9074
"اَنا الحَق"ّ عظیم تواضع است. زیرا این که می گوید: "من عبد خدایم" دو هستی اثبات می کند ، یکی خود را و یکی خدا را. اما آن که "اَنالحَقّ" می گوید خود را عدم کرد به باد داد. می گوید: "اَنالحَقّ" یعنی: "من نیستم ، همه اوست ، جز خدا را هستی نیست
🎥 سریال ترکی
#_امام_غزالی_حجت_الاسلام
#_ imamGazàlî Hüccetü-l-islàm
#_فصل_اول
📺قسمت: 03
📝زیرنویس فارسی
📤کیفیت 720p
✨
ابتدای عشق چنان بوَد که عاشق معشوق را از بهر خود خواهد. و این کس عاشقِ خود است بواسطهی معشوق ولیکن نداند، که میخواهد که او را در راهِ ارادتِ خود بکار برد.
کمال عشق چون بتابد کمترینش آن بوَد که خود را برای او خواهد و در راهِ رضای او جان دادن بازی داند.
عشق این بوَد، باقی هذیان بوَد و علت...
رساله سوانح العشاق
شيخ احمد غزالی
بیخوابی گاهی بد دردیه
دیدم هر جایی که بخام برم باید دوباره برگردمتو همون مسیر نور ، امنیتش بیشتر و آرامش خاطر داریم.....
موافقی با هم ذکری از حضرت عشق کنیمو شوری در دل ؟؟
پس هرآنچه شد، با همهی زخمها و تجربههاش، بگذر و ادامه بده، با دلی که بلد باشه استغفار کنه، با روحی که هنوز مشتاق عشقه و با نگاهی که توی تاریکیهای زندگی هم حقیقت رو فراموش نمیکنه
Читать полностью…
دوست من، توی این راه نه خودت رو مقدس بدون، نه از لغزشهات ناامید شو.
اگه افتادی، بلند شو؛ اگه دلت تیره شد، برگرد، اگه کسی آزارت داد، نذار رنجت تبدیل به کینه بشه
استغفار هم فقط گفتنِ «خدایا ببخش» نیست،
یعنی آدم به خودش بیاد، غبار غفلت رو از دلش پاک کنه و صادقانه اعتراف کنه که گاهی بهجای حقیقت، دنبال خواستههای خودش بوده.
استغفار یعنی برگشتن؛ برگشتن از خودبینی به فروتنی، از قضاوت به فهمیدن و از غفلت به حضور خدا
چرا که ما در این وادی و دیر مغان تنهاییم؛ نه از اون تنهاییهایی که با حضور آدمها پُر میشن،
بلکه از جنس راهی که هر کسی باید خودش توی وجودش طی کنه،
راهی که از خودشناسی شروع میشه و به عشق الهی میرسه
✨
سلام و درود دوست من
نیمه شبت بخیر
هرآنچه شد، تو در مسیر نور بمان،
دوست من...
✨
گاهی تمام راههای سلوک، به یک حقیقت میرسند:
خدا از تو دور نیست؛ این تویی که باید به خویشتن بازگردی…
سهل تستری، عارفی که راه معرفت را از بیداری دل و یاد همیشگی خدا میجست.
✨
#سهل_تستری #عرفان_اسلامی
✨
ازلی بودن عشق در سوانح العشاق غزالی
جناب احمد غزالی در کتاب سوانح العشاق، حقیقت عشق را ازلی می داند و به آیه شریفه {فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ} استدلال می کند و نتیجه می گیرد که انسان قبل از اینکه دوستدار خدا باشد، محبوب خداست و همان طور که محبوبیت انسان، ازلی پس عشق انسان به خدا هم ازلی است.
کتاب سوانح العشاق از نظر حجم کوچک اما از نظر محتوا، بسیار پرمحتواست که به قلم فارسی قرن پنجم هجری توسط احمد غزالی نگاشته شده است. اجازه بدهید که کمی درباره مرد بزرگ تاریخ عرفان ایران جناب احمد غزالی سخن بگویم. احمد و محمد دو برادر اهل طوس بودند که با هم بزرگ شدند و تحصیل کردند که سرانجام تحصیلات عالیه آنها در نظامیه بغداد بوده است. نظامیه دانشگاهی بوده که به تدبیر خواجه نظام الملک تاسیس شده؛ که رسالت آن دانشگاه، فقه شافعی و کلام اشعری بوده است
✨
چه نویسم؟ که نوشتنی نیست.
چه گویم؟ که گفتنی نیست.
چه بشنوی؟ که شنودنی نیست.
#عین القضات
✨
آری بر قلب عاشق قفلی زده میشود که جز عشق و محبت محبوبش
هیچکس و هیچ چیزی داخل نمیگردد،
حتی بر گنجینه خیال او هم قفل میزنند
که غیر از چهره محبوبش را تصور نکند، اگر چنین نباشد نه عشق و محبتی وجود دارد و نه عاشقی
زیرا اصل و اساس در عشق این است
که تو عاشقِ عینِ معشوقت باشی
و در محبوبت از خودت غایب شوی،
که در آن حال اوست که وجود دارد نه تو
ابن# عربی
/channel/Analhaghhoo
✨
🎥 سریال ترکی
#_امام غزالی_حجت_الاسلام
#_ imamGazàlî Hüccetü-l-islàm
#_فصل_اول
📺قسمت: 02
📝زیرنویس فارسی
📤کیفیت 720p
✨
قلب، در حقیقتِ باطنی خود، تنها دریافتکننده نیست؛ گویی با آگاهیای ژرفتر از ذهن آشناست. گاهی پیش از آنکه عقل چیزی را دریابد، قلب نشانهای از آن را احساس میکند؛ انگار حقیقت را نه از بیرون، بلکه از عمق وجود دریافت میکند.
/channel/Analhaghhoo
✨
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
ای خنده ی تو دورترین خاطره ی من دیدار تو نایاب ترین منظره ی من
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو نزدیکترم کرد
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
#علیرضا قربانی
🔥تقدیم به نگاههای زیبای شما و دلهای بیقرارِ عاشقتون؛ به اون دلهایی که در هیاهوی دنیا، هنوز دنبال حقیقت میگردن و در خلوت خودشون، با خدا حرفهایی دارن که هیچ زبونی توان گفتنش رو نداره. ❤️
✨
#ذکر شریف # اسماءالحسنی
﷽
📜یک شرط از شرایط سلوکْ ذکر است، و ذکر مختارْ نزد ارباب قلوب«لا اله الا الله»است..و هیچ نوع از انواع اذکار و عبادات، در ترقّی درجات و مقامات معنوی، اثر سرعت این کلمه ی طیبه ندارد.
📘مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، شمس الدین محمد لاهیجی قَدَّسَ اللهُ سِرَّهُ، ص۲۹۴
✨
گاهی با خدا حرف میزنم، بیاونکه کلمهای بگم؛ من از آشفتگیهام میگم و او از حقیقتی که پشتشون پنهونه. من از خطاهام خجالت میکشم و به استغفار پناه میبرم. عاشقانهترین لحظهی من و خدا، همونجاست که دیگه چیزی برای پنهان کردن ندارم و با تمام ناتموم بودنم، به سویش برمیگردم.
الهی العفو....
/channel/Analhaghhoo
شاید تنهاییِ این وادی سهم هر رهرو باشه، اما نوری که در مسیر عشق پیدا میکنی، میتونه نگاهت به تمام زندگی رو عوض کنه.....
همین....
دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم....
ما مسافر راهی هستیم که مقصدش فقط دانستن دربارهی خدا نیست ،
قراره حضورش رو توی رفتارمون، توی مهربونیمون و توی صداقتمون نشون بدیم
عشق الهی هم از همینجا جون میگیره،
از جایی که دیگه نمیخوای خدا رو فقط برای رسیدن به خواستههات بخوای، بلکه دلت میخواد حقیقت رو بشناسی، حتی اگه شناختنش، تو رو با ضعفها و نادونیهای خودت روبهرو کنه
اینجا آدم کمکم میفهمه که انسان بودن، فقط نفس کشیدن و زندگی کردن نیست؛ انسان بودن یعنی هر بار که غرور، خشم یا خودخواهی ما رو از حقیقت دور میکنه، جرأت کنیم برگردیم و خودمون رو دوباره بشناسیم
Читать полностью…
دنیا همیشه اونجوری که ما میخواییم پیش نمیره،
آدمها میان و میرن، دلها میشکنن و بعضی آرزوها هیچوقت به سرانجام نمیرسن.
اما تو نذار تلخی روزگار، روشنی دلت رو خاموش کنه
✨
خدایا...
به آستان تو آمدهام؛
نه برای آنکه جهان را به خواست خویش تغییر دهم،
بلکه برای آنکه در محضر تو، خویشتن را از نو بشناسم.
تویی یگانهای که دل، جز با یاد تو آرام نمیگیرد؛
بینیازی که همه محتاج اویند
و پناهی که هیچ پناهی بیرون از او نیست.
مرا به جایی از سلوک برسان
که در رنجها، بهجای گله، تو را بجویم؛
در تنگناها، بهجای نومیدی، به تو تکیه کنم
و در فراز و فرود روزگار،
از آستان تو روی نگردانم.
خدایا...
مرا از من عبور ده؛
از آن منیّتی که میان من و تو حجاب میشود،
از آن دلبستگیهایی که دل را از حضور تو غافل میکنند،
و از آن غروری که گمان میبرد بیتو میتوان ایستاد.
مرا به مقامِ تسلیم برسان؛
آنجا که دل، نه از سر ناچاری،
که از سر شناخت، تو را انتخاب میکند؛
آنجا که آدمی میفهمد
تمام راهها، اگر به تو نرسند، هنوز آغاز نشدهاند.
پروردگارا...
پناهِ جانم باش،
آمرزندهٔ لغزشهایم،
و روشنیِ راهی که در جستوجوی تو میپیمایم.
جمعهی شریف مبارک. 🤍🕊️
/channel/Analhaghhoo
✨
مولانا، شریعت و طریقت و حقیقت
رو به شمع، راه و مقصد تشبیه میکنه.
⬅️شریعت، نورِ راهه؛
⬅️طریقت، قدم برداشتن در این راه و
⬅️حقیقت، رسیدن به عمقِ معناست.
شریعت بهت نشون میده از کدوم مسیر بری، اما این تویی که باید قدم برداری؛ باید آموختههات رو زندگی کنی و بذاری درونت رو تغییر بدن.
طریقت یعنی از دانستن عبور کنی و به زیستن برسی؛ یعنی ایمانت فقط روی زبونت نباشه، در نگاهت، رفتارت و رابطهات با جهان هم جاری بشه.
و حقیقت، اونجاست که شناختت از خدا، دیگه فقط یک مفهوم در ذهنت نیست؛ بلکه در عمق وجودت ریشه میدونه.
شریعت، راه رو روشن میکنه؛
طریقت، تو رو در مسیر میپرورونه و
حقیقت، پرده از معنای سفر برمیداره.
چون مقصد، فقط دونستنِ راه نیست؛ دگرگون شدنه در مسیرِ رسیدن.
#مولانا #عرفان
/channel/Analhaghhoo
✨
✅از کثرت تا وحدت؛
در جستوجویِ سوختن در عشقِ حق
✨
خیلیها میپرسند:
«چگونه میتوان از عشقِ الهی سوخت و در او غرق شد؟»
نگاه کنید به این تصویر... (ذيل )این تنها یک اثر هنری نیست؛ این یک «نقشه راه» است.
مسیری که از میانِ لایههای مختلفِ هستی میگذرد تا به مرکزِ نور برسد.
اگر میخواهید در این آتش بسوزید، باید بدانید که این مسیر، یک حرکتِ صعودی است:
🔹 از ناسوت (عالم مادی):
جایی که ما درگیرِ جسم و مادیات هستیم. اولین قدم، شناختِ این است که ما تنها در این لایه محدود نیستیم.
🔹 به سمت مثال (عالمِ خیال و واقعیت):
جایی که مرز میانِ آنچه میبینیم و آنچه در درونمان است، کمرنگ میشود.
در این مرحله، قلب باید یاد بگیرد که
"معنا" را فراتر از "صورت" ببیند.
🔹 ورود به ملکوت (عالمِ معنا و اراده):
جایی که کثرتهای مادی کنار میروند و با نظمِ نورانیِ فرشتگان و حقیقتهای روحانی روبرو میشویم. در اینجا، دیگر خبری از "من" نیست، فقط "او"ست.
🔹 و در نهایت... رسیدن به «حق»:
مرکزِ درخشانِ این دایرهها؛ جایی که تمامِ مسیرها به هم میرسند و تمامِ کثرتها در وحدتِ مطلق حل میشوند.
⚠️ اما شرطِ ورود چیست؟
«خالی شدن»
بسیاری از ما میخواهیم به این مرکز برسیم، اما در حالی که کولهپشتیمان پر از سنگینیِ «خود» است!
برای غرق شدن در این نور،
باید از «خود» خالی شد.
یعنی باید از این «منِ» کاذب، از این «نفسِ» پرگو، و از این «ایگو» (Ego) که مدام میگوید: «من این هستم»، «من آن کار را کردم»، «من بهترم»... عبور کرد.
تا وقتی که این «منِ» دروغین، مثلِ یک سدِ محکم جلوی نور ایستاده باشد، قلب شما هرگز نمیتواند تاریک یا روشن شود؛ فقط میتواند «تکثیرِ خود» باشد.
عشقِ الهی، شعلهای است که هر چه را
«غیر از او» باشد، میسوزاند.
پس اگر میخواهی در او غرق شوی، باید اول از خودت، از نفسِ خودت و از تمامِ آنچه که تو را «تو» نگه داشته، رها شوی... تا فقط «او» باقی بماند. ❤️
آیا شما آمادهی فرو ریختنِ این
«منِ» کاذب هستید
/channel/Analhaghhoo
✨
ترس مهمترین ابزار شیادان است برای غلبه بر جوامع انسانی، ترس پروبال اندیشه را می چیند و مانع پرواز آن میشود...
آنها ما را از خشم خدا میترسانند که مبادا ما به چیزی شک کنیم، چرا که بخوبی میدانند شک میتواند جرقهای برای روشن شدن باشد، برای شعلهور شدن آگاهی وجود انسان، آگاهی که انسان را از خرافه و جهل میرهاند و به سلطه شیادان در به بند کشیدن انسان پایان میدهند...
آنها خدای دلخواه و خشن خود را برای رسیدن به منافع خود به ما معرفی کردهاند و چنین تحمیل کردهاند که شک و تفکر درباره حقیقت خدا، و خروج از باورهای تحمیلی، سبب آمدن بلا و بدبختی و بیماری میشود..
اما ترس خود را کنار بگذارید تا از بند خدای دیوگونه آنها رها شوید و آگاهی در وجودتان شعلهور شود...
/channel/Analhaghhoo
✨
✅قاعدهی چهلم؛ عشق، خود
جهانی مستقل است
عشق را نمیتوان بهسادگی در قالب مفاهیم و دستهبندیهای ذهنی محصور کرد. ذهن انسان میکوشد میان عشق زمینی و آسمانی، جسمانی و روحانی مرز بکشد؛ اما حقیقت عشق، لزوماً از این مرزبندیها پیروی نمیکند
. آنچه اهمیت دارد، نه نامی است که بر عشق مینهیم، بلکه حقیقتی است که در ژرفای آن آشکار میشود.
گاهی دلبستگی به انسانی، دریچهای به شناخت خویشتن میگشاید؛ حضوری که در آغاز، متوجه دیگری است، بهتدریج پرسشهایی بنیادین دربارهی وجود، خواستن و معنای زندگی پدید میآورد. عاشق درمییابد که آنچه او را به حرکت واداشته، شاید فراتر از دستیابی به محبوب باشد؛ گویی در پسِ این خواستن، جستوجویی نهفته است که خودِ او نیز از آغاز، بهدرستی از ماهیت آن آگاه نبوده است.
بااینحال، هر دلبستگیای را نمیتوان
عشق نامید
. گاه انسان خواستههای خویش را در چهرهی محبوب میبیند و بهجای دوستداشتن، در پی تصاحب اوست. عشق هنگامی ژرفتر میشود که دیگری را صرفاً وسیلهای برای آرامش، رضایت یا تکمیل خویشتن نخواهیم؛ بلکه حضور و حقیقت او را، مستقل از منافع شخصی خود، به رسمیت بشناسیم.
در افق عرفان، عشق میتواند از تجربهای انسانی آغاز شود و به پرسشی دربارهی حقیقت الهی بینجامد.
این گذار به معنای انکار جهان جسمانی نیست؛ بلکه به معنای عبور از ظاهر تجربه و تأمل در معنای عمیقتر آن است.
آنچه در ابتدا تنها یک احساس به نظر میرسید، ممکن است انسان را به بازنگری در تمام برداشتهایش از خود، دیگری و هستی وادارد.
عشق، خود جهانی مستقل است؛ جهانی که قواعد آن را نمیتوان تنها با منطق سود و زیان، مالکیت و انتظار سنجید.
در این جهان، ارزش یک تجربه صرفاً به ماندگاری آن یا رسیدن به خواستهها وابسته نیست؛ بلکه به حقیقتی بستگی دارد که در جان انسان آشکار میسازد.
شاید بیهودگیِ زندگیِ بیعشق، نه در فقدان یک رابطهی عاطفی، بلکه در محرومماندن از تجربهای باشد که انسان را از تکرار بیتأمل روزها فراتر میبرد.
زیرا ممکن است کسی سالیان دراز زندگی کند، بیآنکه هرگز از خویشتن بپرسد چه چیزی واقعاً برای او ارزش زیستن دارد.
و سرانجام، عشق نه صرفاً موضوعی برای اندیشیدن، بلکه تجربهای است که فهم آن بدون زیستن دشوار میشود؛ تجربهای که معنایش را نمیتوان به یک تعریف نهایی فروکاست.
شاید از همین روست که عشق را نمیتوان تنها به صفتی محدود کرد؛ زیرا هر تعریفی بخشی از آن را روشن میکند و بخشی دیگر را بیرون از قلمرو واژهها باقی میگذارد.
/channel/Analhaghhoo
✨
☀️خورشید شور و عشق در روح
و جانم افتاد
و در قلبم طلوع کرد
عشق در نزد من خواستنی تر و بزرگتر
از هر چیزی است
ای عشقِ محبوب و مولای من
از من دور نشو که دنیا بدون تو
شایسته ی زندگی کردن نیست
هیچ وقت فراموش نکن که
قلب ارزشی ندارد مگر زمانی که
معشوق به آن نظر کرده باشد
و عشقِ حبیب در آن جاری باشد
ابن عربی
✨
حضور دائمى معشوق در دل عاشق
هر جا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت مُلك تو شد، همیشه محب باشی در گور و در حشر و در بهشت، الی مالانهایه.
چون تو گندم کاشتی، قطعا گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم باشد.
مجنون خواست که پیش لیلی نامه نویسد. قلم در دست گرفت و این بیت گفت:
خَیالکَ فِی عَینی وَ اِسمُکَ فی فَمِی
وَ ذِکرُکَ فی قَلبی، اِلی اَینَ اکتُبُ.
خیال تو مقیم چشم است
و نام تو از زبان خالی نیست
و ذکر تو در صمیم جان جای دارد.
پس نامه پیش کی نویسم؟! چون تو در این محلها می گردی؟!
قلم بشکست و کاغذ بدرّيد.
#مولانا
#فيه_ما_فيه
✨
💥قابل توجه دست اندرکاران
پرداختن به زندگی و آثار بزرگان ایرانی
نهتنها اقدامی فرهنگی، بلکه ضرورتی برای تقویت هویت تاریخی و معرفی ظرفیتهای تمدنی ایران به شمار میرود.
با این حال، صدا و سیما اغلب در بهرهگیری از این سرمایه عظیم فرهنگی، گرفتار تکرار، محافظهکاری، نگاههای کلیشهای و تولیدات کمرمق بوده است و نتوانسته این مفاهیم عمیق را با زبان هنر و نیازهای مخاطب امروز پیوند دهد.
البته میراث این بزرگان از مرزهای سیاسی امروز فراتر میرود و به همه انسانها تعلق دارد؛ بااینحال، روایت زندگی و اندیشه آنان نیازمند پژوهش دقیق، شناخت عمیق، معرفی مسئولانه و تولید آثار فاخر در سرزمین خاستگاهشان است.
تحقق این امر میتواند از تحریف، سادهسازی یا ارائه تصویری ناقص از شخصیت و اندیشه آنان جلوگیری کند.
اما صدا و سیما در بسیاری از موارد، به جای سپردن چنین پروژههایی به پژوهشگران و هنرمندان توانمند، از الگوهای تکراری و روایتهای سطحی استفاده کرده و نتیجه آن نیز آثاری بوده که نه مخاطب گستردهای جذب کردهاند و نه توانستهاند جایگاه این مفاخر را در ذهن نسل جدید تثبیت کنند.
مسئله تأسفبرانگیز آن است که گاه دیگران ارزش این گنجینههای فرهنگی را بهتر از ما درک و به تصویر میکشند، در حالی که خودمان، بهویژه در ساختار رسمی رسانه، از ظرفیت گسترده آنان برای تولید آثار ماندگار و اثرگذار غافل ماندهایم.
این وضعیت نشان میدهد که میان برخورداری از میراث فرهنگی غنی و بهرهگیری هنرمندانه و مسئولانه از آن، فاصلهای جدی وجود دارد؛ فاصلهای که بخشی از آن نتیجه ضعف مدیریت فرهنگی، نبود نگاه راهبردی، کمبود جسارت هنری و بیتوجهی به سلیقه و نیاز مخاطب است.
صدا و سیما نمیتواند همواره کمبود بودجه، دشواری تولید یا پیچیدگی موضوع را بهانه کند، در حالی که برای تولید برنامهها و مجموعههایی با محتوای کمارزش یا تکراری منابع قابل توجهی صرف میشود.
مشکل فقط نبود امکانات نیست؛ مسئله اصلی، اولویتبندی نادرست، فقدان رقابت واقعی، ضعف نظارت تخصصی و بیاعتمادی به نویسندگان، کارگردانان و پژوهشگران مستقل است.
تا زمانی که این مشکلات اصلاح نشود، انتظار تولید آثاری ماندگار درباره مفاخر ایرانی بیشتر به شعار شبیه خواهد بود تا یک سیاست فرهنگی جدی.
اکنون زمان آن رسیده است که صدا و سیما از رویکرد منفعلانه و مناسبتی خود فاصله بگیرد و به جای حسرت خوردن یا واکنش نشان دادن به روایتهای دیگران، با برنامهریزی فرهنگی، حمایت از پژوهشهای معتبر، استفاده از نیروهای خلاق و ساخت فیلمها و سریالهای ماندگار، بزرگان خود را آنگونه که شایستهاند به جامعه و جهان معرفی کند.
رسانه ملی باید بپذیرد که مخاطب امروز، روایتهای شعاری و یکسویه را نمیپذیرد و برای جذب او، کیفیت، صداقت، عمق و جذابیت هنری ضروری است.
فرهنگی که بزرگانش را روایت نکند، نباید تعجب کند اگر روایت آنان را دیگران به دست بگیرند؛ و رسانهای که از چنین میراثی غفلت میکند، باید مسئولیت این خلأ فرهنگی را نیز بپذیرد.
/channel/Analhaghhoo