39017
من کسی در ناکسی دریافتم پس کسی در ناکسی دربافتم مولانای جان @TARASHIRKHAN تماس با ادمین تعرفهتبلیغات: @tarefehmolanayeshams کانال محصولات سماع @samamolana پیج اینستاگرامی ما Instagram.com/molanaye_shams
چون قفس در هر رگم چاکی سراسر میرود
دستِ عشقِ لااُبالی را چه سان بندد کسی!
صائب تبریزی
@Molanaye_shams
🎙#تفسیر_حافظ جلسه ششم
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد.
🆔 @moravej_tohid
"آنکه گستاخ آمدند اندر زمین
استخوان و کله هاشان را ببین
تا به ظاهر بینی آن مستان کور
چون فرو رفتند در چاه غرور "
#مثنوی_مولانا دفترسوم
@Molanaye_shams
📘 ببین که سرکشانِ عالم عاقبتشان
چه شد! جز استخوانی از آنها باقی
نمانده...
آشکارا ببین آنها که مستِ غرورِ
بودند, چگونه در خاک فرو افتادند...
عید سعید غدیر خم بر عموم شیعیان جهان مبارک 🌹❤️
@Molanaye_shams
#یاعلی
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ»
غدیر، میعاد آسمان و زمین است؛ روزی که خورشید ولایت از افق «أمیرالمؤمنین»، «أسدُالله الغالب»، «یعسوبُ الدین» و «بابُ مدینةِ العلم» طلوع کرد و راه حقیقت را برای سالکان روشن ساخت.
در غدیر، دست «وَلِیُّ اللهِ الأعظم» بالا رفت تا دلهای مشتاق، راه خویش را به سوی دریای معرفت بیابند؛ آنجا که عشق و عبودیت در آینه وجود «مولی الموحدین» جلوهگر شد.
خوشا آنان که در کشتی ولایت «حیدر کرّار» مأوا گرفتهاند و از چشمه زلال محبت «إمام المتقین» سیراب میشوند.
عید باسعادت غدیر خم، عید تجلی ولایت، اکمال دین و اتمام نعمت
با ادب و شوق و ارادت به محضر:
بقیةالله الأعظم، صاحبالزمان، الإمام المهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف و
بر همهٔ شیفتگان و شعیان «أمیرالمؤمنین علی بن أبیطالب(ع)» مبارک باد.
@Molanaye_shams
صائب گرفتهایم کناری ز مردمان
آسوده از کشاکش اهل زمانهایم
#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams
🎙#تفسیر_حافظ جلسه اول
الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد.
🆔 @moravej_tohid
گفتم رخت ندیدم، گفتا ندیده باشی
گفتم ز غم خمیدم، گفتا خمیده باشی
گفتم ز گلستانت، گفتا که بوی بردی
گفتم گلی نچیدم، گفتا نچیده باشی
گفتم ز خود بریدم، آن باده تا چشیدم
گفتا چه زان چشیدی، از خود بریده باشی
گفتم لباس تقوی در عشق خود بریدم
گفتا به نیک نامی، جامه دریده باشی
گفتم که در فراقت بس خوندل که خوردم
گفتا که سهل باشد، جورم کشیده باشی
گفتم جفات تا کی، گفتا همیشه باشد
از ما وفا نیاید، شاید شنیده باشی
گفتم شراب لطفت، آیا چه طعم دارد
گفتا گهی ز قهرم، شاید مزیده باشی
گفتم که طعم آن لب، گفتا ز حسرت آن
جان بر لبت چه آید، شاید چشیده باشی
گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی
خود را اگر نه بینی، از وصل گل بچینی
کار تو فیض اینست، خود را ندیده باشی
#فیض_کاشانی
@Molanaye_shams
https://www.aparat.com/v/OoFhz
سوره محمد 47 (ترجمه صوتی)
@Molanaye_shams
آنک در خلوت نظر بر دوختست
آخر آن را هم ز یار آموختست
خلوت از اغیار باید نه ز یار
پوستین بهر دی آمد نه بهار
#مثنوی_مولانا دفتردوم
@Molanaye_shams
📘کسی که در خلوت خود نظر از همه برگرفته نظر بر خدای خود دوخته است این کار را هم از یار(انسانهای کامل و راهنما)آموخته است
خلوت و کناره گیری باید از اغیار و همنشینان بد و افراد بد خو باشد نه از یار و دوستان و محبوبان
همانطور که پوستین را در فصل زمستان و برای مصونیت از سرما استفاده میکنند نه در فصل بهار
که باتوجه به بیت اول مقصود مولانا از "بهار" یار و محبوب و افرادصالح هست و "دی " افراد بد خو و اغیار و گناه کار
و مقصود از "پوستین" نیز همان خلوت گزینی و کناره گیری برای محفوظ و مصون بودن از گزند و بلایا است
هدف مولانا از بیان این ابیات مراقبت است و اینکه در همنشینی و انتخاب یاران خود دقت داشته باش که اگر با انسانهای نیک سرشت همراه شوی از نور وجودی آنها تو نیز به کمال بیشتر خواهی رسید و طریق سلوک در پیش خواهی گرفت
ولی همنشینی با اغیار و افراد بد سرشت باعث فزونی گمراهی و ظلالت میشود و انسان را از رسیدن به کمالات انسانی و در پیش گرفتن طریقت حق و سلوک باز میدارد
--------------
✨📌 فایلهای صوتی کامل | فوقالعاده ویژه
#اسرار_نماز
@Molanaye_shams
ز فراق گلستانش چو در امتحان خارم
برهم ز خار چون گل سخن از عذار گویم
همه بانگ زاغ آید به خرابههای بهمن
برهم از این چو بلبل صفت بهار گویم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
هرگز به چشم شوخی ابرو نمیرسد
پای به خواب رفته به آهو نمیرسد
با صد زبان چگونه شود یک زبان طرف
گفتار لب به چشم سخنگو نمیرسد
یک شب زیاده خوبی پا در رکاب نیست
هرگز هلال عید به ابرو نمیرسد
از موج حسن باده یکی میشود هزار
از خط کدورتی به لب او نمیرسد
دل میشود ز سایه آزادگان خنک
از سرو زحمتی به لب جو نمیرسد
سنجیده را سبک نکند حرف سخت خلق
از سنک خفتی به ترازو نمیرسد
باریک اگر ز فکر تواند شد آدمی
جام جهاننمای به زانو نمیرسد
دامان برق را نتواند گرفت ابر
در گرد عمر تن به تکاپو نمیرسد
پیری مرا ز قید کشاکش خلاص کرد
زور از کمان حلقه به بازو میرسد
حاشا که سازم از ته دل خون خود حلال
چون جام تا لبم به لب او نمیرسد
فردوس هر گلی که رساند به خون دل
در رنگ و بو به آن گل خودرو نمیرسد
گر شانه خود از دل صد چاک من کنی
آشفتگی به زلف تو یک مو نمیرسد
دامان عمر رفته نمیآیدم به کف
تا دست من به آن خم گیسو نمیرسد
بیمار بیقرار خس و خار بستر است
از دل چه نیشها که به پهلو نمیرسد
صائب عیار خوبی نیکان گرفتهایم
حسنی به حسن خصلت نیکو نمیرسد
#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams
یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج برادران و خویشان نشوم
بی منت خلق، خود مرا روزی ده
تا از در تو بر در ایشان نشوم
#ابوسعیدابوالخیر
@Molanaye_shams
چرا حافظ چو میترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش
حضرت خواجه حافظِ
@Molanaye_shams
🎙#تفسیر_حافظ جلسه پنجم
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد.
🆔 @moravej_tohid
🎙#تفسیر_حافظ جلسه چهارم
دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد.
🆔 @moravej_tohid
در مطلعِ صبح منزل روز غدیر
بگرفت ولایت از نبی ، میرِ کبیر
فرمود نبی، علی است أولی به نفوس
از بعد من ، این رسید از حیّ قدیر
#سید خلیل عالی نژاد
#علی بود علی بود
@Analhaghhoo
🍃🌸
🎙#تفسیر_حافظ جلسه سوم
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد.
🆔 @moravej_tohid
🎙#تفسیر_حافظ جلسه دوم
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد.
🆔 @moravej_tohid
#موزیک_عرفانی
#درویش_غزنوی
از خویش عبور کن رها شو یکبار
بگذار بسوزد این من بیمار
این من که بند پای ما شد عمری
باعشق گشاید دل، راه دیگری
#رها_شو #ماتریکس
☀️@asrar_manaviyat
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
مُلکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
باز آنِ سلیمان شد تا باد چنین بادا
یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی
غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا
هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی
نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا
زان طلعت شاهانه زان مشعلهی خانه
هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا
زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش
عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا
شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد
خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا
از دولت محزونان وز همت مجنونان
آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
ای مطرب صاحبدل در زیر مکن منزل
کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا
درویش فریدون شد همکیسهی قارون شد
همکاسهی سلطان شد تا باد چنین بادا
آن بادِ هوا را بین ز افسونِ لبِ شیرین
با نای در افغان شد تا باد چنین بادا
فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی
نک موسیِ عمران شد تا باد چنین بادا
آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامُشتی
نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا
شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی
تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا
از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی
ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا
آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد
اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا
بر روح برافزودی تا بود چنین بودی
فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا
قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد
ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا
از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش
این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا
ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد
این بود همه آن شد تا باد چنین بادا
خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست
چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
صاحب دیوان ما گویی نمیداند حساب
کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست
هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود
خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست
عاشق دردی کش اندربند مال و جاه نیست
#حضرت_حافظ
@Molanaye_shams
⫸ خواننده : #بنان
ساز و آواز همایون ...
تار #نصرالله_زرین_پنجه
دگر آن شب است امشب
#وحشی_بافقی
غلط است این که گویند
#عرضی_شیرازی
@Molanaye_shams
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
دری دگر زدن اندیشه تبه دانست
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی
که سرفرازی عالم در این کله دانست
بر آستانه میخانه هر که یافت رهی
ز فیض جام می اسرار خانقه دانست
هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند
رموز جام جم از نقش خاک ره دانست
ورای طاعت دیوانگان ز ما مطلب
که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست
دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان
چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست
ز جور کوکب طالع سحرگهان چشمم
چنان گریست که ناهید دید و مه دانست
حدیث حافظ و ساغر که میزند پنهان
چه جای محتسب و شحنه پادشه دانست
بلندمرتبه شاهی که نه رواق سپهر
نمونهای ز خم طاق بارگه دانست
#حضرت حافظ
@Molanaye_shams
گرهی ز نقد غنچه بنهم به پیش سوسن
صفتی ز رنگ لاله به بنفشه زار گویم
بکشد ز کبر دامن دل من چو دلبر آید
بدرد نظر گریبان چو ز انتظار گویم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم
نبود شبی که آیم ز میان کار گویم
ز میان او مقامم کمر است و کوه و صحرا
بجهم از این میان و سخنِ کنار گویم
#مولانای_جان
@Molanaye_shams
دانی که چهها چهها چهها میخواهم؟
وصل تو، من بی سر و پا میخواهم
فریاد و فغان و نالهام دانی چیست؟
یعنی که تو را تو را تو را میخواهم
#ابوسعید_ابوالخیر
@Molanaye_shams
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژدهها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزاردامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بی دل که جای فریادست
حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
#حضرت_حافظ
@Molanaye_shams