1
هدف کانال: مفهومی بخون، روانشناسی بالینی قبول شو! آموزش مفهومی دروس کنکور ارشد روانشناسی بالینی (برای هر دو وزارت علوم و بهداشت) رفع اشکال، نکات تستی، خلاصه
▫️#روانكاوی
اين مكتب را در آغاز قرن بيستم زيگموندفرويد بنيان نهاد.هسته اصلی نظريه فرويد مفهوم ناهشيار است : افكار ، نگرش ها ، تكانه ها ، اميال انگيزه ها و هيجان هايی كه خودمان از وجود آنها آگاهی نداريم.
فرويد معتقد بود اميال ناپذيرفتنی از قبيل اميال منع شده يا تنبيه شده دوران كودكی از حيطه آگاهی هشيار راندشده و جز ناهشياری می شوند اما همچنان بر افكار و هيجانها و اعمال ما اثرمی گذارند.
افكار نا هشيار به صور گوناگون از قبيل رويا ، لغزشهای لفظی و اطوار بدنی خود را نشان می دهند. فرويد در كار درمان خود از روش تداعی آزاد و تحليل رويا استفاده می كرد.
در نظريه سنتی ، فرويد انگيزه های ناهشيار تقريبا به نحوی با ميل جنسی يا پرخاشگری پيوند دارد.
@hilgardpsy
▫️ #رفتار_گرايی
دردهه1920ساخت گرايی وكاركردگرايی جای خود رابه سه مكتب جديد دادند:
رفتارگرايی ، روانشناسی گشتالت ، وروانكاوی. واتسون بنيانگذار رفتارگرايی معتقد بود؛برای اينكه روانشناسی به صورت علم درآيد داده های آن بايد مانند داده های علوم ديگر قابل وارسی همگان باشد.
رفتارامری است،همگانی وهشياری امری خصوصی، واتسون معتقد بود كه تقريبا همه ی رفتارها حاصل شرطی شدن است ومحيط از راه تقويت عادتهای خاص رفتار راشكل می دهد.دراين ديدگاه پاسخ شرطی كوچكترين واحد رفتار محسوب می شد كه میتوانست پايه ی شكل گيری رفتارهای پيچيده تر باشد. رفتارگرايان معمولا پديده های روانشناختی را در چارچوب محرك وپاسخ (S – R) تحليل می كردند واين خود منجربه پيدايش اصطلاح روانشناسی محرك–پاسخ (S – R) شد.
@hilgardpsy
🔰آغاز روانشناسی علمی
آغاز روانشناسی علمی راتأسيس نخستين آزمايشگاه روانشناسی توسط ويلهل موونت در دانشگاه لایپزيك آلمان به سال1879 میدانند. او براين باوربود كه ذهن و رفتار رانيزهمانندسياره ها و موادشيميايی يا اندامهای بدن میتوان با روشهای علمی بررسی وتحليل كرد.
پژوهشهای وونت عمدتا متمركز بر حواس و بويژه حس بينايی بود. وونت به درون نگری به عنوان روشی برای فرايندهای ذهنی تكيه میكرد. درون نگری يعنی مشاهده وثبت ماهيت،ادراكها انديشه،هاواحساسهای شخص توسط خودش؛ مثال تأمل شخص درباره ی تأثرات حسی خودشازمحركی مانند تابش نوررگين .
وونت درآزمايشهاي شبعدفيزيكی محرك معينی مثال شدتآنرابه شيوه منظمی تغييرمی دادوآنگاه با روش درون نگری معلوم میكردتغييرات فيزيكی موجب چه تغييراتی درتجربه هشيارذهن آزمودنیازآن محرك میشوند.
@hilgardpsy
🔰خاستگاههای روانشناسی
خاستگاههای تاريخی روانشناسی رامیتوان تافلاسفه بزرگ يونان باستان پی گرفت. مشهورترين آنان سقراط،افلاطون وارسطوبودند.سؤالات
بنيادين آنان درباب زندگی عبارت بود از: هشياری چيست؟
آدميان ذاتا منطقی هستند يا غيرمنطقی؟
آيا چيزی به نام انتخاب آزاد وجود دارد؟
اين پرسش ها باماهيت ذهن وفرايندهای ذهنی وروانی سروكار دارندكه ازعناصراصلی رويكردشناختی در روانشناسی محسوب میشوند. بقراط(پدرپزشكی)علاقه وافری به فيزيولوژی داشت ومشاهدات مهمی درزمينه كنترل مغزبراندامهای بدن انجام داد.آن مشاهدات زمينه ساز رويكردزيست شناختی در روانشناسی است.
@hilgardpsy
▫️ #روانشناسی_گشتالت
گشتالت يك واژه ی آلمانی است به معنای”شكل ، طرح ، قالب و يا فرم“ است كه توسط ورتايمر ، كافكا و كهلر پايه گذاری شد.
توجه اصلی آن ها بر ادراك وحل مسئله معطوف بود. به اعتقاد آنها تجربه ها یا دراكی مبتنی برطرحهايی هستندكه محركها و سازمان تجربه آنها را شكل می دهند.
آنچه كه ديده میشود هم وابسته به زمينه ای است كه شی درآن آشكار میشود و هم تابع ساير وجوه طرح كلی تحريک.
”كل چيزی متفاوت ازمجموع اجزا ی آن است زيرا كل تابع روابط اجزاست.“
@hilgardpsy
🔺ساخت گرايی وكاركرد گرايی
تجزيه ی تركيبات پيچيده به عناصر آنها در فيزيك و،شيمی روانشناسان از جمله تيچنر را برانگيخت تا در جستجوی آن دسته از عناصرذهنی برآيند كه تجربه های پيچيدآميزهای مثال مزه ليموناد (ادراك) به عناصری مانند،شيرين،تلخ وسرد (احساسها) قابل تجزيه است.
تيچنر اين شاخه روانشناسی را ساختگرايی(تحليل ساختار ذهنی نامید ) ويليام جيمز تأكيدداشت كه به جای تحليل عناصر هشياری بايد به ماهيت سيال و شخصی هشياری پرداخت،رويكرد جيمز كاركردگرايی ناميده شد. مراد از كاركردگرايی بررسی اين مطلب است كه ذهن چگونه كار میكند كه جاندار موفق به انطباق و سازگاری با محيط میشود. روانشناسان براين باور شدندكه برای درك نحوه انطباق جاندار بامحيط بايد رفتار واقعی را بررسی كرد.
همساخت گرايان وهمكاركردگرايان روانشناسی را دانش تجربه هشيار به شمار می آوردند.
@hilgardpsy
🔰فطری نگری در برابر تجربه گرايی آيا تواناييهای آدميان فطری(طبيعت ) است يا از طريق تجربه(تربيت )كسب می شود ؟
ديدگاه فطری نگری معتقداست كه آدميان باگنجينه ایازدانش وتوان فهم واقعيت زاده می شوند.
يعنی دانش وفهم آدمی ازطريق استدلال
و درون نگری دقيق دست يافتنی است.
درقرن هفدهم دكارت برخی انديشه(،خدا،خويشتن اصول بديهی،هندسه كمال وبینهايت)رافطری به شمارمی آورد.دكارت بدن آدمی راماشينی میدانست كه مثل هرماشين ديگری قابل بررسی است.اين ديدگاه سرآغاز رويكردها یپردازش اطلاعات درباره ذهن آدمیاست. ديدگاه تجربه گرايی برآن است كه دانش ازطريق تجربه ها و تعامل های آدمی باجهان كسب میشود.
درقرن هفدهم جان لاك معتقدبودكه”ذهن آدمی در بدو تولد همچون لوح نانوشتهای است كه تجربه های جريان رشد،او دانش وفهم رارویآن ثبت میكنند”.اين ديدگاه سرآغاز روانشناسی تداعی گرا بود.ذهن ازانديشه هايی انباشت میشودكه ازطريق حواس به آن راه می يابند وطبق اصولی ازقبيل مشابهت وتضادبه هم پيوند میخورند.
@hilgardpsy
" فصل اول "
روانشناسی كوششی انسانی فصل اول: Psychology ) تعريف روانشناسی روانشناسی رامیتوان چنين تعريف كرد:
بررسی علمی رفتارو فرايندهای ذهنی.اين تعريف موضوع های بسيارمتنوعی رادربرمیگيرد،چنان كه از چندمثال ونمونه های زيربرمی آيد:
*آسيب مغزی وبازشناسی چهره ها*نسبت دادويژگیها بافراد *يادزدودگی كودكی*چاقی *اثربرنامه های پرخشونت رسانه هابرپرخاشگری كودكان" (xxx – PowerPoint Presentation)
@hilgardpsy