیز باید از بازجویی‌اش رد شود؟ قدم‌زدن باید «هوای تازه» بدهد، خواندن باید «چیزی یاد بدهد»، حتی استراحت باید «شارژم کند» که فردا بهتر کار کنم. زندگی‌ام آرام‌آرام شبیه انباری شده که هیچ‌چیزِ بی‌مصرف در آن راه ندارد — و چه فقری است این.

کانت درباره‌ی زیبایی تعبیری دارد که هر بار می‌خوانمش تازه‌تر است: زیبایی «غایت‌مندیِ بی‌غایت» است؛ چیزی که انگار برای مقصودی ساخته شده، اما مقصودی ندارد جز خودش. شمعدانیِ پیرمرد هیچ مسئله‌ای را حل نمی‌کند. و شاید درست برای همین است که تماشایش آدم را جمع می‌کند: تنها جایی که چیزی از تو نمی‌خواهند، همان‌جاست که خودت می‌شوی.

حالا فکر می‌کنم فقیرترین روزهایم روزهایی نبوده که کم داشته‌ام؛ روزهایی بوده که هر چیزِ بی‌فایده را از برنامه حذف کرده‌ام. شما در روزتان چیزی دارید که به هیچ دردی نخورد و هنوز سرِ جایش مانده باشد؟

🔹اتوپیانیست؛ محمد نصراوی
⭕ اتوپیا، امید، آگاهی ...
🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️
🆕به مناسبت ۲ ساله شدن عمر چنلمون چنل های vip که قیمت یک میلیون هست به ۱۰ نفر اول رایگان میدیم و بعد از ۱۰ نفر به طور خودکار لینک باطل میشه جوین بدین✅
/channel/addlist/IkhExTaCdgUzODU0
#تبلیغ_نیست
⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

جمعه‌ست 🙂

این هفته یه بازی با خودم کردم: هر بار گوشی چیزی پیشنهاد داد، یه لحظه صبر کردم و از خودم پرسیدم «واقعا خودم اینو می‌خواستم؟». بعضی وقتا جوابم بله بود، خیلی وقتا نه. مثلا فهمیدم نصفِ چیزایی که شبا می‌بینم رو خودم انتخاب نکردم؛ فقط جلوم بوده.

تمرین این آخرهفته: یه انتخاب کوچیک رو کامل خودتون انجام بدین. آهنگ رو خودتون انتخاب کنین، مسیر رو بی‌نقشه برین، فیلم شب رو از پیشنهادی‌ها برندارین. همین 😁

هوای همدیگه رو داشته باشیم. جمعه‌تون آروم.

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

🎬 یک کانالِ دیگر هم دارم

در «نقد» هر روز یک درسِ کوتاهِ سینما می‌گذارم — از اینکه یک نما چطور ساخته می‌شود تا اینکه چرا بعضی فیلم‌ها سال‌ها با آدم می‌مانند.

این هفته این پست بیشترین خواننده را داشت:
«خواسته و مانع: موتورِ هر قصه»
/channel/naghd_ir_rise/450

اگر سینما را فقط تماشا نمی‌کنی و دوست داری بفهمی‌اش، سر بزن:
🔹 @naghd_ir_rise

🆔 @nasravi_com

Читать полностью…

اتوپیانیست | محمد نصراوی

«سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت،
سرها در گریبان است.
کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدارِ یاران را.
نگه جز پیشِ پا را دید، نتواند،
که ره تاریک و لغزان است.»

— مهدی اخوان ثالث، «زمستان»

🆔 @Utopianist_Nasravi

Читать полностью…
Subscribe to a channel