12239
ارتباط با ما t.me/L_e_c لیست کامل مجموعه های مدرسه مکالمه t.me/addlist/3Mu1adNbW55mNmJk آیا یادگیری اصلاحات برای مکالمه و مخصوصاً برای شرکت در آیلتس و تافل مهم با ما مشورت کنید آسانترین راه یادگیری زبان را از ما بشنوید
"Spill the beans".
این عبارت برای زبانآموزان بسیار جذاب است چون تصویرسازی ذهنی جالبی دارد.
📚 Phrase of the Day: "Spill the beans"
۱. معنی عبارت (Meaning)
این اصطلاح یعنی «لو دادن راز»، «دهنلقی کردن» یا «بند را آب دادن».
زمانی استفاده میشود که کسی یک خبر مخفیانه یا سورپرایز را ناخواسته یا عمداً فاش میکند.
Definition: To reveal a secret, often unintentionally or prematurely.
"We were planning a surprise party for Sarah, but her brother spilled the beans."مثال دوم (محیط دوستانه)
(ما داشتیم برای سارا یک مهمانی سورپرایز برنامهریزی میکردیم، اما برادرش بند را آب داد/راز را لو داد.)
:)
"Come on, spill the beans! Who is your new boyfriend?"
(یالا، بنال ببینم! دوستپسر جدیدت کیه؟ / زود باش رازتو لو بده!
ند:
Scenario: You bought a beautiful birthday gift for your mother, but your little sister told her what it is. What did your sister do?
Answer: She spilled the bea
وضعیت این روزای ایران خیلیامون رو به بن بست کشونده
درآمد 95 درصد مردم الان ریالیه اما قیمت همه چی به دلاره
اگر بخوایم از زندگی عقب نمونیم
و جزو اون 95 درصد مردم نباشیم چاره ای نداریم جز اینکه درآمدمون دلاری باشه
همه وارد کانال زیر بشید لینکشو گذاشتم خانم موسوی آدم پولدار و موفقیه و همه رو به درآمد دلاری میرسونه لینک کانالشو میزارم عضوش بشید 👇👇
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
اصطلاحات محیط کار 💼
1. Pull yourself together
خودت را جمعوجور کن.
2. Learn the ropes
فوت و فن کار را یاد بگیر.
3. Think outside the box
خلاقانه و متفاوت فکر کن.
4. Burn the candle at both ends
بیش از حد از خودت کار بکش.
5. Call it a day
برای امروز دیگر کار بس است.
Click here
مجموعه VIP مکالمه و پادکستЧитать полностью…
عبارت "From time to time" یکی از اصطلاحات بسیار رایج، طبیعی و کاربردی در زبان انگلیسی است که در مکالمات روزمره و حتی متون رسمی زیاد شنیده میشود.
معادل اصلی این عبارت در زبان فارسی «هر از گاهی»، «گاهی اوقات» یا «گاهبگهگاه» است.
💡 معنا و مفهوم
این عبارت زمانی استفاده میشود که یک کار یا اتفاق به صورت مداوم یا طبق یک برنامه منظم رخ نمیدهد، بلکه با فاصلههای زمانی نامشخص و هر چند وقت یکبار تکرار میشود (فرکانس و تکرار آن کم است).
🔄 مترادفهای رایج
Occasionally (گاهی اوقات / به ندرت)
Sometimes (بعضی وقتها)
Once in a while (هر از چند گاهی)
Every now and then (هر چند وقت یکبار)
📝 مثالها در جمله (Examples)
برای اینکه جایگاه این عبارت را در جمله بهتر درک کنید، به این مثالها توجه کنید:
🇬🇧 We still see each other from time to time.
🇮🇷 ما هنوز هم هر از گاهی همدیگر را میبینیم.
🇬🇧 From time to time, I like to go for a long walk in the park.
🇮🇷 گاهی اوقات، دوست دارم برای یک پیادهروی طولانی به پارک بروم.
🇬🇧 Every business faces challenges from time to time.
🇮🇷 هر کسبوکاری هر چند وقت یکبار با چالشهایی مواجه میشود.
مجموعه VIP مکالمه و پادکست تخصصی، برای اطلاع بیشتر وارد این پست شوید.
اگر واقعا تصمیم گرفتید که از این مجموعه استفاده کنید به 👈من پیام دهید.
وقتی رفتی داخل پست از اول تا آخر با دقت بخوان چون هیچ جملهای بدون دلیل آنجا نوشته نشده است.
این مجموعه برای کسانی است که زمانی برای تلف کردن و پول اضافه برای خرج کردن ندارند و میخواهند زبان انگلیسی را بدون هزینه های تردد و کلاس های خسته کننده در منزل بیاموزند.
اگر واقعا قصد یادگیری زبان و استفاده از این مجموعه ارزشمند را دارید ه مدت ۳۰ دقیقه رایگان میتوانید از محتوای آن بازدید کنید.Читать полностью…
Your smell
.Trace the stars in the midnight sky, Wonder if you're looking up to you.
ستاره ها را در آسمان نیمه شب دنبال کن,
در شگفتم که به دنبال خودت میگردی.
رویاهای گمشده ای که از آسمان ما می گذرند، با درد و عذاب روحی دنیایمان را محزون می کنند.
زمزمه نام تو در سکوت شب در نفس های من، اکو میشود.
خاطراتی که هرگز، عشق محو شده از چشم را نخواهند دید.
من دیگر نمی توانم به تو برسم، حتی اگر از هم بپاشم.
پشت در بسته، تو هنوز در قلب من زندگی میکنی.
تنها در خیابان خالی قدم می زنم، جایی که از خنده برای سوزاندن استفاده می شود.
اکنون در هر گوشه ای، عشق ما مانند یک اتاق خالی احساس می شود.
سایه هایت هر روز همین اطراف هستند، نه، میدانم که رفته ای.
اشک ها می وزند و آرام فرو می ریزند.
این تویی، در بالاترین سطح قلبت...
سایه هایت هر روز همین اطراف هستند، نه، میدانم که رفته ای.
در بالاترین نقطه قلبت، سایه های تو مرا احاطه کرده است، نه، میدانم که رفته ای.
اشک ها می وزند و آرام فرو می ریزند.
Shadows of you around and every day.
سایه هایت هر روز همین اطراف هستند، نه، میدانم که رفته ای.
اشک ها می وزند و آرام فرو می ریزند.
این تویی، در بالاترین سطح قلبت، ما در قلب (هم) در بالاترین سطح هستیم.
,You still live inside my heart.
پشت درب بسته، تو هنوز در قلب من زندگی می کنی.
دیگر نمی توانم به تو برسم حتی اگر از هم بپاشم.
تنها در خیابان خالی قدم میزنم.
هر گوشه ای ، عشق مااکنون مانند یک اتاق خالی احساس می شود.
سایه هایت در اطراف و هر روز هستند ، نه، من می دانم که از تو رفته ای.
اشک ها می وزند و آرام فرو می ریزند، این تویی.
این تویی ، در بالاترین سطح قلب خود، هنوز در قلب من زندگی می کنی
👈🔹 یادگیری انگلیسی با سریال How I Met Your Mother زیر نویس انگلیسی
متن و ترجمه شایان
لیست کامل مجموعه مکالمه مبتکر یادگیری زبان انگلیسی در منزل
افرادی که قصد عضویت در چت روم انگلیسی را دارند باید حتماً آیدی و اسم داشته باشند وجود آیدی تلگرام ضرورت تایید ورود به گروه چت هست.Читать полностью…
مانند آیدی زیر
@L_e_c
"To bury the hatchet"
معنی لغوی و ریشه
لغت Hatchet یعنی تبرزین (تبر کوچک). این اصطلاح از سنت سرخپوستان آمریکا میآید که هنگام صلح با قبیله دیگر، تبرهای جنگی خود را زیر زمین دفن میکردند تا نشان دهند جنگ تمام شده است.
معنی اصطلاحی
کدورتها را کنار گذاشتن / آشتی کردن و گذشتهها را فراموش کردن
مثال (Example)
"After years of misunderstanding, they finally decided to bury the hatchet and be friends again."
(بعد از سالها سوءتفاهم، آنها بالاخره تصمیم گرفتند کدورتها را کنار بگذارند و دوباره با هم دوست شوند.)
مکالمه سریع
اگر قصد مهاجرت دارید یا میخواهید بدون کناب و کلاس انگلیسی بفهمید و صحبت کنیدЧитать полностью…
🚨🚨بخونید حتما🚨🚨🚨
⚠️ جهت اجرا زیرنویس های چسبیده فارسی
اندرویدی ها از برنامه MX Player یا xplayer و km player و آیفونی ها از برنامه oplayer lite استفاده کنن.
به جای اصطلاحات خیلی کلیشهای مثل "piece of cake" یا "break a leg"، این اصطلاح بسیار کاربردی، نیتیو و جذاب را یاد بگیرید:
> "To drive someone up the wall"
>
* معنی تحتاللفظی: کسی را تا روی دیوار راندن!
* معنی اصطلاحی: کسی را به شدت کلافه، عصبانی یا دیوانه کردن (روانِ کسی را به هم ریختن).
### مثال در جمله:
* "That loud noise is driving me up the wall!"
(اون صدای بلند داره منو روانی میکنه / بدجور داره رو مخم راه میره!)
* "Please stop tapping your pen; it’s driving everyone up the wall."
(لطفاً اون خودکارت رو روی میز نزن؛ داره رو مخ همه راه میره.)
Good place
💎فروش فیلترشکن های وی تو ری و وایرگارد
به صورت عمده و تکی
جهت همکاری یا خرید و اطلاعات بیشتر
به پیوی مراجعه کنید ⬅️
@kindness9911
"To kick the bucket"
معنی این اصطلاح: این اصطلاح به معنای "مردن" است، اما به صورت عامیانه، غیررسمی و گاهی با کمی طنز یا کنایه به کار میرود. هرچند در موقعیتهای رسمی یا برای ابراز همدردی استفاده نمیشود.
مثال:
"My old car finally kicked the bucket last week; it just wouldn't start anymore."
(ماشین قدیمیام بالاخره هفته پیش مرد (از کار افتاد)؛ دیگر روشن نمیشد.)
"He said he wants to travel the world before he kicks the bucket."
(او گفت که میخواهد قبل از اینکه بمیرد، به دور دنیا سفر کند.)
ریشهیابی این اصطلاح:
ریشه دقیق و قطعی این اصطلاح کمی مبهم است و چند نظریه مختلف در مورد آن وجود دارد:
نظریه رایج (و کمی تاریک): یکی از رایجترین و پذیرفتهشدهترین نظریهها به اعدام از طریق حلقآویز کردن در گذشته برمیگردد. در این روش، فرد محکوم روی یک سطل (bucket) یا یک جعبه میایستاد و طناب دار به گردنش آویخته میشد. وقتی سطل از زیر پاهایش کنار زده میشد (یا خودش با پا آن را لگد میزد (kick))، فرد به دار آویخته میشد. بنابراین، "لگد زدن به سطل" به معنای مردن بود.
نظریه قصابی: یک نظریه دیگر به روشی در قصابی مربوط میشود. وقتی خوکها یا سایر حیوانات را برای کشتن آویزان میکردند، معمولاً آنها را از پاهای عقبشان به یک تیر چوبی (که در لهجه انگلیسی گاهی به آن "bucket" میگفتند، یا شاید به معنای چوبی که گوشت از آن آویزان میشد) آویزان میکردند. حیوان در حال تقلا ممکن بود با پاهای خود به این تیر لگد بزند تا بمیرد.
نظریه کاتولیک: نظریهای کمتر رایج اما جالب، به مراسم مذهبی کاتولیک برمیگردد. پس از مرگ، کشیشها آب مقدس را روی جسد میپاشیدند. گفته میشود در اتاقهای قدیمی، برای این کار از یک سطل استفاده میشد. شاید "لگد زدن به سطل" به معنای لحظه مرگ و انتقال به جهان دیگر بوده است.
اگرچه نظریه حلقآویز کردن به طور گستردهتری پذیرفته شده است، اما همه این نظریهها به نوعی به پایان زندگی یا مرگ اشاره دارند. این اصطلاح به دلیل ماهیت عامیانه و گاهی کنایهآمیز خود، در زبان روزمره بسیار پرکاربرد است.
امیدوارم این ریشهیابی برای شما جذاب بوده باشد! اگر مایلید اصطلاح دیگری را بررسی کنیم، در خدمتم.
👈افزایش سرعت یادگیری زبان انگلیسی با ۲۹۳ فیلم سینمایی با دو زیرنویس فارسی و انگلیسی همزمان
این پادکست و صدها پادکست تخصصی کوتاهتر و بلندتر با در نظر گرفتن تمام موارد یادگیری زبان انگلیسی در یک مجموعه به همراه سطحها مکالمه با همین سبک و سیاق برای کسانی که میخواهند بدون کتاب بدون کلاس زبان انگلیسی یاد بگیرند.
برای دریافت این مجموعه به من پیام دهید کلیک کن
کلیک کن یک نمونه از صدها نمونه را ببینЧитать полностью…
یک اصطلاح فوقالعاده کاربردی و باحال انتخاب کردم که توی مکالمات روزمره انگلیسی، فیلمها و یوتیوب خیلی میشنوی. این اصطلاح دقیقاً همون چیزیه که ما به فارسی میگیم «بزنم به تخته!» یا «گوش شیطون کر!».
اصطلاح کاربردی برای دوری از بدشانسی
Touch wood / Knock on wood
(بزنم به تخته! / چشم نخوریم انشاءالله)
داستانش چیه؟ انگلیسیزبانها هم مثل ما اعتقاد دارن وقتی داری از یه اتفاق خوب حرف میزنی، برای اینکه چشم نخوره یا بدشانسی نیاری، باید به یه تیکه چوب دست بزنی یا روش بکوبی! توی بریتانیا بیشتر میگن Touch wood و آمریکاییها بیشتر از Knock on wood استفاده میکنن.
چطوری تو جمله بگیم؟
"I haven't been sick all year, touch wood!"Читать полностью…
(کل امسال رو مریض نشدم، بزنم به تخته!)
صحبت درباره آب و هوا ☀️❄️
1. It’s freezing out there
بیرون هوا استخوانسوز است.
2. It’s boiling hot
هوا به شدت داغ است.
3. It’s drizzling
باران نمنم میبارد.
4. The weather is clear
هوا صاف و آفتابی است.
5. It looks like rain
به نظر میرسد باران بیاید.
Click hereЧитать полностью…
یک اصطلاح غیرتکراری و جالب انگلیسی که کمتر در مکالمات روزمره شنیده میشود👇👇👇👇
"To be whistling up the wrong tree."
معنی تحتاللفظی: اشتباه سوت زدن در مسیر اشتباه (در اشاره به سوت زدن برای صدا کردن سگ شکاری که مسیر بوی اشتباه را دنبال میکند).
معنی اصطلاحی: کاملاً در اشتباه بودن؛ یک اتهام یا جستجوی بیهوده و نادرست کردن.
مثال:
"If you think I'm the one who broke the vase, you are whistling up the wrong tree; I was out of town all weekend."
ترجمه:
"اگر فکر میکنی من کسی هستم که گلدان را شکستم، کاملاً اشتباه میکنی (یا داری دنبال نخود سیاه میگردی)؛ من تمام آخر هفته خارج از شهر بودم."
با پادکست، انگلیسی را سریع و قوی بیاموز
مجموعه VIP مکالمه و پادکستЧитать полностью…
فعلهای توصیفی too و enough برای بیان میزان، مقدار یا شدت یک صفت، قید یا اسم استفاده میشوند. تفاوت اصلی آنها در معنا و جایگاهشان در جمله است:
too یعنی «بیش از حد» (بیشتر از چیزی که لازم یا قابل قبول است) و بار معنایی آن معمولاً منفی است.
enough یعنی «به اندازه کافی» (به مقداری که نیاز است) و بار معنایی مثبتی دارد.
در ادامه کاربرد هرکدام را به همراه ساختار دقیق گرامری بررسی میکنیم:
۱. کاربرد Too (بیش از حد)
کلمه too همیشه قبل از صفت یا قید قرار میگیرد و نشان میدهد که یک ویژگی بیش از اندازه نرمال است.
ساختار اول: قبل از صفت یا قید
$$\text{too} + \text{Adjective / Adverb}$$
مثال:
This coffee is too hot to drink.
(این قهوه بیش از حد داغ است که بشود آن را خورد.)
You are walking too slowly.ساختار دوم: همراه با اسم (به صورت too many / too much)
(تو داری بیش از حد آهسته راه میروی.)
There are too many cars on the street. (اسم قابل شمارش)
(ماشینهای بیش از حدی در خیابان وجود دارد.
)
I have too much work to do. (اسم غیرقابل شمارش))
(من کار بیش از حدی برای انجام دادن دارم.
He is old enough to drive a car.
(او به اندازه کافی بزرگ هست که رانندگی کند)
She speaks English well enough to pass the exam.
(او انگلیسی را به اندازه کافی خوب صحبت میکند که در آزمون قبول شد)
سه مجموعه پادکست ارزشمند در یک مجموعه بشما تقدیم میگردد
برای اطلاع کامل وارد شوید
گروه چت انگلیسی
در این گروه میتوانید با دیگران صحبت کنید و انگلیسی خود را تقویت کنید.
لطفاً ادب را رعایت کنید به پیوی دیگران وارد نشوید و حتماً آیدی و اسم داشته باشید
افرادی که قصد عضویت در چت روم انگلیسی را دارند باید حتماً آیدی و اسم داشته باشند وجود آیدی تلگرام ضرورت تایید ورود به گروه چت هست.Читать полностью…
مانند آیدی زیر
@L_e_c
🪽 TO WING IT — To do something without a plan or preparation; to improvise and decide as you go.
اصطلاح I have no plan به معنای «هیچ برنامهای ندارم» یا «برنامهریزی نکردهام» است.
کاربردها:
۱. بهصورت مستقیم: وقتی برای یک زمان خاص (مثلاً آخر هفته) برنامه مشخصی ندارید.
۲. نداشتن استراتژی: وقتی برای حل یک مسئله، طرح یا راهکار خاصی در نظر ندارید.
نکته: در گفتگوهای روزمره، عبارت I have no plans (جمع) بسیار رایجتر و طبیعیتر از حالت مفرد است.
جملات مشابه:
I don’t have any plans.
I haven’t made any plans.
چهار هزار واژهЧитать полностью…
اجرای همزمان دو زیرنویس در KMPlayer. در لبتاب
فیلم را با دو زیر نویس ببین
اصطلاح "To have a bone to pick with someone" یک گزینه عالی است. این اصطلاح اصلاً تکراری نیست، داستان جالبی پشتش دارد و کاربردش هم کاملاً روزمره است.
در ادامه، پست آماده و طراحیشده برای کانالتان را آوردهام:
📌 Idiom of the Day: "Have a bone to pick with someone"
تا حالا شده از دست کسی شاکی باشید و بخواهید باهاش جدی صحبت کنید تا قضیه رو روشن کنید؟ در انگلیسی به این حالت میگن:
👉 To have a bone to pick with someone
🔴 معنی:
حساب خرده داشتن با کسی، گلایه داشتن، یا بحث و جدی صحبت کردن با کسی درباره یک موضوع ناراحتکننده.
💡 ریشه اصطلاح:
این اصطلاح از رفتار سگها میآید! وقتی دو تا سگ سر یک استخوان (Bone) دعوا میکنند، تا آخرین ذره گوشت آن را میتراشند و ولکن نیستند. این اصطلاح هم یعنی من یک موضوعی دارم که باید با تو انقدر بحث کنم تا کاملاً حل بشه!
💬 Examples (مثالها):
1️⃣ Hey, I have a bone to pick with you! Why didn't you reply to my messages yesterday?
(هی، من باهات یه حساب خرده دارم! چرا دیروز جواب پیامهامو ندادی؟)
2️⃣ The boss has a bone to pick with Sarah about her recent project.
(رئیس سر پروژه اخیر، میخواد با سارا جدی صحبت کنه و ازش گلایه داره.)
How to use it:
دفعه بعد که خواستید به کسی بگید «باید بشینیم در مورد فلان کارت جدی صحبت کنیم»، به جای کلمات تکراری، از این اصطلاح استفاده کنید! 😎
#Idioms #LearnEnglish #EnglishVocabulary
💲برای ورود به چت روم انگلیسی کلیک کنید.
برای ورود باید پروفایلتون نام متعارف داشته باشه.
آیدی هم داشته باشید
مثل آیدی زیر
@L_e_c