💢 تکنیک بازاریابی عصبی
●برندهای مطرح دنیا چگونه مغز شما را مطالعه می کنند که تبلیغات موثرتری بسازند
/channel/Book_E_M
آنچه لیبرالیسم ادعا میکند هرگز این نیست که نظام اجتماعی کاپیتالیستی از هر دیدگاهی که به آن بنگریم خوب است. لیبرالیسم فقط میگوید برای دستیابی به اهدافی که انسانها در سر دارند تنها نظام اجتماعی کاپیتالیستی مناسب است و ساختهای اجتماعی سوسیالیسم، مداخله گری، سوسیالیسم زراعی و سندیکالیسم اجراناشدنیاند.
روان پریشانی که نمیتوانند این حقیقت را تحمل کنند، به همین دلیل اقتصاد را علمی بدشگون نامیدهاند. اما اگر بناست اقتصاد و جامعهشناسی را به این دلیل که واقعیت دنیا را نشان میدهند بدشگون بنامیم، علوم دیگر نیز همین گونهاند؛ برای مثال مکانیک بدشگون است، زیرا ناممکن بودن متحرک دائمی را اثبات میکند یا زیست شناسی بدشگون است، زیرا میرایی موجودات زنده را نشان میدهد
بخشی از کتاب لیبرالیسم
✍ لودویگ فون میزس
/channel/Book_E_M
²
ایدهی سندیکالیسم نمایندهی این تلاش است که آرمان توزیع برابر مالکیت با مناسبات صنایع کلان و مدرن سازگار شود. سندیکالیسم نمیخواهد مالکیت ابزارهای تولید را به افراد یا جامعه منتقل کند، بلکه قصد دارد این مالکیت را به کارگرانی که در آن صنعت یا آن شاخهی تولید مشغول به کارند، انتقال دهد. اما چون در شاخههای تولیدی مختلف نسبت ترکیب عوامل مادی و شخصی تولید یکسان نیست، از این طریق هرگز نمیتوان به برابری در توزیع دارایی دست یافت. از ابتدا کارگرانی که در برخی از شاخه های صنایع کار میکنند، سهم دارایی بیشتری را دریافت خواهند کرد تا کارگرانی که در دیگر شاخه ها مشغول به کارند. اکنون تازه باید به دشواریهایی اندیشید که از رهگذر ضرورت جابجایی کار و سرمایه میان شاخههای تولید پدید می آید؛ ضرورتی که همواره در اقتصاد وجود خواهد داشت. آیا میتوان یک شاخهی تولید را از سرمایه محروم کرد تا با آن بتوان شاخهی دیگر را به داشتههای بیشتری مجهز کرد؟ آیا می توان کارگران را از یک شاخهی تولید بیرون کشید تا آنها را به شاخه ای دیگر جابجا کرد که در آن نرخ سرانهی سرمایه به ازای هر کارگر کمتر است؟ ناممکن بودن چنین جابجایی هایی نشانه این است که شیوهی اشتراک سندیکالیستی از جهت اجتماعی بسیار بی معنا و ناکارآمد است. اما اگر فرض کنیم بالای سر هر یک از گروهها قدرتی مرکزی وجود داشته باشد که مختار باشد چنین جابجایی هایی را انجام دهد، آنگاه دیگر نه با سندیکالیسم، بلکه با سوسیالیسم روبروییم. در واقع سندیکالیسم به عنوان هدف چنان مهمل است که تنها یاوه گویان جرئت کرده اند به طور اصولی به حمایت از آن برخیزند؛ یاوه گویانی که دربارهی مشکلات به اندازهی کافی تامل نکردهاند.
سوسیالیسم و کمونیسم آن نوع سازماندهی جامعه است که در قالب آن مالکیت، یعنی اختیار بر همهی ابزارهای تولید، به جامعه - و این یعنی به حکومت به منزلهی دستگاه اجبار اجتماعی - واگذار میشود. برای شناسایی سوسیالیسم هیچ اهمیتی ندارد که توزیع عواید اجتماعی به چه شکلی انجام میشود؛ بر اساس توزیع برابر یا بر اساس اصولی دیگر. این نیز تعیین کننده نیست که آیا سوسیالیسم با انتقال رسمی مالکیت همهی ابزارهای تولید به دستگاه اجبار اجتماعی - یعنی دولت - پیاده شود یا آن که مالکیت اسماً در اختیار مالکان بماند و سوسیالیستی شدن در این نهفته باشد که همهی مالکان تنها طبق دستورالعملهای صادر شده از سوی حکومت بر ابزارهای تولید موجود در دست خود اختیار داشته باشند. وقتی دولت تصمیم بگیرد چه چیزی را به چه نحو باید تولید کرد، به چه کسی و به چه بهایی باید فروخت مالکیت خصوصی فقط در اسم وجود دارد و در حقیقت مالکیت پیشتر به طور کامل سوسیالیستی شده است، زیرا انگیزهی اصلی کنش اقتصادی دیگر نه سودخواهی شرکتداران و مالکان، بلکه این ضرورت است که تکلیف تحمیل شده انجام شود و دستورات اطاعت شود.
در نهایت باید از مداخله گری صحبت کنیم. به باوری بسیار شایع میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم امکان سومی برای سازماندهی اجتماعی وجود دارد: نوعی نظام مالکیت خصوصی که از طریق دستورات (مداخلات) حکومتی تنظیم، نظارت و هدایت شده باشد.
در ادامه درباره باز توزیع های دوره ای مالکیت و نظام سندیکالیسم بحثی نخواهیم کرد. این دو نظام اصلاً موضوع بحث نیستند. هیچ فردی که بتوان به نحوی او را جدی گرفت، از چنین نظام هایی دفاع نمیکند. تنها لازم است به سوسیالیسم، مداخله گری و کاپیتالیسم بپردازیم.
بخشی از کتاب لیبرالیسم
✍ لودویگ فون میزس
/channel/Book_E_M
لیبرالیسم در سنت کلاسیک
✍ اثر لودویگ فون میزس
زبان انگلیسی
📚
/channel/Book_E_M
¹
سوسیالیسم: ناتوانی از محاسبه اقتصادی
✍ لودویگ فون میزس
مترجم: حسین راستگو
منبع: Capitalism Magazine
محاسبه اقتصادی و بنابراین همه برنامهریزیهای تکنولوژیک تنها در صورتی امکانپذیرند که قیمتهای پولی وجود داشته باشند، نه تنها برای کالاهای مصرفی، بلکه همچنین برای عوامل تولید. هنگامی که نوبت به گزینش میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم در حکم نظام اقتصادی میرسد، مساله تا اندازهای فرق میکند. نویسندگان سوسیالیست هیچ گاه گمان نمیکردند که صنایع جدید و همه فعالیتهای کسبوکار مدرن بر محاسبه استوار باشد. مهندسان به هیچ رو تنها کسانی نیستند که برنامهها و طرحهایی را بر پایه محاسبه پیریزی میکنند. اهالی کسبوکار نیز باید همین کار را انجام دهند. محاسبات این افراد همگی بر این حقیقت استوار است که در اقتصاد بازار، قیمتهای پولی کالاها نه تنها مصرفکننده را آگاه میسازد، بلکه اطلاعاتی حیاتی و بسیار مهم را درباره عوامل تولید برای اهالی کسبوکار فراهم میآورد. کارکرد اصلی بازار تنها تعیین هزینه آخرین بخش از فرآیند تولید و تحویل کالاها به مصرفکنندگان نیست، بلکه تعیین هزینه مراحل پیشین نیز هست. کل نظام بازار به این نکته منوط است که میان تجارتپیشگان گوناگونی که در پیشنهاد قیمت برای دستیابی به عوامل تولید (مواد خام، ماشینآلات، ابزارها) و نیز در پیشنهاد قیمت برای در اختیار گرفتن عامل انسانی تولید یا همان دستمزد پرداختشده به کارگر با یکدیگر رقابت میکنند، تقسیم کار ذهنا محاسبهشدهای وجود دارد. این گونه محاسبات افراد فعال در حوزه کسبوکار نمیتواند در نبود قیمتهای عرضهشده از جانب بازار انجام گیرد.
در همان لحظهای که بازار را برمیچینیم - کاری که سوسیالیستها به آن علاقه دارند - تمام محاسبات و برآوردهای مهندسان و متخصصین تکنولوژی را بیهوده و بیفایده میکنیم. متخصصان تکنولوژی میتوانند شمار زیادی از پروژههایی را به ما ارائه کنند که از دیدگاه علوم طبیعی به یک اندازه امکانپذیرند، اما برای تعیین اینکه کدام یک از نگاه اقتصادی از همه پرمنفعتتر است، به محاسبات بازاربنیاد افراد فعال در میدان کسبوکار نیاز داریم.
مسالهای که در اینجا به آن میپردازم، مساله بنیادین محاسبه اقتصادی کاپیتالیستی در برابر سوسیالیسم است. حقیقت این است که محاسبه اقتصادی و از این رو همه برنامهریزیهای تکنولوژیک تنها در صورتی امکانپذیرند که قیمتهای پولی وجود داشته باشند، نه تنها برای کالاهای مصرفی، بلکه همچنین برای عوامل تولید. این یعنی باید بازارهایی برای مواد خام، همه کالاهای نیمساخته، تمام ابزارها و ماشینآلات و همه انواع خدمات و نیروی کار انسان وجود داشته باشد.
هنگامی که پرده از این حقیقت برداشته شد، سوسیالیستها نمیدانستند که چگونه باید بدان پاسخ دهند. برای مدت ۱۵۰ سال گفته بودند: «همه شرارتهای دنیا در این امر ریشه دارد که بازارها و قیمتهای بازار وجود دارند. ما میخواهیم که بازارها و البته همراه با آن، اقتصاد بازار را برچینیم و نظامی بدون قیمتها و بدون بازارها را به جای آن بنشانیم». میخواستند آن چه را که مارکس «ویژگی کالایی» نیروی کار و کالاها میخواند، برچینند.
نویسندگان سوسیالیست هنگامی که با این مساله تازه رودررو شدند، پاسخی نداشتند و دست آخر گفتند: «بازار را به کلی برنمیچینیم. وانمود میکنیم که بازاری وجود دارد. همچون بچههایی که ادای مدرسه رفتن را درمیآورند، ما هم ادای بازار را درمیآوریم»، اما هر کسی میداند که وقتی بچهها ادای مدرسه رفتن را درمیآورند، چیزی یاد نمیگیرند. این تنها یک بازی و یک تمرین است؛ ضمن اینکه میتوان «نقش» خیلی چیزها را بازی کرد.
این مسالهای بسیار سخت و پیچیده است و برای پرداختن تمام و کمال به آن به زمانی اندک بیشتر از آن چه اکنون دارم نیاز است. من این مساله را به تفصیل در نوشتههایم شرح دادهام. نمیتوانم در چند سخنرانی به تحلیل همه جوانب آن وارد شوم. از این رو میخواهم به شما سفارش کنم که اگر به واکاوی پیرامون مساله بنیادین امکانناپذیری محاسبه و برنامهریزی تحت سوسیالیسم علاقه دارید، کتاب «کنش انسانی» من را بخوانید.
اما کتابهای دیگری را هم بخوانید، مانند نوشته تریژفهاف، اقتصاددان نروژی درباره محاسبه اقتصادی و اگر نمیخواهید مطالعاتتان یکجانبه باشد، توصیه میکنم که کتاب سوسیالیستی بسیار مورد توجه قرار گرفته در باب این موضوع را که اسکار لانگه، اقتصاددان برجسته لهستانی نوشته، بخوانید. او روزگاری استاد یکی از دانشگاههای آمریکا بود، بعد به عنوان سفیر لهستان در این کشور برگزیده شد و در آخر به لهستان بازگشت.
/channel/Book_E_M
ذهن و بازار: جایگاه سرمایهداری در تفکر اروپای مدرن
✍ اثر جری مولر
ترجمهٔ مهدی نصرالله زاده
📚
/channel/Book_E_M
📕 کتاب: بانکداری داخلی 2
🖊 مولف: دکتر سید علی اصغر هدایتی، دکتر محمد بهمنی، علی اصغر سفری و حسن کلهر
/channel/Book_E_M
کتاب بانکداری داخلی 1
تجهیز منابع پولی
نویسندگان محمد بهمند و محمود بهمنی
608 صفحه
با فرمت پی دی اف
/channel/Book_E_M
📚 طرق و شیوه های ارزشیابی کارمندان
ه.ژ.کرایتس/مترجم عباس شیردل pp. 180 (1976)
Publisher: انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب
Series: 464
در این کتاب سعی شده است درباره قضاوت صحیح در نحوه کار و فعالیت مدیران و متصدیان امور موسسات و سازمانهای خصوصی و دولتی، انتخاب کارمندان لایق و مناسب برای پست های خالی، تشویق و ارتقا کارمندان برای احراز مقام مدیریت و رفع معایب امور موسسه از لحاظ نحوه اداره بحث شود.
/channel/Book_E_M
💠 جهان مسطح است!
(توماس فریدمن)
📚 درس گفتار : ابراهیم صحافی
جلسه سوم: فصل های ۴ الی ۱۰
مدت زمان: 78 دقیقه
تاریخ: ۲۲ آبان ۱۳۹۷
✳️ مطالب این جلسه:
- تأثیرات اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی در پروسه جهانی شدن
- بازندگان و برندگان جهانی شدن
- لزوم وجود نظام حقوقی برای حراست سرمایه های خارجی
- نوآوری دویدن هوشمندانه است.
- جهانی شدن به منزله درهم شکستن برج و باروهای گمرکی
- اجبار انطباق کشورها، شرکت ها و افراد در هماهنگی با جهانی شدن
- مقایسه رشد اقتصادی و رشد تجارت خارجی درجهانی شدن
🔍 کلمات کلیدی:
#جهانی_سازی
#گات
#میت_نسبی
#مانیفست_۱۸۴۸
#تولید_ثروت
#بیرون_سپاری
#بحران_خاموش
🔸شناسه کانال
💠 جهان مسطح است!
(توماس فریدمن)
📚 درس گفتار : ابراهیم صحافی
جلسه سوم: سؤالات
مدت زمان: ۸۹ دقیقه
تاریخ: ۲۲ آبان ۱۳۹۷
✳️ سؤالات این جلسه:
- هماهنگی کشورها در جهانی شدن؟
- برتری برندها و امکان انحصار آن ها؟
- امکان متضرر شدن جریان هایی با رشد بالای بعضی کشورها در جهانی شدن؟
- آیا تکنولوژی بالا امکان آسیب زدن در مسطح شدن جهان دارد؟
- مزیت نسبی ایران با داشتن موقعیت جغرافیایی خاص؟
- سازمان تجارت جهانی و بانک توسعه جهانی و افکار عمومی ایران؟
- عقب نشینی کلاسیک ها از اصول؟
🔍 کلمات کلیدی:
#اپل
#ترامپ
#رشد_تجاری
#آمازون
#منافع_ملی
#نظام_بازار
#مرکانتالیسم
#کنش_اجتماعی
#مزیت_نسبی
🔸شناسه کانال
💠 جهان مسطح است!
(توماس فریدمن)
📚 درس گفتار : ابراهیم صحافی
جلسه اول: تا صفحه ۱۴۲
مدت زمان: ۷۱ دقیقه
تاریخ: ۲۴ مهر ۱۳۹۷
✳️ مطالب این جلسه:
- ابعاد متفاوت جهانی شدن
- عواقب و عوارض ابعاد کارکردی جهانی شدن
- مزیت نسبی کشورها
- سه دوره مرحله جهانی شدن از نظر فریدمن
- فروریختن دیوار برلین و شکست افکار
- خروج از اقتصاد راه رشد غیر سرمایه داری هندو پیوستن آن به به بازار آزاد
- تهدید تروریسم افراطی
- افزایش بهره وری معدن طلا در کانادا از طریق تحقیقات اینترنتی
🔍 کلمات کلیدی:
#شبکه_جهانی_اینترنت
#نرم_افزار
#کریستف_کلمب
#کوپرنیک
#مارکس
#انقلاب_صنعتی
🔸شناسه کانال
/channel/Book_E_M
💢ماجرای قحطی بزرگ ایران در سال 1249 تا 1250
/channel/Book_E_M
💢داستان خلق و شکوفایی برند تپسی همراه با میلاد منشیپور از خالقان برند تپسی
/channel/Book_E_M
مخالفان لیبرالیسم معمولا درک سیاست اقتصادی آن را «خوش بینی» توصیف میکنند. منظور آنها از چنین صفتی یا ملامت لیبرالیسم است یا توصیفی تمسخرآمیز از طرز فکر لیبرال است.
اگر منظور آنها از چنین توصیفی از دکترین لیبرال این است که بگویند لیبرالیسم مدعی است دنیای کاپیتالیستی بهترین دنیای ممکن است، چنین حرفی یاوه محض است. برای نوعی ایدئولوژی کاملا علم بنیاد مانند ایدئولوژی لیبرالیسم اصلا پرسشهایی از این دست مورد بحث نیست که آیا نظام اجتماعی کاپیتالیستی خوب یا بد است، آیا میتوان نظام اجتماعی بهتری را طراحی کرد یا نه و آیا این نظام را از فلان دیدگاه فلسفی یا متافیزیکی باید نفی کرد یا نه. لیبرالیسم مبنا را بر علوم محض اقتصاد و جامعهشناسی میگذارد که در نظام خود با ارزشگذاری بیگانهاند؛ یعنی در این باره هیچ اظهار نظری نمیکنند که چگونه باید باشد و چه چیز خوب و چه چیز بد است، بلکه فقط چیستی و چگونگی را مشخص میکنند. وقتی این علوم به ما نشان میدهد که از همه امکانهای قابل تصور برای سازماندهی اجتماعی تنها یکی - همانا نظام اجتماعی مبتنی بر مالکیت خصوصی ابزارها تولید - قابلیت وجود دارد، زیرا همه نظام های اجتماعی قابل تصور دیگر اجراناشدنی است، این هر چه باشد چیزی نیست که بتوان آن را «خوش بینی» توصیف کرد. این که نظام اجتماعی کاپیتالیستی مؤثر است و قابلیت بقا دارد، گفتهای است که هیچ ارتباطی به خوش بینی ندارد.
بخشی از کتاب لیبرالیسم
✍ لودویگ فون میزس
/channel/Book_E_M
¹
سازماندهی اقتصاد
میتوان تصورات متفاوتی دربارهی همکاری افراد در جامعه ای مبتنی بر تقسیم کار داشت. پنج نظام سازماندهی متفاوت را میتوانیم شناسایی کنیم: نظام مالکیت خصوصیِ ابزارهای تولید (که آن را در شکل تکامل یافته اش کاپیتالیسم مینامیم)، نظام مالکیت خصوصی ابزارهای تولید با مصادرهی دوره ای همهی دارایی ها و متعاقباً باز توزیع آنها، نظام سندیکالیسم، نظام مالکیت عمومی ابزارهای تولید (که با نام سوسیالیسم یا کمونیسم برایمان آشناست) و در نهایت نظام مداخله گری.
تاریخ نظام مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید مقارن است با تاریخ تکامل بشر از وضعیت حیوانی به بلندای تمدن مدرن. مخالفان مالکیت خصوصی کوشیدهاند اثبات کنند که در مراحل آغازین جامعهی انسانی هنوز مالکیت خصوصی کامل وجود نداشته است، زیرا به گفتهی آنها بخشی از زمین استفاده شده به طور دوره ای مشمول باز توزیع هایی میشده است. آنها بر اساس این ادعا که مالکیت خصوصی صرفاً مقولهای تاریخی است، خواستهاند این مطالبه را نتیجه گیری کنند که دوباره میتوان مالکیت خصوصی را بدون هیچ آسیبی برچید. اشتباه منطقی نهفته در این دلیل آوری عیان تر از آن است که لازم باشد دقیقتر به آن بپردازیم. اینکه در گذشته ای بسیار دور همکاری اجتماعی بدون مالکیت خصوصی کامل نیز وجود داشته است، کوچک ترین گواهی دال بر این به دست نمیدهد که در سطوح بالاتر تمدن نیز بدون مالکیت خصوصی میشد موفق شد. اگر تاریخ در مورد این پرسش اصلاً بتواند چیزی را اثبات کند، تنها میتواند این باشد که هیچ گاه و هیچ کجا مردمانی وجود نداشتهاند که بدون مالکیت خصوصی توانسته باشند از گرانبارترین فقر و توحشی نیمه حیوانی فراتر روند.
مخالفان قدیمی ترِ نظام مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید با نفس مالکیت خصوصی مبارزه نمیکردند، بلکه صرفاً مخالف نابرابری در توزیع مالکیت بودند. آنها برای برچیدن نابرابری در مناسبات درآمد و دارایی، نظام باز توزیع دوره ای را توصیه می کردند؛ حال یا باز توزیع کل دارایی ها یا دست کم باز توزیع زمین که آن زمان کم و بیش یگانه ابزار تولیدِ قابل اعتنا بود. در کشورهای عقب مانده که تولید زراعی ابتدایی همچنان در آنها غلبه دارد، این آرمانِ تقسیم برابر دارایی همچنان امروز نیز زنده است. معمولاً آن را سوسیالیسم زراعی مینامند که البته تعبیر درستی نیست، زیرا هیچ ربطی به سوسیالیسم ندارد. انقلاب بولشویستی در روسیه که به عنوان انقلابی سوسیالیستی آغاز شده بود، در زراعت نه سوسیالیسم (به معنای مالکیت عمومی زمین)، بلکه سوسیالیسم زراعی را پیاده کرد. در بخشهای بزرگی از بقیهی اروپای شرقی تقسیم زمینهای بزرگ کشاورزی میان دهقانان خرد با عنوان اصلاحات ارضی آرمان پرنفوذترین احزاب سیاسی است. لزومی ندارد بیش از این به این نظام بپردازیم. بعید است بتوان انکار کرد که نتیجهی این نظام تنها کاهش محصول کار انسانی است. تنها در جایی که کشاورزی به ابتدایی ترین شکل انجام میشود، ممکن است کاهش بازدهی به منزلهی نتیجهی تقسیم اراضی تشخیص داده نشود. همگان اذعان خواهند کرد که تکهتکه کردن یک مزرعه لبنیاتسازیِ مجهز به ادوات مدرن کار نامعقولی است. هرگز نمی توان به این اندیشید که اصل توزیع به حوزهی صنایع و حملونقل نیز بسط داده شود. خط آهن، کارخانهی نورد [آهن و فولاد] و کارخانهی ماشین سازی را نمیتوان تقسیم کرد. تنها زمانی میشود برای اجرای باز توزیع دوره ای مالکیت اقدام کرد که کل اقتصادی که بر مبنای تقسیم کار و مالکیت خصوصی نامحدود و بی مانع سامان یافته است، دوباره تکهتکه و به واحدهای کنار هم چیده و بی تبادلِ مزارع خود کفا و خودبسنده بازگردانده شود.
بخشی از کتاب لیبرالیسم
✍ لودویگ فون میزس
/channel/Book_E_M
²
احتمالا میپرسید: «وضع در روسیه چگونه است؟ روسها چگونه با این مساله رفتار میکنند؟»* مساله در اینجا فرق دارد. روسها نظام سوسیالیستی خود را در دنیایی اداره میکنند که در آن قیمتهایی برای همه عوامل تولید، همه مواد خام و هر چیز دیگری وجود دارد. از این رو میتوانند قیمتهای خارجی در بازارهای جهانی را برای برنامهریزیهای خود به کار گیرند و از آنجا که تفاوتهای مشخصی میان شرایط روسیه و آمریکا وجود دارد، نتیجه غالبا این است که روسها - از نگاه اقتصادی خود - چیزی را موجه و توصیهپذیر میدانند که از دید آمریکاییها به لحاظ اقتصادی اصلا قابل توجیه نیست.
«تجربه شوروی» - نامی که بر اتفاقات رخداده در روسیه گذاشتهاند - هیچ چیزی را ثابت نمیکند. هیچ چیزی را درباره مشکل بنیادین سوسیالیسم؛ یعنی مساله محاسبه به ما نمیگوید، اما آیا میتوانیم از آن در حکم یک آزمایش صحبت به میان آوریم؟ من باور ندارم که چیزی به نام آزمایش علمی در میدان اقتصاد و کنش انسانی وجود داشته باشد. نمیتوان آزمایشهای لابراتواری را در ساحت کنش انسانی انجام داد، چون انجام آزمایش علمی نیازمند آن است که کاری ثابت را تحت شرایط گونهگون انجام داد یا شرایط را ثابت نگه داشت و احتمالا تنها یک عامل را تغییر داد. به عنوان مثال اگر دارویی آزمایشگاهی را به بدن حیوانی که سرطان گرفته تزریق کنید، ممکن است در نتیجه این کار سرطان در بدن او از بین رود. میتوان این دارو را روی بدن چند حیوان از همان نوع که از همین بیماری مرگزا رنج میبرند امتحان کرد. اگر برخی از آنها را با این شیوه تازه درمان کنید و مابقی آنها را مداوا نکنید، میتوان نتایج را با هم مقایسه کرد، اما این کار را نمیتوان در حوزه عمل انسانی انجام داد. هیچ گونه آزمایش لابراتواری در حوزه کنش انسانی وجود ندارد.
آن چه که «تجربه» شوروی خوانده میشود، تنها نشان میدهد که استاندارد زندگی در روسیه بیاندازه پایینتر از آمریکا - کشوری که همه دنیا آن را مظهر کاپیتالیسم میانگارند - است.
البته اگر این را به یک سوسیالیست بگویید، در پاسخ خواهد گفت: «اوضاع در روسیه عالی است». میگویید: «ممکن است اوضاع در روسیه عالی و بینظیر باشد، اما استاندارد متوسط زندگی در آن بسیار پایینتر است». پاسخ میدهد: «قبول! اما فراموش نکن که اوضاع برای مردم روسیه در زمان حکومت تزارها چه قدر وحشتناک بود و مجبور شدیم در چه جنگ هولناکی شرکت کنیم».
نمیخواهم وارد این بحث شوم که آیا این دلیلی درست است یا خیر، اما اگر یکسانی شرایط را نمیپذیرید، دارید آزمایش بودن این رخداد را انکار میکنید. در این صورت باید بگویید: «سوسیالیسم در روسیه شرایط زندگی افراد عادی را به گونهای که بتواند با تغییر شرایط زندگی در آمریکا در همین دوره مقایسه شود، بهبود نداده است» (گفتهای که در قیاس با جمله پیشین بسیار درستتر خواهد بود).
در آمریکا تقریبا هر هفته خبرهایی از چیزی تازه، از یک پیشرفت جدید میشنوید. اینها پیشرفتهایی هستند که کسبوکار پدید آورده است، چون هزاران هزار فرد پیشهور و اهل کسبوکار، روز و شب در تلاش هستند تا محصول تازهای را بیابند که تولیدش ارزانتر باشد یا نیازهای مصرفکنندگان را بهتر برآورده کند یا از تولیدات پیشین بهتر و کمهزینهتر باشد. آنها این کار را نه به خاطر روحیه ایثار و دیگرخواهی، بلکه به این خاطر که میخواهند پول درآورند، انجام میدهند و نتیجه این است که استاندارد زندگی در آمریکا بهبود مییابد و هنگامی که آن را با شرایط حاکم در پنجاه یا صد سال پیش میسنجیم، تقریبا به معجزه میماند، اما در روسیه شورایی که چنین نظامی برقرار نیست، بهبودی قیاسپذیر رخ نمیدهد. از این رو کسانی که میگویند باید نظام شورایی را به کار گیریم، سخت در اشتباهاند.
نکته دیگری هم وجود دارد که باید بیان کنم. فرد مصرفکننده آمریکایی، هم خریدار است و هم رییس. هنگامی که از فروشگاهی در آمریکا بیرون میآیید، تابلویی را میبینید که روی آن نوشتهاند: «از اینکه مشتری ما هستید سپاسگزاریم. لطفا باز هم به فروشگاه ما بیایید»، اما هنگامی که به فروشگاهی در یک کشور توتالیتر - روسیه امروز* یا آلمان تحت حکومت هیتلر - وارد میشوید، فروشنده میگوید: «باید از فرمانروای بزرگ به خاطر اینکه این کالا را به تو داده، سپاسگزار باشی».
در کشورهای سوسیالیستی، این نه فروشنده که خریدار است که باید سپاسگزار باشد. شهروند رییس نیست. رییس، «کمیته مرکزی»، «اداره مرکزی» است. این کمیتهها و روسا و دیکتاتورهای سوسیالیست، فرمانروا هستند و مردم تنها باید از آنها اطاعت کنند.
*توجه کنید که میزس این سخنرانیها را در سال ۱۹۵۹ ایراد کرده است.
/channel/Book_E_M
سوسیالیسم: ناتوانی از محاسبه اقتصادی
✍ لودویگ فون میزس
مترجم: حسین راستگو
📚
/channel/Book_E_M
📓 اصول بانکداری
( عملیات بانکداری داخلی )
🖌مولف: مهدی غفاری , محمود بهمنی
/channel/Book_E_M
📕 کتاب: بانکداری داخلی 1
🖊 مولف: محمد بهمند و محمود بهمنی
کتاب اقتصادی
کتاب بانکداری
(تجهیز منابع پولی) داخلی
محمد بهمند و محمود بهمنی
/channel/Book_E_M
💠 جهان مسطح است!
(توماس فریدمن)
📚 درس گفتار : ابراهیم صحافی
جلسه دوم: فصل دوم و سوم
مدت زمان: ۶۷ دقیقه
تاریخ: آبان ۱۳۹۷
✳️ مطالب این جلسه:
- جذب کار شدن فارغ التحصیلان هند در آمریکا
- جذب سرمایه و کارشناس بعد از سال ۱۹۹۰ توسط هند
- انرژی و نیروی کارارزان چین در اختیار سرمایه گذاران خارجی
- بهره وری بیشتر چین به جهت جذب تکنولوژی و روش های مدرن تجاری
- تولید و توزیع بخشی مهم از ارکان اقتصاد است.
- تبدیل اینترنت به شبکه همکار و تبادل کار در دنیا
- عدم وجود طرح برنامه ریزی شدن برای کشورها از طرف سازمان تجارت جهانی
🔍 کلمات کلیدی:
#سیاست_درهای_باز
#بهره_وری
#برون_سپاری_خدمات
#والمارت
#آدام_اسمیت
#آرامکس
#WTO
🔸شناسه کانال
/channel/Book_E_M
💠 جهان مسطح است!
(توماس فریدمن)
📚 درس گفتار : ابراهیم صحافی
جلسه آخر
مدت زمان: ۵۱ دقیقه
تاریخ : آبان ۱۳۹۷
✳️ مطالب این جلسه:
- تنوع بهره مندی کشورها از جهانی شدن
- نوآوری شرکت ها در مسیر حرکت جهانی شدن
- مخالفین جهانی شدن
- سرمایه گذاری در انرژی پاک
- جهانی شدن آمریکایی شدن نیست.
- یگانگی فرهنگی در جهانی شدن
- مقایسه وقایع دوتاریخ ۱۱/۹و ۹/۱۱
- هویت و دموکراسی
🔍 کلمات کلیدی:
#سوهارتو
#تئوری_توانمندسازی
#آمارتیاسن
#القاعده
#هویت
#گوگل
#باستیا
🔸شناسه کانال
/channel/Book_E_M
💠 جهان مسطح است!
(توماس فریدمن)
📚 درس گفتار : ابراهیم صحافی
جلسه اول: پرسش و پاسخ
مدت زمان: ۶۳ دقیقه
تاریخ: ۲۴ مهر ۱۳۹۷
✳️ سؤالات این جلسه:
- نادیده گرفته شدن مفاهیم مادی در تحولات فکری؟
- آیا عامل مادی موجب تحول می شود؟
- هوش مصنوعی داده پردازی است یا پروسس تفکر؟
- محدوده عمل جهان مسطح در تفکر و جهانی شدن؟
- دقت فریدمن در بیان دوره تحول جهانی شدن ؟
- مشکلات تمرکز دولت و اقتصاد دولتی بعد از مشروطیت؟
🔍 کلمات کلیدی:
#محمدعلی_فروغی
#هوش_مصنوعی
#ژورنالیسم
#ربات
#پراکسیولوژی
#شناخت
#تفکر_طبیعی
🔸شناسه کانال
کتاب جهان مسطح است نوشته روزنامه نگار آمریکایی با ترجمه احمد عزیزی و از انتشارات هرمس، کتابی ساده، روان و بسیار شیرین در مورد جهانی شدن است.
این کتاب درسال ۲۰۰۷ منتشر شده و مثل سایر کتاب های توماس فریدمن جزو پرفروشترین های کتاب سال بوده است.
با اینکه فایل های صوتی در مورد این کتاب در کانال خواهد آمد ولی خواندن کتاب را توصیه میکنم.
🔸شناسه کانال
/channel/Book_E_M
چگونگی شکل گیری یک ابر قدرت اقتصادی
نویسنده: یی ون
مترجم: حسین صبوری کارخانه
رمزگشایی از صنعتی شدن سریع چین
بی تردید خیزش چین و تبدیل این کشور به یک قدرت صنعتی بزرگ اقتصادی از مهم ترین رخدادهای تاریخ اقتصاد جهان پس از انقلاب صنعتی انگلستان در سده هجدهم به شمار می آید. در این کتاب چرایی شروع فرآیند توسعه صنعتی و اقتصادی در چین واکاوی و چگونگی شکل گیری فرآیند توسعه صنعتی در کشورهای توسعه یافته کنونی از زمان شروع انقلاب صنعتی در انگلستان تاکنون، بررسی می شود.
برای دریافت کتاب های اقتصادی
در این گروپ عضو شوید.
/channel/Book_E_M
Newsweek International - 26.04.2019
/channel/Book_E_M
The Week UK - 20.04.2019 🇬🇧
/channel/Book_E_M