honar902b | Unsorted

Telegram-канал honar902b - دختر نویسنده

303

نوشتن آزادی‌ست، که هیچکس از تو گرفته نمی‌تواند...

Subscribe to a channel

دختر نویسنده

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ما بود ، دل آرام جهان شد

در اول آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد

زخمی به گل کهنه ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد

آنگاه همان زخم همان کوره کوچک
شد قله ی یک آه، مسیر فوران شد

با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد

ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید ، زلیخا که جوان شد

جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده ، گفت گران شد

یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد

یک حافظ کهنه، دوسه تا عطر، گل سر
رفت و همه دلخوشی ام یک چمدان شد

با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد


✍حامد_عسگری

Читать полностью…

دختر نویسنده

وقتی از ظلم‌های مادرم می‌نوشتم، کلماتم سنگین بود… انگار هر حرف، تکه‌ای از دلم بود که روی کاغذ می‌افتاد.
ناگهان باران شد، نه آرام، بلکه مثل گریه‌ای که سال‌ها نگه داشته باشی، آسمان، بی‌آن‌که مرا بشناسد، رازهایم را فهمید.
قطره‌ها یکی‌یکی روی زمین می‌افتادند، مثل اشک‌هایی که جرأت نکردم از چشمانم جاری کنم.
با خودم گفتم: شاید این باران، نه فقط گریه‌ی آسمان، بلکه نوازش خداست، برای دختری که در سکوت، هزار بار شکسته و باز هم لبخند زده است.
و آن لحظه فهمیدم وقتی هیچ‌کس صدایت را نمی‌شنود، خدا حتی با باران، جوابت را می‌دهد.
#دختر_افغان

1405/2/8

Читать полностью…

دختر نویسنده

در نامه‌ای برای شمس می‌نویسد، می‌گوید!
"دیگر آموختم که عشق انسان را بزرگ می‌کند و به بلوغ می‌رساند؛ تا این سن هیچ‌کس این را به من یاد نداده بود."

📗|#درد_همیشه_راه_را_نشان_می‌دهد
🖋|#هاکان_منگوچ

Читать полностью…

دختر نویسنده

مرگ چیز عجیبی است. آدم تمام عمرش را با این فکر زندگی می‌کند که انگار هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتد، اما وقتی می‌آید، انگار همیشه آنجا بوده است.

مردی به نام اوه
فردریک بکمن
🫠

Читать полностью…

دختر نویسنده

هنوز امید داری؟
آره… چون اگر امیدم را هم از من بگیرند، دیگر چیزی از من نمی‌ماند.
🙂‍↔️
🖤

Читать полностью…

دختر نویسنده

— از پدرت چه می‌خواهی؟
فقط یک‌بار… بنشیند و بدون قضاوت، حرف‌هایم را بشنود.
نه با خشم، نه با امر و نهی… فقط مثل یک انسان.

#نامه‌های_یک دختر افغان

Читать полностью…

دختر نویسنده

📚✨ فرصت ویژه برای علاقه‌مندان نویسندگی ✨📚

اگر می‌خواهی نوشتن را از پایه و اصولی یاد بگیری، این فرصت را از دست نده!

🖊 صنف نویسندگی سطح ابتدایی
⏳ مدت: یک ماه
💰 فیس: فقط ۲۰۰ افغانی

👩‍🏫 مدرس: هاله انسان‌دوست

در این دوره، قدم‌به‌قدم با دنیای نوشتن آشنا می‌شوی و مهارت‌هایت را تقویت می‌کنی 🌱

📩 برای ثبت‌نام و معلومات بیشتر، به این شماره پیام بده:
0705112030

Читать полностью…

دختر نویسنده

«مشکل ما کمبود دانایی نیست، کمبود عمل است.»
🖤

Читать полностью…

دختر نویسنده

«درد مردم عادی شده، مثل خبرهای هر روز.»

Читать полностью…

دختر نویسنده

«همه از تغییر حرف می‌زنند، اما هیچ‌کس از خودش شروع نمی‌کند.»

Читать полностью…

دختر نویسنده

«خودت را گم کرده‌ای، در حالی که همه‌جا دنبالت می‌گردی.»
❤️🙂‍↔️

Читать полностью…

دختر نویسنده

«گاهی نبودنِ یک نفر، حضور خودت را به تو نشان می‌دهد.»

Читать полностью…

دختر نویسنده

زنِ با ايمان
روشنی چشم مادر
عزت پدر
غيرت برادر
رحمت برجامعه اسلام
و قلعه امن برای اولادهايش می‌باشد.
❤️😌

Читать полностью…

دختر نویسنده

اگر از گفتن حقیقت می‌ترسید، دست‌کم آن را آرام و درگوشی به فرزندان‌تان بگویید.
امانتی که خود از انجامش ناتوان ماندید را به آنان بسپارید؛ چون این کمترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.
شاید یکی از آن‌ها صدقۀ جاریۀ شما باشد.
آن‌ها را بی‌راه و بی‌نشانه رها نکنید،
مبادا وقتی بعدها حقیقت را شنیدند انکارش کنند و بگویند: «ما هرگز چنین چیزی را از پدران پیشین خود نشنیده‌ایم!».

✍️ د. ادهم شرقاوی

Читать полностью…

دختر نویسنده

اقبال لاهوری

خلوت، آغاز بیداری انسان است،
نه پایان او.

Читать полностью…

دختر نویسنده

کیستم؟
روی دیگر من چیست؟
غیر غم نام دیگر زن‌ چیست؟

این که روح مرا جویده مدام
این که ریشه دوانده در من.. چیست؟

با دو ابری که پشت‌ پلک من است
هنرم غیر گریه کردن چیست؟

چیستم من؟ هزار زخم روان
غیر شولای زخم‌ها، تن چیست؟

غیر یک توده از خیال محال
سر من، این وبال گردن، چیست؟

شعر می‌گویم و نمی‌دانم
این پریشانیِ مطنطن چیست؟

سیده_تکتم_حسینی

Читать полностью…

دختر نویسنده

مادرم
دستانم را نگرفت تا بلند شوم،
بلکه نگه داشت
تا پرواز نکنم…
و من سال‌ها طول کشید
تا بفهمم
بال داشتن، گناه نبود.

#دختر_افغان

Читать полностью…

دختر نویسنده

گاهی آدم نمی‌میرد؛ فقط کم‌کم از خودش خالی می‌شود و یک روز می‌فهمد سال‌هاست که کسی پشت چشم‌هایش زندگی نمی‌کند.
🖤🙂‍↔️

Читать полностью…

دختر نویسنده

همیشه در هر کودکی، دری وجود دارد که به روی آینده باز می‌شود؛ اما ما آن را با تربیت غلط، قفل می‌کنیم.

Читать полностью…

دختر نویسنده

— از پدرت می‌ترسی؟
از خشمش، بله… اما بیشتر از این می‌ترسم که هیچ‌وقت حرف دلم را نشنود.

#نامه‌های_یک دختر افغان

Читать полностью…

دختر نویسنده

— اگر می‌توانستی چیزی را تغییر بدهی، چه می‌کردی؟
فضایی می‌ساختم که در آن، دختر بودن جرم نباشد…
که در آن، آرزو داشتن، بی‌ادبی حساب نشود.

#نامه‌_های یک دختر

Читать полностью…

دختر نویسنده

اگر یادت افتادم،
برایم دعا کن...

Читать полностью…

دختر نویسنده

«بعضی‌ها نان ندارند، بعضی‌ها وجدان.»

هر دو خطرناک!

Читать полностью…

دختر نویسنده

«حق را می‌دانند، اما راحتی را انتخاب می‌کنند.»

عجب مردمی...

Читать полностью…

دختر نویسنده

«فقر فقط نداشتن پول نیست، نداشتن فهم هم هست.»

Читать полностью…

دختر نویسنده

«شاید آزادی یعنی دل‌بسته نبودن به چیزی که از دست می‌رود.»

Читать полностью…

دختر نویسنده

شیطان از این درها وارد قلب انسان می‌شود:
۱. هوس (خواسته‌های نفسانی)
۲. خشم
۳. غفلت

~جعفری

مواظب باش!

Читать полностью…

دختر نویسنده

خوشبختی وقتی بوجود می‌آید که
چیزی که به آن فکر می‌کنی
و چیزی که می‌گویی
و کاری که میکنی با هم هماهنگ باشند.

- مهاتما گاندی

Читать полностью…

دختر نویسنده

شعر حال مرا خوب می‌کند...🙂‍↔️❤️

Читать полностью…

دختر نویسنده

عطار نیشابوری

دل اگر از خلق جدا شد،
آنگاه صدای حق را شنید.

الحمدالله حق

Читать полностью…
Subscribe to a channel