2945
دانشنامهای مجازی برای مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان؛ با مدیریت جمعی از ادمینهای آگاه به منابع تاریخی. ما با بهرهگیری از تحقیقات آکادمیک، منابع و کتب تاریخی میکوشیم مطالب مستند و بیطرفانهای در اختیار شما قرار بدهیم🌻
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۴
💠 چنان که پیداست این رفت و برگشتهای جلالالدین در مکران، از مهمترین عوامل توجهٔ مغولان به این ناحیه و وارد کردن آسیب و خسارت به آن بوده است، علاوه بر این گذر از این منطقه بدلیل شرایط خاص آب و هوایی همان گونه که برای اسکندر شرایط ناگواری ایجاد کرد میتوانست برای سپاه مغولان و سلطان جلالالدین خوارزمشاه هم تلفات سپاهی و آسیبهای روحی وارد آورد کما اینکه این اتفاق برای وی رخ داد[۱].
💠 در واقع مناطقی مانند سیستان و مکران خیلی زود جنگجویان مغولی را به سمت خود کشاندند، چرا که مخالف سرسخت مغولان یعنی جلالالدین خوارزمشاه در رفت و آمد به هند و سند از مسیر مکران به کرمان بود و مغولان برای رسیدن به وی مناطق تحت دسترس وی را غارتهای فراوان کردند و از دلایل دیگر توجه به این منطقه پناهنده شدن مخالفان حکومت مرکزی و میزان ناآرامیهای این مناطق بود که خیلی سخت «ایلی» مغولی را میپذیرفتند، هرچند در منابع با پراکندگی اطلاعاتی مواجه هستیم و گاهاً جز یک نام معمولی بیشتر اطلاعی در دست نیست (این امر درباره ناحیه مکران بیشتر صدق میکند.) اما از منظر نوشتههای مورخان دوره مغول، میتوان میزان خسارتها، آسیبها و غارتهای این مناطق را سنجید و جغرافیای منطقه، روحیهٔ جنگجویی، عدم تمکین مردم از حکومت مرکزی و کمک به مخالفین حکومت را میتوان از دلایل آن برشمرد. نتایج این حملات خسارات جبرانناپذیری بر این مناطق داشت که شاید روی تحولات توسعهای در این مناطق تا امروزه تاثیر داشته است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- آشتیانی، عباس اقبال، همان، ص ۱۱۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۳
💠 ظاهراً در حدود سال ۶۵۰ هـ.ق به سبب ظلم و ستم مغولان، گروههایی از بلوچها به رهبریِ میر چاکر رِند و میر سهراب دودایی به بلوچستان شرقی و حدود پنجاب مهاجرت میکنند. نواحی و شهرهایی همانند دیره غازی خان، دیره اسماعیل خان و دیره فتح خان که پیرامون سند قرار دارند، منسوب به پسران میر سهراب اَند[۱].
💠 مولانا روانبد -که از وی بهعنوان سعدی بلوچستان یاد میشود- در مورد یادِ تهاجم مغولان در خاطرهٔ مردم بلوچ مینویسد: «با وجود گذشت سالهای متمادی هنوز هم مغول در افواه عوام بلوچ با وحشت از آن یاد میکنند و اخباری پراکنده از آنها نقل میکنند و میگویند: مکران از ترکان و مغولان آسیب زیادی دیده و بسیاری از قریهها ویران گردیده است. مقبرههایی که در کوهها و مواضع، دور از آبادی مشاهده میشود؛ که به قول عوام از آن کسانی است که به دست ترکان مغول به قتل رسیدهاند. گویند که: قریهٔ تلانگ[۲] واقع بر کنار رودخانه سرباز بین پیشین و باهوکلات و هم چنین سیاهکوه واقع در کَستگ[۳]، از دست آنان تباه شدهاند. چنان که معروف است بندر تیز هم توسط مغولان فتح شد و جنگلهای باهوکلات به وسیله آنها به آتش کشیده شدند[۴].»
💠 چنانکه اشاره شد، خاطره غارت مغول در حافظه تاریخی مردم بلوچ تأثیر تلخ و عمیقی بر جای گذاشت؛ چنان که بر بسیاری از سنگهای کوهها این نصیحت عبرتآمیز تکرار شده است که: «ما قومی زحمتکش بودیم، به خاطر هجوم مغول و ملخ، ترک بلاد کردیم و به کوه پناهنده شدیم. اگر میخواهید بلایی که بر سر ما نازل شد، بر سر شما فرود نیاید، تا میتوانید نخل و درختان ریشهدار بکارید...[۵].»
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- دامنی، سیمای تاریخی بلوچستان، ص ۱۵۴.
۲- talāng
۳- kastag
۴- محمودزهی، آئینها، باورها و فرهنگ مردم بلوچستان، ص ۳۷.
۵- سیامک باقری، قوم بلوچ، ص ۴۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۲
💠 بعد از جنگ و گریز جلالالدین و عبور وی از رود سند، چنگیز دستور به قتل و غارت غزنه و دیگر شهرهای دور و اطراف را داد که در این زمان ملک شمسالدین پسر غیاثالدین حکومت میکرد، دو تن از فرماندهان چنگیز قصد محاصره و غارت سیستان را داشتند که به دلیل گرمی هوا چنگیز دستور بازگشت صادر کرد[۱]. زمانی که چنگیز به جیحون بازگشت پسر او جغتای مأمور شد که ولایت مکران و سند را تصرف کند و او هم همانند اوکتای این ولایت را غارت کرد و این دو برادر این منطقه را چنان غارت کردند که جلالالدین در بازگشت برای دریافت معیشت و اسباب کار با مشکل مواجه شد[۲]. در واقع مکران و سند در این زمان از مراکز مهم مقاومت ایرانیان علیه مغولان به رهبری جلالالدین خوارزمشاه بودند.
💠 نسوی، مخالف سرسخت مغولان و هوادار جلالالدین، آنجا که از اراده و بازگشت سلطان جوان برای باز پسگیری خراسان مطلب آورده است به خرابی و غارت مغولان در نیشابور اشاره دارد و این فجایع را با نقاط دیگر قیاس میگیرد و «این قیاس را در سایر خراسان و خوارزم و مازندران و آذربایجان و غور و غزنه و بامیان و سیستان» تا حدودی قابل انطباق میداند و تأکید میکند که اگر این خرابیها را شرح دهد تنها تفاوت را در اختلاف اسامی محصورین و محاصرات «کفار» خواهد بود[۳]. و در رابطه با مکران کمتر پرداخته شده است.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رشیدالدین فضلالله همدانی، جامعالتواریخ، به تصحیح و تحشیه محمد روشن - مصطفی موسوی، جلد ۳، تهران، البرز، ۱۳۷۳، ص ۹ - ۵۲۸.
۲- عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مغول و اوایل ایام تیموری، جلد اول و دوم، چ ۱، تهران، نارم، ۱۳۷۶، ص ۴۴؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، جلد ۳، تهران، ناشر فردوس، ۱۳۷۸، ص ۱۱.
۳- نسوی، همان، ص ۸۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۱
💠 نسوی در دیباچه کتاب خود اشارهٔ کوتاهی به مکران و سیستان عهد خوارزمشاهیان دارد، وی مینویسد: «طایفهای از افاضل مشرق که ایشان را از صناعت خطی و از بلاغت مهمی بوده است تألیف اخبار این ملوک کردهاند و مساعی و آثار در قلم آوردهاند، از ابتدا ظهور نهال وجود «نوشتگین» تا آن که به ذکر سلطان محمد تکش و عظمت شأن او رسیده و جمع او میان خراسان و خوارزم که ملک پدر است با ملک عراق و مازندران و اضافات کرمان و مکران و سیستان و بلاد غور و غزنه و بیان تا اقصای هند دیده و...[۱].»
💠 همان مورخ در جایی دیگر که از بیتدبیریهای خوارزمشاه در ترتیب سپاه و دفاع از مرزها در مقابل هجوم نیروهای چنگیزی صحبت میکند در میان این سپاهیانی که در دستههای مختلف رهبری میشدند، لشکر سیستان به رهبری «فخرالدین» معروف به «عیارنسوی» هم دیده میشود، وی در جایی دیگر از اثر خود به گزارش موضوع واگذاری حکومت کرمان توسط خوارزمشاه به پسر خردسالش «غیاثالدین» میپردازد، در آنجا وی از منطقه مکران یاد میکند که تحت حاکمیت خانوادهٔ غیاثالدین اداره میشد: «و مُلک کرمان و کیش {کیچ} و مکران را بر پسر خود غیاثالدین پسر شاه که کوچکترین پسرانش بود نص کرد[۲].» در واقع در گزارشهای نسوی ذکری از حضور مغولان در مناطق مکران و سیستان دیده نمیشود، تنها در مباحث بعدی و جنگهای جلالالدین و سپاه مغول اشاراتی مبنی بر پیامدهای ناشی از حمله و آمدن مغولان دارد. از دیگر مورخانی که اشاره به خرابکاریها و غارتگریهای مغولان دارد و در بین آنها هیچ نامی از مکران نیست وصّاف است، وی از آمدن مغولان مینویسد که: «بلخ را چنگیزخان به نفس خود خراب کرد و سه شهر دیگر بر دست تولوخان ویران گردید {مرو، هرات و نیشابور} و قصابان و بلاد دیگر آن سرزمین را چون ابیورد، بارز، طوس، جاجرم، جوین، بیهق و خواف و سرخس را لشکر فرستادند و بنیاد وجود همه را نیست کردند و از «هرات» تا «سجستان» و شبورغان غارت کردند[۳].»
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- شهابالدین محمد خزندری زیدری نسوی، در سیرت جلالالدین منکبرنی، تصحیح و مقدمه مجتبی مینوی، چاپ سوم، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴، ص ۵.
۲- همان، صص ۳۹-۳۸.
۳- فضلالله بن عبدالله وصّاف الحضره شیرازی، تحریر تاریخ وصاف، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶، ص ۳۲۳.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در اواخر دورهٔ خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۱۰
💠 بعد از مرگ ملک زوزن، سلطان محمد امارت کرمان و مکران را به ملک اختیارالدین پسر ملک زوزن واگذار کرد. اما ابوالقاسم اعور، ملقب به شجاعالدین که سپهسالار ملک زوزن بود و انتظار داشت حکومت نواحی کرمان و مکران به او سپرده شود، امیر اختیارالدین را به خیانت متهم کرد. سرانجام سلطان محمد خوارزمشاه امیر اختیارالدین را از حکمرانی کرمان و مکران عزل نمود و چون ابوالقاسم شجاعالدین صلاحیت حکمرانی مملکت کرمان و مکران را نداشت، او را به نیابت از سلطان غیاثالدین ملقب به پیرشاه، پسر سلطان محمد به این منطقه مأمور کرد. در همین زمان تهاجم مغول آغاز شد و اغلب ممالک ایران به دست مغولان افتاد. در این زمان براق حاجب که از امراء خوارزمشاه محسوب میشد از جانب غیاثالدین مأموریت یافت تا با لشکری برای کمک جلالالدین خوارزمشاه به هندوستان برود. براق حاجب به کرمان آمد تا از طریق بلوچستان و مملکت سند راهی سرزمین هندوستان شود. ولی ابوالقاسم شجاعالدین که گماشتهٔ غیاثالدین در کرمان بود به اموال براق حاجب طمع کرده و در جنگی که رخ داد توسط براق حاجب کشته شد. این حادثه در سال ۶۱۹ هـ.ق، به وقوع پیوست که سال آغاز حکومت قراختاییان در کرمان است.
💠 جوینی، مورخ نامدار این دوره که خود تجربه همراهی با مغولان راه داشت، اشاراتی کوتاه و کلی اما با اهمیت در مورد حضور مغولان در اکثر قلمرو ایران ارائه کرده است اما درباره ناحیه مکران گزارشی نمیدهد. وی در مورد تقسیم سپاه توسط چنگیز برای حمله به نقاط مختلف مینویسد: «باقی نواحی را از دست راست و چپ و شرق و غرب لشکر بفرستاد و تمامت را مستخلص کرد چون ابیورد، نسا و بازرد {باورد} و طوس و جاجرم و جوین و خواف و سنجان و سرخس ... و از جانب هرات تا حدود سجستان برسیدند و کشتن و غارت و تاراج کردند.[۱]» گزارش فوق تا حد زیادی مشخصکنندهٔ مناطقی از ایران است که مورد تاراج مغولان قرار گرفتند.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- جوینی، تاریخ جهانگشای جوینی، ج ۱ و ۳، چاپ چهارم، به سعی و اهتمام محمد بن عبدالوهاب قزوینی، تهران، ارغون، ۱۳۷۰، ص ۱۱۸.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در عهد خوارزمشاهیان
📃 صفحه ۹
💠 سلطان محمد خوارزمشاه بعد از دستیابی به کرمان شخصی به نام نصرتالدین بن ابیبکر اتسز را به آن دیار فرستاد. وی به مدت دو سال در کرمان سلطنت کرد. وقتی که به سلطان خبر دادند که نصرتالدین قصد سرکشی و عصیان دارد، وی را از آن منصب عزل کرد و ملک زوزن را که از بزرگان دولت بود، به فرمانروایی کرمان منصوب کرد. نامبرده در آبادانی و ترقی حال مردم منطقه تلاش زیادی انجام داد. ملک زوزن بعد از یکسال سپاهی فراهم کرده و برای فتح مکران عازم این دیار شد. وی از راه جیرفت و رودبار به بمپور[۱] رفته و آنجا را به سختی تصرف کرد و به گواشیر بازگشت[۲]. تا این مدت مکران به صورت مستقل اداره میشد.
💠 در واقع بعد از مرگ طغرلشاه بن محمدشاه که مکران در دوره او در اوج رونق و شکوفایی بود، تا زمان ملک زوزن تقریباً به مدت چهار الی پنج دهه مکران از کرمان مستقل بوده است. وزیری در این باره مینویسد: «در هر قصبه از قصبات آنجا رئیسی از مردم خود حکم میراند.[۳]»
💠 سرانجام با تلاش ملک زوزن مکران جزو حکومت کرمان گردید و یک سال بعد ملک نیز عازم مکران شد، کیچ و بندر تیز و دیگر بخشهای مکران را تصرف کرد و با گماشتن جانشینی از طرف خود به گواشیر مرکز کرمان بازگشت. حافظ ابرو، والی کیچ و مکران در این زمان «مجدالدین ابوالمکارم» ثبت کرده و در این زمینه مینویسد:
«...چون با لشکر جرار به کیچ و مکران متوجه شد به رودبار رسید، قاضی جیرفت را پیش مجدالدین ابوالمکارم که ملک کیچ و مکران بود فرستاد و پیغام داد مشتمل بر آنکه خداوند عالم سلطان محمد شب و روز نصرت دین را متشمّر شده است و تحمل مشقت سفر اختیار کرده و عناد و خطر جنگ را بر نوا و آهنگ جنگ گزیده و با خانان ختای در قتال و جدال آمده و تو در مهاد فراغت غنوده و بر بساط رفاعت استراحت کرده و خزاین و دفاین بسیار جمع گردانیدهای. اکنون اگر مالی خطیر نفرستی تا من حمل خزانه عامره سلطانی گردانم، لشکر کشم و دمار از نهاد تولکزی برآورم. چون رسالتی بدین درشتی شنود - و ملک زوزن را گفتندی ساربان بچهای - در جواب گفت آن شتربان را چه حد آن باشد که به من چنین پیغام فرستد؟[۴]».
«قاضی جیرفت چون جواب بدین نمط بازآورد، نایرهٔ غضب ملک زوزن به غایت اشتعال پذیرفت و علیالفور با تمام لشکر به کیج رفت و به {جنگ و شمشیر} ملک کیچ را از حصار بیرون آورد و دفائن و خزاین او در تصرف گرفت و زواهر و جواهر علایق نفایس حاصل و ملک را با سه پسر اسیر با خود آورد. چون به لشکرگاه جیرفت بازرسید فرمود تا بینیهای ملک کیج و پسران را سوراخ کردند و ابریشم در آن کشیده به قطار در شهر جیرفت آوردند... بعد از آن پسران را در نظر پدر به تیغ گذرانید و ملک کیچ را در گچ و سنگ گرفت و به انواع عذاب هلاک کرد.[۵]»
۱- علیالظاهر در آن زمان بمپور یکی از مهمترین حاکمنشین بوده و تصرف آن تا حدی کل بلوچستان محسوب میشده است.
۲- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۷.
۳- همان، ص ۱۳۸-۱۳۶.
۴- حافظ ابرو، جغرافیای حافظ ابرو، همان، ص ۴۶.
۵- همان، ص ۴۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 نگاهی به اوضاع مکران از سقوط سلجوقیان کرمان تا روی کار آمدن ایلخانان
🔹 مکران در عهد غزها
📃 صفحه ۸
💠 چنانکه اشاره شد، در اواخر حکومت سلجوقیان و بر اثر خرابیها و فسادی که در شهر کرمان پدید آمده بود، مردم این دیار خواهان دولت و حاکمی مقتدر بودند. این خواسته و اوضاع نابسامان آن روزِ کرمان، از عواملی بود که توجه ملک دینار غُز را به سوی خود جلب کرد. پس از فتح کرمان چندین سال وی و دو پسرش بر کرمان حکومت کردند (۵۸۳ - ۵۹۲ ه.ق).
💠 تسخیر کرمان و حکومت ملک دینار در این دیار که در اوایل حکومت خوارزمشاهیان بود، چندان مورد توجه آنها قرار نگرفت اما وی توانست با اقتدار در این شهر حکومت کند. با این وجود ملک دینار نتوانست مکران را به تصرف خود درآورد؛ چراکه در آن زمان مکران به صورت مستقل اداره میشد. چنان که وزیری مینویسد: «آن مملکت را هر ناحیه و صقعی از مردم خود در آن صفحه ریاست میکردند[۱]». هرچند ملک دینار برای تسخیر مکران تلاشهای زیادی انجام داد اما موفق به تصرف این بخش نشد. وی برای فتح مکران، وزیر خود محمد بن صلاحالدین مظفر را فرستاد اما وی موفق به این کار نشد[۲].
💠 ملک دینار در سال ۵۹۱ ه.ق وفات کرد و بعد از او دو پسرش، فرخشاه و عجمشاه حکومت این دیار را به دست گرفتند. بعد از ملک دینار نظم و اقتدار شهر کرمان به هم خورده و عدهای به خوارزمشاهیان شکایت بردند که ملک دینار و پسرش فرخ که در کرمان اقتداری داشتند هر دو مردهاند و از آنها مال فراوانی به جای مانده و و اکنون شهر کرمان در آتش بیداد غزها میسوزد. در این مدت بین سلطان محمد خوارزمشاه، امیر مبارزالدین ملک شبانکاره و اتابک سعد بن زنگی بر سر دستیابی به کرمان درگیریهای صورت گرفت که در نهایت پیروزی با خوارزمشاهیان بود[۳].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۰.
۲- همان، ص ۱۳۰ - ۱۲۹.
۳- دامنی، سیمای تاریخ بلوچستان، ص ۱۵۲.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 دوره حکومت هلاکو خان
📃 صفحه ۷
💠 هلاکو در مدت زمامداری خود (۶۵۴ - ۶۶۳ هجری) به فتح سراسری ایران مبادرت نکرد و تنها مناطقی که تاکنون به تصرف مغولها در نیامده بود را فتح کرد. تسلط و برتری او بر بیشتر مناطق از طریق سیاسی و تأکید مجدد بر ایل بودن و ارسال رسول برای خدمتگذاری، خراجگزاری و احیاناً ارائه خدمات نظامی به دست آمد. حکومتهای محلی سابق همچنان به حضور خود ادامه میدادند و حکومتهای نوظهوری همچون قراختاییان کرمان و آلکرت راه خود را میپیمودند. در این بین موقعیت ولایات شرقی از سیستان و مکران تا سواحل سند که از زمان امیر ارغون در دست ملک شمسالدین کرت بود وضعیت خاص خود را داشت و در عمل حاکمان آن رویهای مستقل در پیش روی داشتند. از این روی طبیعی بود که تابعیت آنها از حکومت ایلخانی که بیشترین توجهشان مصروف به دشمنان خارجی بود کمتر نیز باشد[۱]. عبدالرزاق سمرقندی در شرح وقایع زمان ملک غیاثالدین کرت از شاه بلوچ نامی به عنوان کلانتر بلوچها یاد کرده که به فرمانروای کرت خراج میپرداخته است[۲].
💠 راجع به تقسیمات کشوری عهد ایلخانی باید گفت که صرف نظر از برخی تغییرات، تقسیمات کشوری این زمان همانند قبل بود. وضع سیاسی و ادرای مناطق بر اساس وضعیت جغرافیایی تعیین میشد و حکام مناطق با عناوین جغرافیایی معرفی شدند[۳]. حمدالله مستوفی کرمان، مکران و هرمز را در این دوره یک ایالت دانسته است و مکران در این دوره مثل دورههای قبل ولایتی وسیع و جزء کرمان بوده است[۴]. منطقه مکران در عهد ایلخانان توسط قراختاییان کرمان اداره میشد.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، صص ۱۰۹-۱۰۸.
۲- کمالالدین عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، انتشارات کتابخانه طهوری، ۱۳۵۳، ص ۴۷.
۳- رضوی، همان، ص ۱۱۳.
۴- مستوفی، حمدالله، نزهة القلوب، ص ۱۳۹.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 برپایی حکومت ایلخانان
📃 صفحه ۶
💠 منابع تاریخی آن دوره از علل تهاجم مغولها به ایران اطلاعات دقیقی به دست نمیدهند. رشیدالدین فضلالله اختلافات ارضی و به تبع آن سیاسی - اقتصادی را مهم میشمارد[۱] و سایر مورخان واقعه اترار را مهم شمردهاند.
💠 سرانجام قتلعام فرستادگان چنگیزخان توسط غایرخان، حاکم شهر اترار، بهانه لازم برای تعجیل در هجوم آنان به سوی غرب و ایران فراهم آورد. میتوان گفت تهاجم مغول به ایران با هیچیک از حملاتی که تا این زمان به ایران شده بود قابل قیاس نبود. چنانکه جوینی مورخ معاصر تهاجم مغولان در این باره مینویسد: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند[۲]». در واقع مغولها تحت تأثیر ماهیت نظامیگونه قدرت چنگیزی و ملاحظاتی که در امور سیاسی و معیشتی داشتند بنا را بر شدت عمل گذاشتند و با قتل و کشتار وحشتناک هول و هراس فراوانی ایجاد میکردند[۳].
💠 پس از فوت چنگیز، فرزندان وی به کشورگشاییها ادامه دادند. منگو، خان جدید، هلاکو را مأمور تکمیل فتح ایران و سرزمینهای تحت فرمان خلافت عباسی کرد. رشیدالدین فضلالله به هنگام توضیح تصمیم قاآن مبنی بر اعزام هلاکو به ایران چنین بیان میکند: «...و هنوز خلیفه بغداد که اصل پادشاهان بود و سلاطین روم که مشهور بودند و اتابکان شیراز و ملوک شام و مصر و ملاحده یاغی بودهاند و ولایتی نیز که گرفته شده، متزلزل احوال و درصدد آنکه به اندک آواز از دست برود...[۴]».
💠 هلاکو برای رسیدن به این مهم با مشکل چندانی روبرو نشد و با تصرف سرزمینهای مزبور، حکومت ایلخانان[۵] را تأسیس نمود. هلاکو با فتح قلاع اسماعیلیه و بغداد متوجه آذربایجان شد. انتخاب آذربایجان بعنوان مقر ایلخانان از چند جهت دارای اهمیت بود. نخست، موقعیت جغرافیایی و اقلیمی آن با روحیهٖ مغولها سازگاری بیشتری داشت. دوم، عبور راههای تجاری از آنجا و اهمیت اقتصادی منطقه و سومین دلیل انتخاب آذربایجان به عنوان پایتخت ایلخانان، نزدیکی به اولوس جوچی با در نظر داشتن ادعایی که این خاندان حداقل بر این قسمت از ایران داشتند[۶]. عملکرد مغولها در این مرحله تخریب و غارت کمتری در خود داشت و عملکردهای نظامی آنها با شیوههای اداری - اجرایی مشخصتری همراه بود. حکومت تازه تأسیس ایلخانان همواره در تلاش بود تا مصر و قپچاق را ضمیمه خاک خود کند اما به این امر موفق نشد و تا زمان سقوط، با این دو منطقه در جنگ و جدال بود.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- رشیدالدین فضلالله همدانی، جامع التواریخ، به کوشش بهمن کریمی، ج ۲، تهران انتشارات اقبال، ۱۳۶۲، صص ۳۴۷ - ۳۴۶.
۲- علاءالدین عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشا، به اهتمام سید شاهرخ موسویان، ج ۱، تهران، انتشارات دستان، ۱۳۸۵، ص ۱۹۱.
۳- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، صص ۷۳ - ۷۲.
۴- رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، ص ۴۱۵.
۵- قلمرو ایلخانان از رود جیحون در مشرق تا دریای مدیترانه در مغرب و از قفقاز در شمال تا اقیانوس هند و خلیج فارس در جنوب گسترش یافت.
۶- رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، ص ۱۰۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 جهانگشایی مغولان
📃 صفحه ۵
💠 مغولان اقوام بیابانگردی بودند که در سرزمین مغولستان[۱] واقع در شمال چین و جنوب سیبری ساکن بودند. مغولان به رهبری تموچین یا همان چنگیزخان یک لشکر نیرومند تشکیل داده و شروع به دستاندازی به سرزمینهای مجاور کردند. ابتدا به چین یورش بردند و سپس برنامه پیشروی در غرب را طراحی میکردند. در این زمان مهمترین قدرت در غرب قلمرو چنگیزخان، حکومت خوارزمشاهیان بود.
💠 سلطان محمد خوارزمشاه در سالهای اواخر دوره سلطنتش بزرگترین فرمانروای آسیای مرکزی محسوب میشد و قلمرو او شامل سرزمینهای واقع در میان سواحل رود سیردریا (سیحون) و ارتفاعات قفقاز و دروازههای بغداد و سواحل خلیج فارس و دریای عمان میشد و فرمانش در سرزمینهای اسلامی خوارزم، ماوراءالنهر، خراسان، قهستان، افغانستان امروزی، کرانههای سند، بلوچستان، سیستان، فارس، عراق عجم، آذربایجان، اران و طبرستان بود[۲] و اگر گرفتار حمله مغول نشده بود به احتمال زیاد در تاریخ ایران، نام او جزء یکی از فاتحان بزرگ اسلام ثبت میشد. در واقع در این برهه زمانی برخورد مغولان و خوارزمشاهیان به خاطر ماهیت کاملاً نظامی قدرت نوظهور مغولها، امری اجتنابناپذیر بود[۳].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به مغولان و سرزمین مغولستان ر.ک به مقاله: «مغولان و مغولستان»، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال چهارم، شماره ۹، بهار ۱۳۷۴، صص ۱۱۷ - ۱۳۰ ۴.
۲- ابراهیم تیموری، امپراتوری مغول و ایران، انتشارات دانشگاه تهران، چ اول، ۱۳۷۷، ص ۱۲۴.
۳- سید ابوالفضل رضوی، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۸۸، ص ۷۰.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 درآمدی بر اوضاع ایران از سقوط سلجوقیان تا پایان ایلخانان
📃 صفحه ۴
💠 همزمان با به حکومت رسید قراختاییان در کرمان، سلطان جلالالدین خوارزمشاه (۶۲۱ هـ) از مسیر سند، کیچ و مکران به کرمان بازگشت که به سبب گرمی هوا اکثر لشکریانش بیمار شدند[۱]. جلالالدین حکومت براق حاجب را در کرمان به رسمیت شناخت و به او لقب «قتلغ خانی» داد [۲]. بدین ترتیب حکومت قراختاییان کرمان در سال ۶۲۱هـ تأسیس شد. البته بعضی سال تأسیس این سلسله را سال ۶۱۹هـ میدانند که بیش از ۸۳ سال تداوم یافت و در دوره سلطنت محمد اولجایتو (۷۰۳ - ۷۱۶ هـ) به حکومت خاندانی ایشان در کرمان پایان داده شد و کرمان به ایالاتی پیوست که مستقیم از سوی دستگاه ایلخانان اداره میشد. براق حاجب و قراختاییان به واسطه پذیرش سروری مغولان، از آسیب آنها در امان ماندند که این امر یکی از علل رونق و آبادانی کرمان و ممالک همجوار آن به خصوص بنادر خلیج فارس (کیش، هرمز) بود.
💠 براق حاجب بعد از تأسیس حکومت قراختاییان به گسترش قلمرو خود در شرق و جنوب شرق ایران پرداخت و با استفاده از فرصت، قلمرو جغرافیایی قراختاییان را در نواحی خشکی و دریایی پیرامون کرمان گسترش داد و جزیره هرمز را نیز به تصرف درآورد. حمدالله مستوفی در "نزهة القلوب" ولایات کرمان و مکران و هرمز را بر پایهٔ تقسیمات قلمرو ایلخانی در باب چهاردهم به عنوان یک ایالت در یک باب آورده است[۳]. چنانکه گفته شد، براق حاجب تا زمان مرگش در سال ۶۳۳هـ.ق / ۱۲۳۵م دو عنوان افتخارآمیز به دست آورد. نه تنها از طرف خلیفه «قتلغ سلطان» نامیده شده بود، بلکه مغولها نیز به وی عنوان «قتلغ خان» عطا کرده بودند[۴].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- همان، ص ۱۴۳.
۲- براق حاجب از طرف خلیفه لقب «قتلغ سلطان» گرفت (اشپولر و دیگران، ترکان در ایران، ص ۱۳۲).
۳- مستوفی، نزهه القلوب، تصحیح لسترنج، ص ۱۳۹.
۴- جورج لین، ایران در اوایل عهد ایلخانان (رنسانس ایرانی)، ترجمه سید ابوالفضل رضوی، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص ۱۶۷.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 درآمدی بر اوضاع ایران از سقوط سلجوقیان تا پایان ایلخانان
📃 صفحه ۳
💠 تهاجم اولیهٔ مغول (۶۱۹ - ۶۱۶ هـ) و مرگ سلطان محمد خوارزمشاه (۶۱۷ هـ) یکپارچگی سیاسی ایران را در چارچوب قلمرو خوارزمشاهیان پایان داد. از این رو، افزون بر حکومتهای محلی بازمانده از دوران سلجوقی، پارهای از شاهزادگان و امرای دستگاه سلطنت خوارزمشاهی نیز در قلمروهایی محلی از جغرافیای پهناور ایران قلمرو گستردند.
💠 قراختاییان کرمان از زمره این حکومتهای محلی است که پس از فروپاشی سلطنت خوارزمشاهی، توسط براق حاجب تأسیس شد[۱]. حافظ ابرو، براق حاجب را شهریاری مدبر و عاقل و سیاس میداند[۲]. بعد از مرگ سلطان محمد خوارزمشاه، تنها بازمانده خانواده سلطنتی خوارزمشاهیان در ایران، غیاثالدین پیرشاه فرزند سلطان محمد بود؛ چرا که در این مقطع زمانی جلالالدین خوارزمشاه در هندوستان حضور داشت و در کرمان شجاعالدین ابوالقاسم زوزنی به نیابت از غیاثالدین حکومت را برعهده داشت. براق حاجب که منصب اتابکی غیاثالدین پیرشاه را برعهده داشت از طرف غیاثالدین مأمور شد تا از طریق کرمان، مکران و سند به هندوستان رفته تا زمینه بازگشت جلالالدین را برای دفع مغولان به ایران فراهم کند[۳]. اما در کرمان چون شجاعالدین ابوالقاسم زوزنی، حاکم کرمان در اموال و بنه براق طمع ورزید و در اندیشه دستیابی بر بردگان ختایی شد، براق و همراهان او ناگزیر به رویارویی شدند و در نبردی که میان ایشان روی داد، قراختاییان برتری یافتند و حاکم کرمان به اسارت براق درآمد[۴].
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- براق حاجب و برادرش خمتبور تاینگو در دوره فرمانروایی سلطان علاءالدین تکش خوارزمشاه ( ۵۶۸ - ۵۹۶ هـ) بعنوان مامور مالی گورخان (لقب شاهان قراختایی) به روایت ناصرالدین منشی کرمانی «براه باسقاقی به تحصیل مال مواضعه به خوارزم آمده بودند». براق حاجب در دربار خوارزمشاهی مورد توجه قرار گرفت و به مناصب بالای دست یافتند (فریدون الهیاری، «بررسی تحلیلی روند و راهبرد تکاپوهای سیاسی قراختاییان کرمان در دوران فترت اولیه مغول»، ص ۳).
۳- حافظ ابرو، جغرافیای حافظ ابرو، ص۵۱.
۳- وزیری، تاریخ کرمان، ص ۱۳۹.
۴- همان، ص ۱۴۰.
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
🔹 درآمدی بر اوضاع ایران از سقوط سلجوقیان تا پایان ایلخانان
📃 صفحه ۲
💠 مهمترین سلسلهای که بعد از سقوط سلجوقیان روی کار آمد، خوارزمشاهیان بودند. در واقع خوارزمشاهیان از دستپروردگان سلجوقیان بزرگ محسوب میشدند. زمانی که حکومت سلجوقی رو به ضعف گذاشته بود، اتابکان (که وظیفه تربیت شاهزادهها را در نواحی دور دست بر عهده داشتند) در گوشه و کنار ایران ادعای استقلال کرده و حکومتهای مستقلی برای خود تشکیل دادند. معروفترین این اتابکان، خوارزمشاهیان بودند که در ناحیه دریاچه آرال تا دریای خزر حکومت میکردند [۱].
💠 سلسلهٔ خوارزمشاهی (۴۹۰ - ۶۲۸ هـ.ق / ۱۰۹۷ - ۱۲۳۱ م) یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای نظامی شرق اسلامی در حد فاصل بین انحطاط سلجوقیان بزرگ و ظهور مغولان را تشکیل دادند [۲]. از معروفترین فرمانروایان این سلسله میتوان به سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه (۵۶۷ - ۵۹۶ / ۱۱۷۲ - ۱۲۰۰) که دوران فرمانروایی وی با تهاجم مغولان مصادف بود و همچنین فرزند وی جلالالدین خوارزمشاه (۶۱۷ - ۶۲۸ / ۳۱ - ۱۲۲۰)، اشاره کرد. جلالالدین خوارزمشاه در دوره زمامداری خود تلاشهای زیادی برای مقابله با مغولان انجام داد ولی بینتیجه بود. با مرگ جلالالدین در سال ۶۲۸ هجری، سلسلهٔ خوارزمشاهیان به پایان رسید.
💠 ناحیهٔ مکران بعد از سقوط سلاجقهٔ کرمان به مدت چندین سال به صورت مستقل اداره میشد. ولی سلطان محمد خوارزمشاه با فرستادن ملک زوزن به کرمان (۶۱۱ هجری) مکران را هم به قلمرو خود اضافه کرد. مکران از تهاجم مغولان بینصیب نماند و به مانند دیگر نواحی ایران مورد تهاجم آنها قرار گرفت. هرچند به خاطر دوری این منطقه از مرکز تحولات، میزان تخریب این منطقه نسبت به مناطق دیگر کمتر بود.
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
۱- محمد پناه، ترکان در گذر تاریخ، تهران، انتشارات سبزان، چاپ چهارم، ۱۳۹۱، ص۴۹.
۲- اشپولر و دیگران، ترکان در ایران، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران، انتشارات مولی، چاپ اول، ۱۳۸۵، ص ۱۱۵.
#تاریخ
#پس_از_اسلام
💠 @balochs_history
🔹 مکران از خوارزمشاهیان تا ایلخانان
━━━━━━≼🔸≽━━━━━━
📜 تنومند، امین (۱۳۹۳): «جغرافیای تاریخی و اقتصادی مکران در دوران سلجوقیان و ایلخانان (۴۴۰ - ۷۳۶ هـ.ق)». دانشگاه خوارزمی تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
🔹|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 آبچلیکها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 آبچلیک پاسبز معمولی : زمینهای گلی بین جزرومدی، مصبها، مانگروها، شورهزارها، صخرههای مرجانی، سواحل شنی، دریاچههای آب شیرین، علفزارهای غرقابی، تالابهای نمکی، آببندانها و پیکرههای آبی لبشور را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در رودخانه بمپور و شهرستانهای دشتیاری، راسک، چابهار، کنارک زمستانگذرانی میکند. به صورت مهاجر عبوری در شهرستانهای قصرقند و دشتیاری و حوضهٔ سیستان گزارش شده است.
💠 آبچلیک پاسرخ معمولی : علفزارهای مرطوب واقع در مناطق کمارتفاع پست یا با شیب ملایم، مصبهای گلی، دریاچهها، تالابها و پیکرههای آبی شیرین یا لبشور، خلیجهای دارای پناه و سواحل شنی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و زمستانها اغلب در خورها و اراضی گلی و لجنی سواحل دیده میشود. به تعداد فراوان در تالابهای حوضهٔ سیستان، شهرستان چابهار، منطقه حفاظتشده باهوکلات دشتیاری و رودخانه بمپور زمستانگذرانی میکند. در منطقه حفاظتشده باهوکلات دشتیاری به صورت مهاجر عبوری نیز دیده میشود.
💠 آبچلیک خالدار پاسبز : زمینهای باتلاقی یا مرطوب، آبهای شیرین کمعمق، علفزارهای سیلابی، شالیزارها، حاشیه دریاچهها، پیکرههای آبی ساحلی و آبگیرها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مهاجر عبوری بسیار معمول بهاره و پاییزه اغلب تالابهای شهرستانهای میرجاوه، هامون، زاهدان، تفتان، چابهار، مهرستان، دشتیاری، قصرقند، رودخانهٔ بمپور و حوضهٔ سیستان است.
💠 آبچلیک پاسرخ خالدار : خورها، مناطق ساحلی شنی و گلی و تالابهای نمکی، همچنین آبگیرها، شورهزارها، پیکرههای آبی لبشور، دشتهای سیلابی کمعمق، مصبهای گلی، دریاچهها و تالابهای آب شیرین و شالیزارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. زمستانگذران معمول و مهاجر عبوری حوضهٔ سیستان و مهاجر عبوری شهرستانهای کنارک و چابهار است.
💠 آبچلیک سبز : سواحل دارای پناه مناسب، رودخانهها، نهرها، حاشیه دریاچهها و تالابها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان و به صورت مهاجر عبوری و زمستان گذران در اغلب تالابهای شهرستانهای زاهدان، میرجاوه، چابهار، دشتیاری، قصرقند، راسک، سرباز، حوضهٔ سیستان و رودخانهٔ بمپور دیده میشود.
💠 آبچلیک تالابی : تالابهای باز، حاشیه باتلاقی آبگیرهای آب شیرین و پیکرههای آبی ساحلی، شالیزارهای غرقابی، دریاچههای آب شیرین و لبشور، شورهزارها و زمینهای گلی بین جزرومدی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در حوضهٔ سیستان و منطقه حفاظتشده باهوکلات شهرستان دشتیاری زمستانگذرانی میکند و به صورت مهاجر عبوری در شهرستانهای چابهار و میرجاوه و قصرقند و منطقه حفاظت شده شیله شهرستان هامون و حوضهٔ سیستان گزارش شده است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییها سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی معمولی : سواحل دریاها، دریاچهها، رودخانههای دارای جریان آرام و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در برخی تالابهای حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند و در سواحل بلوچستان به صورت مهاجر عبوری دیده میشود.
💠 پرستو دریایی گونهسفید : سواحل دریاها، خلیجهای ساحلی و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در تعداد کم به صورت مهاجر عبوری در سواحل بلوچستان و زمستانگذران در خلیج چابهار دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای تالابی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی تیره : آبهای داخلی جاری یا ساکن، تالابهای آب شیرین با پوشش گیاهی در حاشیه دریاچههای باز، آببندانها، پیکرههای آبی ساحلی و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت معمول در حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند و به تعداد کمتر و به صورت نامنظم زمستانگذرانی نیز میکند. در رودخانه بمپور و شهرستانهای زاهدان و دشتیاری به صورت مهاجر عبوری دیده شده است.
💠 پرستو دریایی بالسفید : دریاچههای آب شیرین، تالابهای با پوشش گیاهی گسترده در حاشیه، سواحل پیکرههای آبی، مانگروها، رودخانهها، دشتهای سیلابی و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت کمیاب و به عنوان مهاجر عبوری در حوضهٔ سیستان دیده میشود.
💠 استاد شیرمحمد اسپندار گنجینۀ موسیقی بلوچستان، دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت. 🖤
💠 @BalouchiDivan
💠 @balochs_history
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای پشتتیره سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی پشتدودی : دریازی است و بیشتر در آبهای دور از ساحل دیده میشود. در خلیج چابهار تابستانگذرانی بدون جوجهآوری میکند. همچنین به تعداد کم در زمان مهاجرت در برخی از سواحل مکران دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کوچک سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی خلیج فارس : دریازی است و آبهای کمعمق نزدیک سواحل، لنگرگاهها و مصبها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در خلیج چابهار زمستانگذرانی میکند. در شهرستانهای دشتیاری و راسک تابستانگذرانی بدون جوجهآوری و در خلیج گواتر تابستانگذرانی همراه با جوجهآوری دارد.
💠 پرستو دریایی کوچک : سواحل شنی و ماسهای دریاها، رودخانهها، دریاچهها، جزایر نزدیک سواحل، لنگرگاهها و پیکرههای آبی ساحلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کاکلی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی تُکزرد : پرندهای دریازی است و جزایر ماسهای یا صخرهای نزدیک به ساحل، سواحل شنی و ماسهای، دلتاهای وسیع، زمینهای گلی حاشیهٔ جنگلهای حرا و حلیجهای ساحلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در سراسر طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
💠 پرستو دریایی کاکلی کوچک : دریازی است و معمولاً در آبهای دور از ساحل دیده میشود. همچنین خلیجهای ماسهای، دهانهٔ رودخانهها و جزایر دور از ساحل را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم سراسر سواحل مکران است.
💠 پرستو دریایی کاکلی بزرگ : در سواحل و دریاها دیده میشود و جزایر دور و نزدیک سواحل، پیکرههای آبی، مصبها، خلیجهای ماسهای، دهانهٔ رودخانهها و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. مقیم سراسر سواحل مکران است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای کاسپی سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی کاسپی : جزایر دور از سواحل، حاشیهٔ دریاچههای داخلی لبشور، پیکرههای آبی ساحلی و رودخانههای بزرگ را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت مهاجر عبوری حوضهٔ سیستان دیده میشود و گاهی به صورت کمیاب جوجهآوری میکند. در طول سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 پرستو دریاییهای نوککلفت سردهای از زیرخانوادهٔ پرستو دریاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 پرستو دریایی نیل : مصبها، سواحل ماسهای، پیکرههای آبی شور، شالیزارها، دریاچهها و دهانهٔ رودخانهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و از آبهای عمیق دوری میکند. تابستانگذران و جوجهآور حوضهٔ سیستان است. در برخی زیستگاههای مناسب دیگر استان نیز تابستانگذرانی بدون جوجهآوری دارد. به طور معمول در شهرستان دشتیاری زمستانگذرانی میکند و در شهرستان چابهار به صورت مهاجر عبوری دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای صخرهنشین سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی پاسیاه کوچک : دریازی است و به تعداد کمتر در خلیجهای ساحلی و لنگرگاهها به سر میبرد. در خارج از دوره جوجهآوری اغلب در دریاهای باز روی صخرهها یا قلههای مشرف به دریا دیده میشود. به صورت سرگردان در سواحل مکران دیده میشود.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای رنگینسر سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی سرقهوهای : دریاچههای بزرگ داخلی، آبهای ساحلی کمعمق و نهرها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در لنگرگاهها به لاشهخواری و تغذیه از زبالهها میپردازد. به صورت سرگردان در سواحل جنوبشرق استان و حوضهٔ سیستان دیده میشود.
💠 کاکایی سرسیاه کوچک : اغلب در نزدیکی آبهای آرام و کمعمق شور یا لبشور یا شیرین به سر میبرد و معمولاً حاشیهٔ دریاچهها، رودخانههای دارای جریان آرام و پیکرههای آبی، دلتاها، مکانهای دفع فاضلاب، کانالها، برکهها و دشتهای سیلابی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند.راواغلب در نزدیکی آبهای آرام و کمعمق شور یا لبشور یا شیرین به سر میبرد و معمولاً حاشیهٔ دریاچهها، رودخانههای دارای جریان آرام و پیکرههای آبی، دلتاها، مکانهای دفع فاضلاب، کانالها، برکهها و دشتهای سیلابی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در حوضهٔ سیستان، رودخانه بمپور و سواحل مکران زمستانگذرانی میکند.
💠 کاکایی صورتی : سواحل پست دارای پناه، مرغزارها و علفزارهای مرطوب نزدیک خورها، نواحی بین جزرومدی و دلتاهای وسیع شیرین یا لبشور را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و زمستانها بیشتر در سواحل و دریاها حضور مییابد. به تعداد فراوان در تالابهای حوضهٔ سیستان و سواحل مکران و گاهی در تالاب جازموریان زمستانگذرانی میکند. گاهی در حوضهٔ سیستان تابستانگذرانی و جوجهآوری میکند.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای ماهیخوار سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی سرسیاه بزرگ : سواحل دریاها، لنگرگاهها، حاشیهٔ پیکرههای آبی، دهانهٔ رودخانهها و اطراف دریاچهها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. زمستانگذران معمول سراسر سواحل مکران و به تعداد کمتر در حوضهٔ سیستان است.
💠 کاکایی دودی : دریازی است و بیشتر در سواحل سنگی و ماسهای دیده میشود. سراسر سال به صورت غیرجوجهآور در سواحل بلوچستان حضور دارد.
💠 کاکایی چشمسفید : مناطق ساحلی، لنگرگاهها و صخرههای مرجانی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به صورت سرگردان در سواحل جنوبشرقی استان دیده میشود. جزء پرندگان نزدیک به تهدید است.
🔹 |-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای راستین سردهای از زیرخانوادهٔ کاکاییان از خانوادهٔ کاکاییان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی کاسپی : سواحل صخرهای، تالابهای لبشور، دریاچههای نمک، دریاچهها و رودخانههای بزرگ را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در خارج از دورهٔ جوجهآوری اغلب در سواحل دریاها، لنگرگاهها، مکانهای دفن زباله، کشتزارها، مصبها و خلیجها دیده میشود. زمستانگذران حوضه سیستان، رودخانه بمپور و سواحل مکران است.
💠 کاکایی سیبری : لنگرگاهها، خلیجها، مصبها، دریاچهها، رودخانهها، مکانهای دفن زباله، تالابها و کشتزارها را به عنوان زیستگلع برمیگزیند. زمستانگذران معمول شهرستانهای چابهار و کنارک است.
🔹|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 کاکاییهای اقیانوسی سردهای از خانوادهٔ کاکاییان اقیانوسی در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 کاکایی اقیانوسی قطب شمال : دریازی است و دریاهای آزاد را به عنوان زیستگاه برمیگزیند و در خارج از دوره جوجهآوری در امتداد سواحل به سر میبرد. زمستانگذران منظم و مهاجر عبوری دریای مکران است. احتمالاً تعدادی پرنده غیرجوجهآور در تابستان باقی میماند.
💠 کاکایی اقیانوسی دمپیچ : دریازی است و دریاهای آزاد را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در خارج از دوره جوجهآوری در جریانهای رو به بالای آب که برای تغذیه مناسب است به صورت سرگردان حضور مییابد. مهاجر عبوری و زمستانگذران دریای مکران است همچنین تعدادی پرنده غیرجوجهآور در تابستان باقی میماند.
🔹|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔹 شناگرها سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 شناگر گردنسرخ : سواحل دریاچههای بزرگ آبشیرین، استخرهای کوچک، جزایر دریایی یا جزایر کوچک در رودخانههای بزرگ و همچنین جویبارها را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. در خلیج چابهار به عنوان زمستانگذران و در تالابهای حوضهٔ سیستان به عنوان مهاجر عبوری پاییزه و بهاره گزارش شده است.
🪽|-#پرندگان سیستان و بلوچستان
🔰 گیلانشاههای نوکخمیده سردهای از خانوادهٔ آبچلیکان در راستهٔ سلیمسانان است.
💠 گیلانشاه خالدار : در حواشی باتلاقها و مراتع مرطوب با علوفه کوتاه زندگی میکند. مهاجر عبوری بسیار کمیاب حوضه سیستان است. جزء پرندگان به شدت در معرض خطر انقراض است.
💠 گیلانشاه ابرو سفید اوراسیایی : زمستانها بیشتر سواحل بین جزرومدی ماسهای و گلی دریاها و خورها، صخرههای مرجانی و همچنین علفزارهای کوتاه مجاور پیکرههای آبی را ترجیح میدهد. زمستانگذران نسبتاً کمتعداد سواحل مکران است.
💠 گیلانشاه بزرگ : سواحل دریاها به ویژه نواحی بین جزرومدی گلی و ماسهای وسیع، حاشیه دریاچههای آب شیرین، رودخانهها، باتلاقها، دشتهای سیلابی، مصبها، مراتع، مزارع و مناطق مناسب نزدیک به آبهای داخلی را به عنوان زیستگاه برمیگزیند. به تعداد فراوان در سواحل مکران و به تعداد اندک در حوضهٔ سیستان بهصورت زمستانگذران و مهاجر عبوری دیده شده است. جزء پرندگان نزدیک به تهدید است.
💠 گیلانشاه شرقی : یکی از زیستگاههای آن، تالابها هستند. یکبار بصورت سرگردان در تالاب هامون گزارش شده است.