khodshenasivo | Unsorted

Telegram-канал khodshenasivo - عرفان و خودشناسی

75959

❌ کپی بدون ذکر منبع ممنوع هست Admin @hossein_mysticosm 🔴 دیگر کانال ها اشو @Oshocenterr دبی فورد @DebbieFord جیدو کریشنامورتی @JidduKrishnamurtii اکهارت تله @Ekharat_tolle وین دایر @WayneDyerr گرجیف @Gordjief

Subscribe to a channel

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Spiral اثری از Terry Oldfield 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

جنگ نگرشی ذهنی ست و همه اعمالی که از چنین دیدگاهی انجـام می شود، موجب دشمن تراشی یا تقویت دشمن یا شر فرضی می گردد. چنین نگرشی در صورت پیروزی در جنگ نیز دشمن و شـری جدید، همسان یا گاهی بدتر از دشمن شکست خورده نخستین می آفریند. یک وابستگی ژرف میان حالت آگاهی شما و واقعیت بیرونی وجود دارد. هنگامی که در چنگال یک نگرش ذهنی مانند «جنگ» باشید، دریافت شما به شدت تبعیض آمیز و نیز تحریف می شود. به سخنی دیگر، شما فقط آنچه را می خواهید ببینید، می بینید و سپس از آن برداشت نادرست می کنید. می توانید تصور نمایید که از چنین نظـام توهمی چه رویدادی پدید می آید. به جای آن که در باره این موضـوع حـدس بزنید، به تماشای اخبار امشب تلویزیون بنشینید.
«من درون» را شناسایی کنید، دیوانگی ذهـن بشـر و کژرفتاری جمعی را بنگرید. هنگامی که ماهیت «من درون» را بشناسید، دیگر آن را با هویت دیگری اشتباه نمی گیرید. زمانی که ماهیت راستین «من درون» را بفهمید، راحت تر می توانید نسبت به آن غیر واکنشی برخورد کنید و دیگر آن را به خود نخواهید گرفت. دیگر هیچ شکایت، سرزنش، تهمت و ناحق خواندنی وجـود نخواهد داشـت. آنگاه هیچ کسی در اشتباه نیست. این تنهـا «مـن درون» انسان هاست که اشتباه را می آفریند؛ فقط همین! همدلی هنگامی پدیدار می شود که شما همه رنج ها را برخاسته از همان بیماری ذهنی تشخیص دهید که در برخی آدم ها حادتر از دیگران نمود می یابد. در این حالت، شـما بـه شـدت ایـن داستان نمایشی که بخشی از روابط «من درون» است، نمی افزایید. چه عاملی این داستان را تشدید می کند؟ واکنش! «من درون» از واکنش کامیاب می شود.


اکهارت تله
جهانی نو
ص 72 و 73

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

افکار در حقیقت چه هستند؟ چیزی جز تجمع اطلاعات و به گردش در آوردن آنها نیستند. آیا قادرید به چیزی غیر از آن چه در ذهن خود جمع کرده اید بیندیشید؟ ذهن تمامی انسانها در حال بازیافت و به جریان انداختن داده های قدیمی است.
بنابراین من از شما میپرسم: "می خواهید موجود زنده باشید و یا موجود متفکر؟" همین حالا نود درصد مواقع فقط به زندگی فکر می کنید و نه زندگی کردن. آیا به این دنیا آمده اید که زندگی را تجربه کنید و یا به آن فکر کنید؟ فرایند ذهنی شما در مقایسه با فرایند زندگی، پدیده بسیار خردی ست اما اکنون اهمیت بیشتری یافته است.
زمان آن رسیده که بشر یکبار دیگر بر خود زندگی اهمیت قائل شود. این امریک نیاز ضروری ست که زندگی ما وابسته به آن است.


سادگورو
مهندسی درون
ص 190

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Ethereal اثری از Amethystium 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

عشق شنگ بی قرار بی سکون
چون در آرد کل تن را در جنون


«عشق» یعنی در کیفیت بی «خویشی» بودن. و زمانی «بی خویشی» هست که آن «هستی» تجزیه کننده و محصور کننده از جان انسان پنجه بر می گیرد و وجود او یک حرکت یکپارچه و روان پیدا می کند. عشق کیفیتی است متحرک، سیلانی و نوشونده - بی قرار و بی سکون است؛ چون زنده و پویا است - برعکس تصاویر خشک و ثابت تشکیل دهندۀ «من». و «جنون» یعنی حرکت های منبعث از «بی خویشی»؛ یعنی حرکت هایی نه از روی زیرکی، ملاحظه، احتياط و ترس حساب پس دادن به زخواست های «خود» و «شخصیت»؛ حرکت هایی نه از روی عرف و عادت.
زندگی در عشق یعنی سپردن بی پروایانه خویش به آنات بی زمان.


محمد جعفر مصفا
با پیر بلخ
ص 73

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

حقیقت را با مهارت بیان کن، نه با زور


عامل نخست «گفتار راست» این است که حقیقت را بگوییم. ما تلاش میکنیم سخنان کذب بر زبان نیاوریم. اگر گمان می کنیم حقیقت خیلی تکان دهنده است، راهی ماهرانه و محبت آمیز برای گفتن حقیقت می یابیم. ولی باید حقیقت را محترم بشمریم. هستند افرادی که به مردم ناسزا میگویند و باعث عذابشان می شوند و آنگاه میگویند: «من فقط دارم حقیقت را میگویم.» ولی آنها «حقیقت» را به شیوه ای خشن و تهاجمی میگویند. این حتی گاهی ممکن است باعث شود شخص دیگر درد و رنج زیادی احساس کند.
گاهی با وجود گفتن حقیقت، نتیجه آن چیزی نمی شود که خواسته ایم. ما باید عمیق به ذهن شخص مقابل نگاه کنیم تا ببینیم چگونه میتوانیم حقیقت را به گونه ای بیان کنیم که احساس نکند مورد تهدید قرار گرفته است، به طوری که بتواند گوش کند‌. بکوشید واقعیت را به طریقی محبت آمیز و با احتیاط بیان کنید. مهم است به خاطر بسپارید که آنچه شما گمان می کنید حقیقت است ممکن است برداشت ناقص یا اشتباه خود شما باشد. شما گمان میکنید حقیقت این است، ولی شاید برداشت شما نسبی باشد؛ شاید بر اثر چیزی مسدود شده باشد.
دروغگویی خطرناک است، زیرا روزی طرف مقابل به حقیقت پی می برد؛ آن وقت است که فاجعه اتفاق می افتد. بنابراین اگر دروغ نگوییم، و نخواهیم باعث آزار شویم، باید مراقب سخنان مان باشیم و راهی ماهرانه برای گفتن حقیقت بیابیم. راه های بسیاری برای گفتن حقیقت هست. این نوعی هنر است.
حقیقت پایه ای محکم برای رابطه ای بادوام است. اگر رابطه خود را بر پایۀ حقیقت بنا نکنید، دیر یا زود فرو خواهد ریخت. ما باید بهترین راه را برای گفتن حقیقت بیابیم به طوری که شخص دیگر بتواند به آسانی آن را بپذیرد. گاهی حتی اگر به ماهرانه ترین نحو حقیقت را بگوییم ممکن است باعث درد شود، که خوب است. درد بالاخره التیام می یابد. اگر سخنان شما با دلسوزی و درک گفته شوند، آن درد سریع تر التیام می یابد.
درد و رنج میتواند مفید باشد. شاید در درد و رنج خیری نهفته باشد، ولی ما نمیخواهیم بی جهت باعث شویم شخص دیگر درد بکشد‌. میتوانیم هول و هراس و درد را به حداقل برسانیم. باید بکوشیم حقیقت را به گونه ای منتقل کنیم که شخص دیگر بتواند بدون درد و رنج خیلی زیاد حرفهای ما را بشنود.
موضوع مهم این است که فرد مقابل احساس امنیت کند. شاید او «آن را نفهمد» یا شاید طول بکشد تا «آن را بفهمد». شاید به داشتن برداشتی خلافِ برداشت ما همچنان ادامه دهد.
شما گاهی میتوانید با گفتن داستانی دیگر شروع کنید، داستان شخص دیگری که موقعیتش مشابه شخصی باشد که دارید با او صحبت میکنید، به طوری که او بتواند به موضوع عادت کند. گوش کردن به داستان شخصی دیگر آسان تر است‌. می توانید بگویید: «نظر تو چیست؟ آیا برای شخص دیگر خوب است حقیقت را بشنود یا نه؟» معمولاً آنها میگویند: «بله، خوب است حقیقت را بشنود.» گاهی شخص طرفِ صحبت شما به طور مستقل نتیجه گیری میکند و از قضیۀ شخص دیگر درس می گیرد. گفتن حقیقت به گونه ای که شخص مقابل بتواند بپذیرد مستلزم تمرین فراوان است.


تیک نات هان
هنر برقراری ارتباط
ص 56 و 57 و 58

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

ناخوشی و بیماری چیست؟ و چطور بوجود می آیند؟


زمانی که میگویید "بیماری" ابتدا باید آن ها را به دو مقوله ابتدایی دسته بندی کنیم. یک دسته از آنها بیماری های عفونی هستند و شما از بیرون به آنها مبتلا می شوید. امروز می گوییم: در اثر بی دقتی تو و خوردن غذا یا آب غیر بهداشتی و یا نزدیک شدن به کسی که مبتلا به آنفولانزا بوده، به بیماری عفونی مبتلا شده ای. برای درمان این بیماری ها پزشک مخصوص و دارو وجود دارد. اما دسته دیگری از بیماری ها وجود دارند که بیماری ها مزمن هستند. بدن انسان دست به خلق این بیماری ها می زند.
میل اساسی بدن بر زنده ماندن و حفظ بقای خود می باشد. این اشتیاق بسیار عمیق ریشه داری است که در این بدن فیزیکی وجود دارد او می خواهد خودش را در سلامت نگهدارد. علی رغم این میل و خواسته، چه چیز باعث میشود که خودش دست به ایجاد بیماری میزند؟ اشکال کار کجاست؟ علت وقوع چنین امری این است که ما زندگی را بدون درک برخی اصول بنیادین سپری می کنیم. یکی از این اصول قطعاً ذهن ما است که در تولید بیماری دخیل است، به بیماری هایی که ریشه در ذهن دارند روان تنی گفته می شود.
اگر ذهن به روش خاصی عمل کند، عملکرد انرژی را نیز مختل می کند.
هر آن چه در قالب ایجاد، حفظ و پرورش این بدن صورت گیرد، اساساً به عملکرد انرژی در این بدن وابسته است. اگر به دلایلی، انرژی های تان مختل شوند، بیماری بروز خواهد کرد. در شما ممکن است یک نوع بیماری بروز کند و اگر این اختلال انرژی در دیگری رخ دهد، ممکن است نوع دیگری از بیماری او را مبتلا سازد. در یک سطح، بخش هایی از بدن می توانند به شکل ارثی (ذاتی) در سیستم بدنی کسی ضعیف و معیوب باشند زیرا آن بخش ها در والدین شان نیز معیوب بوده اند.
اگر بدن بطور قطعی از هماهنگی و تعادل خارج شود، با توجه به آن چه شخص به ارث برده، نوع بیماری نیز متفاوت خواهد بود، ممکن است کسی به آسم و دیگری به دیابت مبتلا شود. بسته به نوع عدم تعادلی که با آن سر می کنید، پیامد کارمایی بسیار عمیقی نیز به همراه دارد زیرا آن چه به آن کارما گفته می شود خود نوعی نرم افزار software است. باورها و اثرهای بسیار بزرگی است که ما بر خود بسته ایم که با جمع این باورها برای خودش نرم افزاری شده است. این نرم افزار تمایلات خاص خود را ایجاد می کند، تمایل دارد به روش خاصی حرکت کند.
عموماً بطور سنتی به این تمایلات واسانا vasanas گفته می شود. بطور تحت الفظی واسانا به معنی "بو" می باشد.
بویی که از شما متساعد میشود بستگی به آشغالی دارد که جمع کرده اید، اینطور نیست؟ اگر ماهی فاسدی گرفته باشید، همان بو را می دهید. اگر این نوع بو را از خود منتشر کنید، چیزهای خاصی را که به این بو علاقمندند به خود جذب خواهید کرد. اگر روز دیگر، بوی دیگری بدهید، علاقمندان به آن بو در دنیا را به خود جذب خواهید کرد. بسته به نوع و اسانایی که دارید، تمایل به حرکت در مسیرهای خاصی را پیدا کنید و جنبه های خاصی در دنیا نیز به روشی خاص، تمایل به حرکت به سمت شما پیدا می کنند.
آیا این امر مطلق است؟ خیر مطلق نیست. اگر هوشیار شوید، بویی که می دهید هر چه باشد، میتوانید بر خلافش حرکت کنید. اما اگر آگاه نباشید، به راحتی جذب تمایلاتتان می شوید. در بدن انسان، بروز مشخص این تمایلات تبدیل به بیماری می شود. به علت وجود تمایلات مشخص، اگر انرژی در ناحیه ای از بدن به درستی کار نکند، امکان بوجود آمدن بیماری هست.


سادگورو
ذهن، بدن، سرطان
ص 155 و 156 و 157
🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Evening Calm اثری از Dan Gibson's Solitudes 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🔈 فایل صوتی

📂 حیطه اختیار ما در چه بستری می باشد؟

👤 پیرجان

⏱ مدت زمان 10 دقیقه

@Khodshenasivo
@hastiyeoryan
🆑 کانال عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

بسیاری از گفتگوهای زیاد از اینجا می‌ آید:

من دیده نمی‌ شوم، پس بیشتر حرف می‌ زنم

من فهمیده نمی‌ شوم پس توضیح را تکرار می‌ کنم

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

خانه‌ ای که در آن شنیدن نباشد حتی با گفتگوهای فراوان نیز آرام نخواهد شد

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

از عدم‌ ها سوی هستی هر زمان
هست یا رب کاروان در کاروان


#مولانا

خداوند پیوسته و بی‌ وقفه، موجودات را از عالم عدم به عرصهٔ هستی می‌ آورد

آفرینش همواره در جریان است

(کاروان در کاروان) یعنی این آمدن موجودات به جهان، لحظه‌ به‌ لحظه و به‌ صورت بی‌ شمار و پیاپی رخ می‌ دهد

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

«عدم» یا «نیستی» در عرفان به چه معناست؟


امروز می خواهیم ببینیم “عدم“ چگونه حالتی است که عرفا اینهمه بر ضرورت آن تکیه می کنند. چطور می شود که انسان از “عدم“ به “هستی“ می افتد. چه مسایلی در “هستی“ وجود دارد که در “عدم“ وجود ندارد؟ در این بحث ها وقتی صحبت از وانهادن “من“ و رسیدن به “عدم مـی شـود اولین مسأله ترسناکی که برای ذهن ما مطرح می گردد ترس از خلاء و پوچی است. بعضی از آقایان می گویند اگـر قـالـب شخصیتی خود را از دست بدهیم بجای آن چه چیز حاصل می کنیم؟ آیا “عـدم بـه مـعـنـای خـلاء و پوچی نیست؟
نمی دانم چرا ما تصور میکنیم که اگر از این قالب لفظی دست برداریم هیچ چیز برایمان باقی نمی ماند. آیا بعد از مرگ هویت فکری انسان می ماند با یکمقدار رگ و پوست و خون و استخوان، و بدون هیچ معنویتی؟! آیا معنویت انسان خلاصه می شود به مقداری توصیف ها و تعبیرهای لفظی؟ آیا اگر انسان توصیف هـا را از روی خودش بردارد در خلاء و تهی فرو می رود؟ آیا “عدم“ و “نیستی“ به معنای “نبودن“ است؟ نه.
“نیستی به معنای “نبودن“ نیست. بلکه فقط به معنای “نبودن» در رابطه با فکر و از نظر فکـر است. “نیستی“ یعنی “بودن و در عین حال عدم توصیف آن “بودن“. انسان دارای یک محتوای معنوی است که فکر نمی تواند آنرا توصیف هم بکند. بنابراین آن معنویت چیزی هست، منتهـا چون در حیطه فكـر نیست و فکر نمی تواند توصیفی بر آن بچسباند، گفته میشود جنبه “عدم“ دارد - یعنی “عدم“ بـرای فـکـر نه عدم به معنای خلاء و هیچ. وقتی مولوی می گوید “عاشقان انـدر عدم خیمه زدند“، معنایش اینست که در عـدم عـشـق وجود دارد.
وقتی می گوید “ای حیات عاشقان در مردگی“، معنایش اینست که در مرگ و عدم حیات وجود دارد. وقتی می گوید “ کان گروهی که رهیدند از وجـود (یعنی از هستی) چرخ و مهر و ماهـشان آرد سجود“ در حقیقت دارد به من و تو می گوید دست از هستی کوچک خودت بردار و به بزرگیای متصل شو که چرخ و مهر و ماه در مقابل عظمت آن سر فرود می آورند.
بنابراین در “عدم“ بزرگی و عظمت وجود دارد. امیدوارم دوستانی که مأیوسند و از وانهادن “من“ وحشت دارنـد بـه ایـن اشـارات توجه کنند. فریاد مولوی را درباره ضرورت “مرگ“ ـ مـرگ بـر هـستی خویش بشنوند و اینقدر مقاومت نکنند. دست از این تحفه لفظـی هـوایی هیچ و پوچ بردارند.
محققاً در “عدم“ چیزی بیشتر از مشتی الفاظ گیر ما می آید. حالت عـدم یک کیفیـت خـلاء و پوچ نیست. خـلاء وصفی ندارد. درباره خلاء حرفی نمیتوان زد. حال آنکه مولوی به صراحت می گوید در آن حالت عشق وجود دارد، حیات وجـود دارد، بزرگی و عظمت وجود دارد، پاکی و زیبایی وجود دارد، رهایی و بی رنجی وجود دارد (اگرچه تمام این توصیف هـا بـرای رساندن محتوای آن حالت نارساست).


محمد جعفر مصفا
انسان در اسارت فکر
ص 66 و 67 و 68

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

سلام دوستان عزیز

به دلیل فعالیت یک ربات مخرب با پروفایل نامناسب در بخش نظرات، برای حفظ امنیت و آرامش در کانال فعلاً کامنت‌ ها را برای مدتی غیرفعال کردیم

از همراهی و درک شما سپاسگزاریم ❤️🌹

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

زمان چیزی است که قابل نگهداری نیست، از گذرش نمیتوان جلوگیری کرد، و روندش را نمیتوان به پشت سر برگرداند. چیزی است یک بُعدی: چیزی که راه برگشتی ندارد. و نهایت فرآیند زندگی مرگ است، زیرا شما در حال از دست دادن زمان هستید؛ در حال مردن. روزی همۀ شن ها به پایان رسیده و شما تهی می گردید: منیتی تهی، که هیچ زمانی برایش باقی نمانده است. بدین گونه خواهید مُرد.
به مرگ - و زمان - نگرش بیشتری نشان دهید. مرگ درست همین جا و هم اکنون است - در گوشه ای ایستاده و در هر دمی حضور دارد. همین که آغاز به جستجوی آن کردید، بدان آگاه می شوید. مرگ همین جاست؛ شما تنها داشتید از حقیقت چشم پوشی می کردید، و گذشته از آن که از حقیقت چشم پوشی می کردید، در حال گریختن از آن نیز بودید. بنابراین، وارد مرگ شوید، به درون آن شیرجه زنید. و سختی و توان فرسا بودن مراقبه در همین است: در این که انسان بایست به میان مرگ بپرد.
دوست داشتن پیوسته زندگی شهوتی ژرف است و آماده بودن برای مرگ، به گونه ای، غیر طبیعی می نماید. بی شک، مرگ از طبیعی ترین چیزهاست، اما غیر طبیعی می نماید که آماده مرگ باشیم.


اشو
مراقبه: هنر وجد و سرور
ص 208

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

رهایی از کارما


انسانها عموماً معتقدند که ما نمی توانیم از کارما فرار کنیم. پس، اصلاً احتمال رهایی از آن هم مطرح نیست. این کاملاً درست است. تا وقتی که باور داریم جسم و ذهن هستیم هرگز نمی توانیم از دست کارما خلاص شویم.
تنها راه برای رهایی از کارما، برتری یافتن نفس و درک خود واقعی است. وقتی بفهمیم که ما نه جسم هستیم و نه ذهن، تنها در آن صورت است که می توانیم بفهمیم اعمال ما، برای ما نیستند.
درست است که اعمال انجام شده اند، اما اگر اعمال به من تعلق ندارند، پس کارما چطور می تواند برای من باشد؟ خواندن مطالب بالا شاید راحت باشد اما درک آنها خیلی مشکل است. از این رو، هر آدمی قبل از اینکه حقیقت را نقد کند، باید راجع به ذات حقیقت بیندیشد...
ما که هستیم؟ معمولاً معتقدیم که ما جسم، ذهن و روح هستیم. این به چه معنی است؟ آدمهای مختلف آن را به شکل متفاوتی درک می کنند؛ اما به طورکلی، هر شخصی معتقد است که آنها همان چیزی هستند که فکر می کنند هستند. اسم دارند، خانواده دارند، شغل دارند، ملیت، روابط، ثروت و ... دارند و همه اینها، آنان را به عنوان فردی که زندگی می کند و می میرد تعریف می کنند.
ما آنقدر برنامه ریزی شده هستیم تا باور کنیم که حتی قادر نیستیم به خلاف این حالت فکر کنیم. ما نمی توانیم واقعیت اینکه چه کسی هستیم، از کجا آمده ایم و پس از مرگ به کجا خواهیم رفت را واکاوی کنیم. به خاطر اینکه در جهل زندگی میکنیم و در جهل می میریم، به حقیقت پی نمی بریم و به چرخیدن در چرخه کارمایی ادامه می دهیم.
البته که ما یک جسم داریم، دست ها، پاها، یک سر و یک قلب داریم. این را می دانیم. دقیقاً همان طور که خودرو داریم ولی خودمان خودرو نیستیم. پیراهن داریم، ولی خودمان پیراهن نیستیم. به همین ترتیب، جسم هم داریم، ولی خودمان جسم نیستیم. جسم، از انرژی کیهانی به وجود آمده است که وقتی به زمین می رسد، «ما» می شود. سالها بعد، جسم می میرد و ما ـ انرژی زندگی درونی ـ از این دنیا می رود. این را می دانیم. می دانیم که هر روز رخ می دهد. ولی همچنان، این حقیقت را که ما جسم نیستیم، درک نمی کنیم. ذهن ما، باعث می شود باور کنیم که «ما» ذهن هستیم. باعث می شود بیندیشیم و کاری کنیم که افکارمان، اعمالمان را کنترل کنند. همه کسانی که به قانون کارما اعتقاددارند شاید بفهمند که جسم نیستند، اما قطعاً فکر می کنند که ذهن هستند. جسم می میرد و به نیستی می رسد. تا وقتی که معتقد هستیم «ما ذهن هستیم و این ذهن است که پس از مرگ جسم هم زندگی می کند»، به انباشتن کارما ادامه می دهیم.


آتمان این راوی
کارما
ص 65 و 66

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی بیکلام Northbound اثری از Dan Gibson's Solitudes 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

سلام دوستان عزیز


دوستان هر سال با آغاز تابستان معمولاً میزان حمایت از کانال کمتر می‌ شود

لطفا حمایت از کانال فراموش نکنید، فراموش نکنید که تنها درآمد این کانال، حمایت‌های داوطلبانه شماست

شماره کارت
6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات

سپاس از همراهی شما 🌹❤️

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

شما کیستید؟


شاید لازم باشد لحظه ای فاصله بگیریم و چند سؤال مقدماتی بپرسیم و سپس به سوال اصلی بازگردیم، آیا وقتی در ده سالگی به آینه نگاه می کردید، یک بدن ده ساله نمی دیدید؟ آیا این، همان شمایی نبود که اکنون بدن یک بزرگسال را می بیند؟ آن چه به آن نگاه می کردید، تغییر کرده، اما خودتان، یعنی کسی که نگاه می کند هم تغییر کرده است؟ آیا تداوم بودن وجود ندارد؟ آیا کسی که طی سال ها به آینه نگاه می کرد، یک وجود نبوده است؟ باید با دقت در این باره بیندیشید‌ یک سوال دیگر از شما می پرسم: «آیا هر شب که به خواب می روید، خواب می بینید؟ چه کسی خواب می بیند؟ خواب دیدن چه معنایی دارد؟» پاسخ می دهید: «خوب، خواب دیدن شبیه به یک فیلم سینمایی ست که در ذهن من نمایش داده می شود و من آن را تماشا می کنم‌.» چه کسی تماشا میکند؟ «من» همان شمایی که به آینه نگاه می کند؟ آیا همان شمایی که این واژه ها را می خواند، به آینه نیز نگاه می کند و خواب هم میبیند؟
وقتی بیدار می شوید، می دانید شما خواب دیده اید. هوشیاری آگاهانه نسبت به بودن، تداوم دارد‌. رامانا ماهاریشی سؤال هایی بسیار ساده می پرسید: «وقتی شما می بینید، چه کسی می بیند؟ وقتی شما می شنوید، چه کسی می شنود؟ چه کسی خواب را تماشا می کند؟ چه کسی به تصاویر آینه نگاه می کند؟ چه کسی همۀ این تجربه ها را دارد؟» اگر بخواهید پاسخ هایی صادقانه و حسی به این پرسش ها بدهید، به سادگی خواهید گفت: «من. من هستم. من در اینجا همه این ها را تجربه می کنم‌.» این، تقریباً بهترین پاسخ شماست.
در واقع، به سادگی می توان فهمید که شما، آن چیزهایی که تماشایشان می کنید، نیستید. این یک وضعیت متعارف «فاعل - مفعول» است. شما یعنی فاعل یا شاهد، به مفعول ها یا مشهودات نگاه می کنید. پس لازم نیست ما یکایک موضوع های دیده شده را در جهان بررسی کنیم و بگوییم آنها، شما نیستید. می توانیم به سادگی به این نتیجه کلی دست یابیم: اگر شما کسی هستید که به پدیده ای نگاه می کنید، آن پدیده شما نیستید. پس بی درنگ و در گام نخست، می دانید که چه نیستید: شما جهان بیرون نیستید‌‌‌. شما کسی هستید که در درون است و به جهان بیرون می نگرد.
این کاری ساده بود‌. اکنون دست کم بیشمار پدیده های بیرونی را حذف کردیم. با این حال ما کیستیم؟ و اگر شما کنار همۀ آن پدیده ها در بیرون نیستید، پس کجا هستید؟ فقط لازم است توجه کنید و درک نمایید که حتی اگر همه پدیده های بیرونی ناپدید شوند، باز هم شما خواهید بود و احساس هایی را تجربه خواهید کرد.
مجسم کنید چه اندازه ترس را احساس می کنید. شاید سر در گمی و حتی خشم را نیز احساس کنید. با این حال، چه کسی این عواطف را احساس میکند؟ باز هم می گویید «من» این پاسخ درست است‌. همان «من» جهان بیرون و همچنین عواطف درونی را تجربه می کند.
شما در مرکز آگاهی تان، پشت همه چیز هستید و فقط تماشا می کنید. اینجا خانه حقیقی شماست. حتی اگر همه چیز را بردارید، همچنان هستید و نسبت به ناپدید شدن همه چیز هوشیارید، در حالی که اگر مرکز هوشیاری را بردارید، هیچ چیزی نخواهد بود. آن مرکز، جایگاه خویشتن است. شما از آن جایگاه، هوشیارید که افکار عواطف و جهانی را از طریق حس هایتان دریافت می کنید. اما اکنون به هوشیاری خودتان، هوشیار هستید. راز بزرگ هنگامی آغاز میشود که در آن جایگاه ژرف درونی قرار می گیرید.


مایکل ای سینگر
رها از بند
ص 43 و 44 و 45

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Magical Mist اثری از Dan Gibson 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Butterfly اثری از Terry Oldfield & Soraya Saraswati 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

در زندگی، اتفاقات بسیاری رخ می دهند؛ بسیاری از سوء تفاهم ها و بسیاری از کشمکش ها. اما هر بار احساس رنجش میکنیم، دلیلش این است که به چیزی باور داریم که حتی واقعیت ندارد؛ چیزی که ممکن است به نظر حقیقت داشته باشد، اما ندارد. باور داشتن دروغ ها موجب آزار ما میشوند؛ باور داشتن دروغ ها باعث می شوند از آدم هایی که واقعاً دوستشان داریم، فاصله بگیریم. اینک زمان آن فرا رسیده تا خود را از آن دروغ ها رها کنیم و اجازه دهیم تمام رنجش ها از میان بروند.
چرا نباید از کسانی که دوستشان داریم، لذت ببریم؟ چرا باید اوقات ارزشمندمان را صرف رنجش از والدین مان کنیم فقط به این دلیل که می خواهیم خودمان باشیم و نه کسی که آنها از ما انتظار دارند؟ چرا نگرش مان را تغییر نمی دهیم و متوجه نمیشویم فرصت کمی داریم تا به آنها بفهمانیم واقعاً در قلب مان چه حسی نسبت به آن ها داریم؟
چرا غرورمان را کنار نمی گذاریم و طلب بخشایش نمی کنیم؟ این که ما باور داریم آنها باید به دلیل برخی بی عدالتی ها سرزنش شوند، اهمیتی ندارد. مهم این است که کوته نظری ها را کنار بگذاریم و بار دیگر با هم باشیم.
هم اکنون و در همین لحظه قلبتان را بگشایید و عشق و محبت خود را نثار والدین تان کنید. پدر و مادرتان، عشقی بی قید و شرط نسبت به شما دارند؛ حتی اگر این احساس را نشان ندهند. اگر عشق شان را نشان نمی دهند، دلیلش این است که آگاه نیستند.
والدین شما بزرگترین موهبت را به شما میدهند که همانا زندگی است. پیام خداوند، زندگی است و این پیام از طریق والدین تان به شما رسانده شده است. شما این پیام را به فرزندانتان می دهید؛ شما آنها را به این دنیا می آورید. این عشق باید بی قید و شرط باشد و اگر ما دروغ های خود را باور نکنیم، این عشق بی قید و شرط است.


دُن میگل روییز
حلقه آتش
ص 25 و 26

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

جامعه ای که در آن زندگی می کنیم در اصل براساس ارتباط با هم تشکیل شده است. اگر در این ارتباط عشق وجود نداشته باشد و فقط بهره کشی از هم و راحتی متقابل به طرق مختلف مطرح باشد، چنین ارتباطی به ناگزیر فساد به بار می آورد؛ بنابراین تکلیف ما با این امور چیست؟ این دنیا باشکوه است و ما زیبایی این دنیا، زیبایی زمین، کیفیت خارق العاده ی درخت را با انهدام زمین و خود از میان می بریم. بنابراین کار ما، مایی که در مقام انسان در این جا زندگی می کنیم چیست؟ آیا ما، فرد فرد ما، باید ببینیم که فاسد نیستیم؟ اگر ارتباط ما با هم مخرب باشد و میان ما جنگ دایم، کشمکش، درد و ناامیدی، آن وقت به ناگزیر محیطی می آفرینیم که جلوه گر آن چیزی است که هستیم. بنابراین تکلیف ما چیست، تکلیف فرد فرد ما؟ آیا این فساد، این نبود تمامیت، یک تجرد یا یک ایده است یا یک واقعیت، واقعیتی که ما طالب تغییر آن هستیم؟ اختیار با شماست.


کریشنامورتی
دیدار با زندگی
ص 135 و 136

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

در خانواده نیاز اصلی فقط حرف زدن نیست، احساس دیده شدن است

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

آرامش از حجم گفتگو نمی‌ آید، از کیفیت حضور می‌ آید

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Sri Ram اثری از Terry Oldfield 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

رهایی یعنی دیدن زندگی، پیش از آنکه فکر آن را تفسیر کند

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

درک کردن طبیعت راستین شر، وقتی است که بخشش راستین بتواند آغاز شود. وقتی مسیح مصلوب شد، به سمت پایین و به شکنجه گران خود نگاه کرد و آنها را بخشید.
بخشش وقتی ممکن است که ببینید که اگر مردم خشن و تهاجمی هستند و نسبت به وضعیت شما گذشتی ندارند به این خاطر نیست که آنها شر هستند، بلکه صرفاً به این خاطر است که جستجو می کنند و هیچ راه دیگری برای یافتن آن چه که در جستجوی آن هستند، در ذهن ندارند. آنها تمامیت را نمیبینند و بنابراین وارد جهان میشوند و به جست وجوی تمامیت می پردازند: با نابود کردن هر چیزی که آن را به صورت تهدیدی برای تمامیت می دانند و هر چیزی که فکر می کنند مسئول کامل نبودن چیزهاست.
آنها با ندیدن تمامیت بیرون می روند و بلاگردان های خودشان را نابود می کنند.


جف فوستر
عمیق ترین پذیرش
ص 239 و 240

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی On A Beautiful Moonlit Night اثری از Loafy Building 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

رعایت قانون جبران

دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد.

اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید

5894 6311 2012 0597
حسین اکبرلو
بانک رفاه

این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است.

با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹

Читать полностью…
Subscribe to a channel