جادوی کاتالاکسی
نگاهی به نظریه نظم خودانگیخته/خودجوش فون هایک
✍ مهدی فیضی
مقاله «اقتصاد بازار و توزیع ثروت»
لودویگ لاخمان، اقتصاددان شهیر مکتب اتریش، در این مقاله با تکیه بر ساختار ناهمگن سرمایه به مساله بازتوزیع ثروت در اقتصاد بازار میپردازد و به اقتصاددانان جریان اصلی که با ابزاری نظیر مالیات بر ارث بدنبال رها کردن زمان حال از اسارت گذشته هستند میتازد.
✍ لودویگ لاخمان
ترجمهٔ بردیا گرشاسبی
روششناسی اقتصاد اثباتی
مطالعهی مقاله معروف و جنجالبرانگیز میلتون فریدمن تحت عنوان "روششناسی اقتصاد اثباتی" میتواند سبب آشنایی دوستان با روش علمی حاکم در جریان اصلی علم اقتصاد شود. این رساله در سال ۱۹۵۳ منتشر شده است.
✍ میلتون فریدمن
ترجمهٔ یدالله دادگر
مقاله «مسئولیت اجتماعی بنگاه افزایش سود است»
✍ میلتون فریدمن
ترجمهٔ محسن رنجبر
آزادیخواهی کلاسیک چیست؟
آزادیخواهی کلاسیک منظومهای فکری است که آزادی فرد در کانون آن قرار دارد. آزادیخواهان کلاسیک در بسیاری موارد اختلاف نظر دارند اما بر ده اصل بنیادین اتفاق نظر دارند...
نقش حکومت(دولت)، فردگرایی، شکاکیت درباره قدرت، حکومت قانون، جامعه مدنی، نظم خودجوش، بازار آزاد، مدارا (رواداری)، صلح و حکومت محدود و دولت حداقلی
میلتون فریدمن و مکتب شیکاگو
چرا میلتون فریدمن اعتقاد داشت دولت باید محدود باشد؟ آیا شکست بازار، مداخله گری دولت را توجیه میکند؟ در مکتب شیکاگو، حوزههایی که دولت قائل به دخالت است، کجاست؟
/channel/Book_E_M
آناتومی دولت
✍ مورای نیوتن روتبارد
ترجمهٔ شیدوش سپهرداد
📚
/channel/Book_E_M
کتاب صوتی بی دولتی، دولت، آرمانشهر
✍ اثر رابرت نوزیک
ترجمهٔ محسن رنجبر
📚
/channel/Book_E_M
کنش انسانی
فصل دوم: مسائل معرفتشناختی علم کنش انسانی
✍ لودویگ فون میزس
ترجمهٔ رضا زارعپور
📚
/channel/Book_E_M
کنش انسانی
مقدمه
✍ لودویگ فون میزس
ترجمهٔ رضا زارعپور
📚
/channel/Book_E_M
کنش انسانی
✍اثر لودویگ فون میزس
زبان انگلیسی
📚
/channel/Book_E_M
اشتباه تمدن پیشرفته غرب این است که به احزاب سیاسی بر حسب رادیکال و تندرو بودن بها میدهد نه بر حسب منطقی بودن و کارآمدی آنها. حتی دقت نمیکنند که این احزاب به اهداف خود دست پیدا کردند یا خیر. ممکن است همه چیز در جهان ما منطقی نباشد، اما این دلیل نمیشود ایدههای رادیکال حتما منطقی و کارآمد باشند.
مجموعه اصطلاحاتی که امروزه در سیاست به کار میرود احمقانه است. چپ و راست بر چه اساس تعیین میشود؟ چرا باید هیتلر را راست بدانیم و رفیق شفیق او استالین را چپ؟ چه کسی محافظه کار است و چه کسی تندرو؟
واكنش صحیح در مقابل یک سیاست نابخردانه، دنبال نکردن آن است، پیشرفتی که منجر به هرج و مرج و جنگ میشود قابل ستایش نیست. هیچ ایدهای نباید به خاطر جدید بودن، رادیکال بودن و ضد سیستم بودن مورد ستایش قرار گیرد. ایده ها باید کارآمد و خردمندانه باشند. ایدهها نباید کوتاه مدت ما را تضمین کنند بلکه باید به فکر بلند مدت باشند. ما باید به سوالی مهم پاسخ دهیم، چه کسانی ضد کارگران هستند؟ کمونیستهایی که حامی اقتصادی هستند که در شوروی کارگران را به فلاکت و قحطی رسانده یا آنهایی که حامی نظام سرمایهداریی هستند که سطح زندگی کارگران را به بالاترین درجه خود در تاریخ رسانده ؟ چه کسانی وطن پرست هستند؟ آنهایی که به دنبال سلطه نازیها بر آلمان هستند یا آنهایی که میخواهند آلمان آزادی خود را دوباره به دست بیاورد؟
چه فاجعهای برای تمدن غرب اتفاق میافتاد اگر همه مردم فقط به دنبال ایده های جدید (هر چند غیر منطقی) بودند؟ اگر آنها رهبری آتیلا و یا چنگیز را میپذیرفتند چه میشد؟ این نظامها به مانند نظامهای کمونیستی تمامیت خواه بودهاند و موفقیت آنها به خاطر عقلانی بودن ایدههایشان نبود ، بلکه به دلیل وحشیگری و نیروی نظامی قوی آنها بود. آنچه امروز بشر به آن نیاز دارد رهایی از حاکمیت شعارهای بیهوده و بازگشت به استدلال و تفکر است.
بخشی از کتاب مداخلهگرایی
✍ لودویگ فون میزس
/channel/Book_E_M
زمینهی تاریخی مکتب اتریشی اقتصاد
✍ لودویگ فون میزس
📚
/channel/Book_E_M
فریب عدالت اجتماعی
✍ فردریش فون هایک
ترجمهٔ موسی غنی نژاد
شرحی بر نظریه دیردره مک کلاسکی؛ ماتریالیسم سرمایه و پیشرفت مدرن
این مقاله شرحی کوتاه است بر آراء دیردره مک کلاسکی در باب چرایی پیشرفت عظیم دویست ساله در جهان
وی به اتکای برآوردهای تاریخی مستند، مدعی ست که در سال ١٨٠٠ سهم ِمتوسط هر آدمیزاد ِساکن کرهی ارض از مواهب مادی ٣ دلار در روز بود. با این مبلغ، آدمیزاد متوسط برای قوت روزانه در حد یکی دو کیلو گندم داشت، کمی شیر و هر از گاهی تکه ای گوشت. برای زمستان یک شال پشمی، و اگر درجامعه ای باسواد زندگی میکرد، بطورمتوسط یک یا دو سال تحصیلات مکتبخانه ای و احتمال اینکه زیر ٣٠سالگی میمرد، هم پنجاه پنجاه بود.
امروز این رقم برای هر آدمیزاد در ســیاره زمین بیش از ٣٠ دلار در روز ست و برای مردمان کشورهای پیشرفته، حدود ٩٠ دلار در روز (برای آمریکا ١٢٠ دلار). سال ١٨٠٠ این رقم ٣ دلار بود. البته برای هلند و بریتانیا که جهش را جلوتر شروع کرده بودند، در ١٨٠٠ میلادی این رقم به قریب ٦ دلار رسیده بود.
(ارقام بر اساس قدرت خرید دلار آمریکا در سال ٢٠٠٨ در شهری خاص مقیاس شده).
حال مک کلاسکی در تکاپوی ارائه توضیحی برای این فکت بزرگ است.
✍ محمد ماشین چیان
/channel/Book_E_M
چرا روشنفکران با سرمایهداری مخالفاند؟
✍ رابرت نوزیک
ترجمهٔ عزتالله فولادوند
/channel/Book_E_M
گفتوگوی جان بی. تیلور (استاد اقتصاد دانشگاه استنفورد) با میلتون فریدمن
مِی ۲۰۰۲
ترجمهٔ محمد نجار فیروزجائی
/channel/Book_E_M
نئولیبرالیسم به زبان ساده
✍ امیرحسین خالقی
/channel/Book_E_M
سراب عدالت اجتماعی از دیدگاه هایک
/channel/Book_E_M
سیاست اقتصادی
✍ لودیگ فون میزس
/channel/Book_E_M
دولت چگونه خود را حفظ میکند؟
هنگامی که دولت استقرار یافت، مشکل گروه حاکم یا «کاست» این است که چگونه حکومت خود را حفظ کنند. در حالی که زور شیوهی عملکرد آنهاست، مشکل اساسی و بلندمدت آنان ایدئولوژیک است. زیرا برای ادامهی کار، هر حکومتی (نه فقط یک حکومت دموکراتیک) باید از پشتیبانی اکثریت اتباع خود بهرهمند باشد. لازم به ذکر است که این پشتیبانی حتماً نباید جدیتی فعال باشد؛ بلکه میتواند تسلیم منفعلانه باشد، چنانکه گویی یک قانون طبیعی بدیهی است. ولی پشتیبانی به مفهوم پذیرش، باید به نوعی وجود داشته باشد، در غیر این صورت، اقلیت حاکمان دولتی، در نهایت با مقاومت فعالانهی اکثریت مردم مغلوب خواهند شد. از آنجا که غارتگری باید به واسطهی مازاد تولید پشتیبانی شود، الزاماً درست است که طبقهی تشکیل دهنده ی دولت-بروکراسی همیشگی-میباید اقلیت کوچکی در سرزمین باشد، اگر چه ممکن است که دولت متحدانی را از میان گروه های مهم کشور برای خود بخرد. بنابراین وظیفهی اصلی حاکمان همواره حفظ مقبولیت فعال یا منفعلانهی اکثریت شهروندان است.
البته یکی از روشهای حفظ پشتیبانی، از طریق خلق منافع اقتصادی مطلق و مسلم است. بنابراین، شاه نمیتواند به تنهایی حکم براند؛ او باید گروه قابل ملاحظهای از پیروان را داشته باشد که از پیش نیازهای حکمرانی برخوردارند، مانند اعضای دستگاه دولت، همچون بروکراسی همیشگی یا اشراف ثابت. ولی این هنوز تنها اقلیتی از حامیان پر اشتیاق را تامین میکند و حتی خرید عمدهی حمایت با یارانه ها و اعطای امتیاز رضایت اکثریت را به دست نمیآورد. برای این پذیرش بنیادین، اکثریت باید با ایدئولوژی متقاعد شوند که حکومتشان خوب، خردمندانه و دستکم اجتناب ناپذیر و به یقین بهتر از سایر جایگزینهای قابل تصور است. ترویج این ایدئولوژی در میان مردم وظیفهی اجتماعی حیاتی روشنفکران است. زیرا توده های مردم ایده های خاص خود را خلق نمیکنند، یا در واقع با این ایده ها به طور مستقل فکر نمی کنند؛ آنها منفعلانه از ایدههای پذیرفته شده و منتشر شده از سوی مجموعه ی روشنفکران پیروی میکنند. بنابراین روشنفکران نظر پردازان جامعه هستند. و از آنجا که این دقیقاً قالب ریزی عقیدهای است که دولت مستاصلانه به آن نیاز دارد، بنیان اتحاد دیرپای دولت و روشنفکران پدیدار میشود.
بدیهیست که دولت به روشنفکران نیازمندست، ولی واضح نیست که چرا روشنفکران به دولت نیاز دارند؟ به بیان ساده میتوان بیان کرد که معیشت روشنفکر در بازار آزاد چندان تامین شده نیست؛ زیرا روشنفکر باید به ارزشها و انتخابهای تودهی هم نوعان خود وابسته باشد و این دقیقا خاصیت تودههاست که عموما به مسائل فکری بیعلاقهاند. از سوی دیگر دولت مایل است که به روشنفکران لنگر گاهی امن و دائمی در دستگاه دولت و بدین ترتیب درآمد مطمئن و اعتبار همه جانبه ارائه دهد. زیرا روشنفکران به خاطر عملکرد مهمی که برای حاکمان دولت که اکنون بخشی از آن هستند، انجام میدهد، پاداش سخاوتمندانهای میگیرند.
اتحاد میان دولت و روشنفکران در اشتیاق استادان دانشگاه برلین در سدهی نوزدهم برای تشکیل نگهبانان روشنفکر خاندان هونتسولرن تجلی یافت. در روزگار کنونی، بگذارید به اظهار نظر بی پردهی محقق برجسته ی مارکسیست در رابطه با پژوهش انتقادی پروفسور ویتفوگل دربارهی استبداد شرقی باستانی اشاره کنیم: تمدنی که پروفسور ویتفوگل چنان با تلخکامی به آن حمله میبرد، تمدنی است که میتواند شاعران و محققان را به مقامات دولتی تبدیل کند. از نمونههای متعدد میتوانیم به توسعهی علم استراتژی اشاره کرد که در خدمت بازوی اصلی خشونت پرور حکومت، یعنی ارتش است. علاوه براین، نهاد محترم تاریخنگار رسمی یا درباری وجود دارد، که متعهد به تفهیم دیدگاههای حاکمان نسبت اقدامات خود و پیشینیانشان است.
استدلالهای زیاد و متنوعی وجود داشته است که دولت و روشنفکرانش با آنها شهروندان را مجبور به پشتیبانی از حکومتشان کردهاند. به طور کلی، رشتههای استدلال را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد: الف) دولتمردان انسانهای بزرگ و خردمند هستند (آنها با حق الهی فرمان میرانند، آنها اشراف هستند، آنها متخصصان علمی هستند)، بسیار بزرگتر و خردمندتر از شهروندان خوب ولی سادهی خود، و ب) حکمرانی با حکومتِ گسترده، گریزناپذیر، مطلقا ضروری و بسیار بهتر از شرارتهای توصیف ناپذیری است که در پی سقوط آن حاصل میشود. اتحاد کلیسا و دولت یکی از قدیمیترین و موفقترین ابزارهای ایدئولوژیک بود. حاکم یا از سوی خدا تدهین شده بود یا در حکومت مطلق بسیاری از استبدادهای شرقی خود خدا بود؛ از این رو، هرگونه مقاومتی در برابر فرمانروایی او کفر میبود.
بخشی از کتاب آناتومی دولت
✍ مورای نیوتن روتبارد
/channel/Book_E_M
کاپیتالیسم چیست؟
متن حاضر ترجمهی سخنرانی آین رند دربارهی کاپیتالیسم در سال ۱۹۶۷ است. او میکوشد توضیح دهد که کاپیتالیسم چیست، چرا اغلب به درستی برداشت نمیشود و چرا کاپیتالیسم تنها سامان اجتماعی سازگار با سرشت انسان است. او دربارهی ریشههای فلسفی و اخلاقی کاپیتالیسم میگوید و آنها را در مقابل دکترینهایی در حوزهی فلسفه-اخلاق قرار میدهد که به حکومت با زور میانجامند. او دربارهی پیشرفت در جامعهی کاپیتالیستی میگوید و این که چطور این پیشرفت از پایه با چیزی که در جوامع حاکمیتگرا پیشرفت نامیده میشود، تفاوت دارد.
✍ آین رند
ترجمهٔ رضا زارعپور
📚
/channel/Book_E_M
بزرگان مکتب اتریش
✍ اثر رندال جی. هولکام
ترجمهٔ محسن رنجبر
📚
/channel/Book_E_M
کنش انسانی
فصل اول: انسان کنشگر
✍ لودویگ فون میزس
ترجمهٔ رضا زارعپور
📚
/channel/Book_E_M
کنش انسانی
مقدمه و فصل اول
✍ لودویگ فون میزس
ترجمهٔ سلیمان عبدی
📚
/channel/Book_E_M
آزادی و مالکیت
دولت در حقیقت نفی آزادی است، توسل به خشونت یا تهدید به خشونت به قصد وادار ساختن تمام مردم به اطاعت از دستورات آن است-چه با آن موافق باشند یا نه. تا آنجا که حوزه قدرت دولت گسترش یابد، اجبار افزایش یافته و آزادی محو میشود.
✍ لودویگ فون میزس
ترجمهٔ محمد جوادی
📚
/channel/Book_E_M
مداخلهگرایی
✍ اثر لودویگ فون میزس
ترجمهٔ مانی بشرزاد
📚
/channel/Book_E_M
راه میانی به سوسیالیسم میانجامد
✍ لودویگ فون میزس
میزس در این مقاله، تلاشهای هواداران مداخلهگرایی اقتصادی را که در نهایت به گسترش سوسیالیسم منجر شده و میشود، به تصویر کشیده، و نشان داده که این آموزه در هدف با هدف کمونیستها، در راستای براندازی نظام بازار و الغای مالکیت، یکسان، و در روش با روش آنها متفاوت است. مداخلهگرایی مالکیت را پلهپله لغو میکند، و کمونیسم به شکل انقلابی.
📚
/channel/Book_E_M