77106
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه رمان، داستان علمی، تخیلی، آموزشی تاریخی، سیاسی مطالب و داستانهای آموزنده و ... ارتباط با ادمین:⬇️ @Library_Telegram_Bot صفحه اینستاگرام کانال⬇️ https://www.instagram.com/library_telegram/
📕 مغز و ذهن
✍ آنگوس جلاتلی، اسکار زارات
🔄 عبدالرحمن نجل رحیم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
☕️ قطعهای از کتاب
هر کودکی نابغه آفریده شده است!
اما وقتی در مجاورت افراد نادان دیگر قرار میگیرد
و زندگی میکند، قدرت نبوغ خود را از دست میدهد و
یا به طور کامل فراموش میکند...!
📕 #شانس_دوباره
✍ #رابرت_کیوساکی
@Library_Telegram
#غم_نان
باورم نمیشود در ایران، با آنهمه منابع، آنهمه معادن، آنهمه زیباییها، آنهمه نعمت، مردمانی زندگی کنند با غم نان!
نان! نه غذا، نان! نه پروتئین، نان، نه میوه!
ما چه کردیم با مردمان این سرزمین.
دوستم برای کاری پژوهشی رفته بود سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان جنوبی. میگفت قرار بود وضعیت درسی کودکانی را بررسی کنیم که بهخاطر فقر از تحصیل بازماندهاند، رفتیم دیدیم تحصیل چیست، آنجا کودکان و مردم، نان برای زنده ماندن ندارند.
در خاش و زابل نان شده دانهای ۳۵؛هزار تومان! نانواییها سهمیه اندکی آرد دولتی دارند، آنها که میخواهند نان دولتی بخرند باید بیشتر از سه ساعت در صف بایستند، که آخرش به آنها نمیرسد، آن وقت باید بروند نان را ۳۵ هزار تومان بخرند، با آرد آزاد! برای همین نان دارد از سبد غذایی شأن خارج میشود.
مؤسسات خیریه توان پاسخگویی به مردم در حال مرگ را ندارند. تا دو سه سال پیش مردم خیٌر داشتند تا این مؤسسات را حمایت کنند اما الان همۀ مردم و آن خیران گرفتار شدهاند و نمیتوانند کمک کنند، خیریهها دیگر توان کمکشان تحلیل رفته و ندارند.
رفته بود به روستاها، از دانشآموزان پرسیده بود صبحانه خوردهاید، هیچکس نخورده بود. معلم میگفت قبلا نان و خرمایی داشتیم به آن بچهها یک وعده میدادیم، الان همان را دیگر نداریم...
خدایا چه میشنیدم!
میگفت به چند خانه سر زدیم، در روز یک وعده غذا بیشتر نمیخوردند آنهم سیبزمینی آبپز بود. غذایی دارند با مخلوط کردن رب گوجه و آب و یکی دو تخم مرغ، قبلا آن را نان میخوردند، حالا آن نان گیرشان نمیآید، بدون نان میخورند.
میگفت انقدر مهاجر افغانستانی و پاکستانی آمدهاند که چیزی برای مردم نمیماند. آنها که دستشان میرسید مهاجرت میکنند به شهرهای بزرگ، میشوند حاشیهنشین، میشوند متکدی، میشوند سربار، میشوند حلبینشین، آنها که ماندهاند با مرگ دست و پنجه نرم میکنند.
خدایا چه میشنیدم!
آنجا ایران بود!
آنجا مهد دلیران بود!
آنجا جایی بود که انوشیروان دادگر و داریوش و فردوسی و کاوه داشته، آنجا جایی بوده که اولین اعلامیه حقوق بشر را نوشته.
چه شد که به این روز افتاد.
من از امروز نان را نمیتوانم بیدرد بجوم.
من از امروز نمیتوانم ناهار و شام را بیدرد بخورم. آنها هموطنان من هستند.
دوستم میگفت آنها که بیکارند، آنها که از کار افتادهاند، آنها که در تصادفات ناقص شدهاند، آنها که نانآورشان را از دست دادهاند، هیچ پوششی ندارند. نه کمیتههای رسمی، نه نهادهای دولتی، نه خیریههای مردمی هیچکدام از عهده پوشش آنها برنمیآیند. حداکثر در ماه یک پاکت ماکارونی به آنها تعلق میگیرد و یک بطری روغن، با هزار منت، همین...
دوستم همینطور که اشک هایش را پاک میکرد میگفت من از درون یک فاجعه انسانی برگشتهام، من دیگر خواب به چشمانم نمیآید، من از کابوسی وحشتناک برگشتهام، کاش کابوس بود، کاش میتوانستم باور کنم خوابی بوده...
خدایا چه میشنیدم!
اینهمه شهید دادیم، اینهمه جانباز، اینهمه سختی کشیدیم، تا دیگر بیعدالتی نبینیم، تا دیگر گرسنه نبینیم، تا دیگر حاکمانمانی در آسایش نباشند، مردمی در درد و رنج، حالا چه میبینیم!
همیشه دلم میخواست سفری بروم به روستاهای سیستان و بلوچستان، تا فرزندان رستم را ببینم، تا صبورترین و بیادعاترین مردمم را ببینم، تا دوست داشتنیترین و مظلومترین مردمم را از نزدیک ببینم، حالا دیگر میترسم بروم.
بروم ببینم بعد از چهل و پنج سال هنوز مردمی آرزوی یک وعده نان دارند.
بروم ببینم مردمی ندارند یک نان بخرند.
بروم چه ببینم!؟
مردمی که میان قیچی گیر افتادهاند.
یا باید سرسپرده این شوند یا آن، تا شاید زنده بمانند...
دوستم میگفت شنیدی آمار زندانیان سرقت به تازگی بیشتر از زندانیان جرائم مواد مخدر شدهاند؟
گفتم بله شنیدم.
میگفت فکر کردی جرائم مواد مخدر کم شدهاند.
گفتم پس چه؟
گفت نه!
آنقدر مردم ندارند، آنقدر فقر زیاد شده، آنقدر گرسنگی زیاد شده، که بسیاری را سارق کرده، سارقانی گرسنه، سارقانی بینوا...
ایران عزیزم!
چه بر سرت آوردند!
چطور میتوانم باور کنم اینهمه فقر را
چطور میتوانم باور کنم مرگ انسانها را
بهخاطر نداری، در کشوری که بزرگترین معادن جهان را داراست، در کشوری که بزرگترین منابع انرژی را در جهان دارد.
یعنی دوستم خواب دیده؟
یعنی من خواب دیدهام؟
یعنی ما تحت حاکمیتی این همه ظالم قرار داریم؟
یعنی ما اینهمه بیاحساس و بیغیرت شدهایم؟!
✍ رحیم قمیشی
@Library_Telegram
#تلنگر 📚
چه وقت باید احساس بزرگی کرد؟
1- هر گاه از خوشبختی کسانی که
دوستمان ندارند خوشحال شدیم.
2- هر گاه برای تحقیر نشدن دیگران
از حق خود گذشتیم.
3 - هرگاه شادی را به کسانی که
آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم.
4- هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن
بدی دیگران نبود.
5- هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم.
6- هرگاه به بهانه ی عشق از دوست
داشتن دیگران غافل نشدیم.
7- هرگاه اولین اندیشه ما برای
رویارویی با دشمن انتقام نبود.
8- هرگاه دانستیم عزیز خدا
نخواهیم شد. مگر زمانی که
وجودمان آرام بخش دیگران باشد.
9- هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود.
10- هرگاه همه چیز بودیم و گفتیم :
هیچ نیستیم ...
@Library_Telegram
🔖۱۵ مهارت کلیدی که فرزندانمان میبایست قبل از ورود به اجتماع بیاموزند.
چطور با قوی تر از خودشان صحبت کنند.
چطور زیر بار دروغ و چاپلوسی نروند.
چطور پولش را مدیریت کند.
چطور روی پای خودشان بایستند.
چطور آشپزی کنند.
چطور خود انگیزه و شروع کننده باشند.
چطور زمانشان را مدیریت کنند.
چطور با شکست و اشتباهاتشان مقابله کنند.
چطور یک شغل دست و پا کنند.
چطور لباسهایشان را بشورند!
چطور در سازماندهی کردن امور ماهر شوند.
چطور خانه را تمیز کنند و نگه دارند!
چطور با افتخار زندگی کنند.
چطور ایمن رانندگی کنند.
چطور شنا کنند.
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
دهان ما را بستهاند، اعمال ما را تحت نظر گرفتهاند، اوقات ما مطابق دستور است. اما قلبهای ما سکوت را نمیپذیرد. دلهای ما از جدول نامها و دفاتر رسمی، دیوارهای بیپایانی که اطراف ما کشیدهاند و تفنگهایی که به روی ما نشانه رفتهاند بیزار است.
📕 #حکومت_نظامی
✍ #آلبر_کامو
@Library_Telegram
✅ نقل تلخ تاریخ; صفویه باور داشت که باید حکومت را به امام زمان تحویل دهد اما به محمود افغان تحویل داد
اول آبان که گذشت مصادف بود با سقوط اصفهان و تسلیم شاه سلطان حسین صفوی به محمود افغان و فروپاشی سلسله صفوی.
عبرتهای شگفت انگیزی در این فروپاشی وجود دارد
شاهان صفوی که با شعار تشیع و ناسیونالیزم ایرانی بقدرت رسیدند سرانجام تجملگرایی، خرافه باوری و تعلق به تملقات و باور چاپلوسی ها و نابخردی و تبعیض در حق عموم مردم بخصوص اقشار ضعیف و خصوصا اهل سنت و خواص پروری پایانشان را رقم زد.
در ستم گرگين خان حاکم صفوی به مردم سنی قندهار نوشته اند که:
گرگين خان، مانند گرگ خونخوار كه بر گلّۀ گوسفند اوفتد، بر اهل آن حدود افتاده و ايشان را از هم مىدريد و از ظلم و بيداد وى، آه و نالۀ افاغنۀ بيچاره بر فلك آبنوسى میرسيد
آنان به شاه شكايتها برده، التماسها کردند که ما نیز انسانیم و رعیت شماییم، چرا اینهمه ستم روا میدارید؟
اما گوش شنوایی نبود، تا اینکه یکی از بزرگان خود را برای تظلم و دادخواهی به اصفهان فرستادند، اما حتی نگذاشتند به حضور شاه رسد و او را تازیانه زده، و به خواری راندند!
هنگامیکه کارد بر استخوان افغانان رسید بر گرگين خان شوریده، او را کشتند.
(روضة الصفا، .ص ۴۳۲).
محمود افغان با لشگر پابرهنه، شهرهای ایران را یکی یکی فتح کرده و در ۱۷۲۲ م از طريق كرمان و يزد به نزديكی اصفهان رسید.
اینجا، دو قشون محمود افغانی و قزلباش صفوی رودرروی هم برای آخرین جنگ صف آرایی کردند، وضعیت دو قشون از هر حیث عبرت انگیز بود:
در یک طرف، افغانان ستمدیده با لباسهای چرکین، پاره پاره و اسبان لاغر بود.
و در طرفی دیگر، قشون صفوی با لباسهای فاخر و اسبان فربه و زین و لگام زرین، شكمهاى بزرگِ به ناز و نعمت پرورده و خروار خروار پيه آویزان از شكم هايشان، که طرفِ مقابل را تحقیر کرده می گفتند مشتى رجّاله افغان كون برهنه!
(تاریخ منتظم ناصری. ص ۱۰۶۳ )
تعداد نفرات لشکر صفویان دو برابر افغانان بود، اما سرنوشت این جنگ از پیش مشخص بود چون افاغنه، چیزی برای از دست دادن نداشتند جز زندگی تبعیض آلودشان، اما گروه دوم همه چیز برای از دست دادن، داشتند!
محمود افغان پیروز شده و به محاصره اصفهان پرداخت،
شاه بی خبر و ابله ایران، همچنان اسیر تملقات درباریانش بود که مدام می گفتند:
«جهان پناها، هيچ تشويش مفرما و دغدغه به خاطر خطير مبارك راه مده كه دولت خدادادۀ تو، مخلد مىباشد»
وپنج هزار زنان حرمسرا به دورش حلقه زده مشغول پختن نذری وشلّه زردى بودند تا دشمنان را منهزم کنند!
و منجّمين می گفتند: «ستارۀ اصفاهان، مشتريست»
و علما عرض مىنمودند:
«عريضه بنويسيد به خدمت امام غايب(ع) و.. درآب روان اندازيد تا آن جناب، امداد نماید»
(رستم التواریخ...ص ۱۴۰)
و شاه غرق درعیش ونوش، در مقابل هر چیزی فقط می گفت:
«یخشی دور» (خوب است)!
چنانكه ظریفی سروده بود:
آن ز دانش تهى زغفلت پر
شاه سلطان حسين يخشى در
امادرچندقدمی بیرون ازقصرش، در اثر محاصره افغانها، مردم از گرسنگی به خوردن سگ، گربه و کودکان همدیگر روی آورده وحتی نعش مردگان...
(تاريخ ايران، ملكم..ج ۱ص ۲۰۹)
این سلسله ی بشدت تقدیرگرا، یقین داشتند که نائب امام زمان هستند وحکومت راتنها به او تحویل خواهند داد،
حتی در دربارشاه طهماسب، دواسب سفید با زین ویراقِ کامل آماده کرده بودند تاپس از ظهور امام، یکی را او ودیگری راشاه صفوی سوار گردد و حتی شاه، خواهرش را شوهر نداده و مجرد گذاشته بود تا به عنوان نامزد امام غایب (ع).!تزویج نماید!
( سفرنامه رابی بنیامین تطیلی..ص ۲۱۷ )
کوچکترین شکی نداشتندکه حکومت راسرانجام به صاحب اصلی اش امام زمان تحویل خواهند داد، اماسرانجام، اینچنین خفت بار ورقت انگیز، تحویل محمودافغان دادند!
تحویل تاج شاهی قدرتِ ۲۳۰ ساله صفوی به محمود افغان یکی ازعبرت انگیزترین صحنه های تاریخ ایران است:
شاه سلطان حسین صفوی برای تسلیم خود، با جمعى ازاصفهان خارج شد وبه جانب اردوى افغان حرکت کرد،
نزديك چادرهاکه رسيد، به بهانه اينكه محموددر خواب است، مدتى او را آنجا نگاه داشتندو تحقیرش کردند!
چون داخل شد، خطاب به محمود افغان گفت:
«اراده خداوندعالم نيست كه من بيش از اين پادشاه باشم وقتش رسیده كه تو برتخت نشینی.
سپس بادست خود، آن طرّه شاهى را ازسر برداشته وبرمنديل وى نهاد»
آنوقت، پیرمردی ۶۱ساله وفربه، پشت سر محمود ۲۱ساله ولاغر راه افتاده تا او را وارد کاخهای رنگارنگ کرده وکلیدهای کاخها را به او بسپارد!
و البته تحویل ثروت عظیم و ضبط حرمسرایش که بالغ برچهارصد زن بود ومحمود، زنان را بین افسران قشون خود تقسیم نمود!
✍️ علی مرادی مراغه ای
@Library_Telegram
تنها چیزی که از من دلجوئی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود.
فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد ،
من هنوز باین دنیائی که در آن زندگی میکردم انس نگرفته بودم، آیا دنیای دیگر به چه درد من میخورد؟
📕 #بوف_کور
✍ #صادق_هدایت
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
پیروزى بر تاریکترین احساساتتان و قضاوتهاىتان به شما قدرتى ارزشمند خواهد بخشید. این قدرت خریدنى و به ارث رسیدنى نیست. این قدرت پاداش سفر در تاریکىهاى وجودتان است که شما را به نور عشق بدون قید و شرط مىرساند. این پاداشى است که به افرادى اعطا مىشود که آنقدر شجاعند که انسانیت خود را به همراه معنویتشان مىپذیرند. این پاداشى است که شما شایستگىاش را دارید.
بنابراین نفس عمیقى بکشید و به خودتان اجازه بدهید تا به کاملترین شکل دگرگون شوید. این حق شماست. تمامى عشق و ابزارى که به آن نیاز دارید هنگامى که به خود تعهد مىدهید قدم به تاریکىهاى وجودتان بگذارید تا به خود کاملتان برسید، در اختیارتان خواهد بود.
📕 جوجه اردک زشت درون
✍ دبی فورد
@Library_Telegram
📕 انسان از آغاز تا 4000 سال پیش از میلاد
✍ اَیان تَتِرسال
🔄 دکتر حامد وحدتینسب و سُرور خُراشادی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
ما چقد زود باوریم!
دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود:
۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ میشود.
۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است.
۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد میشود.
۵- باعث فرسایش اجسام میشود.
۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد.
۷- حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است.
از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند.
۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر میدانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!!
«دی هیدروژن مونوکسید» یا نام شیمیایی آب، یک شوخی است که برای به فکر وادار کردن مردم استفاده میشود تا هر گفتاری را سهل باور نکنند و کمی روی آن فکر کنند!
@Library_Telegram
📕 پیدایش انسان
✍ دکتر حامد وحدتی نسب و...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✅ "بانکداری اسلامی"کوتاه ترین جوک دنیا
در تعاریف موجود وعرف بین الملل ،بانک "نهادی حقوقی است که عملیاتهای پولی، مالی و اعتباری را بر عهده دارد،" بانکداری نیز عبارت است از" ارائهٔ خدمات و عملیات بانکی مانند سپردهپذیری، نقل و انتقال پول، اعطاء و توزیع اعتبارات و وام به اشخاص حقیقی و حقوقی، خرید و فروش فلزات قیمتی و ارز، انتشار اسکناس ، اعطاء وتوزیع اعتبارات ووام به اشخاص حقیقی وحقوقی و.... را اجرا وهدایت می کند"
سالهاست که نظام جمهوری اسلامی با تاسیس به اصطلاح بانکداری اسلامی تصمیم گرفته تا این خدمات و فعالیتها را طبق قوانین اسلام مدیریت و اجرا کند!
«بانکداری اسلامی» واژگانی که مفهومی نسبی را بیان میکند،یعنی:
هرچه بانکداری به نظرات اسلام نزدیکتر باشد، بیشتر اسلامی است.
اتصاف «بانکداری» به صفت «اسلامی»، بانکدار را ملزم میکند تا قوانین اسلامی در فعالیتها و خدمات مانند (اجتناب از ربا) یا توزیع اعتبارات و وام را برای بهکارگیری سرمایه در موضوعات حرام مانند تولید و فروش هرگونه جنس حرام را رعایت کند!
نمونه ای ازعملکرد بانکداری اسلامی را با هم مرور می کنیم :
اخیرا بانک مسکن از افزایش سقف وام خرید اوراق حق تقدم برای خانوارهای دارای۴ فرزند به مبلغ یکمیلیارد ونهصد میلیون تومان خبرداده که مبلغ قسط ماهانه این وام حدود ۴۰میلیون تومان درماه است !
برای دریافت این وام ، متقاضی تهرانی باید ۳۸۰ میلیون تومان اوراق بخرد ،با افزایش مدت باز پرداخت از ۱۲ سال درروش ساده به ۲۲ سال،وام گیرنده درمجموع باید حدود ده میلیارد تومان باز پرداخت کند, که به عبارتی سود این وام درسیستم بدون ربای بانکداری اسلامی حدود ۸ میلیارد تومان است !
بایک حساب سر انگشتی یک میلیارد و نهصد میلیون وام میگیری
حدود 9 میلیارد و نهصد میلیون با قسط ماهی ۴۰ میلیون تومانی پس میدی!
درست گفتندکه : کوتاه ترین جوک قرن عبارت" بانکداری اسلامیه!"
@Library_Telegram
✅ پروکسی
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
ربات پروكسي
@Library_Telegram
📕 پیش از تاریخ دیرین بینالنهرین
✍ راجر ماتیوز
🔄 بهرام آجرلو
محتویات این کتاب برآمده از محوطه باستانی بین النهرین است که در آن نویسنده سعی کرده برای جمع بندی مباحث هر دوره، اطلاعات قابل دسترسی از تمامی محوطههای باستانشناسی را با تاکید بر محوطههای کاوش شده و نیز بررسیهای میدانی، جمعآوری کند. هدف نویسنده در گام اول این بوده است که یک راهنمای مرجع برای جویندگان محوطههای باستانی خاص و دورههای فرهنگی معین را فراهم آورد، و نیز اطلاعات آن دسته از مصنوعات فرهنگی و زیستمحیطی را بازنمایی و ارزیابی کند که نظریات و ایدههای کنونی درباره میان پردههای پیش از تاریخ بین النهرین مبتنی بر آنها بوده است. فهرست ارجاعات و کتاب نگاری کاملی که نگارنده برای هر محوطه باستانی خاص و برای هر دورهای فراهم کرده است، به خواننده اجازه میدهد تا موضوعات خاص و مورد علاقهاش را با جزییات تعقیب کند.
@Library_Telegram
📕 مغز و ذهن
✍ آنگوس جلاتلی، اسکار زارات
🔄 عبدالرحمن نجل رحیم
در طول تکامل بشر، مغز نیز چون دیگر اعضای بدن برای سازگاری با شرایط محیطی و روشهای مختلف زندگی، به خدمت گرفته شده است. اگر مغز که وسیله نقلیه ذهن است، درگذر زمان تکامل پیدا کرده است، آیا میتوان گفت که ذهن نیز در طول تکامل، رشد و تکوین یافته است؟!
پاسخ به این سؤال میتواند هم «آری» باشد و هم «خیر». مغز و ذهن انسانهای نخستین برای زندگی در جنگل و صحراها تکوین یافته بود. آنها برای حل مسائل خاصی چون پیدا کردن غذا، سرپناه، تولید مثل و پرورش بچهها سازگاری پیدا کردند.
ذهن انسان علاوه بر تواناییهایی که در رابطه با طبیعت به دست آورده، آمادگیهای منحصر به فردی همچون تدوین موسیقی، خواندن، نقاشی کردن برنامه ریزی رایانهای و رأی دادن در انتخابات را به دست آورده است
@Library_Telegram
✅ پروکسی
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
همراه | همراه | همراه | همراه |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
ربات پروكسي
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
دلتنگی برای دوستانی که نداشتهایم و کارهایی که نکردهایم و کسی که با او ازدواج نکردهایم و فرزندی که بهدنیا نیاوردهایم تلاش زیادی نمیخواهد. خیلی سخت نیست که خودمان را از دریچهٔ چشم دیگران ببینیم و آرزو کنیم به همان شکلی بودیم که آنها ما را میبینند. حسرت خوردن و تا ابد در حسرت غرق شدن آسان است. مشکل اصلی حسرتِ زندگیهایی نیست که تجربهشان نکردهایم. مشکل اصلی خود حسرت است. حسرت است که باعث میشود درخودچروکیده و پژمرده شویم و حس کنیم بزرگترین دشمن خودمان و دیگران هستیم. ما نمیدانیم اگر زندگیمان را به شکل دیگری پیش برده بودیم، وضعیت بهتر میشد یا بدتر. بله، زندگیهای متفاوت هم وجود دارند، اما زندگی ما هم در جریان است و همین جریان زندگی است که باید رویش تمرکز کنیم.
📕 کتابخانه نیمه شب
✍ مت هیگ
@Library_Telegram
#تلنگر
"آیا سگهای مارتین سلیگمن را می شناسید"؟!
دانشمند روانشناس، مارتین ای پی سلیگمن برای شناخت درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی توسط وی شد.
ایشان ۲۰ سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد به طوری که سگها در صورت نیاز پدال موجود در قفس را می فشردند و بیرون می رفتند و پس از دستشویی کردن باز می گشتند.
ایشان پس از تربیت این سگ ها، آن ها را به دو قفس و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود. سپس درب قفس ( آزمایش)B را جوش داد و ۳۰ روز، روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد. سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجه ای نمی گرفتند . اما پس از چند روز سگها فهمیدند که با تلاش موفق نمی شوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد می کشند. آنها یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود ؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد.
سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟
تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای ( آزمایش) در سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی (درماندگی آموخته شدنی است)
بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند.
@Library_Telegram
✅ انقلاب سبز در میدان جمهوری پاریس
فرانسویها را به انقلابی گریشون میشناسند. بعد از ۳۳ سال که من مجددا به پاریس آمدم، با شهر جدیدی مواجه شدم. تحولاتی که در این مدت در این شهر اتفاق افتاده شبیه یک انقلاب است.
بیخود نیست که بزرگترین پیمان اقلیمی جهان در این شهر امضا شده است.
شهردار پاریس با کمک مردم به سرعت شهر را در مسیر یک شهر زیست پذیر، انسان و طبیعت محور تغییر داده است. مردم با انتخاب مجدد خانم آنه هیدالگو (Anne Hidalgo) شهردار طبیعت گرا و دوچرخه سوار، همراهی خود را از سیاستهای خودروزدایی از شهر اعلام کردند.
شهر پر از خطوط دوچرخه است، نه تنها خطوط دوچرخه اختصاصی، بلکه خطوط ویژه اتوبوس هم با دوچرخهها مشترک شده است. دوچرخههای اشتراکی فراوان و بسیار ارزان کل شهر را پر کرده است.
خطوط دوچرخه پر از دوچرخه سواران زن و مردی است که کودکان و حتی نوزادان خود را با دوچرخه و سه چرخه در هوای سرد و بارانی پاریس جابجا میکنند.
پیاده روها به حدی خوب شده که با کاهش عرض خیابانها، شهر را برای پیاده روها، بخصوص افراد کم توان راحتتر کردهاند. مسیرهای خودروها بسیار تنگ و سخت شده است. اصلا خودروسواری در این شهر به کاری قبیح و زشت شبیه است. اکثر پارکینگهای کنار خیابانها را جمع کردهاند. به جای پارکینگ، محل شارژ خودروهای برقی زیاد شده است. اگر هم پارکینگی باشه اینقدر گرونه که برای چند ساعت پارک گاهی باید تا ۳۰- ۴۰ یورو بدهی و یا خودرو را در پارکینگهای زیر زمینی و دور از دسترس پارک کنی.
محیطهای طبیعی در حال گسترش است. هدف ایجاد کریدورهای طبیعی و بازسازی محیطهای زندگی گیاهان خودرو و جانوران خود زی است. جانور هم سگ و گربه ولگرد نیست. حتی یک سگ و گربه ولگرد در شهر وجود ندارد. جانوران همان موجودات خود زی مانند پرندگان هستند که غذای خود را خود تامین میکنند.
یک اتفاق عجیب کوچک کردن مسیر و فضای خودروها در اطراف میدانهاست. مثلا میدان جمهوری که سمبل انقلاب فرانسه است، دچار یک انقلاب بزرگ شده است. میدانی که تا چند سال پیش محل عبور و مرور خودروها بود، الان محل عبور پیاده روها و دوچرخه سوارهاست.
تحولاتی که من در پاریس دیدم با آنچه در تهران، اراک، اهواز، اصفهان، تبریز و مشهد میگذرد از زمین تا آسمان فرق دارد. رویکرد شهر سازی در دنیایی که گرمایش زمین آن را تهدید میکند، کاهش مصرف انرژی و عدم استفاده از سوختهای فسیلی در حمل و نقل است.
محور حمل و نقل پاک هم دوچرخه است که متاسفانه شهرداریهای ما، نه تنها با آن بیگانهاند که گاهی (مانند شهردار فعلی تهران و شورای شهر تهران) با آن در ستیزاند.
شهردارهای ما که تا خرخره در سیاست فرورفته، به دور از دانش در راستای منافع بتنگرایان و مافیای ساخت بزرگراه، خیابان، پل و زیر گذر دنبال چاله کنی برای به هدر دادن منابع مالی شهراند. مدیرانی که ساخت یک باغ گیاهشناسی کوچک در شهر را تحمل نکردند و برجها را بر فراز باغ گیاهشناسی قدیمی عَلُم میکنند؛ در حالی که پارادایم جدید شهرسازی کم کردن خودروها و ساده کردن زندگی جهت کاهش آلودگی و حفظ سلامت مردم است.
بدون اغراق بگویم که من شاهد انقلاب دیگری در فرانسه بودم، در قرن بیست و یکم و از جنس دیگر.
انقلابهای جدید در دنیا مدلش عوض شده. در فضای ذهنی مردم ما (چه موافق و چه مخالف دولت) و مسئولین، انقلابی گری تداعی به هم ریختن، درگیری و مرگ بر این و فحش بر آن است.
در دنیایی که کابوس گرمایش کره زمین جان کره زمین را در خطر قرار داده است، آرمان گرایی مفهوم دیگری دارد.
امروز مرگ بر آمریکا گفتن، با عمل نکردن به رفتارهای مخرب زندگی آمریکایی قرن بیستم معنی دارد.
عمل نکردن به رفتار آمریکایی، یعنی مرگ بر خودرو گفتن و زنده باد دوچرخه است! امروز یک انقلابی باید هدفش هوای پاک باشه، هدفش زندگی باشد، یک انقلابی دو آتیشه، فرقی نمی کنه کدام طرفی، باید شعارش نجات مردم ایران از کابوس آلودگی و ترافیک و رفتارهایی باشد که زندگی را از ما گرفته است.
هدف ما باید حذف مدیران و شهردارانی باشد که صد برابر بدتر از بمب شهرهای ما را آلوده کردهاند و جان ما و فرزندانمان را در معرض خطر قرار دادهاند.
ایجاد صنایع آلوده کننده در جهت تامین نیازهای کمپانیهای غربی و چینی، جنایت علیه مردم خودمان است.
دشمنان ما امروز کسانی جز آلوده کنندگان هوا نیستند. آنهایی که باران سرب و انواع آلایندهها را بر میلیونها ریه میریزند و زیست ما را چنان سخت کردهاند تا مردم ما یکی یکی از کشور بروند.
ما باید این دشمن را بشناسیم و علیه اش انقلاب کنیم، انقلابی سبز، با آرمان آسمانی آبی.
✍️ حسین آخانی
@Library_Telegram
چهار چیز است که مردمان را از حاکمان وقت بیزار میکند:
فساد، بیرحمی، بیعدالتی و عدم کفایت.
مردم اما شاید فساد، بیرحمی، بیعدالتی و تبعیض دولتمردان را تحمل کنند، چون میدانند که لازمهٔ هر حکومت و دولتی است؛ اما در برابر بیکفایتی که منجر به اتخاذ سیاستهایی غلط میشود و به معیشت و منافع شخصیشان لطمه میزند، ساکت نمینشینند
#آندره_گیلوم
@Library_Telegram
داشتن سواد رابطه یعنی:
۱.وقتی اشتباه از سمت من هست، عذرخواهی کنم و طرف مقابل رو مقصر ندونم!
۲.احترام طرف مقابلمو نگه دارم و بهش توهین نکنم!
۳.خواسته هاشو بشنوم و اجازه صحبت کردن در مورد نیازهاش بهش بدم!
۴.طرف مقابل رو بازیچه خودم نکنم!
۵.ابتدای رابطه که هیجان بالاست از سر هیجان به اون حرف های امیدوار کننده نزنم که بعدش به هیچ کدوم عمل نکنم!
۶.تا اختلافی پیش میاد سریع بلاکش نکنم و اجازه توضیح دادن و صحبت در مورد اختلافات رو بهش بدم!
۷.حد و مرز خودمو مشخص کنم و طبق اون در رابطه رفتار کنم!
۸.مسئولیت ورود به رابطه رو بپذیرم و دائما به دنبال مقصر نباشم!
۹.زمان برای طرف مقابلم بذارم و بهونه ی نداشتن وقت نیارم!
۱۰.در رابطه فقط به دنبال منفعت خودم نباشم!
۱۱.تا خودشناسی خوبی از خودم پیدا نکردم وارد رابطه نشم!
۱۲. از سر احساس تنهایی وارد رابطه نشم!
۱۳. به تفاوت هایی که بینمون هست احترام بذارم و سعی نکنم طرف مقابل رو مثل خودم بکنم!
۱۴.روز اول آشنایی بدون هیچ شناختی درخواست رابطه جنسی از طرف مقابلم نکنم.
۱۵.اگر رابطه به هر دلیلی تموم شد، نفرین و توهین نمیکنم!
۱۶. این موضوع رو درک کنم که ما انسانیم و نمیتونم همیشه حالمون خوب باشه.
و در آخر مهمترین موضوع، سواد رابطه ی دو نفره هست نه یک نفره!
چون رابطه، دونفره ساخته میشه نه تک نفره!
@Library_Telegram
۱۲ نشانه همکار سمی
همکار سمی کسی است که با رفتارهای ناشایست و غیرحرفهای خود نظم و ثبات محیط کار را به هم میریزد. آنها همکاران دیگر را نیز سرخورده میکنند و مانع از تمرکز روی کارشان میشوند
درنتیجه از بازدهی کل تیم میکاهند.
کاهش بازدهی تیم نتایج را تحتتأثیر قرار میدهد و در گامهای بعدی، حتی روی رضایت مشتری هم اثر میگذارد.
افراد سمی در محیط کار مثل ترمزی بیموقع هنگام سرعتگرفتن خودرو هستند و سازمان را از رسیدن به اهداف بازمیدارند.
آنها با رفتارهایی که در ادامه نام میبریم، فضای سازمان را برای خود و سایر همکاران غیرقابلتحمل میکنند:
انتقادپذیر نیستند.
کارهای همکاران دیگر را به نام خودشان ثبت میکنند و قدرشناس نیستند.
اصول کار تیمی را نمیدانند، با دیگران همکاری نمیکنند و تکرو هستند.
اهل حاشیهاند، پشتسر همکاران دیگر غیبت میکنند و مدام مشغول شایعهپراکنیاند.
حتی اگر به آنها مربوط نباشد هم در کار دیگران دخالت میکنند و نظرات بیجا میدهند.
در برقراری ارتباط با سایر همکاران مشکل دارند، مدام با دیگران درگیر میشوند و همیشه حقبهجانب هستند.
در کار بیانگیزهاند. حتی ممکن است همکارانی را که خوب کار میکنند مسخره کنند و انگیزهشان را بگیرند.
مدام کارهای خود را گردن سایر اعضای تیم میاندازند و از زیر کار درمیروند.
با حرفها و رفتارهایشان دیگران را ناراحت و معذب میکنند.
بهجای بازخورد مؤثر و سازنده، تند و تحقیرآمیز انتقاد میکنند و حتی به شخصیت دیگران حمله میکنند.
همیشه در حال غر زدن هستند.
این افراد گاهی اوقات مثبتگرایی سمی دارند. مثلا وقتی همکاری روز خوبی ندارد، با بحث و مشاجره از او میخواهند انرژی محیط را منفی نکند.
اگر نشانههای همکار سمی را در خود میبینید، با دریافت بازخورد از همکاران و بهکمک روانشناس متخصص، برای حل مشکلات اقدام کنید تا به عضوی مؤثر در تیم تبدیل شوید.
@Library_Telegram
✅عاقبت خالصسازی، پاکسازی و کادرسازی
مائو تسه تونگ رهبر چین از جمله دیکتاتورهایی بود که به خالصسازی نیروهای تحت امرش اعتقاد عمیقی داشت.
او مثل بت محبوبش استالین، پاکسازی ممتد و خونین کادرهای حزب کمونیست را تا دم مرگ ادامه داد.
مائو زیر عنوان «انقلاب فرهنگی» حداقل یک میلیون کمونیست چینی را ،که عموما نیز از فرهیختگان و فرهنگیان بودند، اعدام کرد.
این پاکسازیها به آنجا کشیده شد که حتی نخست وزیر به نسبت فهمیده و معتدل چین،چوئنلای ، را هم عملا به کشتن داد. چو به سرطان مبتلا شده بود اما مائو محرمانه دستور داد: «این خبر را افشا نکنید و به نخست وزیر نگویید که سرطان گرفته. او قلب ضعیفی دارد و بنابر این هیچ عمل جراحیای روی او انجام ندهید چون بیفایده است.»
نخست وزیر عاقبت مرد و مائو در شب مرگ وی در اقامتگاهش جشن و آتش بازی به راه انداخت.
مائو در سال پایانی عمرش دستور داد که اصلیترین مخالفش در حزب کمونیست، دنگ شیائوپینگ، را حصر خانگی کنند و شمار زیادی از نظامیان را زندانی و برکنار کرد و دفتر سیاسی حزب را به طور کامل پاکسازی کرد.
در پایان ، فقط چهار نفر باقی ماندند که از نظر مائو از همه خالصتر و انقلابیتر بودند. این چهار نفر که به «گروه چهار نفره» معروف شدند توسط همسر مائو رهبری میشدند.
انها به پشتوانه مائو موج تازهای از کشتارها و پاکسازیها را آغاز کردند اما با مرگ مائو ستاره اقبال آنها غروب کرد. مادام مائو و سه عضو دیگر گروه محاکمه و به حبس ابد محکوم شدند. مادام مائو پانزده سال بعد در زندان خودکشی کرد.
بله، چنین کردند دیکتاتورها.آنها زیردستان و نوکران خود را چنان به صورت ممتد مشمول خالصسازی و غربالگری قرار دادند که نهایتاً به قول شاعر خودمان، بیدل دهلوی،
«مرکز افتاد برون بس که شد این دایره تنگ.»
✍️ بیژن اشتری
@Library_Telegram
📕 انسان از آغاز تا 4000 سال پیش از میلاد
✍ اَیان تَتِرسال
🔄 دکتر حامد وحدتینسب و سُرور خُراشادی
این سوال که انسانها اولین بار چه زمانی به وجود آمدند؟ به چه صورتی زندگی میکردند؟ بقایا، استخوانها و فسیلهای آنها برای اولین بار در کجا کشف شد و ... از جمله سوالات جذابی هستند که پاسخهای بسیاری هم برایشان هست. هرچند نظریات معتبر علمی ممکن است بسیار نزدیک بهم باشند، اما اگر موضوع را از زوایای مختلفی بررسی کنیم، پاسخها ممکن است متفاوت شود. بهرحال علم همچنان در تلاش است تا به پاسخی درخور در این باره دست یابد و البته تا حدی هم موفق شده است. ایان تترسال در کتاب انسان از آغاز تا ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد به این سوالات پاسخی کامل، جامع و علمی ارائه کرده است. کتاب انسان از آغاز تا ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد فرایند پیدایش و رشد و تکامل انسانها را از ابتدا و دوران باستانی بررسی میکند تا به انسانهای مدرن و زندگی یکجا نشینی میرسد. مطالعهی این سیر تاریخی برای دوستداران تاریخ، زیستشناسی و کسانی که تشنهی علم و دانش هستند، بسیار جذاب است.
@Library_Telegram
⚖دو کلمه حرف *حساب*👇
ایام فاطمیه است، لازم است بخاطر این بانوی بزرگوار ِ مورد احترام ِ شیعیان از یک *مهندسی معکوس* یا به نوعی *برهان خلف* ، استفاده کنیم برای اینکه بفهمیم مطالبی که دربارهٔ ایشان گفته میشود ، تا چه اندازه ، درست یا نادرست است.
بنابر کتب متعدد، ازجمله کتاب *محمد پیامبری که از نو باید شناخت*، نوشتهٔ کورت فریشلر آلمانی و همچنین بر طبق عقل و منطق ، *حضرت فاطمه* ، یکسال پس از ازدواج حضرت محمد و بانو خدیجه ، بدنیا میآید.
بنابراین ، حضرت محمد که در ۲۵ سالگی با خدیجهٔ ۴۰ ساله ، ازدواج می کند ، یکسال بعد یعنی در ۲۶ سالگی ، صاحب دختری میشود که او را *فاطمه* مینامد.
همین عدد را بخاطر بسپاریم ، زیرا که لازمش داریم .
یعنی اختلاف سن محمد و فاطمه، ۲۶ سال ( *بیست و شش* سال) میباشد.
با این اوصاف، سن خدیجه (مادر فاطمه و همسر محمد)، در هنگام بدنیا آمدن فاطمه ، میشود ۴۱ سالگی ، که منطقی است.
یادتان میاید که : محمد در ۵۷ سالگی ، صاحب نوه ای بنام *حسین* ، شد؟
۲۶ سال ازش کم کنید. میشود سن حضرت فاطمه، در زمان بدنیا آوردن *حسین* ( سیدالشهدا) . نتیجه اینکه : حضرت فاطمه *در ۳۱ سالگی* ، حسین را بدنیا آورده است.!!!
از همه جالبتر اینکه ، چنانچه گفته میشود ، حضرت فاطمه ، یکسال پس از فوت حضرت محمد ، به رحمت الله میپیوندد و فوت میکند . البته این فاصلهٔ زمانی ِ فوت حضرت فاطمه ، پس از پیامبر را ، از چند ماه تا یکسال ، در احادیث مختلف ، ذکر کرده اند.
حالا همان یکسال را در نظر بگیریم.
حضرت محمد ، در ۶۳ سالگی فوت میکند.
۲۶ سال از آن کم کنید ، میشود ۳۷ ساله.
یعنی حضرت فاطمه ، در زمان فوت ِ پدر ( حضرت محمد) ، *۳۷ ساله بوده است*.
و یکسال بعد از آن، فوت میکند. یعنی در *۳۸ سالگی*.!!!!
پس آن *دختر ناکام* که در ۱۴ سالگی عروسی کرد ، ۴ فرزند بدنیا آورد و با لگدِ *عـُـمـَــر* ، در *سن ۱۸ سالگی* فوت کرد ، درحالیکه ۴ ماهه باردار بود ، جنین ِ بچه هم با سونو گرافی مشخص شده بود که پسر است و اسم بچهٔ بدنیا نیآمده هم ، *محسن* بود و هرساله شیعیان ایران ، در دههٔ فاطمیه ، این روایات را بازگو میکنند و زار زار میگریند و بر سر خود میکوبند ، *چه کسی است؟*!!!!
اگر فاطمه ، دختر پیامبر است که طبق محاسبات بالا ، *در ۳۸ سالگی* به لقاء الله پیوسته ، نه در ۱۸ سالگی!!!!!
چرا ما در این سالها ، اصلا نرفتیم که تحقیق کنیم و ببینیم اصل سلاله پیامبرمان و دینمان و مذهبان چیست؟
ما که در دورهٔ ابتدایی ، چهارعمل اصلی را خوانده ایم و جمع و تفریق را بلدیم......
بهتر است یکبار دیگر ، محاسبات بالا را مرور کنیم.... و اگر تاکنون نمیدانستیم ، اشکالی ندارد ... ولی حالا دیگر میدانیم و دیگر جایز نیست که دروغ ها را باور داشته باشیم و بدتر آن که مناسبتهایی را که بر پایهٔ این دروغها ، برقرار شده ، گرامی بداریم
این متنو باید روزی دوبار بخونیم
نام : یزید
شهرت : بنی امیه
نام پدر : معاویه
نام پدربزرگ : ابوسفیان
نام جد بزرگ : عبدالمطلب
————————–
نام : حسین
شهرت : بنی هاشم
نام پدر : علی
نام پدربزرگ : محمد و ابوطالب
نام جد بزرگ : عبدالمطلب
—————————–
نتیجه گیری :
رابطهی امام حسین و یزید :
پسر پسرعمو
رابطهی امام علی و معاویه :
پسرعمو
رابطهی معاویه و محمد :
پسرعمو
رابطهی ابوسفیان و ابوطالب :
برادر
رابطهی محمد و ابوسفیان :
ابوسفیان عموی محمد
رابطهی ابوسفیان و امام علی :
ابوسفیان عموی امام علی
............
علت اختلاف :
دعوای خانوادگی بر سر قدرت ؛
کسی نیست بگوید شما ايرانيان را چه...!؟!؟!؟
به شماها چه ربطی داره
به زبان عامیانه بتو چه
كه سالهاست بر سر خود میزنيد...؟!؟!؟!
خود اعراب اينها رو قبول ندارن...!!!!
شما نخود کدام آشيد ؟؟؟؟؟؟؟
به قول مرحوم احمد کسروی :
بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند ؛
شوربختتر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش
را بداند ؛
تیره بختتر از آن ملتی که تاریخ کشورش را
به ریشخند بگیرد ؛
و سیاه بختتر مردمی که بخاطر تاریخ ننگین کشوری دیگر بر فرقش میکوبد و عمدهی روزهای سال خود را در عزاداری برای آن بیگانگانند...!!!
حماقت انسان را به کجا می برد...!!!!
در ایران باستان هنگامی که کودکی به دنیا می آمد درختی در زمین میکاشتند...!!!
اکنون که کودکی زاده میشود
خون حیوانی را به زمین میریزند...!!!
بزرگترین حقارت تاریخ
یخ زدگی مغز انسانهاییست که
از اختراع ادیسون استفاده میکنند
و با روشن شدن چراغ
بر اعراب درود میفرستند ...!!!
یا اینکه در خاک سرزمین کورش بزرگ زندگی میکنند
و خاک سرزمینهای اعراب را تبرک میدانند ...!!!
دلخوشیم به کدامین راه نجات...!؟!؟!؟
با التماس اندکی تفکر - لطفا این متن رو پخش کنید...
@Library_Telegram
📕 پیدایش انسان
✍ دکتر حامد وحدتی نسب و...
با مقدمهی دکتر عباس علیزاده و پروفسور جفری جورج اندرسون کلارک
این کتاب تعریفی تازه برای درک عمیق بسیاری واژههای کلیدی، پیش روی خواننده میگذارد؛ همچنین بیان مفاهیم ساده و نیز طرح ابهاماتی که هنوز نمیتوان دربارهاش نظر قطعی داد. نویسنده امیدوار است کتاب حاضر راهگشای پژوهشهای دانشجویان و دانشدوستان علاقهمند به پیشینهی انسان باشد. پرسش دربارهی منشأ انسان و اینکه چگونه، چرا، کی، و از کجا بدین نقطه رسیدهایم از زمره بحثبرانگیزترین مباحث علمی است. بیگمان تمامی مردمان زندهی امروزی انسان مدرن هستند، ولی پژوهشهای یک دههی اخیر نشان دادهاند که نمودهای زیستی، رفتاری و ژنتیکیِ مدرن شدن در زمان و مکانی منحصربهفرد و به یکباره بروز نیافتهاند. این کتاب سیر این تغییر را نشان میدهد و اطلاعات دقیق و مفیدی در اختیار خواننده قرار میدهد.
@Library_Telegram
💥زمانی اینگونه بودید...!
❇️واقعا دیدن بی طرفانه دیروزمان، شجاعت میخواهد و بزرگترین فایده تاریخ همین است.
این از نان شب واجب تر است که وقتی قدم اول را برداشتیم پیش از آنکه قدم دوم را برداریم باید برگردیم و ببینیم آیا آن قدم اول درست بوده یا نه...!؟
چون هر قدمی که برمی داریم یا می نویسیم، مخصوصا در دنیای امروز با اینهمه رسانه ها می ماند و ممکن است، زمانی در حضور فرزندانمان، اسباب شرم مان گردد...
♦️در زمان انقلاب، من 10سال داشتم، در روستای مان(در مراغه) گوسفند می چراندم و امروزه، کارم تاریخ است و بررسی مطبوعات قدیمی که گاهی روزانه 12 یا 13ساعت غرق آنها می شوم، اما شاید باور نکنید که هر ورقی که میزنم از نوشته های استادان، نویسندگان و گلهای سرِ سبدِ جامعه(نه مردم عادی)، دود از کله ام بلند میشود! چگونه میتوان این همه بند به آب داد...!؟
امروزه اکثر آنها دیگر شده اند، تئوریسین و تحلیلگر شده اند، دوست ندارند گذشته خود را ببینند، هزار نعل وارونه میزنند تا آنچه دیروز کرده اند، پنهان بماند:
تا نشان سُم اسبت گم کنند ترکمانا نعل را وارونه زن!
اما این تلاشها بیهوده است و بخیه به آب زدن...! چون دهها مورخ و پژوهشگر سمج پیدا خواهند شد و نقشِ آنها را از زوایایِ گرد و خاک گرفته تاریخ، بر آفتاب خواهند انداخت.
هدفم از این نه مچ گیری، بلکه عبرت گیری امروزیان است از پدرانِ دیروزشان که هرگز، شعور را فدای شور نکنند...
♦️بگذارید یک نمونه بیاورم:
در زمانی که آقای خلخالی رئیس دادگاههای انقلاب بود و پی در پی حکم اعدام صادر میکرد و این حتی کفاف نمی داد و در مصاحبه، حکم غیابی نیز صادر میکرد مانند اعدام فراریان محمدرضاشاه، فرح، فریده دیبا، اشرف، غلامرضا پهلوی، اویسی، ولیان، بختیار، شریف امامی و دیگران...
در اول خرداد1358 سنای امریکا بیانیه ای در محکومیت صدور این احکام خلخالی صادر کرده و بدنبال آن، ابراهیم یزدی وزیر خارجه خواست قضیه را تلطیف کند(مثل همه وزرای خارجه)...لذا، در مورد صدور غیابی حکم اعدام برای شاه تردید کرده و گفت: به نظرم آقای خلخالی در دادگاههای انقلاب سمتی ندارد...!
این ماله کشی ابراهیم یزدی به خلخالی برخورد و خلخالی در دوم خرداد 58 در اعتراض به یزدی استعفا کرد یعنی در واقع ناز میکرد...!
اما بدنبال استعفای خلخالی، مردم ایران برای حمایت از خلخالی و احکام دادگاههای انقلاب یکی از بزرگترین راهپیمایی خود را در روزهای 4و5 خرداد در تهران و شهرهای ایران برگزار کردند، در این راهپیمایی های میلیونی در حمایت از خلخالی، تقریبا تمامی گروهها و احزاب مانند جبهه ملی ایران، حزب جمهوری خلق مسلمان، حزب جمهوری اسلامی، جبهه ملی دمکرات، مجاهدین خلق، حزب توده، چریکهای فدایی خلق، رنجبران، دارو دسته دکتر پیمان، بنی صدر...حضور داشتند و تمامی دانشجویان دانشگاههای تهران، معلمان، دانش آموزان، بازاریان... به حرکت درآمدند!.
♦️بدنبال راهپیمایی های میلیونی در دفاع از احکام دادگاههای انقلاب، استعفای خلخالی پذیرفته نشد، اما در عرض این هفت روز، این آتشپاره خلخالی بیکار نمانده، دسته گلی دیگر به آب داد! او در 6 خرداد به دوبی رفته در آنجا می گوید: خلیج فارس چیه؟! باید خلیج اسلامی بنامیم...!
اما در آن زمان برای مردم ایران، خلیج اسلامی نامیدن او مهم نبود، احکام اعدام او جذاب بود...!
وقتی پس از هفت روز، استعفای خلخالی پذیرفته نشد و او همچنان حاکم شرع انقلاب ماند، مردم نفس راحتی کشیده و مطبوعات نوشتند:
«خبر استعفای آیت الله خلخالی حاکم شرع، خوشبختانه مورد قبول قرار نگرفت و هر گونه نگرانی مردم از بابت این استعفا و تاثیرش بر کار دادگاههای انقلاب، مرتفع شد...»
✅اکنون آن میلیونها ایرانی که در آن دو روزه، یکی از بزرگترین راهپیمایی های تاریخ ایران را برای حمایت از آقای خلخالی به راه انداخته و باعث شدند، استعفایش پذیرفته نگردد و به صدور احکام اعدام ادامه دهد، همگی نقش خود را انکار می کنند، بقول ما ترکها «چماقین گیزلدر» (چماقشان را پنهان میکنند) و مسبب تمامی افراط گری ها را به یک نفر بنام خلخالی تقلیل می دهند!
اما به نظر من، خلخالی در واقع مصداقِ بارز این دیالوگِ آل پاچینو در فیلم «صورتزخمی» بوده که چشم در چشم مردم کرده و می گوید:
«شما مردم به آدمایی مثل من نیاز دارید تا بتونید انگشتای لعنتیتون رو بگیرید طرفش و بگید این اون آدمبده است...»!
⚡️در زیر نمونه هایی از آن راهپیمایی دو روزه و دفاع مطبوعات و اهالی قلم را از آقای خلخالی جهت عبرت آیندگان آورده ام، خوب ببیند:
✍️ علی مرادی مراغه ای
@Library_Telegram
📕 پیش از تاریخ دیرین بینالنهرین
✍ راجر ماتیوز
🔄 بهرام آجرلو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
🔵 تشابه زنان فرانسوی و زنان ایرانی در تفاخر به دوران تجاوز
متنی زیبا از کتاب، دوقرن سکوت از استاد ارزنده ادب فارسی جناب *دکتر عبدالحسین زرین کوب*
دکتر زرین کوب نقل می کند ، هنگامی که برای ادامه تحصیلات در فرانسه بودم با یک مسئله اجتماعی در پاریس روبرو شدم که برایم بسی عجیب ، خنده آور و پلید می بود ((و آن موضوع برمی گشت به دوران اشغال فرانسه بدست نیروهای آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم چنانکه درپی تعرضات فراوان نظامیان آلمانی و تجاوز افسار گسیخته به زنان دختران فرانسوی نسلی دو رگه ( آلمانی ، فرانسوی ) بوجود آمده بود که از طرف پدر تجاوز کننده آلمانی و مادر تجاوز شونده فرانسوی بودند واین نسل همچنان ادامه یافته و جمعیت فراوانی را تشکیل داده بود ودر زمان حضورم در پاریس هر روز می دیدم این افراد به اصطلاح حرام زاده وناشی از تجاوز نه تنها از گذشته و اصالت خود شرمسار نیستند ، بلکه به نشانه تفاخر به پدر تجاوزگر آلمانی خویش حزب و گروه و دسته و ...... تشکیل داده و کمربندی مشکی با آرم مخصوص (s.s یا همان صلیب شکسته نازی ) بر کمر به حرامزادگی خویش افتخار می کردند !!
حال آنکه تقریبا ۹۰٪ همین جمعیت آلمانی ، فرانسوی در حالی که مردم جهان برای دیدن پاریس ، برج ایفل ، شانزه لیزه .،...... وآمدن به این شهر صف می کشیدند ، اینها یک نفرشان برج ایفل را ندیده ودر عوض سالانه در تورهای دسته جمعی برای دیدن برلین ، ایالت باواریا ، مونیخ و ادای احترام به هیتلر و پدران تجاوز کننده به مادرانشان به آلمان می رفتند و نام فرزندان خود را هیتلر ... ودر ادبیات فرانسه نوکر هیتلر و کنیز هیتلر نام گذاری نموده وبسیار به گذشته خود افتخار می کردند ))
این بود که این سابقه حرامزادگی برای منِ زرین کوبِ ایرانی جای تعجب بود .
تا اینکه به وطنم ایران بازگشتم که در بحبوهه انقلاب بود و بعدها کلا نظرم در مورد آن فرانسویان عوض شد و احساس نمودم ما هم دست کمی از آنان نداریم چراکه (( وقتی اعراب مسلمان به ایران حمله کرده و از هیچ تجاوزی فروگذار ننموده وما نیز به افتخار آن دوران تجاوز نام های خود وفرزندانمان را علی ، و حسن ، و حسین و غلامحسین ....... که به ناموس ایرانیان تجاوز نموده بودند تغییر داده یا سرسپردگی را بیشتر و خود را نوکر وغلام انان مثلا غلامعلی ، غلام عباس ، غلامحسن و حتی نیمی از جمعیت ایران در حالیکه هیچ یک از نقاط دیدنی کشورشان را ندیده ولی در عوض دهها بار کربلا و نجف و مکه و مدینه را در کارنامه گردشی خود دارند و کسانیکه نوادگان حاصل از تجاوز مرد عرب به زن ایرانی اند واصطلاحا عربی ایرانی اند به این گذشته خفت بار خود تفاخر ورزیده وبه نشانه حرام زاده بودن لنگ سبز بر کمر و شال بلند مشکی بر سر می نهند و خود را سید می نامند و دیگران پول ومال نذورات ایشان می کنند !
اینجا بود که از خواب غفلت بیدار شدم و آن تمسخر وناسزاهایی را که نثار فرانسویان دورگه کرده بودم ، همگی را لایق خود وهم میهنانم دانستم !!!
@Library_Telegram