991
..💟🦋 در ازدحام #خالی ساعت ها در تیرگی تنهایی مدام در تیک تاک خفته در دیوار در شام قیرگون آشفته تبدار #تو را می جویم و باز نمیابمت ای #افسون_تابناک_عالمگیر... #پارسا_آریان @Parsa_Aryan_channel
....
هر یک از دایرهی جمع به راهی رفتند
ما بماندیم و خیالِ تو به یک جای مقیم
#سعدی
@ParsaAryan27
....
تو را
ز وحشتِ توفان
به سینه میفشارم
عجب سعادت غمناکی...
#منوچهر_آتشی
@ParsaAryan27
....
امسال عزیمتِ پرستوها،
دلِ مرا از اندیشهیی خواهد فشرد
سپس، سارها، بر درختان میعادگاهِ خویش
- خیابانِ بیستمِ سپتامبر -
همهمهیی بزرگ خواهند کرد
و سپس، آن اندیشه، در اینجا
و گنجشکی قهوهیی رنگ بر بامها
تنها یاران من در ملالِ دیرپای زمستان
خواهند بود
انزوای من از پرستوها تهی خواهد ماند
و آخرین روزهای من از عشق
#اومبرتو_سابا
[ Umberto Saba / ایتالیا، ۱۹۵۷-۱۸۸۳ ]
برگردان: #نادر_نادرپور
@ParsaAryan27
....
اشتباه از ما بود، اشتباه از ما بود
که خواب سرچشمه را در خیال پیمودیم...
دستهامان خالی، دلهامان پر
گفتگوهامان، مثلاً یعنی ما
کاش میدانستیم
هیچ پروانهای پریروز پیلهگی
خویشتن را به یاد نمیآورد
حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب میمیریم
از خانه که میآیی
دستمالی سفید، پاکتی سیگار،
گزیده اشعار فروغ
و تحملی طولانی بیاور… احتمال گریستن ما بسیار است...
#سید_علی_صالحی
@ParsaAryan27
....
گر قدم در رَه گُذارم کاروانی میشوم
بس که هر عضوم جدا دارد هوای کوی دوست
#حاجی_گیلانی
@ParsaAryan27
....
از این به بعد نباید و نمیخواهم غیر از خودم به کسی دیگر و چیزی دیگر سرگرم شوم. بنابراین بهتر این است که در خودم فرو بروم و با روح خودم صحبت کنم. زیرا روح من تنها موجودی است که مردم نمیتوانند آن را از من بگیرند.
تفکرات تنهایی
ژان ژاک روسو
@ParsaAryan27
....
ای بنازم حکمت مستی که پندم داد و گفت
از بدی بدتر ،
فقط
بیهوده
خوبی
کردن
است...
#احمد_جم
@ParsaAryan27
....
مولانا:
آدمی چگونه آرام می شود ؟
شمس:
وقتی دیگر از رفتن آدمها نمی ترسد
مولانا :
و اگر تنها بماند ؟
شمس :
کسی که خودش را پیدا کند ، هیچوقت تنها نیست ....
@ParsaAryan27
....
من هنوز دوستت ندارم آدمیزاد.
اما در این شب وقتی به رنجهایت، تنِ شکنجهدیده و روحت که تسلیم تصلیبی ابدی شده؛ فکر میکردم، بارها نزدیک بود گریه کنم.
برای گرگ، گرگ بودن خوب است، برای خرگوش، خرگوش بودن و برای کرم هم کرم بودن. چرا که روح آنها تار و حقیر است و ارادهشان تسلیم.
اما تو ای انسان، خدا و شیطان را همزمان در وجود خود جمع داری و این دو در چنین کالبد تنگ و تاریکی چه وحشتناک با هم در ستیزند!
گرگ بودن، غلبه بر مغلوب، گرفتن گلوی او و نوشیدن خونش سهم خدای وجود توست و خرگوش بودن، پنهان کردن گوشها در پس پشتی خمیده هم سهم شیطان!
#یادداشتهای_شیطان
#آندرهیف
@ParsaAryan27
...
میگفت «دگر باره به خوابم بینی»
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
#سعدی
@ParsaAryan27
....
گفتم
از عشق تو
رسوای جهانم تا چند!
گفت
رسوای منی
تا به تماشای منی
#فروغی_بسطامی
@ParsaAryan27
....
بسیار عاشق
بسیار معشوق
عاشق و معشوق
انگشت شماری....
#عباس_کیارسمتی
@ParsaAryan27
....
تورا چه سود از باغ و درخت
که با یاسها
به داس سخن گفتهای....
#شاملو
@ParsaAryan27
....
فقط با کسانی بحث کنید که میدانید آنقدر عقل و هوش و عزّتنفس دارند که حرفهای بیمعنی نمیزنند، کسانی که به دلیل توسّل میجویند نه به مرجع کاذب، و به دلیل گوش میدهند و گردن مینهند، و سرانجام حقیقت را گرامی میدارند. دلیل را حتی اگر از جانب خصم باشد، مشتاقانه میپذیرند و آنقدر منصف هستند که اگر حق با خصم باشد، در اشتباه بودنِ خود را قبول میکنند. پس نتیجه میگیریم که به ندرت در هر صد نفر، یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی. بگذار دیگران هرچه دوست دارند بگویند، زیرا #هر_کسی_آزاد_است_که_احمق_باشد.
#آرتور_شوپنهاور
(۱۳۹۱). هنرِ همیشه بر حق بودن. ترجمهٔ عرفان ثابتی. چاپ ششم. تهران: ققنوس. صفحهٔ ۱۲۰.
@ParsaAryan27
....
شازده کوچولو دوباره سر صحبت را باز کرد:
_آدمها کجان؟ آدم تو کویر احساس تنهایی میکنه
مار گفت:
_بین آدمها هم احساس تنهایی میکنی.
#شازده_کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
@ParsaAryan27
....
اندوه تمام نمیشود؛
تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود.
#شمس_تبریزی
@ParsaAryan27
....
گر
تو
گناهِ
من
شوی،
توبه
نمیکنم
زِ
تو....
#آرمین_نوری
@ParsaAryan27
....
وقتی دلتنگِ بوی تنی که نمیتوانی در آغوشش بکشی میشوی، غربتِ درونت آغاز میشود.
آنموقع میفهمی
قیمتِ بودنش
قیامتِ نبودنش را....
#ناظم_حکمت
برگردان مهرناز ابهام
@ParsaAryan27
....
فهم سخن چون نکند مستمع
قوت طبع از متکلم مجوی
فسحت میدان ارادت بیار
تا بزند مرد سخنگوی گوی
#سعدی
@ParsaAryan27
....
در دلِ سعدیست
چراغِ غمت
مشعلهای تا ابد افروخته ...
#سعدی
@ParsaAryan27
...
مُردیم در غریبی و کس یاد ما نکرد
پاینده باد غم که به ما دم به دم رسید
لختی به من برس، که در این بیکرانفضا
ذرات ما دگر نتواند بهم رسید...
#احمد_گلچین_معانی
@ParsaAryan27
....
بیمِ افتادن نمیباشد ز پا افتاده را
در حصار آهنم از پستی دیوار خویش
#صائب_تبریزی
@ParsaAryan27
....
آدمیزاد مفتون قدرت است. قدرت آدم را کور میکند و آدم فکر میکند رویینتن است، مثل اسفندیار، غافل از اینکه چشمش آسیبپذیر است.
#شهرنوش_پارسیپور💔
(۱۳۶۹). سگ و زمستان بلند. چاپ دوم. تهران: اسپرک. صفحهٔ ۵۳.
@ParsaAryan27
...
خواجه در حیله تا به ما چه کند
ما دل آسوده
تا
خدا چه کند .....
#ابوسعید_ابولخیر
@ParsaAryan27
باب بوف و زاغ، کلیله و دمنه (پانچاتانترا)،
نصرالله منشی،
نسخه شماره 2198 کتابخانه کاخ گلستان،
گواش آبرنگ و طلا بر روی کاغذ.
Kalila and Dimna-Panchatantra,
probably 1429
گفت: آوردهاند که در کوهی بلند، درختی بود بزرگ،
شاخههای آهخته ازو جسته، و برگ بسیار گرد او درآمده. و در آن، قریب هزار خانه زاغ بود. و آن زاغان را مَلِکی بود که همه در فرمان و متابعت او بودندی، و اوامر و نواهی او را در حل و عقد، امتثال نمودندی. شبی مَلِکِ بومان ؛به سبب دشمنایگی که میان بوم و زاغست؛ بیرون آمد و به طریق شبیخون بر زاغان زد و کام تمام براند، و مظفر و منصور و مؤید و مسرور بازگشت. دیگر روز، مَلکِ زاغان لشکر را جمله کرد و گفت: «دیدید شبیخون بوم و دلیری ایشان؟ و امروز میان شما چند کشته و مجروح و پرکنده و بالگسسته است؟ و از این دشوارتر جرات ایشان است و وقوف بر جایگاه و مسکن، و شک نکنم که زود بازآیند وبار دوم دستبرد بار اول بنمایند. و هم از آن شربت نخست بچشانند. در این کار تامل کنید و وجه مصلحت باز بینید.
@ParsaAryan27
....
خاطراتی هست؛
که آدمهایش رفتهاند
این خاطرات غمانگیز است
ولی آن خاطرات
که آدمهایش حضور دارند
اما شبیه گذشته نیستند
بسیار دردناکتر است...
#گارسیا_مارکز
@ParsaAryan27
....
به وصالت،
که مرا طاقت هجران تو نیست.....
#سعدی
@ParsaAryan27
....
کوهیست غم عشق تو
موییست تنِ من
هرگز نتوان کوه به یك موی کشیدن...
#سنایی
@ParsaAryan27
...
جهان به مجلسِ مستانِ بی خرد ماند
که در شکنجه بوَد هرکسی که هُشیار است
#صائب_تبریزی
@ParsaAryan27