5915
آتوفیل; کسی که عاشق تنهاییشه ، شیفتهی تنها بودن✨ 📮𝐓𝐚𝐥𝐊| @Los_Olviddos
حوصله ندارم. دلم میخواد ادامه زندگیم رو توی تخت بگذرونم. حالا یا تخت خودم یا تخت آسایشگاه روانی یا تخت غسالخونه.
Читать полностью…
حس میکنم قراره تا ابد توی منطقه امنم بمونم و هیچوقت ازش خارج نشم.
Читать полностью…
میخواستم همه رو راضی نگه دارم ولی آخرش خودم رو گم کرده بودم.
Читать полностью…
یافتن کلماتی که جدایی میافکند خیلی آسانتر از یافتن کلماتی است که پیوند میدهد و جمعوجور میکند.
Читать полностью…
دلایلی که من نباید تفنگ داشته باشم:
۱. ازش استفاده میکنم.
توقعات آدمها از من خیلی بالاست.
من همین که تو یک سال گذشته خودم رو نکشتم اتفاق بزرگیه و بخش زیادی از انرژیم رو گرفته.
ولم کنین دیگه.
درد دارد، وقتی ساعتها مینشینی به حرفهایی که هیچوقت قرار نیست بگویی فکر میکنی.
Читать полностью…
آدم وقتی از گفتن خسته شد، سکوت میکند.
اما نمیفهمم اگر از سکوت هم خسته شد، چه باید بکند.
ایرادی نداره اگه گاهی اوقات غمگین باشی. همهی آدمها آسیب میبینن و گاهی هم گریه میکنن.
Читать полностью…
از یه سری از رفتارهای گذشتهم واقعاً پشیمونم.
مثلاً به جای سکوت، میتونستم مشتم رو بزنم تو صورتت.
شمام حس میکنین از همهی دنیا عقب موندین یا فقط من دارم اورثینک میکنم؟
Читать полностью…
راستش رو بخواین به نظرم آدما خیلی همدیگه رو اذیت میکنن، بیشتر از اون چیزی که لازم باشه.
نبوغ یعنی کاری رو انجام بدی که آدمهای معمولی نمیتونن درکش کنن. چون اگه میتونستن، تو دیگه نابغه نبودی.
Читать полностью…
با دیدن موردعلاقههام دیگه حس خوبی نمیگیرم، برعکس یاد یه چیزهایی میفتم که نباید و این روحم رو آزار میده.
امیدوارم زودتر حافظهم رو از دست بدم.
عجیب است که وقتی فرد درک میشود، تمایل دارد که تغییر کند.
Читать полностью…
۹۰٪ اوقات حرفای مردم رو تأیید میکنم که دیگه بیشتر حرف نزنن.
Читать полностью…
عجیب است. من دیگر آن آدم نیستم و دیگر آن آدم هم نخواهم شد. چیزهایی در من برای همیشه مرده است. انگار هیچوقت نمیتوانم دیگر از ته دل بخندم یا حتی با تمام وجود گریه کنم.
Читать полностью…
دارم دوران عجیبی از زندگیم رو سپری میکنم.
همه چیز به گا رفته و من آروم یه گوشه نشستم و نگاه میکنم.
شکستهدل، تو فکر میکنی خواهی مُرد اما هر روز پس از آن روز وحشتناک، به زندگی ادامه خواهی داد.
Читать полностью…
میخواهم باور کنم که پایانی وجود دارد که در آن همه چیز بیفایده نبوده است.
مجبورم.