50925
Roga شاید قرار بعدی ما روی ماه باشد؛ همانقدر دور،همانقدر غیر ممکن! تبلیغات: @rogaads پلی لیستمون: @musicroga اینجاهم صمیمی تر : @rogatalk
بعضی آدمها را نمیشود داشت، فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت.
بعضی آدمها اصلا برای اين نيستند که برای تو باشند يا تو برای آنها؛ اصلا به آخرش فکر نمیکنی، آنها برای اينند که دوستشان بداری؛
آن هم نه دوست داشتن معمولی، نه حتی عشق، يک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نيست.
اين آدمها حتی وقتی که ديگر نيستند هم در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد.
و شاید عاشقانه ترین کار همین باشد
که در میان این همه اندوه کسی را دوست بداری💙
شاید رابطه با «چقدر عاشقتم» شروع بشه، اما فقط با «چطور باهات رفتار میکنه» میتونه تدوام یا دوام بیاره یا نه!
Читать полностью…
کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی...؟! که من این واژه تا صبح معنا میکنم هر شب...
Читать полностью…
با این بی کلام کل خستگیای امروزتونو از تنتون بیرون کنید،آروم شید بخوابید.
@Rashtaak0Читать полностью…
کاش میشد تورو از تو گلوم بکشمت بیرون. جای تو اصلا کنار بغض هام نیست.
Читать полностью…
اگه من بهت نیاز داشته باشم و تو اونجا نباشی، من یاد میگیرم که دیگه بهت نیاز نداشته باشم.
Читать полностью…
نه دشمن شدیم، نه دوست موندیم. فقط یهو هیچکسِ هم شدیم.
Читать полностью…
قشنگیش به اینه که همه چیزت پیش یک نفر باشه،
دلت، نگاهت، فکرت...
آهوان گم شدند در شبِ دشت
آه از آن رفتگان بیبرگشت...
#هوشنگ_ابتهاج
خواب دیدم مرا سخت به آغوش کشیدی مثل کودکی که برایت عزیز است . خواب دیدم مرا بوسیده ای مثل کسی که دوستش داری. خواب دیدم چمدانت را باز کرده ای مثل کسی که نرفته است . من تو را به اندازه ناکامی ام در داشتنت میخواهم ۔۔۔
شبتون بیغم
بی کلام امشب یکم غمگینه ولی قشنگه.
شبت بخیر، غمات نیز
@Rashtaak0Читать полностью…
دستانت را اندکی به من امانت بده؛
میخواهم با آنها،گره از بافتههای اندوهم بگشایم.
#غادة_السمان
از اون آهنگاست که با گوش دادنش چشمات از عشقی که نسبت بهش داری اشکی میشه...
@Rashtaak0Читать полностью…
من
از
اونجایی
که
تو
فکر
میکنی
میتونی
بهم
برگردی،
خیلی
وقته
رفتم.
لباسها همیشه برای من یادآور خاطراتن. هروقت کمدمو مرتب میکنم انگار دفتر خاطراتم رو ورق میزنم. مثلاً هربار مانتو سبزمو میپوشم یاد روزهایی میفتم که میرفتیم دوچرخه سواری، یا اون دامن سرمهای منو یاد اون روزی میندازه که منو بردی سینما ملت و کباب نایب، یا اون کت فیروزهای منو میبره به لحظهای که بعد از ۳ سال و نیم انتظار بالاخره خانوادههامون با هم رو به رو شدند.
اما سختتر از همه یه سری از لباسهام بودن که تو خیلی خوشت میومد ازشون، میگفتی همیشه اینا رو بپوش بهت میاد. ذوق میکردی برام. از بس خاطرات این لباسها پررنگه که من دیگه هیچوقت دست و دلم به پوشیدنشون نرفت چون هربار پوشیدنش برای من مساوی با هجوم یه عالمه خاطره بود. مهمتر از همهشون اون پیرهن سفید و قرمزیه که شب نامزدیمون تنم بود، همونی که بهم گفتی دلم میخواد تا آخر عمرمون این لباسو همیشه نگه داری و من دیگه حتی نتونستم به اون لباس نگاه کنم.
لباسها واسه من خاطره دارند، پررنگ و فراموش نشدنی.
از دستدادن همیشه سخت و تلخ بوده و هست؛ اما چرا از دستدادن من ، برای شما سخت نبود…؟
شببخیر….
وقتی مطمئن باشم که در حقت اشتباهی نکردم برام مهم نیست اگه تا ابد با هم صحبت نکنیم.
Читать полностью…
بعد از من
هیچکس
تکرارِ من نخواهد شد!
و شبِ بدون منات بخیر💔
نتوانستم بگویم دوستت دارم، پس به یادت چاوشی گزاشتم.
Читать полностью…
بگذار قرارمان این باشد؛
سبز بمانیم،
در میان هزاران تاریکی...💚