1716
مبارزه با پانکردیسم ستیز با کُرد نیست بلکه عین کُرد بودن است. هیچ ملاحظه ای بالاتر از ایران نیست. ارتباط با ما @iranban_kordbot
🎥 چالش ساختن عکس جوانان کرد با قبر قازی محمد، همراه با آهنگهایی که بر ادامهٔ راه قاضی محمد و قاسملو تأکید میکنند.
برخلاف تلاش ایرانشهریهای مالهکش جریان کردیسم برای تاریخی و متعلق به گذشته جلوهدادن گرایش تجزیهطلبانه مردم کرد، جوانان،نوجوانان و حتی کودکان کرد نشان میدهند که این گفتمان نهتنها به گذشته تعلق ندارد، بلکه در قالبی جدید بازتولید و حتی رادیکالتر شده است.
وقتی قازی محمد و قاسملو همچنان برای بخشی از نسل جوان بهعنوان نماد و الگوی سیاسی بازنمایی میشوند، نمیتوان بهسادگی ادعا کرد که این گفتمان صرفاً خاطرهای از گذشته است.
در پایان یک لحظه واکنش پانایرانیستها و ایرانشهریها را تصور کنید اگر همین پدیده در میان جوانان آذری رخ میداد و با هوش مصنوعی با قبر پیشهوری عکس میگرفتند، همین دوگانهرفتاری کافی است تا بفهمیم مشکل آنها با تجزیهطلبی نیست؛ مشکلشان این است که تجزیهطلب چه کسی باشد.
@iranban_kord
📎زن کرد سران اقلیم را ضحاک خطاب میکند.
در پرتو مدیریت قبیلهای ،اقلیم کردستان بالاترین آمار مهاجرت عراق را دارد .
زن کرد اهل اقلیم کردی عراق که میگوید تحت حاکمیت ضحاک آب و برق و بنزین نداریم. جوانان بیکار و گرسنه هستند و بزودی ضحاک در مقابل قیام گرسنگان سرنگون خواهد شد.شاه ایران با آن همه عظمت در مقابل شورش مردم ایران کاری ازپیش نبرد و سرنگون شد.
۱_البته مردم ایران به خاطر ارزشهای اسلامی و امپریالیستمستیزی چپ انقلاب کردند نه اعتراض به فقر ،گرانی و نبود کالا ؛ کارمندان شرکت نفت و بازاریان بدون تحمل فشار اقتصادی تا ماهها میتوانستند اعتصاب را ادامه دهند و همین مساله از عوامل پیروزی انقلاب شکوهمند بود .
۲_ناسیونالیستهای کرد بر این باورند که ضحاک کرد بود و فارسها هزاران سال است که ذهن مادها(کردها ) را شستشو میدهند که نفهمند که نوروز روز عزای کردها و بر تخت نشستن فریدونِ فارس است!
@iranban_kord
🎥فرسته یک کرد سورانی در کنار قبر قازی محمد گرجی و آهنگی در ستایش قازی محمد.
کردها آنچه بلاگرهای ایرانی گدای کامنت و ایرانشهریها به شما میگویند نیستند، هرچقدر بیشتر قربان صدقه کردها بروید آنها بیشتر دور برمیدارند، انسان قبیلهای عاشق تحقیر است، او دوست داشتن را نشان ضعف و پستی طرف مقابل میشمارد.
ایرانشهریها دروغ میگویند فقط من حقیقت را به شما نشان میدهم:))
@iranban_kord
🎥فروش کاور ماشین با نقشه پرچم اقلیم کردستان توسط فروشنده کرد ایرانی ،او میگوید: دست خودمان نیست. والله در دیوان خدا کرد هستم. در میان شیخ و بیگ و میر و ملا و شاه و گدا کرد هستم. اگر به ماشینمان نگاه کنی، میدانی آشکارا کرد هستم. با زبان کردی خلق شدهایم و روز جزا هم کرد هستیم. همیشه بگویید کرد.
@iranban_kord
اگه حوصله خوندن مطلب طولانی ندارین خلاصه ش اینه اجداد خودت برای مزدوری صفویه و سرکوب مخالفان به شمال کوچ داده شدن و دین و زبانشون رو هم حفظ کردن و کردها نسبت به فارس و قفقازی خیلی هم بهشون تو دوره صفویه خوش گذشته پس درت رو بذار .
Читать полностью…
ضمن اینکه آمار کشتار مسیحیان قفقاز، یهودیان و زرتشتیان مناطق فارسنشین به هیچوجه قابل مقایسه با یک مورد مانند قلعه دیمدیم نیست؛ با این حال، کردها مدتی است برای اثبات کشتار خود در ایران، آن را برجسته میکنند، در حالی که همزمان صفویه را کرد میدانند.
شاه اسماعیل صفوی در تبریز، اردبیل، باکو، شماخی، همدان، اصفهان، فیروزکوه، دماوند، شیراز، کرمان، یزد، ابرقو، طبس، هرات، بلخ و قرشی (شهری در ازبکستان) مردم را به دلایل مذهبی کشتار کرده است؛ در حالی که درباره کردها، تنها یکبار آن هم سپاهیان صارمبیگ مکری را کشتار کرد.
او بدون کشتار وارد زاگرس جنوبی شد و برای اطلاع خانم کاووسی، شاه اسماعیل هنگام ورود به زاگرس میانی و جنوبی، از اینکه مردم آنجا گونهای از تشیع (یارسانی) دارند، تعجب کرد. «عالمآرای صفوی» یا «عالمآرای شاه اسماعیل» صراحتا نقل میکند که شاه اسماعیل گفت: «اینها چگونه شیعهای هستند که با ما جنگ میکنند؟»
این گزارش نشان میدهد که شاه اسماعیل صفوی، یارسانیها را شیعه میپنداشت و از نظر تاریخی نیز آیین یارسان در برخی جنبهها نزدیکی بیشتری با تشیع دارد تا تسنن.
در دوره شاه طهماسب، روند لشکرکشیها و خشونتهای صفویه به قفقاز کشیده شد و در دوران شاه عباس یکم به اوج خود رسید. او رسما جمعیت گرجستان را به یک سوم کاهش داد !و هزاران ارمنی را به کام مرگ کشید که به کاهش شدید جمعیت و آوارگی بسیاری از مردم این مناطق انجامید. او همچنین دست به کشتار زردشتیان برای تغییر دین زد و اتفاقا برای جلب رضایت اهل سنت، لعن خلفا را منع کرد!
پس از او، شاه عباس دوم نیز دست به کشتار یهودیان برای تغییر دین زد و پس از او، شاه سلطان حسین، به جان باقیمانده زرتشتیان و یهودیان افتاد و باید توجه داشت که این جوامع همگی در مرکز ایران ساکن و به عبارتی فارس بودند
■▫️اما رابطه صفویه با زاگرس میانی و جنوبی چگونه بود؟
از زمان شاه اسماعیل یکم صفوی، درگیریهای صفویان در مازندران و گیلان با خشونت ادامه داشت؛ در حالی که روابط میان صفویان و برخی از جوامع زاگرس میانی و جنوبی در بسیاری از دورهها همراه با تعامل و همکاری بود و این روند تا پایان دوره صفوی ادامه یافت.
عشایر زاگرس در زمان ظهور صفویه، از اردلان به پایین، عموماً یا شیعه امامیه بودند یا یارسانی؛ و هر دو از نگاه صفویه گروههای نزدیک و همسو محسوب میشدند. در جنگهای صفویه با اردلانها و عثمانیان، همکاری این عشایر مشهود است و امارت اردلان نیز بهسرعت دریافت که منافعش در همکاری با صفویه است؛ چنانکه در دوره شاه عباس یکم، اردلانها تا موصل و والیان لرستان تا بغداد را از جانب شاه صفوی تصرف کردند.
اما نکته جالب داستان، کوچ طوایف زاگرس به استانهای شمالی است. برخلاف تصور مژگان کاووسی، استانهای شمالی ایران، با وجود شیعه بودن و همکاری اولیه با صفویه، مقاومت شدیدی در برابر حکومت صفوی نشان دادند. همچنین به دلیل شرایط جغرافیایی صعبالعبور، حفظ نیروی نظامی دائمی در این مناطق برای صفویه دشوار بود.
صفویه از همان آغاز با مقاومت حسینکیا چلاوی و آقارستم روزافزون در مازندران مواجه شد. شاه اسماعیل این دو رقیب را حذف کرد، اما مقاومتها ادامه یافت. شاه طهماسب یکم نیز با مقاومت پادوسبانیان رویان و متحدان نخستین صفویه، یعنی کیاییان گیلان، روبهرو شد.
در این دوره، سیاست تازهای از سوی صفویه شکل گرفت: شاه طهماسب گروههایی از عشایر زاگرس (کرد و لک) را به غرب مازندران کوچ داد تا در تثبیت حکومت صفویه و کنترل این مناطق به یاری حکومت بپردازند.
این عشایر، شورشیان تبعیدی نبودند؛ بلکه تیولداران صفویه در شمال ایران بودند که وظیفه آنان، مانند یک نیروی نظامی دائمی، سرکوب شورشهای محلی و حمایت از حکومت مرکزی بود؛ یعنی کردهایی در خدمت مرکزگرایی صفوی برای کنترل حاشیهها!!!
این روند در دوره شاه عباس و با اوجگیری جنگهای صفویه با پادوسبانیان و کیاییان در مازندران و گیلان گسترش بیشتری یافت. طوایف زاگرس میانی عمدتاً در غرب مازندران اسکان داده شدند، اما اینبار شاه عباس، با کوچ کرمانجها به خراسان، گروهی از آنان را نیز در جنوب گیلان مستقر کرد.
با این حال، مقاومت مناطق شمالی در برابر پادوهای کُردِ صفویه با سقوط ملک بهمن پادوسبان و خان احمدخان کیایی فروکش نکرد. در دوره شاه صفی و شاه عباس دوم نیز شورشهایی مانند شورش پسیخانیه و غریبشاه در گیلان، حکومت صفویه را با مشکل مواجه کرد و این شورشها توسط سپاهیان قزلباش، از جمله تالشها و همین عشایر زاگرس، سرکوب شدند.
@iranban_kord
📝چرا مژگان کاووسی هویت یارسانیهای منتقد ناسیونالیسم سورانی را انکار میکند ؟
➖آیا بازخوانی کشتارهای که کردهای اهل سنت علیه دگراندیشان مرتکب شدهاند توهین است ؟
●ملایان اهل سنت پرچمداران ناسیونالیسم کردی:
●یک ایزدیکش اسطوره ناسیونالیسم کردی:
●روایت جنایات سمکو شکاک ، رهبر ایلیاتی کرد در کلیسای آشوری دهوک
●نادیا مراد و افشاگری درباره خیانت پیشمرگهها و واقعیت پنهان نسلکشی ایزدیها:
●سرپوش گذاشتن به نقش کردها در نسل کشی ارمنیان:
@iranban_kord
🎥معنی آهنگ خواننده کرد مهابادی:به امید استقلال ولاتم(سرزمینم)
اگر کشته شدم برایم شیون نکنید و ....
این حقیقت کردهاست ،رفتار و آرزوهای روزمره آنان که ایرانشهری ها و پان ایرانیستها از شما پنهان میکنند، اگر یک آذری چنین آهنگی میخواند اکنون این ویدئو روی تمام پیج های زرد و یرقانی ایرانشهری بود ،آنان به شما دروغ میگویند ،کردها آن چه که آنها وانمود میکنند نیستند ،بسیار متفاوتند ،بسیار بسیار زیاد ....
@iranban_kord
🎥رقص کردهای عضو جامعهٔ دگرباشان (LGBTQ) در جشن دگرباشان، در حالی که پرچم رنگینکمانی کردستان را در دست دارند.
جامعهٔ همجنسگرایان کرد از جمله گروههایی است که با جریانهای چپ و پروگسیو همپوشانی دارد با این حال، بسیاری از کردهای همجنسگرا، برخلاف همتایان ایرانی خود، گرایشهای ناسیونالیستی و کردپرورانه پررنگی دارند.
میتوان گفت بسیاری از گرایشها و طیفهای گوناگون جامعهٔ کرد ــ از مذهبیها و فعالان مسجدی گرفته تا چپها ،محافظهکاران ،لیبرالها و دگرباشان، همجنسگرایان و فمینیستها ــ رویکردی ناسیونالیستی دارند؛ رویکردی که با همتایان ایرانیشان تفاوت دارد.
@iranban_kord
گورگن زرگریان مکانیک ارمنی ساکن آمریکا که گاهی خوانندگی هم میکنه رفته آتن اونجا آثار باستانی آتن رو دیده باز یاد ایران میفته و از ایران میخونه...
بعد یارو تا از ایران خارج میشه ملیت خودش رو فقط کووورد معرفی میکنه...
اینه فرق یک ارمنی که هویت شهروندی داره با یک کرد که هویت قبیله ای داره.
/channel/Panturkzionist
🎥سخنرانی دیاسپورای ایزدی در آلمان به مناسبت سالروز نسلکشی ایزدیها توسط داعش : حاشا! ما ایزدیها کرد نیستیم و آوارگی و بیچارگی ما به خاطر کردها و عربها بود .
■▫️در حالی کردها ،ایزدیها را یکی از شاخههای کرد معرفی میکنند که بزرگترین کشتارهای ایزدیها به دست آنها صورت گرفته و در تجربه آخر، کردها پس از خلع سلاح ایزدیها ،آنان را در برابر داعش که بسیاری از خود نیروهای ایشان نیز کرد بودند رها کردند .
اکنون دیاسپورای ایزدی بدون ترس از تبعات اجتماعی و امنیتی که بستگانشان در سنجار یا دهوک با آن روبهرویند، آزادانه از هویت مستقل ایزدی میگویند .
این آزادی بیان، بهویژه پس از احساس رهاشدگی در جریان عقبنشینی کردها از سنجار در ۲۰۱۴، دیاسپورا را به صدای اصلی جنبش هویتطلبی مستقل ایزدی تبدیل کرده است.
ایزدیها بر این باورند که از نسل مستقیم آدماند، بدون واسطهی حوا، در حالیکه بقیهی بشریت، از جمله کردهای مسلمان—از نسل آدم و حوا بهشمار میروند. این باور صرفاً یک نکته الاهیاتی نیست؛ در ذهنیت جمعی ایزدی، مرز تباری و نژادی روشنی میان «ما» و «دیگران» ترسیم میکند که هیچ قوم یا ملت دیگری، از جمله کردها، در آن جایی ندارد. برای بسیاری از ایزدیها، همین اسطوره کافی است تا ادعای «ایزدیها زیرمجموعهای از ملت کردند» را از پایه رد کنند.
نسلکشی سال ۲۰۱۴ در سنجار زخمی تازه و عمیق بود، اما در حافظهی تاریخی ایزدیان تنها آخرین حلقه از زنجیرهای طولانی از آزار و کشتار است و بخش قابلتوجهی از این خشونتها را حاکمان و امیران کرد مسلمان بر آنها روا داشتهاند. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، حملهی میرمحمد امیر راوندوز در ۱۸۳۰ به مناطق ایزدینشین شیخان و سنجار است؛ کارزاری که با کشتار، اسلام آوردن اجباری و غارت همراه بود. برای ایزدیها که بر هویت مستقل ایزدی تأکید میکنند، این رویدادها نشان میدهد که رابطهی تاریخی ایزدیها با همسایگان کرد، رابطهی میان قربانی و سرکوبگر بوده، نه رابطهی برادری ،همزیستی و خویشاوندی.
استدلال رایج طرفداران کرد بودن ایزدیها این است که اکثر ایزدیها به کردی کرمانجی سخن میگویند. اما در این باره نیز ایزدیها بر این باورند که کردها این زبان را از آنان اموختهاند و پیشتر به زبان دیگری سخن میگفتند.
🎥 در سالروز ژنوساید ایزدیها ،فیلمی از فرار ۲۰ هزار پیشمرگه ظفرمند اقلیم کردستان(بارزانی) و رها کردن مردم بی دفاع ایزدی در چنگال داعشی ها.
📎زن ایزدی اهل منطقه شنگال (سنجار) :
«رفتارها و بیعدالتیهای پ.ک.ک شبیه به جنایات داعش است»
📸نادیا مراد و افشاگری درباره خیانت پیشمرگهها و واقعیت پنهان نسلکشی ایزدیها
🎥زن ایزدی : ۱۹هزارپیشمرگه یک فشنگ برای ناموس و شرف و وجدان شلیک نکردند و ملت ایزدی را در برابر داعش رها کردند .
🔷تبار و نژاد ایزدی ها بر اساس باورهای اساطیری ایزدی
🔹تندیس میر محمد رواندز قاتل ایزدی ها در شهر رواندز
@iranban_kord
جامعهای که برای تحقیر خودش جایزه میدهد به تحقیرکننده یاد میدهد که خط قرمز ندارد.
بخشی از نخبگان ایران، در دو سنت ظاهراً متفاوت اما نتیجه مشترک، تصویری خاص از مسئله کرد ساختهاند.
در یک سوی ماجرا، گفتمان ایرانشهری و پان ایرانیستی، از کردها یک کاریکاتور رمانتیک برادرانه ساخته است و این «برادری تاریخی» آرامآرام تبدیل به مصونیت همه جانبه شده است.
یعنی نقد پانکردیسم و افشای دروغهای آنان و ادعاهای تاریخی به دشمنی با کرد و کردستان تعبیر شد.در نتیجه، همان گفتمانی که ادعای دفاع از ایران را دارد یک قاعده خطرناک را تولید کرده است به گونهای که امروز بخشی از مردم ایران، اردوغان را برای جلوگیری از ورود احزاب تجزیهطلب کرد لعنت میکنند !
در سوی دیگر،چپ ایرانی و گفتمانهای جدیدتر سیاست هویتی (Identity Politics)، کرد را عمدتاً در قالب «اقلیت تحت ستم»، «مقاوم»، «سرکوبشده» و «آزادیخواه» بازنمایی کرد.
هنگامی که قربانیبودن و خودی بودن به یاری دستگاه چپ و ایرانشهری به یک هویت اخلاقی ثابت تبدیل شود، تازه مشکل آغاز میشود.
چون اگر کسی همیشه در جایگاه قربانی و خودی تعریف شود، منتقد او ناخواسته به جایگاه «ستمگر» و «غیر خودی» رانده میشود.
یک ایرانی به صرف علاقه به تاریخ ایران تبدیل به فاشیست میشود اما یک کرد وقتی با زشتترین دشنامهای جنسی زنان فارس را خطاب میکند، باید زمینه تاریخی او را درک کرد!
از یک طرف، به ایرانی گفته میشود:
«کردها برادران تاریخی تو هستند؛ مراقب باش به آنها توهین نکنی.»
از طرف دیگر به او گفته میشود:
«کردها یک اقلیت تاریخی تحت ستماند؛ پس باید حساسیت بیشتری نسبت به آنها داشته باشی.»
حاصل چه میشود؟
جامعهای که نسبت به نقد یک فعال کرد، احساس گناه میکند، اما همان فعال الزاماً احساس نمیکند که باید در برابر جامعه ایران پاسخگو باشد.
اینجا چیزی شبیه پدرسالاری حمایتی شکل میگیرد:
ایرانیان دائماً باید مراقب باشد مبادا احساسات لطیف کردها را جریحهدار کنند؛اما کسی نمیپرسد:
«آیا کردها نیز وظیفه دارند به احساسات، حافظه، هویت و حقوق مردم ایران احترام بگذارند؟»
و اینجاست که توازن اخلاقی از بین میرود.
جامعه ایران یاد میگیرد که برای اثبات نجابت خودش، بیش از حد سکوت کند، بیش از حد امتیاز بدهد. تحقیر و توهین و دشنامهای سخیف جنسی کردها به زنان و مردان و کودکان خود را به جان بخرد وبرای اثبات ضدتبعیض بودنش، حتی از نقد مشروع نیز عقبنشینی کند.
و در نهایت به جایی برسد که از ترس متهم شدن به نژادپرستی، تبعیض یا قومستیزی، از دفاع از خودش هم خجالت بکشد.آنوقت دیگر نیازی به سانسور نیست.
جامعه خودش را سانسور میکند، نیازی به ممنوع کردن نقد نیست، مخاطب خودش پیشاپیش از نقد کردن میترسد.
و این شاید خطرناکترین شکل سلطه باشد، جامعهای که معیارش را یکسان نکند، دیر یا زود نه فقط حافظهاش، بلکه عزت اخلاقیاش را نیز به دیگران واگذار خواهد کرد
@iranban_kord
📝تناقضهای کردی: سیبل کردن جامعه آذری ، عدم واکنش به رقاصیهای همزبانانشان در دی ماه، نمایش قربانی بودن ،همدردی نمایشی و فریب خوردن همیشگی جامعه ایران
کنشگر کرد پیش از هجدهم دی ماه که هنوز تبریز در سکوت به سر میبرد، ترکزبانان را سرزنش و تبدیل سیبل حمله مردم ایران میکند که چرا هنوز به اعتراضات نپیوستهاند. این در حالی است که در همان زمان کردها در سنندج، بوکان و مهاباد میرقصیدند و فیلم این رقاصیها در شبکههای اقلیم کردستان پخش میشد، کردها حتی پس از وصل اینترنت نخستین کاری که کردند پخش فیلمهای رقص در اینستاگرام بود و این رویه را در چهلمها نیز ادامه دادند، آنها چه در مقام مردم، چه احزاب و چه کنشگران رسانهای و سیاسی، یا در حال رقاصگی بودند و یا صدای ملت ایران را سانسور و به دیگر کشورها سیگنال جنگ داخلی میفرستادند. همین فرد سپس مدعی میشود که در جریان اعتراضات ژن ژیانی، «مردم ایران به کردها خیانت کردند». همان مردمی که بیشترین تلفات خیزش (ژن ژیان آژادی) را در تهران و رشت متحمل شدند. این دو گزاره را کنار هم بگذارید: ابتدا، تبریز و ترکزبانان را که تا پیش از هجدهم سکوت کرده بودند را تبدیل به سیبل حمله مردم ایران میکند؛ در دومی نه تنها سکوت بلکه رقاصی کردها ایرادی ندارد!
اینجا مسئله فقط تناقض نیست، بلکه تغییر معیار داوری است. رفتار آذریها با معیار «تعهد به جمع» سنجیده میشود، اما سکوت و رقاصی کردها با معیار «موقعیت تاریخی و مظلومیت» توضیح داده میشود و همان رفتار، بسته به اینکه چه کسی انجامش داده، معنای دیگری پیدا میکند.
اگر نپیوستن به یک خیزش بیتفاوتی یا خیانت است، چرا این معیار باید فقط برای آذریها اعمال شود و نه کردها؟ اما مسئله این است که از قضا تبریز چه در خیزش ژن ژیانی و چه در دی ماه بیرون از گود نبود اما کردها چه کردند؟ در ژن ژیان با انبوهی از ترومای خونین سمکو و گروهکهای چپ که برای آذریها به یادگار گذاشته بودند پرچم تجزیهطلبانه آوردند و شعار تجزیهطلبانه دادند و آذری وقتی گفتمان ژن ژیانی را در تعارض با تعریف خود از ایران و تمامیت ارضی کشور دید، عقب نشست.
انسان با خودش یک تصور عمیقتر از «ما» را هم به خیابان میآورد و هنگامی که احساس کند این «ما» در حال تهدید شدن است، حتی نسبت به جنبشی که در ابتدا با آن همدل بوده، فاصله میگیرد.
مشکل از جایی آغاز میشود که کردها منکر همه هزینهای هستند که برای هیچ و پوچ به ایرانیان تحمیل کردند و در پایان آنان را متهم به خیانت، کپمین بغل رایگان و بوس و شکلات کردند، اگر ایرانیان با آن همه رنج و سوگ به کردها خیانت کردند، کردها با آن همه فیلم رقاصی دی ماه، دزدیدن خون ایرانیان، سانسور و حمله به ایرانیان خارج از کشور چه هستند؟
پس از دی ماه همین فرد، تصویر مراسم عقدش را در اینستاگرام منتشر میکند و میگوید: به احترام کشتهشدگان مراسم نگرفتیم، اصل تصمیم شخصی او محترم است اما لحظهای که این تصمیم به شبکه اجتماعی آورده میشود و به «احترام به کشتهشدگان» معنا داده میشود، دیگر فقط با یک تصمیم خصوصی روبهرو نیستیم؛ با ارائه تصویری خاص از خود و همچنین از کردها نیز مواجهیم. وقتی یک تصمیم شخصی تبدیل به نشانه فضیلت عمومی میشود و اگر گذشته فرد و آن جمع به یاد آورده نشود، نمایش امروز میتواند بهسادگی جایگزین حافظه دیروز شود.
این کرد از جشن نگرفتن به احترام کشتهشدگان میگوید، اگر جشن نگرفتن نشانه احترام است ،چرا همان احترام موقع رقاصیهای دی ماه کردها و چهلمها لحاظ نشود؟
خب البته به شکرانه وجود پانایرانیسم و ایرانشهری مردم ایران اصلا خبر ندارند کردها با خیال آسوده در حال رقاصی بودند و تنها چیزی که رقاصیشان را مکدر کرده بود حمله نیروهای جولانی و در هم پیچیدن طومار روژآوا آن هم تنها در عرض دو روز بود!
شاید عجیبترین قسمت ماجرا نه خود این پست بلکه واکنش مخاطبان است.
هزاران نفر از شرافت و نجابت این فرد و کردها میگویند؛ آیا مردم ایران نمیدانند از نخستین شهر کرد اهل سنت در آذربايجان تا آخرین شهر کرد اهل سنت در کرمانشاه حتی تجمعی پنج نفره هم برگزار نشد؟ ظاهراً کافی است نمایش لازم را در وقت درست اجرا کرد تا گذشته محو شود، تناقضها به حاشیه بروند و یک تصویر تازه جای آنها را بگیرد. وقتی یک گروه همواره خود را در موقعیت قربانی تاریخی تعریف کند، «قربانی بودن» کمکم به یک جایگاه اخلاقی تبدیل میشود. از اینجا به بعد، دیگر لازم نیست هربار درباره تصمیمها و رفتارهای خود توضیح بدهی؛ کافی است قربانی بودنت را یادآوری کنی تا پرسش از گذشته به دشمنی تعبیر ، و نقد تبدیل به توهین شود!
@iranban_kord
کامنت پین شده :شعار پهلوی ندهید تا کرد و ترک بیرون بیایند ...التماس ایلامیها از کردستانیها... شعارهای جاوید ژن ژیانی و ... !
کامنتهای حمایتی احمقهای پانترک نیز جالب توجه است، ولی خروجی شهرهای آذری و کردهای سنی متفاوت بود ،با اینحال پانترکها به دلیل بیسیاستی ، بیشعوری مضاعف و نداشتن مالهکش ایرانشهری و پانایرانیست همواره جامعه آذری را مانند خود بیآبرو میکنند .
@iranban_kord
ایرانبان که همه جوره تحت حمله و بایکوت مافیای ایرانشهری و ملیهای کردمال هست او معدود دوستانی که برخی از فرستههای ایرانبان رو تو اینستاگرام پخش میکنن چرا نامی از کانال نمیبرن؟
از این میترسین کردستیز و پانکرد خطاب بشین ؟ بیخیال همین که کوچکترین نقدی به پانکردیسم کنید خودبه خود این برچسب رو میگیرین.
دیگه کاری نمونده که کردها نکرده باشن و تقریبا هیچ تغییری در رویکرد ملیها و ویرانشهریها ندیدیم.
📸خبرگزاری اقلیم کردی عراق :دکتر آرام رفعت، نویسنده و پژوهشگر: بیش از ۵۰۰ هزار شهروند عرب در اربیل ساکن هستند و بیشترشان صاحب ملکاند .
➖ اگر این ادعا درست باشد، با توجه به جمعیت یکمیلیوننفری شهر اربیل، میتوان گفت که ترکیب جمعیتی این شهر به نحو قابلتوجهی دستخوش تغییر شده است.
در دوران حملهٔ داعش، شمار زیادی از اعرابِ مناطق دیگر عراق به اربیل پناه آوردند. کردهای عراقی و دولت اقلیم نیز برخلاف آنچه در جریان جنگ ۱۲روزه از سوی کردهای ایرانی نسبت به ورود مردم ایران به مناطق کردنشین دیده شد( این ورود فارسها به مناطق کردنشین فقط در توهماتشان اتفاق افتاد )، از آوارگان عرب استقبال کردند .
از سوی دیگر، مشکلات داخلی اقلیم، از جمله بیکاری و ساختارهای مافیایی و قبیلهای، موجب شده است شمار زیادی از جوانان اقلیم برای یافتن آیندهای بهتر مهاجرت کنند.
مجموع این عوامل بهتدریج بر ترکیب جمعیتی و چهرهٔ شهرها و روستاهای اقلیم کردستان اثر گذاشته و رسانههای اقلیم از تغییر دموگرافی اقلیم کردی عراق میگویند.
توجه:بیشتر کسانی که نگران تغییر دموگرافی اقلیم کردی عراق هستند کردهای ایران میباشند!
@iranban_kord
🎥کردهای همجنسگرای مقیم سوئد با پرچم کردستان و رقص کردی در رژه همجنسگرايان
ایرانیها یادبگیرن...
@iranban_kord
🎥تهدید ایزدیها و آشوریها به کشتار توسط یک کردستانی و اعتراف به همکاری با داعش
یک کرد از کردستان عراق، ایزدیها، آشوریها و سریانیها را تهدید به اخراج و کشتار میکند و میخواهد آنان را از «اقلیم کردستان» در عراق بیرون براند.
او به نقش کردها در کشتار و ربودن ایزدیها اعتراف میکند و میگوید: «اسیران ایزدی ، یعنی دخترانی که ربوده شدهاند نزد ما هستند.»
ایزدیها تحت کنترل کردهایی قرار دارند که آنان را در اسارت نگه داشتهاند. او با این سخنان مدعی میشود که کردها از آنان حمایت کرده و در سال ۲۰۱۴، زمانی که داعش نسلکشی ایزدیها را مرتکب شد، با آن همکاری داشتهاند.
➖کردها با سیاههای از نسلکشی، خیانت ،ترور و تهدید و در صورت تنها گذاشته شدن توسط قدرتهای بزرگ با فرار ،مدعی همزیستی ،تمدن کردی ،فمنیسم و دلیری و جنگاوری هستند و به ما برچسب فاشیست میزنند، باید از ایشان پرسید چرا هیچ قوم و اقلیتی در هیچ کجا (جز ایران )از زندگی در کنار شما جز آزار و تهدید دریافت نکرده و به خوبی از شما یاد نمیکنند؟
@iranban_kord
🎥 لَکِ خواجهوندِ اهل شمال کشور: توسط آقامحمدخان قاجار و برای سرکوب مردم مازندران کوچ داده شدیم و اصلا گیلکها را بیرون کردیم سپس دربارهٔ اصالت طایفهٔ خود توضیح میدهد.
این شخص از لکهای خواجهوندِ مازندران است؛ اما از آنجا که ویدئو از پیج پانکردیِ شمالی برداشته شده و در سالهای اخیر تجزیهطلبیِ کردها و لَکهای کردیزهشدهٔ شمال هم فعال شده است (بسیاری از پیجهای پانطبری نیز توسط همینها هدایت میشوند)، روی ویدئو «کرد» نوشته شده است.
او صراحتاً در تأیید گفتههای ایرانبان میگوید که این طایفه توسط آقامحمدخان قاجار به غرب مازندران کوچ داده شدهاند تا گیلکها را سرکوب و پاکسازی کنند. (کشاورزان غرب مازندران نیز «گِلَک» خوانده میشوند.)
عشایر زاگرس اینگونه در دوران صفویه و قاجار، بهعنوان نیروی سرکوب حکومتهای مرکزگرا 😁 ایفای نقش میکردند؛ اما چون امروز نقد صفویه مُد شده است، با موجسواری تاریخی میخواهند همانگونه که مجریِ نسلکشی ارامنه و آشوریان در عثمانی بودند و بعدها نقش قربانی ترکها را بازی کردند، امروز هم به جای قربانیانِ فارس و قفقازیِ صفویه و قاجار، ایفای نقش کنند !
@iranban_kord
در دورههای بعد، از جمله در دوره قاجار، روند کوچ عشایر شیعه یا یارسانی زاگرس به مناطق شمالی ادامه یافت و آنان بهعنوان متحدان نزدیک قاجاریه، در جنگهای قفقاز و خراسان نیز نقش مهمی ایفا کردند.(شرکای مرکزگرایان صفویه و قاجار در سرکوب شمالیهای تحت ستم!)
اما در پاسخ به این پرسش کودکانه مژگان کاووسی که چرا تبعیدیهای متحد صفویه در گیلان و مازندران، کرد و یارسان باقی ماندند، اما در زاگرس کرد و یارسان نماندند (البته با تعبیر ایشان)، باید به چند نکته توجه کرد:
۱. قاعدتاً صفویه برای شیعیان و یارسانیان مزاحمت مذهبی ایجاد نمیکرد، زیرا آنان را گروههای نزدیک به خود میدانست. این وضعیت تا دوره قاجار نیز ادامه داشت. بنابراین، از سوی حکومتهای مرکزی ایران، فشار مذهبی گستردهای بر زاگرسنشینان شیعه و یارسانی وجود نداشت. حتی از دوره شاه عباس یکم، فشارهای مذهبی بر اهل سنت زاگرس نیز کاهش یافت و بسیاری از درگیریهای میان کردهای سنی با همسایگانشان بیشتر جنبه زمین و چراگاه و سیاسی داشت تا مذهبی. در نتیجه، سیاستی سازمانیافته برای تغییر مذهب یارسانیان زاگرس یا البرز از سوی صفویه و قاجار وجود نداشت.
۲. مردم شمال ایران، با وجود پایبندی مذهبی، برخلاف کردها، عموماً از دین و مذهب برای پاکسازی هویتی دیگران یا گسترش قلمرو قومی استفاده نمیکردند (جز مواردی مانند کارکیا میرزا علی و اسپهبد رستم شاه غازی که دست به کشتار اسماعیلیه زدند). از همین رو، تلاش گستردهای برای تغییر دین و مذهب یارسانیان آن مناطق صورت نگرفت.
اما در زاگرس شرایط متفاوت بود. بسیاری از گروهها در این منطقه، به خاطر رسیدن به موقعیتهای سیاسی و اجتماعی، تغییر مذهب میدادند؛ چنانکه برخی خاندانها و گروهها در دورههای مختلف میان یارسانی، تسنن و تشیع تغییر مذهب دادند. اردلانهای نخست یارسانی ،سنی مذهب شدند و سپس به تشیع گرویدند و یا بسیاری از لکها و لرها و کلهرهای یارسانی به علل سیاسی و افزایش قدرت و نفوذ خود شیعه مذهب شدند و در سوی دیگر در قلمرو عثمانی، کردهای سنی مذهب دست به کشتار و پاکسازی، ایزدیها، آشوریها، ارمنیها، علویان و دیگر جوامع زدند.
۳. نکته دیگر این است که خانم کاووسی تمام زاگرس جنوبی را کرد و یارسان میشمارد، در حالی که این منطقه از نظر تاریخی و جمعیتی اصلا لک و کرد ندارد بلکه لر و ترک و فارسنشین است و دستکم لرها پیشینه تشیع داشتهاند .اما در زاگرس میانی هم، مغلطه ایشان با قدرت بیشتری حاکم است و این درحالیست که هویت کردی در زاگرس میانی یک چیز جدید است! لکها و لرها و گورانها کرد نبودند و طی سده اخیر دچار هژمونی کردایتی شدهاند و از سوی دیگر عشایری که به شمال کوچ دادهشدهاند نیز از این بابت نام کرد را حفظ کردهاند که از سوی بومیان نیز بابت معیشتشان کرد خوانده میشدند.
@iranban_kord
📝چرا مژگان کاووسی هویت یارسانیهای منتقد را انکار میکند ؟
مژگان کاووسی، چون نمیخواهد بپذیرد که یک یارسانی از کشتار دگراندیشان توسط سورانیها سخن میگوید، بهگونهای فاشیستی او را «یارسانینما» میخواند و هویت او را انکار میکند. همچنین، بیان حقیقت درباره نسلکشی ایزدیها، کاکهایها، آشوریها و ارمنیها توسط کردها را توهین به کردها و توهین به اسلام میشمارد تا از طرح این موضوع جلوگیری کند.
او از ساخت مسجد در کلاردشت برای اسمیلیه لکها سخن میگوید، اما روشن نیست چرا خود، بهعنوان یک لک، تا این اندازه در ناسیونالیسم کردی حل شده است؛ تا آنجا که به اتهام جمعآوری نیرو برای گروههای مسلح کردی بازداشت شد.
او در حالی مدعی آسمیلیه شدن کردهاست که پیش از آن، باید به این پرسش پاسخ دهد که چرا زبان گورانی در کرمانشاه و کردستان تا محو کامل پیش رفته و کردی جای آن را گرفت نه فارسی ؟
او سپس به سراغ صفویه رفته و میگوید چرا درمورد نسلکشی صفویه در جنوب زاگرس و ظلم ترک و فارس و عرب نمیگویی؟
یکی از شناختهشدهترین ویژگیهای جنبشهای فاشیستی، تلاش برای انحصار تعریف هویت و مشروعیتبخشی به یک روایت واحد از تاریخ است. در چنین گفتمانی، فرد یا گروهی که روایتی متفاوت ارائه میدهد، به جای آنکه استدلالها و شواهدش مورد نقد قرار گیرد، از دایره «خودی» خارج میشود تا مشروعیت گوینده، جایگزین بررسی حقیقت گفتههای او شود.از این منظر، اگر یک یارسانی درباره خشونتهای تاریخی کردها علیه دگراندیشان سخن بگوید ، هویت او انکار یا جعلی معرفی شود:(تو یارسانی نیستی ،یارسانینما و سایبری هستی ) در این شیوه، هدف پاسخ دادن به استدلال نیست، بلکه بیاعتبار کردن گوینده است.
کاووسی حتی بازگویی این کشتارها را توهین به اسلام و اهل سنت میشمارد تا با پروندهسازی و افترا گوینده را از بیان چنین مطالبی بازدارد .
هر گاه پرسشگری تاریخی با برچسبزنی، حذف هویت منتقد یا مقدسسازی یک روایت جمعی جایگزین شود، زمینه برای شکلگیری فرهنگ اقتدارگرایی و فاشیسم فراهم میشود؛ مسئلهای که با توجه به جمعگرا بودن جامعه قبیلهای کرد بخشی طبیعی از این جامعه است .
از نظر مژگان کاووسی، یک یارسانی واقعی است که برای او جان ،مال ،شرف و ناموس بیمعنا باشد و بگوید کفش کهنه کرد داعشی را با فارس پهلوی پرست عوض نمیکنم ،در واقع یک یارسانی باید بر باد رفتن تمام این مؤلفه ها را بپذیرد تا یارسانی محسوب شود!
پژوهشگران اقتدارگرایی و فاشیسم نشان دادهاند که یکی از ویژگیهای گفتمانهای تمامیتخواه، مقدس کردن هویت جمعی و مصون دانستن آن از نقد است. در چنین فضایی، هر کس روایت تاریخی متفاوتی ارائه دهد، نه با استدلال، بلکه با برچسبهایی مانند «خائن» مواجه میشود.
اما برویم سراغ ادعاهای تاریخی این روایت. طرف مقابلِ مژگان کاووسی اسنادی از کشتار دگراندیشان توسط کردها ارائه کرده و حتی پانکردهایی که تاریخ کرد نوشتهاند نیز کشتارهای میر کور رواندز و بدرخان بیگ علیه ایزدیها و آشوریها را انکار نکردهاند؛ اما یک لکِ خودکردپندار در کلاردشت با قدرت به دنبال انکار آن است!
■▫️ بیشترین قربانیان صفویه؛ فارسیزبانان و ساکنان قفقاز، نه کردها
در اینکه صفویه لکهای ننگ در تاریخ ایران است، تردیدی نیست و جای بحث ندارد اما صرفنظر از ریشه کردی خاندان صفوی (که البته از زمان شیخ جنید به بعد، خودآگاهی ترکی پیدا کردند)، باید این نکته اصلی را مدنظر داشت که کشتارهای صفویه در زاگرس مربوط به شمال زاگرس است، نه جنوب زاگرس!
تمام کشتارهای صفویه در زاگرس، فقط در ماجرای کشتار قلعه دیمدیم در ارومیه توسط شاه عباس و اعدام چند تن از سران کرد توسط شاه اسماعیل خلاصه میشود!
این تمام آن چیزی است که صفویه علیه کردها انجام داده و کشتار نامیده میشود؛ در حالی که صفویه در مناطق سنی و شیعهنشین آذربایجان، عراق عجم، گیلان، مازندران، فارس و بیش از همه خراسان، کشتارهای گستردهای انجام داد.
@iranban_kord
🎥گزارش کانال آوا مدیا نزدیک به عشیره بارزانی از جمعآوری سامانه پدافند پاتریوت در اقلیم کردی عراق .
طی روزهای اخیر، آمریکا واقعاً روند خروج بخشی از نیروهایش از اربیل را آغاز کرده و گزارش شده که سامانههای پدافندی پاتریوت نیز از اقلیم کردی در حال جمعآوری هستند. این اقدام در چارچوب برنامه کاهش حضور نظامی آمریکا در عراق تا پایان سپتامبر ۲۰۲۶ توصیف شده است.
این دگرگونی نشانه نفوذ بیشتر بغداد بر اقلیم است اما از سویی رهبران اقلیم نیز برای حفظ موازنه، بیش از گذشته به همکاری با ترکیه تکیه خواهند کرد زیرا ترکیه یکی از معدود قدرتهای منطقهای است که هم نفوذ اقتصادی و هم توان امنیتی دارد.
در ماههای اخیر نفوذ ترکها در رسانههای اقلیم تا بدانجا رسیده که کارشناسان کرد نام آشوری اربیل را ترکی و صلاحالدین ایوبی را از ترکمانها معرفی میکنند ،همچنین اخیرا رسانههای اقلیم و ترکیه، گزارش دادند که استان کرکوک به «اتحادیه شهرداریهای جهان ترک» پیوسته است . این عضویت توسط استاندار کرکوک در جریان سفر به ترکیه اعلام شد که گرچه نمادین اما نشان دهنده عمق نفوذ ترکیه در اقلیم کردی عراق است.
@iranban_kord
📝جعل ابیات شاهنامه برای اثبات معنای قومی کرد
➖وقتی یک رعیت ایلیاتی ، فارسی زبانان را رعیت خطاب میکند!
در ویدئوی بالا میبینید که یک پیج کردی دو بیت منتسب به شاهنامه فردوسی را ارائه داده که در آن کرد در کنار بلوچ و در برابر ترک در سپاه ایران قرار گرفته است و سپس میگوید در زمانی که منِ کرد صاحب ایران بودم و همه شاهنامه پر از نام کرد است، کردستیزان کجا بودند؟ این چادرنشین که به ایل و ییلاق و قشلاق و شمار گوسفند افتخار میکند و تمام افتخارش پز دادن برای سیستم خان و ایلیاتی است که رعیتش بوده ولی متاسفانه دولت مدرن ایران او را از شیر بز دوشیدن به خانه و آشپزخانه و حمام کشانده و اصالتش را ربوده است به ایرانیان (بخوانید فارسی زبانان) پیشنهاد میکند سر جایشان بنشینند و رعیت خوبی باشند!
علیرغم همه لیلیهایی که فارسیزبانان و مرکزنشینان به لالای کردها میگذارند، آنان باز هم خود را در مقابل همان فارس تعریف کرده و فارس و مرکزنشین را کردستیز خطاب کرده و به هماوردی میطلبند.
پیش از بررسی این نکته بهتر است به ابیات منتسب بپردازیم:
همه گرد کشور ز کرد و از بلوچ
لشکری بیاراست از تیغ و از کوچ
ز توران بسی ترک بی جان شود
از ایران بسی کرد بی جان شود
این ابیات کاملا جعلی هستند و اصلا در شاهنامه فردوسی وجود ندارند و پیج کردی به شکل ناشیانه ای هم دست به جعل زده چرا که این ابیات فاقد وزن هستند و جاعل صرفا به دنبال جور کردن قافیه بوده است و از همین بابت است که میگویند: قافیه که به تنگ آید، شاعر به جفنگ آید.
البته احتمالا این ابیات را هم نه کردها، بلکه حضرات ایرانشهری و پان ایرانیست برای ایشان جعل کردهاند، اما به هر روی نکته جالبتر این است که این شخص میکوشد با استفاده از تنها دو بیت، اثبات کند که در سراسر شاهنامه نام کرد برده شده و بر اساس شاهنامه فردوسی، کردها صاحب ایران بودهاند!
آنچه در شاهنامه واقعاً آمده، این بیت مشهور است:
هم از پهلَو و پارس و کوچ و بلوچ
ز گیلانِ جنگی و دشتِ سَروچ
و همچنین این بیت نیز در شاهنامه وجود دارد:
سپاهش ز گردانِ کوچ و بلوچ
سگالیدهٔ جنگ و برآورده خوچ
چنین جعلیاتی به ضعف و تازه به دوران رسیدگی ایشان در زمینه علم باز میگردد، ایشان که صد سالی میشود به عرصه علم وارد شدهاند، هرکجا کوچکترین اشاره ای به کرد ببینند، کل آن پدیده را به نام کرد سند میزنند. آنچنانکه سیل منابع ارمنی و گرجی و سریانی و رومی و چینی و عربی و خود اسناد ساسانیان درباره هویت ایشان را نادیده گرفته و به چهار کتاب دوره اسلامی که صرفا به نامه اردوان ارجاع دادهاند و در آنجا اردوان در مقام توهین صفتِ کرد(به معنای رمه گردان و بی تمدن) را برای اردشیر بابکان به کار برده میکوشند ساسانیان را کرد به معنای امروزی معرفی کنند.
اما بازگردیم به بخش فرافکنی:
جریان کردیسم، در طول تاریخ دویست ساله خود، پرونده سنگین ولی کمتر شناخته شدهای از فاشیسم و دگرستیزی قومی و مذهبی داشته است که شامل کشتارهای گسترده ایزدی ها، آشوریها، ارمنیها، گورانها و ترکهای آذری به هدف پاکسازی و امحای قومی و گسترش قلمرو سکونت کردها بوده است.
این جریان در تاریخ مدرن خود نیز با قدرت در تلاش بوده تا خود را از همسایگان فارس و ترک و عرب خویش، متفاوت جلوه دهد و برای خود الفبای لهت لهت بر اساس الفبای فارسی/عربی اختراع کرده و لباس ملی برساخته(این لباس موسوم به کردی فقط در میان سوران های عراق و مکریان رایج بوده) و از تاریخ و فرهنگ مشترک خود با سایر ایرانیان، ایرانزدایی کرده و هرآنچه که نتوانسته ایرانزدایی کند، دزدیده و متعلق به خویش معرفی کرده است.
حال چنین کسانی که سرشار از شور نژادی و دگر ستیزی و نفرت از میراث مشترک با دیگران هستند، مانند نقل و نبات این ویژگی های خود را به دیگران فرافکنی کرده و از کردستیزی ایرانیان و فاشیسم و اشغالگری ایرانی سخن میگویند.
بله همانگونه که مشاهده میکنید، مشت نمونه خروار است و کردها در همه مولفه های تاریخی و فرهنگی همچون این شعر جعلی منتسب به فردوسی جاهلانه عمل کرده و از جعل خود برای هماورد طلبی علیه صاحبان شهر استفاده میکنند.
مطالعه بیشتر :
/channel/iranban_kord/9578
@iranban_kord
🎼 تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظارو بفهمی
پریشون نبودی که نگذشتن لحظههارو بفهمی
تو اونی که رفته چی میدونی از غصه جای خالی
من اونم که مونده چی میدونم از قصه بیخیالی
سیاوش قمیشی .
@iranban_kord
نظر گورستان فاشیستان درباره اعدامهای اخیر .
@iranban_kord
اینجا قربانی بودن ابزار قدرت اخلاقی است. چیزی که در این میان بیش از همه توهینآمیز است، فقط تحریف واقعیت نیست؛ توهین به شعور مخاطب است. این کرد تصور کرده مردم ایران حافظه ندارند(درست فکر کرده)؛این دیگر صرفاً «روایتسازی» نیست؛ توهین به شعور مخاطب است.
این کرد مخاطب را بیحافظه، بیشعور، فاقد توان سنجش و ناتوان در تشخیص تناقض فرض کرده است.
چون فرض این نمایش این است که ایرانیان آنقدر حافظه ندارند که حتی اگر از رقصهای دی ماهی کردها خبر نداشته باشند اما آن قدر بیشعور هستند که متوجه تناقض سکوت کردهای سنی و چنین پستهای: (من هم عزادارم) نمیشوند و آنقدر قدرت تحلیل ندارند که گذشته و امروز را مقایسه کنند.
اما مسئله اصلی حتی این کرد نیست، او حق دارد چنین فکر کند.
وقتی یک نفر بارها میبیند که میتواند دیروز به تبریز و ترکزبانان حمله کند، مردم ایران را به «خیانت به کردها» متهم کند، ملت سازی کند ،به تجزیهطلبی برچسب حق تعیین سرنوشت بزند ولی باز هم ایرانگرا خطاب شود و همان مردمی را که تا دیروز متهمشان میکرد به صف تحسین بکشاند، چرا باید تصور کند مردم حافظه دارند؟وقتی زیر چنین تصویری هزاران نفر مینویسند «شریف»، «نجیب»، «بژی کورد» و هیچکس حتی زحمت ندهد که عملکرد کردهای سنی ،کنشگران رسانهای و حزبیشان را بیاد آورد؟
یک نتیجه کاملاً عقلانی به دست میآید: میشود این جامعه را هر طور خواست روی یک انگشت چرخاند.
مسئله فقط دروغگویی نیست، مسئله این است که دروغ، اگر بیهزینه باشد و حتی پاداش بگیرد، به رفتار عقلانی تبدیل میشود.
ما معمولاً دنبال مقصر میگردیم و میگوییم «چرا فلانی چنین میکند؟»
اما پرسش ژرفتر این است:
چرا محیط اجتماعی به او اجازه میدهد چنین کند؟
اگر تحریف واقعیت هزینهای نداشته باشد، چرا تحریف نشود؟
انسان همیشه واقعیت را به تنهایی قضاوت نمیکند؛ واکنش جمع نیز بر ادراک او اثر میگذارد.
وقتی هزاران نفر به جای پرسش، تشویق میکنند، یعنی:«این روایت پذیرفتنی است.»
وقتی در برابر تناقض خاموش هستند یعنی« متناقضگویی هزینهای ندارد.» و وقتی باز هم به فرد پاداش اخلاقی میدهد یعنی :واقعیت از روایت ضعیفتر است.
فرض کنیم مردم ایران این نمایش را میبیند و
و به فرض ندیدن برفبازی ها و رقاصگیها حتما میدانند که کردهای سنی هیچ کنشی نداشتند ،ذهن باید میان این دو تصویر کنار بیاید.
یک راه، تردید و پرسش است و راه دیگر بسیار آسانتر است:چقدر کردها شریف هستند!
اگر ایرانیان بخواهند تناقض را جدی بگیرند باید تصور خود از کردها را دگرگون کنند و خیالات آرامشبخش آنها بر فنا میرود پس برای حفظ تصویر آرمانی که از کردها دارند، واقعیت را قربانی میکنند.
انسان فقط قربانی دروغ دیگران نیست؛ گاهی برای حفظ یک تصویر مطلوب از جهان، خودش نیز در نادیده گرفتن واقعیت مشارکت میکند.
پس شاید مشکل این نباشد که «مردم ایران حافظه ندارند».مشکل این است که جامعه حاضر است حافظه خود را در جاهایی که با تصویر مطلوبش از کردها تعارض پیدا میکند، خاموش کند.
تناقض ممکن است فهمیده شود، اما به خاطر مصلحت، احساسات، تعارف یا همنوایی اجتماعی نادیده گرفته شود.
موریس هالبواکس در نظریه حافظه جمعی بر این باور است که جامعه فقط گذشته را به یاد نمیآورد؛ گذشته را از منظر اکنون نیز بازسازی میکند.
ما آن بخشهایی از گذشته را برجسته میکنیم که با هویت امروزمان سازگارترند و بخشهایی را که مزاحماند، به حاشیه میرانیم.
نه به این دلیل که آن تصویر تمام واقعیت است؛ بلکه چون برای مخاطب، از نظر عاطفی و هویتی راحتتر است.
این همان نقطهای است که باید درباره مسئولیت مخاطب حرف زد.چون اگر جامعهای هر بار در برابر تحقیر سکوت کند، تحقیرکننده را جسورتر ، تحریف را آسانتر و متناقضگویی را به یک استراتژی موفق تبدیل میکند.و همینجا باید یک حقیقت تلخ را پذیرفت:
جامعهای که به تحقیر خود پاداش میدهد، نباید از گستاخ شدن تحقیرکننده تعجب کند.
این به معنای آن نیست که مردم ایران «احمق» یا «بیشعور» هستند.
اتفاقاً مسئله بسیار پیچیدهتر است، انسانهای باهوش نیز میتوانند در معرض همنوایی، فشار هنجاری ، ناهماهنگی شناختی، حافظه گزینشی و سوگیری تأییدی قرار بگیرند.
هوش بهتنهایی واکسن حقیقت نیست.
ممکن است انسان در ریاضیات نابغه باشد و در برابر یک روایت عاطفی، همان خطاهایی را مرتکب شود که میلیونها نفر مرتکب میشوند، بلکه مسئله، انضباط فکری و اخلاقی است.
باید حقیقت را بیپرده گفت:
مشکل فقط آنها نیستند که ایرانیان را ساده فرض میکنند؛ مشکل جامعهای است که با رفتارش به آنها ثابت کرده میتواند ایرانیان را ساده فرض و تحقیر کرد.
@iranban_kord
📸همان کرد پس از دی ماه پستی از مراسم ازدواجش گذاشته و میگوید ما به خاطر عزای عمومی مراسم نگرفتیم و پس از چهلمها مراسم را به سادگی برگزار کردیم و ۵۴ هزار کامنت بژی کورد و درود بر شرف کورد از مردم ایران میگیرد ،از مردمی که خیانتکار خطاب کرده بود و از این ۵۴ هزار نفر یک نفر نمیپرسد کردهای سنی کجا بودند؟
@iranban_kord
🎥کنشگر کرد ایرانگرا در دی ماه و متهم کردن مردم ایران به خیانت به کردها و سیبل کردن ترکزبانان : آیا در تبریز و ارومیه هر خونهای دستگاه چاپ پول دارین؟ دستگاه طلاسازی دارین که براتون مهم نیست که هموطناتون دارن زجر میکشن، که هممون زخم خوردیم، که زندگی برامون تلخ شده؟ اگه امروز ترکها کنار بقیه ایران نایستند، فردا هیچ کسی پشتتون نخواهد بود. و اما کردهای نازنین، اگه کردهای کردستان و ارومیه امروز نمیان بیرون تنبلی و ترس و بیغیرتی نیست، زخمه ، زخم تنها موندن. مثل سالهای قبل که تنها موندن و زمانی کردها شهید میدادن، شهرهای دیگه کردها رو کولبرهای تجزیهطلب میخوندند.
مردم عزیز ایران همونجوری که بهتر میدونید در قیام ژینا تمام شهرهای کردستان و ارومیه و کرمانشاه و ایلام صحنه اعتراضات گسترده بود. یادته مهاباد، پیرانشهر، اشنویه، بوکان، سقز، دیواندره، سنندج، بیجار، کامیاران، جوانرود، روانسر، کرمانشاه و خیلی شهرهای دیگه. شهرهای دیگه هم اعتراضات شکل گرفت و باعث شد الان دختران و بانوان سرزمینمون دیگه به خاطر چند حریم و بازداشت نشن. اما الان بحث زندگی هستش، بحث معیشت هستش، بحث شرمندگی پدر از بچههاش هستش.
خیلیا میگن این اعتراضات به ما ربطی نداره. پس به چه کسی ربط داره؟ آیا دلار در منطقه شما ارزونتره؟ آیا گوشت و مرغ در تبریز و ارومیه مثل شهرهای دیگه ارزونتره؟ اما من امروز میگم کردها و ترکها بیان اعتراض کنن به خاطر معیشت و زندگی، نه به خاطر سلطنتطلبی خیلیها.
ما خواهان دموکراسی هستیم. کردها و ترکها بیاین بیرون و مسالمتآمیز اعتراض کنید و از نیروهای نظامی خواهشمندیم که تفنگهایی که سال 1401 مسلح بود خالی کنید و اعتراض به حق کردها و ترکها رو حمایت کنید.
@iranban_kord