1889
👁سیدمحمدهادی گرامی👁 هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی شیعهشناسی، تاریخ، انسانشناسی، روششناسی، فلسفه، قرآن نویسنده، مدرّس و مشاور اینستاگرام: Instagram.com/m.hadi.gerami ادمین: @nbaqe وبسایت: ihcs.academia.edu/Gerami
سلسله وبینارهای بینالمللی (نشست ۲)
🔹جلوه جاودان پیامبر اعظم (ص) در گستره تمدن و فرهنگ اسلامی
سلسلة الندوات الدولیة (۲)
«التجلّی الخالد للنبیّ الأعظم (صلّى اللّه علیه وآله وسلّم) فی رحاب الحضارة والثقافة الإسلامیة»
بمناسبة الذکرى الـ۱۵۰۰ لمیلاد النبی الأکرم (صلّى اللّه علیه وآله وسلّم)
🔸سخنرانان:
الأستاذ الدکتور عقیل رزاق نعمان الموسوی
أستاذ الفقه وأصوله، قسم علوم القرآن والتربیة الإسلامیة، کلیة التربیة ابن رشد للعلوم الإنسانیة، جامعة بغداد.
دکتر سید محمدهادی گرامی
✔️زمان و مکان:
یکشنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۵
(11 October 2026 )
ساعت: ۱۸:۳۰ تا ۲۰
پیوند ورود به نشست
https://webinar.ihcs.ac.ir/rooms/mje-q1s-af2-6vw/join
🍀🍀@ihcssir
💢۵۵💢 مکتب فقهی آیتالله شبیری زنجانی؛ درنگی در ضرورت گذار از "فرمالیسم اصولی" به سوی درک تاریخی سنت
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⚠️ فقه برای رهایی از انزوا در زیستجهان معاصر، ناگزیر از بازگشت به «تاریخمندیِ خویش» است.
#شبیری_زنجانی #اثبات_گرایی #مطالعات_اسلامی #هادی_گرامی #فرمالیسم_اصولی
متن یادداشت در ادامه👇
🆔 /channel/Khanishha
💢بازتاب خبری نشست «ژورنالیسم پژوهشی در علوم انسانی»
⬅️نشست علمی «ژورنالیسم پژوهشی در علوم انسانی» که به مناسبت روز خبرنگار در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، برای من بیش از یک نشست مرسوم، مجالی برای اندیشیدن به یک «انسداد دیرین» بود؛ انسداد میان «آکادمیا» و «حیات اجتماعی».
⬅️در این نشست ــ که در کنار همکاران ارجمندم دکتر عبدالمجید مبلغی و دکتر طیبه محمدیکیا به بحث و تبادل نظر گذشت ــ تلاشم بر این بود تا از منظری پدیدارشناختی نشان دهم که چرا ترویج و کنشگری آکادمیک در فضای عمومی، نه یک انتخاب تفننی، که یک «ضرورت هستیشناختی» برای زنده ماندن نهاد علم است.
⬅️واقعیت آن است که اگر ما حقیقت علمی را صرفاً یک امر «اثباتگرا» و ئوریک بدانیم، عملاً به حذف دانشگاه از سوی جامعه و رسانه تن دادهایم. در نگاه من، پژوهشگر نباید تنها یک «تولیدکنندهی منزوی متن» باشد؛ بلکه باید در مقام «سوژهای حاضر»، به بازتعریف جایگاه دانش در گردش سرمایههای اثرگذار بپردازد.
⬅️ما نیازمند عبور از آن «نگاه راستکیشیانه سنتی» هستیم که میان «دقت علمی» و «زبان اثرگذار اجتماعی» دیوار میکشد. گرهگشایی از مسائل معاصر، در گرو درک «سیالیت» و حضور پژوهشگر در تقاطع دین، فرهنگ و امر روزمره است.
⬅️ گزارش تفصیلی این نشست و بازتاب آن در رسانهها (از جمله روزنامهی جامجم) را میتوانید از طریق لینکهای زیر دنبال کنید. امید که این مسیر، آغازی باشد برای «افقگشایی» در نسبت میان نخبگان و جامعه.
🔹گزارش نشست در وبسایت پژوهشگاه:
👉 ihcs.ac.ir/fa/news/27864
🔹بازتاب نشست در روزنامه جامجم:
👉jamejamonline.ir/006YI7
🔹بازتاب نشست در جامجم آنلاین:
👉jamejamonline.ir/fa/news/1563585
#ژورنالیسم_پژوهشی #علوم_انسانی #پژوهشگاه_علوم_انسانی #هادی_گرامی #پدیدارشناسی
🆔 /channel/Khanishha
🏛 امضای بیانیه دانشپژوهان بینالمللی علوم انسانی در محکومیت تهدید غیرنظامیان ایرانی، دانشگاه سنت اندروز و نهادهای دیگر، بینالمللی
برای مطالعه جزئیات بیشتر این خبر آکادمیک، روی لینک زیر کلیک کنید:
🔗 ورود به پورتال اطلاعرسانی طومار اندیشه
✨ مؤسسه فرهنگی هنری طومار اندیشه
🆔 @toomareandisheh
🏛 هفتمین مدرسه تابستانی بینالمللی انجیل برنابا و ادبیات آپوکریفای مسیحی، دانشگاه استراسبورگ، فرانسه
برای مطالعه جزئیات بیشتر این خبر آکادمیک، روی لینک زیر کلیک کنید:
🔗 ورود به پورتال اطلاعرسانی طومار اندیشه
✨ مؤسسه فرهنگی هنری طومار اندیشه
🆔 @toomareandisheh
🏛 برنامه نگارش مقالات علمی در حوزه ایرانشناسی، دانشگاه کالیفرنیا، سندیگو، ایالات متحده
برای مطالعه جزئیات بیشتر این فرصت آکادمیک، روی لینک (اصلاح شده) زیر کلیک کنید:
🔗 ورود به پورتال اطلاعرسانی طومار اندیشه
✨ مؤسسه فرهنگی هنری طومار اندیشه
🆔 @toomareandisheh
💢یک قاب ماندگار از جنس «اصالت» و «تکریم»
🔹دیروز در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شاهد اتفاقی بودیم که در هیاهوی تقویمهای اداری، کمتر مجالی برای آن مییابیم. آیین نکوداشت سرکار خانم دکتر مریم قبادی، نه یک نشست مرسوم، که ضیافتی مالامال از عشق، صرافت و احترامی اصیل بود.
#دکتر_مریم_قبادی #پژوهشگاه_علوم_انسانی #اخلاق_آکادمیک #تکریم_اساتید #سید_محمدهادی_گرامی
🆔 /channel/Khanishha
🔰استقبال اساتید پژوهشگاه علوم انسانی از تصمیم وزیر علوم؛
«امیری تهرانی» نویدبخش بازگشت آرامش و قانونمداری
🔸گروهی از اساتید پژوهشگاه در نامهای به وزیر علوم، انتصاب «محمدرضا امیری تهرانیزاده» را گامی حیاتی برای نجات این نهاد علمی خوانده و تاکید کردند که این تغییر، پایانی بر تصمیمات سلیقهای و بازگشت به مسیر قانونمداری است.
🔸در پی تغییر مدیریت در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و برخی فضاسازیهای رسانهای اقلیتی محدود، بدنه اصلی هیئت علمی این نهاد با انتشار نامهای سرگشاده، از اقدام مدبرانه وزیر علوم حمایت کردند.
🔸اساتید در این نامه، انتصاب «محمدرضا امیری تهرانیزاده» را گامی حیاتی برای نجات این نهاد علمی خوانده و تاکید کردند که این تغییر، پایانی بر تصمیمات سلیقهای و بازگشت به مسیر قانونمداری است.
ibna.ir/x6Hsw
@ibna_official
💢چرا یک جامعه به «رئیس بیگانه» تن میدهد؟
تحلیلی شنیدنی از پدیدهی Stranger Chief در انسانشناسی سیاسی
🎤 دکتر احمد پاکتچی
🔹شاید در حالت عادی اینطور به نظر برسد که هر ملتی ترجیح میدهد حاکم و مدیر جامعهاش از «جنس خودش» باشد. هیچکس در شرایط طبیعی نمیپذیرد که یک بیگانه یا غریبه بر او ریاست کند؛ اما تاریخ و انسانشناسی سیاسی به ما نشان میدهد که همیشه اینطور نیست! در این فایل صوتی بسیار مهم، پدیدهای به نام «رئیس بیگانه» (Stranger Chief) بررسی میشود: شرایطی که در آن، یک جامعه نهتنها در برابر ریاست یک غریبه مقاومت نمیکند، بلکه خودش خواهان و پذیرای آن میشود.
🔹اما چه چیزی یک جامعه را به این نقطه میرساند؟ پاسخ را باید در دو کلمهی کلیدی جستجو کرد: «دودستگی حاد» و «نارواداری». زمانی که یک جامعه دچار شکافهای عمیق داخلی میشود و گروههای رقیب به چنان سطحی از خصومت میرسند که تحمل پیروزیِ گروه مقابل برایشان غیرممکن است (نبودِ رواداری دموکراتیک)، تعادل جامعه به هم میریزد. در این بنبستِ فرساینده، گروههای درگیر ترجیح میدهند یک «فرد غریبه» یا «نیروی بیرونی» بیاید و بر همه مسلط شود.
🆔 /channel/Khanishha
همراهان و دوستان «خوانشها»، سلام.
پس از یک سکوت طولانی و سنگین، بار دیگر به این فضا بازگشتهام. در آن چهل روز ملتهب که سایهی جنگ بر سر شهرها و زیستمرزهای ما سنگینی میکرد و به تبع آن، راههای ارتباطی و اینترنت نیز در تنگنا و انسداد کامل فرو رفت، مجالی برای نوشتن و گفتن نبود.
پیام تبریک عیدی که در آن روزها اینجا گذاشتم، تنها یک نقطهچین کوچک بود؛ آرزویی خشک و خالی برای روزهایی بهتر، در اوج روزمرگیهایی که بوی دلهره میدادند.
اما اکنون که تا حدی از آن کوران حوادث فاصله گرفتهایم، زمان آن رسیده است که دوباره از «متن» و «جامعه» سخن بگوییم. تجربهی زیستهی ما در این ماههای اخیر نشان داد که چقدر نیازمند عبور از جزماندیشیها و درک «سیالیتها» هستیم. نشان داد که چگونه جنگ و بحران، میتواند مفاهیم، هویتها و حتی دینداری ما را در تقاطع «امر روزمره» دستخوش دگرگونی و برساختهای تازه کند.
🆔 /channel/Khanishha
💢در باب «سوء خوانش» و «اخلاق گفتگو»؛ پاسخی به یک نقد💢
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⬅️ از سر اتفاق، نقدی بر یادداشت «اَمّا بعد از چهل روز... » به قلم یکی از اساتید محترم (جناب آقای محمد مهدی سیار) دیدم که به شکلی ناخواسته، خود بهترین مصداق و شاهد مدعای اصلی آن یادداشت بود. این نقد، بیش از آنکه مرا به بازاندیشی در محتوای تحلیلم وادارد، در درستی تشخیصم از «وضعیت موجود» مصممتر کرد. همانطور که گفته شد، «آفتاب آمد دلیل آفتاب». لذا این پاسخ را نه از سر جدال، بلکه بهانهای برای تعمیق یک بحث روششناختی مینویسم.
۱. در باب مغالطهی «توصیف» و «تجویز»؛ یک خطای ابتدایی:
منتقد محترم، با استناد به بخشی از یادداشت، مرا به تناقضگویی متهم کردهاند که چرا در عین ادعای «توصیف»، به «تجویز» رادیکال پرداختهام. این نقد، ناشی از یک سوءبرداشت بنیادین از مفاهیم «توصیف/تجویز» در سپهر علوم انسانی است.
آنچه من از آن سخن میگویم، تفکیک میان «منظر الهیاتی» و «منظر پدیدارشناسانه» است. در منظر الهیاتی، «تجویز» به معنای صدور حکم بر اساس مبانی وحیانی و کلامی است. اما در منظر جامعهشناختی و پدیدارشناسانه، «توصیف» هرگز به معنای یک گزارش خنثی و بیهدف نیست. هر تحلیلگر اجتماعی، پس از «توصیف» یک پدیده (مثلاً توصیف یک بیماری اجتماعی)، به یک «جمعبندی» و «توصیه» میرسد. این یک امر بدیهی در پراکسیس علوم انسانی است.
اینکه جامعهی ما پس از دههها تجربهی ایدئولوژیزدگی، به یک «عطش تاریخی» برای تنفس در فضایی غیرایدئولوژیک رسیده، یک «تجویز» الهیاتی نیست؛ یک «توصیف پدیدارشناسانه» از یک نیاز واقعی و ملموس جامعه است. توصیه به حرکت به سوی این فضا نیز، نه یک حکم فقهی و الهیاتی، بلکه یک «راهحل جامعهشناختی» برآمده از همان توصیف است. خلط این دو سطح از تحلیل، خطایی است که از یک استاد حوزهی ارتباطات و علوم انسانی بعید به نظر میرسد.
۲. در باب «تلهی دوقطبی» و همسانسازیهای تقلیلگرایانه:
نگرانکنندهتر آنکه، منتقد محترم، دغدغهی یادداشت مرا با پیام اخیر آقای رضا پهلوی همسان پنداشتهاند. این دقیقاً همان «مکانیسم دوقطبیساز» و «خشونت نمادین» است که در یادداشت، نسبت به آن هشدار داده بودم.
این منطق معیوب میگوید هرکس که وضع موجود را نقد کند و از ضرورت یک فضای جدید سخن بگوید، لزوماً در زمین «جریان پهلوی» بازی میکند. این همان تفکری است که «قشر میانه» و «نخبگان مستقل» را ذبح میکند و آنها را مجبور به انتخاب میان دو گزینهی نامطلوب میکند.
⬅️ یادداشت من، دقیقاً فریادی علیه همین «تقلیلگرایی» بود. این یادداشت، تلاشی بود برای گشودن یک «فضای سوم»؛ فضای نخبگان مذهبی و غیرمذهبی منتقدی که نه دل در گروی وضع موجود دارند و نه به آلترناتیوهای دینستیز و خشونتطلب دل بستهاند. اما گویی ذهنیت دوقطبی، قادر به فهم و هضم این «فضای سوم» نیست.
🆔 /channel/Khanishha
💢۵۲💢اَمّا بعد از چهل روز؛ درنگی در نارواداری و مناسک نوپدید
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⚠️«در لحظههای تحول، "چگونگی" بر "چیستی" پیشی میگیرد: مناسک بر ایدئولوژی».
[قسمت ۲ از ۲]
چهار) اقتضای نارواداری در بزنگاههای تحول قدرت: البته از منظر جامعهشناسی سیاسی، قابل درک است که در لحظات «تحول قدرت»، شکلگیری یک دوقطبی، امری ناگزیر و حتی از منظر تحلیلی، «توجیهپذیر» است. این تنها جایی است که شاید بتوان خشونت و نارواداری را به عنوان اقتضای تغییر فهمید. در آن لحظهی خاص، جایی برای قشر میانه نیست و همه باید انتخاب کنند. اما پیش و پس از آن لحظه، این وضعیت نه تنها توجیهپذیر نیست، بلکه برای کالبد اجتماعی ایران، سمی مهلک است. نگرانی من این است که این «ذهنیت حذفی» و «ناروادار»، حتی پس از فروکش کردن هیجانات، به یک «فرهنگ سیاسی» ماندگار تبدیل شود و ما را از یک چاله به چالهای عمیقتر بیندازد؛ چالهای که در آن، دیگر نه تنها حکومت دینی، که هرگونه «دینداری» نیز برتابیده نمیشود.
⬅️ما به یک نگاه سوم، یک نگاه بیرونی و پدیدهشناسانه نیاز داریم که این وضعیت را «توصیف» کند و دربارهی خطرات آن برای «ایرانیت» هشدار دهد؛ پیش از آنکه دیر شود.
🆔 /channel/Khanishha
⭕️#صوت کامل گفتوگو با سید محمد هادی گرامی، استاد دانشگاه|«علوم انسانی ایران در محافل بین المللی چه جایگاهی دارد»
📺 #ایده کاری از مجله تصویری فرهیختگان
🔴سید محمد هادی گرامی، استاد دانشگاه: بعد از ۱۱ سپتامبر غرب مطالعات اسلامی را از دانشگاه به دپارتمانهای سیاسی امنیتی منتقل کرد
#ایده کاری از مجله تصویری فرهیختگان
میزبان: پرویز امینی
🔴قسمت بیستم برنامه «ایده» با حضور سید محمد هادی گرامی منتشر شد
🔴 در این قسمت «ایده» سید محمد هادی گرامی، استاد دانشگاه درباره «علوم انسانی ایران در محافل بینالمللی چه جایگاهی دارد؟» توضیح میدهد.
#ایده کاری از مجله تصویری فرهیختگان
میزبان: پرویز امینی
💢۵۵💢 مکتب فقهی آیتالله شبیری زنجانی؛ درنگی در ضرورت گذار از "فرمالیسم اصولی" به سوی درک تاریخی سنت
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⚠️ فقه برای رهایی از انزوا در زیستجهان معاصر، ناگزیر از بازگشت به تاریخمندیِ خویش است.
⬅️ ارتحال اندوهبار آیتالله سید موسی شبیری زنجانی (ره)، حوزههای علمیه و جامعهی پژوهشی ما را از حضور یکی از استوانههای کمنظیر فقه و رجال محروم کرد. در روزهای گذشته، دوستان و پژوهشگران ارجمندی از زوایای گوناگون به واکاوی شخصیت و سلوک ایشان پرداختند. برخی بر رویهی مداراجویانه، شخصیت متواضع و نقش میانجیگرانهی ایشان در پرهیز از رادیکالیسم سیاسی تأکید کردند، و برخی دیگر (همچون احمد زیدآبادی) به درستی، تمایز مکتب فقهی ایشان را در برابر مکتب مسلط اصولی برجسته ساختند.
⬅️ اما فارغ از خوانشهای سیاسی و اجتماعی، آنچه در کارنامهی علمی این فقیه نواندیش (در معنای اصیل کلمه) شایستهی تأملی عمیقتر است، نقطهی عزیمت روششناختی ایشان در مواجهه با تراث اسلامی است. آیتالله شبیری زنجانی در زمانهای زیست و تدریس کرد که غلبهی بلامنازع فرمالیسم اصولی ـ بهویژه در امتداد مکتب نجف و آرای بزرگانی چون میرزای نائینی و آیتالله خویی ـ فقه را به دانشی بهشدت قاعدهمحور، قیاسی ـ ارسطویی و تجریدیافته از زمینههای تاریخی بدل کرده بود. در این رویکرد قاعدهمحور، گاه متن روایات و شرایط صدور آنها در سایهی قواعد پیشینی اصولی قرار میگرفت.
⬅️ در برابر این جریان مسلط، مکتب فقهی آیتالله شبیری (با وامگیری خلاقانه از اسلوب استاد بزرگشان، آیتالله بروجردی) بازگشتی مبارک به «متن» و «تاریخ» بود. ایشان با تتبعی حیرتانگیز در علم رجال، نسخهشناسی و ردیابی تاریخی فتاوا، تلاش کردند تا فهم احکام را از حصار قواعد خشک ذهنی خارج کرده و به فهم «عرفی» و «تاریخی» روایات نزدیک کنند. این فاصلهگرفتن از اثباتگرایی صُلب اصولی و بها دادن به شواهد تاریخی و خطاپذیری اسناد، گشایشی بزرگ در فضای فقه سنتی بود.
⬅️ با اینهمه، برای ما که امروز در تقاطع چالشهای پیچیدهی علوم انسانی و مطالعات دین ایستادهایم، این میراث ارزشمند میتواند نقطهی آغازی برای گشودن افقهای جدیدتر باشد. پرسشی که اکنون پیش روی پژوهشگران مطالعات اسلامی قرار دارد این است: آیا اتکا به تاریخ، صرفاً در سطح «تاریخ اسناد»، «علم رجال» و «تتبع در تطور فتاوا» متوقف میماند، یا میتوان از آن به سوی سامان دادن یک گفتمان ساختارمند جدید که مبتنی بر «زمینهگرایی» در فهم شریعت است، حرکت کرد؟
⬅️ ارزش کار بزرگانی چون آیتالله شبیری در این بود که نشان دادند متون دینی در خلأ صادر نشدهاند و راویان و بستر انتقال حدیث، نقشی حیاتی در فهم ما از دین دارند. اما گام بعدی و ضروری در بسط این نگاه تاریخی، عبور از این رویکرد «حواشی بر متن اصلی» و رسیدن به رویکردی ساختیافته برای بازفهم تاریخی «زیستجهان» عصر صدور است.
⬅️ هنگامی که ما فقه را آنگونه که در بستر تاریخیاش «بوده است» مطالعه میکنیم، درمییابیم که احکام و مفاهیم دینی، تنها مجموعهای از دستورالعملهای ایستا نبودهاند؛ بلکه در یک دیالکتیک مداوم با مناسبات قدرت، ساختارهای طبقاتی، شرایط اقتصادی و فرهنگ زمانهی خویش شکل گرفته و معنا یافتهاند. به عنوان نمونه، فهم دقیق احکام مرتبط با زنان، مناسبات مالی، یا تعامل با دیگر جوامع، بدون درک ساختار اجتماعی جامعهی حجاز یا عراق سدههای نخست، همواره با نوعی کاستی معرفتی همراه خواهد بود.
⬅️ فقه سنتی، با وجود تمام دقتها و وسواسهای ستودنیاش در حوزهی سند و دلالت ظاهری، همچنان از درک «زمینهی گفتمانی» پدیدهها عاجز است. وقتی ما با پدیدههای ملتهبی چون مناسبات قدرت، اقتصاد سیاسی، حقوق زنان یا مسائلی نظیر حجاب و ساختارهای طبقاتی مواجه میشویم، مطالعه این پدیدههای چندلایه در چارچوبهای بیزمان و قاعدهمحور فقهی ـ حقوقی، نتیجهای جز «انسداد گفتوگو» و فاصلهگرفتن روزافزون بدنهی جامعه از نهاد دین نخواهد داشت.
⬅️ ایکاش، این مسیر با جسارتی افزونتر به سمت یک «فقه زمینهگرا و تاریخمند» امتداد مییافت. ایکاش نهاد فقه ما درمییافت که برای فهم «حقیقت» یک حکم در صدر اسلام، باید از چارچوبهای سنتی ارسطویی (اسکولاستیک) و دوگانههای خشک قطع و ظن عبور کرد و به فهم «سیالیت معنا» و دیالوگ پنهان متون با نیازهای زمانهشان دست یافت.
⬅️ فقدان آیتالله شبیری زنجانی، خاموشی یکی از چراغهای روشن دقت، انصاف و تاریخدانی در حوزههای علمیه است. اما میراث روششناختی او ـ یعنی گشودگی به تاریخ ـ میتواند الهامبخش نسل نوی پژوهشگران باشد؛ پژوهشگرانی که زیبنده است با درکی عمیق و بافتارمند از سنت، راهی برای گفتوگوی سازندهی دین با جهان پیچیدهی معاصر بیابند.
#شبیری_زنجانی #اثبات_گرایی #مطالعات_اسلامی #فرمالیسم_اصولی
🆔 /channel/Khanishha
💢۵۴💢نقدی بر رویکرد محمدصالح زارعپور به تاریخ فلسفه و مقاله رورتی
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⬅️ در گفتوگوی همدلانهای که اخیراً با دوست و همکار ارجمندم، دکتر حامد آرضائی ـ که از سرآمدان حوزهی فلسفه طبیعی و تاریخ علم است ـ داشتم، بحث به گرهگاه مهمی در مطالعات فلسفی و تاریخی ما کشید: «غیبت نگاه تاریخی در ساحت فلسفهی تحلیلی» و اساساً بحران «فقدان خودآگاهی روششناختی» در پژوهشهای ما. این تأملات، ذهن مرا به سمت ارائهی اخیر دکتر محمدصالح زارعپور در مدرسهی تابستانی «انعکاس» سوق داد. نشستی که گرچه نفس برگزاریاش در این برهوت روششناختی مغتنم است، اما از قضا خود بازتابدهندهی یک تقلیلگرایی پنهان در مواجهه با سنت فکری ماست.
⬅️ زارعپور در این ارائه، با تکیه بر مقالهی کلاسیک ریچارد رورتی (چهار ژانر در تاریخنگاری فلسفه)، میکوشد تا نشان دهد ما در مواجهه با متون فلسفهی اسلامی در کدام فضا تنفس میکنیم (بازسازی تاریخی، بازسازی عقلانی، تاریخ اندیشه یا عقیدهنگاری). تا اینجای کار، دغدغه بسیار مبارک است؛ اما مشکل بنیادین این خوانش ـ که برآمده از خاستگاه ذهنی ایشان در ریاضیات و سنت فلسفهی تحلیلی است ـ نادیده گرفتن یک «شکاف هستیشناختی» عمیق میان نگاه تحلیلی و نگاه قارهای/تاریخی به متن است که در روایت ایشان آگاهانه یا ناآگانه مورد غفلت قرار میگیرد و اساسا هرگونه روایتگری درباره تاریخ فلسفه و روشهای آن، بدون تأکید بر این شکاف پارادایمیک روایتی ابتر است.
⬅️ برای فهم این خطای استراتژیک، ارجاع به دو اندیشمند غربی ـ از جمله خود رورتی ـ که تجربهی زیستن در مرزهای این دو پارادایم را داشتهاند و در واقع گذار پارادایمی خود را روایت میکنند، بسیار «رهگشا»ست.
⬅️ السدیر مکاینتایر، که بیست سال نخست حیات علمیاش را در فضای فلسفهی تحلیلی سپری کرد، بهخوبی نشان میدهد که چگونه خو گرفتن به موشکافیهای فراتاریخی در این سنت، فیلسوف را از «فهم درست فلسفه» عاجز میکند. او بهصراحت میگوید که نقطهی ضعف فلسفهی تحلیلی، فاصلهی عمیق آن با «تاریخ فلسفه» است. مکاینتایر دریافت که مفاهیم (بهویژه در حوزهی اخلاق و سیاست)، اساساً پدیدههایی «تاریخی»اند و تا زمانی که آنها را در بستر تاریخی و در ارتباط با جانشینان و پیشینیانشان ـ در یک دیالوگ گفتمانی ـ نبینیم، هرگونه استنتاج تحلیلی ما ناقص و عقیم خواهد بود.
⬅️ از سوی دیگر، خود ریچارد رورتی نیز در بسط دیدگاههایش، به این تقابل پررنگ اشاره میکند. رورتی بر این باور است که ما با دو سنت نهادینهشده روبرو هستیم که هیچ امکان سازشی میان آنها نیست: فلسفهی تحلیلی و فلسفهی قارهای. فلسفهی تحلیلی در دنیای خودش زندگی میکند و در واقع فراری است از تاریخ به سمت نوعی «واقعگرایی جزمی»؛ در حالی که سنت قارهای (که بستر زایش تاریخنگاری اندیشه است)، دغدغهی معنا، زبان، تاریخ و «خوانشهای سرگردان» را دارد. در نگاه تحلیلی انگلوـآمریکایی، دغدغه، استخراج ریاضیوار استدلالهاست؛ در حالی که در نگاه تاریخی، دغدغه، فهم «برساختهای» فکری در تقاطع دین، فرهنگ و قدرت است.
⬅️ متون فلسفی ما، کاتالوگهایی از استدلالهای بیزمان و بیمکان نیستند. آنها «برساختههایی» هستند که در دل بحرانهای اجتماعی، کلامی و سیاسی زمانهی خود متولد شدهاند. تقلیل دادن این متون به گزارههای خشک منطقی و بیاعتنایی به این حقیقت که اندیشه، یک «امر سیال» و تاریخی است، نوعی «کوری معرفتی» است.
⬅️ تا زمانی که آکادمیای ما ـ چه در حوزهی فلسفه و چه در مطالعات اسلامی ـ نپذیرد که مفاهیم، دارای هویتی تاریخی و سیالاند، همچنان در دور باطل «عقیدهنگاریهای» سطحی یا «بازسازیهای عقلانی» بیریشه دستوپا خواهد زد.
_
1. مکاینتایر، السدیر (۱۳۷۶)، «نیچه یا ارسطو؟»، ترجمهی غلامحسین توکلی، نقد و نظر، سال سوم، شماره ۱۰ و ۱۱، صص ۴۸۲-۴۶۳. (نقلقول مدنظر در متن، مستخرج از صفحات ۴۷۰ تا ۴۷۵ این مقاله است).
2. Rorty, Richard (1991), Philosophical Papers 2: Essays on Heidegger and Others, Cambridge: Cambridge University Press, pp. 20-26.
#تاریخ_انگاره #پدیدارشناسی #فلسفه_تحلیلی #ریچارد_رورتی #مکاینتایر #خوانشهای_سرگردان
🆔 /channel/Khanishha
💢کانال «خوانشها» مجالی برای طرح ـ آزادانه ـ ایدهها، دیدگاهها، انتقادها، سخنرانیها، مقالات، عکسها و هر آنچه بتواند توجه نگارنده را به خود جلب کند یا با وی مرتبط باشد، خواهد بود. یادداشتهای کانال خوانشها از ابتدا تا کنون:
1. به بهانه راهاندازی کانال «خوانشها»: شوُرش امر مجازی علیه امر حقیقی
2. در میانه صفویان صوفی و صفویه فقاهتی: ملّاطاهر قمی و خوانشی رادیکال از تشیّع
3. از حجاب تا چندهمسری: در جستجوی پایانی برای جدالهای بیپایان
4. واسازی کلیشههای ذهنی درباره گرایشهای تفسیری باطنی و غالیانه در تشیّع متقدم
5. «مفسر قرآن» یا «پژوهشگر قرآنی»: گُنَه کرد در بلخ آهنگری؛ به شوشتر زدند گردن مسگری!
6. هشدار درباره «اثباتگرایی اسلامی» و فقدان خودآگاهی پارادایمی نسبت به آن
7. تهافت فیلسوفان قرآنی تاریخ: امر غیرعینی در زندان عینیّتگرایی اسلامی!
8. قاسم سلیمانی و مسأله هویت ایرانی
9. دروغ، تقیه و تشیع (1): درنگی فلسفی ـ اخلاقی
10. دروغ، تقیه و تشیع (2): رازپوشی و الهیات سیاسی شیعه
11. دروغ، تقیه و تشیع(3): آیا عَربدههای مرگ در دروازههای «طهران» نیز دروغ است؟
12. جنیان و کرونا: گذار از روایتها به سوی فراروایتها
13. جزماندیشی و اثباتگرایی اسلامی
14. اشکال چهارگانه تاریخ انگاره در مطالعات قرآنی
15. جریانشناسی اجتماعی و پارادایمهای مطالعه درباره تشیع نخستین
16. تاریخ اندیشه: کاستی مکتوبات فرقهشناختی و مزیت جریانشناسی اجتماعی
17. نژادپرستی و قرآن(1): سوره حجرات دستمایه غیریتسازی در جهان اسلام!
18. نژادپرستی و قرآن(2): سوره حجرات و غیریتسازی پاناسلامیستی!
19. تفسیر امام حسن عسکری(1): نقدی بر پژوهشهای درونشیعی
20. تفسیر امام حسن عسکری(2): برجستگی کار باراشر و نکتهای نویافته درباره مفسر استرآبادی
21. اثباتگرایان اسلامی و اصالتگرایی در مطالعه دین
22. رواداران/پلورالیزم تاریخگرا در ایران معاصر
23. کربلا، هویت فرقهای و خُلقیات خاصّ شیعه
24. تفسیر عیسی النجار اثری ناشناخته از سنت مکتوبات باطنی
25. از «زنستیزی» تا «بانوپرستی»: قرائتی نو از نگاه امامان شیعه به زنان
26. نقد دیدگاه منسوب به آقای شبیری درباره تاریخنگاری احادیث در غرب
27. تشیع نخستین و تحریف قرآن (1): رویکردی تاریخ انگارهای
28. تشیع نخستین و تحریف قرآن (2): دلالتهای جریانشناختی و تطور تاریخی گونهها
29. ملاحظاتی انتقادی درباره نشست تحلیل فهرستی آقای مددی: فرصتسوزی یا فرصتسازی
30. تحریرهای شیعی از قرآن و محیط جدلی اوایل سده دوم هجری
31. جامعهشناسی و اسلامشناسی: چرا حسن محدثی هنوز از اسلامپژوهی آکادمیک بیخبر است؟!
32. امامان شیعه و قرآن: در میانه رویکردهای افراطی و تفریطی خاورشناسان
33. ادعای متمایز امامان شیعه درباره قرآن چه بود؟
34. «ابژه ایران»: کدام «ایرانپژوهان» به رستگاری آکادمیک نزدیکترند؟
35. بازخوانی قرائتی راستکیشانه از عقیده برائت: رویکردی تاریخی - جامعهشناختی
36. اندر بیمایگی قرائت خرافهستیزانه از انگاره «نحوست صفر»
37. وفات استاد حسن زاده آملی و ستیزههای دیرین حیدری/ نعمتی: یادکردی از فیلسوف عدالت حکیمی
38. گسترش رویکردهای تاریخی ـ فرهنگی در مطالعات اسلامی و چالشهای پیش رو(1)
39. به بهانه به زیر کشیدن فصل سقیفهی برنامه سوره در آستانه فاطمیه
40. گسترش رویکردهای تاریخی ـ فرهنگی در مطالعات اسلامی و چالشهای پیش رو(2)
41. تمایز اسلامپژوهیآکادمیک با رویکرد جامعهشناختی به اسلام
42. بازخوانی انگارههای اقتصادی اسلام: نقدی بر اسلامشناسی انقلابی شریعتی
43. یادداشتهای حجاب(1): بررسی حجاب در صدر اسلام با رویکرد انسانشناسی تاریخی
44. یادداشتهای حجاب(2): حجاب در جامعه طبقاتی صدر اسلام و مسأله آزار و اذیت زنان
45. یادداشتهای حجاب(3): با مخالفان حجاب در صدر اسلام چگونه برخورد میشد؟
46. یادداشتهای حجاب(4): چرا حجاب دستمایهی کشمکش اجتماعی در جامعهی معاصر شده است؟
47. مشکل خاورشناسان در مطالعۀ اندیشههای تفسیری نخستین شیعه
48. به یاد ویلفرد مادلونگ خاورشناس «همدل» و «زبردست»
49. مطالعات قرآنی و اسلامی در برزخ مدرنیته
50. رهایی «تمدن» از ایدئولوژی: تأملی بر قلمرو و اصالتِ پژوهش انتقادی
51. درنگی پدیدارشناسانه در مناظرهی فاطمی: اندر مصائبِ تاریخورزی در زیستجهانِ هویتزده
52. اَمّا بعد از چهل روز؛ درنگی در نارواداری و مناسک نوپدید
53. تجربهی انقطاع؛ تأملی بر درهمتنیدگی «امر مجازی» و «امر حقیقی» در زیستجهان معاصر
🆔 /channel/Khanishha
🔹ژورنالیسم پژوهشی در علوم انسانی
🔸سخنرانان:
دکتر عبدالمجید مبلغی
دکتر طیبه محمدیکیا
دکتر محمدهادی گرامی
🔸دبیر نشست:
افسرالملوک ملکی
✔️زمان و مکان:
شنبه، 17 مرداد ماه 1405
ساعت: 10 تا 12
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
نشست مجازی (غیرحضوری)
پیوند ورود برخط به نشست:
https://webinar.ihcs.ac.ir/rooms/f0g-hrw-thx-qkf/join
@ihcssir
💢درآمدی بر یک حیرت آکادمیک؛ پدیدارشناسی مرگ واقعیت در جنگ چهل روزه
🔹یادداشت پیش رو، که در شماره ۳۷ مجله «سیاستنامه» (پروندهی دانشگاه و جنگ) منتشر شده است، کوششی است برای واکاوی پدیدارشناختی نسبت میان نهاد دانش و پدیدهی جنگ در زیستجهان معاصر ایرانی.
🔹در نبرد چهلروزهی اخیر، ما تنها شاهد اصابت موشکها به سازههای فیزیکی دانشگاههای پایتخت نبودیم؛ بلکه با یک «بحران معرفتشناختی» مهیب روبرو شدیم که در آن، واقعیت زیر آوار روایتهای متناقض و جزمیتهای رسانهای دفن شد. در این یادداشت، به این پرسش پرداختهام که چرا آکادمیا ــ که رسالت ذاتیاش ابهامزدایی و پاسداری از امر واقع است ــ در کشاکش این چهل روز به لکنت افتاد؟
👈نسخهی کامل این یادداشت را میتوانید در این فایل مطالعه کنید.
#سیاستنامه #دانشگاه_و_جنگ #پدیدارشناسی #محمد_هادی_گرامی #خوانشهای_سرگردان
🆔 /channel/Khanishha
💢یک قاب ماندگار از جنس «اصالت» و «تکریم»
🔹در تمام این پنج سال اخیر، کمتر نشستی را به یاد دارم که چنین گرم، پرانرژی و سرشار از «حس خوب با هم بودن» باشد. تالار سخن، چنان از مشتاقان و همکاران پر شده بود که بهراستی جای سوزن انداختن نبود و همراهی تمامعیار حاضران تا واپسین دقایق، گواهی بر محبوبیت استادی است که علم را با اخلاق آراسته است. خلأیی که در سالهای گذشته در تکریم شایستهی اساتید پیشکسوت و بازنشسته حس میکردیم، دیروز با این جوّ صمیمی و پرشور، به بهترین شکل جبران شد.
🔹یادداشتی که به این مناسبت در مجلس قرائت کردم، با استقبال و لطف بسیار همکاران و حاضران روبرو شد. به رسم سپاس و با توجه به درخواست برخی دوستان، متن کامل این نوشتار را به همراه چند قاب از این روز ماندگار در اینجا به اشتراک میگذارم.
🔹امید که طنین این «سخن عشق»، همواره در فضای آکادمیک ما مستدام بماند.
#دکتر_مریم_قبادی #پژوهشگاه_علوم_انسانی #اخلاق_آکادمیک #تکریم_اساتید #سید_محمدهادی_گرامی
🆔 /channel/Khanishha
#تازه_های_نشر_آرما
#تازه_های_مطالعات_دین
چهلوپنجمین عنوان از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) منتشر شد:
📗داستان کربلا و هویت اولیهی شیعه 📗
✍تورستن هیلن
ترجمهی محمدعلی شمس و مهدی شال
از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) - ۵۵
دبیر مجموعه: محسنحسام مظاهری
۳۰۲ صفحه - رقعی
چاپ اول: تابستان ۱۴۰۵
نشر آرما
داستان کربلا و آیینهای وابسته به آن، در زمینهی انقلاب ایران و در زمینههای بسیار دیگر مورد مطالعه قرار گرفتهاند و بارها بهعنوان الگویی شایستهی پیروی تأیید شدهاند. با این حال، پژوهشهای اندکی به نخستین مراحل شکلگیری این داستان اختصاص یافته است. اینکه چگونه داستان کربلا، که در آغاز شرح نبردی کوچک در روزگار نخستین اسلام بود، به الگویی برای پیروی در جهان امروز تبدیل شد؟
کتاب حاضر در تلاش است تا این خلأ معرفتی را پر کند.
فروش اینترنتی: سایتهای ایرانکتاب، سیبوک و...
توزیع: ققنوس
#کتابهای_سرو
#نشر_آرما
@sarvbooks
@nashre_arma
💢کانال «خوانشها» مجالی برای طرح ـ آزادانه ـ ایدهها، دیدگاهها، انتقادها، سخنرانیها، مقالات، عکسها و هر آنچه بتواند توجه نگارنده را به خود جلب کند یا با وی مرتبط باشد، خواهد بود. یادداشتهای کانال خوانشها از ابتدا تا کنون:
1. به بهانه راهاندازی کانال «خوانشها»: شوُرش امر مجازی علیه امر حقیقی
2. در میانه صفویان صوفی و صفویه فقاهتی: ملّاطاهر قمی و خوانشی رادیکال از تشیّع
3. از حجاب تا چندهمسری: در جستجوی پایانی برای جدالهای بیپایان
4. واسازی کلیشههای ذهنی درباره گرایشهای تفسیری باطنی و غالیانه در تشیّع متقدم
5. «مفسر قرآن» یا «پژوهشگر قرآنی»: گُنَه کرد در بلخ آهنگری؛ به شوشتر زدند گردن مسگری!
6. هشدار درباره «اثباتگرایی اسلامی» و فقدان خودآگاهی پارادایمی نسبت به آن
7. تهافت فیلسوفان قرآنی تاریخ: امر غیرعینی در زندان عینیّتگرایی اسلامی!
8. قاسم سلیمانی و مسأله هویت ایرانی
9. دروغ، تقیه و تشیع (1): درنگی فلسفی ـ اخلاقی
10. دروغ، تقیه و تشیع (2): رازپوشی و الهیات سیاسی شیعه
11. دروغ، تقیه و تشیع(3): آیا عَربدههای مرگ در دروازههای «طهران» نیز دروغ است؟
12. جنیان و کرونا: گذار از روایتها به سوی فراروایتها
13. جزماندیشی و اثباتگرایی اسلامی
14. اشکال چهارگانه تاریخ انگاره در مطالعات قرآنی
15. جریانشناسی اجتماعی و پارادایمهای مطالعه درباره تشیع نخستین
16. تاریخ اندیشه: کاستی مکتوبات فرقهشناختی و مزیت جریانشناسی اجتماعی
17. نژادپرستی و قرآن(1): سوره حجرات دستمایه غیریتسازی در جهان اسلام!
18. نژادپرستی و قرآن(2): سوره حجرات و غیریتسازی پاناسلامیستی!
19. تفسیر امام حسن عسکری(1): نقدی بر پژوهشهای درونشیعی
20. تفسیر امام حسن عسکری(2): برجستگی کار باراشر و نکتهای نویافته درباره مفسر استرآبادی
21. اثباتگرایان اسلامی و اصالتگرایی در مطالعه دین
22. رواداران/پلورالیزم تاریخگرا در ایران معاصر
23. کربلا، هویت فرقهای و خُلقیات خاصّ شیعه
24. تفسیر عیسی النجار اثری ناشناخته از سنت مکتوبات باطنی
25. از «زنستیزی» تا «بانوپرستی»: قرائتی نو از نگاه امامان شیعه به زنان
26. نقد دیدگاه منسوب به آقای شبیری درباره تاریخنگاری احادیث در غرب
27. تشیع نخستین و تحریف قرآن (1): رویکردی تاریخ انگارهای
28. تشیع نخستین و تحریف قرآن (2): دلالتهای جریانشناختی و تطور تاریخی گونهها
29. ملاحظاتی انتقادی درباره نشست تحلیل فهرستی آقای مددی: فرصتسوزی یا فرصتسازی
30. تحریرهای شیعی از قرآن و محیط جدلی اوایل سده دوم هجری
31. جامعهشناسی و اسلامشناسی: چرا حسن محدثی هنوز از اسلامپژوهی آکادمیک بیخبر است؟!
32. امامان شیعه و قرآن: در میانه رویکردهای افراطی و تفریطی خاورشناسان
33. ادعای متمایز امامان شیعه درباره قرآن چه بود؟
34. «ابژه ایران»: کدام «ایرانپژوهان» به رستگاری آکادمیک نزدیکترند؟
35. بازخوانی قرائتی راستکیشانه از عقیده برائت: رویکردی تاریخی - جامعهشناختی
36. اندر بیمایگی قرائت خرافهستیزانه از انگاره «نحوست صفر»
37. وفات استاد حسن زاده آملی و ستیزههای دیرین حیدری/ نعمتی: یادکردی از فیلسوف عدالت حکیمی
38. گسترش رویکردهای تاریخی ـ فرهنگی در مطالعات اسلامی و چالشهای پیش رو(1)
39. به بهانه به زیر کشیدن فصل سقیفهی برنامه سوره در آستانه فاطمیه
40. گسترش رویکردهای تاریخی ـ فرهنگی در مطالعات اسلامی و چالشهای پیش رو(2)
41. تمایز اسلامپژوهیآکادمیک با رویکرد جامعهشناختی به اسلام
42. بازخوانی انگارههای اقتصادی اسلام: نقدی بر اسلامشناسی انقلابی شریعتی
43. یادداشتهای حجاب(1): بررسی حجاب در صدر اسلام با رویکرد انسانشناسی تاریخی
44. یادداشتهای حجاب(2): حجاب در جامعه طبقاتی صدر اسلام و مسأله آزار و اذیت زنان
45. یادداشتهای حجاب(3): با مخالفان حجاب در صدر اسلام چگونه برخورد میشد؟
46. یادداشتهای حجاب(4): چرا حجاب دستمایهی کشمکش اجتماعی در جامعهی معاصر شده است؟
47. مشکل خاورشناسان در مطالعۀ اندیشههای تفسیری نخستین شیعه
48. به یاد ویلفرد مادلونگ خاورشناس «همدل» و «زبردست»
49. مطالعات قرآنی و اسلامی در برزخ مدرنیته
50. رهایی «تمدن» از ایدئولوژی: تأملی بر قلمرو و اصالتِ پژوهش انتقادی
51. درنگی پدیدارشناسانه در مناظرهی فاطمی: اندر مصائبِ تاریخورزی در زیستجهانِ هویتزده
52. اَمّا بعد از چهل روز؛ درنگی در نارواداری و مناسک نوپدید
53. تجربهی انقطاع؛ تأملی بر درهمتنیدگی «امر مجازی» و «امر حقیقی» در زیستجهان معاصر
🆔 /channel/Khanishha
💢۵۳💢 تجربهی انقطاع؛ تأملی بر درهمتنیدگی «امر مجازی» و «امر حقیقی» در زیستجهان معاصر
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⚠️ انسداد «امر مجازی»، بازگشت به اصالت مفقود «امر حقیقی» نیست.
⬅️ پیشتر در یادداشتی ـ در طلیعه تأسیس کانال خوانشها ـ با عنوان «شورش امر مجازی علیه امر حقیقی»، به یک چرخش پارادایمی در عصر مدرن اشاره کرده بودم که چگونه مفهوم «مجازی» از یک پدیدهی حاشیهای، ثانویه و سایهوار، به قدرتی فعال و قوامبخش در شکلگیری هویت و واقعیت بدل شده است. در آنجا استدلال شد که امر مجازی دیگر بازتاب منفعل امر حقیقی نیست، بلکه خود در مقام سوژه، واقعیت بیرونی را بازتعریف کرده و بر آن مسلط میگردد.
⬅️ اکنون، با تجربهی زیستهی قطع شبکههای ارتباطی و مسدود شدن اینترنت، صورتبندی تازهای از این نزاع مفهومی پدیدار شده است که سزاوار واکاوی است. در مواجهه با قطعی اینترنت، نگاههای ذاتگرا و اثباتاندیش ـ که همواره درک مکانیکی و ابزارانگارانهای از پدیدههای انسانی دارند ـ با نوعی رمانتیسیسم خام، گمان میبرند که با قطع کابلهای ارتباطی، انسان از توهم جهان دیجیتال رها شده و بالاجبار به دامان اصالت «دنیای واقعی» و تعاملات سنتی بازمیگردد.
⬅️ اما این تقلیلگرایی تحلیلی، فهم پیچیدگی «سوژه» در جامعهی معاصر را نادیده میانگارد. از منظری انسانشناختی، در غیاب شبکههای معنایی، ما نه تنها شاهد بازگشت به یک واقعیت ناب و پیشینی نبودیم، بلکه با نوعی «تعلیق هستیشناختی» مواجه شدیم. انسانی که هویت، کنش اجتماعی و دیالوگ گفتمانیاش در درهمتنیدگی عمیق با امر مجازی بسط یافته بود، با انسداد این شریان، دچار نوعی کوری معرفتی و فلج هویتی گشت. در اینجا، مجازی بودن به معنای فقدان حقیقت نیست؛ بلکه خود حقیقت است که در فرمی دادهمحور تجلی یافته است. با مسدود شدن این فضا، آن «امر حقیقی» نیز بستر ظهور و بروز خود را از دست داد و به محاق رفت.
⬅️ در واقع، قطع اینترنت، کسر کردن یک «ابزار سرگرمی» از حیات روزمره نبود؛ بلکه حذف بستری بود که در آن «سیالیت معنا» تحقق مییافت. وقتی جامعهای امکان خوانش متقابل و مفاهمهی جمعی را از دست میدهد، به مجموعهای از یاختههای منزوی و سرگردان تقلیل مییابد. در چنین خلأ معرفتی و ارتباطیای امکان شکلگیری هرگونه توافق بیناذهنی بر سر مفاهیم بنیادین نیز از میان میرود.
⬅️ در نهایت، تجربهی این انقطاع، تأیید مضاعفی بر همان انگارهی پیشین است: در زیستجهان معاصر، امر مجازی دیگر در نقطهی مقابل امر حقیقی تعریف نمیشود؛ این دو در یک دیالکتیک پیچیده، حیات یکدیگر را تضمین میکنند. گرهگشایی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی، در گرو درک عمیق این درهمتنیدگی است، نه در پناه بردن به توهم حذف و انسداد آن. دور ماندن از چنگال این واقعیت تاریخی، تنها به تعمیق شکاف میان «سوژه» و «ساختار» خواهد انجامید.
🆔 /channel/Khanishha
نوروز امسال را با امیدی آرام اما استوار آغاز میکنیم؛ امیدی که از دل روزهای دشوار گذشته برمیخیزد و ما را به ساختن فردایی روشنتر فرامیخواند. آرزو میکنم سال جدید برای شما و ایران، سال گشایش، آرامش و بالندگی باشد؛ سالی که در آن خرد، همدلی و امید راه را روشن کند. نوروزتان خجسته.
سیدمحمدهادی گرامی🪻🪻🪻
🆔 /channel/Khanishha
#بازتاب_دیدگاه درباره یادداشت ا اَمّا بعد از چهل روز؛ درنگی در نارواداری و مناسک نوپدید
✍️ جناب آقای دکتر #محمد_مهدی_سیار (استاد دانشگاه امام صادق (ع)):
"امتداد تئوریک پیام رضا پهلوی خطاب به «شیعیان باورمند»:
«مذهب تشیع را از حکومت جمهوری اسلامی پس بگیرید!»
....
در آغاز و پایان متنتان تأکید کنید که صرفا در حال «پژوهش» و «توصیف» و «رصد امر فرهنگی» هستید، اما در میانه متن، رادیکالترین تجویزها را شبیه امری بدیهی تحویل مخاطب دهید:
«نیاز طبیعی چنین جامعهای، نه لزوماً نفی دین، بلکه حرکت به سوی یک فضای غیرایدئولوژیک به معنای دقیق و اصیل کلمه بود؛ فضایی روادار که در آن، ساحت عمومی از سیطرهی یک قرائت خاص از دین رها شود و هرکس بتواند در گوشهی امن خود، جهانبینی و سبک زندگیاش را داشته باشد. این یک عطش تاریخی برای تنفس در هوایی تازه بود.»
تمام متن هم ضرورت جداسازی دینداری از جمهوری اسلامی را مفروض میگیرد و دغدغه مقدسش حفظ دینداری در پسفردای تغییر نظام است. (همان دغدغه مقدس شاهزاده در آن پیام خطاب به شیعیان متدین!)."
🆔 /channel/Khanishha
💢۵۲💢اَمّا بعد از چهل روز؛ درنگی در نارواداری و مناسک نوپدید
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⚠️«در لحظههای تحول، "چگونگی" بر "چیستی" پیشی میگیرد: مناسک بر ایدئولوژی».
[قسمت ۱ از ۲]
⬅️ بیش از چهل روز از حوادث تلخ دی ماه ۱۴۰۴ گذشته است و اکنون، بعد از غبار هیجانات نخستین، مجال «درنگ پدیدهشناسانه» فراهم میشود. به عنوان پژوهشگری که دغدغه اصلیاش نه «کنشگری سیاسی» بلکه «رصد امر فرهنگی» است، نمیتوانم از کنار آنچه در این مدت بر زیستجهان ایرانی رفته، بیتفاوت عبور کنم. آنچه بیش از هر چیز نگرانم میکند، نه صرف نتیجهی سیاسی این رخدادها، بلکه «فرایند» اجتماعی خشونتباری است که در حال تکوین است؛ فرایندی که آیندهی ایران را، فارغ از هر تغییری، با چالشی عمیق روبرو میسازد.
یک) از خستگی ایدئولوژیک تا دینستیزی؛ دوری باطل: جامعهی ما دهههاست که از یک «خستگی تاریخی» رنج میبرد؛ خستگی از سپهر عمومی ایدئولوژیکشدهای که دین را در خدمت سیاست به کار گرفت و نوعی «آسفیکسی فکری» (خفگی فکری) را بر حیات اجتماعی تحمیل کرد. این وضعیت، هم به ساحت قدسی دین آسیب زد و هم به دنیای عرفی مردم. نیاز طبیعی چنین جامعهای، نه لزوماً نفی دین، بلکه حرکت به سوی یک فضای غیرایدئولوژیک به معنای دقیق و اصیل کلمه بود؛ فضایی روادار که در آن، ساحت عمومی از سیطرهی یک قرائت خاص از دین رها شود و هرکس بتواند در گوشهی امن خود، جهانبینی و سبک زندگیاش را داشته باشد. این یک عطش تاریخی برای تنفس در هوایی تازه بود. اما متأسفانه، گفتمان غالبی که امروز در هیئت آلترناتیو در حال شکلگیری است، یک گفتمان غیرایدئولوژیک و روادار نیست.
این جریان، خود یک ایدئولوژی جدید «دینستیز» است که با همان منطق حذفی و تمامیتخواه، در پی پاکسازی سپهر عمومی از هرگونه نشانهی مذهبی و فرهنگی «ناهمسو» است. این فضا، به همان اندازه طردکننده و ناروادار است و این برای آیندهی ایران، خطری بزرگتر را صورتبندی میکند. ما در حال تجربهی یک دور باطل و گذار از یک افراط به افراطی دیگر هستیم که در آن، «آزادی» قربانی اصلی است.
دو) ذبح قشر میانه؛ تراژدی نخبگان و مذهبیون منتقد: این دوقطبی کاذب و خشن «حکومتی/برانداز»، یک «قشر سوم» را بیرحمانه در میان دو سنگ آسیا له میکند: نخبگان آکادمیک، روشنفکران مستقل، و مهمتر از همه، آن بخش بزرگ و خاموش از جامعهی مذهبی که منتقد جدی وضع موجود هستند اما با گفتمان دینستیز نیز هیچ نسبتی برقرار نمیکنند. این «قشر سوم»، همان عقلانیت در تبعید و بدنهی اصلی جامعه است که میتوانست پل ارتباط و نیروی محرکهی یک تحول عقلانی و مسالمتآمیز باشد.
اما امروز این گروه از هر دو سو تحت فشار برچسبهاست: از یک سو، به «حکومتی بودن» و «مالهکشی» متهم میشود و از سوی دیگر، به «ضدانقلابی نامطمئن» و «وسطباز» بودن. اینان در یک انزوای تحمیلی، با اضطراب به آینده مینگرند و نگران امنیتی هستند که شاید در فردای یک تحول خشونتبار، از امروز هم کمتر باشد؛ ذبح این قشر میانی، در واقع ذبح آیندهی یک جامعهی متکثر و روادار است.
سه) جنگ مناسک؛ وقتی «ماده» جای «معنا» را میگیرد: عمیقترین لایهی این تحول، که نیازمند تحلیلی دقیقتر است، «درگیری مناسکی» است. ما امروز صرفاً شاهد یک جنگ ایدئولوژیک نیستیم، بلکه در حال تماشای یک «جنگ مناسک مادی» هستیم. هر دو ایدئولوژی، برای خود مناسکی تعریف کردهاند که «عینیت» و «متریالیتی» دارد. این مناسک، دیگر صرفاً بازتاب یک ایدئولوژی نیستند، بلکه خودشان در حال تولید معنا و هویتاند:
• مناسک رسمی: که در رسانههای حکومتی و آیینهای سنتی با سازوکارهای مشخص ترویج میشود.
• مناسک نوپدید: که در جریان مقابل به شکلی خلاقانه (و گاه مخرب) خلق شده است؛ انگارههایی چون «جاویدنام»، شیوههای خاص تدفین و سوگواری (همچون رقص بر مزار)، و واژگان جدیدی چون «خونشور» و «مزدور».
این «مادیت مناسک» از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد ما با یک تحول سطحی روبرو نیستیم. گویی دیگر خود ایدئولوژی و مبانی نظری اهمیت درجهی دوم را دارد و آنچه در صحنه رخ میدهد، نبرد این «آیینهای مادی» است. این مناسک، از طریق «عاملیت» خود، به جای آنکه از ایدئولوژی برآیند، خود در حال تولید یک ایدئولوژی جدید هستند. این پدیده، نشان میدهد که ما با یک تحول صرفاً سیاسی روبرو نیستیم، بلکه در حال تجربهی یک «برساخت فرهنگی» جدید در لایههای عمیق جامعه هستیم که اثرات آن تا سالها باقی خواهد ماند.
ادامه👇
🆔 /channel/Khanishha
🔴برای ارتباط با جهان آکادمیک، نیاز به زبان آکادمیک مسئله محور و عبور از ایدئولوژیزدگی است
#ایده کاری از مجله تصویری فرهیختگان
میزبان: پرویز امینی
🔴غرب اسلام را از ریشهها میشناسد
#ایده کاری از مجله تصویری فرهیختگان
میزبان: پرویز امینی
به نام دوست؛
تاریخِ ما همیشه آمیخته با وقفهها، سکوتها و البته بازگشتها بوده است.
پس از چند هفته دوری ناخواسته، دوباره اینجا هستم. دشوار است کلمات را کنار هم چیدن، وقتی که معنای بسیاری از واژهها زیر سایهی سنگین حوادث دیماه رنگ باخته است.
اما زندگی در جریان است و ما در «خوانشها» باز هم تلاش میکنیم تا در میانهی این هیاهو، مجالی برای درنگ و تأمل پیدا کنیم. تسلیتِ خشک و خالی شاید دردی را دوا نکند، اما بودن در کنار هم و گفتگو، شاید تحملِ سختیها را آسانتر کند.
سیدمحمدهادی گرامی
کانال خوانشها
🆔 /channel/Khanishha