best_stories | Unsorted

Telegram-канал best_stories - ❄️ بهشت

22497

✺ جهت ارتباط با ادمین و تبادلات با مدیریت کانال بهشت 👇👇 . @Hmirmohammady. @Hoseiniimirmohamadi. . ✺ کانال تخصصیِ داستان‌های کوتاه و داستانک‌های ایران و جهان... @Best_Stories https://t.me/+1O1ELxy66AVlZjY0

Subscribe to a channel

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ چگونه از افسردگی رها شویم؟ ✦

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ 21حرکت یوگا ضدپیری؛ یوگای چروک صورت و لاغری ✦

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستانک
📚
🤔در فكر بودم

یكی در باغ خود رفت، دزدی را پشتواره پیاز در بسته دید. گفت: در این باغ چه كار داری؟ گفت: بر راه می‌گذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت. گفت: چرا پیاز بركندی؟ گفت: باد مرا می‌ربود، دست در بند پیاز می‌زدم، از زمین برمی‌آمد. گفت: این هم قبول، ولی چه كسی جمع كرد و پشتواره بست؟ گفت: والله من نیز در این فكر بودم كه آمدی.

#ﻋﺒﯿﺪ_زاکانی

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستان_کوتاه
📚
🎨داستان نقاشی دستان دعا کننده
آلبرشت نقاش در نورنبرگ

در یک دهکده کوچک نزدیک نورنبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می کردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی ساعتهای طولانی در روز، به هر کار سختی که در آن حوالی پیدا می شد تن می داد.

در همان وضعیت اسفباک آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رویایی را در سر می پروراندند. هر دوشان آرزو می کردند نقاش چیره دستی شوند، اما خیلی خوب می دانستند که پدرشان هرگز نمی تواند آن ها را برای ادامه تحصیل به نورنبرگ بفرستد.

یک شب پس از مدت زمان درازی بحث در رختخواب، دو برادر تصمیمی گرفتند. با سکه قرعه انداختند و بازنده می بایست برای کار در معدن به جنوب می رفت و برادر دیگرش را حمایت مالی می کرد تا در آکادمی به فراگیری هنر بپردازد، و پس از آن برادری که تحصیلش تمام شد باید در چهار سال بعد برادرش را از طریق فروختن نقاشی هایش حمایت مالی می کرد تا او هم به تحصیل در دانشگاه ادامه دهد.

آن ها در صبح روز یک شنبه در یک کلیسا سکه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن های خطرناک جنوب رفت و برای چهار سال به طور شبانه روزی کار کرد تا برادرش را که در آکادمی تحصیل می کرد و جزء بهترین هنرجویان بود حمایت کند.

نقاشی های آلبرشت حتی بهتر از اکثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصیلی او درآمد زیادی از نقاشی های حرفه ای خودش به دست آورده بود.

وقتی هنرمند جوان به دهکده اش برگشت، خانواده دورر برای موفقیت های آلبرشت و برگشت او به کانون خانواده پس از چهار سال یک ضیافت شام برپا کردند. بعد از صرف شام آلبرشت ایستاد و یک نوشیدنی به برادر دوست داشتنی اش برای قدردانی از سال هایی که او را حمایت مالی کرده بود تا آرزویش برآورده شود، تعارف کرد و چنین گفت:

آلبرت، برادر بزرگوارم!

حالا نوبت توست، تو حالا می توانی به نورنبرگ بروی و آرزویت را تحقق بخشی و من از تو حمایت می کنم. تمام سرها به انتهای میز که آلبرت نشسته بود برگشت. اشک از چشمان او سرازیر شد. سرش را پایین انداخت و به آرامی گفت:

نه!
از جا برخاست و در حالی که اشک هایش را پاک می کرد به انتهای میز و به چهره هایی که دوستشان داشت، خیره شد و به آرامی گفت:

نه برادر، من نمی توانم به نورنبرگ بروم، دیگر خیلی دیر شده، ‌ببین چهار سال کار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندین بار شکسته و در دست راستم درد شدیدی را حس می کنم، به طوری که حتی نمی توانم یک لیوان را در دستم نگه دارم.

من نمی توانم با مداد یا قلم مو کار کنم، نه برادر، برای من دیگر خیلی دیر شده.

(نقاشی دستان دعا کننده
بیش از 450 سال از آن قضیه می گذرد. هم اکنون صدها نقاشی ماهرانه آلبرشت دورر قلمکاری ها و آبرنگ ها و کنده کاری های چوبی او در هر موزه بزرگی در سراسر جهان نگهداری می شود.

یک روز آلبرشت دورر برای قدردانی از همه سختی هایی که برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پینه بسته برادرش را که به هم چسبیده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصویر کشید. او نقاشی استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاری کرد اما جهانیان احساساتش را متوجه این شاهکار کردند و کار بزرگ هنرمندانه او را "دستان دعا کننده" نامیدند.)

#آلبرشت

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ کارما چیست؟ چگونه کارمای اجدادی را پاکسازی کنیم؟ ✦

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ 4 نشونه که کودک درون شما زخم خورده

📎 شفای کودک درون برای جذب آرزوها 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

هما‌ن‌طور که دمای بدن انسان در کنار کسانی که سردشان است کم می‌شود، در مجاورت افراد حقیر نیز از حرمت انسان کاسته می‌شود.


📕 #بینوایان
✍ #ویکتور_هوگو

📥 دریافت کتاب

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

به چشم‌هایت اعتماد نکن.
آن‌ها فقط محدودیت‌ها را نشانت می‌دهند.

با فهم و درکت نگاه کن، به دنبال چیزی بگرد که می‌دانی و راه پرواز را خواهی دید.
محدودیتی در کار نیست...
‌
‌
📕 #جاناتان_مرغ_دریایی
✍ #ریچارد_باخ

Читать полностью…

❄️ بهشت

✨ معنا را در دلِ تلخ‌ترین لحظات پیدا کن…
فیلم «زندگی زیباست» + تحلیل روانشناختی ما.
اگر دنبال تجربه‌ای فراتر از یک تماشای ساده هستی، جای تو در کانال ما خالیه. ❤️

🤝 دعوت به همراهی:

لطفاً این کانال را به دوستان خود معرفی کنید تا در گفتگوهای آینده، جمع ما پربارتر باشد.



👇
🆔 @ansoye_negah
🆔 @ansoye_negah 
♦️هر نگاه، داستانی دارد؛ کافی است آن را بهتر بشناسیم.♦️
📸 Instagram: @anisian_psych

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

آدم های مشهوری هستند که خوشبخت اند، و آدم های خوشبخت زیادی هستند که زندگی‌های ناشناخته‌ای دارند و مشهور نیستند.

خوشبختی نه  نژادی است، نه مالی، اجتماعی، نه جغرافیایی. پس خوشبختی چیست و از  چه چاه عمیقی می جوشد؟

عقل ما می‌گوید که خوشبختی شکلی از رضایتمندی ذهنی روانی است و 'اگر این حرف درست باشد- اقامتگاه منطقی آن باید در درون ذهن باشد.

گفته‌اند ذهن این توانایی را دارد که از ماده فراتر برود. آیا در اشتباه هستیم اگر این تلقی را داشته باشیم که تحت هر شرایطی حتی در زندان می‌توان به رضایت‌مندی ذهنی دست یافت؟


📕 #درباره_معنی_زندگی
✍ #ویل_دورانت

Читать полностью…

❄️ بهشت

همسر من ناگهان مریض شد، او ۳۰ پوند از وزنش را از دست داد، بی اختیار گریه می‌کرد.
خوشحال نبود، از سردرد و ناراحتی اعصاب رنج می‌برد. ساعات کمی می‌خوابید و همیشه خسته بود. رابطه ما در آستانه جدایی بود، او داشت زیبایی اش را از دست می‌داد و حاضر به بازی در هیچ فیلمی نبود.
من امیدی نداشتم و فکر می‌کردم به زودی طلاق خواهیم گرفت. وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود.
اول دعا کردم، ناگهان تصمیم دیگری گرفتم.
می‌دانستم من زیباترین زن زمین را دارم. او بت زیبایی بیش از نیمی از زنان و مردان زمین است.
و من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم.
و هر لحظه او را سورپرایز می‌کردم.
فقط برای او زندگی می‌کردم.
در جمع فقط در مورد او صحبت می‌کردم.
او را در مقابل دوستان مشترک مان ستایش می‌کردم.
او روز به روز شکوفا می‌شد. هر روز بهتر می‌شد، وزن خود را بدست آورد، دیگر عصبی نبود.
و من نمی‌دانستم که عشق تا این حد توانایی دارد.
و پس از آن متوجه یک مطلب شدم:
زن بازتابی از رفتار مردش است.
اگر شما زنی را تا نقطه جنون دوست بدارید، او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد.

👤 #برد_پیت

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

ما بیش از اندازه دربارهٔ این نگرانیم که دیگران چه فکری درباره‌مان می‌کنند و از نارضایتی‌شان وحشت‌زده‌ایم؛ در نتیجه، کارمان به اضطراب و بدبختی و گیر افتادن در زندگی‌های غیرواقعی می‌کشد.
خودمان را آموزش دهیم که اگر دیگران به ما خندیدند یا مسخره‌مان کردند، به‌شان اهمیتی ندهیم.
کلبی‌ها نمی‌خواهند از دید غریبه‌ها خوب به نظر برسند، می‌خواهند بر اساس اصول شخصیِ خودشان خوب باشند.


📕 #فلسفه‌ای_برای_زندگی
✍ #جولز_اونز

Читать полностью…

❄️ بهشت

صبح، نور از پشت شیشه‌ی بخارگرفته افتاده بود توی اتاق.
مامان کنار بخاری نشسته بود. پوست پرتقال‌ها را یکی‌یکی از تنشان جدا می‌کرد، نازک‌نازک می‌برید و ردیفی روی سینی مسی می‌چید. دو سه نوار هم لوله کرد و انداخت روی بخاری.
بوی پرتقال که بلند شد، ‌نشست روی مخده و رختخواب تاشده‌ی گوشه‌ی اتاق.
عباس توپ پلاستیکی قرمز خط‌خطی‌اش را زیر بغل زد و دوید توی حیاط.
از حیاط صدای تق‌و‌توق آمد. لحاف را تا زیر چانه بالا کشیده بودم؛ یک لگد حواله‌اش کردم و رفتم ببینم عباس چه‌کار می‌کند. مامان هم از کنار بخاری بلند شد و آمد لب پنجره.
- نشین زمین پسرِم... مَیَه نَمَبینی خیسه؟ تو پاگرد بند کفشتَه مِبَستی.
عباس گوش نکرد. یک پله پایین پرید و توپ را زد بالا.
پایش رفت روی موزاییک‌های ترک‌دار و دهان‌بازکرده. آب از جِرزَشان پاشید بیرون و ریخت روی چکمه‌ی عباس. زیر چکمه‌های شادان‌پورش، برگ‌ها خش‌خش می‌کردند. برگشت، چندتاشان را با پا زد هوا و خندید.
مادر دستش را از لای پنجره بیرون برد. زیر لب گفت: «سرد کرده‌َس هوا. یذره بوی نفت بِرَد بیرون، گلومان گرفت.»
برگشت سمت بخاری. پنجره نیمه‌باز ماند. باد خودش را انداخت توی اتاق. پرده را تا وسط اتاق کشید و لبه‌اش خورد به گلدان سفالی کنار پنجره. گلدان تقی کرد و لرزید.
با هر تکان پرده، لکه روشنی روی موکت پس و پیش می‌رفت و می‌افتاد روی پایه‌ی میز سماور ورشومان.
حیاط را برگ برداشته بود. لای درز موزاییک‌ها، زیر پله و دور حوض کاشی گیر کرده بودند.
چندتایی هنوز زرد بودند، بقیه قهوه‌ای شده و گوشه‌هاشان جمع شده بود. باد که می‌آمد، برگ‌ها روی موزاییک‌های لق حیاط قل می‌خوردند، تا دم در می‌رفتند و دوباره برمی‌گشتند.
از کوچه صدای جاروی رفتگر می‌آمد؛ خش‌خش... مکث... خش‌خش...
دستم را گذاشتم روی شیشه. همان سردی صبح‌های مدرسه. فوری دستم را توی جیب روپوشم می‌تپاندم و بند کیفم را می‌کشیدم بالا روی شانه‌ام.
سر چرخاندم سمت باغچه. درخت انجیرمان هنوز سر جایش بود، اما دیگر آن‌قدر پر نبود که آدم را زیر خودش گم کند.
چند انجیر کوچک، سیاه و چروکیده، لای شاخه‌های لخت مانده بودند. آسمان از لالوهاش پیدا بود.
بچه که بودم، چهارپایه آهنی آقام را می‌کشیدم زیر درخت. آهنگری سر کوچه ساخته بود.
لای شاخ و برگ‌ها چشم می‌گرداندم دنبال آن‌هایی که قایم ‌شده بودند. هر کدام به چشمم می‌خورد، دست دراز می‌کردم طرفش. آخرش گردنم از بس بالا را نگاه کرده بودم، درد می‌گرفت.
حالا چهارپایه گوشه‌ی باغچه تکیه داده بود به درخت انجیر. از همان دم باغچه، می‌شد همه‌شان را شمرد.
#پاییز
#قاضی
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ پاکسازی بدن از انرژی های منفی، ترس، افسردگی و بیماری

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ کارما چیست؟ چگونه کارمای اجدادی را پاکسازی کنیم؟ ✦

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

داستانک | ارزش آرامش
📖 روزی مردی از حکیمی پرسید:
«چرا بعضی آدم‌ها با وجود داشتن همه‌چیز، باز هم آرامش ندارند؟»
حکیم لبخندی زد و گفت:
«چون دنبال خوشبختی در چیزهایی هستند که دارند، نه در آرامشی که ندارند.»
مرد پرسید: «پس خوشبختی کجاست؟»
حکیم گفت: «گاهی خوشبختی، یک خانه بزرگ نیست؛ یک دل آرام است. گاهی ثروت زیاد نیست؛ نداشتنِ یک غم بزرگ است. و گاهی بهشت همین‌جاست... اگر یاد بگیری قدر داشته‌هایت را بدانی. 🌱»
✨ تلنگر امروز: قبل از اینکه برای بیشتر داشتن دعا کنیم، برای دیدن زیباییِ داشته‌هایمان شکرگزار باشیم. 🤍
#داستانک #تلنگر #آرامش #خوشبختی #زندگی #شکرگزاری #بهشت
🌸 کانال بهشت جایی برای چند لحظه آرامش، آگاهی و حال خوب 🌿

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ پاکسازی رحم و قطع تار اتری ✦

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ ارتعاش اسم چیست؟چگونه بر فرکانس زندگیتان اثر میگذارد؟

📎 بررسی ارتعاش اسم 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

ما زنان وقتی عاشق می‌شویم همه‌ی قلب و وجودمان را به مرد محبوبمان می‌سپاریم آنگونه همه زیبایی‌ها و لذات دیگر در رابطه با او معنا می‌یابند.. اما شما مردان وقتی عاشق می‌شوید تنها قسمتی از قلب و وجود خود را در اختیار زن محبوبتان می‌گذارید.. بقیه را برای موفقیت‌ها و کسب قدرت‌ها و خودخواهی خود نگه می‌دارید.

حرفی نیست شاید اگر ما هم مرد بودیم چنین می‌کردیم اما آنچه از شما می‌خواهیم این است که آن قسمتی از قلبتان را که به ما سپردید دیگر ملعبه هوسبازی هایتان نکنید، ما به همان سهم هر چند کوچک.. اگر زلال و اطمینان بخش باشد قانعیم.

📕 #رومن_رولان
✍🏻 #جان_شیفته

📚 @BookTop

Читать полностью…

❄️ بهشت

«هر شب با مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی یک فرد موفق، الگوهای ثروت را یاد بگیر و باورهای خودت را تغییر بده. 🚀

بهترین اثرِ خواندن زندگی‌نامه افراد موفق، بازسازی باورهای ماست؛ جایی که مسیر تغییر سرنوشت آغاز می‌شود. 🌱🙏

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
👑 کانال: دانشنامه زندگی ثروتمندان 👑

📌برای عضویت و تغییر باورها جوین بشید
👇👇👇
@IImetaphysicII
@IImetaphysicII
یک انتخاب ویژه و فوق العاده👌👌🌺

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستان_کوتاه
📚
🌏زندگی...

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز چه کار می توان کرد؟ ..."
خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی کن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم.."
آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....
او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ...
اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.
او در همان یک روز زندگی کرد.
فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!"

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستان_کوتاه
📚
🌱دانه میکاریم

دو نفر بودند و هر دو در پی حقیقت . اما برای یافتن حقیقت یکی شتاب را برگزید و دیگری شکیبایی را .
اولی گفت : " آدمیزاد در شتاب آفریده شده ، پس باید در جستجوی حقیقت دوید

آنگاه دوید و فریاد برآورد : " من شکارچی ام ، حقیقت شکار من است . "
او راست می گفت : زیرا حقیقت غزال تیز پایی بود که از چشم ها می گریخت .
اما هرگاه که او از شکار حقیقت باز می گشت ، دست هایش به خون آغشته بود . شتاب او تیر بود . همیشه او پیش از آنکه چشم در چشم غزال حقیقت بدوزد او را کشته بود .
خانه باورش مزین به سر غزالان مرده بود . اما حقیقت غزالی است که نفس می کشد .
این چیزی بود که او نمی دانست .
دیگری نیز در پی صید حقیقت بود . اما تیر و کمان شتاب را به کناری گذاشت و گفت : خداوند آدمیان را به شکیبایی فراخوانده است پس من دانه ای می کارم تا صبوری بیاموزم .
و دانه کاشت ، سال ها آبش داد و نورش داد و عشق داد . زمان گذشت و هر دانه ، دانه ای آفرید . زمان گذشت و هزار دانه ، هزاران دانه آفرید . زمان گذشت و شکیبایی سبزه زار شد . و غزالان حقیقت خود به سبزه زار او آمدند . بی بند و بی تیر و بی کمان .
و آن روز ، آن مرد ، مردی که عمری به شتاب و شکار زیسته بود ، معنی دانه و کاشتن و صبوری را فهمید . پس با دست خونی اش دانه ای در خاک کاشت

#عرفان_نظر_آهاری

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

♦️هر نگاه، داستانی دارد؛ کافی است آن را بهتر بشناسیم.♦️

برای همراهی در این مسیر، به ما بپیوندید:

🆔 @ansoye_negah
🆔 @ansoye_negah


/channel/ansoye_negah

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستانک

📚 همه را بپوش

سلطان محمود در زمستان سخت، به طلحك گفت كه با این جامه یك لا در این سرما چه می‌كنی كه من با این همه جامه می‌لرزم. گفت: ای پادشاه، تو نیز مانند من كن تا نلرزی. گفت: مگر تو چه كرده‌ای؟ گفت: هرچه جامه داشتم همه را در بر كرده‌ام.

#ﻋﺒﯿﺪ_زاکانی

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ ارتعاش اسم چیست؟چگونه بر فرکانس زندگیتان اثر میگذارد؟

📎 بررسی ارتعاش اسم 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

یک مثل قدیمی در کره می‌گوید "رودخانهٔ تمیز ازچشمهٔ پاک جاری می‌شود" و به واقع این موضوع صحت دارد، آب در ارتفاعات باید تمیز باشد که آب رودخانه نیز تمیز و پاک باشد. جامعه نیز به همین شکل است. رهبران باید سالم باشند تا جوامع نیز سالم بمانند.


📕 #سنگفرش_هر_خیابان_از_طلاست
✍ #کیم_وو_چونگ

Читать полностью…

❄️ بهشت

این آقا واقعا ذهن ادمو میخونه امتحان کنید ❤️👌👌👌
جالبه یه عدد انتخاب کن تو ذهنت همون عدد پاک میشه😳


┄┄❅😍✾😍❅┄┄
@ghodratezehneservtmand
@ghodratezehneservtmand
┄┄❅😊✾😊❅┄┄
📌📌حتما جووین بشین.تا پاک نشده👆👆

Читать полностью…

❄️ بهشت

۱۵ روش مفید که می‌توانند استرس را از بین برده و سطح انرژی را بالا بیاورند:

۱. نوشتن
۲. خلق اثر هنری مثل نقاشی
۳. دویدن
۴. مراقبه
۵. لمس کردن درخت
۶. برهنه شدن
۷. آواز خواندن
۸. رقصیدن
۹. عشق ورزیدن
۱۰. لمس کردن زمین، خاک و سنگ
۱۱. گرمای آتش
۱۲. حمام کردن
۱۳. یوگا
۱۴. موسیقی
۱۵. ورزش کردن

‌‌

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

از کجا می‌فهمید که کسی را بخشیده‌اید یا نه؟

اگر بخشیده باشید، به‌ جای احساس خشم، در مورد آن رویداد احساس تأسف می‌کنید.

بجای اینکه از دست آن فرد عصبانی باشید برایش متأسف می‌شوید.

معمولا دیگر چیزی از آن واقعه در ذهنتان نمی‌ماند که راجع به آن صحبت کنید. رنجی را که منجر به انجام شدن آن تعدی شده درک می‌کنید.

ترجیح میدهید خارج از دایره‌ی آن فرد یا گروه بمانید. منتظر هیچ چیز نیستید. هیچ چیز نمی‌خواهید.


📕 #زنانی_که_با_گرگ‌ها_می‌دوند
✍ #کلاریسا_پینکولا_استس

Читать полностью…

❄️ بهشت

بیا با خدا کمی حرف بزنیم👇👇
/channel/+Ak569hsH_MxjZjQ0
👆👆👆
مثل این کانال توی مجازی ندیدم معجزه رو اینجا با خدا تجربه کن 😍👍😁😄قلب و روحت آروم می‌شه
معجزات 💘 💘 💘 💘

/channel/+Ak569hsH_MxjZjQ0
/channel/+Ak569hsH_MxjZjQ0
یک انتخاب ویژه👆👆👆

Читать полностью…
Subscribe to a channel