77106
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه رمان، داستان علمی، تخیلی، آموزشی تاریخی، سیاسی مطالب و داستانهای آموزنده و ... ارتباط با ادمین:⬇️ @Library_Telegram_Bot صفحه اینستاگرام کانال⬇️ https://www.instagram.com/library_telegram/
📕 اشعار خان الماس ۲
✍ خان الماس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 دیوان خان الماس
✍ خان الماس لرستانی
🔄 گردآوری و ترجمه: خلیل عالی نژاد
(۴ جلد_ بسیار نایاب)
الماس بیگ معروف به خان الماس فرزند سيدمحمدبگ نوربخش از رهبران بزرگ اهل حق و به عنوان مسند نشین دودمان آتش بيگی پس از سید سرخوش بیگ و پس از ایشان سید میرانبیگ و سپس سید میرزا عباس بيگ مرکزیت دو تن اول در دلفان وسومین گربان دروود فرامان هرسین به عنوان يکی از شاعران بزرگ یاری به حساب میآیدو قرآن را به زبان عامیانه و به صورت شعر برای استفاده عموم در آوردهاست. به همین خاطر گفتار او به کلام مشهور است. علاوه بر آن ایشان وقایع آینده از زمان شاه عباس کبیر تا انقلاب اسلامی و حتی بعد از آنرا نیز پیشگویی کردهاست. ایشان برادر حهرات آتش بيگ، جمشيد بيگ و ابدال بيگ می باشدو در سال 1072 هجري تولد و در سال 1138 وفات يافته است. خانوادهی وي در منطقهاي موسم به ديهی نور كه اكنون نورآباد (واقع در شمال غرب استان لرستان) نام دارد ميزيستهاند. ديوان كلام ايشان شامل تفسير و تعبير از احكام و قوانين و پيشبينيهاي آخر زماني است. «كلام خان الماس» به پيروي از سنت كلامهاي ياري سرودههايي است كه مصرعهاي ده هجايي آن (دو بخش پنج هجايي) بصورت دوتايي و بيشتر با هم قافيه ميگردند و زبان آن را آميزشي از لكي و گوراني گفتهاند. ايشان از اصطلاحات رمزي و نمادين فراواني براي بيان معاني مورد نظرش بهره جسته، همچون «دام هزار دهان»، «دعواي شير و اژدها»، «گرز نهصد من رستم»، «گرگ باطني»، «ماران كوه»، «سواران دشت» و ... كه حتي فهم ظاهری اين اصطلاحات بسادگي میسرنیست. بيان مكاشفات، اركان آيين ياري، قرباني، حج حقاني، مسائل بندهشي و مربوط به خلق عالم و آدم از موهوعاتياند كه در دفتر خان الماس بدان پرداخته شده است. يكي از موضوعات مطروحه در دفتر خان الماس، ذمّ مواد مخدر و اعتياد است و بيان دارد كه زنگار (ژنگ) مواد مخدر (دم و دود) بر دل مينشيند و همچون باد عطر غنچهی گل را ميبرد و نيز بمانند گرد و خاك (گرت ؤ توز) بر بلور وجود مينشيند. وجود چيون بلور . دود وينه گردن حق وش گرت ؤ توز . قبول نكردن (چيون: چون، وينه: مانند، گردن: گرد است، توز: غبار) اما نام خان الماس بيشتر با پيشبينيهاي آخر زماني پيوند دارد، پيشبينيهايي كه در آنها از آشوب و جنگ ميان ملل مختلف جهان خبر داده شده است. هفت روژ و هفت شؤ . جنگ دين مبو آسئاؤان آؤش . كُل وه خيون مبو (روژ: روز، شؤ: شب، مبو: ميشود، آؤ: آب. خيون: خون) گرگِ باطني . پر مكي گَزَن نه شارانِ خاس . خراؤ مكي چن (مكي: ميكند، گزن: گزند، شاران خاس: شهرهاي خوب، خراؤ: خراب، چن: چند) مردم نسبت به حق و حقيقت كم توجه ميشوند. كم سوْ مو چراغ . كُل خاندان دؤر مبو وه دؤر . احوال نذانان (سو: فروغ، روشنايي، دؤر: دوره، زمانه، يرسد رمز مار و سوار اهميت بسياري بايد داشته باشد، چه در چند جا از آن سخن رفته و عجيب آنكه مارها بهرهمند (از حقيقت) هستند و سواران نه.
@Library_Telegram
چرا هیچ کس دوست ندارد بند دوم مرغ سحر را بخواند؟
مرغ سحر نیازی به معرفی ندارد. سروده ای از محمدتقی بهار در دوران مشروطه که پس از آغاز حکومت رضا شاه به صورت ترانه اجرا شد. آهنگ این اثر، از مرتضی نی داوود، فوق العاده زیباست. آهنگ باوجود گیرایی زیر و بالای چندانی ندارد بنابراین حتی کسانی که با خوانندگی آشنایی ندارند می توانند آن را به راحتی بخوانند. اکثر خوانندگان نامی نیز اجرایی از مرغ سحر را به نام خود ثبت کرده اند که می توان به ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، نادر گلچین، هنگامه اخوان، محمدرضا شجریان و نیز اجراهای متفاوتی از فرهاد، همای و محسن نامجو اشاره کرد
:آنچه تا کنون به عنوان مرغ سحر شنیده ایم عبارت است از بند اول این شعر
مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این قفس را بَر شِکَنُ و زیر و زِبَر کن
بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وَز نفسی عرصهٔ این خاک تیره را. پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژالهبار است
این قفس، چون دلم، تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نِگَه ای تازه گل از این، بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر٬ مختصر کن
اما شاید خیلی ها ندانند که این فقط نیمی از مرغ سحر است و این شعر بند دومی دارد که تقریبا هیچ خواننده ای تمایلی به خواندن آن ندارد
:بند دوم می گوید
عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن
جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر میناب، جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد
اما چرا کسی این بند را دوست ندارد؟
بند اول شعری انقلابی است که به دستگاه ظلم می تازد، از زندانی و در قفس بودن آزادی خواهان گله می کند، آرزوی پایان شب تار ملت را دارد و مردم را به قیام و انقلاب جهت پایان دادن به ظلم و شکستن قفس فرا می خواند
اما بند دوم شعری اجتماعی است. شاعر در این بند از رواج دروغ، منسوخ شدن حقیقت طلبی، از بین رفتن عشق واقعی میان عاشق و معشوق و گم شدن مهر و محبت و شرافت گله می کند و از کسانی می نالد که وطن و دین را بهانه ای برای دزدی کرده اند. اینان چه کسانی هستند؟ تنها حاکمان یا تمامی مردم؟ فضای حاکم بر این بخش از شعر به مورد دوم اشاره دارد. همچنین زمانی که شعر از جور مالک و ارباب شکایت می کند اغنیا را به عنوان طبقه ای از جامعه به باد نقد می گیرد نه به عنوان بخشی از وابستگان دولت
در بند اول پیشنهاد شعله فکندن در قفس که همانا براندازی حکومت ظالم است مطرح می شود اما در مورد بند دوم شاعر هیچ راه حلی نمی یابد و در نهایت بلبل را فقط به بر آوردن ناله های حزین از دورن این قفس خود ساخته فرا می خواند
مردم ما همیشه دوست داشته اند که ریشه مشکلات را در حکومت بشناسند و خود را از هر گونه اشکالی مبرا بدانند از این روی خوانندگان همان بخشی از مرغ سحر را خوانده اند و می خوانند که مورد پسند عامه مردم است. جالب این جاست که برخی بی توجهی به بند دوم را به دلیل سیاسی بودن آن دانسته اند که چنین دیدگاهی موجب شگفتی است.
ما تا به حال بارها به دستور بند اول عمل کرده ایم و قفس را آتش زده ایم اما پس از فرو نشستن شعله خود را در قفسی جدید یافته ایم. ای کاش یک بار هم که شده بند دوم را بخوانیم و همت کنیم بر اساس آن ارزش های انسانی را در جامعه ایرانی احیا نماییم./م۰اشک
@Library_Telegram
✅ تاریخ بی رحمانه قضاوت می کند.
امروزه اگر نظر اکثریت مردم ایران را در مورد سلسلهٔ قاجار جویا شویم، شاید یک در هزار نفر هم پیدا نکنیم که نظر مثبتی در مورد حتی یکی از حاکمان و پادشاهان عصر قاجار داشته باشد.
قضاوت تاریخ همین است، بیهیچ گونه ترحمی، بیهیچ همدلی و گذشتی..
واقعیت این است که سلسلهٔ قاجار در عصری به قدرت رسید که فاصله و جدایی بزرگی میان کشورهای غرب و شرق رخ دادهبود و جهان به دو بلوک کاملاً متفاوت مدرن غربی و عقبماندهٔ غیرغربی تقسیم شدهبود. حاکمان قاجار در چنین جهانی هر چه سعی می کردند، توان فهم درست جایگاه خود در جهان را نمییافتند و به این دلیل کل قرن نوزده میلادی را چون انسانهایی گیج میان برقراری رابطه و پیمان دوستی با این و آن کشور اروپایی سردرگم بودند.
اشتباه بزرگ و بی انصافی است اگر فکر کنیم قاجارها از روی علاقه و با شکمسیری کامل و دلی بیخیال، خاک ایران را به ثمن بخس گذاشته بودند و خاک کشور را به این و آن خیرات میکردند. فراموش نکنیم که عباسمیرزای قاجار از غم از دست دادن بخشهایی از خاک ایران دق کرد و مرد و باز بهخاطر بیاوریم که فتحعلیشاه قاجار شاید تنها حاکم دوقرن اخیر ایران باشد که به صورت مستقیم با یکی از ابرقدرتهای وقت خود بهمدت بیش از یکدهه جنگیدهاست، هرچند این جنگ به قیمت از دست دادن قسمتهای بزرگی از خاک سرزمین ایران همراه بودهاست. و یا بهخاطر داشته باشیم که هنگامی که هرات از ایران جدا میشود، شاه قاجار آن را در سینی پیش کِش نگذاشته و دودستی تقدیم نمیکند، بلکه چکمهٔ امپراتوری بزرگ دیگر زمان خود، یعنی بریتانیا را بر گردن خود احساس میکند که تا بن دندانمسلح آمادهٔ به خاک و خون کشیدن خوزستان است. و بهخاطر بیاوریم ناصرالدینشاه قاجار را که بر اساس منابع تاریخی متوسط روزانه نزدیک شش ساعت مطالعه داشتهاست و اوست که بارها و بارها تصمیم به انجام اصلاحات میگیرد، اما این ساختار استبدادی هزارسالهٔ حاکم بر این سرزمین اجازه چنین کاری را نمیدهد. و باز بهخاطر بیاوریم مظفرالدینشاهی را که ما صرفاً به سادهلوحی و ابلهی و گذراندن عمر به بطالت میشناسیم، (که در زندگیش جز سه چیز یعنی «خواب و جماع و شکار» باقی امور را بیارزش میدانستهاست) همان پادشاهی است که حاضر میشود از حق الهی دوهزار و چندصد سالهٔ شاهان ایرانی گذشت کرده و بخشی از قدرت خود را با مجلس سهیم شود. (و میدانیم که امضاء حکم مشروطه چه ایثار و ازخودگذشتگی بزرگی در حق جامعهای با سابقهٔ چندهزار ساله استبداد است، ایثاری که حتی پادشاهان و حاکمان بعد از او هم حاضر به تحمل و پذیرش آن نمیشوند)
اما با همهٔ این اوصاف تاریخ قضاوت خود را دارد. تاریخ بدون هیچ همدلی و گذشتی و با بیرحمی کامل قضاوت خواهد کرد. تاریخ نه با ادیب و شاعر و اهل کتاب بودن ناصرالدینشاه و وثوقالدوله کار دارد و نه برای دقکردن عباسمیرزای شکست خورده ارزشی قائل میشود و نه امضاء حکم مشروطه توسط مظفرالدینشاه را موجب اعتبار او میداند. تاریخ در گزینش نهایی خود وقتی به ناصرالدینشاه میرسد، رویترز و تالبوت و قحطی بزرگ و حمام فین کاشان را میبیند و وقتی به فتحعلیشاه مینگرد، بیدرنگ یاد گلستان و ترکمنچای میافتد و هنگامی که در مورد مظفرالدینشاه سخن میگوید، از مرد احمق و سادهلوحی که جز بطالت عمر چیزی نمیدانست مینویسد و از وثوقالدوله جز دریافت رشوه و قرارداد ۱۹۱۹ را بهخاطر نمیآورد..
تاریخ همین است و بیگمان آیندگان (البته اگر آب و هوا و منبع تغذیه ای برای زندگی آیندگان باقی بگذاریم) در قرنهای آتی وقتی دربارهٔ عصر ما قضاوت میکنند، نگاه و برداشتی متفاوت از ما خواهند داشت. آنها بیهیچ ترحم و گذشتی عصر ما را قضاوت خواهند کرد و این همان رسم و سنت تاریخ است...
✍️ فرهاد قنبری
@Library_Telegram
⁉️یک کوسه یک لاکپشت زخمی رو که نزدیک به مرگ بود، میاره به یه کشتی تحقیقاتی و اونا متوجه میشن که طناب دور گردنشه و باعث زخمی شدن شدیدش شده و جای زخمشم عفونت کرده!
✔️توجه دارید! یه کوسه آوردش؟
(چقدر خوبه که ما آدما هم هوای همدیگه رو داشته باشیم )
@Library_Telegram
✅ استالين پسر ناز مامان !
مادر استالین شبیه همۀ مادران دنیا بود. پسرش را مانند همۀ مادران دنیا دوست داشت و دربارۀ پسرش میگفت:«پسری نمونه است. آرزو میکنم هر مادری پسری مانند او داشته باشد.»
اما اگر در جهان ده نفر دیگر مانند پسر او وجود داشت، احتمالاً نسل بشر منقرض میشد. نامش کِتِوان گِلادزه بود، زنی دردکشیده که زندگی سختی داشت و تنها چیزی که زندگی برایش گذاشته بود، همان پسر نمونه بود.
کِتِوان در نوجوانی خانههای مردم را تمیز میکرد تا پولی درآورد. با مردی کفاش ازدواج کرد. چند سالی زندگی خوب و نسبتاً متمولی داشتند. سه پسر به دنیا آورد. دو پسر اول مردند و فقط یوسف (همان استالین) برایش ماند.
شوهرش به زودی به الکل اعتیاد پیدا کرد و یوسف و مادرش را مرتب کتک میزد تا اینکه یک روز بیخبر گذاشت و رفت، و مادر دوباره با تمیز کردن خانۀ مردم خرج زندگی را درمیآورد.
میخواست این تکپسرش روحانی شود. اما روحانیستیزترین فرمانروای قرن بیستم شد. البته برای مادرش پسری دلسوز ماند.
وقتی پس از انقلاب روسیه استالین به کادر رهبری کشور رسید، مصادف بود با حملۀ روسیه به گرجستان. مادر را به قصری منتقل کرد و اتاقی در اختیارش گذاشت.
از ۱۹۲۷ که استالین قدرت را در شوروی قبضه کرد، همواره چند نگهبان از مادرش در تفلیس مراقبت میکردند.
اما وقتی مادر در ۱۹۳۷ در تنهایی درگذشت، استالین برای خاکسپاری نرفت.
آن روزها درگیر دسیسهای شریرانه بود تا پاکسازی بزرگی به راه اندازد، قربانی اول هم توخاچفسکی بود، ژنرال بلندپایه و محبوب روس.
برای اینکه بگویم این «پسر نمونه» در روزهای مرگ مادر دست در چه کاری داشت، باید به هانا آرنت رجوع کنیم.آرنت در جلد سوم کتاب «عناصر و خاستگاههای حاکمیت توتالیتر»، جملهای تکاندهنده دربارۀ استالین دارد که میتوان روزها به آن اندیشید و بر خود لرزید. میگوید:
*«جنگی که رایش سوم [یعنی هیتلر] با همۀ ابزارهای جنایتکارانه علیه اتحاد شوروی به پیش برد، همچنان قربانیان بسیار کمتری بر جا گذاشت تا «جنگی» که استالین در دهۀ ۱۹۳۰ علیه کشور خود به راه انداخت.»*
جمله را دوباره و سهباره بخوانید و به خاطر بسپارید.
پیشتر در نوشتاری به جملهای از ارنست نولته، دیگر اندیشمند آلمانی، در این باره اشاره کردهام که در کنایۀ تکاندهندۀ مشابهی میگوید،
*استالین بزرگترین رهبر کمونیستهای جهان بود و هیتلر بزرگترین دشمن کمونیستهای جهان، اما استالین کمونیستهای بسیار بیشتری را کشت تا هیتلر!*
و باز باید جملۀ تکاندهندۀ دیگری، این بار از الکساندر سولژنیتسین، نویسندۀ پرآوازۀ روس اشاره کنم که با کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» دوزخ هولناک شوروی را بر جهانیان برملا میکند.
او در همین کتاب مینویسد:
*««این آدمها که ۲۴ سال خوشبختی کمونیستی را به جان چشیده اند، در ۱۹۴۱ چیزی میدانستند که هیچکس در جهان نمیدانست: میدانستند که در کل سیارۀ زمین و در کل تاریخ رژیمی خبیثتر، خونخوارتر و همزمان هوشمندتر از رژیم بولشویستی که خود را شوروی مینامد وجود ندارد؛ میدانستند که نه به لحاظ نابودگری و توان پایداری و نه به لحاظ هدفگذاری رادیکال و تمامیتخواهی مطلق و یکپارچه، هیچ رژیم زمینی دیگری با آن همسنگ نیست، حتی رژیم بچهمدرسهایِ هیتلر...»*
سولژنیتسین هیتلر را در برابر استالین «بچهمدرسهای» مینامد. اما داستان چیست؟ مسئله چیزی است که در همان جملۀ آرنت بیان شد.
آرنت شرح میدهد رژیمهای توتالیتر چگونه در کشور خود مانند فاتحانی بیگانه رفتار میکنند و اتفاقاً اوج قساوت را در کشور خود و علیه ملت خود بروز میدهند.
آرنت مینویسد:
*«حاکم توتالیتر مانند فاتحی بیگانه به گنجها و ثروتهای کشور خود تنها به منزلۀ منبع غارت مینگرد که به او امکان میدهد برنامههای جنبش برای فتح جهان را به پیش راند.*
*او فقط به همین متعهد است و این یعنی هیچ ملت، مردم و سرزمینی این بهرهکشی چپاولگرانۀ نظاممند را پایانی نمینهد. این فرایند هیچ درجۀ اشباعی نمیشناسد، زیرا در اصل میتواند به حدی نامتناهی استمرار یابد.*
*بنابراین حاکم توتالیتر از فاتح بیگانه بدتر است؛ به گونهای است که انگار از هیچجا نیامده است و کارهای چپاولگرانه و تجاوزگرانهاش در نهایت به سود هیچکس نیست...*
*در این میان کشوری که... میهن دیکتاتور توتالیتر است، حتی وضع ناگوارتری دارد تا مناطقی که به تصرف او درآمده است، زیرا هیچ جای دیگر بیرحمی سرکوبگری نمیتواند چنین ابعاد نظاممند و مؤثری به خود گیرد.»*
✍️ مهدی تدینی
@Library_Telegram
📕 فرمانده بعد از خدا
✍ فون دونیتز
🔃 ذبیح الله منصوری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 نقطه ی فریب
✍ #دن_براون
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
پروکسی ✅
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
لطفا اگر از پروکسی ها راضی بودین حتما برا بقیه هم بفرستید که وصل بشن هر روز پروکسی های قوی در کانال
[ @Library_Telegram ]
قرار میدیم.
#تلنگر
نه آرامشت را به چشمی وابسته كن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش ...
چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند ...
و تو میمانی و يک دنيا تنهایی ...
ميليونها درخت در جهان بهطور اتفاقی توسط موشها و سنجابهایی كاشته شدند!
كه دانههايی را مدفون كردند و سپس جای مخفی آن را فراموش كردند ...
خوبی كن و فراموش كن،
"روزی رشد خواهد كرد"
@Library_Telegram
📕 تاریخ عضدی
✍ سلطان احمد میرزا عضد الدوله
شرح حال زنان و دختران و پسران و متضمن سی و هشت سال سلطنت و نوادر احوال فتحعلی شاه قاجار
این کتاب، گزارش نامرتبی از تاریخ دوران سلطنت «آقا محمد خان» و «فتحعلی شاه قاجار» است. مؤلف کتاب، «سلطان احمد میرزا عضد الدوله»، از فرزندان «فتحعلی شاه» است که در سال 1240 ه. ق متولد شد و در اواسط دوره «مظفر الدین شاه قاجار» درگذشت. بیشتر مندرجات کتاب، شرح حال زنان، دختران و پسران «فتحعلی شاه» و همچنین، جزئیات فراوان از وقایع داخل دربار است.
«عضدالدوله»، در این کتاب، به شرح مبسوط و متوالی حوادث تاریخی نمی پردازد. وجهه نظر او تاریخ نویسی نیست بلکه بیشتر نقل خاطرات و گردآوری شنیده ها و مشهودات است. این ویژگی، کتاب را خواندنی و جالب کرده است.«سلطان احمد میرزا عضدالدوله»، شاهزاده ای فاضل و با کمال بود. او اوقات خود را بیشتر به مطالعه و تحقیق می گذراند و کمتر به سیاست می پرداخت. «عضد الدوله» از دوران سلطنت پدرش، «فتحعلی شاه» و «آقا محمد خان»، خاطرات گرانبهایی داشت که آنها را در «تاریخ عضدی» ثبت و ضبط کرده است.
کتاب حاضر که به نام مولفش شاهزاده عضدالدوله سلطان احمد میرزا به تاریخ عضدی شهرت یافته کتاب ارزنده ای است در باب سه پادشاه نخستین سلسله قاجاریه یعنی آغا محمد خان بنیان گذار سلسله و بردار زاده اش باباخان که پس از جلوس بر تخت سلطنت به نام فتحعلی شاه خوانده شد و نوه فتحعلی شاه و ولیعد وی محمد میرزا که پس از استقرار بر مسند پادشاهی ایران محمد شاه نامیده شد.
@Library_Telegram
✅ چرا با افزایش بی سابقه انتصاب های فامیلی مواجه هستیم؟!
اگر چه جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس تا کنون با انتصابات فامیلی بیگانه نبوده ولی شدت و غلظت این امر در دولت سیزدهم از جمله به کارگیری همسر، فرزندان، دامادها، و بستگان همسر برای ناظران و تحلیل گران شگفتی آفرین بوده است.
خویشاوند سالاری (Nepotism)، مجموعه فرآیندهای جامعه شناختی و روان شناختی است که با ملاحظات خانوادگی و رفیق بازی موجود در محیط درونی و بیرونی یک سازمان در ارتباط است و بیان گر وجود فساد اداری، تبعیض، و تاثیر رابطه بر ضابطه در امور سازمان هاست.
خویشاوند سالاری پدیده ای رایج در بسیاری از کشورهای جهان است که هنوز به درجاتی در کمند اقتدار گرایی اسیرند و نتوانسته اند حاکمیت کارآمد، شفاف و پاسخگو را محقق سازند. اکنون شاید بتوان برخی از علل افزایش این پدیده در این دولت را به شرح زیر فهرست کرد:
تنگ تر شدن دایره خودی ها: انتخابات دوره سیزدهم ریاست جمهوری اوج پررنگ شدن مرزهای خودی- غیرخودی و تحقق پروژه " خالص سازی" در چهار دهه حیات جمهوری اسلامی تلقی می شود. جایی که حتی مورد اعتمادترین نیروهای سیاسی نظام مانند علی لاریجانی نیز نتوانستند از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند.
حال در شرایطی که فقط خودی ها توانسته اند تمامی مناصب قدرت را در قوای سه گانه تصرف نمایند فرصت برای سهم خواهی و جنگ قدرت بیش از گذشته فراهم آمده است. از همین رو است که به تدریج شعارهای به ظاهر جذاب انقلابی رنگ باخته و واقعیت های قدرت سیاسی بیش از گذشته هویدا شده است.
یکدست شدن قدرت: تسخیر قوای سه گانه در ۱۴۰۰ تحقق آرزوی دیرینه اصولگرایان است که به نوعی عدول از ایده تفکیک قوای منتسکیو هم محسوب می شود. با یک پارچه شدن قدرت دستگاه های نظارتی قادر نیستند که حتی با نیت مچ گیری و تسویه حساب های سیاسی هم که شده نظارت موثری را بر تخطی از قانون انجام داده و از گسترش فساد، اتلاف منابع و خویشاوند سالاری جلوگیری به عمل آورند. بنیان های جامعه مدنی هم ضعیف بوده و مطبوعات و فضای مجازی نیز با محدودیت های بیشتری روبرو شده اند.
فقدان حاکمیت قانون و شایسته سالاری: با گذشت دو سده از طرح مفهوم قانون در ایران (عهد ناصری) متاسفانه هنوز هم از حاکمیت قانون خبری نیست. امری که می تواند مطالبه تغییر قانون اساسی را با چالش بیهودهگی مواجه سازد. در نبود حاکمیت قانون، شایسته سالاری هم رنگ باخته و جای خود را به رابطه سالاری می دهد. شاید ایراد اصلی آن جایی باشد که به جز طالبوف بیشتر روشنفکران مشروطه خواه کوشیدند تا به جای متکی کردن قانون بر حقوق انسان ها و تعبیه نهادهایی برای تضمین اجرای آن، این دستاورد را نیز مانند تکنولوژی به کشور وارد کنند.
گسترش فساد سیستماتیک: اگر فساد اداری را تنها محدود به رشوه و اختلاس ندانیم و پارتی بازی، ارادت سالاری، شفافیت گریزی، و سیاست زدگی به ویژه در امر انتصابات را هم به آن اضافه کنیم بهتر می توانیم به وجود فساد سیستمی در ایران امروز اذعان نماییم. واقعیتی که در کنار ایجاد ناکارآمدی، موجبات اتلاف منابع، افول اعتماد عمومی، سقوط سرمایه اجتماعی و مهاجرت سرمایه های انسانی را نیز فراهم آورده است.
درست در چنین شرایطی است که حفظ سلامت حرفه ای به دشوارترین وظیفه اخلاقی کارکنان تبدیل می شود. پر واضح است که یکدست شدن قدرت و فرهنگ قانون گریزی هم می تواند در تشدید این نوع از فساد بسیار موثر باشد.
✍️ مهران صولتی
@Library_Telegram
#تلنگر
روی اینا سخت گیر باش ...
درباره اینکه اطرافت رو با چه کسانی پرکنی ، سخت گیر باش ، اینکه چه کسانی رو دوست خطاب میکنی .
درباره ایکنه اهداف و دستاوردات رو با چه کسی درمیون میذاری ، سخت گیر باش. همه توانایی خوشحالی برای خوشبختی دیگران رو ندارند .
درباره انتخاب کسی که باهاش ازدواج میکنی یا در رابطه بلندمدت هستی سخت گیر باش ، اونایی که باهاشون زیاد وقت میگذرونی روی باور و تصمیمای تو تاثیر دارند .
درباره اینکه راهنمایی ها و نظرات چه کسی رو قبول میکنی سخت گیر باش .
همه میتونن تورو نصیحت کنن . ولی باید بتونی انتخاب کنی کدوم ارزش این رو داره که در زندگیت ازش استفاده کنی.
درباره کلماتی که برای توصیف خودت ازشون استفاده می کنی سخت گیر باش
درباره اینکه وقتت رو صرف چه کاری میکنی سخت گیر باش . کمتر روی کارهای بی اهمیت وقت بذار و زمانت رو مدیریت کن ...
@Library_Telegram
📕 شیعی گری #ممنوعه
✍ احمد کسروی
شیعیگری با نام دیگر بخوانند و داوری کنند کتابی نوشته شده از احمد کسروی است که به خردهگیریهایی به کیش شیعه میپردازد. شیعیگری یکی از سهکتاب کسروی (دو کتاب دیگر بهائیگری و صوفیگری) در خردهگیری بر آنچه که بددینی میخواند است. این کتاب در زمان زندگانی کسروی جنجالهای فراوانی را برانگیخت و حتی کار به دادخواهی او در دادگاه کشید؛ ولی پیش از طی کامل مراتب قانونی و صدور حکم، چند تن از مراجع تقلید شیعه با فتاوا و حمایتهای خویی، عبدالحسین امینی، حسین قمی بروجردی، صدر پدر امام موسی صدر و روحالله خمینی (از روحانیون شیعه) در ابتدا به ترور نا موفق نواب صفوی و سپس با اقدام دو عضو دیگر علیمحمد امامی و حسین امامی کسروی را به همراه منشی اش در کاخ دادگستری به قتل رسانیدند. رسول جعفریان، ضمن «ورقپاره» خواندن «شیعهگری»، آن را یکی از تندترین و افراطیترین نوشتهها ضدّ مذهب تشیع در ۵۰ سال پیش از دههٔ بیست شمسی میخواند. وی کسروی و سید علیمحمد باب را شبیه به هم اما با تفاوتهایی در «فضا و هوا» و دارای برانگیختگی میداند. کتاب «بخوانید و داوری کنید» همان «شیعهگری» است که پس از ممنوعیت «شیعهگری» با افزودن تغییرات تحت نامی جدید به چاپ رسید.
@Library_Telegram
📕 شیعه گری و امام زمان #ممنوعه
✍ مسعود انصاری
این پژوهش به گونه آشکار تئوری شیعه گری، افسانه امام زمان سازی، رویدادهای راستین تاریخ اسلام را که بوسیله آخوندهای شیعه گری دگردیسی شده و خرافاتی را که در تار و پود نهاد شیعه گری و امام زمان سازی به کار رفته، بر پایه صدها بنمایه توانگری که بوسیله تاریخ نویسان نامدار عرب و غیر عرب نگارش شده، ژرف یابی کرده و نشان می دهد که چگونه ملایان و آخوندهای شیعه گری به منظور تأمین منافع فردی و طبقاتی خود، ملت را با مشتی تئوری های دروغین و نابخردانه افسون و آنها را به ژرفای واپسگرایی و فروافتادگی واژگون کرده اند.
@Library_Telegram
📕 اشعار خان الماس ۱
✍ خان الماس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
♦️قصه پرغصه فرهنگیان بازنشسته
ساعت ۱۰ شب بود؛ آخرین مسافر هم کرایه اش را پرداخت و پیاده شد. احساس خستگی می کرد، دوست داشت هر چه زودتر خود را به خانه برساند.
تا خانه شان چند چهارراه فاصله بود که ناگهان با شنیدن کلمه «دربست»، بی اختیار پایش را روی پدال ترمز گذاشت و کمی جلوتر از مسافر، خودرو متوقف شد.
دنده عقب گرفت و جلوی مردی شیک پوش نگه داشت و او هم با سلام گرمی، سوار خودرو شد؛ بدون آنکه به مسافر نگاه کند، پاسخ سلامش را داد و پرسید: «کجا می روید؟»
مسافر به سمت راننده برگشت اما ناگهان احساس کرد، یخ کرده است، گرمی اش ناگهان به سردی تبدیل شد و خیلی آرام پاسخ داد: «نیاوران»
راننده بدون آنکه متوجه تغییر احوال مسافر شود، گفت: «۴۰ هزار تومان می شود»؛ مرد عرق سردی که روی پیشانی اش نقش بسته بود را پاک کرد و با همان لحن آرام پاسخ داد: «مشکلی نیست».
راننده مسیرش را به سمت مقصد مسافر تغییر داد. سکوت عجیبی بین آن دو حاکم شده بود؛ مرد که به نظر ۴۰ ساله می آمد، حس تلخی داشت؛ زیرچشمی راننده را نگاه کرد؛ با آنکه تنها نیم رخش را می دید و چین و چروکی نیز روی پوستش جا خوش کرده بودند اما به راحتی او را شناخته بود.
اصلا مگر می شد بهترین روزهای زندگی اش را با آقا معلم مهربان کلاس چهارم فراموش کند؛ مردی که مهرورزی کردن و احترام به هم نوع را از او آموخته بود؛ دلش گرفته بود؛ با خود فکر می کرد چرا باید مردی که سال ها به دانش آموزان درس عشق و زندگی آموخته، اکنون در سن بازنشستگی مسافرکشی کند؛ با خودش فکر می کرد حتما آقامعلم کلاس چهارم خیلی محتاج شده است که تا این ساعت شب، مسافرکشی می کند.
دیگر به مقصد رسیده بودند و او همچنان در فکر بود؛ دلش می خواست آقا معلمش را در آغوش بگیرد، بوسه بر دستانش بزند و احساس آرامشی که همیشه از او می گرفت را دوباره تکرار کند اما می دانست درست نیست.
نمی خواست آقا معلم احساس شرمساری از دیدن شاگردش داشته باشد؛ هنوز یک خیابان به خانه اش مانده بود که تصمیم گرفت پیاده شود. ۴۰ هزار تومان روی داشبورد گذاشت و با همان لحن آرام گفت «خسته نباشید، شب تان بخیر»؛ به سرعت پیاده شد تا آقا معلم متوجه اشک های او نشود. /م۰اشک
@Library_Telegram
پروکسی ✅
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل | ایرانسل |
همراه | همراه | همراه |
لطفا اگر از پروکسی ها راضی بودین حتما برا بقیه هم بفرستید که وصل بشن هر روز پروکسی های قوی در کانال
[ @Library_Telegram ]
قرار میدیم.
🔴 افشاگری صبا آذر پیک از جعلی بودن مدرک تحصیلی و حقوق ماهانه وزیر پیشنهادی صمت
مدیری که به یورو ماهانه ۶۰۰ میلیون تومان میگیرد! و مدارک تحصیلیاش جعلی است چطور قراره وزیر دولت انقلابی باشه؟
صبا آذرپیک «روزنامهنگار» در یک رشته توییت خبر از جعلی بودن مدارک تحصیلی و همچنین دریافت حقوق ۶۰۰ میلیون تومانی وزیر پیشنهادی صمت داده است!
او نوشته است:
جناب رئیسی، آیا #علی_آبادی
حقوق ۶۰۰ میلیونی از مپنا میگرفته یا نه؟ آیا استعلام کردید که برای مدیر خاورمیانه شدن زیمنس اپلای کرده بوده و اگر گزینه وزارت نمیشد، قرار بوده بره زیمنس؟
پسرش سالها آلمان، بوده، آیا تابعیت آلمان رو داره یا نه؟
چطور با دانشجوی لیسانس، عضو هیات علمی بوده؟
به نظر من هیچ چیزی مهم تر از حقوق ۶۰۰ میلیونی آقای #علی_آبادی نیست
مدیری که به یورو حقوق میگیره، چطور قراره وزیر دولت انقلابی باشه؟
↩️رسوایی بزرگ مدرک تحصیلی دروغ علی آبادی گزینه وزرات صمت
1️⃣ تاریخ ورود به دانشگاه۱۳۵۸
2️⃣تاریخ اخذ لیسانس مکانیک در مدرک صادره از دانشگاه شریف۱۳۶۸❗️
3️⃣اما مدرک را رضا روستا آزاد صادر کرده که تازه سال ۱۳۸۴رئیس شریف شد
📌حال فوق لیسانس:
4️⃣فوق لیسانس مکانیک از دانشگاه تهران را فرهاد رهبر سال ۱۳۹۰ امضا کرده روی یک کاغذ معمولی بی سربرگ دانشگاه و بدون مهر❗️
6️⃣در حالیکه تاریخ اخذ مدرک فوق لیسانس ۱۳۷۴ آمده
تا اینجاش ممکن است بفرمایید مشکلی مثل گم کردن یا از بین رفتنه/
مهر المثنی نیست؛همچنین تناقض سال صدور مدرک ها با سال استخدام در دانشگاه ها
📌مهمتر:
وفق مدرک ارائه شده به مپنا، در سال ۶۵ عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین شده(وقتی حتی لیسانس نداشته؟!)
از ۷۰ معاون علمی دانشگاه (وقتی فوق نداشته)
📌سوال:
آیا #علی_آبادی مدرکش را از جای دیگری گرفته یا ۱۵-۱۰ سال طول کشیده تا مدرک رابگیرد اما بعدا با کمک روستا آزاد و فرهاد رهبر، برایشان مدرک شریف و تهران صادر شده؟
اطلاعاتی که به عنوان عضو هیات علمی و معاون دانشگاه و … به مپنا داده با سال اخذ مدرک نمیخواند!
@Library_Telegram
خط پایان زندگیتان را تجسم کنید
به عنوان یک تمرین کلاسی از دانشجویان ارشد خود همواره خواستهام یک آگهی یا سخنرانی درگذشت بنویسند.
به آنان میگویم، 'فرض کنید در دهۀ هشتاد عمر خود از دنیا رفتهاید.
مردم زیادی در مراسم خاکسپاری شما شرکت کردهاند و بهترین دوست شما پیشتر پذیرفته است مدیحهسرایی را برعهده بگیرد.
اما از او خواستهاید که کوتاه سخن بگوید. آنچه را که دوست دارید بگوید در کمتر از 300 واژه بنویسید'.
در واقع من از کسانیکه در نقطۀ اوج زندگی حرفهای خود هستند، میخواهم در نقطۀ پایانی زندگی خود بایستند و به گذشته نگاه کنند و به این فکر کنند که میل دارند برای چه چیزی در یادها بمانند؟
مهمترین مشارکت آنان در زندگی چه چیزی خواهد بود؟
چه چیزی را از خود به جای خواهند گذاشت؟
با انجام این تمرین، خود دریافتم که تمرین هشداردهندهای است؛ اما به فرد نیز اجازه میدهد رؤیاپردازی کند.
این تمرین میخواهد به شرکتکنندگان کمک کند تا کار و زندگی خود را در یک پرسپکتیو یا چشمانداز قرار دهند و نیز بر هرگونه توانایی که تحقق نیافته است تمرکز کنند.
بعید میدانم ارسطو این تمرین را تأیید نمیکرد زیرا این کار تمرینی است برای اندیشیدن، چیزی که او برای زندگیِ آزمونشده حیاتی میدانست.
📕 #منحنی_دوم
✍ #چارلز_هندی
@Library_Telegram
امروز نمایندگان مجلس انقلابی منت گذاشتند و تصویب کردند که کشورمان به عنوان بزرگترین و مقتدرترین کشور منطقه اجازه واردات خودروی دست دوم را به یاری خدا و دعای مسئولین دارد - این خبرها برای کشوری که پنج سال است در حسرت خودرو بعنوان بدیهی ترین نیاز مردم است وموتور 206 را روی خودروی 207 نصب و یک میلیارد تومان میفروشد یک خبر فوق العاده محسوب میشود
اما وقتی به همین کشور همسایه ، ترکیه ، که این همه انتقاد به آن داریم می نگریم آمار خودرویی اش بیشتر موجب حسرت است
1.8 میلیارد دلار صادرات خودروی ساخت ترکیه به فرانسه !
1 میلیارد دلار صادرات خودروی ساخت ترکیه به ایتالیا !
1 میلیارد دلار صادرات خودروی ساخت ترکیه به اسپانیا !
1 میلیارد دلار صادرات خودروی ساخت ترکیه به انگلیس !
850 میلیون دلار صادرات خودروی ساخت ترکیه به آلمان مهد خودروی جهان !!
فقط در یک سال گذشته
و ساخت خودروی تمام برقی توگ که بزودی بازار خودروی کل منطقه را خواهد گرفت
ما کجا اشتباه کردیم ؟!
#حامد_پاک_طینت/مجمع فعالان اقتصادی
@Library_Telegram
📕 فرمانده بعد از خدا
✍ فون دونیتز
🔄 ذبیح الله منصوری
کتاب فرمانده بعد از خدا نوشته فون دونیتز می باشد و توسط ذبیح الله منصوری ترجمه گشته است.اثر فوق در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه به چاپ رسیده و در انتشارات گلبانگ چاپ گشته است. کتاب معروف خاطرات کارل فون دونیتز که داخل ایران با اسم فرمانده بعد از خدا پخش و رایج می باشد .اثری از کارل فون دونیتز که دریاسالار آلمانی بوده می باشد که در دو جنگ جهانی اول و دوم حاضر بوده و در سال هزار و نهصد و چهل و پنج پس از خودکشی کردن هیتلر به مدت زمان بیست روز صدر اعظم آلمان شد و برخی ها هم اکنون حزب رایش سوسیالیست بعدها او را پیشوای قانونی آلمان می دانستند.کارل دونیتز در شانزده سپتامبر هزار و هشتصد و نود و یک به دنیا آمده است و از رهبران نیروی دریایی آلمان در جنگ جهانی دوم بوده است.
@Library_Telegram
📕 نقطه ی فریب
✍ دن براون
امروزه یکی از نشانه های مردم سالاری برگزاری انتخابات است ولی برخی برای به دست آوردن رای مردم هر تبلیغی، ترفندی و فریبی انجام می دهند.
در کتاب "نقطه ی فریب" "دن براون" چنان دقیق به آن پرداخته که خواننده بین باور آن به عنوان گزارش یا داستان می ماند.
@Library_Telegram
کائنات به زبان نشانهها با تو سخن میگوید
رخدادهای اطرافت به طرز شگفت آوری میتواند برای تو حاوی پیام باشد ...
یک موسیقی
صحبت های یک کودک
دیالوگ یک فیلم.
صدای باران
تابلوی یک خیابان
یک اس ام اس تکراری
و ...
همه و همه میتواند پیامی از سوی کائنات برای راهنمایی تو باشد. گاهی حتی در طول یک بازه زمانی توسط واسطههای مختلف این پیام برایت تکرار میشود تا برایت تاکید شود.
چشمان خود را باز کن
نشانهها را از اتفاقات عادی تشخیص بده
در زمان حال حضور داشته باش
تا "زبان نشانهها" را درک کنی.
@Library_Telegram
📕 تاریخ عضدی
✍ سلطان احمد میرزا عضد الدوله
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
فیروز نادری
( Firouz Michael Naderi )
(پنجم فروردین 1325 – نوزدهم خرداد 1402)
معاون پیشین مدیرکل تنظیم راهبردهای آزمایشگاه پیشرانش جت در ناسا و مدیرکل اکتشافات منظومهٔ شمسی (از 15 اوت 2011) بودهاست. او در فوریه سال 2016 بازنشسته شده بود. او در تاریخ 19 خرداد 1402 شمسی درگذشت.
@Library_Telegram
شاهِ زن آزار، مازوخیسم جنسی
پس از نادر و در عصر زندیه، حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیل الرعایا حکم میراند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار، سودای دیگری در سر نداشت، اما با طلوع دولت قاجار توسط آغا محمد خان، حرمسراها دوباره تشکیل شد...
آغا محمد خان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوع النسل شده بود، در این عرصه تشنه تر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود. او چون توان سکس نداشت، با روش هایی که به اعمال سادیسمی و مازوخیسمی شباهت داشتند، زنان حرمسرا را عذاب و شکنجه میداد!!
آغا محمد خان با مضروب و خونی ساختن بدن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن آن ها، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندام های جنسی زنان حرمسرا و دیگر اعمال خشونت آمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونه خود می نمود...
📕 تاریخ عضدی
✍ شاهزاده عضدالدوله احمد میرزا
@Library_Telegram
📕 شیعی گری
✍ احمد کسروی
👌به کوشش محمد امینی
چاپ در شرکت کتاب لس آنجلس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 شیعه گری و امام زمان
✍ مسعود انصاری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/