3685
در آواز اصیل ایرانی معمولا بعد از اجرای هر یک یا چند بیت از شعر توسط خواننده، نوازنده به تکنوازی میپردازد، این تکنوازی در آوازهای ارائه شده حذف شده است. ▪اگر از پستها لذت میبرید، نشر دهید ▪حذف لوگوی صوتی ممنوع 🚫 ▪کپی بدون ذکر منبع 🚫 @S_H_Razavi
محمدرضا #شجریان|#نوا و مرکب خوانی
نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
فغان که بخت من از خواب در نمیآید
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیام در نظر نمیآید
قد بلند تو را تا به بر نمیگیرم
درخت کام و مرادم به بر نمیآید
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمیآید
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
ولی چه سود یکی کارگر نمیآید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمیآید
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمیآید
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمیآید
#حافظ
@MiraseAvaz
#آواز زیبای اجرای #خصوصی نوا در نوا، موسوم به'رند عافیت سوز' با صدای محمدرضا #شجریان
نی: محمد #موسوی
👇#بدونجوابآواز👇
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان| #همایون
ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو بجز سخن دل نشان دوست
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست
ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالت رسان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
رنجور #عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گر دوست بنده را بکشد ور بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زندهام سر من و آستان دوست
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا قتیل #عشق به تیر از کمان دوست
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست
#سعدی
@MiraseAvaz
#تصنیف «شور عشق»
خواننده: علیرضا #افتخاری
آهنگساز: فریدون #شهبازیان
شعر: فخرالدین #عراقی
آواز #بیاتاصفهان
#عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهی سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
قصهی خوبان به نوعی باز گفت
آتشی در پیر و در برنا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
از پی برگ و نوای بلبلان
رنگ و بویی در گل رعنا نهاد
فتنهای انگیخت شوری درفکند
در سرا و شهر ما چون پانهاد
@MiraseAvaz
#ردیف #آواز ی دستگاه #راستپنجگاه به روایت محمدرضا #شجریان
👇#بدونساز👇پالایش شده
@MiraseAvaz
#آواز زیبا و دلنشین محمدرضا #شجریان در اجرای #خصوصی «مرغهمایون» در دستگاه سهگاه مرکب بیات ترک
تار: فرهنگ #شریف
نی: محمد #موسوی
👇#بدونجوابآواز👇پالایش شده
@MiraseAvaz
#آواز ی جانسوز از محمدرضا #شجریان در اجرای #خصوصی 'شرابنور'
ویولن: پرویز #یاحقی
تار: فرهنگ #شریف
نی: محمد #موسوی
👇#بدونجوابآواز👇
@MiraseAvaz
#آواز زیبا و دلنشین محمدرضا #شجریان در اجرای #خصوصی گنجشایگان به تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۶۵
مونیخ، منزل دکتر خادمی
ویولن: حبیبالله #بدیعی
👇#بدونجوابآواز👇 پالایش شده
@MiraseAvaz
هر دَمَش با منِ دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایستهٔ اِنعام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار
هر که در دایرهی گردش ایام افتاد
آواز: ایرج #بسطامی
سه تار : مجید #درخشانی
شعر : #حافظ
اجرای خصوصی دهه ۱۳۷۰
کانالهزارآواز
@MiraseAvaz
رقص و جولان بر سرِ میدان کنند
رقص اندر خونِ خود مردان کنند
چون رهند از دستِ خود دستی زنند
چون جهند از نقصِ خود رقصی کنند
مطربانْشان از درون، دف میزنند
بحرها در شورشان کف میزنند
تو نبینی لیک بهرِ گوششان
برگها بر شاخها هم کفزنان
تو نبینی برگها را کفزدن
گوشِ دل باید نه این گوشِ بدن
#مولانا ی جان
@MiraseAvaz
#آواز زیبای محمدرضا #شجریان بر غزلی از #حافظ در اجرای #خصوصی «نگار سرمست»
ویولن: حبیبالله #بدیعی
👇#بدونجوابآواز👇
@MiraseAvaz
#تصنیف ضربی 'دولت عشق' با صدای علیرضا #افتخاری و آهنگسازی جلال ذولفنون در دستگاه #نوا بر روی غزلی از #مولانا با دکلمه عبدالکریم #سروش
#آلبوم مستانه
سهتار: جلال #ذوالفنون
تنبک: داوود #یاسری
دف: رضا #فهیمی
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان
#حافظ جان
آب حیوان تیرهگون شد خضر فرخپی کجاست
خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را چه شد
#غزه
@MiraseAvaz
#تصنیف 'درخیال'
آهنگ از مجید #درخشانی
با صدای محمدرضا #شجریان
در مایه #بیاتترک
بر روی غزلی از #مولانا
با دکلمه عبدالکریم #سروش
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییام که نی، نی شکنم شکر برم
کانالهزارآواز
@MiraseAvaz
حالات و آنات خانم نقاش
عاطفه طیّه
همین سیچهل روز پیش بود که گفتوگوی مهدی مظفری ساوجی و ایران درّودی را خواندم. امروز، از سر، کتاب را ورق زدم و دیدم طبق عادت همیشگی کنار بعضی از خطوطش علامت گذاشتهام. برای شناخت احوال و افکار هر هنرمندی بهترین و فایدهمندترین کار خواندن و شنیدن و دیدن خود اوست. برای شناخت ایرانخانم هم باید دیدش و خواندش.
بخشهایی از کتاب را که به چشمم آمده است بخوانیم:
یک:
- من در کودکی تحقیر شدم.
- از طرف چه کسی؟
- از سوی برخی از افراد فامیل.
- چرا؟
- برای اینکه شبیه سایر افراد خانواده نبودم. افراد خانوادهٔ درّودی بسیار زیبا بودند... ولی پدربزرگ مادری که مرا بسیار دوست داشت و ادبیات فارسی را با لهجهٔ ترکیاش به من یاد داد، جبران کمبودهای عاطفی از سمت پدربزرگ پدری بود.(ص ۳۵ تا ۳۷)
دو:
مرگ واقعیت اجتنابناپذیر زندگی است و مرحلهای پرشکوه از تولّدی دیگر. مرگ با ما زندگی میکند و در همهٔ حالات و لحظهها با ماست. زمانی که همسرم را از دست دادم در ایران نبودم. تصمیم گرفتم همان روز برای خاکسپاری او به ایران بیایم. مادرم نگران بود و میکوشید در آن شرایط روحی مرا از سفر بازدارد. چگونه میتوانستم با واقعیت زندگیام روبهرو نشوم؟ بهترینها را زندگی کردهام، اکنون هم ناگزیرم تلخترینها را تجربه کنم. من همان روز به ایران آمدم و سنگ گور او را خودم تراشیدم. نقشهٔ دریای خزر و ایران را در کنار نامش تراشیدم و همانجا از هوش رفتم.(ص ۲۸)
سه:
یادم میآید کتاب «درفاصلهٔ دو نقطه...!» که منتشر شد، یک منتقد ادبی خیلی معتبری که الان نامش در ذهنم نیست، نوشت: «خانم درّودی را ببین که چه دل خوشی دارد و از بخت نیک و طالع سعد خودش صحبت کرده.»
یعنی هیچکس عادت ندارد که کسی از خوشبختی صحبت کند. همه باید از بدبختی بگویند. میخواهید جالب توجه باشید بگویید من آدم بدبختی هستم...(ص۸۲)
چهار:
- هیچوقت به سیاست نزدیک نشدهاید؟
- خیر. خصوصا امروز شرایطی که در آنم به من میگوید نباید اشتباه کنم.
- چرا؟
- چون اگر من اشتباه کنم افرادی که در طول این مسیر با من همراه بودهاند سرخورده میشوند.(ص۱٠۴)
پنج:
- به نظر شما مهمترین مشکل روشنفکران و روشنفکری ما چیست؟
- روشنفکر نبودنشان.(ص۸٠)
شش:
- آیا پیش آمده که از زندگی زده شده باشید و به نوعی از آن رو برگردانده باشید؟
- خیر. هرگز. من دردهای وحشتناک جسمی را تجربه کردهام. دردهای هولناکی که به خاطر جراحیهای متعدد تحمّل کردهام. وقتی آن دردها به سراغم میآمد، میگفتم درد هم جزئی از زندگی است و باید آن را زندگی کنم. آنقدر در تحمّل درد پافشاری میکنم که از دستم خسته شود. پس از جراحیِ سرطان عزرائیل را میدیدم و تصور میکردم که جلو در اتاقم ایستاده. به او میگفتم از همان راهی که آمدهای برگرد! (ص۱۱۴)
(گفتگو با ایران درّودی، مهدی مظفری ساوجی، نشر ثالث، چاپ چهارم: ۱۴٠٠ / ۴۴٠ نسخه، ۴۸٠٠٠ تومان)
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان|#نوا و مرکب خوانی
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاهداری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بندهپروری داند
غلام همت آن رند عافیتسوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچهای شیوهی پری داند
هزار نکتهی باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطهی بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یکدانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
****
شاهدان گر دلبری زین سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند
#حافظ
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان| #همایون
بشم واشم ازین عالم بدر شم
بشم از چین و ماچین دورتر شم
بر دلدار پیغامی فرستم
که گر دوری خوشه من دورتر شم
الهی واکیاشم واکیاشم
مو که بی دست و پایم واکیاشم
همه از در برونند واته آیم
ته گر از در برونی واکیاشم
سر کوی تو تا چند آیم و شم
ز وصلت بی نوا چند آیم و شم
سر کویت برای دیدن تو
نترسی از خدا چند آیم و شم
#باباطاهر
@MiraseAvaz
#آواز های اجرای #خصوصی ' پیک پیخجسته' با صدای محمدرضا #شجریان
ویولن: فریدون #فخر
👇#بدونجوابآواز👇
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان| ردیف #راستپنجگاه
درآمد
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
پروانه
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
روحافزا
چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب
فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند
نغمه
قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسهای چند برآمیز به دشنامی چند
بیات عجم،بحرنور
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
قرچه
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند
رضوی
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند
پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش
که مگو حال دل سوخته با خامی چند
پنجگاه
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که #عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
سپهر
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
طرز
جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزهگر دهرچنین جام لطیف
م ...
لیلی و مجنون و فرود
یا رب به خدایی خداییت
وانگه به کمال کبریاییت
از عمر من آنچه هست بر جای
ب ۰۰۰
#حافظ #خیام #نظامی
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان |#سهگاه مرکب بیات ترک
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده گلزار بیار
نکته روح فزا از دهن دوست بگو
نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمه ای از نفحات نفس یار بیار
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده خون بار بیار
خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست
خبری از بر آن دلبر عیار بیار
شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده گلزار بیار
روزگاری است که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
***
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه #عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
ز آنکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
***
دلم تنگه نذونم صبر کردن
ز دلتنگی ...
دلا چونی دلا چونی دلا چون
همه خونی ...
الهی آتش #عشق ام به جان زن
شرر ...
به عالم کس مبادا چون مو آیین
به آیین ...
#حافظ #باباطاهر
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان|#ابوعطا
ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا
شراب نور به رگ های شب دوید بیا
نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت
کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا
ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا
شعر: #سیمینبهبهانی
کانال هزار آواز
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان|#همایون
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
دو خوابآلوده بربودند عقل از دست بیداران
نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
که سیل از سر گذشت آن را چه میترسانی از باران
گر آن ساقی که مستان راست هشیاران بدیدندی
ز توبه توبه کردندی چو من بر دست خماران
گرم با صالحان بی دوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کنندم با گنهکاران
الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران
گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خوابش نمیگیرد به شب از دست عیاران
گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن
نپندارم که بد باشد جزای خوب کرداران
کسان گویند چون سعدی جفا دیدی تحمل کن
رها کن تا بمیرم بر سر کوی وفاداران
***
فراق دوستانش باد و یاران
که ما را دور کرد از دوستداران
دلم دربند تنهایی بفرسود
چو بلبل در قفس روز بهاران
ندانستم که در پایان صحبت
چنین باشد وفای حق گزاران
به گنج شایگان افتاده بودم
ندانستم که بر گنجند ماران
دلا گر دوستی داری به ناچار
بباید بردنت جور هزاران
خلاف شرط یارانست سعدی
که برگردند روز تیرباران
چه خوش باشد سری در پای یاری
به اخلاص و ارادت جان سپاران
#سعدی
@MiraseAvaz
برادرم، پدرم، اصل و فصلِ من عشق است/
که خویشِ عشق بمانَد، نه خویشیِ نَسبى
#مولانا ی جان
@MiraseAvaz
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد
راه #عشق ار چه کمینگاه کمانداران است
هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
#حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار
خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد
کانالهزارآواز
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان|#بیاتترک
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
کو حریفی خوش و سرمست که پیش کرمش
#عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد
باغبانا ز خزان بیخبرت میبینم
آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
رهزن دهر نخفتهست مشو ایمن از او
اگر امروز نبردهست که فردا ببرد
در خیال این همه لعبت به هوس میبازم
بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد
راه #عشق ار چه کمینگاه کمانداران است
هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
جام مینایی می سد ره تنگ دلیست
منه از دست که سیل غمت از جا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار
خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد
کلام:#حافظ
کانال هزار آواز
@MiraseAvaz
#تصنیف ' دولت عشق'
آهنگساز: جلال #ذوالفنون
خواننده: علیرضا #افتخاری
در مایه #نوا
بر روی غزلی از #مولانا
دکلمه: عبدالکریم #سروش
مرده بدم زنده شدم
گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من
دولت پاینده شدم
کانالهزارآواز
@MiraseAvaz
صحبت های پرویز #مشکاتیان
در مورد ماندگاری در هنر
تازگی ربطی ندارد با زمان
تازه آن باشد که ماند جاودان
کهنهی ديروز گر زيبا بود
تازه هم امروز و هم فردا بود
تازه امروز گر بی معنی است
کهنه است و آنی است و فانی است
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان
#حافظ جان
درون ها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکُند خلوت نشینی
#غزه
@MiraseAvaz
#تصنیف 'در خیال' با صدای محمدرضا #شجریان
آهنگساز: مجید #درخشانی در مایه #بیاتترک
بر روی غزلی از #مولانا
دکلمه عبدالکریم #سروش
#آلبوم درخیال انتشار سال ۷۵
تار و بمتار: مجید #درخشانی
کمانچه: درویش رضا #منظمی
نی: عبدالنقی #افشارنیا
سهتار: بهداد #بابایی
دف: بیژن #کامکار
سنتور: پشنگ #کامکار
بربط: ارسلان #کامکار
تنبک: ارژنگ #کامکار
@MiraseAvaz
محمدرضا #شجریان|ردیف #ماهور
درآمد
باغبان حرامت باد زین چمن چو من رفتم
گر به ...
داد
گر رقیب از لعلت بوسه خواست مانع شو
حیف باشد ...
شکسته (ابتدا اشارهای به دلکش) و فرود
عاقبت رقیبم زد بوسه لعل جانان را
برد اهرمن ...
دلکش و فرود
یوسف عزیزم کو ای برادران رحمی
کز غمش ...
عراق و نهیب و فرود
حسن تو هر جا که کوس #عشق فروکوفت
بانگ برآورد ...
راک
مرا دو چشم به راه و دو گوش بر پيغام
تو فارغی ...
راک کشمیر
شبی نپرسی و روزی که دوستدارانم
چگونه شب ...
کرشمهٔ راک و صفیر راک و فرود
مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق
نه پای ...
نصیرخانی (طوسی)
دل #عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده ...
چارپاره (مرادخانی)
به حريم خلوت خود شبي چه شود نهفته بخوانيم
به کنار ...
چارپاره (با الگوی مفتعلن فاعلن)
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
هر که ...
خاوران و اشاره طرب انگیز
دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است
چاره کن ...
نیریز
دلا یک دم رها کن آب و گل را
صلای #عشق ...
حصار ماهور ( ابول)
زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت
عاقلا مکن ...
کلام: #حافظ #سعدی #باباطاهر #عطار #فروغیبسطامی #هاتفاصفهانی
کانالهزارآواز
@MiraseAvaz