gaahgoft | Unsorted

Telegram-канал gaahgoft - گاهگفت Gaahgoft

772

گفتارِ گاه و بیگاه من در خلوتم و در درست‌خوانی شعر کهن ارسال پیام: @Saayeash

Subscribe to a channel

گاهگفت Gaahgoft

🔅 حـذر کـن خـاصـه از گـرگـی کـه سیمای شبان دارد
#محتشم_کاشانی

🔅 نـــه هـــر کـــو گــلّــه‌ای رانــَد، شــبــان اســت
       نــه هــر کــو چــشــم دارد، پــاســبــان اسـت
#پروین اعتصامی


🔅نه هر که چهره برافروخت، دلبری داند
      نه هر که آینه سازد، سکندری داند

      نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تند نشست،
      کلاهداری و آیینِ سروَری داند

#حافظ


🔅هــم مــرگ بــر جــهــانِ شــمــا نــیــز بـگـذرد
     هــــم رونــــقِ زمــــان شــــمــــا نــــیـــز بـــگـــذرد

      آن‌کـس کـه اسـب داشـت، غـبارش فرو نشست
      گـــردِ ســـمِ خـــران شـــمـــا نـــیـــز بـــگـــذرد

      ای تـو رمـه سپرده به چوپانِ گرگ‌طبع
      ایـــن گـــرگـــیِ شـــبــان شــمــا نــیــز بــگــذرد

       پـیـلِ فـنـا کـه شـاهِ بـقـا ماتِ حکمِ اوست،
       هـــم بـــر پــیــادگــانِ شــمــا نــیــز بــگــذرد
#سیف_فرغانی

#ایران_زمین
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔸عزیزان ادب‌دوست،

برای دسترسی آسانتر
به پست‌های اصلی و دلخواهِ خود،
می‌توانید هشتگ‌ها را دنبال کنید:

#درست_خوانی            #وزن
#آموزشی

#درسنامه
#آکسان_گذاری

#اختلاف_نسخه_ها          #اختلاف_چاپ_ها
#اختلاف_خوانش

#شاعرانه‌ی‌شهر        #راز_و_هنر
ورود به صفحه‌ی👇
مؤسسه‌ی فرهنگی هنری راز و هنر

#واژگان          #اصطلاحات

#حافظ           #عطار

#حافظ_و_دیگران          #یادداشت_های_حافظ

#ترجمه_ها

#گزیده_از_دیگران         #پیغام_آشنا


#خلوت_بیغولگی        
#سایه_اش



پاینده و پیروز باشید.🌸🌼🌸
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

چینش #ساختار،
پلی‌ست میان فهم شعر، دستور زبان، #درست_خوانی و جان‌دار خواندن متن.


#از_شعر_تا_جمله
#هم_کنش

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

دوستانِ گاهگفت 🌹

گاهی دوست دارم بدانم:

آن‌سوی صفحه چه می‌گذرد...
کدام نوشته‌ها بیشتر توجهتان را جلب می‌کند...
کدام حرف‌ها با شما همراه می‌شود...
و کدام موضوع‌ها ارزش ادامه دادن دارند
.

یک واکنش کوچک، یک نظر کوتاه یا حتی همرسانی یک پست، می‌تواند پاسخ این پرسش‌ها باشد.

پس اگر گاه‌گفتی را خواندید یا شنیدید و چیزی در آن برایتان معنا داشت، ردّی از حضورتان بگذارید. 🌱


«گاهگفت» وقتی کامل‌تر می‌شود که شما هم در آن حضور داشته باشید. 🌹

با مهر
#سایه‌_اش

#هم_کنش
#interaction

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅گزیده
آموزش #حافظ_خوانی ۴

مؤسسه‌ی فرهنگی هنری راز و هنر


#حافظ
#درست_خوانی
#شیوا_خوانی

#وزن
#مترونومی
#وزن_شکسته

#آموزشی

#راز_و_هنر
#سایه_اش
۲۳ دی  ۱۴۰۰
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

بیتی از حافظ در قزوینی و غنی، خانلری، نیساری و ...:

خرقه‌ی زهد و جام می گرچه نه درخور همند
این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو


در نسخه‌های مختلف، این بیت و بیتِ دیگری:

مهر رُخَت سرشتِ من، خاک درت بهشتِ من
عشق تو سرنوشتِ من، راحتِ من رضای تو


با یک قافیه «رضای تو» برای این غزل ضبط شده‌اند.
برخی مصحّحان یکی را برای متن برگزیده‌اند و دیگری را در پاورقی آورده‌اند. (نیساری بیتِ نخست را در متن آورده و بیتِ دوم را در پاورقی، و خانلری برعکس.)
اما مفهوم و محتوای این دو بیت شبیهِ هم نیست که بگوییم یکی نسخه‌بدلِ دیگری است.
یک جایِ کار می‌لنگد!

یا خطایِ تکرارِ قافیه را بپذیریم، یا یکی را مردود بشماریم، یا دنبالِ چیزِ دیگری باشیم! یعنی هر دو بیت اصالت دارند و بدلِ هم نیستند؛ اما یکی از قافیه‌ها چیزِ دیگری بوده.

می‌شود حدس زد این تکرارِ قافیه ناشی از سهوِ ناخواسته‌ی ذهن و چشمِ کاتب بوده که قافیه‌ی بیتِ پیشین را در نوشتار تکرار کرده و این نسخه، اساسِ کارِ برخی کاتبانِ پس از او قرار گرفته و این خطا تکرار شده.

در دفترِ دگرسانی‌ها می‌بینیم:
«از جهتِ وفای تو» (۸۱۸ هند)
«در طلبِ لقای تو» (۸۲۱ مهدوی، ۸۲۳ میشیگان)
«از جهتِ جفای تو» (۸۲۴ سبزپوش)
«از جهتِ صفای تو» (۸۵۸ مجلس)
«بر حسبِ وفای تو» (۸۶۷ پیربوداقی)
«در طلبِ هوای تو» (۸۹۳ فرزاد)
«از تعب و جفای تو» (قرن نهمی بی‌تاریخ، مهدوی)
و شکل‌های دیگری هم آمده.

این همه اختلاف در این قافیه، نشان از این دارد که مناقشه بر سر این بیت بوده.
شاید نسخه‌های مَرجعِ خودشان را موردِ اعتماد نیافته‌اند یا در این موضع مخدوش دیده‌اند و به ترمیمِ آن کوشیده‌اند.
به‌ویژه که در بیتِ دومِ موردِ بحث نیز اختلافِ نسخه هست: «راحتِ من بلایِ تو»، «راحتِ من جفایِ تو» و ....

چیزِ دیگری که آشکار می‌شود این که قرائتِ معروفی که می‌شناسیم، «این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو» از نسخه‌ی ۸۲۷ خلخالی آغاز شده. و این ضبط، آن بیتِ بعدی با همین قافیه را ندارد!

و من یادداشتِ خودم را از همین‌جا دوباره آغاز می‌کنم!

حالا!
در دو نسخه‌ی قدیمی‌تر که دیرتر کشف شد، (۸۰۱ و ۸۰۳)، می‌بینیم هر دو بیت در غزل هست و بیتِ موردِ بحثِ ما قافیه‌ی دیگری دارد.
چیزی شبیهِ «حفا» نوشته و به‌قاطعیت نمی‌توان تشخیص داد «جفای تو» یا «خفای تو». یک نقطه بالا دارد.

نسخه‌ی ۸۲۴ گورگهپور (سبزپوش) «جفای تو» ضبط کرده. من اصل یا تصویرِ نسخه را ندیده‌ام و به کتابِ چاپیِ نذیر احمد و جلالی نائینی و چشمِ ایشان در قرائتِ نسخه استناد کردم. شاید در نسخه، «جفا» مسلّم نبوده و همان «خفا» هم می‌شد خواند.
این ضبط تنها یک پشتیبان داشت در میانِ ۵۰ نسخه‌ی قرن نهمی. و لاجرَم وقعی به آن نهاده نشد! خاصه که «این همه نقش می‌زنم از جهتِ جفای تو» شاید معنای سلیسی هم نداشته‌باشد. (از جهتِ جفایِ تو چرا من باید این همه نقش بزنم؟!)

اما حالا که اقدمِ نسَخ و نسخه‌ی اقدمِ بعدی، چنین ضبط کرده‌اند، می‌شود سه نسخه از معدود نسخه‌های یافته‌شده‌ی ربعِ نخستِ قرنِ نهم. که دیگر عددِ قابلِ اعتنایی است.
و حالا که هیچ نسخه‌ی ربعِ اوّلیِ قرنِ نهم، «رضای تو» ضبط نکرده‌اند، به باورِ من، «رضای تو» منتفی است.

خِفاء: (اسم مصدر) پوشیدگی. خفیه.
خَفاء: (مصدر عربی) نهان شدن و آشکارا نگردیدن.

خِرقه‌یِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم اند،
این همه نقش می‌زنم از جهتِ خِفایِ تو


دیوان حافظ، بر پایه‌ی نسخه‌ی خطیِ سالِ ۸۰۱
پیرایش و نگارش سهیل قاسمی، انتشارات بلم، ۱۴۰۳


می‌گوید هرچند همه می‌دانیم که خرقه‌ی زهد و جامِ می با هم متناسب نیستند (در خورِ هم نیستند)، اما من این همه نقش می‌زنم و فریب و صنعت به کار می‌برم که تو مخفی باشی. تو را بپوشانم.

عشقی را که در دل داشته پنهان می‌کرده، معشوق را پنهان می‌کرده که کیست؛ در خفا رندی می‌کرده و در ظاهر، خرقه‌ی زهد می‌پوشیده.
(در این مضمون، بیت‌های دیگری هم دارد حافظ.)

نسخه‌ی ۸۰۳ نیز با تفاوتِ اندکی در مصراعِ نخست، همین را دارد:

خِرقه‌یِ زُهد و جامِ میْ گرچه نه درخورِ هم است،
این همه نقش می‌زنم از جهتِ خِفایِ تو

می‌خواهم بگویم و بارها این حس را داشتم که کاتبِ ۸۲۷ برخی واژه‌ها را شکلی نوشته که واژه‌ها حالتِ معنوی‌تری هم داشته باشد. مثلِ همین «رضای تو». که یعنی من تمامِ این کارها و نقش‌ها و تناقض‌ها را برای رضایِ تو (رضای الهی) انجام می‌دهم.

و همین وجهه و شباهتِ آن با ادبیاتِ صوفیانه و ...، باعث شده که مذاقِ ما و مصحّحان با همین تعابیر شیرین شود و راضی شویم بیتی دیگر که قافیه‌ی «رضا» داشته را سر ببُریم که همین بمانَد.

در تدارکِ یادداشتی ام که تفاوتِ ضبطِ این‌چنین واژه‌ها را در نسخه‌های اقدم و نسخه‌های پسا ۸۲۷ بررسی کنم با این ادّعا که: شعرِ حافظ از مقطعی دست‌خوشِ دست‌بردهایی به نفعِ ایدئولوژیِ خاصی شده.

سهیل قاسمی
@Setiq

عکس‌های مرتبط در پیغام‌های زیرِ یادداشت آمده.

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅گزیده
آموزش #حافظ_خوانی ۳

مؤسسه‌ی فرهنگی هنری راز و هنر

#حافظ
#درست_خوانی
#شیوا_خوانی

👈هر دو خوانشِ «رُباب» و «رَباب» درست است.

#وزن
#مترونومی
#وزن_شکسته

#آموزشی

#راز_و_هنر
#سایه_اش
۲۳ دی  ۱۴۰۰
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

❗️فقط سه روز به پایان مهلت ثبت نام باقیست..

/channel/Voiceandlife

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۳)

اختصاصی گاهگفت


بخش اول: آشنایی با «تکیه (آکسان)» و «آهنگِ کلام»

۳.آکسان چیست؟

در این جزوه، آکسان (Accent)، به برجسته‌سازی یک واژه یا گروهی از واژه‌ها در سطح عبارت و جمله، گفته می‌شود.

آکسان، معمولاً با هدفی مانند:
🔸تأکید
🔸مقابله
🔸تصحیح یک برداشت
🔸برجسته کردن اطلاعات مهم
یا
🔸انتقال حالت بیانی
به کار می‌رود.


برای مثال:
من این کتاب را خواندم.

اگر «من» برجسته شود،

من این کتاب را خواندم.

ممکن است معنای ضمنی این باشد:
«من خواندم، نه شخص دیگری.»

اگر «این کتاب» برجسته شود،
من این کتاب را خواندم

.ممکن است در برابر کتاب دیگری قرار گیرد.

و اگر «خواندم»، برجسته شود،
من این کتاب را خواندم.

ممکن است تأکید بر انجام گرفتن عمل باشد؛ مثلاً در برابرِ «فقط آن را ورق زدم».

بنابراین محل آکسان، می‌تواند بر برداشتِ معنایی و اطلاعاتیِ شنونده اثر بگذارد.

#آکسان_گذاری
#آموزشی
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#اصطلاحات
#دل_دادن

🔅در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق،
برگرفتی ز حریفان* دل و «دل می‌دادت»
!
#حافظ

کاربردِ مصدرِ «دل دادن» در این سیاق، خطای نحویِ حافظ نیست؛ چرا که به‌معنیِ «رضایت دادنِ دل» و به اصطلاحِ امروز «دل آمدن به انجامِ کاری»‌ست.

پس مفهوم مصرع دوم این است:
«از دوستان و هم‌صحبتان، کناره جُستی و دلت به این کار راضی می‌شد».

#واژگان
*حریف: دوستِ هم‌صحبت، هم‌نشین

بیتِ شاهدی که دکتر #خطیب_رهبر، از #نظامی در این باب آورده‌اند، گویاست:

🔅به ترکِ بی‌دلی گفتن، «دلت داد»
چه دل‌داری که رحمت بر دلت باد!


در بیت نظامی، «ترک کردن»، در یک نقطه‌ی زمانی اتفاق افتاده و انجام شده؛ و نظامی، شکل صحیحِ «دلت داد» (ماضی ساده) را به‌کار برده است.
حافظ هم با دقت کامل، متناسب با استمرارِ «مدّت ایّام فراق»، شکل درستِ «دلت می‌داد» (ماضی استمراری) را در این بیت استفاده کرده است که به‌هیچ‌لحاظ، خطای نحوی نیست.

توضیحات لغتنامه‌ی #دهخدا را نیز ببینید:

👈 دل ندادن: از دل نیامدن، راضی نشدن
مانندِ:

🔹آن دختر (دخترِ افراسیاب)، پسری آورد ماننده‌ی وی (ماننده‌ی سیاوش)؛ پیران* را «دل نداد» که او را بکُشد.
(پیران، دلش نیامد که او را بکُشد).

(ترجمه‌ی #طبری #بلعمی)

*پیران: سپهسالار و مشاورِ خردمند افراسیابِ تورانی

🔅به رفتن، همی شاه را «دل نداد»
همی بود در گَنگ* پیروز و شاد

#شاهنامه
#فردوسی

*گَنگ:
(این‌جا) شهری‌ست خرّم به تُرکستان؛ بهارخانه نیز گویند‌اَش از غایتِ خوشی.
(حاشیه‌ی فرهنگ اسدی نخجوانی)

👈پیشتر، به چند نمونه از این اشکال‌گیری‌ها، پاسخ داده شد.
👇بنگرید به:
#باد_خوش_نسیم و #فرق_است_از_تا و #سایه_پرور

۲۳ فروردین ۹۸

#یادداشت_های_حافظ
#یادداشتک


#سایه_اش

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۲)

اختصاصی گاهگفت



۱. قرارداد اصطلاح‌شناختی این جزوه

در سراسر این جزوه، با این الگوی ساده روبه‌رو هستیم:

فشارآوا ← هجا و واژه
آکسان ← عبارت و جمله
آهنگ کلام ← جریان گفتار


📌یک نکته‌ی علمی:

این تقسیم‌بندی، قرارداد آموزشی این جزوه است.

در زبان‌شناسی، واژه‌ی accent، گاهی در سطح واژه نیز به کار می‌رود؛ برای مثال، در اصطلاح lexical accent. بنابراین نباید تصور کرد که در تمام منابع علمی، «آکسان»، الزاماً فقط به عبارت و جمله مربوط است.

💢اما برای هدف آموزشی ما، این تفکیک بسیار سودمند است؛ زیرا به هنرجو اجازه می‌دهد میان «برجستگیِ آواییِ درونِ واژه» و «برجسته‌سازیِ معنایی در جمله»، تفاوت روشنی بگذارد.

#آموزشی
#آکسان_گذاری
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

دوستانِ گرامیِ گاهگفت 🌹

اگر مطلبی برایتان جالب، مفید یا قابل تأمل بود،
با یک واکنش، کامنت یا اشتراک‌گذاری، در ادامه‌ی این گفت‌وگو شریک شوید. 🌱☘

گاهی یک ایموجیِ کوچک هم می‌تواند بگوید:

«دیدم، خواندم، و این حرف به من رسید.»


مشارکت شما، به گاهگفت، جان بیشتری می‌بخشد. 🌹🙏

با مهر
میزبان شما
#سایه_اش

#هم_کنش
#interaction

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅گزیده
آموزش #حافظ_خوانی ۱
مؤسسه‌ی فرهنگی هنری راز و هنر

#حافظ
#درست_خوانی
#شیوا_خوانی

#وزن
#مترونومی
#وزن_شکسته

#آموزشی

#راز_و_هنر
#سایه_اش
۲۵ آذر ۱۴۰۰
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

‌
غزلی از سعدی
برای سعدی‌بازی

غزل را نخوانید. ابتدا فایل صوتی زیر را گوش کنید و تمرین کنید.

@PanevisDotCom

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
#حافظ

🎧 در این خوانش، به #تکیه ها، کشش‌ ها و وصل ها توجه کنید!

#ترجمه ی انگلیسی:
عباس آرین پور کاشانی

The love of my friend set my heart to fire --
A fire that burns my existence entire.

My body smelt from separation of the friend.
My soul consumes! What’s my sacred love’s end?

The burning candle having pitied me last night,
Burned entirely, sympathizing my agony and fright.

My piety was at stake by the tavern wine –
A wine that destroyed all faculties of mine.

I broke repentance, when I broke wine glass.
My heart’s aching without wine, alas!

Come close my friend, and tell me no tale.
My eyes seek your sight, with pain and ail.

Hafiz, keep still, and drink the wine deep;
The candle burned all night and you didn’t sleep.

Translated by:
Abbas Arianpour Kaashaani

آدینه، ۲۲ بهمن ۱۳۹۵
#خلوت_بیغولگی
#سایه_اش

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#پیغام_آشنا
استاد لهراسب بهرامیان

#بیهقی

#استاد_سیدی
کانال درسگفتار بیهقی
کانال درسگفتار تاریخ جهانگشای جوینی، و متون کهن

#هادی_قائمی

#محمدجعفر_محجوب

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

این همه زشتی مکن؛ کامروز را فردا بوَد
ور تو گویی از پسِ امروز، فردا نیست، هست...
#امیر_معزی
(سده‌های پنجم و ششم)

#ایران_زمین

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅بس گُهَر کز حَلقِ خوک آویختیم
#عطار


⭕️«آنچه مقدس است، به سگان مدهید؛
      و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید؛
      مبادا آن‌ها را پایمال کنند؛ و برگشته، شما را بدرند».
انجیل متی، فصل ۷، آیه‌ی ۶

Matthew 7:6:

Give not that which is holy to dogs; neither cast ye your pearls before swine, lest perhaps they trample them under their feet, and turning upon you, they tear you.

🔅من آنم که در پای خوکان نریزم
      مر این قیمتی دُرّ لفظ دَری را
#ناصر_خسرو

🔅دلا تا کی در‌آویزی گهر از گردن خوکان؟!

#عطار

#اصطلاحات
#ایران‌زمین

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#درست_خوانی
#اختلاف_خوانش
#پاسخ

🔅ما شبی دست بر‌آریم و دعایی بکنیم
      غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

     (دلِ بیمار، شد از دست؛) رفیقان! مددی!
      (دل، بیمار شد از دستِ رفیقان؛) مددی!
      تا طبیب‌اَش به سر آریم و دوایی بکنیم

      آن که بی جرم برنجید و به تیغ‌اَم زد و رفت،
      باز‌اَش آرید خدا را که صفایی بکنیم
#حافظ

🎤🎼🎼🎼🎤
علی زند وکیلی (همایون)
استاد #شجریان (سه‌گاه)


سپاس از دوست فرهیخته #سهیل_قاسمی
برای طرح پرسش‌های جالب و ضروریِ #درست_خوانی.

#واژگان
#رفیق          #حریف
#اصطلاحات

#مولانا        #غزالی

#آموزشی
#یادداشت_های_حافظ

۱۵ تیر ۱۳۹۸
#سایه_اش

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی تکیه‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۶)

اختصاصی گاهگفت


بخش دوم: فشارآوا در واژه‌های فارسی


#درسنامه
#آکسان_گذاری

اختصاصی گاهگفت

#آموزشی

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۵)

#درسنامه
#آکسان_گذاری

اختصاصی گاهگفت

#آموزشی

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۴)

اختصاصی گاهگفت


بخش اول: آشنایی با «تکیه (آکسان)» و «آهنگِ کلام»


۵.آهنگ کلام (Intonation):

الگوی فراز و فرود صدا در جریان گفتار، که به درک ساختار و معنا، و نیز اجرای تأکید، و حالت بیانیِ جمله کمک می‌کند.
⚠️آهنگ کلام، با فشارآوا و آکسان (تکیه)، یکی نیست.

➖فشارآوا (استرس، تکیه‌ی هجایی)، به برجستگی یک هجا یا واژه مربوط است؛

➖آکسان (تکیه) در قرارداد این جزوه، به برجسته‌سازی در سطح عبارت و جمله مربوط می‌شود؛

➖اما آهنگ کلام به چگونگی فراز و فرودِ صدا در طول گفتار مربوط است.

برای مثال:

تو آمدی.

و:

تو آمدی؟

واژه‌ها یکسان‌اند؛ اما
الگوی آهنگ کلام، به شنونده کمک می‌کند تفاوت میان یک جمله‌ی خبری و یک پرسش را دریافت کند.


#آموزشی
#آکسان_گذاری
#درسنامه
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#معنا_شناسی_واژه
#پس‌_انداز_یا_پس‌_اندوز_؟

✳️ رباعیه:

تا پیروی چرخ بدآموز کنم
هر لحظه هزار غم #پس‌اندوز کنم
چون چرخ بر‌ آنم که به قرصی پس از این
روزی به شب آرم و شبی روز کنم

▫️نقل از: جُنگ اشعار، دستنویس شماره ۳۰۴۷ کتابخانه مرکزی تبریز [روضةالناظر]، سده ۸ هجری، صفحه ۱۵۳.

❇️ آیا این رباعی می‌تواند دلیلی بر تایید این نکته باشد که آنچه امروز ما پس‌انداز می‌گوییم در گذشته پس‌اندوز خوانده می‌شده‌است؟

🔸 در متون کهن، مادهٔ #انداز ( از ریشهٔ انداختن ) غالباً بر انداختن و پرتاب کردن دلالت می‌کند. مانند:
ناوک‌انداز، تیرانداز، برقع‌انداز، کلوخ‌انداز، آتش‌انداز، پای‌انداز و . . .

همچنین، #اندوز ( از ریشهٔ اندوختن ) بر جمع کردن، ذخیره کردن و انباشتن دلالت دارد. مثل:
دانش‌اندوز، عشرت‌اندوز، زراندوز، حکمت‌اندوز، درهم‌اندوز، و . . .

🔸 اما نکتهٔ جالب‌ و ظریف‌ این که: در زبان معاصر ترکیب "پس‌انداز" نه تنها بار معنایی "پرتاب کردن" را ندارد، بلکه برعکس، بر نگه‌داری، حفظ و جمع‌کردن دلالت می‌کند.
پس‌انداختن امروزه در گفتار عامیانه با لحن تحقیر و طنز به معنای به دنیا آوردن و زاییدن کاربرد دارد که در واقع بر همان مفهوم انداختن دلالت می‌کند.
اما پس‌انداز گرچه در ظاهر و ساختار مطابق الگوی اول است، اما از نظر معنایی از الگوی دوم پیروی می‌کند و به معنای "برای بعد انباشتن و ذخیره کردن" است.

🔸 به نظر می‌رسد این تحول، نمونه‌ای استثنایی و جالب از تثبیت یک ترکیب خاص (پس‌انداز) در معنایی خلاف جهت ریشهٔ یکی از اجزایش در زبان امروز است.
پس‌انداز را تاکنون تنها در یک بیت از یغمای جندقی ( سده ۱۳ ) دیده‌ام:
کی رفت باری از پیش کاری
تا این پس‌انداز خود پیشکار است.

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar
@makhzanenokatenegarshi_virayashi

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#پیغام_آشنا نفس روح‌پرور است

سپاس از دوست عزیز، #سهیل_قاسمی .
(با گرامیداشت یاد روانشاد #استاد_آهی)

🔅در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق،
برگرفتی ز حریفان دل و «دل می‌دادت»
#حافظ

#اصطلاحات
#دل_دادن

#ساختار

#عطار
#ست
#وزن

#پاسخ
۴ دی ۱۴۰۰
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق،
برگرفتی ز حریفان دل و «دل می‌دادت»
#حافظ

#استاد_آهی

#دل_دادن
#پاسخ 👇👇
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

جذر اصم:

صیتِ جودِ بی‌حسابت نیست امری مختفی
این صدا صد ره شنید از کوه ...... اصم

در قصیدۀ به مطلع «خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم/ ما لِسلمی هل نَأت اَم قاربت مِن ذی سلم) که در مدح خواجه جلال الدین تورانشاه وزیر شاه شجاع سروده شده و تنها در دو نسخه از نسخ قرن نهم هجری یکی مورخ 843 کتابخانۀ بادلیان آکسفورد و دیگری مورخ 854 کتابخانۀ مجلس ضبط شده است، بیت بالا فقط در نسخۀ 843 آمده و در مصرع دوم، بین "کوه" و "اصم" لک‌شدگی وجود دارد و خوانا نیست. دکتر نیساری از جامع نسخ مرحوم مسعود فرزاد این بیت و نسخه بدلهایش را که از نسخی مربوط به قرن دهم به بعد هستند دید:

چیست جود بی‌حسابت نیست امر مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در صحرا اصم
صیت جود بی‌حسابت نیست امری مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در جدر اصم
صیت جود بی‌حساب نیست امری مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در حدر اصم

مسعود فرزاد و به تبع او انجوی شیرازی به شکل زیر آوردند:
صیت جود بی‌حسابت نیست امر مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در صحرا اصم

بهاءالدین خرمشاهی که نسخۀ 827 را با دو نسخۀ بادلیان(843) و پنچاب (894) مقابله می‌کرد و می‌توانست با استعانت از کوشش‌های دکتر نیساری متن منقح‌تری ارائه دهد، به نقل از نسخۀ بادلیان که گفتیم کلمه‌ای ناخوانا دارد با تفاوتی مختصر این ضبط را درست دانست:

صیت جود بی‌حسابت نیست امری مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در صحرا اصم
معنای بیت با این ضبط چنین است:
آوازۀ بخشش بی‌شمار تو چیزی پنهان نیست/ این صدا را صد بار "کر"(شخص ناشنوا) در صحرا از کوه شنید!

دکتر نیساری از این سه تصحیح راضی نشد و هنوز با ذره‌بین به کلمۀ لک شدۀ نسخۀ مورخ ۸۴۳ می‌نگریست و خوب که نگاه کرد دید بین کلمۀ "کوه" و کلمۀ "در" ، حرف ربط "و" نیز دیده می‌شود و کلمۀ بعدی با "ﺟ" شروع می‌شود. پس به نسخه بدل دوم فرزاد متوجه شد: "جدر اصم". "جدر" به معنی دیوار اینجا مناسبتی ندارد اما "جذر اصم" مصطلحی در متون کهن و در اصل به معنی عددی است که جذر صحیح ندارد مثل 10 یا 8 و در منطق به معنی پارادوکس دروغگو است و مجازاً به معنی "بسیار کر" یا "کر مکرّر" و "کر مطلق" پس بیت به صورت زیر درست است:

صیتِ جودِ بی‌حسابت نیست امری مختفی
این صدا صد ره شنید از کوه‌و در جذرِ اصم

"در" در مصرع دوم حرف ربط نیست بلکه به معنی "درّه" است و ترکیبب "در و دشت" و "کوه و در" مصطلح است چنانکه کمال الدین اسماعیل گفته است:

چون نافۀ مشک نارسیده / لاله همه کوه و در گرفته

برای "جذر اصم" نمونه‌ها بسیار است. نظامی گوید:
نطقم اثر آنچنان نماید / کز جذر اصم زبان گشاید ...
بالغانی که بلغه کارند / سر به جذر اصم فرو نارند

سنائی:
و آن که بیناست درو از پی امن / راه در بسته چو جذر اصمست

منوچهری:
تا نکند کس شمار جنبش چرخ فلک / تا نکند کس پدید منبع جذر اصم ...
شنوا کرد گوش جذر اصم / از صلیل و صریر تیغ و قلم
خاقانی:
جذر اصم هشت خلد سخت بود جذر هشت
تیغ تو و هشت خلد هندو و جذر اصم ...

هین که در دل شکست زلزلهٔ نفخ صور
گوش خرد شرط نیست جذر اصم ساختن ...

تختهٔ خاک رزم را جذر اصم شده ظفر
خنجر شه چو هندوئی جذر گشای معرکه ...

آه خدایگان که فلک زیر کعب اوست
جذر اصم شنیده به وای اندر آمده

انوری:
بر جای عطارد بنشاند قلم تو
گر در سر منقار کشد جذر اصم را ...

حیرت نعمت تو چو جذر اصم
یک جهان عقل گنگ و کر دارد ...

کاکنون مزاج جذر اصم در محاورات
ده گوش و ده زبان چو بنفشه است و سوسن‌ست ...

کرتر بود ز جذر اصم گر بپرسمش
کامثال این قصیده ز اشعار روزگار ...

کلک تو جذر اصم را بشنواند از صماخ
هرچه بر شاخ خواطر از سخن پخته است و خام ...

چه قایلست صریرش که از فصاحت او
سخن پذیرد جذر اصم به گوش صمیم ...

از نالهٔ خصم تو گوش گردون
خاصیت جذر اصم گرفته ...

سمع بگشاید ز شرح و بسط او جذر اصم
چون زبان نطق بگشاید به الفاظ دری ...

آنکه گر آلای او را گنج بودی در عدد
نیستی جذر اصم را غبن گنگی و کری ...

از مقاماتت اگر فصلی بخونی بر عدو
حالی از نامنطقی جذر اصم یابد نجات

ظهیر فاریابی:
در نگنجد سخن او ز لطافت به حساب
زین سبب حکم کری لازمِ جذر اصم است

سلمان ساوجی:
شاهی که در بسیط زمین حکم نافذش
جذر اصم ز صخره صما شنیده‌اند

محتشم کاشانی:
بر چرخ برین جذر اصم گوش گرفت
از غلغلهٔ کوس محمد خانی ...

طالب ملک تو را صد ره به آواز بلند
زد قضا بر گوش کای جذر اصم را توامان

محمد تقی بهار:
سخن گفته در گوش جذر اصم
ولی نوک کلکش به وقت عتاب

با اضافات و اصلاحات برگرفته از مقدمۀ دکتر نیساری در دیوان حافظ، تدوین دکتر سلیم نیساری، تهران، انتشارات سینانگار و انتشارت اسرار دانش، چاپ نخست 1377.
***

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۱)

اختصاصی گاهگفت


بخش اول: آشنایی با «تکیه (آکسان)» و «آهنگِ کلام»

مقدمه

#درست_خوانی، فقط درست ادا کردنِ واژه‌ها نیست.

ممکن است همه‌ی واژه‌های یک جمله را درست تلفظ کنیم، اما جمله، همچنان طبیعی، روشن یا خوش‌آهنگ شنیده نشود.

دلیل، این است که:


گفتار، علاوه بر صداها و واژه‌ها، دارای ویژگی‌هایی مانند تکیه (آکسان)، آهنگ، کشش و مکث است.
این ویژگی‌ها👆، به ما کمک می‌کنند بفهمیم👇:
•گوینده، چه چیزی را برجسته می‌کند.
•جمله، چگونه ساخته شده.
•چه معنایی مورد نظر است.
•و یک عبارت را با چه حالت و کیفیتی باید اجرا کرد.

در خوانش شعر، اهمیت این موضوع بیشتر می‌شود؛ زیرا خواننده (خوانشگر)، باید هم‌زمان، به زبان طبیعی و موسیقی شعر توجه کند.

#آموزشی
#آکسان_گذاری
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

سعدی‌بازی
تمرین کنید.

@PanevisDotCom

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

در دوره‌های #درست_خوانی گاهگفت،
هر بیت را در سه مرحله بررسی می‌کنیم:

متن اصلی ← ۱.هجابندی ← ۲.تکیه‌گذاری ← ۳.خوانش

مثلاً در:

الا یا ایها الساقی! ادر کأساً و ناولها


نشان می‌دهیم چطور باید آن را خواند، کجا نباید تکیه گذاشت و چرا.

#آموزشی
#آکسان_گذاری

⚠️تصحیح عکس:
Stress: فشارآوا
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

✨تکیه در جمله

جملات زیر را بخوانید و به تفاوت معناییِ آن‌ها توجه کنید:

من این کتاب را خریدم.
من این کتاب را خریدم.
من این کتاب را خریدم.

ببینید چگونه جابه‌جایی تکیه (آکسان)، می‌تواند «کانون معنایی جمله» را عوض کند.

#آکسان_گذاری
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…
Subscribe to a channel