rohin_official1 | Unsorted

Telegram-канал rohin_official1 - شب نامه‌ی خیال

735

روییدن زمان و مکان نمی‌خواهد! گاهی باید در سخت‌ترین شرایط و دشوار‌ترین مکان رشد کنی... 🖐 #روهیناصادقی @Rohin_official1 https://t.me/Rohin_official1

Subscribe to a channel

شب نامه‌ی خیال

دیالوگ
. مفهوم عشق را چگونه یافتی؟
+ عشق از طریق «از دست‌دادن» متولد می‌شود و با «به دست‌آوردن» معنا می‌یابد.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این کودک، فرزند یکی از مادران تحت حمایت برنامهٔ ما است. خانواده‌اش در شرایط بسیار دشوار زندگی می‌کنند؛ پدر به دلیل بیماری توان کار کردن ندارد و مادر نیز از تأمین هزینه‌های زندگی و درمان فرزندش ناتوان است.
زخم پای این کودک به دلیل تأخیر در درمان، به استخوان رسیده است. پزشکان گفته‌اند اگر تا فردا عمل جراحی انجام نشود، احتمال قطع پای او وجود دارد.
از همهٔ خیرین و انسان‌های نیک‌اندیش تقاضا داریم با هر مقدار کمک، در نجات پای این کودک سهیم شوند. شاید کمک امروز شما، آیندهٔ این کودک را نجات دهد.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

اگر از من می‌شنوی...

همنشین‌هایت را از آسمان، ستاره‌چین کن: نجیب، اصیل و درخشان.
باور کن که نه ثروت معیار است، نه جایگاه، نه جنسیت؛ چون خوبی همان قامتی است که فقط در ژرفای روح می‌روید.

مراقب باش! آدم‌ها هم‌چون سایه‌ها در تو می‌خیزند... یک روز از خواب بیدار می‌شوی، می‌بینی لهجه‌ات شبیه‌ی آنها شده، نگاه‌ات از پنجره‌های تنگِ افکارشان به جهان می‌نگرد. 
پس بگذار خوب‌ترین‌ها معاشرین تو باشند.

زندگی باغی است که گل‌هایش را از نسیمِ همنشینانِ پاک می‌گیرد...

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این روز‌ها حکایت ما چنین است: با آدم‌ها سلام می‌کنیم، اما با شخصیت‌های کتاب‌ها، زندگی.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

https://www.instagram.com/reel/Daa2p94MjAN/?igsh=NG53MjN1anppOGhw

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

و درین گذرِ بنام زندگی، ما هم‌چون کشتی‌هایی هستیم که گاه در طوفان پرسش‌ها سرگردانیم و گاه در آرامش پاسخ‌ها به ساحل می‌رسیم.
اما در نهایت، زیبایی سفر در همین دریانوردی می‌یابیم.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

ناگهان موجی از انزجار و دلسردی در من سرریز می‌شود، فارغ از هر اسم و نسبتی که آن شخص با من داشته باشد. فقط تهوعی سرد، فقط خستگی مفرط. نمی‌دانم تحمل این حس چه فلسفه‌ای دارد و سرخوردن از آن چه ثمری، اما هرچه هست، مرا از خودم می‌گیرد؛ نه تنها از خودِ واقعی‌ام، بلکه از تمام آن خودهای دیگری که در من جای گرفته‌اند.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

صنفِ جدید قواعد نگارشی و درست‌نویسی
مدرس: رحیمه محرابی


موضوعات دوره:
• ارکان جمله و انواع آن
• نکات نشانه‌گذاری (علامت‌های نگارشی)
– ویرگول (،)
– نقطه (.)
– نقطه‌ویرگول (؛)
– دونقطه (:)
– علامت سوال (؟)
– علامت تعجب (!)
– گیومه (« »)
– خط تیره (-)
– نقطه‌چین (...)
• اصول پاراگراف‌نویسی
• نگارش متون کاربردی (نامه، پیام، مقاله و...)
• ویراستاری و اصلاح نوشته‌ها
• تمرین‌های عملی و نمونه‌نویسی

📆مدت دوره: یک‌ماه
💰فیس دوره: ۱۵۰

▎پل ارتباطی
+93 78 441 0361

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

درین کتاب یک جمله خیلی قشنگ بود: «برای رابطه‌ای دعا میکنم که هرکس با دیدنش بگوید "این دو نفر تنها به دست خداوند به هم پیوند خورده‌‌اند"»
یا «خداوند هیچ‌گاه دو روحی را بی‌دلیل به هم نمی‌رساند.»

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

اما نگاه‌کردن نابینا به خورشید در کار خورشید خللی ایجاد نمی کند. بحث جدل میان انسان‌ها تاثیری بر خدا ندارد.

#ملت_عشق

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

بالاخره!
انتظار به سر آمد و امروز، روزی است که چشم‌های مشتاق، روشن شد.


این‌روزها خواهرم «مدینه محرابی» هربار که به کانال گندمین سر می‌زد، دلش تیر می‌کشید تا خبری از مجله مورد علاقه‌اش برسد و امروز، آن مجله‌ی چشم‌به‌راه، بالاخره آمد تا خاطره‌های شیرین و به‌یادماندنی‌مان را از اذهان به کاغذ‌ها زنده نگه دارد.
هفتاد خاطره، هفتاد درس، هفتاد تجربه‌ی ناب... در دلِ مجله‌ی زیبای گندمین.
از «بانو بهشت»ِ دوست‌داشتنی و «بانو فرحنازِ»ِ مستعد، بی‌نهایت سپاسگزاریم که این حلقه‌ی قشنگ را بافتند و ما را به هم گره زدند.

به امید روزهایی که این خاطره‌ها، لبخند را بر لب‌ها بنشانند.
@behishta01

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

اکثر زیبایی‌ها حس می‌شود تا این‌که دیده شود...!

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

https://gandomin.com/4614

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

. در چشم‌های من دقیق‌تر نگاه کن، جز تو هیچ‌چیزی در آن نیست.

. من آرزو می‌کردم که روح خود را نثار کنم. جسمم را می‌خواستم به کسی ببخشم که روح مرا اسیر کند...


#چشم‌هایش
#بزرگ_علوی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

عشق هوشیارانه نوعی انتخاب است!

📔: شاگرد شمس بودن
#هاکان منگوچ

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

#برشی‌از‌نامه③④🫧💌

عشق، یک‌شبه نمی‌آید؛ اما یک‌شبه، خانه‌ات را می‌گیرد. در را که به رویش باز کنی، تا تهِ دلت می‌رود و آن‌چنان می‌ماند که سال‌ها بعد، هر وقت دلت می‌گیرد، باز هم ردِ قدم‌هایش را در همان گوشه‌ی خلوتِ دلت می‌بینی که دیگران، هرگز نمی‌توانند آن‌جا را پر کنند.
وقتی به تو می‌اندیشم، در می‌یابم که عشق فقط یک حسِ زودگذر نیست؛ جوهرِ هستیِ من است، با هر ضربان، با هر دم و بازدم، در من می‌تپد. چون فروغی، تاریک‌ترین خلوت‌های وجودم را روشن می‌کند و آتشی در سینه‌ام می‌افروزد که هیچ بادِ سردی، یارایِ خاموشی‌اش را ندارد.
گاهی واقعاً نمی‌دانم بینِ دوست‌داشتن و عشق، کدام را انتخاب کنم. یادِ حرفِ شریعتی می‌افتم که می‌گفت دوست‌داشتن از عشق برتر است. عشق يك جوششِ کور است و پيوندی از سرِ نابينایی؛ اما دوست‌داشتن، پيوندی‌ خودآگاه و از رویِ بصيرتِ روشن و زلال. عشق بيشتر از غريزه آب می‌خورد و هرچه از غريزه سر زند، بی‌ارزش است و دوست‌داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد، دوست‌داشتن نيز همگام با آن اوج می‌يابد.
راستش، من هر دو را ارج می‌نهم؛ اما عشق برایم آهنگِ دیگری دارد. مرا به سوی والاترین خویشتن سوق می‌دهد. در روزگارِ دشوار، استوارترم می‌سازد و در فراز و فرودِ روزگار، همچنان به بالندگی ادامه می‌دهد. در جهانی که هیچ‌کس برای کسی نمی‌ماند، عشق به من می‌گوید که هنوز چیزهایی هستند که به‌قدرِ ماندن، می‌ارزند.
به‌نظرت، عشق واقعاً عجیب نیست؟ برای من که خودش یک معجزه‌ست.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

🌸 اطلاعیه برنامه ویژه نهاد ادبی و آموزشی اشعار فارسی 🌸

با سلام و احترام

نهاد ادبی و آموزشی اشعار فارسی با افتخار از همه علاقه‌مندان ادب و فرهنگ دعوت می‌نماید تا در برنامه ویژه این نهاد حضور به هم رسانند.

مهمان ویژه برنامه:
بانو رحیمه محرابی
پژوهشگر، نویسنده و مربی نویسندگی

🕘 زمان: ساعت ۹:۰۰ الی ۱۰:۰۰ شب

📍 مکان: نهاد ادبی و آموزشی اشعار فارسی



https://chat.whatsapp.com/D6l7235HJd0GW3MyeTGlbz?mode=gi_t

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

چشم به‌راه این دست‌آورد بزرگ!
🌸😊

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

هنرِ دست یک فرد خارجی

نمی‌دانم دقیقاً در صنفِ چندم مکتب بودم، اما هنوز هم آن روز را خوب به یاد دارم؛ روزی که همه‌ی دانش‌آموزان صنف‌های هفتم به بالا را در باغ بزرگ مکتب گرد آورده بودند.
همهمه‌ی دختران صنفِ هم‌جوار، پچ‌پچ‌های کنجکاوانه‌شان، گوشم را نوازش می‌داد. کم‌کم فهمیدم که مهمانی از هندوستان آمده تا هنرِ دست‌هایش را به تماشای ما بگذارد.
پسرکی جوان بود، گاهی به هندی سخن می‌گفت و گاهی به انگلیسی؛ و میانِ جمله‌هایش، کاغذها را زیر دستان ماهر خود قیچی می‌کرد و لحظه‌به‌لحظه، اثرِ سال‌ها تمرین را پیشِ چشممان جان می‌بخشید. یکی پس از دیگری، شاهکارهایش را آفرید و همه‌ی ما، بی‌اختیار، اسیرِ ظرافتِ انگشتانش شدیم.
در دلم پرسیدم: چرا این همه راه را پیموده تا هنرش را به ما نشان دهد؟ مگر در سرزمین خودش، جوانان هنرمند را تشویق نمی‌کنند؟ در تلویزیون دیده بودم که دولت هند، پشتیبانِ هنر و هنرمند است. پس چرا اینجا؟
دیری نپایید که نمایشش به پایان رسید و ما را به سوی میزی کشاند که دفترچه‌هایی رنگارنگ و آثارِ کوچکِ کاغذی‌اش، ردیف شده بودند. دفترچه‌ها، گام‌به‌گام، مسیرِ خلقِ هر اثر را با تصویر نشان می‌دادند. سیلِ دخترانِ مشتاق به سوی میز هجوم آوردند؛ هرکس با قیمتی مناسب، یادگاری برداشت. من هم از روی کنجکاوی، یکی خریدم و آنجا بود که پاسخِ پرسش‌های بی‌پاسخ‌ام را یافتم.
اینجا افغانستان بود؛ سرزمینی که هنوز تشنه‌ی دیدنِ زیبایی‌های ناب است. دخترانی که شاید در کوچه‌پس‌کوچه‌های زندگی، کمتر چنین ظرافتی دیده بودند، با شوقی که در نگاه‌شان موج می‌زد، ثابت کردند که هنر، مرز نمی‌شناسد.

#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

آدمی‌زاد هیچ وقت جایی را که هست خوش ندارد.

#شازده_کوچولو

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

غم دل با تو نگویم که نداری غم دل
‏با کسی حال توان گفت‌ ‏که حالی دارد


~ سعدی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

‌گاهی آدم‌ها می‌آیند تا چیزی به ما یاد بدهند و بعد می‌روند. ماندنشان مهم نیست؛ مهم آن چیزی‌ست که از آن‌ها در دل و ذهن‌مان باقی می‌ماند. زندگی پر از رفتن‌هاست؛ هنر ما در نگه داشتن یادهاست.

#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

فورکنید،فولدر‌بزارم‌جذب‌بگیرید🤏🏻

اینجا باشید ؛ گپ حمایتی . 🤍

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

پناه‌گاه‌ی سکوت

کاش هر انسانی آشیانه‌ای می‌داشت؛ جایی که او را از تیغِ بُرّانِ روزهای تکرار شونده برهاند.
این روزها، این مأمن برایم به رویایی می‌ماند که در مه‌ی نفس‌های بی‌قرارم گم شده. کاسه‌ی تحملم، مانند ظرفِ چینیِ کهنه‌ای، پر از ترک‌های ریز است. هر درزش را اگر نزدیک ببینی، ردی از اشک و خستگی ست که مثل نقره در شیارهایش جاری شده. نمی‌دانم کدام نسیمِ بی‌مقدار، آخرین ضربه را خواهد زد تا این کاسه یکباره فرو ریزد و به غبارِ هزاران ذره‌ی بی‌نام تبدیل شود...


#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

#ونگوگ
#حال_و_هوای_امروز
#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

https://gandomin.com/4658/

فصل‌نامهٔ گندمین در نخستین شمارهٔ خود، هفتاد خاطره از لحظه‌های مکتب دختران در افغانستان را ثبت کرده است؛ خاطراتی که نوشتن‌شان برای شماری اشک خوشحالی و برای برخی اشک ناراحتی به همراه داشت و یادآور ناتمام ماندن فصل رشد، بالنده‌گی و آگاهی بود.

این هفتاد خاطره متعلق به یک نسل، یک دوره و یا منطقه‌ای خاص نیست؛ بلکه این فصل‌نامه، پیوند نسل‌ها و جغرافیای افغانستان است؛ از نسل دهه‌های ۳۰ و ۴۰ که راه مکتب را باز کردند تا نسل امروزی که در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، با ممانعت‌ها، مکتب را پشت صفحات کمپیوتر و دنیای مجازی تعقیب می‌کنند.

ناگفته نماند که ما این خاطرات را بدون صنف‌بندی و درجه‌بندی از نگاه قوت قلم و پخته‌گی، و تنها به‌منظور حمایت از قلم، صدا و خاطره‌های دختران و زنان، به نشر رسانده‌ایم.

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

جهان سپاس از نهاد زیبای اشعار فارسی❤️🌸

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

این روزها بیشتر ساعاتم در قابِ فیلم‌هایی می‌گذرد که دوستانم برایم ردیف کرده‌‌اند؛ از آن پیشنهادها که انگار تکه‌ای از روح خودش را در آن یافته‌اند و حالا می‌خواهند تقسیمش کنند با تو. Pride and Prejudice، Five Feet Apart، Me Before You، Harry Potter... نکته اینجاست که بیشترشان، اگر نگویم همه‌شان، برگرفته از کتاب‌ها هستند؛ یعنی زاده‌ی کلماتی که نخست روی کاغذ نفس کشیده بودند، بعد بر پرده‌ی سینما جان گرفتند. همانجا بود که فکری به سرم زد. من که از اوان کودکی دل در گروِ بالیوود و سریال‌های هندی داشتم، من که ساعت‌ها پای رقص، آواز و داستان‌های پرپیچ‌وتاب‌شان می‌نشستم، اشک می‌ریختم و می‌خندیدم، چطور شده که تا امروز کتابی از نویسنده‌ای هندی نخوانده‌ام؟ چطور این‌قدر دیر به این فکر افتاده بودم؟

دیروز اما، اتفاق شیرینی افتاد. در جستجوی کتابی بودم که ربطی به کار جدیدم داشته باشد. استادم از من خواسته بود نامه‌هایم را در قالب یک کتاب دربیاورم؛ چیزی میان مجموعه‌نامه و روایت. کار را با خواندن صد نامه عاشقانه شروع کرده بودم. بعد نوبت رسید به هزار نامه. راستش را بخواهی، با ذهنیتی متفاوت سراغش رفتم که این هم نوعی نامه‌نگاری است، شاید کشکولی از دلنوشته‌های پراکنده. اما وقتی کتاب را که شروع کردم، برخلاف تمام تصوراتم؛ با یک رمان تمام‌عیار روبرو شدم و آن هم یک رمان هندی. با خودم گفتم: چه اتفاق قشنگی. انگار جهان، بی‌آنکه بدانم، مرا هل داده بود به سمت همان چیزی که همیشه باید پیدا می‌کردم.

شروع کردم به خواندن. صفحه‌ها که ورق می‌خوردند، دیدم محتوایش چیزی نیست که به سادگی از کنارش گذشت. ترکیبی بود از فلسفه و روان‌شناسی و عشقِ یک‌طرفه؛ عشقی که نمی‌خواهد، نمی‌تواند، اما به هرحال هست. گاهی به جمله‌ای می‌رسیی که چنان ساده نوشته شده، با خود می‌گویی: «همین؟ به همین سادگی؟» و درست همان‌جا بود که نویسنده، بی‌هیچ مقدمه‌ای، غافلگیرت می‌کرد. در همان سادگی، عمقی بود که مجبورت می‌کرد برگردی، دوباره بخوانی، بار سوم و چهارم کلمات را بچشی تا مزه‌ی واقعی‌شان زیر زبانت بنشیند.

شخصیت اصلی، «آیان»، پسری بود عاشق مطالعه و آموختن؛ وقتی کتابش را چاپ می‌کند، از گمنامی درمی‌آید و اسمش سر زبان‌ها می‌افتد. در کنار او، «مز» را هم داشتیم؛ شخصیتی که در نگاه اول، نقطه‌ی مقابل آیان بود. کسی که در هنرِ مخ‌زدنِ دخترها و جذبِ دل‌ها قدرتی شگفت‌انگیز داشت، از آن آدم‌هایی که انگار فرمول جادویی نگاه و کلام را بلدند. اما عجیب اینجا بود که تحلیلش از مسائل، درست به ژرفی و تیزیِ نگاهِ آیان بود.

پایانش چیزی نبود که من می‌خواستم. دلم پایان دیگری می‌خواست، اما کلماتِ آخر کتاب و سطرهای پایانی آن، کاری کرد که آن پایانِ تلخ را بپذیرم. فهمیدم که بعضی تلخی‌ها، درست به اندازه‌ی شیرینی‌ها، بخشی از قصه‌اند و شاید اصلاً قصه بدون آنها، آنقدر واقعی نباشد که باورش کرد.

#روزمرگی‌ها
#رحیمه‌محرابی

Читать полностью…

شب نامه‌ی خیال

در هر ضربانِ قلبم، تو را با آهنگِ آرام‌وعاشقانه نواختم.

#رحیمه‌نوشت

Читать полностью…
Subscribe to a channel