khodshenasivo | Unsorted

Telegram-канал khodshenasivo - عرفان و خودشناسی

75959

❌ کپی بدون ذکر منبع ممنوع هست Admin @hossein_mysticosm 🔴 دیگر کانال ها اشو @Oshocenterr دبی فورد @DebbieFord جیدو کریشنامورتی @JidduKrishnamurtii اکهارت تله @Ekharat_tolle وین دایر @WayneDyerr گرجیف @Gordjief

Subscribe to a channel

عرفان و خودشناسی

ما از چه طریق با خداوند در ارتباطیم؟


اساسی ترین ارتباط انسان با ذات احدیت از طریق فطرت است. نمی دانم منظور از «کرامت» نسبت به انسان، عطای فطرت است به او یا منظور عطای عقل، اندیشه، قوه ادراک، قیاس، سنجش، تشخیص و تمیز است!؟
به هر حال یک ممر ارتباط انسان با ذات خداوند، فطرت است و به دلیل رحمت و عنایت نسبت به این مخلوق خاص، آیینی را برای انسان مقرر فرموده است که به نظر میرسد اساسی ترین هدف آن حفظ فطرت است – به وسیله آن آیین. و گفتیم علت این که قرآن «حصن» نامیده می شود این است که فطرت آدمی را در موضع ایمن خود حفظ می کند. این نیز شکلی از ارتباط است.
بُعد دیگری برای هدف قرآن وجود دارد. پس از آنکه انسان ـ به علت جهل تباهی و ادبار - از حصن برون افتاد، خداوند قوانین قرآن را طوری تنظیم و بر پیامبر نازل فرموده که موافقت و هماهنگی داشته باشد با فطرت.
خدا می داند به چه دلیل انسان از فطرت پاک اولیه خود جدا شده و دور افتاده به هر حال رحمت واسعه خداوند که شامل انسان است، احکام، قوانین و مقرراتی را برای او تعیین فرموده که از طریق رعایت آن و عمل به آن می تواند بار دیگر به فطرت پاک اولیه خود برگردد!
این نیز بُعد دیگری از رابطه است!
آیا جز اینها رابطه دیگری وجود دارد!؟ اگر وجود دارد باید آن را مشخص و معین کنیم. مشخص کردن آن رابطه (خواه رابطه دیگری وجود دارد یا وجود ندارد) بسیار ضروری و مفید است.
(به این نکته کلی نیز توجه داشته باشیم که عالم هستی با اراده و مشیت الهى لحظه به لحظه در حال خلق شدن است. به عبارت دیگر هستی با مشیّت الهی در جریان است. ولی این رحمت و این رابطه فرق میکند با این که من می گویم خدا خواست که زمین هایمان ترقی کنند، یا دعای مادرم و مردم باعث شد که در کشتی حریفم را زمین بزنم.
نعمتی که ما در نماز از خداوند طلب عنایت آن را می کنیم، محققاً طلب و خواسته مادی نیست، زیرا مسئلۀ ما یک مسئلۀ مادی نیست! به یک بیان خلاصه، نیاز و طلب ما، نعمت روشنایی، نعمت پاکی، نعمت معنوی و روحانی است؛ نعمتی که گمشدگان در ظلمت توهمات از آن محروم مانده اند!
آیا این طلب، یعنی طلب نعمت آگاهی و روشنایی و پاکی واقعاً از خداوند است؟ آیا در این طلب مخاطب واقعاً خداوند است؟
وقتی در نظر بگیریم که نماز یک کیفیت و یک جریان شنیداری و دریافت است اصولاً «مخاطب» ماهیت و معنایی غیر از آنچه در تصوّر ما هست پیدا می کند. شاید آیه ها ماهیت تذکار را دارند - نه ماهیت داشتن یک مخاطب را!
من چه شناختی از مخاطب خود دارم؟ هیچ شناختی. پس مخاطبی که من کوچکترین شناختی از او ندارم چه فرقی دارد با فقدان مخاطب!!؟
من، فرافکنی یا بازتاب اندیشه های محدود خودم را به حساب شناخت خدا میگذارم. حقیقت امر این است که مخاطب من در نماز «خود» من است، نه ذاتی که و رای هرگونه اندیشه ذهن است!
به همین جهت است که نماز من در صورتی صحیح است، در صورتی حامل یک محتوا است که اندیشه های ذهن در غیبت باشند و ذهن خودش را به وضعیت شنیداری و دریافت سپرده باشد! در وضعیت اندیشه گری، گفتمان و مخاطب سازی، ذهن اندیشه های «خودش» را - به عنوان خدا ـ مخاطب قرار می دهد! این از لحاظ معنا مترادف چیزی است که می فرماید: «افرايتُ مَن اتّخذ الههَ هواهُ». (آیا دیدی آن کس را که هوای نفس خودش را معبود خودش قرار داده است؟)


محمد جعفر مصفا
نامه ای به ندیده ام
ص 404 و‌ 405 و 406
🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

بخشایش به بلوغ، خرد و حساسیت نیاز دارد تا بتوانیم منصفانه و بی طرف به خودمان و دیگران نگاه کنیم. بخشایش به شجاعت نیاز دارد تا بر منيـت خـود پیروز شویم که به ما می گوید نمی توانیم هیچ اشتباهی بکنیم و این دیگران هستند که مقصرند.
بخشایش، نگرشی برای درک کردن و همدلی ست که آن را انتخاب می کنیم تا با آن به جهان پیرامون واکنش نشان دهیم. با این نگرش، ما از این که دیگران را بی عاطفه و بی احساس یا گستاخ و بی ادب یا سرد و خودخواه بـدانیم، دسـت می کشیم. آنگاه می کوشیم ضعف ها، ترسها و احساس ناامنی آنها را که موجـب شده به شیوه ای آزاردهنده با ما رفتار کنند، درک کنیم. به معنایی، کودکی ترسیده، گیج و آزرده درون هر یک از مـا وجـود دارد که مسؤول چنین طغیان هایی ست. این کودک حتی درون یک بزرگسال هم پنهان است و گاه مهار آن از دست ما خارج می شود.


جی. پی. وسوانی
باران بخشایش
ص 37

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

سلام دوستان عزیزم تا جایی که می توانید از کانال حمایت بکنید مدتیه اصلا فعالیت نداشتیم و نیاز به کمک تون داریم

سپاس از شما🌹❤️

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Aum اثری از Terry Oldfield 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

چه کسی قانون کارما را اداره می کند؟


کسانی که خواهند کارما را بفهمند و با غلبه بر رنج کشیدن های جسم و ذهن آن را فراتر ببرند، نمی توانند بدون آگاهی از حقیقت زندگی مان در این دنیا به این کارها دست یابند. ما چه می دانیم؟ ما می دانیم که وجود داریم. جهان وجود دارد. ما به دنیا آمده ایم و می میریم. این را هم می دانیم که در مسیر زندگی، لذت و درد را تجربه می کنیم؛ اما اکثر ما، چیزی بیشتر از این نمی دانیم. به خودمان زحمت نمی دهیم که سوال بپرسیم. برای فهمیدن سوالات مهم زندگی تحقیق نمی کنیم. زندگی می کنیم، می میریم، گریه می کنیم؛ اما علت آن را نمی پرسیم! به آسمان نگاه می کنیم و ستاره ها، ابرها را می بینیم اما نمی پرسیم که چطور همه اینها به وجود آمده اند؟ چه کسی کوه ها، دریاها، رودخانه ها و درختان، پروانه ها و زنبورعسل ها را خلق کرده است؟ آیا همه آنها تصادفی به وجود آمده اند؟ البته که نه. یک قدرت کیهانی وجود دارد که نه تنها همه چیز را آفریده بلکه آنها را اداره هم می کند.
قانون کارما چنین قانون کیهانی است که حفاظت از کل نمایش کیهانی را تضمین می کند، قدرتی هست که کارما را مدیریت می کند. بدون این قدرت، این دنیا و هر چیزی که در آن قرار گرفته، نمی تواند وجود داشته باشد. بدون یک قدرت برتر حاکم بر کائنات، زندگی غیر ممکن می شد.
در حقیقت، اگر کسی واکاوی دقیقی انجام دهد، می فهمد که کل دنیا و هر چیزی که در آن اتفاق می افتد، چیزی جز یک نمایش بزرگ نیست! زمین، یک صحنه نمایش است و ما فقط بازیگرانی هستیم که می آییم و می رویم. چون ما درکی از این نمایش نداریم، همه چیز را خیلی واقعی در نظر می گیریم. از آنجایی که فکر می کنیم ما ذهن و جسم هستیم، کارما خلق می کنیم. درک نمی کنیم کسی که این جهان را خلق کرده - من و شما - انرژی درون ماست. متأسفانه ما تولیدکننده و کارگردان این نمایش را فراموش می کنیم و خیلی درگیر مجموع نفس، ذهن و جسم می شویم که باعث می شود دوباره و دوباره رنج بکشیم.
آنهایی که واقعیت را درک می کنند، از دست کارما خلاص می شوند. آنها واقعیت اینکه چه کسانی هستند را درک می کنند و بعد نفس را فراتر می برند. آنها از چرخه مرگ و تولد دوباره رها می شوند


آتمان این راوی
قانون کارما
ص 75 و 76

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

عشق بی قید و شرط به معنای حمایت از حماقت و خطای دیگران یا نادیده گرفتن رفتار آسیب زننده آنها نیست. عشق بی قید و شرط یعنی نگریستن به فراسوی جسم و رفتار آن و دیدن جوهر عشقی که هویت الهی انسان است. عشق بی قید و شرط به معنای سازش با همه رفتارهای مردم نیست.
بیشتر اوقات برداشت نادرستی از عشق بی قید و شرط مـی شـود. بـه عنـوان نمونه زنی که با یک معتاد ازدواج کرده و مورد سوءاستفاده فیزیکی و عاطفی قـرار گرفته است، به این زندگی تن می دهد و پیوسته تنبیه می شود. او تصور می کند برای عشق به این زندگی ادامه می دهد، اما در واقع این توهمی از عشق است. آن زن معمولاً از روی ترس و احساس گناهی عمیق در چنین وضعیتی باقی می ماند و باور دارد که به نوعی سزاوار ضرب و شتم است.
کسی که از خویشتن ارزیابی درستی دارد و بی قید و شرط عشق می ورزد، به زندگی کردن در موقعیتی که از او سوءاستفاده می شـود ادامـه نمـی دهـد. جوهر حقیقی عشق را نمی توان با توهماتی که بر اساس تمایل «به دست آوردن» قرار دارد و یا از طریق عشقی که بر پایه هر نوع مجازات بنا شده است، تجربه کرد.
عشق بی قید و شرط به «محتوای» عشق ما اشاره دارد، نه به «صورت» و شکل آن. عشق بی قید و شرط، یعنی پذیرفتن عشقی که در ضمیر الهی هر کس نهفته است. عشق بی قید و شرط نگریستن فراسوی جسم و شخصیت انسان، به منظـور دیدن جوهر الهی درون اوست.


جرالد جمپالسکی
فقط عشق
ص 38

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

خودشناسی


مشکلات دنیا به قدری عظیم و پیچیده اند که برای فهمیدن و حل آنها باید با آنها به گونه ای ساده و سرراست برخورد کرد؛ این سادگی سرراستی نه به شرایط بیرونی بستگی دارد و نه به تعصبات و حالات شخصی ما. همان طور که اشاره کرده ام، راه حل را نه باید در کنفراس ها و طرح ها پیدا کرد و نه از راه جایگزینی رهبران جدید به جای رهبران قدیم و از این قبیل امور. واضح است که راه حل در به وجود آورندگان مشکل و در به وجود آوردن شرارت، نفرت و سوء تفاهم های بی شمار موجود میان موجودات انسانی نهفته است. بله، خالق این شرارت و مشکلات، فرد است ـ شما و من، نه دنيا ـ به صورتی که ما آن را تصور میکنیم. دنیا، رابطه شما با دیگران است. دنیا چیزی جدا از من و تو نیست؛ دنیا و اجتماع رابطه ای است که ما برقرار میکنیم و یا درصدد برقراری آن میان یکدیگر هستیم.
بنابراین، مشکل، شما و من هستیم، نه دنیا؛ زیرا دنیا انعکاس ما است و برای فهمیدن دنیا باید خود را بفهمیم. دنیا از ما جدا نیست؛ ما دنيا هستیم و مشکلات ما، مشکلات دنیا است. این چیزی نیست که بتوان آن را بسیار تکرار کرد؛ زیرا ما چنان کندذهنیم که خیال میکنیم مشکلات دنیا به ما مربوط نیستند، این مشکلات را باید سازمان ملل حل کند، یا باید رهبران قدیم را با رهبرانی تازه عوض کنیم. آنکس که چنین می اندیشد، طرز فکری تیره دارد؛ زیرا ما در این بی چارگی هراسناک و آشفتگی دنیا و در این جنگی که دائـم مـا را تهدید می کند، خالی از مسؤولیت نیستیم. برای تحول دنیا، باید از خود شروع کنیم و آن چه که در این آغاز از خود اهمیت دارد، قصد است. باید قصد ما این باشد که خود را بشناسیم و نگذاریم که دیگران برای تحول خود و ایجاد دگرگونی مناسب، به انقلاب چپی یا راستی متوسل شوند؛ آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم این مسؤولیت به عهده ما است ـ شما، و من ـ زيرا هر قدر هم دنیایی که در آن زندگی می کنیم کوچک باشد، اگر ما خود را متحول و در زندگی روزمره خویش نقطه نظری کاملاً متفاوت ایجاد کنیم، چه بسا در تمامی دنیا، که رابطه ای گسترده با دیگران است، تأثیر ببخشیم.
همانگونه که گفتم، ما باید درصدد باشیم که این روند ادراک را خود دریابیم؛ این، یک روند منزوی کننده نیست؛ این عقب نشینی از دنیا نام ندارد؛ زیرا هیچ کس نمی تواند در انزوا زندگی کند. بودن یعنی در ارتباط بودن و چیزی به نام زندگی در انزوا وجود ندارد. آن چه که موجب تعارض ها، بی چارگی و ستیز می شود، نبود رابطه صحیح است؛ دنیای ما هر قدر هم که کوچک باشد، در صورتی که ما بتوانیم رابطه مان را در این دنیای تنگ متحول کنیم، مانند موجی خـواهـد بـود کـه هر دامنه اش به بیرون وسعت می یابد. خیال میکنم فهم این نکته اهمیت دارد که دنیا، هر قدر هم تنگ باشد؛ یعنی رابطه ما و اگر ما بتوانیم در آن تحولی ایجاد کنیم، آن وقت می توانیم به گونه ای فعالانه دنیا را متحول سازیم. انقلاب واقعی طبق هیچ الگوی معینی ـ چپ یا راست ـ نیست؛ بلکه انقلاب ارزش ها است، انقلابی است که از ارزش های احساسی شروع و به ارزش های غیراحساسی و یا ارزش هایی که تحت تأثیر محیط به وجود آمده اند، ختم می شود. برای یافتن این ارزش های واقعی که سبب انقلابی بنیادی؛ یعنی یک تحول یا یک پیدایش نو می شود، باید خود را بشناسیم.
خودشناسی، آغـاز خـرد و از این رو شروع تحول و پیدایشی نو است. برای شناختن خود، بایستی قصد ادراک وجود داشته باشد و این جا است که مشکل ما شروع می شود. با وجودی که بیشتر ما ناخشنودیم، مایل هستیم یک دگرگونی ناگهانی به وجود آوریم؛ ناخشنودی ما صرفاً به خاطر آنکه به نتیجه معین برسد، کانالیزه می شود. به علت ناخشنودی به دنبال شغل دیگری می رویم یا صرفاً در مقابل محیط سر تسلیم فرود می آوریم.
ناخشنودی، به جای آنکه ما را مشتعل کند، ما را وادار می کند که زندگی و همه روند وجود را زیر سؤال ببریم، کانالیزه می شود و بدان وسیله ما آدم هایی حد وسط می شویم و انگیزه و شور لازم برای دریافتن مفهوم کلی زندگی را از دست می دهیم. از این رو، کشف این چیزها از نظر خود ما اهمیت دارد؛ زیرا خودشناسی را دیگران نمی توانند به ما ببخشند، چیزی هم نیست که به کمک کتاب بیاموزیم. باید به مکاشفه پرداخت و برای این کار باید قصد، جست و جو و بررسی در کار باشد. تا زمانی که این قصد برای دریافتن و بررسی عمیق، ضعیف و یا وجود نداشته باشد، ادعای صرف یا خواستن های تصادفی برای درک خود، مفهوم چندانی ندارد.


کریشنامورتی
اولین و آخرین رهایی
ص 50 و 51 و 52

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

رعایت قانون جبران

دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد.

اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید

6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات

این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است.

با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام The May Morning Dew اثری از Dan Gibson's 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Eternity اثری از Fridrik Karlsson 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

دل‌ هایمان هنوز سنگین است از خاطره روزهایی که بر این سرزمین گذشت، جان‌ هایی که در اعتراضات از میان ما رفتند هنوز در یاد و قلب ما زنده‌اند

سکوت ما در این مدت، نه نشانه فراموشی بود و نه بی‌تفاوتی بلکه ادای احترامی عمیق به درد و رنج آنان بود

اکنون با نگه داشتن حرمت خون‌ های ریخته‌ شده و درک سنگینی این فقدان فعالیت کانال را دوباره از سر می‌ گیریم

با نیت آگاهی همدلی و روشنایی در دل‌ های خسته و جستجوگر، مسیر خود را ادامه می‌ دهیم و یادشان را گرامی می‌ داریم

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Rolling Waves اثری از Dan Gibson 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

ما زمان را ایجاد کرده ایم - زمان ذهنی و روانی را. و در استفاده از این زمان درونی ایی که فکر به هم بافته است استادیم! به همین جهت باید ماهیت زمانی را که خود انسان ایجاد کرده است بشناسیم - زمان روانی؛ زمانی که امیدهای خود را به آن بسته ایم؛ زمانی که در آن میخواهیم چیزی بشویم یا چیزی حاصل کنیم‌. چرا انسانها این زمان درونی و روانی را ایجاد کرده اند - زمانی که شخص در آن خوب خواهد شد؛ فارغ از خشونت خواهد شد؛ به روشن ضمیری خواهد رسید؛ به یک ذهن متعالی دست خواهد یافت؛ یک مدیتیشن عمیق و واقعی را تجربه خواهد کرد؟ انسانی که در حیطهٔ چنان زمانی زندگی و عمل میکند در تناقض و نتیجتاً در تضاد به سر می برد. زمان روانی عین تضاد است.
اگر انسان این حقیقت را درک کند، تشخیص بدهد که هویتش در گذشته، حال و آینده گسترده است، و زمان روانی ای که در آن به سر میبرد مبتنی بر دانش و دانستگی است، به کشف واقعاً بزرگی نایل شده است. ما بین خود اشعاری ای که زندگی مان را تشکیل می دهد و فاصله دوری که مرگ نامیده میشود جدایی ایجاد کرده ایم.
زندگی عملی و فعلی ما توأم با مسایل بی شمار است؛ و مرگ چیزی است که باید از آن گریخت، باید آن را عقب انداخت؛ آن را در فاصلهٔ دوری قرار داد‌‌. و این امر شکل دیگری از تجزیه زندگی خویش است. برای مشاهده تمام عیار زندگی در حرکت یکپارچه آن باید هم زندگی و هم مرگ را زیست.


کریشنامورتی
شعله حضور و مدیتیشن
ص 76 و 77

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

رعایت قانون جبران

دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد.

اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید

6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات

این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است.

با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

بخشش، جنبه ای از عشق است که به ما اجازه میدهد در اتفاقات زندگی، برکت و حسن نیت ببینیم. نه تنها دیگران، بلکه خود را نیز به خاطر اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده ایم می بخشیم؛ زیرا علت آن اشتباهات، این بوده که در آن وقت رشد کافی نداشتیم. نگریستن به منیت یا جنبه کوچک خود به چشم یک خرس تدی کوچک و با نمک، خیلی مفید است. خرس تدی «بد» نیست. ما او را به خاطر اشتباهاتش مورد خشم و تنبیه و تنفر قرار نمیدهیم و همان طور که هست، دوستش داریم و قبولش میکنیم: یک حیوان کوچک با نمک که کاری بهتر از این بلد نیست.
ما میتوانیم جنبه های کوچکتر خود را با پذیرش و دوست داشتن آنها، دگرگون و متعالی کنیم. ما باید به منیت خود، به چشم چیزی که «محدود» است نگاه کنیم نه چیزی که «بد» است.
در فضای انرژی عشق، با عشق احاطه میشویم و این در ما سپاس و قدردانی به وجود می آورد. در این حالت، ما برای زندگی و تمام معجزات آن سپاسگزار میشویم. برای سگ ها و گربه ها سپاسگزار میشویم زیرا آنها هم نمادی از عشق هستند. برای هر عمل یا سخن محبت آمیز و دلسوزانه ای که از کسی دریافت کرده ایم قدرشناس و شکرگزار می شویم.


دیوید آر هاوکینز
رهایی: طریقت تسلیم
ص 204 و 205

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Stillpoint اثری از Steven Halpern 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Iran Ey Saraye Omid اثری از Mohammad Reza Shajarian 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

ماهیت اساسی غم و اندوه


در دنیای امروز، غلبه بر اندوه خود پس از مرگ یکی از عزیزان تبدیل به معضلی بزرگ شده است؛ اما باید درک کنید که غم شما به دلیل مرگ دیگران نیست. مرگ یک انسان برای شما اهمیتی ندارد. روزانه هزاران نفر می میرند. چرا در دنیا، حتی در شهر خودتان، این تعداد آدم میمیرند، این همه مردم در تشییع جنازه شرکت می کنند، تعداد زیادی در سوگ و ماتم هستند و با این حال این اتفاقات شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد. خلایی درون شما ایجاد نمیکند. همچنان در همان شهر حضور دارید. مسئله این است که مرگ فردی خاص خلایی در زندگی شما ایجاد میکند. در اصل، شما غمگین میشوید زیرا کسی که از بسیاری جهات بخشی از زندگی شما بوده، رفته است؛ بنابراین بخشی از زندگیتان خالی شده است و شما قادر به مدیریت آن خلا نیستید. به تعبیری؛ عده ای از شما مشغول بازی بودید و اکنون ناگهان یک نفر انصراف داده است. به همین دلیل در بازی وقفه ای به وجود آمده است و شما قادر به مدیریت آن نیستید.
مشکل شما این است که این مرگ خاص شما را ناتمام میگذارد. زندگی تان را حول یک نفر ساخته اید، در ذهنتان برنامه ریزی کرده اید؛ با این شخص ازدواج میکنم، صاحب دو فرزند میشویم، به بچه هایمان میگویم چنین کنند و چنان کنند و غیره؛ اما این شخص از زندگی شما ناپدید میشود و ناگهان تمام آن رؤیاها از بین میرود. نمیدانید با خودتان چه بکنید. سرخورده هستید. ناامید هستید، به این معنی که تصورات تان از بین رفته است. زمانی که تصوراتتان از بین میرود، مایا از بین میرود. این لحظه زمان دستیابی به واقعیت است. متأسفانه، اکثر مردم این پیشامد را به فرایندی بسیار دردناک و مخرب در درون خود تبدیل می کنند.
غم و اندوه فقط به عدم کمال شما مربوط میشود. نقل این کلام بسیار ظالمانه است؛ اما حقیقت دارد که اکثر افراد در صورت از دست دادن تمام سرمایه یا دارایی خود بیشتر عذاب میکشند تا اینکه همسر، والدین یا فرزند خود را از دست بدهند. ممکن است بی رحمانه به نظر برسد؛ اما واقعیت همین است. به همین دلیل این احتمال وجود دارد که غم و اندوه حتی بدون مرگ کسی بر انسان عارض شود. ممکن است افراد تنها به این دلیل که موفق نیستند غمگین شوند. ممکن است افراد غمگین شوند؛ زیرا نمیتوانند به آنچه میخواهند برسند. اگر خانه شان بسوزد، احتمالاً غمگین میشوند.
اگر ماشین شان گم شود، ممکن است غمگین شوند. اگر خرس عروسکی کودکی خراب شود، ممکن است غمگین شود. ممکن است کودک بیشتر از آنکه دلتنگ والدینش شود، دلتنگ آن خرس عروسکی شود. ممکن است خیلی بیشتر از اینکه برای مرگ پدر بزرگش غصه بخورد برای مرگ سگش ناراحت شود. من شاهد این اتفاق بودم و مردم متعجب شده بودند؛ اما خیلی انسانی است. ارتباط پسر با سگ عمیقتر از ارتباطش با پدربزرگ است. چه باید کرد؟
شما باید بررسی کنید که چرا در صورت از دست دادن عزیزی احساس نقصان می کنید. این زندگی به صورت کامل به وجود آمده است. اگر زندگی را آن طور که هست بشناسید، امکان هیچگونه کاستی وجود ندارد. این زندگی کامل است. اگر زندگی ناقص باشد، به این معنی است که خالق کار خود را درست انجام نداده است. نه این طور نیست، کار خالق بسیار عالی است؛ بسیار بهتر از آن چیزی که اغلب مردم تصور میکنند. بسیار کار خارق العاده ای است. اگر زندگی را به همان شکلی که هست تجربه کنید، هیچ چیزی درونتان خلا ایجاد نمیکند؛ زیرا این زندگی کامل است. آن وقت این حفره را با حرفه یا خودرو یا خانه یا خانواده خود یا چیز دیگری پر نمیکنید.
این زندگی میتواند با بسیاری از چیزها تعامل داشته باشد، ارتباط برقرار کند، با آنها همراه شود و تمام این موارد را در بر بگیرد؛ اما باز هم به خودی خود، این زندگی کامل است همان گونه که هست. اگر این تجربه و وضعیتی است که شما در آن قرار دارید، چه شغل خود را از دست بدهید، چه دارایی یا کسی که برای تان عزیز است، غمگین نخواهید شد.


سادگورو
مرگ موهبتی الهی
ص 289 و 290 و 291

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

ما می توانیم از تنفس مـان بـرای ارتباط برقرار کردن با احساس های خود و پذیرششـان بـهـره بگیریم. اگـر تنفـس مـا، یعنی برایند طبیعی تنفس آگاهانه، آرام و آسـوده اسـت، ذهن، بدن و همچنین احساس های ما به آهستگی لطیف، آرام و روشـن خواهند شد. مشاهده هوشیارانه، بر اصـل دوگانه نبودن مبتنی ست: احساس هایمان از مـا جـدا نیستند یا به ندرت بـر اثـر عاملی بیرونی به وجود می آیند. در هر لحظه ای، احسـاس هـمـان مـا و مـا هـمـان احساس هستیم. مـا نـه گـرفتـار هـراس از احساسمان می شـویـم، نه آن را پس می زنیم. شیوه رفتار ما در دل نبستن یا پس زدن احساساتمان، رهـا کـردن اسـت کـه مـهـم تـریـن بـخـش از تمرین مراقبه اسـت.
اگـر مـا بـا مراقبت و مهربانی و بدون خشونت با احساس های ناخوشایندمان رو در رو شویم، می توانیم آن هـا را بـه نوعی انرژی تبدیل کنیم که سلامت بخش باشند و ظرفیت پرورانیدن ما را داشته باشند. با مشاهده هوشیارانه، احساس های ناخوشایند مـا بـه موضوعاتی توضیح پذیرتر تبدیل می شوند و بینش و درکی روشـن را در مورد خـود و جامعـه بـه ما پیشکش می کنند.


تیک نات هان
هر گام آرامش
ص 65 و 66

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Awakening Of The Beauty Within اثری از Kelvin Mockingbird 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام In the Moment اثری از Fridrik Karlsson 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام A Day with You اثری از Omar Akram 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

پذیرش لحظه حال، به این معنی نیست که شما نمی توانید زندگی تان را دگرگون کنید. برعکس، پذیرش بـه شـما امکان می دهد به روشنی ببینید چه چیزی را باید تغییر دهید. دگرگون کردن زندگی، یک سفر است. برای این سفر باید از آنجا که هستید، به آنجا که می خواهید باشید، بروید. تا وقتی ندانید کجا هستید، نمی توانید راه بیفتید.
نپذیرفتن زندگی و میـل بـه تغییر آن، مانند آن است که بخواهید به شیکاگو بروید، اما ندانید در لس آنجلس هستید یا آمستردام". در نتیجه، نمی توانید به مقصد برسید، زیرا نمی دانید از کدام طرف بروید. پذیرش زندگی، به شما امکان می دهـد کـه بدانید کجـا هستید. هنگامی که می دانید کجا هستید، می دانید برای رسیدن به هدف، از کدام سـو حرکت کنید.
بـرای دگرگون کردن زندگی، باید آن را بپذیرید. شاید ایـن گفته، متناقض به نظر برسد، امـا چـنيـن نیست. هنگامی کـه شـما زندگی تان را می پذیرید، یعنی در برابر آن مقاومت نمی کنید، می توانید تشخیص دهیـد کـه چـه مـواردی را بایـد برای ایجاد شرایط و تجربه های دلخواه تغییر دهید. وقتی شما در برابر شرایط و تجربه هایتان مقاومت می کنید، آن هـا شـما را پس می زنند و ناراحت می کنند.
شما می خواهید شرایط را تغییر دهید، اما نمی دانید چه کنید؛ درست مانند آن که بخواهیـد بـه شیکاگو بروید، اما ندانید در کجا هستید. شما فقط می دانید جایی را که هستید، دوست ندارید.


گری زوکاو
قدرت حقیقی
ص 293 و 294

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

هوشیارانه زیستن جمعی


زیربنای یک جمع سالم، برخورداری از زندگی روزمره شادمان و لذت بخش است. کودکان در پلام ویلج، مرکز توجه هستند. هر بزرگسال مسئول کمک به کودکان برای شادمان بودن است، زیرا ما در اینجا می دانیم که اگر کودکان شاد باشند، بزرگسالان نیز آسان تر به شادمانی دست می یابند.
در دوره کودکی من، خانواده ها بزرگتر از امروز بودند. پدر و مادرها، عموها، دایی ها، خاله ها، عمه ها، پدر بزرگ ها، مادر بزرگ ها و کودکان همگی در کنار هم زندگی می کردند. دور تا دور خانه ها پوشیده از درختانی بود که می توانستیم به آنها تاب ببندیم و در میانشان دورهمی های دوستانه برگزار کنیم. در گذشته آدم ها با بسیاری از مشکلاتی که امروزه با آنها رویارو هستیم، سر و کار نداشتند.
امروزه خانواده ها بسیار کوچک شده اند و شامل پدر و مادر و شاید یک یا دو فرزند هستند. هنگامی که پدر و مادر دچار مشکل می شوند، تأثیر آن، گریبان همه خانواده را می گیرد. حتی اگر کودکان برای فرار از شرایط به حمام پناه ببرند، باز هم می توانند جو سنگین حاکم بر خانه را احساس کنند. به این ترتیب، ممکن است آنها با بذرهای آزردگی رشد کنند و هرگز رنگ شادمانی راستین را
نبینند. پیشترها، هنگامی که مشکلی میان پدر و مادر به وجود می آمد، کودکان می توانستند به خاله، عمه یا عضوی دیگر از خانواده پناه ببرند. کودکان کسی را داشتند که در شرایط سخت به او پناه ببرند. و در نتیجه جو حاکم بر خانه برایشان چندان تهدید آمیز نبود.
من فکر میکنم هوشیارانه زیستن جمعی - که می توانیم شبکه ای متشکل از «خاله ها، عمه ها، عموها، دایی ها و فرزندان آنها» را در آن ملاقات کنیم - می تواند برای ایجاد خانواده های بزرگ پیشین به ما کمک کند. هر یک از ما باید به چنین مکانی تعلق داشته باشیم؛ جایی که هر چشم انداز آن، صدای زنگ و حتی ساختمان ها، با هدف یادآور شدن بازگشت به آگاهی برای ما طراحی شده باشد. من در این مکان، مرکز تمرین زیبایی را تصور میکنم که محل سازماندهی مراسمی خاص است و مردم و خانواده ها برای آموختن و تمرین هنر زندگی هوشیارانه به آنجا می آیند.
کسانی که در این مکان زندگی می کنند، باید آرامش و سرزندگی حاصل از آگاهانه زیستن را جاری سازند. ساکنین همانند درختانی زیبا هستند و مراجعه کنندگان در پی آرام گرفتن زیر سایه سارشان خواهند بود. حتی هنگامی که مراجعه کنندگان امکان دیدار رو در رو را نمی یابند، کافیست به این مکان بیندیشند و لبخند بزنند. در نتیجه، احساس آرامش و شادمانی خواهند داشت.
ما می توانیم بستگان و اعضای خانه مان را نیز به جمعی تبدیل کنیم که به تمرین هماهنگی و آگاهی می پردازند. ما در کنار همدیگر می توانیم به تمرین تنفس، لبخند، همنشینی و نوشیدن چای همراه با هوشیاری بپردازیم. اگر ما در محل جمع شدن خود از موهبت یک زنگ هم برخوردار باشیم، آن زنگ عضوی از جمعمان خواهد بود، زیرا به تمرین ما کمک میکند. اگر یک زیرانداز مراقبه داشته باشیم، آن نیز عضوی از جمع ماست، زیرا همانند نفس کشیدن که به هوا نیاز دارد، زیرانداز هم به تمرین هوشیاری ما کمک میکند. اگر در نزدیکی یک بوستان یا کناره یک رودخانه زندگی میکنیم، می توانیم در آنجا از مراقبه پیاده روی لذت ببریم. همه این کارها به ما کمک میکنند تا جمعی را در خانه مان پی ریزی کنیم. گه گاه می توانیم از دوستی دعوت کنیم تا به جمع ما بپیوندد. تمرین هوشیاری در یک جمع بسیار آسان تر است.


تیک نات هان
هر گام آرامش
ص 99 و 100 و 101

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

نسبت بـه افـکار خودتان هشیار باشید. افکارتان را از وضعیت که همیشه خنثی و هـمـواره هـمـان اسـت کـه هـسـت، جـدا کـنـیـد. وضعیـت یـا واقعیت، در یک سو و افـكـار مـن در بـاره آن، در سـوی دیگر است. به جـای داستان سرایی، به واقعیت ها توجه کنید. برای نمونه، «مـن نـابـود شـدم» داستانی ست که شما را محدود می سازد و از اقـدام مـؤثـر بـازمـی دارد. در حالی که جمله «من در حساب بانکی ام پنجاه سنت دارم» یک واقعیت است. رویارویی با واقعیت، همیشه نیروبخش است. متوجـه بـاشـيـد عـواطـفـی که احساس می کنید تـا انـدازه بسیاری زایـیـده افـكـار شـما هستند. ارتبـاط مـيـان افـكـار و عواطـفـتـان را ببینید. بـه جـای آن کـه خـود را بـا افـكـار يـا عـواطـفـتـان یکی بدانید، خودتان را بـا هشیاری ای که در پس زمینـه آن هـا قـرار دارد، یکی بدانیـد.


اکهارت تله
یگانگی با کل زندگی
ص 20

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

20 روز بدون فعالیت…

به احترام شما و عزیزانی که از بین ما رفتند سکوت کردیم

سپاس از دوستانی که حتی در روزهایی که نبودیم از کانال حمایت کردند

کنارمان باشید برخواهیم گشت❤️

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

بازگشت از بیرون به درون، راه رهایی است


انسان روحانی‌ای که بی‌پیرایه و پاک‌دل باشد، نمی‌تواند بگوید: «در جست‌وجوی خدا هستم»، زیرا او به‌راستی نمی‌داند که خدایی هست یا نیست. واژهٔ خدا، تا زمانی که او را نشناخته باشید، از هر جهت بی‌معناست. بنابراین، شما نمی‌ توانید خدا یا رهایی درونی یا آزادی را جستجو کنید — نمی‌توانید.
یک جست‌وجوگر راستین و بی‌پیرایه باید به خودش بازگردد. جستجو برای چیزی بیرونی نیست، بلکه برای چیزی است که در درون نهفته است. جایی در وجودتان با چیزی آشنا شده‌اید که در نگاه لحظه‌ای‌ تان آشکار شده و اکنون تخمی در شما گشته است؛ چیزی که شما را پیش می‌ راند و به‌ سوی ناشناخته‌ای می‌ کشد.
جست‌وجوی روحانی کششی از بیرون نیست؛ بلکه کشیده‌ شدنی از درون است. همیشه یک کشش است. اگر گرایشی باشد، آن جستجو پیرایه‌دار و نامعتبر است و چیزی نیست مگر تلاشی دیگر برای کامی تازه و چرخشی نو به‌سوی خواهش‌ها.
جست‌وجوی روحانی همیشه کششی است به‌ سوی چیزی در ژرفای درونتان؛ چیزی که زمانی نگاهی به آن داشته‌اید، چیزی که آن را تفسیر نکرده و آگاهانه نشناخته‌اید. شاید خاطرهٔ رویدادی از لحظه‌ ای شهودی در دوران کودکی‌تان باشد که در ژرفای ناخودآگاهتان ریشه کرده است. شاید لحظه‌ای پرسرور و روشن از آگاهی در رحم مادر، جایی که به‌ دور از تنش‌ ها و نگرانی‌ ها، ذهنی وانهاده داشتید و از هستی‌ ای شادمان و آرام بهره‌ مند بودید. شاید احساسی ژرف و ناخودآگاه باشد؛ احساسی که آگاهانه درکش نمی‌ کنید، اما شما را به درون می‌ کشد.
روان‌شناسان بر این باورند که سراپای ایدهٔ جست‌وجوی روحانی می‌تواند از تجربه‌ای پرسرور در رحم مادر سرچشمه گرفته باشد. رحم مادر تاریک و سرورانگیز است و حتی پرتوی باریکی از تنش در آن راه ندارد. همین که نخستین پرتوی نور به دیدگان رسید، احساس تنش آغاز می‌ شود؛ اما تاریکی، آسودگیِ مطلق است. در آن هیچ نگرانی‌ای نیست، کاری نیست که باید انجام شود. حتی نیاز ندارید نفس بکشید؛ مادرتان به‌جای شما نفس می‌ کشد. شما درست همان‌گونه زندگی می‌ کنید که گفته می‌ شود پس از رسیدن به رهایی درونی، زندگی خواهید کرد: همه‌چیز، به‌سادگی هست، و بودن، سرورانگیز است. برای رسیدن به این حالت نیازی نیست کاری انجام دهید؛ حالتی از بودن است.
بنابراین شاید تخمی در ژرفای ناخودآگاه‌تان باشد که وانهادگی کامل را تجربه کرده است. شاید تجربه‌ ای از لحظه‌ای شهودی در کودکی‌تان باشد — بینشی که در شما زنده بود. هر کودکی سرشار از شهود است، اما ما آن را گم کرده‌ایم. بهشت گمشده است و آدم از بهشت بیرون افکنده شده، اما خاطره‌اش هنوز آن‌جاست؛ خاطره‌ای ناخودآگاه از چیزی که شما را پیش می‌ راند.


اشو
مراقبه: هنر وجد و سرور
ص 278 و 279 و 280

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

هر روز خودمان را عقب انداختیم به بهانه‌ فرداهایی که هرگز نیامدند

آن‌چه از ما پیر شد تن‌مان نبود امیدمان بود

فدای شما تک‌ تک ملت عزیزمان که حتی برای نان جان می‌دهید
😢😔

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی This Time اثری از Mike Rowland 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🔈 فایل صوتی

📂 آیا وقتی جایی نفس خودمان را می بینیم دیدن کفایت می کند و یا اینکه باید مقابله کنیم؟

👤 پیرجان

⏱️ مدت زمان 12 دقیقه

@Khodshenasivo
@hastiyeoryan
🆑 کانال عرفان و خودشناسی

Читать полностью…
Subscribe to a channel