-
🕊در اندیشه پروازم🕊 🕊از عشق رهی سازم🕊 🕊با نغمه و آوازم🕊 🕊شوری دگر آغازم🕊 ✍دریا کانال دوم👇 @Ehsas_Ehsass
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
کلیپی کوتاه و جذاب از زنگ ورزش در یکی از مدارس چین👏👏
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
اگر لخت هم بری پای صندوق رای اشکال نداره چون انتخاباته
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
کمبود مردان واقعی دلیلی برای چسبیدن به افراد عجیب و غریب نیست. زن تا ازدواج نکرده نگران آینده است، مرد تا ازدواج نکرده نگران آینده نیست.
#مرلین_مونرو
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
از باد همه پیام او میشنوم
وز بلبل مست نام او میشنوم
این نقش عجب که دیدهام بر در دل
آوازهٔ آن ز بام او میشنوم
#مولانا
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
وقتی یه متاهل بهت پیشنهاد میده؛ فکر نکن خیلی خاص و جذابی.
در بهترین حالت یه میان وعدهای!
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
ما ميتونيم خيلی چيزا،
به آدمای اطرافمون هديه كنيم
مثل عشق، لذت دوست داشتن...
اما لياقت داشتن اينارو
ما نميتونيم بهشون بديم!
#دكتر_هلاكويی
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
❤️عشق❤️
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
🟢فقر، یک اتفاق نیست
ناشی از ناتوانی حکومت نیست،
فقر، یک روشحکومت بر مردم از طریق مطیع کردنِ آنهاست و حاکمان به خوبی این را میدانند!
هر کجا که فقر تقدیس شد، آنجا فقر یک روشمدیریت مردم است!
آنجا فقر خواست حکومت است ...
و هیچگاه از بین نخواهد رفت !!!
زیرا همهی ارادهی حکومت و بقایش، بر این اصل استوار است که اولین اولویت و دغدغهی انسانِ فقیر معطوف به پر کردنِ شکمِ خود و تامین مایحتاج خود برای زندهماندن است!
و برای اندک نانی، درحالیکه خنده بر لب دارند؛ تا حدِ شکستنِ استخوانهای کمر خم میشوند!
فقط فقر است که به حاکمان این اجازه را میدهد تا تمام دارایی ملتی را چپاول کند و ملت هنوز برای کمترینها، برای لقمه نانی، برای زنده ماندن شاکر باشد!
فقط با فقر میتوان چاکر (بنده، خادم، غلام، نوکر) را چاکر نگه داشت!
فقرا، شهروندان آرمانی حاکمان خودکامهاند!
چنین افرادی، آنچنان درگیر نیازهای اولیه زندگی خود میشوند که فرصت نمیکنند به مسائل مهم دیگر چون آزادی، دموکراسی، عدالتاجتماعی، مسائلفرهنگی، برابری، نیازهایامنیتیاجتماعی و خودشکوفایی فکر کنند!
فرصت نمیکنند به خودکامگی و فساد اربابانقدرت فکر کنند، چه رسد با آن مقابله کنند!
اینها دستاورد فقر برای حاکمان است
و از این روست فقر را تقدیس و تولید میکنند ...
فقر، یک اتفاق نیست ...
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
قلب خود را از افراد موقتی حفاظت کنید...
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
زندگی کن، بگرد، بخور، بخواب، کارها را تا حد امکان کامل انجام بده، و بارها و بارها به خاطر بسپار: وقتی مچت را در حال ایجاد هر مشکلی گرفتی، فورا پایت را بیرون بکش.
#اشو
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
عشق که بی دلیل باشد زیبایی و شکوه و اصالت دارد .
عشق را نمیتوان با تمارین معنوی بدست آورد .
آنچه که در طی سالها تمرین و ممارست بدست میاد تنها شناخت عشق است نه خود عشق .
عشق واقعی از ماهیت وجود حقیقیات سرچشمه میگرد نه علت بیرونی .
عشق قابل تعریف با هیچ واژه و کلمه ای نیست .
عشق ؛ آموختنی نیست که در مکاتب و مدارس آموخته شود ، عشق ؛ نهایت آگاهی است .
در این کیفیت از آگاهی ذهن تمام مقاومتها را زمین گذاشته و انرژی پدیدار میشود که همان انرژی عشق است . این انرژی عشق با بخشیدن و سهیم شدن سرشار میشود تا جاییکه تماما وجودت بخشی از عشق شود.
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
متاسفانه ، ما همیشه واکنش نشان می دهیم.
برای نمونه اگر خشمگین باشم ، همه چیز در من خشمگین است و تمام تجلیاتم خشمگین است.
می توانم یاد بگیریم وقتی خشمگین هستم مودب باشم اما درون همان باقی می مانم.
اما اگر از عقل سلیم سود جویم چرا باید از دست کسی که نگاه نفی کننده به من می اندازد خشمگین شوم؟
شاید تنها از روی بلاهت این کار را می کند.
یا شاید کسی او را بر ضد من برانگیخته.
برده نظر دیگری شده ؛ یک مردم آهنی ، یک طوطی که واژه های دیگران را بازگو می کند.
فردا ممکن است نظرش را تغییر دهد.
اگر ناتوان باشد ، من در صورت آزردگی از او هم ناتوان ترم و ممکن است رابطه ام را با دیگران هم از او خشمگین باشم خراب کنم ، از کاه کوه بسازم.
#گرجیف
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
وقتی شیخ احمد جورفانی یکی از مریدان را دید که مراقبه کرده بود. کفش بیرون کرد و چند کفشِ محکم در پسِ گردنِ او بزد.
مرید گفت: «مراقبه کردهام، شیخ چرا رنجش مینماید؟»
فرمود که: «مراقبه کسی را روا بود که یک هفته طعام نخورده باشد، چون آوازِ پایی بشنود در خاطرش نیاید که این کس برایِ من طعام میآورد.»
#نفحات_الانس_من_حضرات_القدس
#نورالدین_عبدالرحمن_جامی
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
رفقای دبیرستان
تاکنون پيش آمده که به فردى هم سن و سال خود نگاه کرده باشيد و پيش خود گفته باشيد: نه، من مطمئناً اين قدر پير و شکسته نشدهام؟
اگر جوابتان مثبت است از داستان زير خوشتان خواهد آمد:
من یک روز در اتاق انتظار يک دندانپزشک نشسته بودم. بار اولى بود که پيش او مىرفتم.
به مدارکش که در اتاق انتظار قاب کرده بود و به ديوار زده بود نگاه کردم و اسم کاملش را ديدم.
ناگهان به يادم آمد که ۴۰ سال پيش، در دوران دبيرستان، پسر بلندقد، مو مشکى و مهربانى به همين اسم درکلاس ما بود.
وقتى که نوبتم شد و وارد اتاق او شدم به سرعت متوجه شدم که اشتباه کردهام. اين آدم خميده، موخاکسترى و با صورت پرچين و چروک نمىتوانست همکلاسى من باشد.
بعد از اين که کارش بر روى دندان هايم تمام شد و آماده ترک مطب بودم از او پرسيدم که آيا به مدرسه هراتی مى رفته است؟
او گفت: بله. بله...
من فارغالتحصیل هراتی هستم.
پرسيدم: چه سالى فارغالتحصيل شديد؟
گفت: ١٣۶۲. چرا اين سوال را مىپرسيد؟
گفتم: براى اين که شما در همان کلاسى بوديد که من بودم.
او چشمانش را تنگ کرد و کمى به من خيره شد و بعد گفت:
شما چى درس مىداديد؟ 🤣🤣🤣
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
یکوقت در میدان مخبرالدوله دو تا ساعت بود که شهرداری نصب کرده بود. یکی رو به جنوب و یکی رو به شمال، این دو ساعت هیچوقت نبود که با هم مطابق باشند. اغلب یکی دو دقیقه و گاهی یکی دو ساعت با هم تفاوت داشتند.
خدا رحمت کند محمد مسعود را، در روزنامهی مرد امروز نوشته بود:
هروقت این دوساعت باهم میزان بشوند، کار مملکت هم میزان خواهد شد.
این نکته آنقدر ظریف بود که دهان به دهان میگشت و شهرداری چون دید که واقعآ نمیتواند این نقص را رفع کند، برای رهایی از شماتت مردم آن ساعتها و ستون ساعت را از میدان برداشت!
حاجی مُرد و شتر خلاص!
به عقیدهی من معجزه کشور سوئیس در بانکداری و ثبات اقتصادی نیست، در بیطرفی نیست، در عدم شرکت در جنگ نیست، در آب و هوا و نظافت و لطافت و ادب مردم آن نیست. معجزه سوئیس در این است که بیش از ۵۰ عدد ساعت با شکل و شمایلهای مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن است و هیچکدام از این ساعتها حتی یک ثانیه با هم تفاوت ندارند.
توفیق سوئیس در همین امر جزئی، ما را آگاه میکند چنین ملتهایی میتوانند معجزه سیاسی و اقتصادی هم داشته باشند.
#دکتر_باستانی_پاریزی
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
اگر اصطلاح گناه را بخواهیم بکار بریم؛ درستتر آن است که بندگی را گناه بدانیم تا آزادی را.
#باروخ_اسپینوزا
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
خودداری از گله و شکایت، الزاماً به معنای تحمل رفتار نادرست دیگران نیست.
به عنوان مثال اگر به پیشخدمت رستوران بگویید که سوپتان سرد است و باید گرم شود
یعنی چنانچه به خود موضوع بپردازید هیچ "من" درونی در این رفتار وجود ندارد.
ولی اگر بگویید:
چطور جرأت میکنی برای من سوپ سرد بیاوری؟..... این رفتار نوعی گله و شکایت به شمار میآید در اینجا یک "من" قرار گرفته که دوست دارد سوپ سرد را به عنوان بی احترامی به شخص خود برداشت نماید "منی" که از خرده گیری از دیگران لذت میبرد.
#اکهارت_تله
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
Читать полностью…
انقلاب نبود
انفجار بود..!
چيزی منفجر شد كه ملت ما را تكه پاره كرد.
حالا يكی دنبال دستش ميگردد،
يكی دنبال چشمش،
يكی دنبال پاهاش،
و ديگری دنبال بچه اش!
#عباس_معروفی
📙تماما_مخصوص
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
❤️خدا محبت است❤️
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
متفاوت باشید و به دنبال شکوفه دادنِ گلِ خودتون باشید ..
بهنظرم پیرو هیچکس و هیچچیز نباشید، استادها رو رها و از آنها فرار کنید وگرنه تا ابد بنده هستید ..
اینجا زندگی فقط یکبار است ..
🕊 @Andishe_parvaz 🕊
بگذار بیندیشم به تمام لحظاتی که با ما به گور رفت
همه چیز انجایی خوابید و تو نبودی،
و رشته های آرزوها به دستان باد افتاد و غم تو را بوسید، در بیهوشی شب گذشته،
در اخرین کلام که پایان یافت و تو نبودی!
کجا بودی ؟
میان غم هایت؟
چه شد آخر ؟
آن گمشده پیدا شد ؟
یا قرار بود گمشده بماند،
نمیدانم!
من خودم گمشدهی خودم هستم، پرندهای با صدای بلند فریاد میزند،
از گمشدهای به گمشدهی خودش،
خودش، خودش، خودش
تو خودت را جا گذاشتهای
جایی لا به لای دفتر رازهایت،
میدانم که سر آغاز هر نگاهی کسیست که خاموش مانده،
به زبان نیاورده که چه چیز را پنهان کرده،
بینوا !
تنهای تنها،
کاش راه فراری بود از خودت، از ان صدا،
صدایت بود، در لحظه
بی قرار، به دنبال چه میگشتی ؟
یادت هست ؟
نبودم و در غیابم کلام ها نوشتی،
برای خودت و خودم،
میدانم به چه میاندیشی،
کاش از غم جدا میشدی،
بار دیگر،
فریاد میزدی،
میخواستی که نجاتت دهم،
من که خواستم،
رهایم نکردی،
در بند آن چیزهایی که گمشده بودن افتادی،
منم گم شدم،
در کجا ؟
میان کلمات،
میان آن هیچ،
میان بعدا،
میان یک دوستت دارم،
همه چیز عشق نبود،
بودن ما از نبودن،
میدانی ؟
میدانم که میدانی!
باور کن که آروزها به گور خوابیدهاند،
در یک غفلت،
در بی پناهی،
افسوس که برف نمیبارد،
افسوس که شب رسیده و سرما میبارد از پنجرهی خیالم،
بخز،
در میان وجودم جان بگیر،
آرام بمان،
اندکی بعد،
کلمات جان میگیرند،
آشنا نبودی،
جان گرفتی ؟
کجا ؟
از چه ؟
غم تو را گرفتار کرده،
بازگشت،
بیهوده نیست ؟
همه چیز میمیرد،
دستان بی جانم کنار رگهای آبی تو،
قطرهای اشک،
شکافت،
عبور مرگ از دیوار،
گسست،
بازهم گسست،
یادت هست،
لحظات خاموش بین حرفها،
یادت هست،
چیزی نمانده،
ناکجا،
جایی در بی مکانی،
مکانی در بی زمانی،
سردرگم،
مبهوت،
انتها،
لغزشی به سمت شیب سرنوشت،
خاموشت کرد،
خاموشت کرد،،
خاموشت کرد ..
#آرام
🕊 @Andishe_parvaz 🕊