1220
ᥫ᭡•• ﷽ ᥫ᭡•• یا الله خودت رحم کن. زندگی را آسان کن. بندگی را در جهت رضایت خودت قرار بده..!🤲
كتاب نماز
باب(26): دربارهی دو رکعت بعد از نماز عصر
220- عَنْ أَبِي سَلَمَةَ: أَنَّهُ سَأَلَ عَائِشَةَ (رض) عَنِ السَّجْدَتَيْنِ اللَّتَيْنِ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يُصَلِّيهِمَا بَعْدَ الْعَصْر؟ِ فَقَالَتْ: كَانَ يُصَلِّيهِمَا قَبْلَ الْعَصْرِ، ثُمَّ إِنَّهُ شُغِلَ عَنْهُمَا، أَوْ نَسِيَهُمَا، فَصَلاَّهُمَا بَعْدَ الْعَصْرِ، ثُمَّ أَثْبَتَهُمَا، وَكَانَ إِذَا صَلَّى صَلاَةً أَثْبَتَهَا، قَالَ يَحْيَى بْنُ أَيُّوبَ: قَالَ: إِسْمَعِيلُ تَعْنِي دَاوَمَ عَلَيْهَا. (م/835)
ترجمه: از ابوسلمه روایت است که وی از عایشه (رض) دربارهی دو رکعتی که رسول الله ﷺ بعد از نماز عصر میخواند، پرسید. عایشه (رض) گفت: آنحضرت ﷺ این دو رکعت را قبل از نماز عصر میخواند. بعد از آن، با مردم مشغول شد و نگذاشتند آنها را بخواند یا اینکه فراموش نمود. در نتیجه، آنها را بعد از نماز عصر خواند و بعد از آن، بر آنها مداومت کرد؛ زیرا عادت رسول الله ﷺ بر این بود که اگر نمازی میخواند، بر آن، مداومت مینمود.
«قابل یاد آوری است که دو رکعت بعد از نماز عصر، به رسول الله ﷺ اختصاص دارد و کسی دیگر نمیتواند این دو رکعت را بخواند». مترجم
كتاب نماز
باب(24): نهی از نماز خواندن بعد از نماز عصر و صبح
218- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ نَهَى عَنِ الصَّلاَةِ بَعْدَ الْعَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ، وَعَنِ الصَّلاَةِ بَعْدَ الصُّبْحِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ. (م/825)
ترجمه: از ابوهریره (رض) روایت است که رسول الله ﷺ از نماز خواندن پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، و پس از نماز عصر تا غروب آفتاب، نهی فرمودند.
كتاب نماز
باب(21): مداومت بر نماز عصر و نهی از نماز خواندن بعد از آن
215- عَنْ أَبِي بَصْرَةَ الْغِفَارِيِّ (رض) قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ ﷺ الْعَصْرَ بِالْمُخَمَّصِ ،فَقَالَ: «إِنَّ هَذِهِ الصَّلاَةَ عُرِضَتْ عَلَى مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ فَضَيَّعُوهَا، فَمَنْ حَافَظَ عَلَيْهَا كَانَ لَهُ أَجْرُهُ مَرَّتَيْنِ، وَلاَ صَلاَةَ بَعْدَهَا حَتَّى يَطْلُعَ الشَّاهِدُ». وَالشَّاهِدُ النَّجْمُ. (م/830)
ترجمه: ابو بصره غفاری (رض) میگوید: رسول الله ﷺ در مخمّص (اسم مکانی) نماز عصر را برای ما برگزار نمود و فرمود: «این نماز به امتهای گذشته عرضه شد؛ اما آنها آنرا ضایع کردند. پس هر کس بر آن مداومت نماید، دو پاداش دارد و بعد از آن، تا طلوع ستاره، نماز دیگری وجود ندارد».
كتاب نماز
باب(20): اول وقت نماز عصر
213- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) : أَنَّ رسول الله (ص)كَانَ يُصَلِّي الْعَصْرَ وَالشَّمْسُ مُرْتَفِعَةٌ حَيَّةٌ، فَيَذْهَبُ الذَّاهِبُ إِلَى الْعَوَالِي، فَيَأْتِي الْعَوَالِيَ وَالشَّمْسُ مُرْتَفِعَةٌ وَلَمْ يَذْكُرْ قُتَيْبَةُ فَيَأْتِي الْعَوَالِيَ. (م/621)
ترجمه: انس بن مالک (رض) میگوید: رسول الله ﷺ نماز عصر را زمانی میخواند که آفتاب، هنوز بلند و بسیار روشن بود (یعنی مایل به زردی نشده بود.) و اگر کسی پس از نماز عصر، به عوالی مدینه میرفت، هنوز آفتاب بلند بود که آنجا میرسید. (قابل یادآوری است که بخشهایی از عوالی، حدود چهار میل ـ حدود شش کیلومتر ـ از مدینهی منوره، فاصله دارد).
كتاب نماز
باب(17): نهی از نماز خواندن هنگام طلوع و غروب آفتاب
210- عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: لَمْ يَدَعْ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ الرَّكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَصْرِ، قَالَ: فَقَالَتْ عَائِشَةُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لاَ تَتَحَرَّوْا طُلُوعَ الشَّمْسِ وَلاَ غُرُوبَهَا فَتُصَلُّوا عِنْدَ ذَلِكَ». (م/833)
ترجمه: عایشه (رض) روایت میکند که رسول الله ﷺ خواندن دو رکعت بعد از نماز عصر را ترک نکرد. راوی میگوید: همچنین عایشه (رض) گفت: رسول الله ﷺ فرمود: «تلاش نکنید که هنگام طلوع و غروب آفتاب، نماز بخوانید».
«قابل یاد آوری است که دو رکعت بعد از نماز عصر، ویژگی رسول الله ﷺ است و کسی دیگر نمیتواند این دو رکعت را بخواند». مترجم
كتاب نماز
باب(16): مداومت بر نماز صبح و عصر
208- عَنْ عُمَارَةَ بْنِ رُؤَيْبَةَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ يَقُولُ: «لَنْ يَلِجَ النَّارَ أَحَدٌ صَلَّى قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ، وَقَبْلَ غُرُوبِهَا» يَعْنِي الْفَجْرَ وَالْعَصْرَ، فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ: آنْتَ سَمِعْتَ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص)؟ قَالَ: نَعَمْ قَالَ الرَّجُلُ: وَأَنَا أَشْهَدُ أَنِّي سَمِعْتُهُ مِنْ رسول الله ﷺ سَمِعَتْهُ أُذُنَايَ، وَوَعَاهُ قَلْبِي. (م/634)
ترجمه: عماره بن رویبه میگوید: من از رسول الله ﷺ شنیدم که فرمود: «هیچ کس از افرادی که قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن، نماز میخوانند، وارد آتش جهنم نمیشود». و هدفش، نماز صبح و عصر بود. مردی از اهل بصره به او گفت: آیا شما این مطلب را از رسول الله ﷺ شنیدید؟ عماره گفت: بله؛ آن مرد گفت: من هم گواهی میدهم که این مطلب را از رسول الله ﷺ با گوشهای خود، شنیدم و با قلبم به خاطر سپردم.
كتاب نماز
باب(14): اوقات نماز
206- عَنْ أَبِي مُوسَى الأَشْعَرِيِّ (رض) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص): أَنَّهُ أَتَاهُ سَائِلٌ يَسْأَلُهُ عَنْ مَوَاقِيتِ الصَّلاَةِ، فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِ شَيْئًا، قَالَ: فَأَمَرَ بِلالاً فَأَقَامَ الْفَجْرَ حِينَ انْشَقَّ الْفَجْرُ، وَالنَّاسُ لاَ يَكَادُ يَعْرِفُ بَعْضُهُمْ بَعْضًا، ثُمَّ أَمَرَهُ فَأَقَامَ بِالظُّهْرِ حِينَ زَالَتِ الشَّمْسُ، وَالْقَائِلُ يَقُولُ: قَدِ انْتَصَفَ النَّهَارُ، وَهُوَ كَانَ أَعْلَمَ مِنْهُمْ، ثُمَّ أَمَرَهُ فَأَقَامَ بِالْعَصْرِ وَالشَّمْسُ مُرْتَفِعَةٌ، ثُمَّ أَمَرَهُ فَأَقَامَ بِالْمَغْرِبِ حِينَ وَقَعَتِ الشَّمْسُ، ثُمَّ أَمَرَهُ فَأَقَامَ الْعِشَاءَ حِينَ غَابَ الشَّفَقُ، ثُمَّ أَخَّرَ الْفَجْرَ مِنَ الْغَدِ حَتَّى انْصَرَفَ مِنْهَا وَالْقَائِلُ يَقُولُ: قَدْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ أَوْ كَادَتْ، ثُمَّ أَخَّرَ الظُّهْرَ حَتَّى كَانَ قَرِيبًا مِنْ وَقْتِ الْعَصْرِ بِالأَمْسِ، ثُمَّ أَخَّرَ الْعَصْرَ حَتَّى انْصَرَفَ مِنْهَا وَالْقَائِلُ يَقُولُ: قَدِ احْمَرَّتِ الشَّمْسُ، ثُمَّ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ حَتَّى كَانَ عِنْدَ سُقُوطِ الشَّفَقِ، ثُمَّ أَخَّرَ الْعِشَاءَ حَتَّى كَانَ ثُلُثُ اللَّيْلِ الأَوَّلِ ثُمَّ أَصْبَحَ، فَدَعَا السَّائِلَ، فَقَالَ: «الْوَقْتُ بَيْنَ هَذَيْنِ». (م/614)
ترجمه: ابوموسی اشعری (رض) روایت میکند که شخصی، نزد رسول الله ﷺ آمد و از آنحضرت ﷺ دربارهی اوقات نمازها پرسید. پیامبر اکرم ﷺ به او جوابی نداد و به بلال دستور داد تا هنگام طلوع فجر، زمانی که هنوز مردم یکدیگر را خوب نمیشناختند، نماز را برگزار نماید. سپس دستور داد تا نماز ظهر را هنگام زوال آفتاب برگزار نماید زمانی که بعضی میگفتند: نیمروز است؛ ولی رسول اکرم ﷺ بهتر از آنها میدانست. سپس دستور داد تا نماز عصر را زمانی که خورشید بلند بود و ارتفاع داشت، برگزار نماید. بعد از آن امر نمود تا نماز مغرب را هنگام غروب آفتاب برگزار نماید. آنگاه دستور داد تا نماز عشا را هنگام پنهان شدن قرمزی برگزار نماید. اما فردای آنروز، نماز فجر را به اندازهای تأخیر نمود که هنگام تمام شدن نماز، برخی میگفتند: خورشید طلوع کرده است یا نزدیک است طلوع کند. و نماز ظهر را تا نزدیک وقت دیروز نماز عصر به تأخیر انداخت. و نماز عصر را به اندازهای به تأخیر انداخت که هنگام تمام شدن نماز، برخی گفتند: رنگ خورشید، قرمز شده است. و نماز مغرب را تا نزدیک غروب شفق (سرخی) به تأخیر انداخت، و نماز عشا را تا یک سوم اول شب به تأخیر انداخت. سپس هنگام صبح، سؤال کننده را طلب کرد و فرمود: «وقت هر نماز، میان این دو وقت است».
كتاب نماز
باب(13): ترک نماز، کفر است
204- عَنْ جَابِرٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ ﷺ يَقُولُ: «إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلاَةِ». (م/82)
ترجمه: جابر (رض) میگوید: شنیدم که نبی اکرم ﷺ میگوید: «آنچه میان انسان، و کفر وشرک، فاصله میاندازد، نماز است». (یعنی آنچه مانع کافر شدن شخص میگردد، ترک نکردن نماز است؛ وقتی که شخص، نماز را ترک کرد، مانع برداشته میشود و شخص وارد کفر میگردد. (نووی)
كتاب نماز
باب(11): در ابتدا، نمازهای فرض، دو رکعتی بود
202- عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: الصَّلاَةُ أَوَّلُ مَا فُرِضَتْ رَكْعَتَيْنِ، فَأُقِرَّتْ صَلاَةُ السَّفَرِ، وَأُتِمَّتْ صَلاَةُ الْحَضَرِ، قَالَ الزُّهْرِيُّ: فَقُلْتُ لِعُرْوَةَ: مَا بَالُ عَائِشَةَ تُتِمُّ فِي السَّفَرِ؟قَالَ: تَأَوَّلَتْ كَمَا تَأَوَّلَ عُثْمَانُ. (م/685)
ترجمه: عایشه (رض) میگوید: در ابتدا، نمازها به صورت دو رکعتی، فرض گردید. آنگاه، نماز سفر همانگونه باقی ماند و نماز حضر (غیر سفر) کامل (چهار رکعتی) گردید.
زهری میگوید: از عروه پرسیدم: چرا عایشه (رض) نمازها را در سفر کامل
میخواند؟ جواب داد: مثل عثمان تأویل میکند.
شرح: اصل این است که نمازها باید در سفر، دو رکعتی خوانده شود؛ اما عثمان س معتقد بود که اگر انسان در سفر در حال حرکت است، نمازها را دو رکعتی بخواند و اگر در حال حرکت نیست، نمازها را کامل بخواند. چنانچه به این مطلب در حدیث مسند احمد بن حنبل تصریح شده است.
همچنین بیهقی روایت کرده است که عثمان در مکه نمازها را کامل میخواند؛ چون در آن سال تعداد زیادی از گوشه و کنار دنیا برای حج آمده بودند، عثمان میگفت: اگر من نمازها را دو رکعتی بخوانم، مردمیکه نمیدانند، این مطلب را سنت قرار میدهند. همچنین عایشه (رض) قصر (دو رکعت خواندن) را رخصت، و کامل خواندن را افضل میدانست؛ لذا طبق روایت صحیح بیهقی، وقتی از ایشان پرسیدند: چرا نمازها را در سفر کامل میخوانی؟ فرمود: خواندن چهار رکعت برایم دشوار نیست.
كتاب نماز
باب(9): فضیلت جواب دادن مؤذن
200- عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ (رض) عَنْ رسول الله ﷺ أَنَّهُ قَالَ: «مَنْ قَالَ حِينَ يَسْمَعُ الْمُؤَذِّنَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا، وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولاً، وَبِالإِسْلاَمِ دِينًا، غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ». (م/386)
ترجمه: سعد بن ابی وقاص (رض) روایت میکند که رسول الله ﷺ فرمود: «هر کس بعد از شنیدن اذان مؤذن، «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا، وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولاً، وَبِالإِسْلاَمِ دِينًا» بگوید، گناهانش بخشیده میشوند».
كتاب نماز
باب(8): جواب دادن مؤذن
198- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ ﷺ يَقُولُ: «إِذَا سَمِعْتُمُ الْمُؤَذِّنَ فَقُولُوا مِثْلَ مَا يَقُولُ، ثُمَّ صَلُّوا عَلَيَّ، فَإِنَّهُ مَنْ صَلَّى عَلَيَّ صَلاَةً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ بِهَا عَشْرًا، ثُمَّ سَلُوا اللَّهَ لِي الْوَسِيلَةَ، فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الْجَنَّةِ، لاَ تَنْبَغِي إِلاَّ لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ، وَأَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَنَا هُوَ، فَمَنْ سَأَلَ لِي الْوَسِيلَةَ حَلَّتْ لَهُ الشَّفَاعَةُ». (م/384)
ترجمه: عبدالله بن عمرو بن عاص (رض) میگوید: شنیدم که نبی اکرم ﷺ میفرمود: «هنگامی که صدای مؤذن را شنیدید، گفتههایش را تکرار کنید. سپس بر من درود بفرستید؛ زیرا هر کس، یک درود بر من بفرستد، الله متعال در عوض آن، ده بار برایش درود میفرستد. سپس از الله متعال برای من وسیله طلب کنید؛ چرا که وسیله، مقام و منزلتی در بهشت است که فقط شایستهی یک بنده از بندگان الله میباشد. و من امیدوارم که آن بنده، من باشم. پس هر کس برای من درخواست وسیله کند، شفاعت (من) برایش واجب میگردد».
نمى دانى شايد اللهﷻ پس از
اين پيشامدى پديد آورد (۱) طلاق
كتاب نماز
باب(6): فضیلت اذان
195- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يُغِيرُ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ، وَكَانَ يَسْتَمِعُ الأَذَانَ، فَإِنْ سَمِعَ أَذَانًا أَمْسَكَ، وَإِلاَّ أَغَارَ، فَسَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ «عَلَى الْفِطْرَةِ». ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «خَرَجْتَ مِنَ النَّارِ». فَنَظَرُوا فَإِذَا هُوَ رَاعِي مِعْزًى. (م/382)
ترجمه: انس بن مالک (رض) میگوید: رسول الله ﷺ هنگام طلوع فجر، حمله را آغاز
میکرد. نخست، گوش میداد اگر صدای اذان را میشنید، حمله نمینمود. در غیر اینصورت، حمله میکرد. آنحضرت ﷺ شنید که مردی الله اکبر، الله اکبر میگوید. فرمود: «این شخص بر فطرت (اسلام) است». سپس آن مرد گفت: أشهد ان لا اله الا الله، أشهد ان لا اله الا الله. رسول الله ﷺ فرمود: «از آتش بیرون رفتی» (نجات یافتی). صحابه نگاه کردند، دیدند چوپانی است.
كتاب نماز
باب(4): انتخاب دو مؤذن
193- عَنِ ابْنِ عمر (رض) قَالَ: كَانَ لِرسول الله ﷺ مُؤَذِّنَانِ: بِلاَلٌ، وَابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ الأَعْمَى. (م/380)
ترجمه: ابن عمر (رض) میگوید: رسول الله ﷺ دو موذن داشت: بلال و عبدالله ابن مکتوم که نابینا بود.
كتاب نماز
باب(2): چگونگی اذان
191- عَنْ أَبِي مَحْذُورَةَ: أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِ ﷺ عَلَّمَهُ هَذَا الأَذَانَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، ثُمَّ يَعُودُ فَيَقُولُ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، حَيَّ عَلَى الصَّلاَةِ مَرَّتَيْنِ حَيَّ عَلَى الْفَلاَحِ مَرَّتَيْنِ» زَادَ إِسْحَقُ «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ». (م/379)
ترجمه: ابومحذوره روایت میکند که پیامبر الله ﷺ این اذان را به او یاد داد:
«اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، سپس دوباره میگفت: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، حَيَّ عَلَى الصَّلاَةِ» دو بار حَيَّ عَلَى الْفَلاَحِ دو بار». اسحاق (یکی از راویان) اضافه میکند: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ».
قابل یادآوری است که الله اکبر در ابتدای اذان، چهار بار گفته میشود چنانچه در بعضی از روایات ابومحذوره با سند صحیح آمده است.
كتاب نماز
باب(24): سه وقت، نماز خواندن و قبر کردن مردگان، درست نیست
219- عَنْ عُلَيِّ بْنِ ربَاحٍ قَالَ: سَمِعْتُ عُقْبَةَ بْنَ عَامِرٍ الْجُهَنِيَّ (رض) يَقُولُ: ثَلاَثُ سَاعَاتٍ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يَنْهَانَا أَنْ نُصَلِّيَ فِيهِنَّ أَوْ أَنْ نَقْبُرَ فِيهِنَّ مَوْتَانَا: حِينَ تَطْلُعُ الشَّمْسُ بَازِغَةً حَتَّى تَرْتَفِعَ، وَحِينَ يَقُومُ قَائِمُ الظَّهِيرَةِ حَتَّى تَمِيلَ الشَّمْسُ، وَحِينَ تَضَيَّفُ الشَّمْسُ لِلْغُرُوبِ حَتَّى تَغْرُبَ. (م/831)
ترجمه: علی بن رباح میگوید: من شنیدم که عقبه بن عامر جهنی میگوید: رسول الله ﷺ ما را از نماز خواندن و قبر کردن مردگان در سه وقت، نهی فرمود: 1- هنگام طلوع آفتاب تا زمانیکه بالا نیامده است. 2- هنگامیکه خورشید وسط آسمان است تا وقتی که مایل نشده است. 3- هنگامی که خورشید برای غروب مایل میشود تا اینکه غروب نماید.
كتاب نماز
باب(23): آنچه در بارهی نماز وسطی آمده است
217- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُوْدٍ (رض) قَالَ: حَبَسَ الْمُشْرِكُونَ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ عَنْ صَلاَةِ الْعَصْرِ، حَتَّى احْمَرَّتِ الشَّمْسُ أَوِ اصْفَرَّتْ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «شَغَلُونَا عَنِ الصَّلاَةِ الْوُسْطَى صَلاَةِ الْعَصْرِ، مَلأَ اللَّهُ أَجْوَافَهُمْ وَقُبُورَهُمْ نَارًا أَوْ: [قَال] حَشَا اللَّهُ أَجْوَافَهُمْ وَقُبُورَهُمْ نَارًا». (م/628)
ترجمه: عبدالله بن مسعود (رض) میگوید: مشرکین نگذاشتند که رسول الله ﷺ نماز عصر را بخواند تا اینکه رنگ خورشید سرخ یا زرد شد. رسول الله ﷺ فرمود: «نگذاشتند نماز وسطی یعنی نماز عصر را بخوانیم. الله شکمها و قبرهایشان را پر از آتش نماید». (این جریان در غزوهی احزاب بود).
كتاب نماز
باب(20): اول وقت نماز عصر
214- عَنِ الْعَلاَءِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ: أَنَّهُ دَخَلَ عَلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) فِي دَارِهِ بِالْبَصْرَةِ، حِينَ انْصَرَفَ مِنَ الظُّهْرِ، وَدَارُهُ بِجَنْبِ الْمَسْجِدِ، فَلَمَّا دَخَلْنَا عَلَيْهِ قَالَ: أَصَلَّيْتُمُ الْعَصْرَ؟ فَقُلْنَا لَهُ: إِنَّمَا انْصَرَفْنَا السَّاعَةَ مِنَ الظُّهْرِ، قَالَ: فَصَلَّوُا الْعَصْرَ فَقُمْنَا فَصَلَّيْنَا، فَلَمَّا انْصَرَفْنَا قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ يَقُولُ: «تِلْكَ صَلاَةُ الْمُنَافِقِ يَجْلِسُ يَرْقُبُ الشَّمْسَ، حَتَّى إِذَا كَانَتْ بَيْنَ قَرْنَيِ الشَّيْطَانِ قَامَ فَنَقَرَهَا أَرْبَعًا، لاَ يَذْكُرُ اللَّهَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلاً». (م/622)
ترجمه: علاء بن عبدالرحمن میگوید: هنگامیکه انس بن مالک (رض) در بصره بعد از خواندن نماز ظهر به خانهاش در کنار مسجد برگشت، ما نزد او رفتیم. وی گفت: آیا نماز عصر را خواندهاید؟ گفتیم: ما الان نماز ظهر را خواندیم. او گفت: نماز عصر را بخوانید. ما برخاستیم و نماز عصر را خواندیم. وقتی که نماز تمام شد، گفت: من شنیدم که رسول الله ﷺ میگوید: «این منافق است که مینشیند و منتظر میماند تا اینکه خورشید وسط سر شیطان قرار گیرد؛ آنگاه بلند میشود و (مانند مرغ) چهار رکعت را نوک میزند و الله را در این نمازش بسیار کم ذکر مینماید». (یعنی اینکه در آخر وقت با عجله نماز میخواند و خشوع و خضوع نماز را رعایت نمیکند.) مترجم
كتاب نماز
باب(18): خواندن نماز ظهر در اول وقت
211- عَنْ خَبَّابٍ (رض) قَالَ: أَتَيْنَا رسول الله (ص)، فَشَكَوْنَا إِلَيْهِ حَرَّ الرَّمْضَاءِ، فَلَمْ يُشْكِنَا، قَالَ زُهَيْرٌ: قُلْتُ لأَِبِي إِسْحَقَ: أَفِي الظُّهْر؟ِ قَالَ: نَعَمْ ،قُلْتُ: أَفِي تَعْجِيلِهَا؟ قَالَ: نَعَمْ. (م/619)
ترجمه: خَبَّابٍ (رض)میگوید: نزد رسول الله ﷺ آمدیم و از گرمای شنها ابراز ناراحتی کردیم. آنحضرت ﷺ به ناراحتی ما ترتیب اثری نداد. زهیر (یکی از راویان) میگوید: من به ابو اسحاق (راوی دیگر) گفتم: آیا ناراحتی آنها از وقت ظهر بود؟ گفت: بله. گفتم: از زود خواندن آن ناراحت بودند؟ گفت: بله.
شرح: چون نماز ظهر دراول وقت خوانده میشد و شنهای زمین زیاد گرم بود و باعث سوختن پیشانی و دستهایشان میشد، از آنحضرت ﷺ خواستند که نماز را مقداری به تأخیر بیندازد. اما رسول اکرم ﷺ ترتیب اثری نداد و در روایت دیگری آمده است که فرمود: «هنگام زوال خورشید، نماز بخوانید».
كتاب نماز
باب(16): مداومت بر نماز صبح و عصر
209- عَنْ أَبِي مُوسَى الأَشْعَرِيّ ِ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ: «مَنْ صَلَّى الْبَرْدَيْنِ دَخَلَ الْجَنَّةَ». (م/635)
ترجمه: ابوموسی اشعری (رض) میگوید: رسول الله ﷺ فرمود: «هرکس، نمازهای صبح و عصر را بخواند، وارد بهشت میشود».
كتاب نماز
باب(15): خواندن نماز صبح در تاریکی
207- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: لَمَّا قَدِمَ الْحَجَّاجُ الْمَدِينَةَ، فَسَأَلْنَا جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ فَقَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يُصَلِّي الظُّهْرَ بِالْهَاجِرَةِ، وَالْعَصْرَ وَالشَّمْسُ نَقِيَّةٌ، وَالْمَغْرِبَ إِذَا وَجَبَتْ، وَالْعِشَاءَ أَحْيَانًا يُؤَخِّرُهَا وَأَحْيَانًا يُعَجِّلُ: كَانَ إِذَا رَآهُمْ قَدِ اجْتَمَعُوا عَجَّلَ، وَإِذَا رَآهُمْ قَدْ أَبْطَئُوا أَخَّرَ، وَالصُّبْحَ كَانُوا، أَوْ قَالَ كَانَ النَّبِيُّ ﷺ يُصَلِّيهَا بِغَلَسٍ. (م/646)
ترجمه: محمد بن عمرو میگوید: هنگامیکه حجاج به مدینه آمد، از جابر بن عبد الله (رض) در بارهی وقت نمازها پرسیدیم. او گفت: رسول الله ﷺ نماز ظهر را پس از زوال، و نماز عصر را موقعی که آفتاب، خوب روشن بود، میخواند. و نماز مغرب را بلافاصله بعد از غروب، و نماز عشاء را گاهی زود و گاهی دیر، یعنی اگر مردم دیر میآمدند، دیر، و در غیر آین صورت، زود میخواند. و نماز صبح را رسول الله ﷺ هنگامیکه هوا تاریک بود، میخواند.
كتاب نماز
باب(14): اوقات نماز
205- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ: «وَقْتُ الظُّهْرِ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ، وَكَانَ ظِلُّ الرَّجُلِ كَطُولِهِ، مَا لَمْ يَحْضُرِ الْعَصْرُ، وَوَقْتُ الْعَصْرِ مَا لَمْ تَصْفَرَّ الشَّمْسُ، وَوَقْتُ صَلاَةِ الْمَغْرِبِ مَا لَمْ يَغِبِ الشَّفَقُ، وَوَقْتُ صَلاَةِ الْعِشَاءِ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ الأَوْسَطِ، وَوَقْتُ صَلاَةِ الصُّبْحِ مِنْ طُلُوعِ الْفَجْرِ مَا لَمْ تَطْلُعِ الشَّمْسُ، فَإِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَأَمْسِكْ عَنِ الصَّلاَةِ، فَإِنَّهَا تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ. (م/612)
ترجمه: عبدالله بن عمر (رض) روایت میکند که رسول الله ﷺ فرمود: «وقت نماز ظهر از زوال آفتاب، آغاز شده و تا هنگامیکه سایهی شخص به اندازهی خودش نشده و وقت نماز عصر فرا نرسیده است، ادامه پیدا میکند. و وقت نماز عصر (از وقتیکه سایهی شخص به اندازهی خودش میشود) تا هنگام زرد شدن خورشید میباشد. و وقت نماز مغرب (از غروب آفتاب) تا زمانی است که شفق (سرخی) پنهان نشده است. و وقت نماز عشا (بعد از پنهان شدن شفق) تا نصف شب است. و وقت نماز صبح از طلوع فجر تا قبل از طلوع خورشید است. البته هنگامیکه خورشید طلوع میکند، نماز نخوانید؛ زیرا خورشید در میان دو طرف سر شیطان (وسط آن) طلوع میکند».
كتاب نماز
باب(12): نمازهای پنجگانه باعث کفاره گناهان میشود
203- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ قَالَ: «الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ، وَالْجُمْعَةُ إِلَى الْجُمْعَةِ، وَرَمَضَانُ إِلَى رَمَضَانَ مُكَفِّرَاتٌ مَا بَيْنَهُنَّ إِذَا اجْتَنَبَ الْكَبَائِرَ». (م/233)
ترجمه: ابوهریره (رض) روایت میکند که رسول الله ﷺ فرمود: «نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعهی دیگر باعث کفارهی گناهانی میشوند که در اوقات میان نمازها انجام میگیرند؛ البته تازمانی که گناه کبیرهای انجام نشود. همچنین رمضان تا رمضان دیگر باعث کفارهی گناهان میشود به شرطی که انسان از گناهان کبیره پرهیز نماید».
كتاب نماز
باب(10): فرض بودن نماز
201- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: نُهِينَا أَنْ نَسْأَلَ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ عَنْ شَيْءٍ، فَكَانَ يُعْجِبُنَا أَنْ يَجِيءَ الرَّجُلُ مِنْ أَهْلِ الْبَادِيَةِ الْعَاقِلُ، فَيَسْأَلَهُ وَنَحْنُ نَسْمَعُ، فَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَادِيَةِ، فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ! أَتَانَا رَسُولُكَ، فَزَعَمَ لَنَا أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ اللَّهَ أَرْسَلَكَ؟ قَالَ: «صَدَقَ»، قَالَ: فَمَنْ خَلَقَ السَّمَاءَ؟ قَالَ: «اللَّهُ»، قَالَ: فَمَنْ خَلَقَ الأَرْضَ؟ قَالَ: «اللَّهُ»، قَالَ: فَمَنْ نَصَبَ هَذِهِ الْجِبَالَ وَجَعَلَ فِيهَا مَا جَعَلَ؟ قَالَ: «اللَّهُ»، قَالَ: فَبِالَّذِي خَلَقَ السَّمَاءَ وَخَلَقَ الأَرْضَ وَنَصَبَ هَذِهِ الْجِبَالَ، آللَّهُ أَرْسَلَكَ؟ قَالَ: «نَعَمْ»، قَالَ: وَزَعَمَ رَسُولُكَ: أَنَّ عَلَيْنَا خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي يَوْمِنَا وَلَيْلَتِنَا، قَالَ: صَدَقَ، قَالَ: فَبِالَّذِي أَرْسَلَكَ، آللَّهُ أَمَرَكَ بِهَذَا؟ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: وَزَعَمَ رَسُولُكَ أَنَّ عَلَيْنَا زَكَاةً فِي أَمْوَالِنَا. قَالَ: «صَدَقَ»، قَالَ: فَبِالَّذِي أَرْسَلَكَ، آللَّهُ أَمَرَكَ بِهَذَا؟ قَالَ: «نَعَمْ»، قَالَ: وَزَعَمَ رَسُولُكَ: أَنَّ عَلَيْنَا صَوْمَ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي سَنَتِنَا. قَالَ: صَدَقَ، قَالَ: فَبِالَّذِي أَرْسَلَكَ، آللَّهُ أَمَرَكَ بِهَذَا؟ قَالَ: «نَعَمْ»، قَالَ: وَزَعَمَ رَسُولُكَ: أَنَّ عَلَيْنَا حَجَّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاًٌ. قَالَ: «صَدَقَ»، ثُمَّ وَلَّى قَالَ: وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ، لاَ أَزِيدُ عَلَيْهِنَّ وَلاَ أَنْقُصُ مِنْهُنَّ. فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «لَئِنْ صَدَقَ لَيَدْخُلَنَّ الْجَنَّةَ». (م/12)
ترجمه: انس بن مالک (رض) میگوید: ما از پرسیدن از رسول الله ﷺ منع شده بودیم *. به همین سبب، دوست داشتیم مردی فهمیده از بادیه نشینان بیاید و از آنحضرت ﷺ بپرسد و ما گوش کنیم. تا اینکه روزی، مردی بادیه نشین آمد و گفت: ای محمد! فرستادهات نزد ما آمده است و میگوید: تو مدعی هستی که الله تو را فرستاده است؟ پیامبر اکرم ﷺ فرمود: «راست میگوید». آن مرد پرسید: چه کسی آسمان را آفریده است؟ رسول الله ﷺ فرمود: «الله». پرسید: چه کسی زمین را آفریده است؟ نبی اکرم ﷺ فرمود: «الله». مرد بادیه نشین پرسید: چه کسی این کوهها را برافراشته است و چیزهای مختلفی در آنها قرار داده است؟ رسول الله ﷺ فرمود: «الله». آن مرد گفت: سوگند به ذاتی که آسمان و زمین را آفریده و کوهها را برافراشته است، آیا الله تو را فرستاده است؟ پیامبر اکرم ﷺ فرمود: «بله». وی گفت: فرستادهی تو میگوید: در شبانه روز، پنج نماز بر ما واجب است؟ رسول الله ﷺ فرمود: «راست میگوید». او گفت: سوگند به ذاتی که تو را فرستاده است، آیا الله چنین دستوری به تو داده است؟ آنحضرت ﷺ فرمود: «بلی». آن مرد گفت: فرستادهی تو میگوید: در اموال ما زکات واجب است؟ نبی اکرم ﷺ فرمود: «راست میگوید». او گفت: سوگند به ذاتی که تو را فرستاده است، این دستور الله است؟ پیامبر اکرم ﷺ فرمود: «بلی». وی گفت: فرستادهات میگوید: روزهی ماه رمضان در سال بر ما واجب است؟ رسول الله ﷺ فرمود: «راست میگوید». صحرا نشین گفت: سوگند به ذاتی که تو را فرستاده است، آیا الله این دستور را به تو داده است؟ پیامبر اکرم ﷺ فرمود:«بلی». او گفت: همچنین فرستادهات میگوید: برای کسی از ما که توانایی رسیدن به کعبه را دارد، حج بیت الله فرض است؟ نبی اکرم ﷺ فرمود: «راست میگوید». راوی میگوید: مرد بادیه نشین بعد از این گفت و شنود، برگشت در حالی که میگفت: سوگند به ذاتی که تو را به حق مبعوث کرده است، نه بر اینها چیزی اضافه میکنم و نه از آنها چیزی میکاهم. نبی اکرم ﷺ فرمود: «اگر در گفتارش صادق باشد، وارد بهشت خواهد شد».
• البته از پرسیدن سؤالهای غیر ضروری منع شده بودند و اگر نه در حدیثی دیگر در صحیح مسلم آمده است که رسول الله ص فرمود: «از من بپرسید». لذا از پرسیدن امور ضروری منع نشده بودند.
كتاب نماز
باب(9): فضیلت جواب دادن مؤذن
199- عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِذَا قَالَ: الْمُؤَذِّنُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ أَحَدُكُمُ: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ قَالَ: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، ثُمَّ قَالَ: حَيَّ عَلَى الصَّلاَةِ، قَالَ: لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ، ثُمَّ قَالَ: حَيَّ عَلَى الْفَلاَحِ، قَالَ: لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، قَالَ: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ، ثُمَّ قَالَ: لاَ إِلاَّ إِلاَّ اللَّهُ، قَالَ: لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ، دَخَلَ الْجَنَّةَ. (م/385)
ترجمه: عمر بن خطاب (رض) میگوید: رسول الله ﷺ فرمود: «اگر هنگامی که مؤذن «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ» گفت، شما هم «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ» بگویید و هنگامی که مؤذن «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» گفت، شما هم «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» بگویید و چون «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ» گفت، شما هم «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ» بگویید و وقتیکه «حَيَّ عَلَى الصَّلاَةِ» گفت، شما «لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ» بگویید و هنگامیکه «حَيَّ عَلَى الْفَلاَحِ» گفت، شما «لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ» بگویید. و چون «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ» گفت، شما هم «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ» بگویید و زمانیکه «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» گفت: شما هم از قلبتان «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» بگویید، وارد بهشت میشوید».
كتاب نماز
باب(7): فضیلت مؤذنها
197- عَنْ عِيْسَى بْنِ طَلْحَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ (رض)، فَجَاءَهُ الْمُؤَذِّنُ يَدْعُوهُ إِلَى الصَّلاَةِ، فَقَالَ مُعَاوِيَةُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ﷺ يَقُولُ: «الْمُؤَذِّنُونَ أَطْوَلُ النَّاسِ أَعْنَاقًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (م/387)
ترجمه: عیسی بن طلحه میگوید: من نزد معاویه بن ابی سفیان (رض) بودم که مؤذن آمد و او را برای نماز فراخواند. معاویه گفت: شنیدم که رسول الله ﷺ میفرمود: «روز قیامت، گردن مؤذنها از گردن همهی مردم، بلندتر است».
كتاب نماز
باب(6): فضیلت اذان
196- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) : أَنَّ النَّبِيَّ ﷺ قَالَ: «إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاَةِ أَدْبَرَ الشَّيْطَانُ لَهُ ضُرَاطٌ، حَتَّى لاَ يَسْمَعَ التَّأْذِينَ، فَإِذَا قُضِيَ التَّأْذِينُ أَقْبَلَ، حَتَّى إِذَا ثُوِّبَ بِالصَّلاَةِ أَدْبَرَ، حَتَّى إِذَا قُضِيَ التَّثْوِيبُ أَقْبَلَ، حَتَّى يَخْطُرَ بَيْنَ الْمَرْءِ وَنَفْسِهِ يَقُولُ لَهُ: اذْكُرْ كَذَا، وَاذْكُرْ كَذَا، لِمَا لَمْ يَكُنْ يَذْكُرُ مِنْ قَبْلُ، حَتَّى يَظَلَّ الرَّجُلُ مَا يَدْرِي كَمْ صَلَّى». (م/389)
ترجمه: ابوهریره (رض) میگوید: رسول الله ﷺ فرمود: «هنگامیکه برای نماز، اذان داده میشود، شیطان فرار میکند و از عقب خود، هوا خارج میکند تا صدای اذان را نشنود. و بعد از اذان، برمیگردد. بار دیگر، هنگام اقامه گفتن، فرار میکند و دوباره، پس از اتمام آن، بر میگردد تا نمازگزاران را دچار وسوسه کند و میگوید: فلان چیز و فلان چیز را به خاطر بیاور؛ یعنی همهی آنچه را که فراموش کرده است به یادش میآورد و او را چنان سرگرم میکند که نداند چند رکعت، نمازخوانده است».
كتاب نماز
باب(5): انتخاب مؤذن نابینا
194- عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: كَانَ ابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ يُؤَذِّنُ لِرسول الله ﷺ وَهُوَ أَعْمَى. (م/381)
ترجمه: عایشه صدیقه (رض) میفرماید: عبد الله ابن ام مکتوم که فردی نابینا بود، برای رسول الله ﷺ اذان میگفت.
كتاب نماز
باب(3): کلمات اذان را دو بار و کلمات اقامه را یک بار، بگوید
192- عَنْ انس (رض) قَالَ: أُمِرَ بِلاَلٌ أَنْ يَشْفَعَ الأَذَانَ، وَيُوتِرَ الإِقَامَةَ، زَادَ يَحْيَى فِي حَدِيثِهِ عَنِ ابْنِ عُلَيَّةَ: فَحَدَّثْتُ بِهِ أَيُّوبَ، فَقَالَ: إِلاَّ الإِقَامَةَ. (م/378)
ترجمه: انس (رض) میگوید: به بلال (رض) دستور داده شد که کلمات اذان را دو بار و کلمات اقامه را یک بار، بگوید.
یحیی در روایتش از ابن علیه اضافه میکند که: این حدیث را برای ایوب بیان نمودم. او گفت: بجز «قد قامت الصلاة» که دوبار گفته میشود.
كتاب نماز
باب(1): آغاز اذان
190- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عمر (رض) أَنَّهُ قَالَ: كَانَ الْمُسْلِمُونَ حِينَ قَدِمُوا الْمَدِينَةَ يَجْتَمِعُونَ فَيَتَحَيَّنُونَ الصَّلَوَاتِ، وَلَيْسَ يُنَادِي بِهَا أَحَدٌ، فَتَكَلَّمُوا يَوْمًا فِي ذَلِكَ، فَقَالَ بَعْضُهُمِ: اتَّخِذُوا نَاقُوسًا مِثْلَ نَاقُوسِ النَّصَارَى، وَقَالَ بَعْضُهُمْ: قَرْنًا مِثْلَ قَرْنِ الْيَهُودِ، فَقَالَ عُمَرُ: أَوَلاَ تَبْعَثُونَ رَجُلاً يُنَادِي بِالصَّلاَةِ؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «يَا بِلاَلُ قُمْ فَنَادِ بِالصَّلاَةِ». (م/377)
ترجمه: عبدالله بن عمر (رض) میگوید: زمانی که مسلمانان، تازه به مدینه آمده بودند، چون برای اوقات نماز، اذان گفته نمیشد، مردم تجمع میکردند و منتظر وقت نماز میماندند. سرانجام، روزی مسلمانان در این باره با یکدیگر، تبادل نظر کردند. بعضی گفتند: ناقوسی مانند ناقوس نصارا و بعضی دیگر گفتند: شیپوری مانند شیپور یهود، به صدا درآوریم. عمر (رض) گفت: بهتر است وقت نماز، کسی را بفرستیم تا مردم را به نماز فرا خواند. رسول الله ﷺ فرمود: «ای بلال! برخیز و مردم را به نماز فراخوان».