16663
کانال کافهتکرمان: @CaffeeTakRoman گروه چتونقد کافهتکرمان: https://t.me/+lvQUKud7HVU1ZjNk کانال رمانهای آنلاین کافهتکرمان: @CaffeeTakOnline 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd465
یه رمان بود که در سالهای ۵۶ و۵۷ در مجله میگذاشت نصفه خوندم میشه برام بزارید تو محله بد نام ۴ زن بودند که تصمیم میگیرند داستان زندگیشون را برای هم بگن تا بالاخره راهی پیدا کنند از آنجا فرار کنند
یکیش که یادم هست دختری بود که داشت برمیگشت خونه یه پسر از خونه خودش میاد بیرون میگه مادرم تورو خدا کمک کنید برم دکتر بیارم دختره میره تو مواظب مادره میشه تا دکتر میاد بعد باهم دوست میشن ولی پسره فعالیت سیاسی داشته زندانی میشه واین با اجبار بایه سرهنگ ازدواج میکنه که پسره را نجات بده ولی بعد میفهمه اعدام شده
میشه اسم این رمان را برام پیدا کنید
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
رمان: #سیاه_پوش [جلد دوم]
(جلد اول : #فرش_قرمز )
(جلد دوم : #سیاه_پوش )
✍🏻 نویسنده: #هاله_بخت_یار
✨ ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
آریو آژند، پلیس مخفیای هست که به عنوان یه هکر حرفهای به یه باند مخوف قاچاق انسان نفوذ کرده... مردی جدی و مقتدر اما زخمخورده که هدفش انتقامه و جون خودش رو گذاشته پای این کار! در این بین، توی یکی از تعقیب و گریزها تیر میخوره و نزدیک یه روستا در کردستان بیهوش میشه! دختری روستایی و اصیل پیداش میکنه و دور از چشم بقیه، این مرد ناشناس رو درمان میکنه اما آریو بعد از بهوش اومدن، میفهمه که مشکل بزرگی گریبانگیر آیرین شده و اگه کمکش نکنه ممکنه به قیمت جون آیرین تموم بشه! همین باعث میشه که آریو بهش کمک کنه اما ناخواسته پای آیرین به این باند باز میشه و..
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd461
یه رمان بود که دختره از ۳سالگی فکر کنم به خاطر خوانواده بدی که داشت مادرش اونومیسپره به پسره که فکر کنم ۱۷سال یا۲۰سال ازش بزرگتر بودپسره بوتیک داشت پسره خودش اونو بزرگ میکنه تاجای که خودش اونو میبرد دستشوی بعدها که بزرگتر میشه عاشق هم میشن دختره به فروشنده هاش خانمهای اطرافش حسودی میکرد پسره میفهمه اونم دوستش داره دیگه چیزدیگری یادم نمیاد
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd462
دنبال یک رمان قدیمی پیدیاف میگردم. دختره دانشجوی برق بود و موتور داشت. شب تصادف میکنه با ماشینی که پسری به اسم آراد صندلی عقبش خوابیده بود و با ضربه به سرش نابینا میشه و ویولن میزنه. خواهر آراد و دوستپسرش میفتن دنبال دختره. دختره و پسره به همدیگه دل میبندن و دختره هرکار میکنه برای پسره تا بیناییش برگرده و بعدش با عمل بیناییش برمیگرده.آخرش هم میرن سوئیس باهم و یک دختر دارن.اسمش چیه؟
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd463
یه رمانی بود که داماد شب عروسیش وقتی یه خال رو روی پایین تنه دختره میبینه عروسی بهم میزنه ولی یه پسری عاشقانه با وجود اون خال دختره رو میپرسته
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd464
پسره زنش بهش خیانت کرده بود و یک دختر سه ساله داشت
بعد دختره هم روز عروسیش فرار میکنه
با هم قرار میزارن پیش خانواده پسره نقش زنشو پیدا کنه میشه اسمشو بگین
فایلشو خوندم
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
🌸🍃 اسامی خلاصههای پیدا شده
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd454
رمان نه سیاه بود نه سفید
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
• «گناهکاران ابدی» [جلد اول]↓
﮼ /channel/caffetakroman2/82995
• «شوهر هیولا» [جلد دوم]↓
﮼ /channel/caffetakroman2/82999
• «فوقطبیعت» (لیال واتسون) [صوتی]↓
﮼ /channel/caffetakroman2/72034
• «چاوچاو»↓
﮼ /channel/caffetakroman2/75939
• «دلبری نکن سلطان»← یافت نشد.
• «جان شیفته»↓
﮼ /channel/caffetakroman2/4552
• «جان شیفته» [صوتی]↓
﮼ /channel/caffetakroman2/68466?single
کتاب جنایت عشق
نویسنده: مارکی دوسا
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
شامل ۲۸ داستان کوتاه.
وقتی زندگی بهپایان میرسد
خصومت باید خاموش شود
ما به خوبی میدانیم که اینگونه
احساسات چه نتایجی دارد
هزاران راه برای خلاص شدن از
شر او وجود دارد اگر منتظر
یک زمان مناسب باشیم
میتوانیم او را دیوانه
معرفی کنیم. پساز اعلام
عدم صلاحیت او بهعنوان قیم
برکنار میشود طبق نقشههای
شیطانی...
@CaffeTakRoman2
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
• «چهار اثر»↓
﮼ /channel/caffetakroman2/13400
• «بوکه»← فایلی از این رمان یافت نشد.
• «اما تو جانم میبری»← فایلی از این رمان یافت نشد.
• «مکتبخانه»← فایلی از این رمان یافت نشد.
• «ایوای جاوید»← فایل این رمان هنوز منتشر نشده.
• «گناه مشترک»← فایل کامل این رمان فقط در اپلیکیشن باغاستور موجوده.
• «جنجال آهو»← فایلی از این رمان یافت نشد.
• «عروس و داماد کوچک»← فایلی از این رمان یافت نشد.
• «حاجی منم شریک»↓
﮼ /channel/caffetakroman2/80399
• «میدرخشد»↓
﮼ /channel/caffetakroman2/74538
• «در آغوش بادیگارد»← فایلی از این رمان یافت نشد.
رمان میشود جان من باشی [جلد دومِ پاییز انفرادی]
نویسنده: خاطره ق.
ژانر: عاشقانه
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
رمان می شود جانمن باشی... به نوعی جلد دوم اما مجزای پاییز انفرادی محسوب میشه...چرا گفتم جداگانه چون جلد ها به هم متصل نیستند و شما می تونید هر رمان رو مجزا و با اگاهی کامل مطالعه کنید بدون اینکه برگشت به عقب یا جلویی وجود داشته باشه...
در جلد اول یعنی پاییز انفرادی ما داستان زندگی هستی و داریوش خوندیم و جلد دوم به صورت کاملا اختصاصی به شخصیت شاهین پرداخته.... قراره اینجا ما یک پردازش کامل از زندگی شاهین رازی داشته باشیم...
@CaffeTakRoman2
رمان پاییز انفرادی [جلد اول]
نویسنده: خاطره ق.
ژانر: عاشقانه، کلکلی، همخونهای
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
هستی دختر زیبایی که پدرو مادرش یواشکی فرار می کنن و باهم ازدواج میکنن...حاج صادق پدر هستی رو از ارث محروم میکنه و شرط میزاره که هستی و داریوش وقتی بزرگ شدن باید هم ازدواج کنن تا به بهروز و هستی ارث برسه... اما با اتفاقی که می افته..داریوش و هستی از هم...
@CaffeTakRoman2
❗️جلد دوم این رمان، «میشود جان من باشی» است.❗️
بگذار اندکی برایت بمیرم
/channel/caffeetakonline/823
فارسی عمومی حسن ذوالفقاری ❤️ چاپی
نام کتاب #فروپاشی_شاهنشاهی_ساسانی
✍#امیرحسین_خنجی
در این کتاب، پس از نگاهی بە اوضاع سیاسی ایران در آستانۀ حملۀ عرب، اسباب و علل شکست فادسیه و فروپاشی شاهنشاهی ساسانی را پیگیری خواهیم کرد، فتوحات عرب در ایران و افتادن ایران به دست عربها را در رخدادهای پس از قادسیه تا پایان سدۀ نخست هجری دنبال خواهیم کرد، و خواهیم دید که ایرانیان چندین دهه در برابر عربها مقاومتهای جانانه از خود نشان دادند و مردم هر نقطه از ایران زمین کوشیدند که از هویت تاریخی خودشان در برابر عربها دفاع کنند.
پیآمدهای تسخیر ایران توسط عرب نیز از موضوعات این کتاب است که با استفاده از منابع دست اول عربی مطالعه خواهیم کرد.
در این کتاب نشان داده شده است که تسخیر ایران توسط قبایل عرب هشتاد سال وقت گرفت، و ایرانیان همواره در مقاومت و شورش و خیزش و عربستیزی و تلاش برای حفظ هویت فرهنگی و تاریخی خویش بودند.
نشان داده شده است که ادعاهای ناآگاهان و مغرضان و دروغسازان و تحریفکنندگان تاریخ که میگویند و مینویسند که ایرانیان همین که عربها را دیدند به دامن عرب افتادند و از دین و دولت خودشان دست شستند سخنان بی پایه و از روی ناآگاهی از رخدادهای تاریخ اسلام است و یا دروغسازیهای وقیحانه است...
نام کتاب: سکس و شرع و زن در تاریخ اسلام: با دیدی انتقادی و رویکردی علمی درباره ی جایگاه زن در دین اسلام.
نویسنده: مریوان حلبچه ای
ترجمه آرمان منوچهری
نسیان
/channel/caffetakroman2/93023
خیاط خانه ایران خانم فایل پیدیاف یافت نشد
پرواز را بخاطر بسپار(یرزی کازینسی) یافت نشد
لیست رمان های مهسا زهیری
/channel/caffetakroman_list/98
کنترباس
/channel/caffeetakonline/869
عروس صد روزه
/channel/caffeetakonline/872
جیغ نزن
/channel/caffeetakonline/832
فروپاشی شاهنشاهی ساسانی( تاریخی)
/channel/caffetakroman2/94168
خانه ادریسی ها( تاریخی)
/channel/caffetakroman2/92272
دن کیشوت های ایرانی( تاریخی)
/channel/caffetakroman2/91757
خواجه تاجدار( تاریخی)
/channel/caffetakroman2/91525
خانوم( تاریخی)
/channel/caffetakroman2/89352
تلاطم احساس
/channel/+DqtpHPnoOKQ0YTY0
مریم ثروت شفق خان ←یافت نشد
دستیار هات←لینک کانال منقضی شده
لیلا و مهام←یافت نشد
رمان: #فرش_قرمز [جلد اول]
✍🏻 نویسنده: #هاله_بخت_یار
✨ ژانر: #عاشقانه #پلیسی
خلاصه:
ایلیا احتشام، پسر رئیس یک شرکت مدلینگه که باعث تصادف یاسمن میشه... تصادف دختری گلفروش و معصوم که دل به بنیامین رازی، مردی داده که از بچگی مثل برادر کنارش بوده اما عاشقشه!و ایلیا، مرد زخم خوردهایه که از بچگی مورد خشم پدرش قرار گرفته و کمتر کسی میتونه با اخلاقش کنار بیاد. ایلیا با وجود عذاب وجدان شدیدش، بخاطر مشکلی که با پدرش داره سعی میکنه بنیامین رو که چهرهی خوبی داره وارد یه بازی کنه و در عوض خرج بیمارستان یاسمن رو بده اما ناخواسته قلبش درگیر یاسمن میشه!
بلندیهای بادگیر
/channel/caffetakroman2/4110
آوای عشق
/channel/caffetakroman2/8123
بخیه از رقیه داوری یافت نشد
دلربای زمان یافت نشد
مفت خور یافت نشد
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd460
سلام من دنبال رمانی هستم که دختر ۱۵ سال سن داره و سالها پیش به خاطر یک سری تهمت و عکسهای اشتباه از طرف خانواده طرد میشه و به عموش پناه میبره بعداً درس میخونه و دکتر قلب میشه و به عنوان یک خدمتکار و تغییر چهره وارد عمارت پدرش میشه و بعد ثابت میکنه که اون بیگناه همچنین پسر خالهاش هم عاشقشه و اون رو دوست داره و تنها کسی که میفهمه اون همون دختر است دوست صمیمیشه که با داداشش نامزده و همچنین خواهرم داره که دو تا بچه داره و پدرش شدیداً ورود و گفتن اسم و علایق اون دختر را در عمارت ممنوع کرده شدیداً دنبالشم کسی اسمشو میدونه
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
@CaffeeTakRoman 📘☕️
رمان وسوسه
نویسنده: جین آستین
مترجم: شهریار ضرغام
@CaffeTakRoman2
@CaffeeTakRoman 📘☕️
کتاب فوقطبیعت
نویسنده: لیال واتسون
مترجم: احمد ارژمند، شهریار بحرانی
@CaffeTakRoman2
طغیان اردوان
/channel/caffeetakonline/17
گناه من یافت نشد
جنگل ماهون
/channel/caffeetakonline/870
🌸🍃 اسامی خلاصههای پیدا شده
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd449
رمان محسور (جهنم بدیل) از فائزه فاتحی یا آوری
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd453
رمان نسب از آرزو نامداری.
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
#میشود_جان_من_باشی [جلد دوم]
#می_شود_جان_من_باشی
رمان بیرویا
نویسنده: الهه محمدی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
امیرطاها و شیدا از سالیان دور به یکدیگر علاقمندند و رابطه خویشاوندی بر این عشق دامن میزند . بعد از سالها با هم ازدواج میکنند و علیرغم بهانهگیریهای شیدا ، زندگی دلچسبی دارند . شیدا دو دوست همدورهی خودش دارد ک با هم قرار میگذارند تا سالها بعد در محلی ک با هم قرار گذاشتهاند، جمع شوند تا ببینند زندگی کدام یک روی خوش بیشتری دیده است و...
@CaffeTakRoman2
#سکس_و_شرع_و_در_تاریخ_اسلام
#مریوان_حلبچهای
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd458
سلام دوستان یه رمان بود برادر دختره برای سفر از کشور خارج شده بود و اونجا گیر افتاده بود و از دوستش خواست که خواهرش رو از دست باباش نجات بده بابای دختره کتکش زده بود و میخواست به زور شوهرش بده
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd459
سلام
امیدوارم حال همگی خوب باشه.
یه رمانی رو خونده بودم که اسم دختره چکاوک یا ماهک بود فکر کنم
عاشق یه پسره به نام تایماز، تایمان نمیدونم کدوم میشه پسره یه شرکت جواهرات داشت فکر میکنم
پسره با خواهر دختره وارد رابطه میشه و دختره میبینه بعدش خودکشی میکنه پسره عذاب وجدان میگیره و میفهمه عاشق دختره بوده و و عذاب وجدان و هرشب کابوس میبینه بعد چندسال پسره تو یه برند جواهرات میبینه که یکی از مدلاشون روی گردنش ماه گرفتگی به شکل هلال ماه داره و دختری که خودکشی کرد این ماه گرفتگیو داشت
پسره در به در دنبال دختره میگرده و میفهمه اون دختر دوست دختر برادرشه ولی در اصل همون دخترست که اومده انتقام بگیره و به داداش پسره نزدیک شده
من تو روبیکا این رو خوندم و تا همینجای داستان پارت گذاشت