77106
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه رمان، داستان علمی، تخیلی، آموزشی تاریخی، سیاسی مطالب و داستانهای آموزنده و ... ارتباط با ادمین:⬇️ @Library_Telegram_Bot صفحه اینستاگرام کانال⬇️ https://www.instagram.com/library_telegram/
#یک_فنجان_تفکر ☕️
نوکیسگی چیست و نوکیسهها کیستند؟
«نوکیسگی» را اینگونه تعریف کردهاند: قشری که از لحاظ درآمد به طبقهٔ بالا ولی از لحاظ فرهنگ به طبقهٔ بسیار پایین جامعه و حتی نزدیک به لمپنها قرار دارند. علاقهٔ بسیاری به خودنمایی، دیده شدن، عرض اندام و نوچهپروری دارند. نوکیسهها، از یک طبقهٔ اجتماعی مبدا به یک طبقهٔ اجتماعی مقصد پرتاب شدهاند. این پرتاب ناگهانی بر اثر یک اتفاق با استفاده از رانت، دلالی، ارث، موجسواری و شرایط و التهابات اقتصادی رخ میدهد. آنها، دیگر نه خود را به طبقهٔ اجتماعی مبدأ متعلق میدانند و نه با جایگاهی که اکنون کسب کردهاند، آشنایی دارند. بهعبارتی از گذشتهٔ خود نفرت دارند و نسبت به اکنون خود دوار ترس و حقارتاند.
نوکیسه برای این که به طبقهٔ پیشین خود اثبات کند که دیگر به آنها تعلق ندارد و همچنین برای غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه ٔ جدیدی که به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است و ساده ترین راه برای تظاهر، خرید دیوانهوار کالاهای لوکس، نمایش عروسیها، میهمانیها و خانههای آنچنانی است.
اما فاجعهٔ اصلی از جایی آغاز میشود که ما، فیلم و عکس عروسیها، میهمانیها، اتوموبیلها و خانههای آنها را از طریق پیامرسانها و شبکههای اجتماعی برای همدیگر ارسال میکنیم. ما با این کار به مزدوران تبلیغاتی آنها تبدیل میشویم که بیمزد و منت، به هدفی که آنها در سر دارند نزدیکشان میکنیم و آن هدف چیزی نیست جز تظاهر و دیده شدن.
جاهلان عصر جدید نوچههای جدید لازم دارند. عدهای با موبایلهایشان، عکس و فیلم آنها را به اشتراک میگذارند و افتخار نوچگی آنها را پذیرا میشوند.
بسیاری از آگاهان از نوکیسهها متنفرند، زیرا میدانند نوکیسهها بر خلاف سرمایهدارهای واقعی و قشر ثروتمند سنتی، سرمایهٔ خود را نه در کارآفرینی که در دلالی صرف میکنند. آنها منابع مالی جامعه را بر اساس بیلیاقتی به دست گرفتهاند.
اما فاجعهٔ بزرگتر وقتی رخ میدهد که هنگام تماشای فیلم عروسیها و پارتیهای این دسته، به جای آن که به فکر پس گرفتن حق خود باشیم، خودمان را جای این افراد میگذاریم و بر زندگی سطحی و انگلگونهٔ این افراد حسرت می خوریم.
@Library_Telegram
زمانی که حاکم دبی به ایران آمده بود
روزی برای صرف ناهار مهمان شاه ایران میشود و بطور خصوصی صحبت هایی می کنند.
🔹بعد از صرف ناهار اسداله علم
(وزیر دربار) از شاه می پرسد؛ شيخ راشد آل مكتوم چطور آدمی بود؟ شاه در جواب می گوید:
این شخص نسبت به دیگر حکام عرب
بسیار روشنفکر و مترقی تر است.
🔹 به زبان انگلیسی کاملا مسلط است. از ما در راه پیشرفت دبی درخواست كمک کرده که تا دبی هم مثل کشور ما آباد بشود حتی در خواست کردند کنترل امنیت آنها را ما بدست بگیریم.!
📕 یادداشت های اسداله علم
@Library_Telegram
📕 یک انقلاب ذهنی
✍ جاناتان ایزرائیل
دموکراسی، آزادی اندیشه و بیان، رواداری مذهبی، آزادی فردی، خودمختاری سیاسی ملتها، برابری قومی و جنسیتی؛ با گذشت چندین دهه از تجلی این ارزشها در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر (1948) امروزه دیگر این مقولات در جریانهای غالب اجتماعی و سیاسی جایگاهی تثبیتشده یافتهاند. «یک انقلاب ذهنی» خاستگاه فلسفی این اندیشهها را در جریانی بازمیشناسد که آن زمان نامعتبرترین شاخۀ تفکر روشنگری محسوب میشد: روشنگری رادیکال. جاناتان ایزرائیل، از اندیشمندان پیشگام در حوزۀ تاریخ روشنگری نشان میدهد که مخالفت با روشنگری رادیکال عمدتا برآمده از تمایلات شدید جامعه به دفاع از اصولی بود که با تداوم سانسور، اقتدار کلیسا، نابرابری اجتماعی، تبعیض نژادی و مذهبی و امتیازات گستردۀ طبقۀ حاکم داشتند. «یک انقلاب ذهنی»، در بازگویی این روایت جذاب، خاستگاههای حیرتانگیز گرانمایهترین ارزشهای ما را آشکار میکند و نشان میدهد که چرا حتی امروزه نیز این ارزشها در برخی محافل بهکرات مذموم شمرده شده و آماج حمله قرار میگیرند.
@Library_Telegram
8 کلمه ی جالب که ممکنه شما رو توصیف کنه:
1- کلمهی Nyctophilia: به افرادی گفته میشه که عاشق شب و تاریکی هستن و در شب احساس آرامش دارن.
2- کلمهی tidsoptimist: به افرادی گفته میشه که همیشه دیر سر قرار میرسن!
3- کلمهی ilunga: شخصی که وقتی از چیزی ناراحته بار اول میبخشه؛بار دوم تحمل میکنه ولی بار سوم رها میکنه!
4- کلمهی stigmatophile: به افرادی که عاشق تتو کردن و پرسینگ هستند گفته میشه!
5- کلمهی Tsundoku: افرادی که عاشق کتاب خریدن هستن اما همیشه نصفه و نیمه رهاش میکنن!
6- کلمهی texteovert: به شخصی گفته میشه که با چت کردن راحت تر تا تماس تصویری و تلفنی و حتی دیدار حضوری!
7- کلمهی selenopphile: شخصی که عاشق ماه هست و دوست داره به تماشای ماه بشینه!
8- کلمهی opacarophile: افرادی که عاشق غروب آفتاب هستن!
@Library_Telegram
🟢 چرا «صادق بوقی» برای همه مهم است؟
🔸 «صادقخان بوقی» را به لطف بستن صفحهاش در اینستاگرام شناختم؛ پیرمرد زندهدلی که در بازار رشت معرکه میگیرد، ترانه میخواند و میرقصد و مردم را شاد میکند.
🔸 زحمت کشیدهاند و جلوی او را گرفتهاند و شهرت او را جهانی کردهاند! هیچ تبلیغی برای او بالاتر از این نبود؛ در روزگاری که پلمپ مغازهها برای آنها تبلیغ به حساب میآید، زندان رفتن کسب اعتبار برای زندانی است و توقیف فیلمها فروششان را تضمین میکند. خوش به حال صادقخان!
🔸 اما در این دو سه روز، برخی دوستان پرسیدهاند که واقعا چه لزومی به جلوگیری از کار او بود، آن هم در زمانهای که اختلاس و فسادهای ویرانگر کشور را رو به ویرانی میبرد، چرا باید آوازخوانی و رقص پیرمردی در بازار ماهیفروشان رشت این همه مهم شود و این طور با آن برخورد شود؟
🔸 این سوال ناشی از یک غفلت بزرگ است؛ در رفتار صادقخان نکتهای هست که این منتقدان به آن توجه نکردهاند: اینکه کار صادقخان دعوتی است به شادی مردم و نمادی است از «امید»، آن هم در روزگاری که ابر و باد و مه و خورشید و سایر عوامل وابسته دست به دست هم دادهاند تا امید و شادی را از مردم بگیرند!
🔸 جامعهی شاد، جامعهی امیدوار و جامعهای که فردای خود را روشن میبیند، خطرناک است. امید میتواند موتور محرکه برای تغییراتی باشد که برای بعضیها اصلا خوشایند نیست و برای همین میکوشند پیش و بیش از هر چیز، امید را از مردم بگیرند و جامعهای خموده و افسرده بسازند که بتوان راحت بر آن تسلط داشت.
🔸 این است راز آنچه صادقخان بوقی را آنچنان خطرناک میکند که باید به مقابلهاش برخاست و همان چیزی است که - آگاهانه یا ناآگاهانه - جامعه را به همراهی با او کشانده است. ما چقدر به صادقخانهای امیدوار احتیاج داریم.
🖋 محمدحسین روانبخش
@Library_Telegram
📕 چرا اندازه مهم است؟
✍ جان تایلر بونر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 انقلاب داروینی
✍ مایکل روس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 جادوی تجلی
✍ ریو شینوهارا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
🔵 یکی از کاربرها نوشته:
ریشه ی اسلام در دین یهود است اگر به تورات مراجعه کنید خواهید دید تقریبا تمامی اعتقادات و دستورات اسلامی از آن کتاب گرفته شده است...از داستانهای قرآنی(خلقت جهان، آدم، نوح، لوط ،یوسف و... )گرفته تا احکام شرعی(حدود، سنگسار،قصاص، اذان، نماز، روزه) .
البته با زیرکی تغییراتی درآن داده شده که بتواند خود را دینی مجزا از یهود معرفی کند!
نکته جالب در این وسط، تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به مکه است و این امر خود بهترین شاهد و دلیل است بر اینکه بیت المقدس در زمان پیامبر اسلام و قبل از تولد او به یهودیان تعلق داشته است؛ چون یهودیان آنرا ساخته بودند و قبله آنها بود و مسلمانها پس از فتح مکه و پاکسازی خانه کعبه به سمت آن نماز گزاردند که از زخم زبان یهودیان به جهت نداشتن قبله مستقلی از خودشان در امان بمانند!
@hychy
نئاندرتالها:
انسانهایی هوشمند یا جانورانی پشمالو؟!
داستان نئاندرتالها در سال ۱۸۵۶ و از درهای زیبا واقع در دوسلدورف آلمان شروع شد.
از آن زمان تاکنون و با کشف مداوم فسیلها و بقایایشان، نئاندرتالها مسیری پرفراز و نشیب را در دنیای علم دیرینشناسی طی کردهاند. مسیری که بیشترَش با این تصور سپری شد که آنها جانورانی پشمالو، درندهخو و فاقد هرگونه رفتار انسانی بودهاند.
بیش از یک قرن طول کشید تا بتوانیم نزدیکترین خویشاوندان تکاملیمان را بشناسیم و نئاندرتالها بتوانند جایگاه واقعی خود را در درخت تکاملی خانواده انسانها بیابند.
آنچه در ویدیو خواهید دید، نگاهی است به داستانِ درک ما از نئاندرتالها طی یکونیم قرن گذشته.
تهیه، تنظیم و گوینده: مهران
متن: امیر پارسا
@Library_Telegram
📕 یک جهان
✍ پیتر سینگر
خلاصه کتاب:
پیتر سینگر در این کتاب به موضوعاتی چون حقوق بشر، تغییرات اقلیمی و نقش سازمان تجارت جهانی در تعاملات کشورها می پردازد و نشان می دهد چگونه یک اخلاق جهانی به جای روش های ملی گرایانه می تواند پاسخ هایی پایدار به مشکلات مهم دنیای امروز بدهد. هر کدام از موضوعات مطرح شده، از نقطه نظری اخلاقی مورد بررسی قرار می گیرند و راه هایی جایگزین برای سر و سامان دادن به مشکلات مربوط به هر کدام از آن ها ارائه می شود. سینگر در کتاب یک جهان، نگرش های کوته نظرانه و قوم گرایانه را با چالشی بزرگ رو به رو می کند و از چارچوب اخلاق، شیوه ای جدید را برای نگاه به مسائل روز جهان در اختیار مخاطبین قرار می دهد.
@Library_Telegram
🔵 ایرانیان میهندوست و هممیهنان آزادیخواه و هنردوست
با اندوه بیپایان، به آگاهی شما میرسانیم که شاهرخ، خواننده مردمی، مبارز و آزادیخواه و شرف هنر ایران، پس از پیکاری طولانی با بیماری سرطان، از میان ما رفت و به ابدیت پیوست
یاد شاهرخ، زنده و گرامی
پاینده ایران
@Original_IR_Music
✅ پروکسی
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
ربات پروكسي
@Library_Telegram
#تلنگر
باهوش بودن مهمتر است یا متفکر بودن؟
برای اینکه بدانید باهوش بودن چقدر مهم است کافی است زندگی باهوش ترین انسانی که از او تست گرفته شد را ارزیابی کنیم :
در یکسالگی توانست بخواند
در نه سالگی به هشت زبان زنده دنیا صحبت میکرد
در یازده سالگی وارد معتبرترین دانشگاه جهان یعنی هاروارد شد و به چهل زبان و لهجه متفاوت دنیا تسلط داشت
توانایی خارق العاده در یادگیری زبان های متفاوت و ریاضیات داشت
برخی بهره هوشی او را دویست و پنجاه تا سیصد تخمین زده اند
در سن ۴۶ سالگی هم از دنیا رفت
یکی از کارهای مشهور او اختراع زبان"Vendergood" بود
ولی آیا او را میشناسید !؟
برای اینکه اسم او را بدانید باید به اینترنت مراجعه کنید؟
ویلیام جیمز سادیس بهره هوشی اش از انیشتن و ادیسون و داوینچی و هر انسان چند قرن اخیر بیشتر بوده است؛ پس چرا ما او را نمیشناسیم؟!
چون ما در نهایت انسانهای متفکر برایمان تاثیرگذار خواهند بود نه صرفا انسانهای باهوش ...!
@Library_Telegram
🔵 پرونده امیر انتظام و آغاز روند "صلاحیت" در انتخابات: فجایع و دروغ های ۵۷ ببعد (خاطرات ابراهیم نبوی): (۱)
وقتی در وزارت کشور کار می کردم، برای بررسی صلاحیت نهضت آزادی در انتخابات مجلس دوم از سوی آقای ناطق نوری مامور شدم.
مهم ترین موضوع در این مورد دفاع بازرگان از "جاسوسی" به نام امیرانتظام بود. برای بررسی این موضوع پرونده امیرانتظام را از دادگاه انقلاب درخواست کردم و این پرونده را که شامل دو پوشه نسبتا ضخیم بود، صفحه به صفحه و کلمه به کلمه خواندم. تقریبا هفتاد درصد محتویات پرونده شامل اسناد و مدارک شخصی امیرانتظام در زمان دستگیری و در بازرسی خانه اش بود. هیچ چیز خاصی در این اسناد نبود.
بخش دیگر مکاتبات امیرانتظام و رونوشت اسناد سفارت آمریکا و دادخواست و دفاعیه امیر انتظام بود. تقریبا همه اتهاماتی که به امیرانتظام وارد شده بود و به دلیل آن اتهامات به حبس ابد محکوم شده بود، به دلیل ارتباط او با آمریکایی ها بود. امیرانتظام به عنوان معاون نخست وزیر موظف بود با آمریکایی ها رابطه داشته باشد و در محدوده وظایفش با آنها تماس گرفته بود، یک عمل قانونی. از همه وحشتناک تر تصمیم گیری برای او براساس ترجمه هایی غلط از اسناد سفارت آمریکا بود. او بخاطر انجام وظایف قانونی اش و *ترجمه غلط* اسناد و مدارک در یک محاکمه احمقانه به حبس ابد محکوم شد.
جز شخص بازرگان کسی از او دفاع نکرد، *دانشجویان انقلابی مسلمان پیرو خط امام در بلاهت سنگ تمام گذاشتند و حزب توده چند بار از اینکه در محاکمه او تعلل می شود به دولت و حکومت هشدار داد.* محمد منتظری، جلال الدین فارسی و معادیخواه هر سه در دادگاه امیرانتظام حاضر شده و گفتند او یهودی است.
محمد منتظری بعدا در انفجار حزب جمهوری اسلامی کشته شد، فارسی در جریان شکار یک روستایی را کشت و به همین اتهام زندانی شد و معادیخواه در یک رسوایی ... برکنار شد.
امیرانتظام که همراه همسر و فرزندانش به عنوان سفیر در سوئد بود از سوی کمال خرازی معاون قطب زاده وزیرخارجه احضار شد و با وجود اینکه دوستان اروپایی اش به او هشدار داده بودند که احتمال خطر دستگیری برایش وجود دارد، به ایران آمد و یک روز بعد دستگیر شد. او به مدت پانزده ماه در سلول انفرادی بود.
من براساس پرونده ای که خوانده بودم گزارشی نوشتم و در آن تاکید کردم که کل نوشته هایی که در این پرونده آمده است، نامربوط است.
نامه را برای آقای ناطق فرستادم. چند روز بعد در قراری با امامی کاشانی عضو شورای نگهبان شرکت کردم و از نظرم دفاع کردم. شورای نگهبان برخلاف نظر رسمی وزارت کشور صلاحیت نهضت آزادی را رد کرد. من به دو دلیل استعفا دادم و از وزارت کشور بیرون آمدم. یکی از دلایلم همین موضوع بود.
بعد از دوازده سال، با امیرانتظام در خانه اش مواجه شدم. همسرش، الی، که بعد از آزادی موقت او از زندان با او ازدواج کرده بود، دوست خواهرم بود و من از طریق خواهرم همیشه در جریان وضعیت او بودم. این بار به عنوان خبرنگار روزنامه جامعه با او مصاحبه کردم. مصاحبه وقتی منتشر شد، افکار عمومی با یک بحران بزرگ مواجه شده بود. کسی که تا آن زمان حدود بیست سال زندانی بود، انسانی بی گناه بود که هیچ کس جز شخص بازرگان از او دفاع نکرده بود. اغلب گروههای مذهبی و چپ ضدآمریکایی خواستار اعدام او شده بودند و بارها در اجتماعات مختلف جمعیت های عظیم مردم غالباً خشمگین برای *اعدام* او شعار داده شده بود. حتی همکارانش هم از او دفاع نکرده بودند. وقتی هم زندان ماند، همسرش که در سوئد بود، از او جدا شد و فرزندانش هم دیگر با او ارتباط برقرار نکردند.
در همان مصاحبه امیرانتظام حرف های زیادی زده بود، حرف هایی که نمی شد چاپ شان کرد.
گفته بود که چگونه توانسته است در شرایط دشوار زندان زنده بماند. گفته بود که لاجوردی بارها برای اینکه او را در مقابل دیگران تحقیر کند، او را وادار کرده بود توالت های زندان را بشوید. می گفت: می خواست مرا ویران کند. یک بار وقت گرفتم و به دفترش رفتم. خوشحال شده بود و فکر کرده بود که می خواهم درخواست کنم که تمیز کردن توالت را انجام ندهم. به من گفت از چه چیزی شکایت داری؟ گفتم: شکایت ندارم، فقط می خواستم درخواست کنم به دلیل اینکه توالت ها تمیز نمی شود دستور بدهید اداره زندانها مایع وایتکس سفید کننده بگیرد که توالت تمیز بشود. لاجوردی به او خیره شده بود و گفته بود برو بیرون. از همان روز شستن توالت متوقف شد. او را نمی شد تحقیر کرد. لاجوردی ... فهمیده بود که امیرانتظام بزرگتر از توانایی او از تحقیر آدمهاست.
@Library_Telegram
#تلنگر 📚
ﻣﻮﺭﭼﮕﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمیزنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺍﻧﻪ ﺟﻤﻊ میکنند
ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمیزنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺧﺎﻧﻪ میسازند
ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمیزنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ میروند
آدمها ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺏ حرف میزنند...
ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺟﻤﻊ میکنند.
ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻨﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻔﺮ میکنند.
براستی ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ...!
#ژان_پل_سارتر
@Library_Telegram
📕 یک انقلاب ذهنی
✍ جاناتان ایزرائیل
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✅ پروکسی
همراه | همراه
پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
دفترچه تلفنِ من پُر از اسمهایِ جورواجوره...
اما وقتی دنبالِ کسی میگردم که باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم،
میبینم که به صورتِ مفتضحانهای
هیچ کس رو ندارم و اون اعدادی که جلویِ اسمها نوشته شده، مثلِ اعدادی که رویِ یک چکِ بی محل نوشته شده، بیارزش و مسخره هستن...!
📕 قهوه سردِ آقایِ نویسنده
✍ روزبه_معین
@Library_Telegram
✅ پروکسی
پروکسی |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی |
ربات پروكسي
@Library_Telegram
📕 چرا اندازه مهم است
✍ جان تایلر بونر
اندازه طی زمان زمینشناختی افزایش مییابد؟
با نگاهی به تاریخ زمین، توافق عمومی بر این است که در دورانهای اولیه ارگانیسمها تک سلولی بودند. ابتدا سلولهای باکتریایی (پروکاریوتیک) و بعدها سلولهای دارای هسته (یوکاریوتیک) به وجود آمدند. در پی آنها ارگانیسمهای پرسلولی ظاهر شدند و سرانجام آن جانوران و گیاهان پرسلولی به ارگانیسمهای عظیمی تبدیل شدند که توصیف کردیم. طی سالیان دراز، از ارسطو به بعد، بعضی از اشکال این خط سیر بر حسب پیشرفت تفسیر شد. ارسطو آن را مقیاس طبیعت نامید، که از گیاهان و کرمها به انسانها میرسید. از آنجایی که ما اوج این پیشرفت بودیم، از لحاظ افزایش اندازه یک پیشرفت کامل نبود بلکه به سوی پیچیدگی و فضایل بزرگ گونهی ما میرفت.
در نتیجه ی اکتشافات متعدد فسیلها، ایده مشابهی در قرن نوزدهم پدیدار شد. فسیلهای بعضی از جانوران به خوبی محفوظ مانده بودند و به خوبی میشد نشان داد که همچنان که زمان زمینشناختی به جلو میرود زادگان آن جانوران نیز بزرگتر میشدند. یکی از بهترین مثالهای آن تکامل اسبها است. بقایای فسیلها نشان میدهد طی زمان اسب داون (dawn horse) که به اندازهی یک روباه بود پیوسته بزرگتر شده تا به اسب بزرگ امروزی رسیده است. فسیلهای مشابهی برای جانوران متعدد دیگری مانند شتر هم وجود دارد.
با ملاحظهی بزرگ شدن اندازهی گروهها طی زمان، برای مردم خیلی عادی بود که دستکم در اواخر قرن نوزدهم، فکر کنند نیروی تکاملی اسرارآمیزی وجود دارد که بر این گرایش حاکم است. به این فرآیند نام جالب راستزایی (orthogenesis) داده بودند - که به معنای تمایل ذاتی تکامل به پیشرفت است. نکته قابل توجه این است که این نظریه تا سالها پس از انتشار نظریه انتخاب طبیعی چارلز داروین که کاملاً با نظریه راستزایی ناسازگار بود همچنان ادامه داشت. داروین میگفت که تمام گونهها تفاوتهایی را نشان میدهند - تفاوتهای موروثی - و این که گونههای تفاوت یافتهای که با محيط مشخص بهتر سازگار شده بودند موفقترین آنها در تولید زادگان بودند. این فرآیندی هدفمند نبود، هیچ مکانیسم درونی وجود ندارد که تکامل را در یک جهت هدایت کند. هیچ «پیشرفتی» در میان نیست. حقیقت این است که تا سالهای ۱۹۳۰ تعداد کمی زیستشناس وجود داشتند که معتقد بودند که انتخاب طبیعی داروین تنها توضیح این پدیده است و باید توضیحات بیشتری هم وجود داشته باشد. به همین علت آنها وجود یک پیشرفت ذاتی را فرض میکردند و ظاهراً از این حقیقت که این فرض بیان توضیحی نیست، بلکه نامی است برای یک مکانیسم ناشناخته و فرضی، نگران نبودند. علاوه بر آن، مدتها پس از آن و در اواخر قرن بیستم بود که گروه فسیل جانورانی کشف شد که طی زمان زمینشناختی از نظر اندازه کاهش پیدا کرده بودند: اندازه ممکن است افزایش و یا کاهش یابد.
بخشی از کتاب چرا اندازه مهم است
@Library_Telegram
📕 انقلاب داروینی
✍ مایکل روس
کتاب "انقلاب داروینی" از "مایکل روس" که در اصل در سال 1979 منتشر شد ، اولین ترکیب جامع و خواندنی تاریخ اندیشه ی تکاملی بود. با وجود گذشت سال ها ، شاهد شکوفایی عظیم تحقیقات در مورد داروین و سایر دانشمندان قرن نوزدهم در زمینه تکامل و همچنین واکنش های اجتماعی و فرهنگی گسترده تر به کارهای آن ها بوده ایم ، اما انقلاب داروین همچنان به طرز چشمگیری جاری و تحریک کننده است. انقلاب داروین چیست و چرا برای فیلسوفان مهم است؟ این ها سئوالاتی است که در این کتاب حل شده است.
کتاب در چهار بخش ،به موضوعاتی مانند داستان انقلاب ، این سئوال که آیا واقعا انقلابی در کار بوده است ؟، ماهیت انقلاب و مفاهیم فلسفه ، معرفت شناسی و اخلاق می پردازد. کتاب "انقلاب داروینی" به طور کلی یکی از وقایع مهم در تاریخ علم غرب تلقی می شود. در سال های اخیر ، این موضوع به عنوان مفهوم یک انقلاب علمی مورد حمله قرار گرفته است و درباره ی "چارلز داروین و منشأ گونه های او" سئوالات جدی پیرامون ماهیت تغییر وجود دارد .هم از نظر علمی و هم از مفهوم متافیزیکی، به نظر می رسد که یک تغییر اساسی رخ داده است. چارلز داروین بازیگر اصلی در این تغییر بود؛ اگرچه برای تعیین ماهیت و میزان تغییر، به جای نگاه کردن به آن به عنوان یک رویداد لحظه ای، باید آن را در یک زمینه تاریخی گسترده تر تحت نظر گرفت. این انقلاب پیچیده بود و ما برای درک کلیت این پدیده به بینش فلسفی کاملا متفاوت نیاز داریم. در واقع ، از برخی جنبه ها ، روند تحلیل همچنان ادامه دارد و حل نشده است.
@Library_Telegram
📕 جادوی تجلی
✍ ریو شینوهارا
خلاصه کتاب :
حالا وقت آن است که زندگی واقعی خود را شروع کنید و هر آنچه را برای خوشبخت شدن میخواهید، جذب کنید! ریو شینوهارا در کتاب جادوی تجلی، پانزده تکنیک پیشرفته را به شما میآموزد که با کمک آنها میتوانید به تمام خواستههای مادی و معنویتان در زندگی دست یابید.
@Library_Telegram
✅ پروکسی
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
ربات پروكسي
@Library_Telegram
📕 یک جهان
✍ پیتر سینگر
🔄 محمد آزاده
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﻟﻔﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ ﺁﻟﻔﺎ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍیست کهﺩﺍﺭدﺧﻮﺍبتان ﻣﯿﺒﺮد ﻭیا ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷوید .
ﺑﻪ ﺍین حالت میگویند، ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ انسان ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبشاﻥ
ﺩﺍﺭند ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ شوند
1 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
2 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
3 – ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻣﻨﻔﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ !
ﻟﻄﻔﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺟﺰﻭ ﮐﺪاﻡ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ؟
ﺑﻪ ﺧﻮﺩتاﻥ ﻫﻢ، ﺩﺭﻭﻍ نگویید ، ﺍﮔﻪ ﺟﺰﻭ ﺍﻭﻥ دسته انسان هایی
هستید ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭﻭ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪناراحتتان ﮐﺮﺩﻩ، ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺟﺰﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻣﯿﻦ !
ﺍﮔﻪ فردی شما راناراحت ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ در ﺧﻠﻮﺕ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبتان، ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ بدی در مورد شما انجام داده ، ﯾﺎدتان ﺑﺎشد ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ شوید ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ بد ﺩﺭ آن شخصﺗﮑﺮﺍﺭ شود !
عجیب است! ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭا ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﻪ گونه ﻓﮑﺮ می کنید، ﻣﯽ ﺳﺎﺯید !
ﭼﻪ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ کنید ﻭ ﺩﺭاصل ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻠﺴﻪ ﻣﯽ شوید...
ﺫﻫﻦ ﺷﻤﺎ، ﻣﺜﻞ دیگ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﯼ ﻣﯽ ماند !که هر چه در آن بریزید پخته ﻣﯽ شود؟ !
ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ هنگامی که به یکباره وار د ﻋﺎلم هپروت می شوید ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺎﻟﯽ، یا احساسی وعشقی یا ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتان ﻓﮑﺮ ﻣﯽ کنید ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ کمتر از مقداریﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎشید،، هستید ،،ﯾﺎﺩتان باشددر ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻠﺴﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮفته اید ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎ ﺗﻮلید می کنید
وﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی هستید
بدون اینکه خود متوجه باشید ﺧﻮﺩتاﻥ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭا ، ﻫﯿﭙﻨﻮﺗﯿﺰﻡ ﮐﺮﺩه ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽشوید ﺗﺎ ﻫﻤﻪ آن ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪه ﺑﻪ ﺷﮑﻠﻬﺎﯼجدید برای شما ویا دیگران ایجاد شود بطور مثال هنگام که غرق تماشای فیلم غمگین میشوید و خودتان رابجای ﻗﻬﺮﻣﺎن فیلم ﻣﯽ ﮔﺬﺍرید و های های گریه می کنید امواج منفی وغمگین ارسال می کنید
ﻟﻄﻔﺎ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ !
ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽاز ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگیمان ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ آن ﻫﺎ ﺭﺍ به جهت درست هدایت کنیم
و ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎیماﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺳﺎﺧﺖ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ!
ﺗﻤﺮﯾﻦ : ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺑﻮﺩﺍیست ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻌﺪﯼ !
ﺗﻤﺮﯾﻦ کنید ﮐﻪ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻓﮑﺮتان ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮید ﻭ ﺍگر ﺩﺭ ﻃﯽ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ، ﻓﮑﺮﯼ ﺑﻪﺳﺮﺍﻏﺘﻮﻥ آﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ، ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺩتان ﺭا ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ !
ﻓﻘﻂ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتان بگویید ﺑﻌﺪﯼ ! و فکر ﺩﯾﮕﺮ ی ﺭا ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﺶ ﮐﻨﯿﺪ .
ﺍﮔﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻌﺪﯼ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺯ تکرار کنید بعدﯼ ﻭ ﺑﺮوید ﺳﺮﺍﻍ ﻓﮑﺮ
ﺑﻌﺪﯼ . آنقدر تکرار کنید . تا ﯾﮏ ﻓﮑﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﺩ .
ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ.
📕 نکته های ناب روانشناسی
🔄 ترجمه دکتر قاضی
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
اگر توی فروشگاه استارباکس کار میکردم، به جای نوشتن اسم مردم روی فنجان قهوهشان، جملات زیر را مینوشتم:
شما و تمام کسانی که دوستشان دارید، روزی خواهید مُرد. تنها بخش کوچکی از چیزهایی که گفتهاید یا کارهایی که انجام دادهاید برای تعداد کمی از مردم، اهمیت خواهند داشت آنهم صرفاً برای یک مدت کوتاه.
این حقیقتِ ناخوشایندِ زندگیست.
تمام مسائلی که به آنها فکر میکنید یا کارهایی که انجام میدهید، تنها گریزِ استادانهای از این حقیقتاند.
ما غبارهای کیهانی بیاهمیتی هستیم که در یک نقطهی آبی پرسه میزنیم و به هم برخورد میکنیم. عظمتی برای خودمان تجسم میکنیم و اهدافی برای خودمان میسازیم. امّا راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم.
پس از قهوهی لعنتیتان لذت ببرید!
📕 #اوضاع_خیلی_خراب_است
✍ مارک منسن
@Library_Telegram
اطلاعات لطفا
■ما یکی از نخستین خانوادههایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن موقع من هشتنُه ساله بودم. یادم میآید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشیاش به پهلوی قاب آویزان بود.
□من قدم به تلفن نمیرسید،
اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت میکرد با شیفتگی به حرفهایش گوش میکردم. بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفتانگیزی زندگی میکند به نام «اطلاعات لطفاً» که همه چیز را در مورد همه کس میداند. او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.
●نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایهمان رفته بود. من در زیرزمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی میکردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم. درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند؛ انگشتم را در دهانم میمکیدم و دور خانه راه میرفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد.
○به سرعت یک چهار پایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم. و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید: «اطلاعات بفرمائید.»
■من در حالی که اشک از چشمانم جاری بود گفتم «انگشتم درد میکند.»
▪︎پرسید «مادرت خانه نیست؟» ▪︎جواب دادم «هیچکس بجز من خانه نیست.»
▪︎«آیا خونریزی داری؟»
▪︎«نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد میکنه»
▪︎«آیا میتوانی درِ جایخیِ یخچال را باز کنی؟»
▪︎«بله، میتونم»
▪︎«پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار»
□بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه میکردم ... مثلاً موقع امتحانات در درسهای جغرافی و ریاضی به من کمک میکرد.
●یکروز که قناریمان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. او به حرفهایم گوش داد و با من همدردی کرد. به او گفتم: «چرا پرندهای که چنین زیبا میخواند و همۀ اهل خانه را شاد میکند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»
○او به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست.» من کمی تسکین یافتم. یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هِجّی میکنند.
■یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورثوِست) به بوستون نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد. «اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانهمان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.
□من کمکم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم. غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم میافتادم. راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت میگذاشت.
●چند سال بعد، در مسیر رفتن به دانشگاه، هواپیما در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد. من پانزده دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی میکرد تلفنی حرف زدم و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم میکنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم و گفتم «اطلاعات لطفاً». به طرز معجزهآسایی همان صدای آشنا جواب داد. «اطلاعات بفرمائید.»
○من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم «کلمۀ fix را چطور هِجّی میکنند؟» مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت: «فکر میکنم انگشتت دیگر خوب شده باشد.»
■من خیلی خندیدم و گفتم «خودت هستی؟» و ادامه دادم «نمیدانم میدانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟» او گفت «تو هم میدانی که تلفنهایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»
□من به او گفتم که در تمام این سالها بارها به یادش بودهام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم. او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است.»
●سه ماه بعد به سیاتل برگشتم. تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد. «اطلاعات بفرمائید.»
▪︎«میتوانم با شارون صحبت کنم؟»
▪︎پرسید «آیا دوستش هستید؟»
▪︎گفتم «بله، دوست قدیمی»
▪︎گفت «متأسفم که این مطلب را به شما میگویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمهوقت کار میکرد زیرا بیمار بود. او پنجهفته پیش درگذشت.»
○قبل از این که تلفن را قطع کنم گفت: «شما گفتید دوست قدیمیاش هستید. آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟» با تعجب گفتم «بله». «شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»
■سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت: «نوشته به او بگو *دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست.* خودش منظورم را میفهمد.» من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.
📕 #سوپ_جو
✍ #جک_کنفیلد
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
چرخ خرمن با صدای سوزناکش خوشههای طلائی گندم را خرد میکرد. گاوها که در اثر سیخک پشتشان زخم شده بود با شاخهای بلند و پیشانی گشاده تا غروب دور خودشان میگشتند. وضع او اکنون مثل همان گاوها بود. حالا میدانست این جانوران چه حس میکردند. او هم تمام زندگی چشم بسته بدور خودش چرخیده بود، مانند یابوی عصاری، مانند آن گاوها که خرمن را میکوبیدند.
📕 #گرداب
✍ #صادق_هدایت
@Library_Telegram
✅ چرا کیسینجر صدسال عمر کرد؟
آمریکا تنها کشور در جهان است که به یک مهاجرِ بامهارت، فضا و فرصت بروز و ظهور میدهد. کانادا، انگلستان و استرالیا هم این فرصت را ایجاد میکنند؛ ولی نه در حد آمریکا. کیسینجر جوان، استعداد خود را کشف و دنبال کرد و در دانشگاه هاروارد، بررسی تاریخ و دیپلماسی اروپا را مبنای رساله دکتری خود قرار داد.
هاینز آلفرد کیسینجر در سال ۱۹۲۳ در شهر فورت آلمان به دنیا آمد و در زمان به قدرت رسیدن هیتلر به همراه خانواده یهودی خود به آمریکا گریخت. اگر خانواده هنری کیسینجر به جای آمریکا در سال 1938 به کشور دیگری مهاجرت کرده بود، چه سرنوشتی در انتظار او بود؟ او وقتی وارد نیویورک شد، 15ساله بود، پنج سال بعد در 20سالگی تبعه آمریکا شد
منتقدان کیسینجر بهدرستی میگویند که او چه در سیاستشناسی و چه در سیاستورزی بر افراد تصمیمگیرنده تمرکز داaj تا بر پروسههای تصمیمگیری، حال چه دموکراتیک باشند؛ مانند آمریکا و چه غیردموکراتیک مانند روسیه. به همین دلیل است که کیسینجر چه در داخل آمریکا و چه در خارج از آمریکا با شبکه وسیعی از افراد سیاسی و غیرسیاسی، دوستیهای نیمقرنه داشت
برخلاف آنچه در ایران گفته میشود، کیسینجر بعد از 1977 که از سیاست کنار رفت، نقش کمرنگی در شکلدهی، اولویتیابی و اجرای سیاست خارجی آمریکا داشته است. او مخالف انزوای روسیه و تقابل با چین بوده؛ هرچند در داووس 2023 با توجه به فضای بهشدت ضد روسی و ضد چینی در آمریکا، از مواضع دیرینه خود در مخالفت با گسترش ناتو و تحدیدسازی چین قدری عقبنشینی کرد.
کیسینجر معتقد به انسانها و اندیشههای بزرگ در شکلگیری تاریخ بود. او تشکیلات، سازمان و پروسه را تابع آمریت و اراده انسانها میدانست. به همین دلیل چوئنلای، مارگارت تاچر، کانرد آدنوئر و چارلز دوگل را تعیینکننده میدانست. او نیز متهم بود که به دیکتاتورها علاقهمند و با سادات و محمدرضاشاه دوستیهای عمیقی بنا کرده . او به این نویسنده گفت: ما از قابلیتهای اپوزیسیون شاه خیلی اطلاع نداشتیم و در نهایت بین کمونیستها و مذهبیها در سال 1978-1979، گروه دوم را باید میپذیرفتیم.
درباره اینکه آیا کیسینجر به نیکسون خط میداد یا برعکس، شش کتاب در آمریکا نوشته شده است و عموما تأکید بر این نکته دارند که معمار سیاست خارجی آمریکا در سالهای 1969-1974 ریچارد نیکسون بوده و کیسینجر در تئوریزهکردن و اجرائیکردن آن، نقش بنیادی ایفا کرده است، به طوری که در این دوره بود که روابط چین و آمریکا عادیسازی شد و تقابل میان شوروی و آمریکا به همکاری و ثباتسازی منجر شد. در این زمینه کیسینجر به این نویسنده گفت: برخلاف آنچه خیلیها فکر میکنند، چینیها بودند که از طریق پاکستان پیام دادند که میخواهند با آمریکا مذاکره کنند. او و همراهانش به پاکستان میرفتند و با هواپیمای پاکستانی برای مذاکرات سری دوجانبه به چین سفر میکردند.
کیسینجر در دهه گذشته با انتشار مطالبی پیرامون آیتی و هوش مصنوعی سعی کرد خود را با تحولات روز همسنخ کند. کیسینجر مانند اروپاییها، دموکراسی را خاص جامعه غربی میدانست و معتقد به بسط و اولویتدادن به آن در نظام بینالملل بهعنوان یک اصل سیاست خارجی نبود.
کیسینجر صدسال عمر کرد. او مخالفان سرسختی در داخل و خارج از آمریکا داشت؛ ولی همه به او گوش میدادند و نظرات او را با دقت میخواندند. هرچند باید به منش و بلندطبعی آمریکا احترام گذاشت که به یک مهاجر با لهجه غلیظ انگلیسی چنین فرصتی برای بروز و ظهور داده است، اما چند ویژگی هنری کیسینجر هم شایان ستایش است: پرکاری، تمرکز، اعتمادبهنفس، حافظه نزدیک به دیجیتالی، ظرفیت خارقالعاده روانشناسانه در فهم طرف مقابل و روابطعمومی فراموشناپذیر.
نبوغ کیسینجر مهمتر از افکار و مواضع او بود . چرا کیسینجر صد سال عمر کرد؟ شاید یک دلیل این باشد که او با غم و اندوه همراه با ایدئالیستبودن، زندگی نکرد؛ او یک واقعبین تمامعیار بود. لایههای دور از چشم طبع بشر برای کسب قدرت، حفظ قدرت و دسترسی به ثروت، فراتر از آرزوها و حیلهگریهایی است که آدمی با کلمات و اداها به نمایش میگذارد. سیاست از نظر کیسینجر مانند عموم واقعگرایان، حفظ توازن بود. با همین استدلال، چرچیل معتقد بود دشمن را نباید کامل نابود کرد. مبنای سیاستورزی کیسینجر، روشهای تعامل با رقبای آمریکا بود. او قبل از آنکه یک سیاستاندیش و سیاستورز باشد، یک روانشناس در فهم و واکاوی مخالفان آمریکا بود.
✍️ دکتر محمود سریع القلم
📌 تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
@Library_Telegram