-
«هر آنچه درون توست زیباست؛ حتّی تلاشهای ناموفقت برای پنهان کردن غمهایت...»🤍🕊 📮: @Ecstasim_bot
باد
همیشه یکسان خواهد وزید
اما نه برای تو.
آنجا که تو باشی
باد همیشه بیقرار و نابسامان
به فریاد بدل میشود
به سوز دل
و هیاهو
و گم میشود در خرمن بیکرانه گیسوانت.
"آنتوان دوسنت اگزوپری"
+ خیلی طول کشید تا توانستم از تنهایی ام لذت ببرم، کار خاصی هم نمیکنم، مثلا چای میخورم یا فیلم میبینم یا به گلدان هایم آب میدهم، قبلا برای لذت بردن از همه ی این ها باید کسی کنارم میبود، کسی مرا میدید. (میخندد)
- چگونه این اتفاق افتاد؟!
+ پس از زخم های پی در پی.
[مصاحبه از توییتر نفیسه آزاد]
من ناراحت نمیشوم تو هم لازم نیست ناراحت شوی!
داشتن اعتقاد متفاوت نباید موجب جدایی آدمهای باشعور بشود...
📚-نامه به_فلیسه
👤-فرانتس کافکا
یجا خدا میگه:
«وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ.»
یادت نره برای چیزایی که الان داری یه روزی دعا کردی.✨
آن چه انسانها را به سمت یکدیگر سوق میدهد عشق نیست، این است که نمیتوانند تنهایی را و درتنهایی خود را تحمل کنند. خلا درونی ودلزدگی سبب میشود به جمع روی بیاورند یا به سفر بروند و یا به شرابخوارگی مبتلا گردند.
آرتور شوپنهاور
هر کسی در عمق وجود خود قبرستان کوچکی دارد که محل آرمیدن تمام کسانی است که او یک روز آنها را دوست داشته است.
• ژان کریستف / رومن رولان
آدما رو خسته نکنید از خوب بودن،
از مورد اعتماد بودن،
از ساده بودن؛
اینروزا تنها چیزی که پیدا نمیشه، آدمیه که کنارتون بمونه، بدون اینکه به منفعتِ خودش فکر کنه
آدما رو از آدم بودن خسته نکنید.
- کنجد.
من دلم میخواد بنویسم ازون ارامش چشات که دریای طوفانی دلمو اروم میکنه؛ دوست دارم غرق شم تو آوای پراز ناز صدات وقتی که اروم اسممو صدا میکنی و نخودی میخندی واسم، من دوست دارم قربون اون پشتِچشم نازک کردنات که میریم کافه برا دخترا میری من دوست دارم بگردم دور هر کدوم از تار های موهات، دلم میخواد اون زندگی ایدهعالی که توی ذهنم ساختم با تو تصورش کنم برای تو درستش کنم اخه میدونی من جون میدم برای اینکه صبحا وقتی چشامو باز میکنم اولین چیزی که میبینم تو باشی؛ لبخندت باشه بغلت باشه و هرچیزی که مربوط به توعه.
دوست دارم وقتایی که برمیگردم خونه بوی تو رو بشنومم بغلتو احساس کنم و سرمو بزارم روی نرمی پاهات.
کاش بمونی کنارم و با گرمی وجودت کمکم کنی که این زندگیو بسازم، بهشتِ من.
- ترشح
نواب گفت:
«بعضی آدمها هستند که تحمل زندگی در غیابشان سخت است.
زمانی از یکی از درویشهای عجمیر پرسیدم: چرا این آدم خاص؟ چرا یکی دیگر نه؟ و او این جواب را داد که خیلی خوشم آمد: اینها همانهایی هستند که زمانی در بهشت، نزدیکت نشستهاند.
این نظر قشنگی است، نه الیویا؟ این که ما زمانی در بهشت نزدیک هم نشسته بودیم.
" گرما و غبار - روت پریور جابوالا "
تا جایی که میتوانم زحمت میکشم ، هرکاری که بلدم انجام میدهم
بیش تر از این از عهده ام برنمیآید ؛ چیزی که نمیشود چاره کرد باید تحمل کرد.
-داستایوفسکی
نواب گفت:
«بعضی آدمها هستند که تحمل زندگی در غیابشان سخت است.
زمانی از یکی از درویشهای عجمیر پرسیدم: چرا این آدم خاص؟ چرا یکی دیگر نه؟ و او این جواب را داد که خیلی خوشم آمد: اینها همانهایی هستند که زمانی در بهشت، نزدیکت نشستهاند.
این نظر قشنگی است، نه الیویا؟ این که ما زمانی در بهشت نزدیک هم نشسته بودیم.
" گرما و غبار - روت پریور جابوالا "
منو یه جوری بغل کن که برم توو قلبت
انقدر محکم که وارد بدنت بشم قلبامون باهم یکی بشه و تا ابد همونجا بمونم، جوری که دیگه هر وقت نیازت داشتم، هر وقت خواستم تو بغل کسی گریه کنم، هر وقت خواستم حرف بزنم و خودمو خالی کنم، توو قلبت نشسته باشم و همه حرفامو به تو بزنم، جوری که همیشه تو قلبت نگهبانی بدم و دوتایی مواظب همدیگه باشیم، منو اینجوری بغلم کن.
بغلم کن و بزار روحامون باهم یکی بشن.
ولي بین خودمون باشه ها تو که رفتي زندگیم قشنگتر شد دیگه کسي نبود اذیتم کنه و من سکوت کنم و هیچي بهش نگم، دیگه کسي نبود وقتي بفهمه دوسش دارم شروع کنه به شکوندن دلم، کسي نبود که بخوام بخاطرش غرورمو زیر پاهام له کنم و همه چیو نادیده بگیرم، بعد از تو من خودمو پیدا کردم انگار خیلي وقت بود که گم شده بودم، شاید بهترین و بدترین اتفاق زندگیم خلاصه میشه تو رفتنت رفتي برام سخت بود هضمش اما الان که بهش فکر میکنم میبینم کاشکي اصلا نمیومدي کاشکي زودتر ازین میرفتي و من انقدر نابود نمیشدم.
Читать полностью…
دلم میخواست باهات حرف بزنم، دلم میخواست بهت بگم انقدر که به تو فک میکنم، به یاد خودم نیستم، بهت بگم برای چند لحظه هم ک شده همه رو جز من از دنیات بزار کنار، بهت بگم یه جوری بغلم کن که انگار بار بعدی برات وجود نداره، یه جوری اسممو صدا کن که انگار برا آخرین بار میتونی صدام رو بشنوی، میخواستم بگم هنوزم صدای نفسهات منو به زندگی برمیگردونه، ولی نگفتم، من این روزا انقد بیقرار هستم که چشام درونمو زار میزنه اما وقتی تو ازم خبر نداری یعنی مدتهاست که منو ندیدی، ندیدی چون نخواستی، وقتی نخواستی یعنی حتی اگ بهت میگفتم هم فرقی نمیکرد :)
Читать полностью…
واسه اونی که دوستش داری وقت بذار نذار به نبودنت عادت کنه نذار روز ها و ساعت هایِ زیادی رو بدونِ شنیدنِ صدات سَر کنه ! امـروز نمیفهمی اما یه روز میرسه که دلت هوایِ بودنشُ میکنه و دیگه جایی واسه بودنت تو لحظه هاش نیست دیگه دلش برایِ حضورت پـر نمیکشه دیگه یاد میگیره چطور از دور دوستت داشته باشه حقیقتش بـود و نبــودت واسش فرقی نداره دیگه !هر چقدر هم که بقیه باشن، واسش وقت بذار
Читать полностью…
فرمول مهربونی اونقدرها هم سخت نیست. اون آدمی که بهش میگی زشت، دست کم چند نفری رو داره که براشون خوشگلترین آدم دنیاست. اونی که بابت اضافه وزنش سرزنشش میکنی، کلی اخلاق خوب داره که دوستاش عاشقشن. اونی که دائم نداشتههاشو توی سرش میزنی، شاید با همون داشتههای کمش آرامشی داره که خیلیا ندارن. زندگی یه فرمول سادهست.اگر میتونی آدما رو همونطوری که هستن دوست داشته باش، ولی اگر نه، مجبور نیستی با گذاشتن یه زخم بزرگ توی دلشون همراهیشون کنی. باور کن فرمول مهربونی اونقدرام سخت نیست فقط کافیه کسی رو نرنجونی
Читать полностью…
«من قال أني لا أبوح؟
أخبرت ربي کل شي…!»
«چه کسی میگوید من بروز نمیدهم؟
همه چیز را به خدایم گفتهام...!» 🤍🍃
یه تیکه کاغذ بردار و برای خودت بنویس:
"يه وقتایی، بارِ بعدى وجود نداره، شانس دومى نيست، وقت اضافه و استراحتی نيست؛ گاهى وقتا، يا الان هست و يا هرگز!"
بزار جلوی چشمات باشه، بزار بدونی که اگر امروزت سخت میگذره واسه چیزای مهمتریه و با ارزش تریه که میخوای.
دوست داشتن از نوع مجازی یعنی یه نفر اگه بخواد حتی با صداش و پیاماشم
میتونه بغلت کنه.
من چیزهای ساده را دوست دارم؛
کتاب را،
تنهایی را،
یا بودن با کسی که مرا میفهمد.
"دافنه دوموریه"
همیشه هَمینجور بود . مینشست و میگذاشت که در کنارش، زمان، برای خودش بگذرد . زندگیَش همینجور گذشته بود . پُشت کردن به حال و رفتن به جاهای قبل . توی گذشته میچَرخید و حال، در کنارش، میچرخید . بیاِعتنا به هم میچرخیدند و از هم میگذشتند .
- کورش اسدی/ کوچه ابرهای گمشده
«وَاللهُ یِحُیبُّ الصَابِرِین»
«و خداوند صابران را دوست دارد»🌱
#آیه_گرافی
من همیشه تورو انتخاب میکنم، حتی وقتی نخوای که کنارت باشم، تو اصلی ترین دلیله لبخند منی، حتی وقتی نمیخوام خوشحال باشم. فکر کردن به تو منو زنده نگه میداره، حرف زدن باهات منو ذوق زده میکنه، و دوست دارم بدون هیچ حرفی باهات حرف بزنم و تو بهم گوش بدی، بدون اینکه چیزی بگم. تاییدم کنی اما چیزیم نگی، همین که پیشم باشی برام کافیه.
تو تنها کسی هستی که صدای سکوتمو میشنوه، و تنها کسی هستی که هنوز ترس از دست دادنشو دارم، و میخوام که بمونه تو زندگیم، با اینکه میدونم تو هم مثله همه میری و پشتتم نگاه نمیکنی. و من نمیخوام خودمو گول بزنم، فقط میخوام بودنتو حس کنم. همین زمانی که پیشمی رو خوشحال باشم و حالم خوب باشه، چون ممکنه فردا دیگه تو زندگیم نباشی و از پیشم بری.
دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدهام و تو را همیشه نمیبینم،دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم و به خاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم و تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی.
«محمود درویش»
دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست. اولش عاشق همه ی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه می بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می شن. چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده می شن و می فهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد می گیری. یاد می گیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه. اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم می کنن.
مردی به نام اوه
#فردریک_بکمن
روحم مثل یك استادیوم خالی است، خالی بعد از تمام شدن بازی، رفتن بازیکنان و تماشاچیان و بسته شدن درها و هیچیِ خسته و بلاتکلیف مانده در فضا و خرده ریز ریخته و پاشیده با نورافکنهای خاموش و سکوتى باورنکردنی، شبیه مرگ که ناگهان درهای زندگی را میبندد و در خلوت خود به خواب تاریك عمیق فرو میرود؛ در بن ریشههای تاریکی، آنجا که نور نیست و کسى نمیتواند چشم باز کند.
از چیست؟ خستگی؟ Depression، خستگی پس از پایان کار؟ احساس تهى بودگی پیش از شروع کار دیگر و ترس از بیابان خشك، بیراه و بیگیاه درون خود؟
روزها در راه، شاهرخ مسکوب
10 کتاب برای ایجاد انگیزه، غلبه بر تنبلی و عقب انداختن کارها🌱 :
1- عادت های اتمی ( جیمز کلییر )
2- اثر مرکب ( دارن هاردی )
3- قدرت عادت ( چارلز داهیگ )
4- صبح جادویی ( هل الراد )
5- تخت خوابت رو مرتب کن ( ژنرال ویلیام )
6- قانون ۵ ثانیه ( مل رابینز )
7- قدرت عادت ( چارلیز دوهیگ )
8- مادمازل شنل ( سی دابلیو گورتن )
9- شما که غریبه نیستید ( هوشنگ مرادی کرمانی )
10- کفش باز ( فیل نایت )
اما همین کافی بود.
همین که میدانستم که تنم درد تنت را دارد
نه میل تنت را.
که با تو انگار در چاه فرو میرفتم و به مرکز زمین میرسیدم.
همین که با تو انگار میمُردم و از شکل میافتادم.
همین برایم کافی بود.
-از میان نامههای فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
پدر مادرا اینجورین که
ما به دنیا آوردیمت
ما خرجتو میدیم
ما برات تصمیم میگیریم
حق نداری تو تصمیمات ما دخالت کنی
ما بهت میگیم با کیا بگرد با کیا نگرد
ما میگیم چی بپوش چی نپوش
اگه ما بدون اجازه تو و نظر تو خواستیم از هم جدا بشیم به تو هیچ ربطی نداره
حق نداری افسرده بشی
اگه هم افسرده بشی تقصیر خودته
مگه ما برای تو چی کم گذاشتیم؟
از دوستام خستهم، از تک تک روابط مسخرهای که باهاشون ساختم و از هرباری که حس میکنم ده برابر چیزی که تو رابطه برام گذاشتن و براشون گذاشتم اما هنوز کمه، از اینکه هربار به آدما اجازه میدم به مدلای مختلف قلبم و بشکونن و صدام درنیاد چون ژست آدمای عاقل و گرفتن یعنی خفه خون گرفتن و ای من ریدم که تو عاقل بودن که هربار نذاشت با خیال راحت گریه کنم جیغ بزنم فحش بدم بگم به همه آدما، بگم که قلبم و شکستن، بگم که ناراحتم، بگم که تقصیر اوناست اگه ازشون فاصله میگیرم و نه نارفیق بودن خودم.
Читать полностью…