-
آرشیو علم اقتصاد مسائل روز اقتصادی ایران و جهان ارتباط باادمین: @jafarsaeiniya
📍بزرگ ترین تولید کنندگان سوخت های معدنی در جهان
✍️ پیام زعفری
اصل مقاله را اینجا بخوانید
#اقتصاد_در_آمار
⚡️اقتصاد انرژی ایران: از چالشها تا جنگ رمضان🇮🇷
🎙سخنران:
👤دکتر فاضل مریدی فریمانی
🔹کارشناسی ارشد اقتصاد، کانادا
🔹دکترای اقتصادی انرژی، اسکاتلند
🔹عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
🎓دبیر نشست:
👤حسام هاشمی
🔹دبیر مدرسه اقتصاد شبکه نخبگان ایران
⌛️زمان برگزاری: دوشنبه ۲۶ مرداد ماه، ساعت ۱۵
💻به صورت مجازی در بستر اسکایروم
💠لینک شرکت در جلسه در کانال مدرسه اقتصاد شبکه نخبگان ایران منتشر خواهد شد. برای شرکت در نشست، در کانال عضو شوید.
🔗لینک ثبتنام
💰شرکت در جلسه برای تمامی علاقهمندان رایگان و آزاد است.
🏛 در مدرسه اقتصاد ایران با ما همراه باشید
| @IranEconomicsSchool |
📌 دانشگاه یا کارخانه بازتولید رانت؟
بزرگترین بحران یک دانشگاه از جایی آغاز میشود که استقلال فکری هزینه پیدا کند و همسویی با سلیقه صاحبان قدرت، به سرمایهای ارزشمندتر از دانش و پژوهش تبدیل شود. از همان لحظه، دانشگاه دیگر نهاد تولید علم نیست؛ نهادی است که به جای کشف حقیقت، در حال بازتولید مناسبات قدرت است.
در اقتصاد، هر بازاری که رقابت در آن حذف شود، دیر یا زود به انحصار، رانت و ناکارآمدی میرسد. بازار ایده نیز از این قاعده مستثنا نیست. وقتی مسیر پیشرفت علمی نه از کیفیت پژوهش، قدرت استدلال و نوآوری، بلکه از میزان همسویی با جریان مسلط عبور کند، دانشگاه عملاً به یک بازار رانتی تبدیل شده است؛ بازاری که در آن چاپلوسی، بازدهی بیشتری از تفکر دارد و سکوت، سودآورتر از نقد است. در چنین بازاری، قیمت حقیقت دائماً کاهش مییابد و ارزش تملق هر روز بیشتر میشود.
بدترین پیامد این وضعیت، تخریب سازوکار تولید سرمایه انسانی است. دانشگاهی که به جای تشویق پرسشگری، اطاعت را پاداش میدهد، در بلندمدت نه دانشمند تربیت میکند و نه نظریهپرداز؛ بلکه افرادی را پرورش میدهد که آموختهاند چگونه به جای اندیشیدن، رضایت صاحبان قدرت را جلب کنند. این دقیقاً همان نقطهای است که سرمایه علمی یک جامعه، آرامآرام به سرمایهای کمبازده و فرسوده تبدیل میشود.
تاریخ اندیشه اقتصادی نشان میدهد که تقریباً هیچ تحول بزرگی از دل همصدایی بیرون نیامده است. از اقتصاد کلاسیک تا کینزی، از مکتب اتریش تا اقتصاد نهادگرا، همه زمانی با جریان مسلط در تعارض بودهاند. اگر دانشگاه تحمل شنیدن صدای مخالف را نداشته باشد، امکان ظهور نظریه بعدی را نیز از بین میبرد. جامعهای که اندیشه متفاوت را سرکوب میکند، در واقع آینده علمی خود را پیشاپیش قربانی کرده است.
استادی که از نقد هراس دارد، پیش از آنکه دچار افول علمی شود، گرفتار زوال نهادی شده است. در چنین ساختاری، معیارها به تدریج وارونه میشوند؛ استقلال فکری به «مسئله»، پرسشگری به «حاشیه»، نقد به «بیادبی» و تملق به «اخلاق حرفهای» تعبیر میشود. این همان لحظهای است که دانشگاه از یک نهاد علمی، به یک بوروکراسی محافظهکار تبدیل میشود؛ بوروکراسیای که بیش از آنکه نگران حقیقت باشد، نگران حفظ وضع موجود است.
هر نظام اقتصادی که در آن رانت بر رقابت غلبه کند، دیر یا زود سرمایه را فراری میدهد. دانشگاه نیز از این قانون مستثنا نیست. وقتی محیط علمی بر پایه روابط، ملاحظات و وفاداری شکل بگیرد، نخستین چیزی که مهاجرت میکند سرمایه فکری است. ذهنهای مستقل یا سکوت میکنند، یا منزوی میشوند، یا مهاجرت میکنند. آنچه باقی میماند، شبکهای است که اعضایش بیش از آنکه به دنبال کشف حقیقت باشند، در اندیشه حفظ موقعیت یکدیگرند.
تمدن علمی هرگز بر دوش انسانهای مطیع ساخته نشده است. علم محصول تردید، نقد و جسارت است. اندیشهای که برای بقا به حذف مخالف نیاز دارد، پیش از آنکه مخالفش را شکست داده باشد، به ضعف خود اعتراف کرده است. استادی که تحمل شنیدن صدای متفاوت را از دست بدهد، شاید بتواند سکوت ایجاد کند، اما هرگز نخواهد توانست علم تولید کند؛ زیرا حقیقت از دل آزادی متولد میشود، نه از دل ترس.
✍ جعفر ساعینیا
🆔 Telegram
🆔 Instagram
اندر احوالات متوهمین و سفیدشویان سوسیالیسم
«لینکلن استفنز» در سال ۱۹۱۹ راهی روسیه شد، با لنین دیدار کرد و با شعاری به میهن بازگشت که افشاگران (Muckrakers) تا هفتاد سال بعد آن را تکرار کردند: «من آینده را دیدهام، و آن کار میکند.» او در واقع این جمله را پیش از عبور از مرز تمرین کرده بود؛ و همین بهتنهایی نشان میدهد چهقدر مشاهده و داوری مستقل و عینی پشت آن بود.
اما در همان حال که استفنز داشت ماشینِ هیولاییِ شوروی را تحسین میکرد، واقعیتِ «روی زمین» چیز دیگری بود. در سال ۱۹۲۱، قحطیِ رود ولگا در حال بلعیدن روستاها بود. تا زمان فروکش کردن این بحران، نزدیک به پنج میلیون نفر جان باختند. جوخههای مصادرهٔ غلات، دهقانان را تا آخرین دانه غارت کرده بودند؛ سپس سیاست «کمونیسم جنگی» لنین با حذف «سیگنالدهی قیمتها» کار را یکسره کرد؛ همان علائمی که به کشاورز میگویند چه بکارد و به بازرگان نشان میدهند که بار را به کجا بفرستد. وقتی قیمتها حذف شوند، «محاسبهٔ اقتصادی» ناممکن میشود. بدون مالکیت خصوصی، هیچ تولید عقلانی و بهینهای وجود نخواهد داشت.
باقی کارها را «چکا» (پلیس مخفی شوروی) بر عهده گرفت: اعدامها، گروگانگیریها و ساخت نخستین اردوگاههای کار اجباری در جزایر سولووسکی. ماشینی که استفنز ستایش میکرد، داشت با ظرفیت و زمانبندیِ صنعتی، جسد تولید میکرد؛ و رژیم دقیقاً به این دلیل به «ترور و وحشت» نیاز داشت که ساختار اقتصادیاش کار نمیکرد.
آن روزنامهنگار به سیستمی نگریست که بهتازگی میلیونها نفر را از طریق مصادرههای عمدی به کام مرگ فرستاده بود و آن را «آینده» نامید.
البته او در یک مورد راست میگفت: آن سیستم واقعاً آینده بود. قحطیها دوباره در سالهای ۱۹۳۲ و ۱۹۴۷ تکرار شدند و در هر نقطهٔ دیگری از جهان نیز که این نظریه پیاده شد، همین فاجعه رخ داد. خروجیِ سیستم همواره یکسان بود، چرا که نهادههای ورودی آن هرگز تغییری نکردند.
منبع: ایکس Handre
@austro_libertarian
💡انجمن علمی اقتصادپژوهان پس از یک دوره وقفه، از ابتدای مردادماه فعالیتهای خود را از سر خواهد گرفت.
مجموعه فکری ما بر این باور است که توسعه و پیشرفت اقتصادی بدون تقویت سرمایه علمی و پژوهشی امکانپذیر نیست و مسیر حل بسیاری از مسائل اقتصادی از دل پژوهش، گفتوگوی علمی و مشارکت نخبگان میگذرد.
از تمامی دانشجویان، پژوهشگران، اساتید، فعالان اقتصادی و علاقهمندان دعوت میشود در مسیر توسعه فعالیتهای انجمن همراه ما باشند. چنانچه پیشنهاد، ایده یا برنامهای برای ارتقای فعالیتهای انجمن دارید، یا مایل به همکاری در حوزههای علمی، پژوهشی، آموزشی و اجرایی هستید، خوشحال میشوم از طریق پیام مستقیم با بنده، جعفر ساعینیا در ارتباط باشید تا با هم فصل تازهای از فعالیتهای اقتصادپژوهان را رقم بزنیم.
@JafarSaeiniya
🆔 Telegram
🆔 Instagram
خیلیا اصرار کردن دوباره لینک vip و بزارم
این شانس اونایی بوده ک انلاین بودن
ی بار ی شانس دیگه میدم ب بقیه انلاینیا😉
لینک vip👇✅
/channel/+FcFJLrjiLV45OTE0
/channel/+FcFJLrjiLV45OTE0
⭐️ هوش مصنوعی و آیندهی اقتصادسنجی
🖋 حسین عبده تبریزی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📖حق به رسمیت نشناختن دولت
حق خروج اختیاری
نتیجه منطقی وضعیتی که در آن همه نهادها ملزم به اطاعت از قاعده و حق آزادیِ برابر هستند، این است که ما انتخابی غیر از پذیرش حق شهروندان در به رسمیت نشناختن دولت نداریم. اگر هر انسانی این آزادی را داشته باشد تا هر آنچه اراده میکند انجام دهد، مشروط بر اینکه آزادی دیگر شهروندان را خدشه دار نکند، آزاد است که با دولت خود هم قطع رابطه کند. هم برای چشمپوشی از حفاظتی که دولت در قبال او انجام میدهد و هم برای خودداری از حمایتی که او از دولت میکند.
📚 انسان در مقابل دولت
👤هربرت اسپنسر
ترجمه: نجات بهرامی
🆓 @FreemarketEconomy
هیچ اتفاقی در این جهان اتفاقی، اتفاق نمیفته...
اگر این متن رو داری میبینی
یه نشونهست برای آغاز مسیری جدید از زندگیت تا یاد بگیری که چطوری،خیلی سریع به موفقیت برسی! 💵
اگه میخوای درآمدت چندبرابر بشه 💎
اگه میخوای لایف استایل زندگیت متحول شه 💵
جوین شو👀👇👇
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
🔻روزی که «دولت» از راهحل به مشکل تبدیل شد | چگونه «میلتون فریدمن» نظریه «کینز» را باطل کرد | مرگ اقتصاد کینزی با وقوع «رکود تورمی» و حضور کتاب هایک در کیف دستی مارگارت تاچر
🔹تئوری اقتصاد کلان جان مینارد کینز که پس از رکود بزرگ ابتدای دهه ۱۹۳۰ به عنوان نظریه غالب اقتصادی در جهان غرب ظهور کرد، بر این فرض استوار بود که نوسانات اقتصادی عمدتاً ناشی از تغییرات در تقاضای کل است. کینز و پیروانش استدلال میکردند که دولتها باید از طریق سیاستهای مالی، مانند افزایش مخارج دولتی و ایجاد کسری بودجه، تقاضا را تحریک کنند تا اقتصاد را از رکود خارج سازند
🔹اما وقوع بحرانهای اقتصادی دهه ۱۹۷۰ در ایالات متحده، این چارچوب نظری و تجربی را زیر سوال برد و پدیدهای را آشکار کرد که تئوری کینزی توانایی تبیین آن را نداشت: «رکود تورمی»، یعنی همزمانی نرخهای بالای بیکاری و تورم رو به رشد
🔹در فضای عمومی، روایت کینزی مبنی بر اینکه «دولت بخشی از راهحل است» جای خود را به این دیدگاه داد که دولت خود به علت ناکارآمدی تبدیل شده است
⬅️ گزارش کامل
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
مفاهیم آگاهی و رفتار هدفمند در تضاد با رفتار ناآگاهانه ای چون واکنشهای عصبی به محرکهای بیرونی قرار دارد.
گاه برخی مایل به پذیرش این باورند که محدوده چندان متمایزی میان رفتار آگاهانه و واکنشهای غیر اختیاری اندامهای کالبد انسان وجود ندارد و این تنها تا آنجا صحت دارد که در بعضی اوقات نمی توان بصورتی عینی رفتار را به مثابه عملکردی اختیاری یا اجباری مورد بررسی قرار داد.
اما تمایز میان رفتار آگاهانه و ناآگاهانه کاملا مشخص و قابل تمیز است.
داده های مربوط به رفتار ناخود آگاه سلولها و اندامهای بدن برای کنشگر چیزی کمتر از دیگر واقعیتهای دنیای خارج نیستند. چنانکه یک کنشگر بایستی همه آن چیزی را که بر اندامش روی میدهد همچون دیگر داده ها محاسبه کند برای مثال او می بایستی شرایط آب و هوایی و همچنین نگرش اطرافیانش را مد نظر قرار دهد.
صفحه ۴۱
کتاب #کنشانسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس - ترجمه سلیمان عبدی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
دولت، دشمن ذاتی بازار آزاد و رفاه
اقتصاد ایران، بیش از آنکه قربانی تحریم باشد، اسیر یک بیماری مزمن و درونیست: سلطهی تمامعیار دولت بر حیات اقتصادی جامعه.
دولتی که به نام "عدالت"، آزادی را گروگان گرفته؛ به نام "حمایت"، رقابت را سرکوب کرده؛ و به نام "مدیریت منابع"، چنان دخل و تصرفی در اقتصاد کرده که هیچ کنشگر مستقلی نفس نمیکشد.
تجربه اقتصاد ایران نشان داد که نهاد دولت نه ناجی اقتصاد، که نخستین دشمن آزادی و شکوفایی است.
راتبارد میگوید: «دولت صرفاً نهادیست که به زور، از دیگران مالیات میگیرد و ادعا میکند این سرقت را برای رفاه عمومی انجام میدهد!»
این جمله را وقتی در اقتصاد ایران به کار بگیریم، انگار دقیقاً برای ما نوشته شده: دولت ایران نه فقط مالیات میگیرد، بلکه پول خلق میکند، نرخ تعیین میکند، قیمت را سرکوب میکند، یارانه توزیع میکند، و در نهایت، بیکفایتی و فساد خودش را با چاپ پول جبران میکند—هزینهاش هم تورم سالیانه بیش از ۵۰ درصدی است که از جیب تمام مردم، بدون رضایتشان، برداشته میشود.
در این اقتصاد که حتی نان و تخممرغش با امضای دولت قیمتگذاری میشود، صحبت از کارآفرینی، رقابت یا نوآوری، شوخی تلخیست.
سرمایهگذار در ایران باید بیش از آنکه نگران تکنولوژی، بازار یا مشتری باشد، دلنگران تصمیمهای شبانهروزیِ وزیر، بخشنامهی بیپشتوانه، یا نهادهای امنیتی و مالیاتی باشد که اختیار اقتصاد را به گروگان گرفتهاند.
اینجا، بخش خصوصی واقعی یک افسانه است.
آنچه هست، شرکتهای رانتیاند که یا فرزند دولتاند یا دوست فرزندان دولت.
آنچه هست، شبکهای از خصولتیهای سودجوست که ریسک را به مردم میسپارند و سود را در جیب خود میریزند.
در این وضعیت، اقتصاد باید از اساس از یوغ دولت رها شود. نه «دولت کوچکتر»، بلکه حذف نقش دولت در مالکیت، قیمتگذاری، توزیع، تجارت و حتی پول. در جهانی که رمزارزها، قراردادهای هوشمند و بانکهای خصوصی نوید آزادی از پول دولتی را میدهند، ما هنوز درگیر این سوالیم که آیا قیمت ماکارونی را آزاد کنیم یا نه!
پاسخ قطعی نیز روشن است:
دولت، مانع است نه راهحل.
آزادی اقتصادی نه با اصلاح دولت، که با عقبنشینی مطلق آن آغاز میشود.
آیا تا وقتی دولت مالک، مدیر، توزیعکننده، تعیینکننده قیمت، و در نهایت قاضی است—میتوان از عدالت، رشد یا آزادی صحبت کرد؟
یا وقت آن رسیده که بگوییم: دولت باید دستش را از جیب مردم، و از گلوی اقتصاد بردارد.
جعفر ساعینیا
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
بستر دانش ما کنش انسانی ست و به پیامدهای روانشناختی حاصل از کنش نمی پردازد.
این دقیقاً همان چیزی است که نظریه عمومی کنش یعنی پراکسیولوژی را از روانشناسی متمایز می کند.
موضوع روانشناسی عبارت است از وقایع درونی حاصل از یک کنش معین. اما موضوع پراکسیولوژی خود کنش است.
این البته رابطه پراکسیولوژی را با مقوله روانشناسی ناخودآگاه نیز مرتفع می کند. روانکاوی نیز همچون مطالعه کنش، بلکه به بررسی نیروها و عوامل الزام آور برای انجام یک عمل خاص می پردازد.
مقوله ناخودآگاه روانکاوی نیز یک مفهوم روانشناختی ست و با پراکسیولوژی ارتباطی ندارد.
اینکه آیا یک کنش متأثر از مشورت یا خاطرات فراموش شده و یا تمایلات سرکوب شده است نمی تواند در ماهیت کنش مدخلیتی داشته باشد.
صفحه ۴۰
کتاب کنش انسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس
ترجمه سلیمان عبدی
/channel/human_action
🆔 Telegram
🆔 Instagram
مقدمه
اقتصاد و پراکسیولوژی
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس / ترجمه: سلیمان عبدی / خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
مقدمه
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس
ترجمه: سلیمان عبدی
خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
⁉️ آیا افزایش حداقل دستمزد، واقعا باعث بیکاری می شود؟
⬅️ در نگاه ساده اقتصادی، وقتی حداقل دستمزد افزایش پیدا میکند، هزینه استخدام نیروی کار بالا میرود و ممکن است شرکتها کارکنان کمتری استخدام کنند. اما دیوید کارد و آلن کروگر در سال ۱۹۹۴ تصمیم گرفتند این فرض را با دادههای واقعی آزمایش کنند. فرصت مناسبی هم در اختیارشان قرار گرفت: ایالت نیوجرسی حداقل دستمزد را از ۴٫۲۵ دلار به ۵٫۰۵ دلار در ساعت افزایش داد، در حالی که ایالت همسایه یعنی پنسیلوانیا حداقل دستمزد خود را تغییر نداد.
پژوهشگران وضعیت ۴۱۰ رستوران فستفود را در دو ایالت قبل و بعد از این تغییر بررسی کردند. پنسیلوانیا در این پژوهش نقش یک «گروه مقایسه» را داشت و به محققان اجازه میداد اثر افزایش حداقل دستمزد را بهتر جدا کنند. انتظار رایج این بود که پس از افزایش دستمزد، اشتغال در رستورانهای نیوجرسی کاهش پیدا کند، اما نتیجه پژوهش چنین چیزی را نشان نداد. کارد و کروگر اعلام کردند شواهدی پیدا نکردند که افزایش حداقل دستمزد باعث کاهش اشتغال در رستورانهای بررسیشده شده باشد.
📍 این نتیجه در زمان خود بحث زیادی در اقتصاد کار ایجاد کرد، زیرا با پیشبینی ساده مدل بازار کار کاملاً رقابتی همخوان نبود. اهمیت این مطالعه فقط در نتیجه آن درباره حداقل دستمزد نیست؛ این مقاله یکی از نمونههای مشهور استفاده از آزمایش طبیعی برای بررسی روابط علت و معلولی در اقتصاد است. به زبان ساده، اقتصاددانان از یک تغییر واقعی در سیاست عمومی شبیه یک آزمایش استفاده کردند. البته این مطالعه بهتنهایی ثابت نمیکند که افزایش حداقل دستمزد در همه کشورها و همه شرایط بدون اثر منفی بر اشتغال است، اما نشان داد که رابطه میان حداقل دستمزد و اشتغال پیچیدهتر از چیزی است که یک مدل ساده اقتصادی پیشبینی میکند.
اصل مقاله را اینجا بخوانید.
#خلاصه_مقالات_معتبر_اقتصاد
✍️ پیام زعفری
⁉️ تورم دقیقاً چیست و چرا مستقیماً روی زندگی ما اثر میگذارد؟
⬅️ تورم یعنی افزایش مداوم و عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک اقتصاد. وقتی تورم بالا میرود، ارزش واقعی پول کاهش پیدا میکند؛ یعنی با همان مقدار پول، در آینده میتوانیم کالاها و خدمات کمتری بخریم. البته گران شدن یک کالا بهتنهایی تورم نیست؛ تورم زمانی معنا دارد که افزایش قیمت در بخش بزرگی از اقتصاد دیده شود.
اقتصاددانان معمولاً تورم را با شاخص قیمت مصرفکننده یا CPI اندازهگیری میکنند؛ شاخصی که تغییر قیمت یک سبد مشخص از کالاها و خدمات را در طول زمان بررسی میکند. تورم میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از رشد نقدینگی و افزایش تقاضا گرفته تا بالا رفتن هزینه تولید و افزایش نرخ ارز.
مهمترین نتیجه تورم، کاهش قدرت خرید است. اگر قیمتها سریعتر از درآمد ما رشد کنند، در عمل فقیرتر میشویم؛ حتی اگر عدد حقوقمان بیشتر شده باشد. تورم بالا همچنین برنامهریزی را برای خانوارها و کسبوکارها سختتر میکند، چون پیشبینی هزینهها و قیمتهای آینده دشوارتر میشود.
📍به زبان ساده: تورم یعنی قیمتها بهطور عمومی بالا میروند و قدرت خرید پول کاهش پیدا میکند.
#اقتصاد_آکادمیک_به_زبان_ساده
✍️ پیام زعفری
⭐️ اگر تا به حال از پلتفرمهای آنلاین مانند دیوار یا شیپور کالای دستدوم خریدهاید، لطفاً ۲ دقیقه از وقتتان را به تکمیل این پرسشنامه اختصاص دهید.
📝 پاسخهای شما کاملاً محرمانه است و فقط برای یک پژوهش دانشگاهی استفاده میشود.
⏱️ زمان تکمیل: حدود ۲ دقیقه
پیشاپیش از همراهی و وقتی که میگذارید، صمیمانه سپاسگزارم. 🙏🌹
✍ پژوهشگر: المیرا عزیزی دانشجوی دکتری اقتصاد مالی
https://survey.porsline.ir/s/6VY4HZ9M
یکی از رایجترین خطاهای تحلیلی در میان طرفداران مداخله دولت(اقتصاددانان طرفدار دخالت دولت) این است که گمان میکنند دخالت دولت صرفاً به حوزه اقتصاد محدود میشود. اما اقتصاد فقط مجموعهای از اعداد و شاخصها نیست؛ اقتصاد بستر تصمیمگیری انسانهاست. هرچه دولت سهم بیشتری از اقتصاد را در اختیار بگیرد، ناگزیر بر بخشهای بیشتری از زندگی مردم نیز اثر میگذارد و درباره آنها تصمیم میگیرد.
دولتی که منابع تولید، اشتغال، سرمایهگذاری و درآمد را کنترل میکند، بهتدریج مسئول تأمین هزینههای بیشتری نیز میشود. از آموزش و درمان گرفته تا اشتغال، مسکن، یارانه و حتی سیاستهای جمعیتی. در چنین ساختاری، دولت برای اجرای این تعهدات به منابع مالی عظیمی نیاز دارد و هرچه دامنه دخالتش گستردهتر شود، وابستگی جامعه به بودجه عمومی نیز افزایش مییابد.
نمونهای از این گسترش مداخله را میتوان در سربازی اجباری مشاهده کرد. هنگامی که دولت نقش مسلط را در اقتصاد و تخصیص منابع بر عهده میگیرد، کنترل نیروی انسانی نیز برایش اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین چارچوبی، سیاستهایی مانند خدمت اجباری صرفاً یک تصمیم نظامی نیست، بلکه بخشی از سازوکار اداره متمرکز جامعه است.
در مقابل، در اقتصادی که بخش خصوصی آزادی بیشتری برای فعالیت دارد، بخش قابل توجهی از خدمات، سرمایهگذاریها و فرصتهای شغلی توسط بازار و نهادهای غیردولتی تأمین میشود. بنابراین دولت نیازی ندارد برای هر مسئلهای هزینه کند یا در هر حوزهای تصمیمگیر اصلی باشد. نقش آن بیشتر به ایجاد امنیت، تضمین حقوق مالکیت، اجرای قانون و فراهم کردن کالاهای عمومی محدود میشود.
مشکل زمانی حادتر میشود که مداخله دولت، به بزرگتر شدن بدنه آن منجر میشود. دولت بزرگ، به دلیل تعدد وظایف، گسترش بوروکراسی و افزایش هزینههای جاری، بیش از هر چیز در معرض ناکارآمدی قرار میگیرد. هرچه دامنه مسئولیتهای دولت وسیعتر باشد، منابع مالی بیشتری نیز نیاز دارد و اگر این منابع از محل درآمدهای پایدار تأمین نشود، کسری بودجه اجتنابناپذیر خواهد بود. در اقتصادهایی مانند ایران، این کسری معمولاً از طریق استقراض یا خلق پول جبران میشود و پیامد آن چیزی جز افزایش نقدینگی، تورم و کاهش قدرت خرید مردم نیست.
بنابراین، مسئله فقط دخالت دولت در اقتصاد نیست؛ مداخله اقتصادی، بهتدریج دولت را بزرگتر، پرهزینهتر و ناکارآمدتر میکند و دامنه تصمیمگیری آن را به سایر حوزههای زندگی شهروندان گسترش میدهد. در چنین شرایطی، هزینه این گسترش دولت را مردم با تورم، کاهش رفاه و محدود شدن حق انتخاب خود میپردازند.
✍ جعفر ساعینیا
🆔 Telegram
🆔 Instagram
🔥 «بازار کریپتو در تبوتاب تورم آمریکا» 🔥
بازار ارزهای دیجیتال در آستانه انتشار دادههای مهم اقتصادی آمریکا، از جمله شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) و شاخص قیمت تولیدکننده (PPI)، در حال آمادهباش است. این دادهها میتوانند منجر به نوسانات شدید در قیمت بیتکوین و آلتکوینها شوند.
برای اطلاع از روند ارز های دیجیتال پر بازده برای سرمایه گذاری در سال 2026 کانال زیر رو دنبال کنید✔️👇
🔗 /channel/+FcFJLrjiLV45OTE0
🔗 /channel/+FcFJLrjiLV45OTE0
از وضعیت بد اقتصادی جامعه خستهای و با وجود تمام تلاشهات نمیتونی چیزهایی که میخواهید را داشته باشی؟
خب مشخصه باید درآمد دلاری داشته باشی! 💵
خانم موسوی فردی موفق است و مسیر موفقیت را از صفر تا صد آموزش میدهد. ✔️
میگه چی کار کنی تا به درآمد دلاری برسی
قول میدم کاری کنه تحول چشمگیری در زندگیت ایجاد شه. 🔥
همین حالا عضو شو، وگرنه پشیمون میشی خود دانی.
صبر کن با دقت دنبال کن و گوش بده چی میگه تا به موفقیت برسی❗️
🔗لینک کانال خانم موسوی 👇👇
/channel/+FcFJLrjiLV45OTE0
/channel/+FcFJLrjiLV45OTE0
🆒 این پیام میتونه زندگیتو تغییر بده !
میخوای از ترید سود بگیری؟ بدون اخبار و تحلیل درست، فقط داری شانسی بازی میکنی!
✅ ما اینجاییم که بهت بگیم:
💰آموزش گرفتن درآمد دلاری بدون ریسک و سود تضمینی !
اگه میخوای به درامد دلاری ثابت برسی جات اینجاست 👇🏻
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
وضعیت این روزای ایران خیلیامون رو به بن بست کشونده
درآمد 95 درصد مردم الان ریالیه اما قیمت همه چی به دلاره
اگر بخوایم از زندگی عقب نمونیم
و جزو اون 95 درصد مردم نباشیم چاره ای نداریم جز اینکه درآمدمون دلاری باشه
همه وارد کانال زیر بشید لینکشو گذاشتم خانم موسوی آدم پولدار و موفقیه و همه رو به درآمد دلاری میرسونه لینک کانالشو میزارم عضوش بشید 👇👇
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
/channel/+xwXbjmbBCrJjOWNk
افراط، زایندهی افراط است. تاریخ سیاست بارها نشان داده است که هرگاه یک جریان از مدار عقلانیت، قانون و اعتدال خارج شده، در سوی مقابل نیز نیرویی متقابل و گاه تندتر شکل گرفته است. هیچ جامعهای در خلأ به افراطگرایی نمیرسد؛ افراط معمولاً واکنشی به افراطی دیگر است.
پیش از آنکه انگشت اتهام را به سوی «افراط دوم» نشانه برویم، باید «افراط نخست» را بشناسیم. نمیتوان معلول را محکوم کرد و علت را نادیده گرفت. هنگامی که صدای گفتوگو خاموش میشود، زبان تندروی جای آن را میگیرد؛ وقتی میدان برای مشارکت منطقی تنگ میشود، زمینه برای ظهور واکنشهای رادیکال فراهم میگردد.
سیاست عرصهی تعادل است، نه میدان حذف. هر جریان سیاسی که تصور کند با انحصار حقیقت، حذف رقیب و نادیده گرفتن مطالبات جامعه میتواند ثبات ایجاد کند، در واقع بذر بیثباتی آینده را میکارد. افراطگرایی نه تنها رقیب خود را نابود نمیکند، بلکه او را بازتولید و حتی تقویت میکند. همانگونه که خشونت، خشونت میآفریند، تندروی نیز تندروی میزاید.
منطق حکم میکند پیش از قضاوت درباره واکنشها، کنشها را بررسی کنیم؛ پیش از محکوم کردن نتیجه، ریشهها را بشناسیم؛ و پیش از آنکه از ظهور افراطی تازه ابراز نگرانی کنیم، ببینیم چه رفتارها و سیاستهایی بستر شکلگیری آن را فراهم کردهاند.
تجربه ملتها ثابت کرده است که راه برونرفت از چرخه افراط، تولید افراطی دیگر نیست؛ بلکه بازگشت به عقلانیت، قانونگرایی، مدارا و پذیرش تکثر دیدگاههاست. جامعهای که از اعتدال فاصله بگیرد، دیر یا زود در گرداب واکنشهای متقابل گرفتار خواهد شد. از این رو، برای فهم هر پدیده سیاسی، باید نخست به سراغ ریشهها رفت؛ زیرا افراط، هرگز از هیچ به وجود نمیآید، بلکه فرزند افراطی است که پیش از آن متولد شده است.
🖋 جعفر ساعینیا
🆔 Telegram
🆔 Instagram
انسان البته در یک محدوده معینی می تواند بر کالبدش اعمال کنترل کند چنانکه با اتکا بر اراده اش میتواند بر برخی بیماری ها مستولی شود و کاستی های ذاتی و نواقص فیزیکی اش را جبران کرده و با سرکوب واکنشهای عصبی بر این موارد فایق آید.
از این منظر میتوان تا آنجا که امکان دارد کنش هدفمند را بسط داد تا جائیکه انسان رفتارهای غیر ارادی سلولهای بدن و مراکز عصبی اش را بتواند تحت کنترل قرار دهد در اینصورت از نقطه نظر ما چنین رفتاری از جمله رفتارهای هدفمند تلقی می شود. (مثل رفتار برخی مرتضاضان و استادان زن - مترجم)
صفحه ۴۲
کتاب #کنشانسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس - ترجمه سلیمان عبدی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
«سالهای ۱۹۳۰ دورۀ پربار مجادلات قلمی و تبادل نامه بین او [فردریش هایک] و «کینز» است. او در این سالها مقالههای متعددی دربارۀ سیاستهای پولی، نظریۀ بهره و سود، سیکلهای اقتصادی و مانند آن نوشت. هایک در این نوشتهها نظرهای «کینز» و طرفداران وی را در مورد رابطۀ اشتغال و تقاضای کل رد میکرد و نظر خود را مبنی بر اینکه بیکاری عمدتاً ناشی از تخصیص ناصحیح سرمایهگذاریهاست میپروراند.»
— موسی غنینژاد، اقتصاددان ایرانی و پژوهشگر حوزه فلسفه، معرفتشناسی علم اقتصاد و تاریخ عقاید اقتصادی، دربارۀ هایک، صفحهی ۶
@CrownAndConstitution
کتاب کنش انسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس
ترجمه سلیمان عبدی
بخش اول
۱- انسان کنشگر
کنش هدفمند و واکنش های حیوانی
کنش انسانی یک رفتار هدفمند است و یا می توان گفت کنش ارادهای ست که عملی شده و به فعلیت رسیده است.
کنش در راستای نیل به یک هدف. پاسخ معنی داری به محرکها و شرایط محیطی ست و فرد آگاهانه در پی تنظیم و انطباق با جهان و شرایطی است که بر زندگیاش تاثیر گذارند.
چنین عبارتی می تواند تعریف روشنی از کنش ارائه دهد و مانع سوءتعبیر گردد و خود تعریفی کافی ست و نیازی یه تفسیر ندارد.
صفحه ۴۱
کتاب کنش انسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس
ترجمه سلیمان عبدی
/channel/human_action
🆔 Telegram
🆔 Instagram
ادامه مقدمه
نظریه اقتصادی و عملکرد کنش انسانی
خلاصه مقدمه
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس / ترجمه: سلیمان عبدی / خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
🆔 Telegram
🆔 Instagram
مقدمه نویسنده - کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس / ترجمه: سلیمان عبدی / خوانش: محمد نادی
/channel/human_action
کتاب کنش انسانی
لودویک فون میزس
ترجمه: سلیمان عبدی
خوانش: محمد نادی
/channel/human_action