-
آرشیو علم اقتصاد مسائل روز اقتصادی ایران و جهان ارتباط باادمین: @jafarsaeiniya
موضوع نقد دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵
پیام منتقد به مرتضی کاظمی:
لیبرالیسم، نه آزادیخواهی!
دوست عزیز مرتضی کاظمی گرامی به تازگی پیامی در دفاع از مفهوم «آزادیخواهی» منتشر کرده و آزادیخواهی را معادل «لیبرالیسم» دانسته است.
برخلاف ادعای مرتضی کاظمی من مدعی هستم که «آزادیخواهی» معادل «لیبرالیسم» نیست. «لیبرالیسم» مجموعهای از مفاهیم فلسفی، اقتصادی و سیاسی است و نمیتوان آن را به واژهی «آزادیخواهی» تقلیل داد.
گواه بر این ادعا وجود جنبشهای چریکی و آزادیخواه در قرن بیستم بود که در تلاش برای برپایی دیکتاتوری پرولتاریا بودند و ادعای «آزادیخواهی» داشتند. شعار چریکهای فدایی خلق در ۱۳۵۸ نیز کار، مسکن، آزادی بود.
گواه دیگر بر این ادعا، انقلابیون ۵۷ی بودند که مرادشان از آزادی، برخورداری از امکان مصادره اموال سرمایهگذاران ایرانی و خارجی و تسخیر سفارتخانهها بود.
چرا این جابجایی مفاهیم خطا است؟
این جابجایی مفاهیم مثلا میتواند به برپایی یک «چین اسلامی» کمک کند. حرکت به سمت استقرار یک «چین اسلامی» با یک اقتصاد نسبتا آزاد تحت زعامت حکومت اسلامی با راهنمایی «اقتصاددانان آزادیخواه». اینجا واژهی «آزادیخواهی» بسیار راهگشا برای سیاست مورد نظر است. درحالیکه «لیبرالیسم» دستوپای «اقتصاددانان آزادیخواه» را میبندد. چرا که «لیبرالیسم» نه فقط بر آزادی اقتصادی، بلکه بر آزادیهای سیاسی و اجتماعی هم تاکید دارد و عزیمت به سمت «چین اسلامی» را دشوار میسازد.
بنابراین معتقدم که این پدیدهی جازدن مفاهیم، هدفمند و عامدانه است و قرار است تا جهت مطالبات اجتماعی را به آرامی عوض کند. (صدالبته که منظورم شخص شخیص و گرانمایه مرتضی کاظمی نیست)
این سناریوی جازدن مفاهیم، قبلا نیز آزموده و تکرار شده است. مثلا در برنامه هفتم توسعه کشور نیز عدهای واژهی «پیشرفت» را جایگزین واژه شناخته شده و بینالمللی «توسعه» کردند. «توسعه» شاخصهای شناختهشدهی اقتصادی و سیاسی خودش را دارد. اما منظور از «پیشرفت» ممکن است پیشرفت در دیندار کردن مردم یا پیشرفت در کشورگشایی یا هر امر دیگری باشد.
این تلاش برای تهی کردن واژهها از مفاهیم بنیادین، خودش گام اول یک حرکت سیاسی خطرناک است.
شهرام اتفاق
۲۰ مهرماه ۱۴۰۵
🆔 Telegram
🆔 Instagram
گزارش محتواهای منتشر شده در کانال انجمن اقتصادپژوهان طی هفته ۱۱ تا ۱۷ مهرماه ۱۴۰۵:
شنبهها: توسعه و گذار
جلسات مدرسه توسعه ۱
یکشنبهها: مسائل روز جامعه
طلای دیجیتال؛ بازاری که بزرگتر شده، اما ریسکهایش هم جدیتر شده است
دوشنبهها: نقد
نقدی بر نظریهی «کنشگران مرزی»
سهشنبهها: تحلیلهای تاریخی
مرور و تحلیل قانون اساسی مشروطه
چهارشنبهها: آموزش
فایل صوتی بخشی از کتاب کنش انسانی میزس ترجمه سلیمان عبدی
پنجشنبهها: گفتگو / مناظره
مطلبی منتشر نشده
جمعهها: درباره جهان
تغییر جهان به سمت شهرها (۱۹۵۰-۲۰۵۰)
هزینه روزانه زندگی برای یک نفر (دلار)
(بر اساس شاخصهای جهانی ۲۰۲۴)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻دسترسی به محتوای هفتههای قبل:
۴ تا ۱۰ مهرماه
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📚 مدرسه جامع مطالعات توسعه
📙جلسه دوم ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵
🔷مدرس: شهرام اتفاق
📎برای مشاهده فایل کامل جلسه اول روی لینک زیر در یوتیوب کلیک نمایید:
https://youtu.be/bJ2Hz_CC4-g?is=B_FZ0ZMijk4ejKwJ
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
دسترسی به جلسهی اول؛
https://youtu.be/mdrQn8ndZMU?is=GoKWsZL_NYV6cguv
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✳️ تغییر جهان به سمت شهرها (۱۹۵۰-۲۰۵۰)
نکات کلیدی
در سال ۱۹۵۰ تنها ۲۰ درصد از کل جمعیت جهان در شهرها زندگی میکردند، سهمی که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ به ۴۸ درصد افزایش یابد.
جمعیت شهرها در سال ۱۹۷۵ از جمعیت روستایی جهان و در سال ۱۹۹۷ از جمعیت شهرهای جهان پیشی گرفت.
پیشبینی میشود جمعیت روستایی جهان در سال ۲۰۴۶ به اوج خود یعنی ۱.۶۵ میلیارد نفر برسد و سپس به تدریج کاهش یابد.
جهان در طول قرن گذشته به طور پیوسته شهریتر شده و محل زندگی، کار و ساخت جوامع مردم را تغییر شکل داده است.
این نمودار، جمعیت جهان را بر اساس درجه شهرنشینی از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۵۰ دنبال میکند و تغییر بین شهرها، شهرستانها و مناطق روستایی را نشان میدهد. دادهها از بخش جمعیت وزارت امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد گرفته شده است .
در این مجموعه دادهها، شهرها به عنوان مناطقی با حداقل ۵۰،۰۰۰ نفر جمعیت و تراکم جمعیت بالا تعریف میشوند. شهرکها حداقل ۵۰۰۰ نفر جمعیت و تراکم متوسط دارند، در حالی که مناطق روستایی کمتر از ۳۰۰ نفر در هر کیلومتر مربع جمعیت دارند. ارقام مربوط به سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۵۰ پیشبینی هستند.
تغییر جهانی به سمت زندگی شهری
در سال ۱۹۵۰، زندگی شهری نسبتاً غیرمعمول بود و تنها ۵۰۰ میلیون نفر، یا حدود ۲۰٪ از جمعیت جهان، در شهرها زندگی میکردند.
در آن زمان، هم شهرها و هم مناطق روستایی بخش بسیار بیشتری از کل جمعیت جهان را تشکیل میدادند، به طوری که هر کدام نزدیک به یک میلیارد نفر یا تقریباً ۴۰٪ از جمعیت جهان را در خود جای داده بودند.
این تعادل به سرعت تغییر کرد. در سال ۱۹۷۵، زمانی که جمعیت شهری جهان به ۱.۲۷ میلیارد نفر در مقایسه با ۱.۲۵ میلیارد نفر در مناطق روستایی رسید، شهرها از مناطق روستایی پیشی گرفتند.
تا سال ۱۹۹۷، شهرها از شهرستانها نیز پیشی گرفته بودند و از آن زمان تاکنون همچنان بزرگترین گروه جمعیتی جهان باقی ماندهاند و به طور مطلق و نسبی سریعتر از شهرها و مناطق روستایی رشد میکنند.
تا سال ۲۰۲۵، تخمین زده میشود که ۳.۶۹ میلیارد نفر در شهرها زندگی میکنند که تقریباً ۴۵٪ از جمعیت جهان را تشکیل میدهند. شهرها اکنون رایجترین نوع سکونتگاه در ۱۰۴ کشور هستند.
پیشبینی میشود جمعیت روستایی در اواسط قرن به اوج خود برسد
اگرچه رشد جمعیت روستایی جهان با رشد شهرها همگام نبوده است، اما جمعیت روستایی همچنان در حال افزایش بوده و از ۹۹۷ میلیون نفر در سال ۱۹۵۰ به حدود ۱.۶۱ میلیارد نفر در سال ۲۰۲۵ رسیده است. با این حال، سهم مناطق روستایی از کل جمعیت جهان از ۴۰ درصد در سال ۱۹۵۰ به ۲۰ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ به ۱۷ درصد کاهش یابد.
کشورهای جنوب صحرای آفریقا تنها منطقهای است که جمعیت روستایی آن در ۷۵ سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است. سایر مناطق عمدتاً رشد جمعیت در شهرها و شهرستانها را تجربه کردهاند. در نتیجه، پیشبینی میشود جمعیت روستایی جهان در سال ۲۰۴۶ به اوج خود یعنی ۱.۶۵ میلیارد نفر برسد و این اولین مورد از سه دسته سکونتگاهی است که انتظار میرود به طور مطلق شروع به کاهش کند.
پس از آن نقطه، پیشبینی میشود که جمعیت روستایی به تدریج کاهش یابد، حتی با وجود اینکه جمعیت کلی جهان همچنان در حال افزایش است.
تقریباً نیمی از جمعیت جهان تا سال ۲۰۵۰ میتوانند در شهرها زندگی کنند
پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰، جمعیت شهری جهان به ۴.۶۷ میلیارد نفر برسد که بیش از نه برابر جمعیت شهری ثبت شده در سال ۱۹۵۰ است. این میزان بیسابقه شهرنشینی، منعکسکننده چندین عامل همگرا، از جمله کاهش نیاز به نیروی کار روستایی در مزارع به دلیل مکانیزاسیون کشاورزی، در کنار دسترسی بیشتر به مشاغل، آموزش، کالاها، خدمات و سرگرمی در شهرها است.
انتظار میرود ساکنان شهرها تا سال ۲۰۵۰ دو سوم از رشد جمعیت پیشبینیشده جهان را تشکیل دهند و بیشتر رشد باقیمانده در شهرها متمرکز باشد. تا آن زمان، انتظار میرود شهرها نوع اصلی سکونتگاه در ۱۲۷ کشور در سراسر جهان باشند.
پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۵۰، شهرها و شهرستانها روی هم رفته بیش از ۸۰ درصد از جمعیت جهان را تشکیل دهند. این یکی از تغییرات جمعیتی تعیینکننده در دوران مدرن است، زیرا جهانی که زمانی عمدتاً روستایی بود، به طور فزایندهای شهری میشود
.
#اخبار_بینالملل
#اقتصاد_جهانی
🆔️ Telegram
🆔️ Instagram
قانون اساسی مشروطه
مرور و تحلیل تاریخی
💠 جلسه اول
🎤 محمدامیر قدوسی
تهیه شده در اواخر
۱۴۰۳ و اوایل ۱۴۰۴
🆔 Telegram
🆔 Instagram
🎧 فایل PDF
نقدی بر نظریهی «کنشگران مرزی»
شهرام اتفاق
تیرماه ۱۴۰۵
رسانهی ایران امروز
فایل صوتی کامل در یوتیوب:
https://youtu.be/ndJ6PniIzYk?si=XVJjCThM45WnExJ6
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📚 مدرسه جامع مطالعات توسعه
📙جلسه اول ۸ مهرماه ۱۴۰۵
🔷مدرس: شهرام اتفاق
📎برای مشاهده فایل کامل جلسه اول روی لینک زیر در یوتیوب کلیک نمایید:
https://youtu.be/mdrQn8ndZMU?is=GoKWsZL_NYV6cguv
🆔 Telegram
🆔 Instagram
انتخابات آلمان 🇩🇪 ۲۰۲۶
🎤 به روایت مهری کیا
بخش دوم
قواعد انتخابات در آلمان چیست؟ احزاب آلمانی کدامند؟ نتایج انتخابات چه بوده است؟ آلترناتیوهای متفاوت برای گذار از وضعیت بهوجود آمده کداماند؟
دسترسی به بخش اول
#انتخابات #آلمان
#مهری_کیا
🆔 Telegram
🆔 Instagram
پاسخ مهری کیا
به پاسخ موسی غنینژاد
پژوهشگر، کنشگر و مسئولیت موضع
پاسخ اخیر موسی غنینژاد به نقدهای شهرام اتفاق، بیش از آنکه به ادعاهای مشخص منتقد پاسخ دهد، توان خود را صرف تعریف جایگاه نویسنده و منتقد میکند. او معمولا به جای کار دشوارتر نقد «سخن»، گزینهٔ آسانتر حمله به «سخنگو» را برمیگزیند. این رویکرد با نقد اصولی فاصله دارد.
شهرام اتفاق با استناد به مجموعهای از نوشتهها و گفتههای غنینژاد تفسیری دربارهٔ نسبت او با «محافظهکاری فقهی» ارائه کرده است. میتوان با این تفسیر موافق نبود؛ اما پاسخ به آن، صرفاً «تئوری توطئه» خواندن آن نیست. اگر نقد نادرست است، انتظار طبیعی این است که نشان داده شود کدام سند نادرست است، کدام نقلقول از متن اصلی جدا شده و کدام استنتاج از شواهد ارائهشده اعتبار ندارد.
غنینژاد در پایان نوشتهٔ خود میگوید «کنشگر سیاسی نیست» و خود را «صرفاً پژوهشگری» معرفی میکند؛ در مقابل، منتقدانش را کنشگران سیاسی میداند. این تفکیک اما چندان ساده نیست. پژوهشگر بودن با داشتن موضع سیاسی منافاتی ندارد؛ اما کسی که دربارهٔ لیبرالیسم، حکومت قانون، انقلاب ۵۷، اسلام سیاسی و آیندهٔ نظام سیاسی ایران بهطور مستمر اظهارنظر میکند، یا عامدانه دربارهٔ انتقال ثروت نفت به انفال سکوت میکند، عملاً در حوزهٔ عمومی و سیاسی مداخله دارد.
نمونهٔ روشنتر، انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ است. غنینژاد اعلام کرد که در دور اول رأی نداده، اما در دور دوم «صورت مسئله تغییر کرده» و «کنش سیاسی» نیز باید متناسب با آن تغییر کند؛ از این رو از مشارکت در دور دوم حمایت کرد. بنابراین اگر مقصود او از «کنشگر سیاسی نبودن» این است که سیاستمدار یا فعال حزبی حرفهای نیست، سخنش قابل فهم است؛ اما اگر مقصودش فاصله گرفتن از کنش سیاسی و تأثیرگذاری بر تصمیم سیاسی شهروندان باشد، این ادعا با رفتار علنی خودش سازگار نیست.
نکتهٔ مهمتر این است که غنینژاد در همان نوشتهای که خود را «صرفاً پژوهشگر» معرفی میکند، دربارهٔ «نظام سیاسی بعدی»، لیبرالیسم، ناسیونالیسم، سوسیالیسم، اسلام سیاسی و آیندهٔ ایران داوری میکند. چنین مداخلاتی البته حق طبیعی یک روشنفکر عمومی است. مسئله این نیست که چرا او موضع سیاسی دارد؛ مسئله این است که وقتی وارد میدان منازعهٔ عمومی میشود، نمیتواند هنگام نقد شدن، مرز میان پژوهش و کنش سیاسی را به سود خود بازتعریف کند.
از سوی دیگر، برای رد مفهوم «محافظهکاری فقهی» غنینژاد عمدتاً میگوید چنین جریانی در ایران امروز اساساً وجود ندارد و آن را «مفهومی عدمی» میخواند. اما نبودن یک تشکیلات سیاسی با این نام، به خودی خود وجود یک گرایش فکری را رد نمیکند. اگر شهرام اتفاق از مجموعهای از مواضع غنینژاد دربارهٔ فقه، عرف، سنت، قانون و بازار یک الگوی فکری استخراج کرده است، پاسخ دقیق این است که نشان داده شود این استخراج در کجا خطا کرده است.
اگر شواهدی که شهرام اتفاق از نوشتهها و گفتههای غنینژاد ارائه میکند نیازمند استدلال بیشتری است بهخودیخود نقد را منتفی نمیکند.
اما نقطهٔ قابل تأمل در پاسخ غنینژاد، ادبیات آن است. تعبیرهایی مانند «ره افسانه میزند»، «وادی یاوهگویی» و «لیبرال سکولار دموکرات دیگر چه صیغهای است؟» بیشتر زبان جدل سیاسیاند تا نقد پژوهشی. اگر قرار است عنوان «پژوهشگر» مبنای تمایز او با منتقدش باشد، انتظار میرود پاسخ نیز بیش از آنکه بر بیاعتبار کردن منتقد تکیه کند، بر نقد مستند ادعاهای او استوار باشد.
در نهایت، مسئله این نیست که غنینژاد پژوهشگر است یا کنشگر سیاسی. یک پژوهشگر میتواند روشنفکر عمومی، صاحب موضع سیاسی و حتی در بزنگاههایی کنشگر سیاسی باشد. مسئله این است که پژوهشگر بودن، کسی را از پاسخگویی مستند به مواضع و مداخلات عمومی خودش معاف نمیکند.
اگر نقد شهرام اتفاق نادرست است، بهترین پاسخ این نیست که منتقد «توطئهپرداز» یا «اهل یاوهگویی» خوانده شود؛ بهترین پاسخ این است که با سند نشان داده شود: این نقلقول نادرست است، این برداشت غلط است، و این نتیجه از این مقدمات به دست نمیآید.
پژوهشگر بودن امتیاز معافیت از پاسخگویی نیست.
اول اکتبر ۲۰۲۶
کنش یک ارجحیت ساده نیست انسان ممکن است در موقعیتی قرار بگیرد که در آن برخی چیزها یا وقایع غیر قابل اجتناب باشند یا اجتناب ناپذیر به نظر برسند.
چنانکه انسان ممکن است هوای آفتابی را به هوای بارانی ترجیح دهد یا هوای آفتابی را بر هوای ابری او در این موارد دارای آرزو و امید است بدون آنکه در تغییر وقایع یا در شکل دهی به سرنوشتاش اقدامی کرده باشد اما یک کنشگر انتخاب میکند تعیین میکند و سعی در دست یازیدن به اهدافش را دارد. او میان دو چیز بایستی انتخاب کند و همزمان نمیتواند هر دوی آنها را داشته باشد از این روی کنش همیشه بیانگر بدست آوردن چیزی و چشم پوشی از چیزی دیگر است.
صفحه ۴۳
کتاب #کنشانسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس - ترجمه سلیمان عبدی
Telegram | Instagram
فردریش هایک در جمهوری اسلامی
فایل PDF برای مخاطبانی که بهدلیل مشکلات نت قادر به باز کردن سایت ایرانامروز نیستند
فردریش هایک در جمهوری اسلامی
شهرام اتفاق
رسانه ایران امروز
۴ مهر ۱۴۰۵
#نقد #موسی_غنی_نژاد #محمد_قوچانی
#محافظه_کاری #محافظه_کاری_فقهی
#شهرام_اتفاق
🆔 Telegram
🆔 Instagram
⁉️بحران معیشت؛ وقتی درآمد بالا میرود اما زندگی کوچکتر میشود.
⬅️بحران معیشت الزاماً به این معنا نیست که درآمد مردم افزایش پیدا نمیکند. ممکن است حقوق یک فرد نسبت به چند سال قبل چند برابر شده باشد، اما اگر قیمت کالاها و خدمات با سرعت بیشتری افزایش پیدا کند، قدرت خرید واقعی او کاهش خواهد یافت.
آمارهای رسمی امروز نشانههای روشنی از همین مسئله را نشان میدهند.
براساس گزارش مرکز آمار ایران، متوسط هزینه سالانه یک خانوار شهری در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۶۹ میلیون تومان رسید؛ بیش از ۳۰ درصد بیشتر از سال قبل. در همین سبد هزینه، حدود ۴۴ درصد کل مخارج خانوار شهری مربوط به مسکن، سوخت و روشنایی بوده است.
اما وضعیت در سالهای بعد دشوارتر شده است. براساس گزارش مرکز آمار، در مرداد ۱۴۰۵ تورم سالانه کشور به حدود ۷۰ درصد و تورم نقطهبهنقطه به حدود ۸۹ درصد رسیده است. به زبان ساده، مجموعهای یکسان از کالاها و خدمات که خانوار در مرداد سال قبل خریداری میکرد، بهطور متوسط حدود ۸۹ درصد گرانتر شده است.
فشار تورم نیز برای همه یکسان نیست. تورم سالانه دهک دوم در مرداد ۱۴۰۵ حدود ۷۸ درصد بوده، درحالیکه این رقم برای دهک دهم حدود ۶۸ درصد گزارش شده است.
این همان جایی است که «تورم» از یک شاخص اقتصادی به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود.
📍خانوار در برابر کاهش قدرت خرید معمولاً ابتدا مصرف کالاهای غیرضروری را محدود میکند؛ بعد نوبت به تفریح، سفر، آموزش، درمانهای قابل تعویق و پسانداز میرسد. اگر این وضعیت طولانی شود، مسئله دیگر فقط گران شدن کالاها نیست؛ سبک زندگی خانوار کوچکتر میشود.
بنابراین بحران معیشت را نباید فقط با میزان حقوق یا حتی میزان افزایش سالانه دستمزد سنجید. پرسش اصلی این است:
یک خانوار با درآمد امروز خود، چه مقدار از زندگی چند سال قبلش را هنوز میتواند بخرد؟
وقتی پاسخ این سؤال هر سال کوچکتر میشود، با مسئلهای فراتر از تورم مواجهیم؛ با فرسایش تدریجی قدرت خرید و رفاه خانوار.
📍منابع: مرکز آمار ایران – شاخص قیمت مصرفکننده و طرح هزینه و درآمد خانوار؛ شورای عالی کار؛ مرکز پژوهشهای مجلس.
✍️پیام زعفری
#مسائل_روز_جامعه
🆔 Telegram
🆔 Instagram
آشنایی با نظریههای توسعه
به روایت شهرام اتفاق
۲۳ فوریه ۲۰۲۵
میزبانان نشست:
خانه ایران (مونیخ) / انجمن شناخت / جامعه مهندسان و معماران ایرانی در کانادا / و ...
دبیر نشست: دکتر فرانک شجاعی
فیلم کامل را اینجا ببینید:
https://youtu.be/FyVF4xzQeP4?si=EHzcxR2ngfaR5YFp
#توسعه #شهرام_اتفاق
🆔 Telegram
🆔 Instagram
انتخابات آلمان 🇩🇪 ۲۰۲۶
🎤 به روایت مهری کیا
قواعد انتخابات در آلمان چیست؟ احزاب آلمانی کدامند؟ نتایج انتخابات چه بوده است؟ آلترناتیوهای متفاوت برای گذار از وضعیت بهوجود آمده کداماند؟
#انتخابات #آلمان
#مهری_کیا
🆔 Telegram
🆔 Instagram
مفهوم ناخودآگاه در پراکسیولوژی با کاربرد این مفهوم و مفهوم نیمه خودآگاه در روانکاوی به دو سیستم فکری متفاوت تعلق دارد و هیچ شباهتی به هم ندارند پراکسیولوژی کمتر از دیگر علوم مدیون روانکاوی ست.
از این رو شناخت خط تمایز پراکسیولوژی با روانکاوی بسیار ضروری و مهم است.
صفحه ۴۳
کتاب #کنشانسانی - Human Action
#لودویگ_فون_میزس - ترجمه سلیمان عبدی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
موضوع نقد دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵
پیام اول:
آزادیخواهی؛ نه چپ و نه راست
ایده مککلاسکی، هایک و میزس
بعد از انتشار یادداشتی با عنوان
"من آزادیخواه هستم؛ نه چپ و نه راست"
از طریق مسعود یوسفحصیرچین متوجه شدم علاوه بر فریدیش هایک، دیردره مککلاسکی، اقتصاددان و اندیشمند آمریکایی در کتاب
Why Liberalism Works
از توصیف مشابهی استفاده کرده است. این کتاب قرار است با ترجمه یوسفحصیرچین منتشر شود.
درباره یک مثلث
هایک و مککلاسکی هر دو از مثال مثلث برای توضیح تفاوت لیبرالیسم با چپ و راست استفاده کردهاند. من سعی کردم این مثلت را ترسیم کنم. در این مثلث، چپ و راست در دو سوی مقابل یکدیگر قرار دارند و آزادیخواهی در رأس بالای مثلث است؛ با این تفاوت که فاصله آزادیخواهی از راست کمتر از فاصله آن از چپ است.
آزادیخواهی یا لیبرالیسم کلاسیک با برخی مبانی اقتصادی راستگرایان مانند بازار آزاد و حق مالکیت نزدیکی بیشتری دارد اما نمیتوان آن را با راستگرایی یکسان دانست. راست طیف متنوعی از گرایشها را در بر میگیرد؛ از محافظهکاری سنتی تا ملیگرایی، پوپولیسم، راست رادیکال و Far Right که ترجمه رایج آن به «راست افراطی» به نظرم دقیق نیست.
ترامپ؛ بازار آزاد یا مداخله دولت؟
دونالد ترامپ از کاهش مالیات و مقرراتزدایی دفاع میکند اما همزمان تعرفههای سنگین وارداتی را برای حمایت از تولید داخلی به کار میگیرد. تعرفهها نمونهای از مداخله دولت در تجارت هستند که انتخاب مصرفکنندگان و بنگاهها را محدود میکنند. مککلاسکی در کتابش از گرایش اقتدارگرایانهای انتقاد میکند که به نظر او در محافظهکاری آمریکا و بهویژه تسلط ترامپ بر حزب جمهوریخواه آشکار شده است.
اوربان؛ ملیگرایی و دولت مداخلهگر
ویکتور اوربان در مجارستان نمونه دیگری است. دولت او بر هویت ملی و ارزشهای سنتی تأکید کرده و در اقتصاد نیز از ابزارهایی مانند سقف قیمتها و مالیاتهای ویژه استفاده کرده است. سیاستهای او درباره رسانههای مستقل، نهادهای مدنی و حقوق برخی اقلیتها نیز با انتقاداتی روبهرو شده است. خلاصه اینکه راستِ ملیگرا میتواند در برخی حوزهها از بازار حمایت کند اما در حوزههای دیگر خواهان مداخله گسترده دولت باشد.
هایک؛ چرا آزادیخواهی با محافظهکاری یکی نیست؟
فریدریش هایک در مقاله مشهور چرا محافظهکار نیستم توضیح میدهد که اتحاد مقطعی آزادیخواهان با محافظهکاران به معنای یکسان بودن مبانی فکری آنها نیست. او قرار دادن سوسیالیستها در چپ، محافظهکاران در راست و لیبرالها در میانه را تصویری گمراهکننده میداند و او نیز از مثلث برای توضیح تفاوت این سه جریان استفاده میکند.
لودویگ فون میزس نیز خود را لیبرال کلاسیک میدانست و از آزادی اقتصادی، حقمالکیت و تجارت آزاد دفاع میکرد. نکته مهم اینکه میزس حتی اگر فردی از نظر فرهنگی محافظهکار باشد لزوماً خواهان تحمیل ارزشهای خود از طریق دولت نیست. معیار آزادیخواهی را باید در نگرش او به حدود قدرت دولت جستوجو کرد.
پرسش اصلی؛ دولت تا کجا اختیار دارد؟
ممکن است یک فرد چپگرا خواهان دخالت دولت برای تحقق برابری و یک فرد راستگرا خواهان دخالت دولت برای حفظ سنتها و ارزشهای مورد قبول خود باشد. اختلاف آنها بر سر اهداف دخالت دولت است؛ اما یک فرد آزادیخواه پیش از هر چیز درباره حدود این دخالت سؤال میکند.
پرسش بنیادین آزادیخواهی این نیست که دولت چه اهدافی را دنبال کند؛ بلکه این است که قدرت دولت تا کجا باید محدود باشد.
مرتضی کاظمی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
👈دسترسی به نقد شهرام اتفاق
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📍هزینه فیلترینگ را چه کسی میپردازد؟
⬅️تصور کنید صاحب یک کسبوکار خانگی، صبح از خواب بیدار شود و نتواند پیام مشتریهایش را ببیند. سفارشها هنوز باید آماده شوند، اما راه هماهنگی تحویل، بسته شده است. مشتری هم نمیداند سفارش او ثبت شده یا نه. برای هر دو طرف، یک کار ساده به نگرانی و پیگیری دوباره تبدیل میشود.
در ایران، این تجربه فقط یک فرض نیست. قطع گسترده اینترنت در آبان ۱۳۹۸، اختلالها و محدودیتهای اینترنت همراه در پاییز ۱۴۰۱، محدودیت شدید دسترسی به اینترنت بینالملل در خرداد ۱۴۰۴ و قطعی اینترنت در زمستان ۱۴۰۴، هرکدام به شکلی ارتباط کسبوکارها با مشتریانشان را دشوار کردند. این رویدادها از نظر علت، گستره و مدت یکسان نبودند؛ اما نشان دادند وقتی مسیر ارتباط ناگهان بسته میشود، فروش آنلاین چقدر آسیبپذیر است.
در کنار قطعی اینترنت، فیلترینگ پلتفرمها فشار دیگری ایجاد کرده است. تلگرام از سال ۱۳۹۷ و اینستاگرام از سال ۱۴۰۱ فیلتر شدند؛ دو بستری که بسیاری از فروشندگان برای معرفی محصول و ارتباط با مشتری از آنها استفاده میکردند. واتساپ نیز از سال ۱۴۰۱ فیلتر شد و در دی ۱۴۰۳ رفع فیلتر شد که بعد از وقوع قطعی اینترنت در زمستان 1404، تا این لحظه همچنان فیلتر باقی مانده است. حتی وقتی دسترسی به یک پیامرسان برمیگردد، پیدا کردن دوباره مشتریها و بازسازی شیوه کار همیشه فوری و بیهزینه نیست.
فروشندهای که سالها برای ساختن صفحه و جلب اعتماد مشتری وقت گذاشته، ممکن است ناچار شود چند کانال را همزمان اداره کند، برای تبلیغ بیشتر هزینه بدهد یا بخشی از مخاطبانش را از دست بدهد. این هزینه تنها روی دوش فروشنده نمیماند. مشتری نیز برای پیدا کردن کالا، مقایسه قیمت و پیگیری سفارش وقت بیشتری میگذارد.
عکاس محصول، مدیر صفحه، تولیدکننده محتوا و پیک هم به سفارشهای همین کسبوکار وابستهاند. وقتی فروش یک مغازه آنلاین افت میکند، اثر آن در این زنجیره پخش میشود. کسبوکارهای کوچک و خانگی معمولاً فشار بیشتری حس میکنند؛ چون برخلاف شرکتهای بزرگ، شاید بودجهای برای وبسایت، تبلیغات گسترده یا حضور در چند بستر نداشته باشند.
البته هر افت فروشی را نمیتوان فقط به فیلترینگ یا قطعی اینترنت نسبت داد؛ قدرت خرید مردم و هزینههای تولید و ارسال هم مهماند. با این حال، وقتی ارتباط فروشنده و مشتری سختتر میشود، هر دو برای انجام همان معامله قبلی، زمان و هزینه بیشتری میپردازند.
نهایتا این هزینه را چه کسی میپردازد؟ فروشنده، مشتری و همه کسانی که کارشان به این زنجیره وابسته است؛ گاهی با پول،گاهی با استرس و کلافگی و گاهی با ساعتها کار اضافه و گاهی با فرصتی که از دست میرود.
امیدوارم قطعیها و محدودیتهای گسترده اینترنت دیگر تکرار نشوند تا این زنجیره، دوباره از همان نقطه آسیب نبیند.
✍️پیام زعفری
🆔 Telegram
🆔 Instagram
📊 هزینه روزانه زندگی برای یک نفر (دلار)
(بر اساس شاخصهای جهانی ۲۰۲۴)
سنگینترین هزینهها:
۱. سنگاپور: ۱۰۷$
۲. ایسلند: ۱۰۶$
۳. سوئیس: ۱۰۶$
۴. ایرلند: ۹۰$
۵. لوکزامبورگ: ۸۹$
۶. آمریکا: ۸۳$
۷. بریتانیا: ۷۹$
۸. هلند: ۷۸$
کشورهای منتخب:
۱۲. امارات: ۶۹$
۱۷. آلمان: ۵۹$
۱۸. قطر: ۵۸$
۴۳. ژاپن: ۳۹$
۷۲. ترکیه: ۳۰$
۹۱. عراق: ۲۶$
۹۶. مراکش: ۲۴$
۱۱۸. ایران: ۲۰.۲۷$
۱۴۲. هند: ۱۴$
۱۴۹. مصر: ۱۲$
⚠️ نکته: پایین بودن هزینهها در برخی کشورها (از جمله ایران) لزوماً به معنای «رفاه» نیست؛ بلکه اغلب بازتابدهنده کاهش شدید قدرت خرید داخلی، ارزش پایین نیروی کار و بیارزش شدن پول ملی در برابر دلار است.
📌 منبع: World Population Review / Numbeo
پن ۱: لیست کامل کشورها در فایل pdf قابل مشاهده است
پن ۲: حداقل دستمزد در ایران ماهانه در حدود ۶۳ دلار است
@DataHub_Persian
اعلام آرزوها و امیدها و ارائه یک طرحی برای انجام کنش ممکن است به کنش شکل دهد تا جائیکه آنها خود تحقق هدف خاصی را مد نظر داشته باشند.
اما این دلیل نمیشود که میان کنش و آنچه ترجیح داده می شود دچار اشتباه شویم اعلام پیشنهاد یا رد کنش نمیتواند با انجام کنش یکسان باشد.
کنش یک امر واقعی ست ، رفتار تام انسانی در قیاس با صحبت در خصوص برنامه های تحقق نیافته از اهمیت برخوردار است.
از طرف دیگر بایستی به وضوح کنش را از نیروی کار متمایز کرد. کنش به معنی کاربرد ابزار برای نیل به هدفی خاص است به عنوان قانون ، کار یکی از ابزارهای مورد کاربرد انسان کنشگر برای نیل به اهدافش است.
اما این همیشه مصداق ندارد چرا که گاه در برخی شرایط یک کلمه همه آنچیزی ست که برای کنش مورد نیاز است کسی که دستور میدهد یا یک سفارش می دهد بدون انجام کاری میتواند کنش انجام دهد.
صحبت کردن یا نکردن یک تبسم یا جدی بودن میتواند کنش باشد مصرف کردن و لذت بردن به عنوان کنش از پرهیز کردن از مصرف یا لذت هیچ کم ندارد.
صفحه ۴۳
کتاب #کنشانسانی - Human Action
اثر لودیگ فون میزس - ترجمه سلیمان عبدی
Telegram | Instagram
آزادی بیان و آزادی اقتصادی جداییناپذیرند.
اگر دولت کنترل شغل، مسکن، تأمین مواد غذایی و حساب بانکی شما را در دست داشته باشد، نمیتوانید بدون به خطر افتادن امنیت خود، از حکومت انتقاد کنید.
استقلال اقتصادی، زره حقیقیِ محافظِ آزادی بیان است.
کمونیسم را در تمامی اشکال آن رد کنید.
@austro_libertarian
⁉️ طلای دیجیتال؛ بازاری که بزرگتر شده، اما ریسکهایش هم جدیتر شده است
⬅️بازار خرید و فروش آنلاین طلا در ایران طی چند سال اخیر بهسرعت رشد کرده است. خرید با مبالغ کوچک، امکان معامله سریع و حذف دردسر نگهداری فیزیکی باعث شده پلتفرمهایی مانند میلی، طلاین، گلدیکا و سایر بازیگران این حوزه بخشی از تقاضای سنتی بازار طلا را به سمت فضای آنلاین ببرند.
طبق آماری که از سوی مدیر اداره نظارت بر نظامهای پرداخت بانک مرکزی اعلام شده، در سال ۱۴۰۵ حدود ۳۹ کسبوکار فعال در حوزه معاملات آنلاین طلا وجود داشته و سهم این پلتفرمها به حدود ۱۴ درصد از ارزش معاملات بازار طلا رسیده است. بنابراین دیگر نمیتوان طلای آنلاین را یک بازار کوچک و حاشیهای دانست.
با این حال، آمار رسمی مشخصی از ارزش ریالی کل معاملات یا خالص ورود پول به تمام پلتفرمهای طلای آنلاین به صورت عمومی منتشر نشده است؛ بنابراین اعداد اعلامشده از سوی هر پلتفرم را باید جدا از آمار رسمی کل بازار در نظر گرفت.
پول بیشتر به سمت طلا رفته است
روند بازارهای مالی نیز نشان میدهد تقاضا برای طلا در سال ۱۴۰۵ افزایش قابل توجهی داشته است.
برای نمونه، تا پایان مرداد، مجموع خالص ورود پول حقیقی به صندوقهای طلای بورس از ابتدای سال به حدود ۶۴.۷ هزار میلیارد تومان رسیده بود. تنها در مرداد حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان پول حقیقی وارد این صندوقها شد.
این روند در تابستان نیز ادامه داشت؛ صندوقهای طلا طی این فصل حدود ۱۶.۲ هزار میلیارد تومان خالص ورود پول حقیقی ثبت کردند و متوسط ارزش معاملات روزانه آنها به حدود ۱۳.۲ هزار میلیارد تومان رسید؛ رقمی که نسبت به فصل بهار حدود ۱۷ درصد افزایش نشان میدهد.
حتی در برخی روزهای شهریور ورود نقدینگی بسیار سنگین بود؛ برای مثال در ۱۱ شهریور حدود ۲ هزار میلیارد تومان در یک روز وارد صندوقهای طلا شد.
البته صندوقهای بورسی با پلتفرمهایی مانند میلی متفاوتاند، اما این اعداد یک پیام مشخص دارند: در شرایط نااطمینانی اقتصادی و نوسانات ارز، بخش قابل توجهی از نقدینگی مردم به سمت ابزارهای مرتبط با طلا حرکت کرده است.
اما ماجرای میلی چه بود؟
در شهریور و مهر ۱۴۰۵، برخی کاربران میلی از تأخیر در تسویه ریالی و تحویل طلا خبر دادند و همین موضوع نگرانیهایی درباره وضعیت ذخایر و نقدشوندگی این پلتفرم ایجاد کرد.
میلی اعلام کرد مسئله ناشی از نبود طلا نیست و بخش قابل توجهی از ذخایر آن در خزانههای بانکی نگهداری میشود، اما دسترسی به بخشی از این طلاها با محدودیت مواجه شده است.
این شرکت اعلام کرده حدود ۹۶۵ کیلوگرم طلا برای پوشش تعهدات کاربران در اختیار دارد و طی یک دوره ۳۰ روزه نیز بیش از ۷ هزار میلیارد تومان تسویه ریالی و بیش از ۳۶ کیلوگرم تحویل فیزیکی طلا انجام داده است.
با این حال باید توجه داشت که این اعداد، آمار اعلامشده توسط خود میلی هستند و با گزارش حسابرسی مستقل یا آمار رسمی نهاد ناظر تفاوت دارند.
در تازهترین تحول نیز در ۸ مهر ۱۴۰۵ میلی اعلام کرد دستور آزادسازی طلاهای این مجموعه از بانک کارگشایی صادر شده است.
بنابراین بر اساس اطلاعات منتشرشده فعلی، نمیتوان ادعای «خالیفروشی» یا نبود طلا را بهعنوان یک واقعیت اثباتشده مطرح کرد؛ مسئلهای که بیشتر قابل مشاهده بوده، اختلال در دسترسی و تسویه بخشی از دارایی کاربران است.
مسئله اصلی کجاست؟
حواشی اخیر یک تفاوت مهم را آشکار کرد:
داشتن طلا، نگهداری طلا و امکان دسترسی فوری به طلا الزاماً یک چیز نیستند.
حتی اگر پلتفرم واقعاً به اندازه تعهدات خود طلای فیزیکی داشته باشد، محدودیت دسترسی به خزانه، اختلال سیستم بانکی یا افزایش ناگهانی درخواست برداشت کاربران میتواند نقدشوندگی را با مشکل مواجه کند.
به همین دلیل در انتخاب یک پلتفرم طلای آنلاین، فقط تبلیغات، تعداد کاربران یا حتی داشتن مجوز کافی نیست. باید دید:
طلا دقیقاً کجا نگهداری میشود؟
چه نهادی موجودی آن را کنترل میکند؟
آیا موجودی طلا با مجموع تعهدات کاربران تطابق دارد؟
و در نهایت، کاربر در زمان نیاز چقدر سریع میتواند پول یا طلای خود را دریافت کند؟
📍بازار طلای آنلاین در ایران بهسرعت در حال بزرگ شدن است؛ اما هرچه حجم پول واردشده به این بازار بیشتر شود، شفافیت ذخایر، نظارت و امکان برداشت واقعی دارایی نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
✍️پیام زعفری
🆔 Telegram
🆔 Instagram
گزارش محتواهای منتشر شده در کانال انجمن اقتصادپژوهان طی هفته ۴ تا ۱۰ مهرماه ۱۴۰۵:
شنبهها: توسعه و گذار
معرفی نظریههای توسعه
اطلاعیه مدرسه توسعه
یکشنبهها: مسائل روز جامعه
بحران معیشت؛ وقتی درآمد بالا میرود اما زندگی کوچکتر میشود.
دوشنبهها: نقد
فردریش هایک در جمهوری اسلامی PDF
فایل PDF / فایل صوتی
سهشنبهها: تحلیلهای تاریخی
تحلیلهای تاریخی و ضرورت گذار از تفسیرهای تکعلتی
چهارشنبهها: آموزش
فایل صوتی بخشی از کتاب کنش انسانی میزس ترجمه سلیمان عبدی
پنجشنبهها: گفتگو / مناظره
نقد موسی غنینژاد به شهرام اتفاق
نقد مهری کیا به موسی غنینژاد
جمعهها: درباره جهان
بررسی آمار تورم سوئیس
انتخابات آلمان بخش ۲
🆔 Telegram
🆔 Instagram
✳️ بررسی آمار تورم سوئیس
طبق گزارش بانک جهانی شاخص بهای مصرف کننده - CPI(سوئیس)(سالانه):
☑️ واقعی .................... 1
📙 پیش بینی ............. 1
📊 قبلی ..................... 0.8
🔹تورم ماهانه در ماه سپتامبر مطابق انتظارات بود، به طوری که تورم سالانه به ۱.۰ درصد افزایش یافت، در حالی که رقم ماهانه بدون تغییر باقی ماند.
🔸بار دیگر، انرژی عامل اصلی افزایش قیمتها بود و قیمت نفت گرمایشی، بنزین و گازوئیل در ماه سپتامبر افزایش بیشتری یافت. این افزایش قیمت تا حدودی با کاهش قیمت تورهای مسافرتی بینالمللی، اجاره خودرو، هتلها و اقامتگاهها جبران شد.
🔸پیشبینی میشود تورم سالانه اصلی، که معیار مهمتری است، به 0.5 درصد افزایش یابد. بانک مرکزی سوئیس همچنان بر این تخمین تأکید بیشتری دارد زیرا مؤلفه انرژی که نوسان بیشتری دارد را حذف میکند. اما با توجه به اینکه این رقم هنوز به 0 درصد نزدیکتر از 2 درصد است، بانک مرکزی سوئیس فعلاً نیازی به وحشت و عجله برای ایجاد تغییرات ناگهانی در سیاستها ندارد.
🔹دادهها چه چیزی را اندازهگیری میکنند؟
🔸شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) تغییرات قیمتهایی را که خانوارهای سوئیسی برای سبدی از کالاها و خدمات میپردازند، دنبال میکند و معیار اصلی تورم مصرفکننده است.
🔹چرا برای بازارها مهم است؟
🔸تورم در چشمانداز نرخ بهره بانک مرکزی سوئیس (SNB) نقش محوری دارد، به خصوص با توجه به اینکه نرخ بهره سیاستی در حال حاضر 0٪ است. افزایش مداوم نرخ بهره میتواند دامنه سیاستهای تسهیلی را کاهش دهد، در حالی که ضعف مجدد نرخ بهره، نگرانیها در مورد تورم بسیار پایین را احیا میکند.
🔹این موضوع چگونه با تصویر کلیتر اقتصادی مطابقت دارد؟
🔸تورم سوئیس اخیراً در حال افزایش بوده و در ماه اوت به 0.8 درصد رسیده است که عمدتاً به دلیل افزایش قیمت انرژی بوده است. بانک مرکزی سوئیس انتظار دارد تورم در سهماهه چهارم تا حدودی بیشتر افزایش یابد و سپس در طول سال 2027 کاهش یابد، در حالی که همچنان در محدوده ثبات قیمت 0 تا 2 درصد باقی میماند.
🔹تأثیر بالقوه این موضوع بر بازار چیست؟
🔸افزایش بیشتر از حد انتظار نرخ بهره میتواند از فرانک سوئیس حمایت کند و با کاهش انتظارات برای تسهیل بیشتر سیاست پولی بانک مرکزی سوئیس، فشار رو به بالایی بر بازده اوراق قرضه سوئیس وارد کند. کاهش بیشتر نرخ بهره احتمالاً در جهت مخالف عمل خواهد کرد، اما تأثیر کلی آن بسیار محدود خواهد بود، مگر اینکه این غافلگیری، چشمانداز نرخها را به طور قابل توجهی تغییر دهد - که بعید است.
🔹ارتباط فعلی با بازارها؟
🔸متوسط. این انتشار با توجه به نرخ بهره سیاستی بانک مرکزی سوئیس (SNB) که 0٪ است، مرتبط است، اما احتمال تغییر اساسی در چشمانداز سیاستی نسبتاً بالا است. این امر به ویژه پس از آن صورت گرفت که SNB هفته گذشته اعلام کرد فشار تورمی میانمدت تنها اندکی افزایش یافته و موضع سیاستی آن همچنان مناسب است.
#اخبارـبینالملل
#اقتصادـجهانی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
پاسخ موسی غنینژاد
به نقدهای شهرام اتفاق:
لیبرالیسم، کنشگری سیاسی و کارپژوهشی
در گذشتهای نه چندان دور طیف گستردهای از روشنفکران چپگرا، از مارکسیستها گرفته تا طرفداران اسلام سیاسی مجذوب یا مرعوب مارکسیسم، برچسب لیبرال و لیبرالیسم رابه ناسزای سیاسی تبدیل کرده بودند و در رقابتهای سیاسی به ویژه پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷از این برچسب برای کنار زدن رقبا به طور گستردهای استفاده میکردند. امروزه در جامعه ما خوشبختانه این حنا دیگر رنگی ندارد. و بخش روزافزونی از جوانان و تحصیلکردهها نه تنها لیبرالیسم را مذمت نمیکنند بلکه به نوعی طرفدار آن شدهاند، و راه حل مشکلات جامعه امروز ایران را در این نظام فکری جستجو میکنند. در چنین شرایطی طبیعی است که تعداد لیبرالها یا مدعیان لیبرالیسم درایران بیشتر شود، و این امر مبارکی است که باید آنرا به فال نیک گرفت، و از آن استقبال کرد. اما در عین حال این نگرانی وجود دارد که مدعیانی که به نظر میرسد بیشتر در پی کسب قدرت سیاسی در آینده نزدیک در «نظام سیاسی بعدی» هستند، حتی با نیتهای خیر اما شتابزده جنس قلابی به مردم تحویل دهند. و این البته ممکن است برای ایران عزیز فاجعهبار باشد. منظور از جنس قلابی نوعی ایدئولوژی وارداتی بیگانه با فرهنگ ایرانی است که جامه فاخری به آن پوشاندهاند و به رغم شکوه و عظمت ظاهریش به درد ایرانی نمیخورد. تاریخ معاصر ایران شاهد نتایج زیانبار ناشی از این ایدئولوژیهای وارداتی، ازجمله ناسیونالیسم و انواع سوسیالیسم بوده است. ناسیونالیسم رمانتیک و بیگانه ستیز مصدقی و اصلاحات ارضی محمد رضا شاهی از مصداقهای اجناس قلابی وارداتی است.
اخیراً یکی از این دوستان «لیبرال» در سلسله نوشتههایی از منظر کنشگری سیاسی به نقد دیدگاههای من به عنوان نماینده «شاخه اقتصادی محافظهکاری فقهی» پرداخته و جناب محمد قوچانی را نماینده شاخه سیاسی محافظه کاری فقهی دانسته و مدعی شده که « محافظهکاری فقهی» یک جریان فکری و سیاسی قدرتمند در کشور است که چهره واقعی خودش را در پشت یک «ماسک لیبرال» پنهان میکند. و … میکوشد دستگاه فقاهت را از زیر ضرب خارج کند.» در ادامه ایشان از موضع یک لیبرال سکولار دموکرات اعلام میکند قصد دارد نشان دهد که، «نزاع میان غنینژاد با چپها و روشنفکران دینی در واقع کوششی برای تبرئه دستگاه فقاهت و روحانیت از وضع موجود و از گناه ۵۷ است»
ازهمان ابتدا روشن است که نظریه این دوست «لیبرال» از ژانر تئوری توطئه است: یک جریان فکری وسیاسی قدرتمند که ماسک زده و میخواهد دستگاه فقاهت و روحانیت را تبرئه کند. البته چندان روشن نیست که هدف از این توطئه چیست؟ اما پرسش مهمتر این است که در ایران پس از انقلاب اسلامی دستگاه فقاهت و روحانیت کجاست و در چه وضعیتی قرار دارد؟ واقعیت این است که با سیطره قدرت سیاسی حاکم بر کلیه نهادهای دینی از حوزههای علمیه گرفته تا مساجد و تکیهها، از سالهای پس از انقلاب اسلامی، دستگاه فقاهت مستقلی همانند قبل که بخشی از سنت اسلام شیعی است دیگر وجود خارجی ندارد. اسلامی که اکنون بر کشور ما حاکم است به عنوان روایت شاذی از اسلام سیاسی، یک جریان کاملاً حکومتی متمرکز است، و این جریان طبیعتاً نیازی به توطئه برای تبرئه خود ندارد چراکه خود و طرفدارانش را ملت «مبعوث» میداند، و از زمین و زمان طلبکار است و پاسخگوی هیچکس نیست. این دوست «لیبرال سکولار دموکرات» چون حقیقت را نمیبیند ره افسانه میزند. محافظهکاری فقهی که ایشان از آن دم میزند و میخواهد ماسک از چهرهاش بردارد اصلاً در ایران امروز محلی از اِعراب ندارد. بحث در باره مفهومی عدمی سرانجامی جزافتادن در وادی یاوهگویی ندارد. راستی لیبرال سکولار دموکرات دیگر چه صیغهای است؟ کنار هم چیدن سه مفهوم کاملاً متفاوت ظاهراً برای تاکیدبر یک موضع سیاسی مشخص در شرایط ایران کنونی است اما در عین حال حکایت از فقدان فهم درست و منسجم از آنها دارد.
در پایان لازم است تاکید کنم که این یادداشت به معنی فتح بابی برای گفتگو با دوستان لیبرال ازاین دست نیست چراکه من کنشگر سیاسی نیستم و خود را صرفاً پژوهشگری میدانم که نگران ایران و مردمان آن است. این دوستان در قامت کنشگران سیاسی وارد میدان شدهاند که این کار البته هیچ ایرادی به خودی خود ندارد اما از سنخ کاری که من انجام میدهم نیست. با توجه به فقدان هرگونه اشتیاق و ذوقی برای فعالیتهایی از این دست ترجیح میدهم باب این گفتگو را همین جا ببندم، و برای دوستان جهت رسیدن به نیات خیرشان آرزوی توفیق کنم.
تحلیلهای تاریخی
و ضرورت گذار از تفسیرهای تکعلتی
داریوش بینیاز بهتازگی مطلبی با عنوان «هیچ پدیدهای تکعلتی نیست» منتشر کرده که ارزش خواندن دارد.
او در این نوشته تاکید کرده که:
در این نوشتار به موضوع تک علتی (Monocausality) و چند علتی (Multicausality) میپردازم. ما انسانها سدهها برای توضیحِ معلولها (Wirkung/Effect) یا پدیدارها همواره تفکر تک علتی را دنبال کردیم؛ یعنی برای هر پدیده یک «علت نهایی» یا علت اولی تصور میشد. این درک اساساً تحت تأثیر ارسطو و بعدها تفکر دینی قرار داشت. نگرش تکعلتی به ویژه در حوزه تحلیلهای سیاسی بهوفور یافت میشود.
فردریش هایک در جمهوری اسلامی
فایل صوتی برای مخاطبانی که بهدلیل مشکلات نت قادر به باز کردن سایت ایرانامروز نیستند
فردریش هایک در جمهوری اسلامی
شهرام اتفاق
رسانه ایران امروز
۴ مهر ۱۴۰۵
#نقد #موسی_غنی_نژاد #محمد_قوچانی
#محافظه_کاری #محافظه_کاری_فقهی
#شهرام_اتفاق
🆔 Telegram
🆔 Instagram
🟦سپهرداد طوس برگزار میکند:
📚اولین دوره از مدرسه جامع مطالعاتتوسعه
🔵مدرس:
شهرام اتفاق
پژوهشگر توسعه
🔹جلسات ترم اول:
جلسهی اول:
تعریف توسعه/ملت و توسعه/سکولاریسم و توسعه
🔹جلسهی دوم:
تمرکز و توسعه/قانون و توسعه/عدالت و توسعه/پایداری و توسعه
🔹جلسهی سوم:
زبان و توسعه/دیالوگ و توسعه/شیوهی اندیشیدن و توسعه/سنت و توسعه
🔹جلسهی چهارم:
مسئول توسعه/نظام حکمرانی و توسعه /نفت و توسعه/پیشنیازهای توسعه
🔹جلسهی پنجم:
نظریههای توسعه و گذار /معرفی و طبقهبندی نظریهپردازان توسعه در
ایران
📅زمان برگزاری دوره:
چهارشنبه ها ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰
اولین جلسه چهارشنبه هشتم مهرماه
🔵امکان شرکت درجلسات به شکل همزمان حضوری در مشهد و آنلاین وجود دارد.
🔵این مدرسه برای علاقهمندانبه توسعه رایگان خواهد بود،ولی برای شرکت ثبت نام الزامیست.
📍
ثبتنام ترم دوم از طریق
پیام دادن به شماره موبایل
09153370507
یا اکانتهای زیر در تلگرام
🆔@ehsansharif
🆔@Rezaamirzadeh
🧷آدرس ما در تمامی صفحات مجازی
🆔@sepehrdadtoos
همراهان گرامی
محتوا و ترتیب انتشار مطالب این کانال از پاییز ۱۴۰۵ به بعد به شرح زیر خواهد بود:
شنبهها: توسعه و گذار
یکشنبهها: مسائل روز جامعه
دوشنبهها: نقد
سهشنبهها: تحلیلهای تاریخی
چهارشنبهها: آموزش
پنجشنبهها: گفتگو / مناظره
جمعهها: درباره جهان
🔹 درصورت فقدان محتوای با کیفیت، مطلبی در کانال پست نمیکنیم و به انتطار هفته بعد میمانیم.
🔹آگهی رویدادها در تمام طول هفته منتشر خواهد شد.
🔹شما هم میتوانید محتواهای پیشنهادی خودتان برای ادمینهای کانال ارسال بفرمایید و در آگاهیرسانی مشارکت بفرمایید.
🆔 Telegram
🆔 Instagram
کنش یک ارجحیت ساده نیست انسان ممکن است در موقعیتی قرار بگیرد که در آن برخی چیزها یا وقایع غیر قابل اجتناب باشند یا اجتناب ناپذیر به نظر برسند.
چنانکه انسان ممکن است هوای آفتابی را به هوای بارانی ترجیح دهد یا هوای آفتابی را بر هوای ابری او در این موارد دارای آرزو و امید است بدون آنکه در تغییر وقایع یا در شکل دهی به سرنوشتاش اقدامی کرده باشد اما یک کنشگر انتخاب میکند تعیین میکند و سعی در دست یازیدن به اهدافش را دارد. او میان دو چیز بایستی انتخاب کند و همزمان نمیتواند هر دوی آنها را داشته باشد از این روی کنش همیشه بیانگر بدست آوردن چیزی و چشم پوشی از چیزی دیگر است.
صفحه ۴۳
کتاب #کنشانسانی - Human Action
#لودویگ_فون_میزس - ترجمه سلیمان عبدی
🆔 Telegram
🆔 Instagram
⁉️شرایط تورمی؛ بهترین زمان برای رویافروشی
⬅️تورم فقط سفره مردم را کوچک نمیکند؛ بازار امید را هم بزرگ میکند.
وقتی قیمتها سریعتر از درآمد افزایش مییابند و پسانداز هر روز بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهد، یک سؤال جدی برای بسیاری از مردم ایجاد میشود:
«با پولم چه کار کنم که عقب نمانم؟»
و دقیقاً همینجا، بازار «رویافروشی» شکل میگیرد.
رویافروشی الزاماً کلاهبرداری نیست. مشکل از جایی شروع میشود که به جای آموزش و توضیح ریسک، نتیجه فروخته میشود: «درآمد دلاری»، «سود تضمینی»، «استراتژی مخصوص»، «سیگنال قطعی»، «ثروتمند شدن با سرمایه کم» یا «فرصتی که دیگر تکرار نمیشود».
چرا تورم محیط مناسبی برای رویافروشی است؟
در شرایط تورمی، حتی نگهداری پول نیز هزینه دارد. فرد احساس میکند اگر کاری نکند، هر روز فقیرتر میشود. بنابراین ترس از کاهش ارزش پول و ترس از جاماندن وارد تصمیمگیری مالی میشود.
در ایران، با سابقه طولانی تورم بالا و جهشهای ارزی، این مسئله اهمیت بیشتری دارد. مردم واقعاً به دنبال راهی برای حفظ ارزش دارایی خود هستند؛ اما همین نیاز واقعی، بازار مناسبی برای فروش راهحلهای غیرواقعی ایجاد میکند.
ویلا، خودروی لوکس، سفر خارجی، اسکرینشات سود معاملات و جملاتی مانند «من هم روزی مثل شما بودم» میتوانند بخشی از بازاریابی این صنعت باشند.
این پدیده البته مختص ایران نیست. کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC) اعلام کرده زیان گزارششده آمریکاییها از کلاهبرداریهای سرمایهگذاری در سال ۲۰۲۴ به حدود ۵.۷ میلیارد دلار رسیده است. نهاد ناظر مالی بریتانیا (FCA) نیز طی سالهای اخیر برخورد با «Finfluencer»ها و تبلیغات مالی غیرمجاز در شبکههای اجتماعی را تشدید کرده است.
📍رویا بیشتر کجا فروخته میشود؟
در ایران، چند حوزه مستعدترند: فارکس و سیگنالفروشی، رمزارزها و پروژههای ناشناخته، بورس و کانالهای VIP، دورههای پولدارشدن و درآمد دلاری، کسب درآمد آسان با هوش مصنوعی، مهاجرت و سرمایهگذاری خارجی با وعدههای تضمینی و در نهایت طرحهای هرمی و پانزی.
وجه مشترک بیشتر آنها یک چیز است: کوچک نشان دادن ریسک و بزرگ نشان دادن نتیجه.
نکته مهم این است که آموزش سرمایهگذاری، کسبوکار یا حتی معاملهگری ذاتاً رویافروشی نیست. تفاوت را باید در نحوه ارائه جستوجو کرد:
آموزش واقعی درباره احتمال، ریسک و محدودیتها صحبت میکند؛ رویافروشی درباره نتیجه قطعی صحبت میکند.
و شاید خطرناکترین جمله در یک اقتصاد تورمی این باشد:
«اگر پولت را نگه داری، ضرر میکنی؛ پس باید هر طور شده سرمایهگذاری کنی.»
بله، تورم قدرت خرید پول را کاهش میدهد؛ اما ترس از یک زیان ۳۰ یا ۴۰ درصدی نباید فرد را وارد تصمیمی کند که ممکن است ۱۰۰ درصد اصل سرمایهاش را از بین ببرد.
تورم ابتدا قدرت خرید مردم را کاهش میدهد؛ سپس ترس از فقیرتر شدن، بخشی از همان مردم را به مشتری کسانی تبدیل میکند که وعده یک راه سریع برای ثروتمند شدن میدهند.
📍هرچه آینده اقتصادی مبهمتر باشد، فروش آیندههای خیالی آسانتر میشود.
✍️پیام زعفری
🆔 Telegram
🆔 Instagram